فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
42 - 70
حوزههای تخصصی:
ادبیات داستانی وجوه و جنبه های گوناگونی دارد که یکی از وجوه آن صبغه اقلیمی است. در این گونه داستان ها علاوه بر زبان، طبیعت و تصاویر برآمده از اقلیم خاص نویسنده، همچنین افسانه های محلی، موسیقی و ملودی های بومی، باورهای عامیانه، ضرب المثل ها، آیین ها و مناسک بومی و محلی و ... بروز و ظهور دارد. فرهنگ عامه با ادبیات اقلیمی رابطه وثیقی دارد. فرهنگ عامه در تقابل با فرهنگ رسمی و نخبگانی است که برعکس فرهنگ عامه که غالباً شفاهی است، مربوط به توده مردم و امری مکتوب است و هرگاه این عناصر در ادبیات به کار گرفته شود رنگ و صبغه خاصی به آن آثار می دهد که به آن ادبیات اقلیمی گویند. از ضرورت های فهم و تحلیل ادبیات داستانی، تحلیل و بررسی نسبت نویسنده و محیط است؛ تأثیراتی که خودآگاه و ناخودآگاه مؤلف از محیط و اقلیم خویش می پذیرد و در ساخت و معنای اثر و گسترش و پیشبرد روایت دخالت دارد. سید حسین میرکاظمی از جمله داستان نویسان معاصر است که صبغه اقلیمی شمال در داستان های او حضور چشمگیر دارد. در این مقاله سعی شده است صبغه اقلیمی یکی از آثار ایشان باغ زیتونی چشم، به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گیرد که حاصل این بررسی حضور فراوان عناصر اقلیمی شمال ایران خصوصاً حوزه گرگان در این اثر است: عناصر طبیعت و تصاویر برآمده از آن ها، عناصر زبانی و واژگانی، باورها و آداب و رسوم، جای ها، مشاغل و ... حتی حوادث اجتماعی و سیاسی خاص که همگی در خدمت طبیعی کردن فضا و حوادث داستان و نیز حقیقت مانندی شخصیت هاست.
خوانش بوردیویی داستان بلند توبا از کبری سعیدی: با تمرکز بر وضعیت زنان در جامعه ایران پیش از انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
163 - 184
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به نقش اساسی زنان در رشد و پیشرفت جوامع و به تبع آن ضرورت توجه به جایگاه و موقعیت آنان، ضرورت پرداختن به مطالعات زنان بیش از پیش آشکار است. داستان های زنان به طور معمول منعکس کننده دردها و دغدغه های زنانه است. داستان بلند توبا نوشته کبری سعیدی به وضعیت زنان در جامعه ایران پیش از انقلاب پرداخته است. در این پژوهش با رویکرد جامعه شناسانه پی یر بوردیو فرانسوی به بررسی سرمایه های زنان و کنش های آنان در میدان عمل در این اثر پرداخته می شود. بوردیو علاوه بر مفهوم اقتصادی سرمایه، از سرمایه های دیگری چون سرمایه های اجتماعی، فرهنگی و نمادین نیز نام برد؛ بنابراین با بررسی میزان دسترسی زنان به این سرمایه ها، تلاش می شود تصویر روشنی از وضعیت زنان در بافت موقعیتی آن اجتماع ارائه گردد. در داستان بلند توبا، نویسنده با پرداختن به وضعیت زندگی زنان در جامعه پیش از انقلاب اسلامی، جایگاه فرودستی زنان را در میدان های مختلف آشکار کرده است و ضعف انواع سرمایه ها همچون سرمایه اجتماعی ناچیز، سرمایه اقتصادی ناکارآمد و فقر سرمایه نمادین زنان را نشان داده است.
