فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
85 - 104
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطه ای خودپنداره تحصیلی در رابطه بین جو اخلاقی مدرسه و احساس تعلق به مدرسه در دانش آموزان دوره متوسطه دوم انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی- همبستگی به روش تحلیل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر ماکو در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 2000 نفر بود. نمونه آماری شامل 370 نفر از دانش آموزان دختر و پسر بود که با استفاده از فرمول اسلووین و به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های جو اخلاقی مدرسه (SECI)، احساس تعلق به مدرسه (SSCS) و خودپنداره تحصیلی (ASCQ) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری در برنامه SPSS و AMOS انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین جو اخلاقی مدرسه با خودپنداره تحصیلی و همچنین بین جو اخلاقی مدرسه و خودپنداره تحصیلی با احساس تعلق به مدرسه رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (05/0>p). همچنین نتایج نشان داد که خودپنداره تحصیلی نقش واسطه ای معنی داری در رابطه بین جو اخلاقی مدرسه و احساس تعلق به مدرسه دارد. نتایج این پژوهش حاکی از این بود که تأثیرگذاری جو مدرسه بر احساس تعلق به مدرسه در دانش آموزان به میزان خودپنداره تحصیلی آنان بستگی دارد و همچنین بیانگر اهمیت توجه به نقش جو اخلاقی مدرسه و خودپنداره تحصیلی در افزایش احساس تعلق دانش آموزان به مدرسه بود.
مرور نظام مند مطالعات انجام شده درباره ی ارتباط برنامه های درسی دانشگاه های فنی و حرفه ای و انتظارات بازارکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آگاهی از ارتباط بین برنامه درسی دانشگاه فنی و حرفه ای و انتظارات بازارکار بود. این پژوهش با رویکرد کیفی، از نوع مرور نظام مند، انجام شد. ابتدا از میان 523 مقاله پژوهشی و به روش پریزما 24 مقاله، پس از رعایت ملاک های ورود و خروج، انتخاب و با مطالعه و جمع آوری اطلاعات براساس منابع موجود، بررسی شدند. به طور کلی سه مضمون تحلیلی "چالش های اشتغال"، "به کارگیرندگان فارغ التحصیلان" و "برنامه درسی دانشگاه فنی وحرفه ای" و شش مضمون توصیفی "موانع استخدام فارغ التحصیلان"، "موانع زیرساختی در آموزش عالی"، "مهارت های اشتغال پذیری"، "مشارکت کارفرمایان و آموزش عالی"، "یادگیری تجربی" و " توسعه و بروز رسانی برنامه درسی" استخراج گردید. نتایج پژوهش نشان داد که بین برنامه های درسی دانشگاه فنی و حرفه ای و دیدگاه افرادی که این فارغ التحصیلان را استخدام می کنند رابطه ای وجود ندارد. رابطه بین ذینفعان مشارکتی نبوده و توازن میان آموزش و بازارکار برقرار نیست.
طراحی الگوی اقتصاد در آموزش شیمی با تأکید بر مؤلفه های اقتصاد دانش بنیان (مورد مطالعه: معلمان شیمی شهرستان های استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکردی بنیادی و جامع به بررسی و ارائه یک الگوی مفهومی برای تبیین اقتصاد در آموزش شیمی با تأکید بر مؤلفه های اقتصاد دانش بنیان می پردازد و برای این منظور، از رویکرد آمیخته بهره می برد. جامعه آماری بخش های کیفی و کمّی تحقیق را به ترتیب تمام اعضای هیأت علمی رشته شیمی دانشگاه فرهنگیان و معلمان شیمی شهرستان های استان تهران به تعداد 761 نفر، و تمام معلمان شیمی شهرستان های استان تهران به تعداد 733 نفر تشکیل می دهند. نمونه آماری بخش کیفی با روش نمونه گیری گلوله برفی و هدفمند 15 نفر و بخش کمّی طبق فرمول کوکران 252 نفر با روش تصادفی بوده است. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی و پایایی سؤالات توسط صاحب نظران تأیید شد. تجزیه و تحلیل مصاحبه ها و داده های پرسشنامه با استفاده از نرم افزارهای MAX. QDA. نسخه 2007، IBM SPSS Statistics 26 و LISREL 8.8 انجام گرفت. از راهبرد نظریه داده بنیاد مشتمل بر کدگذاری باز، محوری و انتخابی جهت دستیابی به الگوی مستخرج از پژوهش استفاده گردید. یافته های بخش کیفی، بیانگر آن است چهار مؤلفه شامل انگیزه اقتصادی (با 8 مقوله)، آموزش و نیروی انسانی (با 4 مقوله)، نوآوری (با 5 مقوله) و فناوری اطلاعات و ارتباطات (با 3 مقوله) در اقتصاد در آموزش شیمی مؤثر هستند. یافته های بخش کمّی الگوی استخراج شده را تأیید می کنند. شاخص های برازش مطلق و مقتصد در یک ساختار برازش مطلوب، الگوی اقتصاد در آموزش شیمی با تأکید بر مؤلفه های اقتصاد دانش بنیان را حمایت می کنند.
