فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از ایده های نوظهور و نوپا در حیطه روانشناسی سلامت تحصیلی، سبک زندگی تحصیلی سلامت محور است که چارچوب ارزشمندی جهت اطلاع از شرایط انگیزشی/هیجانی/رفتاری یادگیرندگان فراهم می آورد. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل سبک زندگی تحصیلی سلامت محور بر اساس انگیزش ورزشی با نقش تعدیل کنندگی شبکه های اجتماعی انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه بوعلی سینا در سال 1399-1400به تعداد 10855 نفر بود که حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 373 نفر محاسبه گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه رفتارهای سبک زندگی تحصیلی سلامت محور صالح زاده و همکاران ، پرسشنامه انگیزش شرکت در فعالیت های ورزشی دیوید مارکلند و پرسشنامه استفاده از شبکه های اجتماعی خدایاری، دانشور حسینی و سعیدی بود. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که انگیزش ورزشی بر سبک زندگی تحصیلی سلامت محور تأثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین شبکه های اجتماعی بر سبک زندگی تحصیلی سلامت محور تأثیر معناداری ندارد و شبکه های اجتماعی در تبیین رابطه بین انگیزش ورزشی و سبک زندگی تحصیلی سلامت محور دانشجویان نقش تعدیل کنندگی ندارد یافته های پژوهش نشان داد که انگیزش ورزشی بر سبک زندگی تحصیلی سلامت محور تأثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین شبکه های اجتماعی بر سبک زندگی تحصیلی سلامت محور تأثیر معناداری ندارد و شبکه های اجتماعی در تبیین رابطه بین انگیزش ورزشی و سبک زندگی تحصیلی سلامت محور دانشجویان نقش تعدیل کنندگی ندارد نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان بیان کرد که انگیزش ورزشی راهکار ارزشمندی برای دستیابی به رفتارهای ارتقاء دهنده سبک زندگی تحصیلی سلامت محور و قابل تعمیم به محیط تحصیلی جهت انطباق و سازگاری با چالش های تحصیلی است .
شناسایی و تبیین مؤلفه ها و ابعاد خودکارآمدی پژوهشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
62 - 83
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی و تبیین مؤلفه ها و ابعاد خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی استان هرمزگان بود. پژوهش با روش کیفی و با نظام کدگذاری استقرایی به انجام رسیده است. در این پژوهش، برای شناسایی مؤلفه ها و ابعاد خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته با متخصصان، استادان و معاونان پژوهشی دانشگاه های استان هرمزگان استفاده شد. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و با 20 مصاحبه، داده ها به اشباع رسید. پژوهشگر به عنوان ابزار پژوهش، از روش مصاحبه برای جمع آوری داده ها استفاده کرد. جامعه پژوهشی شامل متخصصان، استادان و معاونین پژوهشی دانشگاه های سطح استان هرمزگان بودند. یافته ها بیان گر این است که شش مقوله کلیدی شامل تسلط بر مهارت ها و روش علمی نسبت به مقوله پژوهش؛ تسلط بر مراحل و نحوه انجام هر یک از مراحل پژوهشی؛ داشتن ویژگی های شخصیتی و مهارت های ارتباطی مناسب برای انجام پژوهش؛ نگرش درونی مطلوب نسبت به مقوله پژوهش؛ تسلط بر دانش تخصصی مرتبط با مقوله پژوهش؛ و تأییدپذیری از جامعه علمی هدف انجام کار پژوهشی، ابعاد و مؤلفه های خودکارآمدی پژوهشی هستند. نتایج نشان داد؛ سه مؤلفه تسلط بر مهارت ها و روش علمی نسبت به مقوله پژوهش، نگرش درونی مطلوب نسبت به مقوله پژوهش و تسلط بر دانش تخصصی مرتبط با مقوله پژوهش، بیشترین برجستگی را در این بین دارا هستند و سایر مقولات در درجات بعدی اهمیت قرار می گیرند.