بررسی زبان، تصویر و عاطفه در شعر رودکی سمرقندی
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۶
120 - 151
حوزههای تخصصی:
رودکی سمرقندی از پیشگامان شعر فارسی و سبک خراسانی به شمار می رود. شیوه سرایش شعر رودکی، مبتنی بر سادگی معنی و روانی لفظ است. تز و بنیاد اصلی شعر سبک خراسانی و به طور مشخص، رودکی، بر بیانِ مفهوم در ساده ترین صورت زبانی ممکن و خالی از هر گونه تعقید و پیچیدگی استوار است. هدف اصلی پژوهش، مطالعه و بررسی کمیت و کیفیت کاربست و به کار گیری سه عنصر زبان، تصویر و عاطفه در کلام این سراینده است. روش تحقیق، توصیفی – تحلیلی است که البته در بحث تصاویر شاعرانه، بسامد کمی اشعار نیز مورد آگاهی و توجه قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که یکی از خصوصیات زبانی شعر رودکی که آن را به زبان مردم نزدیک می سازد، کوتاهی جملات است . جمله ها، از منظر نحوی ، کوتاه هستند و انتقال از دال به مدلول برای خواننده و مخاطب شعر، به سهولت انجام می پذیرد. به لحاظ کاربرد صور خیال و ایماژ، شگرد «تشبیه » با ۱۸۸مرتبه استفاده، بیشترین مورد بهره گیری (۵۲ درصد از حجم نمودار) و به تبع بالاترین نقش را در آفرینش تصویرهای پدر شعر فارسی دارد و از پس ِ آن شگردهای «کنایه » با ۹۶ بار بهره گیری (۲۶ درصد) و «استعاره مصرّحه» با ۴۶ مرتبه استفاده (۱۳ درصد) در رتبه های بعدی قرار می گیرند. همچنین مشخص گردید که بُن مایه عاطفه نیز در سروده های استاد سمرقندی، به دو شیوه فردی(احوال عاشق و معشوق) و اجتماعی(توصیف و مدح) نمود پیدا کرده است.
تحقیق در ترجمل اناجیلِ یوحنّا بن یوسف و ارتباط آن با دیاتِسّارون فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
50-74
حوزههای تخصصی:
کشیشی مسیحی به نام یوحنّا بن القسّ یوسف بن شمعون الیعقوبی المیافارقینی معروف به شمس المعانی دو بار به صورت مستقل اناجیل اربعه را به فارسی ترجمه کرده که یک رونویس از هرکدام موجود است. مطالعه این دو نسخه، مقایسه آن با چند ترجمه کهن از اناجیل و دیاتسّارون فارسی و جست وجو در منابع دیگر نشان می دهد که ترجمه های یوحنّا بن یوسف با ترجمه دیاتسّارون فارسی اشتراکات محتوایی و زبانی به ویژه لغوی بسیاری دارد و شواهد برخی واژه ها منحصر به این سه ترجمه است. افزون بر این مشابهت ها، به سبب اشتراک مقدّمه یکی از این ترجمه ها با مقدّمه دیاتسّارون این فرضیه مطرح می شود که ارتباطی بین این سه متن هست و یوحنّا بن یوسف احتمالاً همان مترجم ناشناخته دیاتسّارون فارسی است که در پژوهش های پیشین تنها گمان هایی درباره او مطرح شده بود. همچنین براساس قراین موجود، ترجمه ها در زمانی نزدیک به هم انجام گرفته و مترجم اناجیل و نیز مترجم دیاتسّارون مدّتی در تبریز حضور داشته اند، بنابراین احتمال یکی بودن آن ها وجود دارد و این فرضیه را تا زمانی که منابعی در آینده آن را تأیید یا رد کند نمی توان نادیده گرفت.
افسانهه 1301 (داستان کوتاه فارسی: جمال زاده یا هدایت؟)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
190-205
حوزههای تخصصی:
عموم پژوهشگران یکی بود و یکی نبود (1300) محمدعلی جمال زاده (1270-1276) را نخستین مجموعه داستان فارسی فرض کرده اند. برخی نیز سال 1301 را نقطه تحول ادبیات در هر سه حوزه شعر، داستان و نمایش دانسته اند با آثاری چون «افسانه» نیما یوشیج، مجموعه داستان کوتاه یکی بود و یکی نبود جمال زاده، رمان تهران مخوف مشفق کاظمی و نیز نمایش نامه جعفرخان از فرنگ آمده حسن مقدم. در این مقاله با رد اهمیت ویژه این سال، زنده به گور (1309) صادق هدایت (1281-1330) نخستین مجموعه داستان کوتاه فارسی خوانده شده است. برای این کار به تحلیل کلی داستان های هر دو مجموعه در زمینه های زبان، ایدئولوژی، شکل، نظام روایی، شخصیت و مکان پرداخته ام. دست آخر هم در کنار بررسی گونه محور مختصر داستان ها، شباهت های درون مایه ای آنها را با یکدیگر مطالعه کرده ام. همچنین با توجه به ترتیب تألیف داستان ها در قیاس با ترتیب درج آن ها در مجموعه، کوشیده ام حدس هایی درباره روال کلی کار هر نویسنده در زمینه داستان کوتاه بزنم.
