مطالب مرتبط با کلیدواژه

ارنست بلوخ


۱.

تحلیل ویژگی های امیدبخشی اسطوره آرش کمانگیر با نگاهی به اصل امیدِ ارنست بلوخ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: امید آرش کمانگیر سیاوش کسرایی اسطوره ارنست بلوخ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۵ تعداد دانلود : ۴۷۴
اسطوره های اقوام گوناگون سرشار از مفاهیم ژرف و ارزشمندی است که روایت گر عمیق ترین کشش ها و حالات درونی انسانی است. این اسطوره ها در عین اشتمال بر امور غیرواقع، بیانگر حقایقی نهفته در ورای آنهاست که در جلوه هایی پنهان و آشکار خویشتن را باز می نمایانند. از جمله این حقایق، میل و امید انسان به داشتن جهانی والا و زیباست که در کنش های قهرمان های اساطیر و دیگر موضوع هایی چون عشق و جاودانگی نمود می یابد. «آرش کمانگیر» از اسطوره های کهن ایرانی است که بیشتر با مضمون میهن پرستی و جانبازی قهرمان در راه وطن گره خورده است و شاعران بسیاری به شکل تلمیحی یا آشکار و مستقل به بازگویی آن دست یازیده اند که می توان گفت مفصل ترین و زیباترین آنها شعر آرش کمانگیر سیاوش کسرایی است. در این پژوهش به تحلیل یکی از مفاهیم اساسی این شعر که ناظر به امیدبخشی و رسیدن به گستره والاتر و زندگی پربارتر است، پرداخته می شود. موضوع امید و درک آرمان شهر انسانی از موضوعاتی است که ارنست بلوخ -فیلسوف و ادیب آلمانی که معروف به فیلسوف امید است- بدان پرداخته است. در نهایت این نتیجه به دست آمد که مفاهیم طرح شده در شعر آرش کمانگیر همسو با آرای بلوخ، در بافتی شاعرانه و باورپذیر از سوی مخاطبان قرار دارد و آرمان شهر ارنست بلوخ همان بهار (روایت گویی عمو نوروز) و جهان روشن و امیدوارانه کسرایی است. امیدوار بودن یعنی نپذیرفتن واقعیت موجود و گذر از آن که بلوخ مطرح می کند، در شعر آرش کمانگیر با قدرتِ بسیار جریان دارد. گذار از واقعیتِ وحشتناک هستی سوز با ترسیم روزگاری که عشق و امید و زیبایی و لبخند به فراموشی سپرده شده است، با باور به نیروی پهلوانی که نه در جسم، بلکه در جان آدمی است، همگی بیانگر این معناهای عمیق هستند که در کل شعر تکرار می شود.
۲.

تحلیل ویژگی های امیدبخشی اسطوره آرش کمانگیر با نگاهی به اصل امیدِ ارنست بلوخ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: امید آرش کمانگیر سیاوش کسرایی اسطوره ارنست بلوخ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۴ تعداد دانلود : ۳۷۳
اسطوره های اقوام گوناگون سرشار از مفاهیم ژرف و ارزشمندی است که روایت گر عمیق ترین کشش ها و حالات درونی انسانی است. این اسطوره ها در عین اشتمال بر امور غیرواقع، بیانگر حقایقی نهفته در ورای آنهاست که در جلوه هایی پنهان و آشکار خویشتن را باز می نمایانند. از جمله این حقایق، میل و امید انسان به داشتن جهانی والا و زیباست که در کنش های قهرمان های اساطیر و دیگر موضوع هایی چون عشق و جاودانگی نمود می یابد. «آرش کمانگیر» از اسطوره های کهن ایرانی است که بیشتر با مضمون میهن پرستی و جانبازی قهرمان در راه وطن گره خورده است و شاعران بسیاری به شکل تلمیحی یا آشکار و مستقل به بازگویی آن دست یازیده اند که می توان گفت مفصل ترین و زیباترین آنها شعر آرش کمانگیر سیاوش کسرایی است. در این پژوهش به تحلیل یکی از مفاهیم اساسی این شعر که ناظر به امیدبخشی و رسیدن به گستره والاتر و زندگی پربارتر است، پرداخته می شود. موضوع امید و درک آرمان شهر انسانی از موضوعاتی است که ارنست بلوخ -فیلسوف و ادیب آلمانی که معروف به فیلسوف امید است- بدان پرداخته است. در نهایت این نتیجه به دست آمد که مفاهیم طرح شده در شعر آرش کمانگیر همسو با آرای بلوخ، در بافتی شاعرانه و باورپذیر از سوی مخاطبان قرار دارد و آرمان شهر ارنست بلوخ همان بهار (روایت گویی عمو نوروز) و جهان روشن و امیدوارانه کسرایی است. امیدوار بودن یعنی نپذیرفتن واقعیت موجود و گذر از آن که بلوخ مطرح می کند، در شعر آرش کمانگیر با قدرتِ بسیار جریان دارد. گذار از واقعیتِ وحشتناک هستی سوز با ترسیم روزگاری که عشق و امید و زیبایی و لبخند به فراموشی سپرده شده است، با باور به نیروی پهلوانی که نه در جسم، بلکه در جان آدمی است، همگی بیانگر این معناهای عمیق هستند که در کل شعر تکرار می شود.
۳.