مدل برنامه درسی آموزش عالی پایدار یک پژوهش ترکیبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل برنامه درسی آموزش عالی پایدار روش ترکیبی(کیفی و کمی) از نوع نظریه زمینه ای و همبستگی انجام گرفت. داده های این پژوهش برگرفته از مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته با 12 نفر از متخصصان موضوعی در حوزه برنامه درسی آموزش عالی کشور بود که براساس نمونه گیری هدفمند وابسته به معیار انتخاب و تا رسیدن به اشباع نظری این فرایند ادامه یافت. اعتبار داده های پژوهش از طریق بازگشت به مشارکت کنندگان و ممیزیان بیرونی بررسی و تایید شد. تجزیه تحلیل اطلاعات بر اساس مدل اشتراس و کوربین در قالب کد گذاری باز، محوری، و گزینشی در نرم افزاراطلس تی ای 8، انجام گرفت. در بخش کمی از طریق روش همبستگی و در نمونه آماری 306 نفر از متخصصان موضوعی از طریق روش نمونه گیری غیر تصادفی با استفاده از فرمول کوکران برآورد و سنجش شد؛ از طریق نرم افزار اسمارت PLS داده ها تحلیل شد. نتایج نشان داد عوامل علی با ضریب (0.46) در برنامه درسی آموزش عالی مبتنی بر توسعه پایدار تاثیر دارند. این متغیر در کنار عوامل مداخله گر و زمینه ساز به ترتیب (053)، (0.61) و (0.58) بر راهبردها تاثیر گذاشته و در نهایت، راهبردها با ضریب(0.41) بر پیامدها موثر است.
بررسی پدیدارشناسانه انتظارات و تجربیات معلمان از آماده سازی آنان در راستای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: یکی از اهداف سند تحول بنیادین در نظام آموزشی، آماده سازی کارکنان می باشد.در نظام آموزش و پرورش ایران، سند تحول بنیادین در راستا تغییر و تحول این نظام تدوین شده است. براین اساس هدف از این پژوهش بررسی پدیدارشناسانه انتظارات معلمان از آماده سازی آنان در راستای سند تحول بنیادین است. روش ها: پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی بوده که با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است. رو ش جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. مشارکت کنندگان این مطالعه از بین تمامی معلمان شرکت کننده در آزمون سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش شهر مشهد بودند که به روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور 15 نفر از آنان انتخاب شدند. روش تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون بود. همچنین به منظور اعتباربخشی یافتهها از معیارهای چهارگانه(باورپذیری، اطمینان پذیری، انتقال پذیری و تاییدپذیری) استفاده شد . یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که انتظارات معلمان را می توان در سه دسته: انتظارات مدرسه ای، سازمانی و اجتماعی دسته بندی کرد. همچنین تجارب درون مدرسه ای، تخصصی، شخصی و پوچ، چهار بعد اصلی تجربیات معلمان را نشان داد. ،عوامل تسهیل کننده در قالب دو عامل شخصی و اجرایی و عوامل بازدارنده در قالب سه عامل سازمانی، اقتصادی و انگیزشی شناسایی شد. نتیجه گیری : با توجه به یافته ها، می توان چنین نتیجه گرفت که مورد مطالعه پذیرش قلبی و درونی نسبت به سند تحول بنیادین نداشتند. بنابراین نیاز است به طور موثرتری به آماده سازی معلمان در راستای اجرای سند تحول بنیادین پرداخته شود.
بررسی موانع و مشکلات توانمندسازی کارکنان آموزشی کمیته امداد امام خمینی(ره) در حوزه آموزش الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های، استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای مقاصد آموزشی به عنوان راهنما و هدایتگر، هر روز با سرعت بیش از پیش پیشرفت های جدید را برای بشریت به ارمغان آورده است. بنابراین پژوهش حاضر به شناسایی موانع و مشکلات توانمندسازی جهت آموزش الکترونیکی کارکنان آموزشی کمیته امداد امام خمینی(ره) پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت رویکرد کمی و روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان و افراد شاغل در بخش های مرتبط در کمیته امداد امام خمینی استان تهران است که با روش نمونه گیری در دسترس 377 نفر انتخاب و پرسشنامه محقق ساخته بین آنها توزیع شد. سپس به منظور بررسی روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تأییدی و به منظور بررسی فرضیات تحقیق از مدل سازی معادلات ساختاری روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) با کمک نرم افزار SmartPLS 3 استفاده شد. در راستای توانمندسازی آموزش الکترونیکی کارکنان کمیته امداد موانع شامل: عوامل فردی، عوامل مدیریتی سازمانی، عوامل زیر ساختی و فنی، عوامل پداگوژیکی، عوامل نگرشی، عوامل مالی و اقتصادی است. یافته ها نشان داد تمامی ضرایب بارهای عاملی از 4/0 بیشتر است و اعداد معناداری بزرگتر از 96/1 نشان از مناسب بودن این مدل دارد و بنابراین مدل نهایی طراحی و ارائه شد.