The Comparative Study of Mari Evans and Forough Farrokhzad’s Selected Poems: A New Historic Outlook(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ویژه
167-187
حوزههای تخصصی:
Extensive interest in the field of comparative literary studies emerged in the early decades of the nineteenth century with the main focus of comparing similarities in perspectives and variations in beliefs which congregate or rupture world views, representing human thought. It is the objective of the present study to analyze and compare the components which yield to the New Historical analysis of two literary pieces to discover the existing nuances related to the artists’ socio-cultural milieu and to illustrate how this mirrors personality development in their poetry. For this means, two poems have been chosen: “I Am a Black Woman” from Mari Evans, a contemporary African-American poetess, and “Farewell” from Forough Farrokhzad, the influential, modernist Iranian artist. Results will indicate how the views of the two poets differ from one another in regard to the relationship between identity formation and the role that episteme plays in this process. Inevitably, there will be concern about the influence of zeitgeist in imagery production since literary work is the doings of historical-socio-cultural discourses as much as creative imagination.
تحلیل پیوستار زمانی-مکانی داستان کوتاه زیارت اثر جلال آل احمد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
231 - 249
حوزههای تخصصی:
«پیوستار زمانی-مکانی» یکی از شاخصه های بسیار مهم برای سنجش عینیت و واقع گرایی یک اثر داستانی است. با توجه به اهمیت این موضوع، مقاله حاضر بر آن است تا ضمن بررسی داستان کوتاه زیارت، اثر جلال آل احمد ابهامات موجود در داستان را به کمک وقایع تاریخی، نشانه های زمانی-مکانی و متغیرهای اجتماعی مورداشاره در بستر داستان، از منظر پیوستار زمانی-مکانی برطرف سازد. در این جستار که با تکیه بر منابع کتابخانه ای و سندکاوی و به شیوه توصیفی-تحلیلی نگاشته شده، ضمن پرداختن به مبانی نظری موضوع و نگاهی گذرا به خط فکری نویسنده، داستان به لحاظ حس زیارتی مکان، مبدأ و مقصد سفر، طول مسیر حرکت، زمان سفر و ناهمخوانی زمانی و مکانی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که داستان مذکور علیرغم نشانه های زمانی-مکانی ، ابهاماتی را به لحاظ پیوستار زمانی-مکانی داراست و ناهمخوانی های زمانی و مکانی نیز در آن مشهود است که با ویژگی های یک اثر رئالیستی، که واقع گرایی از مشخصه های بارز آن است، مطابقت ندارد.
