ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۸٬۱۴۵ مورد.
۱.

بازتولید فضای شهری بر مبنای گفتمان زنان در خیابان لاله زار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کنشگری «فرمایشی-خوجوش» عاملیت «مکان-رویداد» منش «پیرامون-مرکز» تماشاچی تماشایی بازیگری فرمایشی-خوجوش ؛ عاملیت مکان-رویداد منش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۳
بیان مسئله: فضای شهری پدیده ای اجتماعی، تاریخی و چندلایه است که در تعامل مداوم نیروهای قدرت، سیاست و سرمایه شکل می گیرد و در گذر زمان بازتولید می شود. این بازتولید نه تنها به واسطه تحولات ساختاری، بلکه در دل کنش های روزمره، تجربه های زیسته و گفتمان های اجتماعی صورت می گیرد. در این میان، گفتمان زنان به عنوان یکی از نیروهای کمتر دیده شده، نقشی معنادار در بازتعریف مرزهای خصوصی-عمومی و بازسازی حافظه جمعی دارد. با این حال، این گفتمان به ویژه در تحلیل فضاهای تاریخی شهرهای ایران کمتر توجه شده است. بنابراین مقاله عاملیت گفتمان زنان را در بستر این نیروها و کنشگری فضایی در خیابان لاله زار تهران به چالش می کشد. هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل بازتولید فضای شهری برمبنای گفتمانی مشخص، خیابان لاله زار را به عنوان یکی از خیابان های تاریخی- فرهنگی پایتخت در سه دوره تاریخی در کانون تحلیل قرارداده است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و گفتمان محور انجام شده و از روش تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی داده ها بهره گرفته است. داده ها از منابع نوشتاری، دیداری و شنیداری در خصوص سه دوره کلی قاجار، پهلوی، جمهوری اسلامی استخراج شده اند. چارچوب نظری پژوهش بر بررسی سازوکارهای مؤثر در بازتولید فضای شهری استوار بوده و از مفاهیم کنشگری، عاملیت و منش فضایی برای تحلیل گفتمان زنان استفاده شده است. نتیجه گیری: کنشگری زنان در خیابان لاله زار را می توان بخشی از فرایند بازتولید تاریخی فضای شهری دانست که در تعامل پیچیده با مناسبات قدرت، سیاست و سرمایه شکل گرفته است. این کنشگری در ادوار مختلف، از «تماشاچی» به «تماشایی» تا فرصت «بازیگری» در قالب گفتمان های متنوعی همچون حضور انزوایی- انفعالی، نمادین- مصرفی و غیرنمادین- مشارکتی بازنمایی شده است. رفتارهای روزمره، نقش های اجتماعی، الگوهای حضور - غیاب و مشارکت زنان در عرصه خیابان، نه تنها در تحول معانی فضایی و مرزبندی های خصوصی-عمومی مؤثر بوده، بلکه در شکل گیری حافظه جمعی و سازمان یابی فضایی لاله زار نیز نقش داشته است.
۲.

مفهوم فضا در پیوند با فیزیک، فلسفه و هنر در آموزش مجسمه سازی معاصر بر مبنای نظریه پیوندگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش مجسمه سازی مفهوم فضا رویکرد میان رشته ای فیزیک فلسفه یادگیری پیوندگرایی.