ارائه الگوی آموزش رسمی سواد گردشگری با رویکرد توسعه پایدار در حوزه گردشگری در برنامه درسی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی آموزش رسمی سواد گردشگری با رویکرد توسعه پایدار در حوزه گردشگری در برنامه درسی دانش آموزان می باشد. این پژوهش از نظر چگونگی گردآوری داده های مورد نیاز، در گروه تحقیق کیفی و از نوع تحلیل مضمون طبقه بندی شد. جامعه آماری شامل 20 نفر از خبرگان و صاحبنظران در حوزه گردشگری و اعضای هیأت علمی دانشگاه ها می باشند که با روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب و سپس از آنان مصاحبه نیمه ساختار یافته به عمل آمد. به منظور غنای تحقیق، تلاش شد تا با افرادی که از دانش و تجربه بالایی در این زمینه برخوردار بودند، مصاحبه صورت گیرد. جمع آوری اطلاعات تا زمان به اشباع رسیدن داده ها ادامه پیدا کرد و به تدریج کدگذاری متن مصاحبه ها و تجزیه و تحلیل داده ها منجر به جمع بندی و طبقه بندی داده ها شدند. در این راستا از نرم افزار با استفاده از نرم افزار مکس کیودا بهره گرفته شد. روایی و پایایی بر اساس معیارهای قابلیت اعتبار یا باورپذیری، بررسی توسط اعضاء، سه سویه سازی منابع داده ها، تحلیل موارد منفی و قابلیت انتقال پذیری صورت گرفت. در این پژوهش تعداد 333 ویژگی و مفهوم استخراج شد که با بررسی های مجدد و بازنگری های انجام شده و بر اساس مشابهت ها و اشتراکات مفهومی، این مفاهیم و ویژگی ها تقلیل یافته و دسته بندی شدند. سپس 96 شاخص بر اساس اشتراکات مفهومی که با هم داشتند، استخراج شدند. نهایتاً در 20 مفهوم اصلی شامل: استراتژی آموزش گردشگری، عوامل مدیریتی، درک و بینش، مهارت تجزیه و تحلیل، زیرساخت ها، عوامل پیشران، اهداف شناختی (مهارت های آکادمیک)، اهداف نگرشی (مهارت های توسعه فردی)، اهداف مهارتی (مهارت کسب و کار)، اهداف و برنامه های فرهنگی و پرورشی، چالش، دانش (محتوا)، شناخت صنعت گردشگری، جاذبه های فرهنگی، فرایندهای یاددهی، فرایندهای یادگیری، امکانات و فناوری، عدالت اجتماعی، ارزیابی و ارزشیابی دسته بندی نموده است که در 8 گروه 1- عوامل زمینه ساز، 2- عوامل مداخله گر، 3- اهداف آموزشی، 4- اهداف پرورشی، 5- سواد گردشگری، 6- آموزش رسمی، 7- توسعه پایدار، 8- کیفیت زندگی دسته بندی شدند.
بررسی عوامل مؤثر بر بهبود یادگیری دانش آموزان در درس جغرافیا، مطالعه موردی: دانش آموزان دبیرستان های دخترانه شهر بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر بهبود یادگیری دانش آموزان در درس جغرافیا در دبیرستان های دخترانه شهر بیرجند پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان دبیرستان های دخترانه شهر بیرجند است. نمونه گیری به صورت تصادفی انجام شد و 82 دانش آموز دختر از 7 دبیرستان انتخاب شدند. با استفاده از روش تحلیل مضمون، داده های کیفی از طریق پرسش نامه ها جمع آوری و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که استفاده از روش های آموزشی متنوع و کاهش حجم محتوای درسی می تواند بهبود چشمگیری در یادگیری دانش آموزان ایجاد کند. به ویژه، روش های گردش علمی و استفاده از نقشه های مفهومی به عنوان مؤثرترین روش ها شناسایی شدند. این روش ها با ایجاد تجربه های عملی و جذاب، به دانش آموزان کمک می کنند تا مفاهیم پیچیده جغرافیایی را بهتر درک کنند. نتایج پژوهش همچنین حاکی از آن است که نقش معلمان در افزایش علاقه و بهبود یادگیری دانش آموزان بسیار حائز اهمیت است. استفاده از روش های تدریس جذاب و متنوع، ایجاد تعامل مثبت با دانش آموزان و ارائه مثال های واقعی از مفاهیم جغرافیایی، می تواند انگیزه و علاقه دانش آموزان را به درس جغرافیا افزایش دهد. در نهایت، این پژوهش نشان داد که کاهش حجم و محتوای کتاب های درسی و اختصاص زمان بیشتر به فعالیت های عملی و مشارکتی می تواند به جذاب تر شدن درس جغرافیا و بهبود یادگیری دانش آموزان کمک کند. توجه به نوع نگاه دانش آموزان به درس جغرافیا و تلاش برای تغییر این نگاه به سمت مثبت و کاربردی نیز از دیگر عوامل مؤثر بر بهبود یادگیری است.