نویافته هایی مغفول از نزاری قهستانی، ناصر بجه ای شیرازی و جلال الدین عتیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
85 - 97
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی اشعاری نویافته از نزاری قهستانی، ناصر بجه ای شیرازی و جلال الدین عتیقی را که از آنها غفلت شده است، تحلیل کند؛ نخست: غزلی از نزاری قهستانی: نزاری قهستانی غزل سرای زبردست سده هفتم و ربع اول سده هشتم هجری است که از او دیوان شعری به جا مانده است. این دیوان به کوشش مظاهر مصفا تصحیح و به چاپ رسیده است. تصحیح مصفا بر مبنای نُه نسخه خطی و مقابله با رساله ماشین شده رضا مجتهدزاده صورت گرفته است. در جُنگ انیس الخلوه، پنج غزل از نزاری آمده است که یکی از این غزل ها در دیوان چاپی او پیدا نشد. دوم: یک غزل و رباعی از ناصر بجه ای شیرازی: ناصر بجه ای شیرازی شاعر سده هفتم و ربع اول سده هشتم و معاصر با سعدی است. از این ناصر دیوانچه ای به تصحیح محمود مدبری منتشر شده است. میلاد عظیمی نیز غزل هایی را از او گردآوری کرده است. از ناصر غزلی در جنگ انیس الخلوه ذکر شده که در هیچ کدام از این گردآوری ها وجود ندارد. همچنین یک رباعی نویافته از او در جنگ خطی کتابخانه ملک به شماره 5319 وجود دارد که در هیچ کدام از گردآوری ها نیامده است. سوم: سه غزل از جلال الدین عتیقی: جلال الدین عتیقی شاعر سده هفتم و هشتم هجری است. دیوان اشعار او به صورت چاپ عکسی از روی نسخه خطی کتابخانه فاتح ترکیه به طبع رسیده است. هجده غزل از عتیقی در جنگ شعری مونس العشاق ذکر شده که دو غزل از آنها نویافته هستند. همچنین یک غزل نویافته نیز در سفینه انیس الخلوه به نام عتیقی آمده است.
پرتویی از عرفان و تصوف در اشعار منقبتی قرن های هشتم و نهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
11 - 52
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، پیوند آموزه های عرفانی با اشعار منقبتی قرن های هشتم و نهم نشان داده می شود. برای دست یابی به این هدف ابیات شاعرانی مدّنظرقرار گرفته که در این دوره پیرامون اهل بیت(ع) اشعاری سروده اند. اما برای تأثیر بیشتر کلامشان بر مخاطب سعی دارند از آموزه های عرفان اسلامی نیز استفاده کنند. این آمیختگی (عرفان و منقبت) می تواند دلایل مختلفی داشته باشد: مشرب فکری شاعر، بهره مندی او از خطّ فکری خاص، ویژگی شاخص محتوایی این دوره که بهره مندی از مضامین عرفانی است. عجین شدن مبانی عرفانی با منقبت اهل بیت(ع) سبب شده است درک ابیات برخی از این شاعران مانند شاه نعمت الله ولی و آذری اسفراینی دشوار شود و شیوه منقبت گویی آن شاعران را برجسته تر از دیگران نشان دهد.شاعران مدّنظر در این جستار عبارتند از: شیخ حسن کاشی، شاه نعمت الله ولی، آذری اسفراینی، عصمت بخارایی، جامی.در گام نخست، به معرفی مختصری از شاعران نام برده خواهیم پرداخت و سپس بحث ابیات مطرح خواهد شد. در بخش بررسی ابیات ابتدا به بازگشایی اصطلاحات عرفانی آن ها و در صورت لزوم اشاره های قرآنی و روایی مربوط به اهل بیت(ع) پرداخته شده و سپس ابیات براساس دقیقه های عرفانی و احادیث یا سخنان اهل بیت(ع) شرح شده است.
النعت و دلالاته النحویه فی خطب نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کان علم النحو هو أساسیه العلم عند تدریس اللغه العربیه، لأنّ علم النحو یهتم عن تغییر الحرکه فی آخر الکلمه. فی هذا البحث یبحث الباحث بعض الأبواب من علم النحو و هو النعت و أغراضه فی خطب نهج البلاغه . وتأتی أهمیه هذه الدراسه لمعالجتها موضوع النعت فی الإمام علی (ع) لأنّه یحمل دلالات خصبه توثر فی فهم نص الخطب. یقوم هذا البحث بدراسه تحلیلیه لأهم دلالات النعت فی خطب نهج البلاغه معتمدا فی ذلک علی المنهج الوصفی-التحلیلی للوقوف علی مکانه دلالات النعت فی کلام الإمام علی (ع). تبحث هذه الدراسه فی النعت فی خطب الإمام علی (ع) و تعرض نماذج للنعت و أشکاله و أنواعه کافه وتبین أهم الدلالات التی تخرج إلیها السیاقات المختلفه. ثم تطرقت عن المسالک التی یرد علیها فی التألیف و النظم. اذ عرضت لأنواع النعت و دلالته المعنویه فی خطب الإمام علی (ع) و المعنی المتضمن فیها فتوصلت إلی دلالات معنویه متعدده ذکرتها فی البحث کالمدح والثناء والتخصیص والتوضیح ....و غیرها. و من نتائج هذه الدراسه أن النعت یخرج دلالته إلی الدلاله الأصلیه و هی ما أسمیته التخصیص المحض و التوضیح المحض و الدلاله الفرعیه المرتبطه بالسیاق.