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۸
بیان مسئله: مفهوم «فضا» در مجسمه سازی پدیده ای چندلایه و میان رشته ای است که در پیوند با ادراک، بدن، ماده و معنا شکل می گیرد. تاریخ تحول این مفهوم نشان می دهد که فضا در فیزیک از ساختاری مطلق به بستری نسبی، در فلسفه از مقوله ای پیشینی به تجربه ای پدیدارشناختی و در مجسمه سازی از پس زمینه ای ایستا به عنصری پویا در تولید معنا تبدیل شده است. این تحولات پیچیدگی مفهوم فضا را برجسته می کنند و ضرورت رویکردی شبکه ای برای آموزش آن در مجسمه سازی معاصر را جهت پیوند میان دانش نظری و توانایی عملی دانشجویان آشکار می سازد. پرسش این پژوهش با تکیه بر نظریه یادگیری پیوندگرایی این است که چگونه می توان با تلفیق دیدگاه های فیزیکی، فلسفی و هنری، مدلی نوین و کارآمد برای آموزش مفهوم فضا ارائه کرد. هدف پژوهش: ارائه مدلی شبکه ای برای آموزش فضا در مجسمه سازی است که دانش فلسفی، فیزیکی و زیباشناختی را به عنوان گره های یک شبکه مفهومی سازمان دهد و امکان ارتقای توانایی دانشجویان در تحلیل و خلق فضا را فراهم کند. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی و ماهیتی کاربردی-توسعه ای انجام شد. داده ها از دو مسیر گردآوری شدند؛ مطالعه کتابخانه ای درباره مفهوم فضا در فیزیک، فلسفه و هنر و مطالعه میدانی شامل تحلیل نمونه هایی از آثار مجسمه سازان معاصر و پروژه های پایانی دانشجویان مجسمه سازی دانشگاه تهران. تحلیل داده ها براساس منطق شبکه ای نظریه پیوندگرایی انجام شد تا نحوه ارتباط لایه های مختلف فضا در فرایند آموزش و دلیل انتخاب این روش تبیین شود. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که توجه هم زمان به لایه های فیزیکی و فلسفی فضا، درک دانشجویان را از سطح تجربه حسی به سطحی تحلیلی و خلاقانه ارتقا می دهد. ازاین رو، پیشنهاد می شود که مفهوم فضا در مجسمه سازی با رویکردی پیوندگرا بازطراحی شود تا آموزش آن تنها به شناخت فرم محدود نماند و نسبت میان فرم، فضا و معنا به صورت شبکه ای و چندبُعدی درک شود.
۳.

بررسی تطبیقی مؤلفه های اصالت در مراتب سه گانه صورت، مفهوم و معنا در خانه های تاریخی شهر یزد (دوره قاجاریه و پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معماری اسلامی مطالعات تطبیقی خانه های سنتی یزد ملاصدرا دوره قاجاریه دوره پهلوی اول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
بیان مسئله: شناخت اصالت اهمیت زیادی در خلق معماری اصیل و ماندگار دارد اما به دلیل تنوع نظرات و عدم وجود معیارهایی دقیق، این موضوع اغلب از دید صاحب نظران مغفول مانده است و پژوهش ها به تکرار کلیات مفاهیم و صرفاً در حوزه میراث فرهنگی و مرمت بناها محدود شده اند. ازآنجاکه معماری سنتی به عنوان معماری اصیل شناخته شده است. بدین ترتیب، لزوم بررسی این موضوع در معماری خانه های سنتی در دوره های متفاوت تاریخی به منظور شناخت مؤلفه های اصالت ضروری است.هدف پژوهش: این پژوهش ازطریق بازخوانی مقالات و دیدگاه های صاحب نظران، در پی واکاوی مفهوم اصالت و بررسی نحوه تجلی و استمرار اصالت در خانه های سنتی شهر یزد، در گذار از دوره قاجار به پهلوی است. شناخت تغییرات معماری در خانه های سنتی این دو دوره نقش تأثیرگذاری در شناخت مؤلفه های اصالت در بناهای معماری دارد. بدین منظور، با تمرکز بر شواهد کالبدی، مفهومی و معنایی خانه ها، سعی در شناخت روند تداوم یا گسست این مفاهیم در بستر تحولات تاریخی و فرهنگی آن دوران دارد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکردی کیفی است که از راهبرد تحلیل محتوا بهره می گیرد. داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و بازدیدهای میدانی گردآوری شده اند. پس از شناسایی مؤلفه های اصالت در معماری بر پایه تحلیل اسناد و دیدگاه های صاحب نظران، خانه های دوره قاجار و پهلوی شهر یزد به عنوان نمونه های موردی انتخاب و با استفاده از روش های تطبیقی تحلیلی و توصیفی، روند تحول مؤلفه های اصالت از دوره قاجار به پهلوی بررسی شد.نتیجه گیری: بررسی مؤلفه های اصالت در سه مرتبه صورت، مفهوم و معنا، در خانه های دوره قاجار و پهلوی؛ نشان می دهد که به ازای حذف عناصر و اجزای معماری در خانه های سنتی از مرتبه صورت، نمودپذیری مفهوم و معنای مستتر در آن عنصر در مراتب دیگر اصالت قابل ادراک نیست، و بسیاری از مؤلفه های اصالت در مراتب سه گانه در دگردیسی بناهای معماری از دوره قاجار به پهلوی دیگر مشهود نیست.
۴.