تاثیر مولفه های رویکرد انتقادی بر پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی پایه چهارم دانش آموزان دختر دوره ابتدایی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز برنامه درسی و آموزش سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
51 - 67
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: هدف از پژوهش حاضر تاثیر مولفه های رویکرد انتقادی بر پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی پایه چهارم دانش آموزان دختر دوره ابتدایی تهران بود. روش ها: روش پژوهش حاضر علی-مقایسه ای است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر مقطع چهارم دوره ابتدایی تهران بودند که تعداد کل آنها 5000 نفر تخمین زده شدند. نمونه پژوهش براساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. حجم نمونه پژوهش با استناد به جدول کرجسی مورگان 381 نفر تعیین شد. ابزار به کار گرفته شده در پژوهش حاضر آزمون مهارتهای انتقادی کالیفرنیا ونمره آزمون پیشرفت تحصیلی درس علوم بود. داده های پژوهش با استفاده از روش آزمون t وابسته و تحلیل واریانس، تحلیل شدند. یافته ها:. یافته های پژوهش نشان داد که مولفه های تفکر انتقادی(تحلیل،استنباط، ارزشیابی،استدلال قیاسی واستدلال استقرایی بر پیشرفت تحصیلی علوم تجربی دانش آموزان در سطح 95 درصد اطمینان تاثیر مثبت معنادار دارندنتیجه گیری: نتایج بدست آمده نشان از مثبت بودن ضرایب مولفه های تفکر انتقادی می باشد ، در واقع نشان دهنده این است که با افزایش آن ها، میزان پیشرفت تحصیلی علوم تجربی نیز افزایش می یابد. با بهره گیری از فرمول ها و روش های تفکر انتقادی، فراگیران می آموزند که قدرت استدلال و قدرت اجتناب میزان یک مسأله را ارتقاء دهند که این خود ناشی از رشد شناختی افراد است. به عبارتی ، با بهره گیری از تفکر انتقادی، فرد به مرور قدرت درک، تجزیه و تحلیل خود را افزایش می دهد.
توانمندسازی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی استان قم با رویکرد داده بنیاد و معادلات ساختاری (یک مطالعه آمیخته)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
25 - 49
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: توانمندسازی کلید موفقیت سازمان ها و نظام های آموزشی بوده و دانشگاه ها باید برای توسعه، اثربخشی، ارتقای توانمندی ها و شایستگی های اعضای هیئت علمی خود گام های موثری در این زمینه بردارند. هدف این پژوهش توانمندسازی اعضای هیئت علمی در دانشگاه آزاد اسلامی استان قم به روش آمیخته با رویکرد معادلات ساختاری بود.روش شناسی پژوهش: روش پژوهش در بخش کیفی استفاده از نظریه داده بنیاد و در بخش کمّی، توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری در بخش کیفی بر اساس اصل اشباع نظری تعداد15 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه، صاحبنظر در حوزه توانمندسازی با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و مصاحبه نیمه ساختاریافته، و در بخش کمّی دربرگیرنده تمامی اعضای هیئت علمی تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامی استان قم(221 نفر) بود که با استفاده از فرمول کوکران145 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از مدل اشتراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و در بخش کمّی از روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد.یافته ها: نتایج فاز کیفی کشف 145 مفهوم،12 مقوله اصلی و32 مقوله فرعی شامل عوامل علّی، زمینه ای،مداخله گر،راهبردها و پیامدها بود. در فاز کمّی روایی صوری توسط تعدادی از نمونه آماری و روایی محتوایی آن توسط چندنفر از متخصصان تایید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای تمام مقوله ها بالاتر از7/0 برآورد گردید.بحث و نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد توانمندسازی اعضای هیئت علمی دانشگاه، موجب می گردد که دانشگاه در محیط رقابتی به گونه ای موفق عمل کند که علاوه بر اثرپذیری از محیط، برآن اثرگذار نیز باشد.
کیفیت بخشی به دانشگاه فرهنگیان: شناسایی موانع و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
245 - 264
حوزههای تخصصی:
دانشگاه فرهنگیان به عنوان دانشگاه ملی و مأموریت گرا یکی از اصلی ترین زیرنظام های سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است، که هدف تأمین، تربیت و توانمندسازی معلمان و نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش در کشور را دنبال می کند. اما در طی مدت تأسیس، به دلیل موانع و چالش هایی که شناسایی آن هدف اصلی این نوشتار است، ازکیفیت مطلوب و مورد انتظار فاصله داشته است. بر این اساس شناسایی موانع و چالش های پیشروی دانشگاه فرهنگیان به سوی کیفیت به عنوان یک ضرورت رخ می نماید. به منظور دستیابی به این هدف از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شامل صاحبنظرانی بوده است که در ارتباط با دانشگاه فرهنگیان دارای سابقه علمی و کار پژوهشی و یا سابقه مدیریتی و اجرایی داشته اند. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. داده ها بر اساس مصاحبه نیمه-ساختاریافته با سیزده نفر از خبرگان، متخصصان و مدیران دانشگاه فرهنگیان حاصل شده است. داده های مصاحبه نشان می دهد که این مسائل و چالش ها را می توان ذیل هشت مقوله کلی دسته بندی کرد که عبارت اند از: عدم کیفیت و کفایت فضای آموزشی، چالش هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، چالش فرایند جذب معلمان، چالش ساختار و سازمان دانشگاه فرهنگیان، چالش برنامه آموزشی و درسی، چالش سیاست گذاری کلان نظام تربیت معلم، چالش تربیت و گزینش مدیران و چالش تضمین کیفیت معلمان. در مقام نتیجه گیری می توان اذعان کرد که کیفیت بخشی به دانشگاه فرهنگیان به عنوان مرکز ثقل تربیت معلم در کشور، نیازمند اقدامات سیاست گذارانه و تقنینی جهت رفع موانع و چالش های ذکرشده است.