Making use of educational technologies in the collaborative learning of Iranian students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research is to determine the effect of using new educational technologies (interactive PowerPoint) on the collaborative learning of sixth grade students. The present research is an applied research in terms of purpose and semi-experimental one in terms of data collection method. The selected research design is the pre-test-post-test design with a control group. The statistical population of this research (250) includes all the sixth grade students of Qazvin city, Lower Tarem region, in the academic year 2017-2018. Using simple random sampling method, 50 people (25 control group and 25 experimental group) were selected. The main data collection method is library research method. For data collect purpose, participatory and active learning questionnaire (Cho and Bavli, 2007) has been used. The data collection instrument is a package of using modern educational technologies (interactive PowerPoint). Content validity was checked to secure the validity of the research and Cronbach's alpha coefficient was used to determine the reliability of the instrument. The reliability of the questionnaire was found to be 0.85. In the descriptive statistics section, statistical characteristics such as frequency, percentage, mean, and standard deviation have been reported, and in the inferential statistics section, the KS test was employed to determine whether the variables are parametric or non-parametric. Also, one-variable covariance analysis was run using SPSS23 software. The results of the present study indicated that the use of new educational technologies (interactive PowerPoint) had a positive and significant effect on the group dynamics and project of the sixth grade elementary students. The findings of the present research also revealed that making use of use of new educational technologies (interactive PowerPoint) had a significant effect on the collaborative learning of students. It also indicated that the use of new educational technologies (interactive PowerPoint) had a significant effect on the dimensions of collaborative learning (group dynamics, doing work on the project, feedback) and students' feedback
اهداف و محتوای برنامه درسی توانمندسازی معلمان چندپایه دوره ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
161 - 195
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین اهداف و محتوای برنامه درسی توانمندسازی معلمان چندپایه دوره ابتدایی بود. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی قراردادی بود. مشارکت کنندگان اعضای هیأت علمی گروه علوم تربیتی و معلمان چندپایه استان گلستان را در برگرفت. روش نمونه گیری، هدفمند بود. نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه داشت که در نمونه 15 تحقق یافت. برای جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. به منظور اطمینان از صحت و اعتبار داده ها از بازنگری ناظرین و بازنگری مشارکت کنندگان استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده گردید. نتایج نشان داد اهداف برنامه درسی از 29 مفهوم، یازده مقوله فرعی و پنج مقوله اصلی تشکیل می شود که عبارت بودند از: ارزیابی و بهبود مهارت روان شناختی و شغلی معلمان، افزایش مهارت های کاری و فردی و روان شناختی، افزایش استفاده از روش های نوین تدریس، بهبود و مدیریت روند و کیفیت آموزش، شناخت و مدیریت تفاوت های فرهنگی و اجتماعی. محتوای برنامه درسی نیز از یازده مفهوم، چهار مقوله فرعی و یک مقوله اصلی تشکیل شد که عبارت بودند از: توجه به ابعاد فردی و اجتماعی و روان شناختی: این مقوله از زیر مقوله مهارت های فردی، مهارت های شغلی، مهارت های روان شناختی و کاربرد آن و ارائه دروس در خصوص مهارت های زندگی اجتماعی.
ارایه ی یک رویکرد آموزشی استدلال محور برای تدریس متون دانشگاهی به دانشجویان ایرانی رشته ی آموزش زبان انگلیسی
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
59 - 76
حوزههای تخصصی:
استدلال ورزی و نقد متون استدلالی در مقاطع آموزشی اهمیت ویژه ای دارد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر یک مدل آموزشی استدلال محور بر درک مطلب و توانایی دانشجویان در ارزیابی استدلال های مطرح در متون دانشگاهی بوده است. برای این منظور، یک رویکرد ترکیبی با استفاده از مدل های تحلیل استدلال تولمین (۲۰۰۳) و اسکریون (۱۹۷۶) با بُعد دیالکتیک طراحی شد تا مشارکت دانشجویان در بحث های گروهی تسهیل و تحلیل استدلال ها به شیوه ای منطقی انجام شود. به دلیل پیچیدگی مدل شش وجهی تولمین، سه بخش اصلی آن با بخش هایی از مدل اسکریون ادغام گردید تا مدل نهایی هم ساده و هم جامع گردد. این مدل در تدریس سه متن کوتاه در مقطع کارشناسی ارشد ارزیابی شد. پنج دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی در ۳۰ جلسه که آشنایی ابتدایی با منطق و تدریس دروس روش تدریس، روان شناسی زبان و آزمون سازی را در برمی گرفت، شرکت کردند. داده ها از طریق مصاحبه، تمرین های کلاسی و یادداشت های تاملی جمع آوری شد. نتایج نشان داد مدل آموزشی توانایی دانشجویان در یافتن، بازسازی و درک استدلال را بهبود می بخشد؛ اگرچه تأثیر آن بر نقد و ارزیابی استدلال ها کمتر مشهود بود. این پژوهش بر ضرورت آشنایی عمیق مدرس با مبانی تحلیل استدلال و رویکرد دانشجو محور در کلاس تاکید می کند.