صحنه آرایی فضایی و روایت در معماری: مقایسه رویکرد رخدادمحور چومی با روایت محوری پسارا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رخداد فضایی معماری روایت محور صحنه آرایی فضایی نشانه شناسی فضا طراحی مفهومی فرم روایی.

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۷
بیان مسئله: توجه به روایت و صحنه آرایی فضایی در معماری معاصر، امکانی تازه برای تفسیر و سازمان دهی تعاملی فضا فراهم کرده است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی دو رویکرد نظری شاخص، یعنی رخدادمحوری در اندیشه برنارد چومی و روایت محوری در نظریه سوفیا پسارا انجام شده است تا ظرفیت های صحنه آرایی فضایی را در طراحی معماری روایت محور تبیین کند. روش پژوهش: این مطالعه با روش کیفی، مبتنی بر تحلیل تطبیقی نظری مفهومی و تحلیل گفتمانی انجام شده است. داده ها ازطریق مرور متون تخصصی و تحلیل نمونه های شاخص (مانند پارک دولاویلت چومی و پروژه های منتخب پسارا) گردآوری و با معیارهای ساختار روایی، کنش کاربر و فرم فضایی مقایسه شده اند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد معماری رخدادمحور چومی بر خلق گسست، تنش و تعامل میان فضا و رخداد تأکید دارد، درحالی که پسارا بر روایت چندلایه، تفسیرپذیری و تجربه محوری فضایی تمرکز می کند. تحلیل تطبیقی بیانگر آن است که تلفیق این دو رویکرد می تواند الگوهای نوینی برای معماری فرهنگی و عمومی معاصر ارائه دهد. این پژوهش بر ضرورت بازاندیشی در فرایند طراحی معماری با رویکرد روایت محور و استفاده از ابزارهای نشانه شناختی و تحلیلی برای خلق فضاهای معنادار و مشارکتی تأکید می کند.
۵.

ارزیابی ریسک و تحلیل تهدید برای زیرساخت های درمانی در منطقه ساحلی مکران با رویکرد پدافند غیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزیابی ریسک تحلیل تهدید زیرساخت های درمانی منطقه ساحلی مکران بلایای طبیعی پدافند غیرعامل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۹
بیان مسئله: در سال های اخیر، افزایش بلایای طبیعی و تهدیدات انسان ساز، زیرساخت های درمانی را به عنوان عناصر کلیدی نظام سلامت و مدیریت بحران با چالش های اساسی مواجه کرده است. منطقه ساحلی مکران به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک، قرارگیری بر پهنه گسل فعال و مجاورت با دریا، از آسیب پذیرترین نواحی کشور محسوب می شود. این پژوهش با رویکرد پدافند غیرعامل، به ارزیابی ریسک و تحلیل تهدیدات مؤثر بر زیرساخت های درمانی منطقه می پردازد.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش شناسایی تهدیدات طبیعی و انسانی منطقه و ارائه راهکارهای مدیریتی به منظور کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری مراکز درمانی است. روش پژوهش: این پژوهش با طرح ترکیبی تبیینی- متوالی اجرا شد. در مرحله کیفی، ۱۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران درمانی، متخصصان پدافند غیرعامل و کارشناسان مدیریت بحران انجام شد. در مرحله کمی، ۵۰ پرسش نامه محقق ساخته بین کارشناسان و مدیران مراکز درمانی منطقه توزیع شد. داده ها با تحلیل مضمون، آمار توصیفی و رگرسیون چندگانه بررسی شدند.نتیجه گیری: براساس یافته ها، تقویت سیستم های هشدار سریع، آموزش مداوم کارکنان، مقاوم سازی فیزیکی زیرساخت ها و تأمین منابع تجهیزاتی می تواند به طور مستقیم آسیب پذیری مراکز درمانی مکران را کاهش دهد. نوآوری این مطالعه در آن است که برای نخستین بار تهدیدات ترکیبی طبیعی و انسانی بر زیرساخت های درمانی مکران را با رویکرد پدافند غیرعامل مدل سازی کرده است. نتایج می تواند مبنای سیاست گذاری عملی برای افزایش تاب آوری زیرساخت های درمانی در سایر مناطق پرخطر مشابه باشد.
۶.