دراسة نوستلوجية في شعر "آن روزها" لفروغ فرخزاد و"نهاية السلم " لنازک الملائكة(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
النستولجیه هی احدی المواضیع التی یناقشها نقد علم النفس، وهو یکتب باللغه الفارسیه على أنه حنین أو شوق. إن الشوق إلى الماضی الجمیل ومقارنه الحاضر بالماضی یسمى بالنستولجیه. ومن مکوناتها حزن التشرد والبعد عن الوطن، وذکرى الموت، وشوق الطفوله والشباب، وفراق الحبیب، وذکرى حقبه من التاریخ المجید، والآثار والتطلع إلى مدینه فاضله. وقد عرضت فروغ فرخزاد، الشاعره الفارسیه المعاصره، وناز ک الملائکه، شاعره الأدب العربی المعاصر، أشکال وأبعاد الألم والشوق والحنین فی شعرهما. یتناول هذا المقال مقاربه الحنین إلى الماضی والحب وذکریات الطفوله والشباب والرغبه فی المدینه المثالیه، معتمداً على قصیده "آن روزها(تلک الأیام)" لفروغ فرخزادو"نهایه السلم" لناز ک الملائکه، ویحاول شرح تجلیات کل منهما من وجهه نظر مقارنه، ورغم أن الکتاب قد حللوا هذین الشاعرین وهذین العملین الأدبیین من جوانب مختلفه، إلا أن جوانبه الحنینیه حظیت باهتمام أقل والمقالات الماضیه قد تناولت ابعاد شتی من النستولجیات فی کل اشعار هاتین الشاعرتین لکن هذه المقاله تناولت مقارنه النستولجیهفی هذین الشعرین المتمیزین بشکل خاص
طراحی برنامه درسی برای تقویت مهارت های تفکر انتقادی در معلمان مقطع ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی و ارزیابی برنامه درسی برای تقویت مهارت های تفکر انتقادی در معلمان مقطع ابتدایی انجام شده است. روش تحقیق، توسعه ای و با استفاده از مدل برنامه ریزی درسی «تایبا-تایلر» طراحی شد. جامعه آماری پژوهش به صورت هدفمند انتخاب و شامل دو متخصص در برنامه ریزی درسی، دو متخصص در ارزیابی و سنجش، یک متخصص آموزش زبان فارسی و یک متخصص فلسفه بود. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که برنامه طراحی شده شامل ۱۲ هدف اصلی در پنج محور کلیدی است: پذیرش تفاوت دیدگاه ها، ارزیابی صحت و اعتبار اطلاعات، جستجوی دلایل و شواهد، طرح پرسش های سطح بالا، و تقویت تفکر باز. این برنامه بر اساس نیازهای معلمان تدوین شده و فعالیت هایی نظیر درام خلاق، تحلیل مطالعات موردی و کار گروهی را به عنوان ابزارهای آموزشی به کار گرفته است. ارزیابی بازتابی نشان داد که اهداف، محتوای آموزشی، تجربیات یادگیری و روش های ارزیابی این برنامه از هماهنگی و قابلیت اجرایی بالایی برخوردار هستند. این پژوهش بر اهمیت نقش معلمان در پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان و ایجاد جامعه ای با مهارت های تفکر انتقادی تأکید می کند. در نهایت، پیشنهاد می شود که این برنامه درسی برای سایر مقاطع تحصیلی نیز توسعه یابد تا به عنوان گامی مؤثر در ارتقای تفکر انتقادی در تمام سطوح آموزشی به کار گرفته شود. کلیدواژه ها: برنامه درسی، تفکر انتقادی، رفتار معلمان، آموزش معلمان، توسعه حرفه ای
پیش بینی اشتیاق تحصیلی دانش آموزان بر اساس هوش عاطفی، سلامت روان و رضایت از زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی پیش بینی اشتیاق تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر قم بر اساس هوش عاطفی، سلامت روان و رضایت از زندگی انجام گرفت. روش پژوهش از نوع توصیفی - هم بستگی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش شامل 350 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر قم در سال تحصیلی 