تأملی در ایده اتوپیاییِ زیارت مروری انتقادی بر کتاب امید در آستانگی: واکاوی انسان شناختی سه زیارت سانتیاگو دِ کامپوستلا، حج و اربعین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زیارت اتوپیا ارنست بلوخ حکمت متعالیه حرکت جوهری

تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۷۰
کتاب امید در آستانگی: واکاوی انسان شناختی سه زیارت سانتیاگو دِ کامپوستلا، حج و اربعین از محمد نصراوی (1399)، از معدود آثاری است که کوشیده تا با طرح ایده اتوپیا و مفاهیم و معانی وابسته به آن، با تأکید بر آراء افرادی نظیر وبر، فوکو و از همه بیشتر، ارنست بلوخ، سه زیارت مذکور در عنوان کتاب را با مطالعه ای انسان شناختی، با نگاهی اتوپیایی تحلیل کند. ایده اتوپیایی آنطور که ارنست بلوخ تأکید دارد، بر مفهوم هنوز-نه استوار است که می کوشد قلمرو «نامتناهی» اتوپیا را در مقابل هستی «متناهی» کنونی قرار دهد. آقای نصراوی، این مفهوم را درباره متعلّق زیارات مذکور و در تحلیل اربعین، آن را معادل امام معصوم قرار داده است. در این مقاله با روش تطبیقی، پس از ارائه نقدهای صوری، به لحاظ محتوایی در نقد ایده بلوخ، با تکیه بر حکمت متعالیه و اصول مشهور آن همچون اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری، به این ایده می پردازیم که قلمرو نامتناهی، نه در مقابل واقعیت و هستی، بلکه عینِ آن است. در نتیجه گیری به مخاطرات انحصار هستی به قلمرو حسی-تجربی برای تلقیِ زیارت به مثابه یک حالتِ اتوپیایی اشاره شده است که منجر به نادیده انگاری وجوه متعددِ آن از جمله اخلاقی بودن، شناختی و معرفت بخش بودن، بهره مندی از هستی و واقعیت، قاعده مند بودن و نظایر آنها می شود.
۴.

دیالکتیک امید و ناامیدی در داستان شیخ صنعان و پیرچنگی عطار نیشابوری براساس نظریه «اصل امید» ارنست بلوخ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عطار نیشابوری ارنست بلوخ امید شیخ صنعان پیر چنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۰
حکایت ها و آموزه های عرفانی همواره بیانگر سیر تکاملی و رشد درونی انسان بوده اند. انسان در جهان مادی باوجود تمام پستی وبلندی ها و واقعیت های تلخ، همواره به دنبال سعادت و آسایشی کامل بوده است. بر همین مبنا، امید یکی از کلیدی ترین مفاهیم در زندگی بشر به شمار می آید. فلاسفه، اندیشمندان و نظریه پردازان بسیاری در گستره مفاهیم ادبی، از امید به مثابه میل درونی انسان سخن گفته اند. در این میان، امید و باور به آرمان شهر موضوعی است که ارنست بلوخ، معروف به «فیلسوف امید»، بدان پرداخته است. در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی دو داستان «شیخ صنعان» و «پیرچنگی» از عطار نیشابوری، باتکیه بر «اصل امید» ارنست بلوخ بررسی شده است. یافته ها نشان می دهند که انسان همواره با امید و میل به زندگی و رسیدن به جهانی والاتر، از واقعیت ها می گذرد و با گذر از ناامیدی، با درک عمیق آرمان شهر به آن نزدیک تر می شود. این همان اصل «نه هنوز» بلوخ است؛ اصلی که بنیان حرکت به سوی اتوپیا و حرکت دیالکتیک پیش رونده نامیده می شود؛ یعنی انسان هنوز آن چیزی نیست که باید باشد. ازاین رو، همه پدیده ها «نه هنوز» هستند که برای دست یافتن به غایت خود دگرگون شده اند تا به امید و آرمان جایشان در انتهای زمان واصل شوند. همسو با این نظریه، عطار با اشعار عرفانی خود و ارائه جهان بینی عمیقی از تجارب روحی و عرفانی و با دیدگاه جدانبودن بنده و خالق، تمامی رنج ها را بی معنا می داند و ایمان، عشق و امید را تنها راه نجات و نیروی محرک و انگیزه ای برای داشتن آینده ای بهتر معرفی می کند. او همچنین امید و درد را به عنوان دیالکتیک تز و آنتی تز، از عناصر کلیدی برای رسیدن به کمال یا وحدت می داند.