هم سنجی تاب آوری و رفتارهای قلدرانه در پسران 7 تا 12 سال با تجربه تروماتیک و بدون آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تعطیلی مدارس و کاهش فعالیت کودکان مشکلات زیادی را در رفتار های دانش آموزان در مواجهه با حوادث غیرمنتظره به وجود می آورد؛ بنابراین می توان انتظار داشت تجارب تروماتیک و سوگ والدین بر سلامت روان دانش آموزان تأثیرگذار باشد. هدف از مطالعه حاضر هم سنجی تاب آوری و رفتارهای قلدرانه در پسران 7 تا 12 دارای تجربه تروماتیک و بدون آن بود. روش: طرح تحقیق علی_ مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دوره ابتدایی شهر ساوه در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل می دادند . از بین آنها نمونه ای به تعداد 400 نفر در دو گروه 200نفری دارای تجارب تروماتیک و بدون آن به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. تمام شرکت کنندگان ابزارهای مورداستفاده در پژوهش، شامل پرسشنامه غربال گری حوادث تروماتیک فورد (Ford)، پرسشنامه قلدری ایلی نویز (IBS)، تاب آوری کودک و نوجوان انگار و لیبنبرگ (CYRM) را تکمیل نمودند. یافته ها: آزمون t مستقل نشان داد بین دو گروه با و بدون تجارب تروماتیک در مولفه های قلدری و تاب آوری تفاوت معناداری وجود دارد. به طوریکه افراد با تجارب تروماتیک در تمام مولفه های قلدری نمره بالاتری داشتند که حاکی از آسیب بیشتر این مولفه ها در این گروه بود (001/0> P). همچنین افراد با تجارب تروماتیک تاب آوری کمتری از خود نشان داده بودند (001/0> P). نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که افزایش تاب آوری می تواند به کاهش اثرات منفی تروما، کاهش پرخاشگری و ارتقای رفتارهای اجتماعی سالم کمک کند. این نتایج بر نیاز به مداخلات مبتنی بر مدرسه برای تقویت تاب آوری و مهارت های اجتماعی در میان کودکان آسیب دیده از تروما تأکید می کند.
فراتحلیل رابطه باورهای فراشناختی و اضطراب امتحان: شواهد تجربی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با استفاده از روش فراتحلیل به ترکیب و تحلیل شواهد موجود درباره رابطه باورهای فراشناختی و اضطراب امتحان در ایران پرداخته است. این مطالعه شامل ۱۷ پژوهش همبستگی است که بین سال های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ در ایران انجام شده و به زبان فارسی منتشر شده اند. برای انتخاب مطالعات، معیارهایی مانند استفاده از ابزارهای معتبر، ارائه داده های کافی برای محاسبه اندازه اثر و انجام پژوهش به صورت همبستگی در نظر گرفته شد. منابع مورد بررسی شامل مقالات منتشرشده در مجلات علمی پژوهشی داخلی و پایان نامه های موجود در پایگاه های اطلاعاتی نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، علم نت، سیویلیکا، جهاد دانشگاهی و ایرانداک بودند. پس از جستجو براساس کلیدواژه های مرتبط و اعمال معیارهای ورود و خروج، پژوهش های نهایی انتخاب شدند. داده ها پس از غربالگری با استفاده از نرم افزار CMA2 تحلیل شدند. نتایج نشان داد اندازه اثر ترکیبی برابر با ۸۲۱/۰ به دست آمد که بر اساس ملاک کوهن، در سطح بالا ارزیابی می شود. همچنین، اندازه اثر به تفکیک متغیر جنسیت نیز برآورد شد. اندازه اثر برای دختران برابر با ۷۶۰/۰ و برای پسران برابر با ۵۹۱/۰ محاسبه شد که نشان می دهد رابطه متغیرهای موردنظر در زنان قوی تر از مردان است. ییافته های این فراتحلیل با مبانی نظری و پژوهش های پیشین هم راستا بوده و تأیید می کند که باورهای فراشناختی با اضطراب امتحان ارتباط دارند.
کاربرد نقشه های مفهومی به عنوان ابزار سنجش تکوینی و تأثیر آن بر یادگیری و اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نقشه ی مفهومی در سنجش می تواند به فرایند ساخت دانش توسط فراگیر کمک نماید. در کشور ما مطالعات اندکی در حوزه ی اثر سنجش بر یادگیری انجام شده است و اثر سنجش بر اضطراب به عنوان یک عامل بازدارنده یادگیری می تواند تعیین کننده ی کارآمدی آن ابزار باشد. پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی نقشه ی مفهومی به عنوان ابزار سنجش تکوینی بر یادگیری درس علوم و اضطراب امتحان دانش آموزان پایه ی ششم ابتدایی انجام شده است.روش ها: روش پژوهش شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه ی پژوهش دانش آموزان ابتدایی شهر اراک بودند که از بین آن ها دو کلاس پسرانه پایه ی ششم از دو مدرسه ی همسان ناحیه ی یک شهر اراک به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سپس به شکل تصادفی یک کلاس به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه کنترل گمارده شدند. ابتدا از دو گروه با آزمون محقق ساخته ی علوم ششم و پرسشنامه ی اضطراب امتحان فیلیپس پیش آزمون به عمل آمد. سپس مراحل طی 15 جلسه در گروه آزمایش اجرا گردید. گروه گواه هم به شیوه ی مرسوم آموزش دید. داده ها به وسیله ی آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس) تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که نقشه ی مفهومی به عنوان ابزار سنجش تکوینی بر یادگیری درس علوم (347/53F= ) و اضطراب امتحان (222 / 48F=) دانش آموزان پایه ی ششم به طور معناداری اثرگذار است. درواقع شواهد نشانگر آن است که در گروه آزمایش یادگیری علوم نسبت به گروه کنترل افزایش داشته و دانش آموزان عملکرد مناسب تری در آزمون این درس به نسبت گروه گواه داشته اند و نیز اضطراب امتحان در این گروه به نسبت گروه کنترل کاهش یافته است؛ زیرا نشانگان فیزیولوژیکی و رفتاری اضطراب در گروه آزمایش به نسبت گروه گواه کاهش بیشتری داشته است.نتیجه گیری: نقشه ی مفهومی به عنوان ابزار سنجش تکوینی می تواند گزینه ی مناسبی برای رفع مشکلات یادگیری علوم و همچنین ;کاهش اضطراب امتحان و درنتیجه بهبود عملکرد در آزمون باشد.