مقایسه نگرش نخبگان شهر هرات نسبت به سیاست های ایران، پاکستان و هند در قبال افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
197 - 212
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به مقایسه نگرش نخبگان شهر هرات نسبت به سیاست های ایران، پاکستان و هند در قبال افغانستان، در ابعاد امنیتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی می پردازد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و تحلیلی بوده و ازلحاظ روش اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری آن را نخبگان شهر هرات تشکیل می دهند. با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، ۳۶۰ نفر به عنوان حجم نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که نخبگان شهر هرات به طور کلی، سیاست های هند در قبال افغانستان را مطلوب تر از سیاست های ایران و پاکستان ارزیابی می کنند. همچنین، یافته های تحقیق به صورت جزئی نشان می دهد که در زمینه سیاست های امنیتی، اقتصادی و اجتماعی و نیز خط مشی های سیاسی، نخبگان هرات به ترتیب هند، ایران و پاکستان را ترجیح داده و در سیاست های مذهبی و فرهنگی، به ترتیب هند، پاکستان و ایران را ترجیح می دهند.
Tearing between the Cultures and Turning from Somebody to Nobody in the Hybridized Space of Immigration in Mohsin Hamid’s Moth Smoke(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۱, Autumn and Winter ۲۰۲۵
135 - 149
حوزههای تخصصی:
In the immigration studies, the diasporic female experiences are not indicatively considered as the prevailing experiences of immigrant men who are claimed to stand for all immigrants. Thus, it is challenging to examine female migration experiences and the consequences that are ignored. This article explores the ignored parts of female migration experiences as subalterns and focuses on the process of assimilation in the host country following theories of Gayatri Spivak’s post-colonialism. In the age of migration the female characters of the former colonies are being culturally hybridized when they get in touch with the Western factors. That hybridity and their ambivalent attitude between the cultures, they are becoming the mimic women that has not only affected them and led them to identity crisis but also contributed to the dangling of them between cultures lost and confused. This article will carefully examine the consequences of assimilation of the female character, Mumtaz, in Mohsin Hamid’s Moth Smoke in the hybridized atmosphere. Moth Smoke is the debut novel by British Pakistani novelist, Mohsin Hamid, which provides the context for the clash of cultures in its portrait of a country violently divided against itself. Sometimes, assimilation with host cultures are to the extent that the female immigrant becomes baffled and confounded. With shattered identity, she is neither a modern Westernized woman nor an Eastern glorified mother and wife.
مضمون سازی با عناصر بیانی و بدیعی در غزلیات نظیری نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۲)
65 - 84
حوزههای تخصصی:
از اواخر قرن دهم هجری، حرکتی عظیم در شعر فارسی به وجود آمد و مضمون آفرینی در جایگاه وجه غالب شعر شاعران سبک هندی تحولاتی چشمگیر در ادبیات فارسی ایجاد کرد. سخنوران این سبک، با دقت و ژرف نگری در عناصر استفاده شده شاعران دوره های قبل، روابطی تازه و بدیع میان پدیده ها ایجاد کردند. این روابط تازه را در ابعاد و اسلوب های گوناگون می توان بررسی کرد که یکی از آنها بهره گیری از عناصر بیانی و بدیعی است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، شیوه های مضمون آفرینی در غزلیات نظیری نیشابوری بر اساس عناصر بیانی و بدیعی بررسی شده است. نتایج نشان می دهد، نظیری نیشابوری یکی از پیشگامان این سبک ادبی، در آفرینش مضامین نو، نقشی برجسته ایفا کرده است. او در ساختن مضامین تازه در چهارچوب آرایه های بیانی و بدیعی، دست به ابتکاراتی زده که حاصل آن، آفرینش تصاویر شگفت انگیز و نوینی بوده است. شعر او، ضمن داشتن ویژگی های سبک عراقی و مکتب وقوع، پذیرای مختصات تازه ای است که بعدها این شگردها، دست مایه شاعران بزرگی همچون صائب تبریزی شده است. در غزلیات او، از میان عناصر بیانی، تشبیه و تشخیص و در میان عناصر بدیعی، اسلوب معادله، تمثیل، پارادوکس، حُسن تعلیل و اغراق، بیشترین بسامدها را در ساخت مضامین تازه شعری دارد و از منظر سبکی، متفاوت و برجسته تر از بسیاری از شاعران هم عصر او بوده است.