1403-1402 بود. حجم نمونه از طریق نرم افزار GPower 3.1، 128 نفر تعیین و اعضای نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از چهار پرسش نامه استاندارد اشتیاق تحصیلی، هوش عاطفی کورن، سلامت روان گلدبرگ (GHQ) و رضایت از زندگی داینر استفاده شد. ارزیابی پایایی پرسش نامه ها به روش آلفای کرونباخ انجام شد. مقدارهای آماره آلفا 836/0، 829/0، 705/0، 888/0 به دست آمد که نشانگر پایایی مناسب ابزار است. تجزیه وتحلیل آماری داده ها از طریق آزمون هم بستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS 27 انجام شد. یافته ها نشان داد با استفاده از روش تحلیل رگرسیون هم زمان، مدل معنی داری به دست آمد (0.192= مجذور R تنظیم شده و 0.05> P و 11.224=F ) این مدل 19.2 درصد از واریانس را توجیه می کند (0.192= مجذور R تنظیم شده) و اطلاعات مربوط به متغیرهای پیش بینی کننده نیز ذکر شده است. هوش عاطفی و سلامت روان، پیش بینی کننده های معنی داری نبودند اما متغیر رضایت از زندگی، پیش بینی کننده معنی داری بود. یافته های این مطالعه دارای چندین پیامد عملی برای مربیان، والدین و سیاست گذاران داشت. با توجه به اهمیت این عوامل در پیش بینی اشتیاق تحصیلی، لازم است برنامه های آموزشی و حمایتی برای ارتقای هوش عاطفی، سلامت روان و رضایت از زندگی در دانش آموزان طراحی و اجرا شود.
بررسی تأثیر روش تدریس خلاقانه درس فارسی با تأکید بر سبک های یادگیری وارک (VARK) در یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تدریس خلاقانه درس فارسی با توجه به سبک های یادگیری وارک (VARK) بر یادگیری دانش آموزان دختر اول ابتدایی منطقه 14 تهران و از نوع تحقیقات شبه آزمایشی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه اول یکی از آموزشگاه های منطقه 14 تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از بین آنها به روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به سبک های یادگیری (با استفاده از پرسش نامه سبک های یادگیری وارک) 50 نفر انتخاب شدند و در 5 گروه 10 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در پژوهش حاضر نمونه گیری به صورت هدفمند طبق سبک های یادگیری تعریف شده وارک به انجام رسید. رویکرد روش حاضر شبه آزمایشی به صورت پیش آزمون و پس آزمون بود که در قسمت پیش آزمون، نمرات یادگیری ثبت شد و در مرحله بعد گروه های مشخص بر اساس سبک یادگیریشان تحت آموزش تدریس خلاقانه قرار گرفتند و در انتهای جلسات آموزشی نمرات حاصل از پس آزمون پس از ثبت، تحت تحلیل کواریانس قرار گرفته و تأثیر مداخلات آموزشی بر یادگیری مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که تدریس خلاقانه بر اساس سبک یادگیری بصری تفاوت معناداری بر یادگیری درس فارسی دانش آموزان دارد (001/0 P<، F=34.796). در مقابل، سبک شنیداری تفاوت معناداری نداشت (426/0 P<، F=0.664). همچنین، سبک خواندن - نوشتنی (لمسی) نیز معنادار نبود (098/0 P<، F=3.068)، اما سبک جنبشی تفاوت قابل توجهی بر یادگیری نشان داد (001/0 P<، F=26.473). این یافته ها تأکید می کنند که شناخت ویژگی های فردی دانش آموزان و استفاده از شیوه های نوین و خلاقانه تدریس می تواند به بهبود عملکرد آموزشی و رفع چالش های یادگیری کمک کند. بنابراین نتیجه کلی پژوهش حاضر تأکید بر اهمیت تدریس خلاقانه متناسب با سبک های یادگیری در بهبود یادگیری درس فارسی دانش آموزان دختر پایه اول ابتدایی است.