الگوهای سکونت و معیشت در خانه های تاریخی نجف آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نجف آباد خانه های تاریخی نجف آباد کار و معیشت ساختار خانواده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۳
بیان مسئله: خانه، در طول تاریخ و فرهنگ ایران، نه تنها مأمن سکونت که بستر فعالیت های اقتصادی و اجتماعی بوده است. شیوه های گوناگون معیشت، نقش های متنوعی برای خانه رقم می زدند؛ به گونه ای که خانه ها به مثابه مراکز تولید و کار، نقشی کلیدی در تأمین نیازهای خانواده و همچنین خودکفایی شهرها ایفا می کردند. این شهر، به سبب اهمیت اقتصادی و جایگاه بازرگانی خود در دوران صفویه و قاجار، نمونه ای شایان توجه از این الگوی سکونت است.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف واکاوی عرصه های زیستی و معیشتی در خانه های تاریخی نجف آبادِ اصفهان انجام شده است.روش پژوهش: این پژوهش، با رویکرد کیفی و با بهره گیری از روش های توصیفی-تحلیلی و مطالعه موردی، به بررسی این خانه ها پرداخته است.  برای فهم دقیق تر پیوند میان کار و سکونت، ابتدا اقتصاد بومی نجف آباد در زمان شکل گیری این خانه ها مطالعه شد؛ سپس، با استفاده از منابع کتابخانه ای و مصاحبه های میدانی با افرادی که تجربه زیستن در این خانه ها را داشتند، فعالیت های اقتصادی و معیشتی در ساختار کالبدی این بناها شناسایی شد.نتیجه گیری: خانه های تاریخی بررسی شده در این پژوهش با توجه به پیشه و جایگاه اجتماعی صاحبانشان به دو دسته الگوی عامه نشین و اعیان نشین شناسایی شدند؛ که هریک از این دسته الگوها، با ویژگی های کالبدی و رفتاری متمایز، سهمی اساسی در تأمین نیازهای خانواده ها و ارزاق شهر اصفهان داشتند.
۷.

شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه تفکر انتقادی و فرهنگ استودیویی در فرایند آموزش طراحی معماری دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش طراحی معماری فرهنگ استودیویی تفکر انتقادی دانشجویان معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۴
بیان مسئله: طراحی، کنکاشی نوآورانه در خلق مصنوعات بدیع است که ذهن، شخصیت و توانمندی های آفرینش گر را به چالش می کشد و به خدمت می گیرد. در عرصه معماری، این کنکاش با پیچیدگی ها، تضادها و پرسش های چالش برانگیزی روبروست که مستلزم بهره گیری از گنجینه ای از دانش و بکارگیری شیوه های تفکر نقادانه و خلاقانه است. در حوزه آموزش تفکر طراحی، اجماعی بر مؤثرترین روش شناسی وجود ندارد. از این رو، ضرورت بررسی رویکردهای آموزشی که خلاقیت دانشجویان را برانگیزد، بیش از پیش احساس می شود. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش، توانمندسازی دانشجویان به تفکری انتقادی، مستقل است؛ تفکری که بدون اتکا به راهنمایی استادان و تقلید از تجربیات پیشین، فرهنگی نوآورانه را در محیط کارگاه های آموزشی پدید آورد. روش پژوهش: در پژوهش حاضر، از رویکردی کیفی با اتکا بر ابزارهایی همچون مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل محتوای کیفی هدایت شده، برای نیل به مقصود تحقیق بهره جسته شد. در بخش نخست پژوهش، به منظور اخذ نظرات کارشناسانه، از نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی برای گزینش نمونه ها استفاده شده است. در این مطالعه، 16 نفر مشارکت کرده اند و داده های حاصل از مصاحبه ها با بهره گیری از کدگذاری باز و محوری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در بخش دوم پژوهش نیز، پرسشنامه ای در سه گروه، از میان 105 نمونه آماری دانشجویان رشته معماری دانشگاه های تهران و کرج (دولتی و آزاد) گردآوری شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از یافته های پژوهش، نشان داد که فرایند آموزش طراحی معماری در دانشگاه های ایران تأکید زیادی بر توسعه مهارت های تفکر انتقادی در بین دانشجویان نداشته است. این در حالی است که ادغام سبک های تفکر مختلف، از جمله تفکر بصری، انعطاف پذیر، استعاری، استراتژیک، خلاق و تفکر انتقادی، در پرداختن به چالش های چندوجهی این حوزه بسیار مهم تلقی می شود. همچنین، نتایج نشان داد که اساتید به نقش محیط استودیو در تقویت خلاقیت دانشجویان توجه ویژه ای دارند.
۸.

روایتگری در معماری معاصر: خوانش پدیدارشناسی هایدگری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پدیدارشناسی معماری پدیدارشناسی هایدگری تجربه زیسته دازاین هستی شناسی مکان معماری روایت گرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۴
بیان مسئله: در معماری معاصر، نوعی انزوای معناشناختی مشاهده می شود که معماری را به ابژه ای صرفاً فیزیکی تقلیل داده و پیوند آن با تجربه انسانی و معنا را تضعیف کرده است. این چالش، ضرورت بازخوانی معماری از منظری پدیدارشناختی را برجسته می سازد تا فضاها به بستری برای ظهور هستی و تجربه زیسته تبدیل شوند. پدیدارشناسی هایدگری، با تأکید بر مفاهیمی چون «دازاین» و «سکنی گزیدن»، چهارچوبی برای فهم عمیق تر این رابطه ارائه می دهد. هدف پژوهش: هدف این پژوهش تبیین مقوله های بنیادین معماری روایتگر از منظر پدیدارشناسی هایدگری و بررسی بازتاب آن ها در تجربه زیسته انسان است و درصدد ارائه چهارچوبی نظری برای رهایی معماری معاصر از انزوای معنایی و تقویت پیوند انسان با محیط است. روش پژوهش: این پژوهش با روش مرور نظام مند فراترکیب و تحلیل محتوا و براساس الگوی ساندلوسکی و باروسو انجام شد. جامعه پژوهش شامل 57 پژوهش علمی منتشرشده بین سال های 2000 تا 2025 در پایگاه هایی مانند Scopus ،Web of Science و Google Scholar بود که با معیارهای ورود مشخص انتخاب شدند. داده ها به صورت کیفی و ازطریق تحلیل مضمون کدگذاری و در قالب 10 مقوله اصلی دسته بندی شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان دادند این مقوله ها (شامل هویت و معنا، روایت تاریخی و میراث، تجربه حسی و ادراکی، تعامل کاربر با فضا و زمینه، ساختار و فرم روایتگر، بیان سمبلیک، روایت های موضوعی و زمینه ای، تلفیق و پیوند در طراحی، تعامل با زمینه و جامعه و کیفیت زندگی و هویت معمار) با مفاهیم هایدگری همچون «بودن در جهان» و «مراقبت» هم پوشانی دارند. نتیجه آنکه معماری روایتگر می تواند تجربه زیسته را غنی کند و به خلق فضاهایی معنادار و هویت ساز بی انجامد
۹.