تأملی در اشعار تعلیمی عطار نیشابوری
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
47 - 67
حوزههای تخصصی:
ادبیات تعلیمی به آثاری اطلاق می شود که با رویکرد ادبی به بیان موضوعات فلسفی، مذهبی، اخلاقی و اجتماعی می پردازد و هدف آن، آموزش و تربیت است. ادبیات تعلیمی، هنرمندانه و با استفاده از زبان ادبی، افراد جامعه را به کسب فضائل اخلاقی، علم دوستی، خداجویی و خوبی ها دعوت کرده و از جهالت و پستی ها دور می سازد. از این رو، هدف این پژوهش بررسی اشعار تعلیمی عطار نیشابوری می باشد، در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، آن بخشی از اشعاری عطار که جنبه تعلیمی دارند مورد مطالعه قرارگرفت. یافته های اسنادی نشان می دهد، عطار از آن جمله شاعران و بزرگان زبان و ادب فارسی است که در اشعار و آثار خود به مسائل تربیتی توجه داشته است و می توان اندیشه های تربیتی او را در موارد مختلف، از جمله: خداجویی، جوانمردی، صبر و بردباری، پرهیزگاری و پارسایی، پرهیز از ظلم و بیدادگری، داشتن اخلاق نیکو، کسب علم و دانش، استفاده از اندوخته های علمی، دوری از جهل و نادانی، و... از لابلای اشعارش دریافت نموده و از آن ها برای آموزش و تربیت افراد جامعه استفاده کرد؛ زیرا رسیدن به کمال انسانیت و بندگی و قرب الهی از اهداف تربیتی عطار می باشد.
Étude psychocritique de L’Échappée belle, Ensemble, c’est tout et La Consolante d'Anna Gavalda(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Dans le monde littéraire contemporaine, l'œuvre d'Anna Gavalda se distingue par sa capacité à capturer les nuances de l’expérience humaine. Elle essaie de créer des protagonistes en quête d’eux-mêmes afin de pouvoir échapper aux contraintes de la société et de retrouver leur véritable essence. En outre, elle explore les méandres complexes de la psychologie humaine à travers ses personnages. C’est avec sa finesse d’observation et une profondeur émotionnelle que Gavalda donne vie à ses personnages en quête d’identité, de connexion et de sens. Etant donné que du point de vue psychique, toute création littéraire est le produit d’un stimulant et est l’expression de l’inconscient de son producteur, nous avons décidé d’analyser L’Échappée belle, Ensemble, c’est tout et La Consolante de Gavalda selon les théories psychocritiques de Charles Mauron, afin de discerner les métaphores obsédantes dans les textes et avoir accès au mythe personnel de l’auteure. Cette méthode nous révélerait ce qui, dans l’inconscient de Gavalda, la pousse à avoir de telle production littéraire féconde et attirante.
Etude du rôle de la bande dessinée dans le développement de la compétence de l’expression écrite: cas des apprenants adolescents du FLE en Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L'enseignement du FLE en Iran est confronté à de nombreux obstacles, surtout quand il s’agit de l’écrit. Ces obstacles comprennent la motivation, la créativité ainsi que la difficulté à maîtriser les aspects linguistiques et discursifs de l'écriture en français . Une solution potentielle pour surmonter ces défis pourrait résider dans l'utilisation de supports pédagogiques innovants, tels que la bande dessinée, dont le présent article cherche à évaluer l'impact sur le développement de la compétence en expression écrite chez les adolescents apprenant le FLE en Iran.Pour ce faire, notre étude s'appuie sur un cadre théorique qui articule les notions de compétence de l'expression écrite, de bande dessinée et de didactique du FLE. Elle met en œuvre une méthodologie de recherche qualitative, basée sur une étude de cas menée dans une classe de niveau A2 du FLE en Iran. En conclusion, cette étude démontre que l'intégration des bandes dessinées dans l'enseignement du FLE pour les adolescents en Iran peut avoir des implications pédagogiques profondes et positives. Ces implications touchent divers aspects, de la stimulation de la créativité à la facilitation de l'apprentissage grammatical, en passant par l'encouragement à la lecture et à l'écriture. Les enseignants devraient utiliser ces supports avec d'autres méthodes et ressources.
