بررسی تطبیقی نظام مندی استعاره مفهومی مرگ در سروده های سهراب سپهری و فدریکو گارسیا لورکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
233-254
حوزههای تخصصی:
سازوکارهای شناختی در بیان مفاهیم ذهنی به کمک امور عینی سبب شد تا نظریه های گوناگونی در باب استعاره شکل بگیرد که در این میان، استعاره مفهومی با طرح دیدگاه های مختلف از طرف لیکاف و جانسون، نگاه سنتی استعاره را به چالش کشید. این امر به کمک نگاشت های مختلف، ارتباط حوزه های مبدأ و مقصد امور ذهنی و عینی را به خوبی نشان داد تا مخاطب بهتر بتواند به درک مفاهیم ذهنی دست یابد. درک این عناصر ذهنی به کمک امور عینی در سروده-های شاعرانی همچون سهراب سپهری و فدریکوگارسیا لورکا نیز به چشم می خورد که در این میان می توان به مفهوم انتزاعی «مرگ» اشاره کرد. آنان با کمک استعاره های ساختاری و درک مفهوم بیان شده با استفاده از مکانمند بودن، عاملیت، حجم پنداری و طبیعت انگاری، مخاطب را به کاربست مفهوم ذهنی «مرگ» آگاه می کردند، در بخش استعاره-های هستی شناختی نیز بهره گیری از طرحواره های انسان انگارانه، جاندار پندارانه، جسم انگاری و عناصر قابل خوردن سبب می گردد تا درک مخاطب به فهم عنصر ذهنی مرگ افزایش یابد. همچنین بهره گیری از طرحواره های جهتی از دیگر مواردی است که فدریکوگارسیا لورکا در عینی سازی مفهوم ذهنی مرگ از آنها مدد گرفته اما در سروده های سپهری، استفاده از طرحواره بیان شده مشاهده نگردید. این پژوهش با روش تحلیل و تفسیر اشعار سپهری و لورکا صورت گرفته تا نشان دهیم شاعران مورد بحث تا چه اندازه از مفهوم ذهنی «مرگ» بهره برده اند و کاربست این مفهوم در طرحواره های مختلف سروده های آنان به چه صورت است