گاهشناسی نسبی و کاربست سازه ورودی جنوب غربی ربع رشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ربع رشیدی قلعه رشیدیه دوره ایلخانی دوره فترت رومیه تبریز جعفرپاشای فرنگی عثمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۲
بیان مسئله: قدمت، کاربری و بانی سازه ورودی جنوب غربی ربع رشیدی جای پرسش دارد: آیا بازمانده سده 8 هجری است یا سده های 9 تا 11 هجری؟ و آیا دروازه قلعه بوده است یا درگاه عمارتی غیرنظامی؟ فرضیه پژوهندگان بر مبنای منطق قیاس محتمل تبیین می کند که این سازه، دروازه قلعه رشیدیه فترت رومیّه تبریز است که به فرمان جعفرپاشای فرنگی عثمانی ساخته شده بود. هدف پژوهش: ربع رشیدی از سده 8 تا 11 هجری سه دوره سکونت و کاربری داشته است که شناسایی کاربست و گاهشناسی نسبی ساختارهای معماری هر یک از آن ها در چگونگی برنامه ریزی های مرمتی و گردشگری اثرگذار است.روش پژوهش: در این پژوهش پس از بررسی و مستندنگاری سازه ورودی جنوب غربی به روش میدانی باستان شناختی و ترسیم پلان و رلووه سازه با استفاده از پهپاد، شش گزارش تاریخی دست اول سده های 10 و 11 هجری درباره قلعه رشیدیه و فترت رومیه تبریز بررسی شده اند:  «تاریخ عثمان پاشا» (993 ق.)، «شجاعت نامه» (993 ق.)،  «تبریزیه» (993 ق.)، «تواریخ غزوات سلطان مراد ثالث» (996 ق.)، «شرف نامه بدلیسی» (1005 ق.) و «عالم آرای عباسی» (1042 ق.). نتیجه گیری: پیوستگی و دوختگی سازه ورودی جنوب غربی با حصار قلعه رشیدیه و همانندی شیوه بنّایی و مصالح آن با برج بزرگ جنوبی و بارو دلالت دارد که دروازه ساخته جعفرپاشای فرنگی عثمانی در سال های فترت رومیّه تبریز است و تنها بخش های خشتی و گلی بارو، بازمانده تعمیرات شتابان شاه عباس صفوی در بهار 1019 ق. است. سازه هشتی پشت نیم برج ها نیز کاربری تشریفاتی و ورودی همگانی آن را تبیین می کند.
۱۰.

شاخص های نحو فضایی مؤثر در شناسایی کانون های جرم خیز: مطالعه موردی بازار همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نحو فضا پیشگیری از جرم نقشه شناختی بازار همدان.