یک دادگاه داستانی و یک کلاس درس (پژوهشی در باب قابلیت آموزش تفکر فلسفی در حکایت بازجست کار دمنه در کلیله و دمنه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
146 - 163
حوزههای تخصصی:
چنان که می دانیم بخش گسترده ای از ادبیات کلاسیک فارسی را متون تعلیمی تشکیل می دهند. نویسندگان این آثار با بیانی تمثیلی و غالباً به صورت داستانی، مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و فلسفی را بیان کرده اند. قابلیت ها و ظرفیت بسیار بالای این متون ادبی، کاربرد آن ها را در دیگر حوزه ها نیز امکان پذیر می سازد. فلسفه برای کودکان، فرصت پژوهشی جدیدی است که می توان ادبیات کلاسیک فارسی را از منظر دیگری نگریست و قابلیت های آن را بدین منظور سنجید. در مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است، حکایت «بازجست کار دمنه» از کتاب کلیله و دمنه، بر اساس معیارهای داستانی فبک، همچون مقبولیت ادبی، مقبولیت روان شناختی، مقبولیت فلسفی، کندوکاوپذیری و گفت وگوی استدلالی و موارد دیگر، بررسی شده است. بر اساس یافته های پژوهش، این حکایت با برخورداری از مقبولیت ادبی، روان شناختی و فلسفی و نیز الگوی گفت وگوی استدلالی، دارای قابلیت بسیار بالایی برای آموزش تفکر فلسفی به کودکان است؛ و به جز بازنویسی به زبانی ساده و قابل درک برای کودکان و نیز حذف مواردی که کندوکاوپذیری داستان را کاهش می دهد، به تغییر دیگری نیاز نیست.
تحلیل شاخصهای طنزساز حماسه های مضحک موش و گربه عبید زاکانی و شیخ بهایی با تأکید بر مخاطب نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۷
43 - 72
حوزههای تخصصی:
حماسه مضحک یکی از مهمترین انواع نقیضه پردازی به شمار می آید که با بهره گیری توأمان از عناصر متفاوت حماسه و طنز به بیان هدفی واحد در قالب متنی خلاقانه می پردازد. در این گونه ادبی به کمک وارونگی محتوا و شکل حماسه فاخر و تلفیق آن با گفتمان طنز، ناهمسازی میان موضوع و سبک هر اثر در قالبی طنازانه و به کمک عنصر ناسازگاری به دست می آید؛ موضوعی که برای تأمین نیازهای مخاطب نوجوان با تأکید بر مشخصه های رشد آنان می تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد و موجب جذب بیشتر این طبقه خاص به سوی ادبیات در مقایسه با دیگر گزینه های نامطلوب فرهنگی شود. یکی از شناخته شده ترین عناوین حماسه های مضحک، تقابل نمادین میان موش و گربه است که بی شک مشهورترین آنها در آثار فارسی توسط عبید زاکانی و شیخ بهایی به رشته تحریر درآمده است. در تحقیق پیش رو، بررسی تطبیقی این دو اثر با استفاده از تحلیل محتوایی عناصر داستان ارائه شده است. این بررسی با بهره گیری از شاخصهای شناسایی شده طنزساز حاصل از ناسازگاری گفتمانی و معنایی در طنز صورت پذیرفته است. بر این اساس، تفاوتها و شباهتهای این ادیبان نامدار در پرداختن به یک ژانر با استفاده از روش مجموع وزنی به عنوان یکی از مهمترین روشهای تصمیم گیری چندمعیاره شناسایی شده است. نتایج نشان می دهد که اثر موش و گربه شیخ بهایی امتیاز بیشتری را از دیدگاه شاخصهای طنز از جمله تحقیر، تشبیه به حیوانات، قلب اشیا، تحامق و تهکم به دست می آورد کسب می نماید و بنابراین ظرفیت مناسبتری برای خوانش گروه سنی نوجوان داراست .