رابطه بین هویت حرفه ای معلمان مقطع آموزش ابتدائی با فرسودگی شغلی آنان با نقش واسطه ذهن آگاهی آنان
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
122 - 141
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هویت حرفه ای و ذهن آگاهی معلمان نقش مهمی در کاهش فرسودگی شغلی آنان دارد و می تواند کیفیت آموزش را بهبود بخشد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی ارتباط بین هویت حرفه ای معلمان مقطع آموزش ابتدائی با فرسودگی شغلی آنان با نقش واسطه ذهن آگاهی شهرستان کازرون بود.روش شناسی پژوهش: روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی بود. بدین منظور 350 نفر از بین 1700 معلم آموزش ابتدائی به عنوان نمونه آماری مورد ارزیابی قرار گرفتند. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه فرسودگی شغلی (مسلش، 1981)، پرسشنامه های هویت حرفه ای معلمان (چانگ، 2008) و پرسشنامه ذهن آگاهی (بائر و همکاران، 2006) جمع-آوری گردید. با توجه به نرمال بودن توزیع داده ها برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون همبستگی پیرسون، آزمون سوبل و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده گردید.یافته ها: نتایج نشان داد بین هویت حرفه ای با فرسودگی شغلی و ذهن آگاهی ارتباط معناداری وجود دارد. هویت حرفه ای با مقدار بتای 320/0 - بر فرسودگی شغلی معلمان تاثیر گذار بود. همچنین نتایج نشان داد هویت حرفه ای با مقدار بتای305/-0 بر ذهن آگاهی معلمان تاثیر گذار بوده و می تواند حدود 9 درصد تغییرات متغیر وابسته را پیش بینی کند. هویت حرفه ای با مقداربتای 162/-0 و ذهن آگاهی با مقدار بتای 519/0- بر فرسودگی شغلی معلمان تاثیر گذار بوده و می توانند حدود 35 درصد تغییرات متغیر وابسته را پیش بینی کنند. و در نهایت نتایج نشان داد با در نظر گرفتن سطح خطای05/0 ∝ اگر مقدار اگر مقدار از 96/1 بیشتر باشد، اثر غیرمستقیم مشاهده شده از نظر آماری معنادار است. نتیجه گیری:معلمان با هویت حرفه ای قوی تر و ذهن آگاهی بالاتر، توانایی بیشتری برای مقابله با استرس های شغلی دارند. آموزش ذهن آگاهی می تواند راهکاری مؤثر برای ارتقای تاب آوری و بهبود کیفیت زندگی کاری معلمان باشد.
تأثیربه کارگیری بازنمایی های چندگانه برتدریس معلمان ریاضی براساس نظریه سولو درمبحث معادله و معادله خط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش چگونگی توانایی معلمان ریاضی با استفاده ازبازنمایی چندگانه برتدریس مبحث معادله و معادله خط براساس نظریه سولو می باشد. بازنمایی چندگانه راهبردی برای آموزش مفاهیم ریاضی وبه معنای معرفی یا نشان دادن یک مفهوم دروضعیت ها و شکل های گوناگون است که می تواند درک عمیقی درذهن یادگیرنده ایجادکند. مدل سولو یکی ازمدل های ارائه شده درنظریه آموزش ریاضی است که کاربردآن درشناخت درک و فهم عمیق ازمفاهیم می باشد. شرکت کنندگان دراین پژوهش15معلم ریاضی که نمونه دردسترس پژوهشگر محسوب می شدند. روش پژوهش؛ نیمه تجربی، با دو گروه آزمایش و کنترل است. در گروه آزمایش مفاهیم به شیوه آموزش مبتنی بربازنمایی های چندگانه و درگروه کنترل به روش معمول تدریس شد. در نهایت برای گرداوری داده ها از آزمون ریاضی محقق ساخته که سوالات این آزمون طبق مدل سولو طبقه بندی و شامل10سوال است. روایی این آزمون ها با روش CVR و با عدد76/0 موردتایید قرار گرفت و پایایی آزمون ها با روش آلفای کرونباخ 889/0بدست آمد و تایید گردید.نتایج حاصل ازاین پژوهش نشان می دهدکه توانایی معلمان با استفاده ازبازنمایی چندگانه بر تدریس مبحث معادله و معادله خط براساس نظریه سولو بیشترین تأثیرداشته، به طوری که درسطح رابطه ای و انتزاع تعمیم یافته گروه آزمایش عملکرد بهتری نسبت به گروه گواه داشته اند اما درسطح تک ساختاری وچندساختاری عملکرد گروه گواه بهتر ازگروه ازمایش بوده است همچنین نگاه معلمان به اموزش با استفاده از نظریه سولو به نوبه خود جالب ومشتاقانه بود.
بررسی رابطه نگرش تحصیلی و انگیزش تدریس اثربخش علوم تجربی با نقش واسطه ای طراحی الگوی پروژه علمی در بین دانشجومعلمان دوره کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
۷۵-۴۲
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش آموزش علوم تجربی در توانایی علمی و مهارتی دانش آموزان، انتخاب روش تدریس مناسب مرحله مهمی در فرآیند یاددهی - یادگیری است. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین نگرش تحصیلی و انگیزش آموزش موثر علوم تجربی با میانجی گری طراحی الگوی پروژه علمی بود. روش پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها، همبستگی (مدل یابی معادلات ساختاری) است. جامعه آماری پژوهش 225 نفر از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان بوشهر بودند که از بین آنها 142 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر سئوالات مربوط به سنجش متغیرهای نگرش تحصیلی (20 سئوال) و انگیزش تحصیلی (26 سئوال) و همچنین آزمون طراحی پروژه علمی – آموزشی (4 سئوال) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی اکتشافی، آماره های توصیفی و استنباطی از طریق نرم افزار SPSS، نسخه 25 و تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر با بهره گیری از مدل معادلات ساختاری، با بکارگیری نرم افزار SmartPLS ویرایش 3 استفاده شد. نتایج نشان داد که نگرش تحصیلی تأثیر مستقیم و معنی داری بر انگیزش تدریس اثربخش دارد؛ نگرش تحصیلی بر انگیزش تدریس اثربخش با میانجی گری طراحی الگوی پروژه علمی، اثر غیر مستقیم و معنی داری دارد. مدل ساختاری تحقیق نیز مورد تایید قرار گرفت. همچنین نگرش دانشجومعلمان نسبت به مباحث درسی مرتبط با آموزش علوم تجربی در دانشگاه فرهنگیان و انگیزش تدریس اثربخش علوم تجربی دوره ابتدایی بالاتر از حد متوسط و در سطح مطلوبی بود. بنابراین نگرش تحصیلی مثبت و عملکرد تحصیلی دانشجومعلمان می تواند بر انگیزه شغلی آنان برای تدریس اثربخش درس علوم تجربی مؤثر باشد؛ البته آموزش راهبردهای تدریس فعال نیز ضروری است.