واکاوی تجارب دانشجویان کارورزی رشته الهیات از فرآیند فرم (ج) کارورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درس کارورزی (3) یکی از دروس دانشگاه فرهنگیان است که در آن دانشجو باید از طریق روش سازنده گرا و فرم (ج) تدریس کند. اهمیت و ضرورت این پژوهش چگونگی و کارآیی این فرم برای رشته الهیات است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی بوده است. جامعه آماری 27 نفر از دانشجویان درس کارورزی (3) دانشگاه فرهنگیان بودند. یافته های پژوهش در قالب 145 کدگذاری باز، 38 کدگذاری محوری و 5 کدگذاری انتخابی عوامل مؤثر، موانع، راهکارها، عوامل زمینه ای و پیامدها بیان شده است. ازجمله موانع مداخله گر عبارت است از فراگیر نبودن فرم (ج) برای همه دروس، محدودیت زمان کلاس درس و نبود فرصت کافی برای اجرای کامل مراحل فرم (ج)، بالا بودن حجم زیاد مطالب، مناسب نبودن برای مفاهیم انتزاعی، عدم همکاری لازم مدیران و معلمان راهنما و آشنا نبودن معلم راهنما با فرم (ج) و ایجاد مشکلات، ذهنیت منفی دانش آموزان در مورد معلم دینی، سختی انطباق مطالب با روش های جدید و فعال تدریس. پیامدها نیز عبارت است از افزایش مشارکت دانشجویان، ایجاد علاقه مندی دانش آموزان، رشد خلاقیت دانش آموزان و تغییر نگرش دانش آموزان، تسهیل انتقال مطالب زیاد و سنگین به دانش آموزان، افزایش دقت و زمان بندی در تدریس، نظام مند شدن فرایند تدریس، کم شدن فشار روانی و استرس تدریس، نجات از متکلم وحده بودن معلم و تعامل بهتر دانش آموزان.
سازگاری تحصیلی و مهارت های اجتماعی: اهمیت آموزش مشارکت گروهی در آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
37 - 49
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف اصلی پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش به شیوه مشارکت گروهی بر سازگاری تحصیلی و رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر متوسطه اول ناحیه یک شهر ارومیه در سال تحصیلی 1402-1401 بود. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه اول ناحیه یک شهر ارومیه در سال تحصیلی 1402-1401بودند (3800 نفر). از میان این دانش آموزان، با روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای به تعداد 30 نفر انتخاب (15نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) شدند و جایگزینی مشارکت کنندگان در گروه های آزمایش و گواه به صورت جایگزینی تصادفی صورت پذیرفته است. آموزش مشارکت گروهی بر اساس بسته آموزشی (محمدی و همکاران، 1394) هفته ای دو جلسه و به مدت یک ماه برای گروه آزمایشی انجام شد. ﺑﺮای ﺳﻨﺠﺶ سازگاری تحصیلی دانش آموزان از پرسشنامه سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1984) و برای سنجش رشد مهارت های اجتماعی دانش اموزان از پرسشنامه رشد اجتماعی آلیس وایتز من (1990) استفاده شده است. روایی محتوایی، صوری و ملاکی این پرسش نامه ها توسط اساتید گروه علوم تربیتی بررسی و تأیید شده است و پایایی آن ها به ترتیب 78/0 و 73/0 به دست آمد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS28 و از طریق آزمون تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش به شیوه مشارکت گروهی بر سازگاری تحصیلی و رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر متوسطه اول ناحیه یک شهر ارومیه موثر بوده است. نتیجه گیری: استفاده معلمان از روش های تدریس فعال از جمله آموزش مشارکتی باعث می شود تا سازگاری تحصیلی و رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان افزایش پیدا کند.