شعر نو: دیالکتیک و معنا نگرشی ساختارگرایانه به شعر نو فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیالکتیک کلمه ای کهن است، که در طول تاریخ و در مباحث مختلف با معانی متفاوت به کار رفته است. یکی از معانی دیالکتیک که در جستار حاضر مبنای پژوهش قرار گرفته، فرایندی است، که از سازش اضداد چیز جدیدی پدیدمی آید و تجمیع دو نقیض به موجود یا مفهوم سومی دلالت می کند. بر این مبنا در جستار پیش رو تعداد پانزده سروده از نیما و شاعران پس از وی بررسی و تحلیل شده است. جامعه نمونه یادشده از میان سروده های برجسته ای همچون «آی آدم ها» و «زمستان» برگزیده شده اند، که حتی المقدور هم از شاخص های شعری قابل تعمیم به اکثر اشعار نو و پسانیمایی برخوردار باشند و هم انواع مختلف اجتماعی، عرفانی و فلسفی به شیوه های متفاوت مناظره و منولوگ های مختلف را دربربگیرند. بررسی ها نشان می دهد، سرایندگان، فرایند دیالکتیک را در مقیاسی گسترده برای پیام رسانی و معنی سازی ثانویه سخن به کار بسته اند، هر چند در تلفیق و سازش متضادها، حسب سلیقه و سبک سراینده و اقتضای موضوع سروده، از امکانات زبانی و معنایی متفاوت بهره جسته اند. این امر، انواع سروده های نو را واجد ریخت و ساختار مشابهی مبتنی بر سه رکنِ تز، آنتی تز و سنتز می سازد. تأمل خواننده در این ساختار دیالکتیک می تواند، ورود وی به ژرف ساخت معنایی سروده (سنتز) را از مسیر ترکیب مفهوم آفرین و معناسازانه دو رکن بیرونی (تز و آنتی تز) تسهیل نماید.
تأویل و تحلیل داستان «شبیه گالیله» از عالیه عطایی بر مبنای رویکردهای روانکاوانه و فمنیسم مارکسیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
133 - 157
حوزههای تخصصی:
«شبیه گالیله»، داستانی است در مجموعه «چشم سگ» از عالیه عطایی. داستان، بیان احوال و ماجرای مردی است که ماری را از افغانستان برای فروش به ایران می آورد. ضیا، شخصیت اصلی داستان در مواضع متعدد، صفات، حالات و کنش هایی به همسر و دختر و گاه دیگر زنان داستان اسناد می دهد که پیشتر برای مار نیز به کار برده بود. مسئله مقاله، یافتن توجیه یا علتی برای این اسنادهاست . از این رو با رویکرد روانکاوانه به بررسی ناخودآگاه متن و شخصیت اصلی پرداخته شد و از آنجا که این رویکرد، وجوه اجتماعی و رابطه قدرت را در بر نمی گیرد، در بخشی دیگر با رویکرد فمنیسم مارکسیستی، متن تحلیل و بررسی شد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر تفسیر و تأویل است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ناخودآگاه متن از طریق شخصیت اصلی با ادغام و جابه جایی، تداعی و نماد، مار و زن را به جای هم می نشاند. و زن/ مار به شیئی برای بهره اقتصادی فروکاسته می شود. طبیعی شدگیِ رابطه زن/ مار مطابق خواست شخصیت اصلی و سرانجام رهایی از سلطه شخصیت اصلی در قالب خودبودگی و استقلال در زندگی و تأمین نیازهای اولیه پدیدار شده است. مفاهیم ارزشی ذکرشده در داستان طبق نظرگاه و گفتمان غالب شخصیت اصلی و در جهت تثبیت سلطه او بر زن/ مار، تغییر معنا می یابد.