پیش بینی بی صداقتی تحصیلی بر اساس محق پنداری تحصیلی و تکانش گری دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف تعیین رابطه بین محق پنداری تحصیلی و تکانشگری با بی صداقتی تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد. روش پژوهش از نوع همبستگی بود،. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر میاندوآب در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل دادند که تعداد 272 نفر (137 پسر و 135 دختر) با روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها، از پرسشنامه های محق پنداری تحصیلی (چونینگ و کمبل، 2009)، تکانشگری (پاتون، استنفورد و بارت، 1995) و بی صداقتی تحصیلی (مک کابی و تروینیو، 1996) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام در نرم افزار SPSS23 انجام شد. یافته ها نشان داد بین محق پنداری تحصیلی (43/0=r) و تکانشگری (50/0=r) با بی صداقتی تحصیلی رابطه مثبت معناداری وجود دارد (001/0>p). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که محق پنداری تحصیلی و تکانشگری قادرند 33 درصد از واریانس بی صداقتی تحصیلی را تبیین کنند؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که محق پنداری تحصیلی و تکانشگری نقش مهمی را در پیش بینی بی صداقتی تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه ایفا می-کنند. همچنین پیشنهاد می شود که دست اندرکاران حوزه آموزش و پرورش با طرح برنامه هایی معلمان و دانش آموزان را از متغیرهای محق پنداری تحصیلی و تکانشگری به عنوان عوامل مؤثر در روند آموزش کلاسی آگاه سازند تا احتمال وقوع بی صداقتی تحصیلی کمتر شود.
پیش بینی موفقیت تحصیلی بر اساس رویکرد یادگیری تلفیقی، انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یادگیری ترکیبی به عنوان رایجترین رویکرد تربیتی و انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی به عنوان سازه های روانشناختی به ترتیب به عنوان مولفه بیرونی و محرک های درونی موثر بر عملکرد تحصیلی تلقی می شوند. بر این اساس، هدف مطالعه پیش بینی موفقیت تحصیلی بر اساس رویکرد یادگیری تلفیقی، انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی است. روش ها: در این پژوهش زمینه یابی مبتنی بر ضریب همبستگی، از بین220 نفر دانشجوی رشته علوم تربیتی دانشگاه پیام نور مرکز خلخال در نیمسال دوم سال تحصیلی 99-1398، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و بر اساس جدول کرجسی و مورگان،140 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته یادگیری ترکیبی، پرسشنامه انگیزش تحصیلی هرمانس(2014)و پرسشنامه درگیری تحصیلی زرنگ(1391) به همراه نمرات پایان ترم به عنوان عملکرد تحصیلی استفاده شد. سرانجام برای بررسی رابطه علی بین متغیرها از تحلیل خطی ساده مبتنی برآزمون ضریب همبستگی پیرسون و برای بررسی رابطه همزمان بین متغیرها از تحلیل چند خطی(همزمان) مبتنی برآزمون ضریب همبستگی رگرسیون به کمک نرم افزار SPSS-V21استفاده شد. یافته ها: تک تک متغیرهای رویکرد یادگیری ترکیبی، انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی بر موفقیت تحصیلی تاثیر دارند(389/7،213/4 ،990/5T=، 05/0>p)، اما در این میان، رویکرد یادگیری ترکیبی در مقایسه با انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی، بیشترین تاثیر را بر موفقیت تحصیلی داشت(210/0، 288/0<439/0). نتیجه نهایی تحقیق نیز نشان داد که تاثیر همزمان رویکرد یادگیری ترکیبی، انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی در مقایسه با تاثیر تک تک متغیرها بر موفقیت تحصیلی، بیشتر است(435/0=R2). نتیجه گیری: اگر ابعاد و مولفه های تشکیل دهنده یادگیری ترکیبی و ابعاد درونی و بیرونی و تنظیم شده انگیزش تحصیلی به همراه سه بعد رفتاری، شناختی و انگیزشی درگیری تحصیلی در طول دوره آموزشی به خوبی نیازسنجی، طراحی، اجرا و ارزشیابی شوند، می توانند بر موفقیت تحصیلی تأثیرات چشمگیری داشته باشند.