تأثیر الگوی مدیریّت آموزش در تغییر نگرش و پیشرفت تحصیلی دانشجو معلّمان رشته آموزش ابتدایی: مطالعه آمیخته با رویکرد مثلث سازی داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش، باهدف بررسی تأثیرِ الگویِ مدیریّتِ آموزشی بر تغییر نگرش و پیشرفت تحصیلی دانشجو معلّمان رشته آموزش ابتدایی، انجام شد.روش : این تحقیق، از نوع شبه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل، به منظور بررسی تغییرات نگرش و پیشرفت تحصیلی دانشجومعلّمان طرّاحی گردید. داده های کمّی از طریق پرسش نامه های نگرش و پیشرفت تحصیلی، جمع آوری شد و برای تحلیل آن ها از آزمون T زوجی استفاده شد. داده های کیفی، از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با دانشجومعلّمان و استادان آموزش ابتدایی به دست آمد. جامعه آماری شامل دانشجومعلّمان کارشناسی آموزشِ ابتداییِ دانشگاهِ فرهنگیانِ کرمان(پردیس شهید باهنر) بودند که از میان شش کلاس فعّال در نیمسال اول 1403_1402 یک کلاس به طور هدفمند انتخاب و الگوی مدیریّت آموزشی، به طور آزمایشی پیاده سازی شد. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی مدیریّت آموزشی، موجب تغییر نگرش مثبت و بهبود پیشرفت تحصیلی دانشجومعلّمان، در رشته آموزش ابتدایی شده است. دانشجومعلّمان گروه آزمایش، تغییرات معناداری در نگرش و عملکرد تحصیلی خود نسبت به گروه کنترل، نشان دادند. تحلیل های کیفی نیز حاکی از افزایش انگیزه و رضایت آنان از فرایند تدریس و استفاده از روش های فعّال آموزشی بود. نتیجه گیری: این پژوهش، تأثیر مثبت و معنادار الگوی مدیریّت آموزشی بر نگرش و پیشرفت تحصیلی دانشجومعلّمان را تأیید کرده و پیشنهاد هایی برای بهبود پیاده سازی آن، در محیط های آموزشی ارائه می دهد.
شناسایی چالش های دانشجویان بین المللی در دانشگاه های دولتی شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
در طی دو دهه اخیر، با افزایش شمار دانشجویان بین المللی، انواع مشکلات و چالش های تحصیل در خارج از کشور نیز اتفاق می افتد و ادراک دانشجویان از مشکلات تحت تأثیر محیط خاصی است که در آن یاد می گیرند؛ بنابراین، در پژوهش حاضرسعی شده با استفاده از روش کیو چالش های دانشجویان بین المللی در دانشگاه های دولتی شهر تهران شناسایی شود و سپس با استقاده از تحلیل عاملی کیو، ذهنیت های مختلف افراد نسبت به این موضوع مورد تحلیل قرار گیرد. روش کیو ترکیبی از دو روش کیفی و کمی می باشد و همچنین رویکردی است که در آن ذهنیت های مختلف افراد نسبت به یک موضوع شناسایی می گردد. در مطالعه حاضر پس از بررسی ادبیات و انجام 15 مصاحبه با اعضای هیئت علمی، مدیران دفاتر بین المللی و دانشجویان خارجی در دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه شهید بهشتی، حدود 31 چالش شناسایی گردید و توسط مشارکت کنندگان اولویت بندی شد. در نهایت بر اساس یافته ها و نتایح نحلیل عاملی کیو، ذهنیت مشارکت کنندگان به 2 گروه دسته بندی شد. افراد با الگوی ذهنی شماره 1 بر چالش های علمی- آموزشی و دانشگاهی و افراد با الگوی ذهنی شماره 2 بر چالش های اقتصادی، رفاهی و فرهنگی- اجتماعی تاکید کردند. شایان ذکر است که هر دو گروه به چالش های مربوط به زبان نیز اشاره داشتند.
تأملی بر مطالبات توسعه جنسیتی در آموزش دوران مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف و پیشینه: بررسی مطالبات برابری خواهانه جنسیتی بانوان مشتمل بر فرآیندی اجتماعی است که با هدف تحقق توانمندسازی بانوان و در بستر سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی نضج گرفته و به فعالیت های اجتماعی منتهی شده است. در این فرآیند، نیازهای فردی مبدل به دغدغه های جمعی گردیده و به شکل مطالبات اجتماعی بروز داده شده که زمینه شکل گیری برخی از اقدامات اجتماعی را فراهم ساخته است. بر این اساس، در این پژوهش با هدف تلاش برای تبیین مطالبات آموزشی زنان در پی پاسخ به این پرسش خواهیم بود که مهم ترین مطالبات آموزشی زنان در دوران مشروطه چه بوده و این مطالبات در چه بستر سیاسی و اجتماعی شکل گرفته و در نهایت با چه اقداماتی به مرحله اجرا درآمده است؟ روش: برای پاسخ به این سؤال از روش تحلیل اسنادی استفاده شده است. پژوهش: بر اساس چارچوب نظری رویکرد جنسیت و توسعه مورد احصا قرار گرفته، بیانگر آن است که هرچند نمی توان نهضت مشروطه را کوششی جنسیتی در راستای مطالبات بانوان دانست، لیکن متأثر از فضای بین المللی و شرایط داخلی، برخی از نیازهای بانوان از جمله ضرورت تحصیل و آموزش، تغییر برخی از انگاره های ذهنی جامعه در خصوص ناتوانی و فرودستی بانوان و همگانی نمودن آموزش با هدف حضور اجتماعی بانوان در جامعه به عنوان نیرویی فعال و سازنده به شکل مطالبات اجتماعی درآمدند. نتیجه گیری: این مطالبات با اقداماتی همچون تأسیس مدارس، شکل گیری انجمن های اجتماعی، چاپ نشریات و برخی از فعالیت های عام المنفعه نمود عینی یافتند که نقش بی بدیلی در تقویت و ایجاد جایگاه سیاسی و اجتماعی بانوان داشته است.
مولفه های مدیریت منابع انسانی سبزبا نگاه توسعه پایدار در حوزه منابع انسانی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
35 - 50
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: مدیریت منابع انسانی سبز با رویکرد توسعه پایدار، نقشی کلیدی در همسوسازی اهداف زیست محیطی و سازمانی ایفا می کند.هدف این مقاله بررسی مولفه های مدیریت منابع انسانی سبزبا نگاه توسعه پایدار در ارتباط باحوزه منابع انسانی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بود. پژوهشگر علاوه بر تصویرسازی آنچه هست به تشریح و تبیین دلایل چگونه بودن و چرایی وضعیت مسئله و ابعاد آن می پردازد. از طریق جستجو در ادبیات و مباحث نظری تحقیق و تدوین گزاره ها و قضایای کلی موجود درباره آن فراهم می شود که معمولاً در فصل مربوط به سوابق و مباحث نظری تحقیق تدوین می گردند. پژوهشگر از نظر منطقی جزئیات مربوط به مسئله تحقیق خود را با گزاره های کلی مربوطه ارتباط می دهد و به نتیجه گیری می پردازد. نکته قابل توجه این است که هر کدام از تحقیقات مزبور در جای خود ارزش علمی دارد. یافته ها: نتایج نشان داد که در این پژوهش، نقش مدیریت منابع انسانی سبز در تحقق اهداف توسعه پایدار بررسی شده است. نتایج نشان می دهد استخدام سبز با جذب افراد آگاه به مسائل زیست محیطی، آموزش و توسعه سبز با ارتقاء مهارت های پایدار، ارزیابی عملکرد سبز با تمرکز بر شاخص های محیطی، و پاداش های سبز با افزایش تعهد کارکنان، به بهبود عملکرد زیست محیطی سازمان کمک می کند. همچنین، مدیریت سلامت و ایمنی سبز و مشارکت فعال کارکنان در برنامه های محیط زیستی، فرهنگ سازمانی حامی پایداری را تقویت می کند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت مدیریت منابع انسانی سبز با تلفیق سیاست های زیست محیطی در جذب، آموزش، ارزیابی و پاداش دهی، سازمان ها را به سوی توسعه پایدار هدایت می کند. این رویکرد با ارتقاء فرهنگ محیط زیستی، تعهد و مشارکت کارکنان را در حفظ منابع طبیعی افزایش می دهد.
مدل یابی معادلات ساختاری نقش نظریه ذهن و هوش شخصی در عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه با نقش میانجی گری خودکنترلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش نظریه ذهن و هوش شخصی در عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه از طریق مدل سازی معادلات ساختاری با میانجی گری خودکنترلی پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-پیمایشی است . جامعه آماری شامل دانش آموزان ابتدایی دوره دوم با اختلال یادگیری ویژه شهرستان های اردبیل و تبریز در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود. 81 دانش آموز با اختلال یادگیری ویژه به روش نمونه گیری هدفمند از جامعه انتخاب و به پرسشنامه های خودکنترلی )فرم 13 پرسشی(، نظریه ذهن استیرمن، فرم کوتاه پرسشنامه هوش شخصی مایر و عملکرد تحصیلی کانرز پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS نسخه 23 و smart pls.3 ان جام شد. یافته ها: براساس نتایج به دست آمده مدل علّّی رابطه بین نظریه ذهن، هوش شخصی، خودکنترلی با عملکرد تحصیلی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه براساس شاخص های مختلف برازش تأیید شد ) 05 / P>0 (. شاخص های برازش مدل شامل GOF با مقدار 58 / 0 و اثرات مستقیم نظریه ذهن، هوش شخصی )شکل دادن و راهنمای انتخاب( و خودکنترلی برعملکرد تحصیلی به ترتیب با ضرایب 0.476 ، ) 0.569 ، 769 / 0( و 0.292 و نیز اثرات مستقیم نظریه ذهن، هوش شخصی )شکل دادن و راهنمای انتخاب( بر خودکنترلی به ترتیب با ضرایب 418 / 0 و ) 449 / 0 و 780 / 0( تأیید شدند. اثرات غیرمستقیم نشان می دهند که نظریه ذهن با میانجی گری خودکنترلی با ضریب 0.12 ، شکل دادن با میانجی گری خودکنترلی با ضریب 0.13 ، و راهنمای انتخاب با میانجی گری خودکنترلی با ضریب 0.23 بر عمل کرد تحصی لی تأث یر می گذار ند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، اهتمام به آموزش راهبردهای خودکنترلی، ارتقا سطوح نظریه ذهن و تقویت هوش شخصی نقش مؤثری در توسعه این مهارت ها و در نتیجه بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایفا خواهد کرد.
طراحی الگوی دانش موضوعی-تربیتی برای معلمان فیزیک در مبحث الکترواستاتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
269 - 296
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، طراحی الگوی دانش موضوعی-تربیتی برای معلمان فیزیک است. این پژوهش در دو مرحله تدوین الگو و اعتبار سنجی الگو، با رویکردهای ترکیبی و کمی انجام گرفته است. در مرحله اول، تعداد 11 نفر با اشباع نظری، به صورت هدفمند انتخاب شده و مصاحبه های نیمه ساختار یافته انجام شدند. مصاحبه ها با روش پدیدارشناسی بررسی و مضامین اصلی و فرعی شناسایی شدند؛ الگوی دانش موضوعی-تربیتی معلمان فیزیک در مبحث الکترواستاتیک با هشت مضمون اصلی – جهت گیری معلم، دانش هدف گذاری و سازمان دهی محتوا، آگاهی از درک دانش آموزان، شناخت دانش آموزان، راهبردهای تدریس، خودکارآمدی معلم، دانش فناورانه، و دانش ارزشیابی – طراحی گردید. این الگو با تهیه پرسشنامه محقق ساخته مورد اعتباربخشی قرار گرفت. 199 نفر از جامعه آماری معلمان فیزیک استان آذربایجان غربی به عنوان نمونه انتخاب شدند و پرسشنامه به اجرا درآمد. داده ها با شیوه تحلیل اکتشافی و تحلیل عاملی بررسی شدند. نتایج نشان دادند که الگوی طراحی شده برای دانش موضوعی-تربیتی معلمان فیزیک از اعتبار لازم برخوردار است.
تبیین روش های تربیتی مبتنی بر اصل تداوم با تأکید بر آموزه های قرآن و حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
101 - 117
حوزههای تخصصی:
هدف: اصل تداوم، یکی از اصول مهم تربیت است که در منابع دینی اعم از قرآن و حدیث مورد تأکید قرار گرفته است. روش-های تربیت مبتنی بر تداوم نیز از مسائل مورد بحث در قرآن و حدیث است که مربی و متربی با به کار گیری آن ها به اصل تداوم در تربیت کمک می کنند.بر این اساس هدف پژوهش حاضر تبیین روش های تربیتی مبتنی بر تداوم با تأکید بر آموزه های قرآن و حدیث می باشد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی است و شیوه آن کتابخانه ای و اسنادی است. پیشینه: با توجه به این که پژوهش های در خور و مستقلی در تبیین و کشف رابطه بین اصل تربیتی تداوم و روش های آن، به ویژه از منظر دینی، انجام نشده است، پژوهش حاضر بر آن شد تا به تبیین روش های تربیتی مبتنی بر تداوم با تأکید بر آموزه های قرآن و حدیث بپردازد. یافته ها: بنا بر بررسی انجام شده، یافته های تحقیق، در هفت مقوله احصا شده است که عبارتند از: تلاش و کوشش، صبر و تحمل، نظم و انضباط، تمرین و تکرار، تذکر و یادآوری، مراقبت و محافظت، و نظارت و ارزیابی. یافته ها: بنا بر بررسی انجام شده، یافته های تحقیق، در هفت مقوله احصا شده است که عبارتند از: تلاش و کوشش، صبر و تحمل، نظم و انضباط، تمرین و تکرار، تذکر و یادآوری، مراقبت و محافظت، و نظارت و ارزیابی.
مقایسه اثربخشی آموزش فلسفه ورزی با فراشناخت بر خودمهارگری و عملکرد اجرایی دانش آموزان وابسته به شبکه های اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش فلسفه ورزی و فراشناخت در خودتنظیمی هیجانی، خودمهارگری، عملکرد اجرایی و وابستگی دانش آموزان وابسته به شبکه های اجتماعی بود. روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1403-1404 ناحیه 1 شهر قم تشکیل دادند. با روش نمونه گیری در دسترس، 45 نفر از دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی انتخاب شدند و در دو آزمایش و یک گروه کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. آموزش فلسفه ورزی در 12 جلسه 90 دقیقه ای بر اساس پروتکل فیشر (1392) و آموزش فراشناختی در 14 جلسه 90 دقیقه ای بر اساس پروتکل ولز (2009) اجرا شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه وابستگی به شبکه های اجتماعی مجازی خواجه احمدی و همکاران (1395)، مشکلات خودتنظیمی هیجانی گراتز و رومر (2004)، خودمهارگری تانجی (2004) و کارکردهای اجرایی کولیج (۲۰۰۲) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS. v25 انجام شد. نتایج نشان داد آموزش فراشناخت و فلسفه ورزی بر هر چهار متغیر تاثیر معنی داری دارد. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد آموزش فراشناخت اثربخشی بیشتری در بهبود خودتنظیمی هیجانی، خودمهارگری، عملکرد اجرایی و وابستگی به شبکه اجتماعی دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو روش آموزش فراشناخت و فلسفه ورزی در بهبود خودتنظیمی هیجانی، عملکرد اجرایی و کاهش وابستگی به شبکه های اجتماعی مؤثرند، اما آموزش فراشناخت به ویژه در تقویت خودمهارگری و پایداری اثرات در بلندمدت برتری معناداری دارد. این نتایج ضرورت به کارگیری برنامه های آموزشی فراشناختی را در محیط های آموزشی را پررنگ می سازد.
مدل یابی نقش میانجی گر اضطراب ناشی از کرونا ویروس در رابطه بین هوش هیجانی با مقیاس های بهزیستی ذهنی در دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مدل یابی نقش میانجی گر اضطراب ناشی از کرونا ویروس در رابطه بین هوش هیجانی با مقیاس های بهزیستی ذهنی (شامل؛ رضایت از زندگی، عاطفه ی مثبت و عاطفه ی منفی) در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی03-1402 بود. روش: در این پژوهش، از روش همبستگی و نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد. در مجموع، ۳۱۳ دانش آموز (۱۵۳ دختر و ۱۶۰پسر) به طور تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه 33سوالی هوش هیجانی گلمن (1995)، مقیاس 5 سئوالی رضایت از زندگی (داینر و همکاران، 1985)، مقیاس20 سئوالی عاطفه ی مثبت و منفی( واتسون و همکاران، 1988) و مقیاس 18 سوالی اضطراب ناشی از کرونا ویروس (علی پور و همکاران، 1398) جمع آوری شد. به منظور تحلیل روابط ساختاری و ارزیابی مدل معادلات ساختاری، داده ها با استفاده از نرم افزارSMART-PLS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد، الگوی ساختاری پژوهش دارای برازش مناسبی است، هم چنین، اضطراب ناشی از کرونا ویروس نقش میانجی و معناداری در رابطه ی غیرمستقیم بین هوش هیجانی با عاطفه ی منفی، عاطفه ی مثبت و رضایت از زندگی دانش آموزان داشت. نتیجه گیری: هوش هیجانی از طریق کاهش اضطراب ناشی از کرونا ویروس، منجر به کاهش عاطفه ی منفی دانش آموزان شد. هم چنین، هوش هیجانی از طریق کاهش اضطراب ناشی از کرونا ویروس، منجر به افزایش عاطفه ی مثبت و رضایت از زندگی دانش آموزان گردید. به نظر می رسد که آموزش و تقویت هوش هیجانی در دانش آموزان می تواند به کاهش عواطف منفی و افزایش عواطف مثبت و رضایت از زندگی آن ها، به ویژه در بحران هایی همانند پاندمی، کمک کند.
تأثیر آموزش فعال فناورانه (TEAL) بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان دوره دوم ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تأثیر آموزش فعال فناورانه (TEAL) بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان دوره دوم ابتدایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دانش آموان دوره دوم مقطع ابتدایی شهر اصفهان (ناحیه 3) مشتمل بر 7038 نفر که در سال تحصیلی 1404-1403 در مدارس ابتدایی مشغول تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل (30 دانش آموز) بود که به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه(15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 3 ماه در هر هفته 3 جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش فعال فناورانه (TEAL) قرار گرفتند و گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه یادگیری خود راهبر فیشر و همکاران (2013) استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS.v25 و آزمونهای لوین، کولموگروف اسمیرنف، شیب رگرسیون، تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس چند متغیری (مانکوا) انجام شد. یافته های نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل دانش آموزان در آموزش فعال فناورانه (TEAL) در سطح 01/0>p تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بین دو گروه آزمایش و کنترل دانش آموزان در آموزش فعال فناورانه (TEAL) مولفه های انگیزش در یادگیری و خود کنترلی در سطح 05/0>P تفاوت معنی دار وجود دارد و آموزش فعال فناورانه (TEAL) توانسته است میزان انگیزش در یادگیری و خود کنترلی در دانش آموزان دوره دوم مقطع ابتدایی افزایش دهد.