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
بیان مسئله: یکی از معضلات بازارهای تاریخی، وجود ناهنجاری های اجتماعی است که منجر به عدم برخورداری از امنیت شده است. مطالعه موردی این تحقیق بخشی از بازار همدان است که دارای برخی از این ناهنجاری های اجتماعی است. مسئله اساسی تحقیق حاضر را می توان به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول اینست که، کدامیک از شاخص های نرم افزار space syntax در تشخیص مکان های وقوع جرم مؤثرتر هستند در بخش دوم اینست که، آیا این نرم افزار توانایی شناسایی تمامی مکان های وقوع جرم را دارد؟ لازم به ذکر است که یکی از کاستی های موجود در تحقیقات انجام شده این است که میزان توانایی نرم افزار در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل غیر کالبدی به خوبی تبیین نشده است. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش سنجش میزان کارایی روش نحو فضا و شاخص های مؤثر آن در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل کالبدی و غیر کالبدی است و در ادامه نیز راهکارهای کالبدی و غیر کالبدی جهت بهبود وضعیت امنیت و کاهش جرم و ناهنجاری در محدوده مطالعه شد. روش پژوهش: در این پژوهش ابتدا، با بهره گیری از نقشه شناختی کانون های شکل گیری جرایم و نوع جرایم (متغیر وابسته) در محدوده موردمطالعه شناسایی و طبقه بندی شده است. سپس محدوده موردمطالعه با استفاده از شاخص های نرم افزار Ucl depth map (متغیر مستقل) مورد ارزیابی و سنجش نحو فضایی قرار گرفته است تا نقش عوامل کالبدی بر شکل گیری کانون های وقوع جرم ارزیابی شود. نتیجه گیری: درنهایت از طریق مقایسه تطبیقی اطلاعات کمّی و کیفی به دست آمده، عوامل کالبدی و غیرکالبدی مؤثر بر شکل گیری کانون های وقوع جرم شناسایی و طبقه بندی شده و میزان کارایی روش نحو فضا و مؤثرترین معیارهای آن (عمق، اتصال و مساحت دید) در تشخیص نقاط جرم خیز سنجیده شد. همچنین مشخص شد که نرم افزار در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل غیرکالبدی توانایی لازم را ندارد.
۱۱.

تأثیر سرعت و مقیاس بر رفتارهای حرکتی در محیط های مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرعت حرکت آواتار مقیاس ساختار فضایی چگالی اطلاعات محیطی رفتارهای حرکتی محیط مجازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۹
بیان مسئله: موفقیت در طراحی محیط های مجازی نیازمند به حداکثر رساندن کیفیت تجربه انسانی کاربران در محیط مجازی است. این محیط ها همچنین امکان تنظیم خصوصیات بنیادی محیط ازجمله سرعت آواتار و مقیاس فضا را فراهم می کنند؛ لذا توجه و درک اثر تغییر این متغیرهای بنیادین بر رفتار کاربر محیط و به خصوص رفتارهای حرکتی ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش: در این راستا، هدف این پژوهش بررسی اثر سرعت آواتار، مقیاس ساختار محیط و همچنین چگالی اطلاعات محیطی بر راهبردهای حرکتی کاربران است. امید است این مطالعه نتایج مفیدی برای کاربردهای مختلف، از طراحی بازی گرفته تا محیط های مجازی توان بخشی داشته باشد.روش پژوهش: پارادایم این پژوهش پسااثبات گرا است و به لحاظ هدف جزو پژوهش های کاربردی است. داده های پژوهش ازطریق مشاهده رفتار کاربران - شامل 18 شرکت کننده با تجربه بازی های کامپیوتری - در حین جستجو در محیط مجازی و استخراج رفتارهای آن ها توسط نه کاربر دیگر به دست آمد. اعتبارسنجی یافته های این بخش ازطریق آزمون دلفی انجام شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های رگرسیون برای هر متغیر وابسته به صورت مجزا تجزیه وتحلیل شد.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که سرعت، مقیاس و چگالی اطلاعات محیطی بر رفتارهای حرکتی اتخاذشده توسط کاربران محیط مجازی تأثیر دارند. سرعت و چگالی اطلاعات محیطی به خصوص بر رفتارهای مبتنی بر استراتژی حرکتی مانند طول پیمودهشده در مسیرهای مستقیم اثر دارند و مقیاس بیشتر بر رفتارهای مرتبط با ساختار فضایی مانند فاصله ترجیحی از دیوار و لبه ها متأثر است. کارایی فرد در جستجو نیز متأثر از چگالی اطلاعات محیطی است.
۱۲.

حضور بدن در فضای چیدمان: تلاقی تئاتری بودن و تجربه حسی در چیدمان «نفس» شیرازه هوشیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چیدمان بدن تجربه حسی شیرازه هوشیاری چیدمان «نفس»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
بیان مسئله: پژوهش حاضر به بررسی «چیدمان» به عنوان ژانر هنری و تأثیر آن بر تجربه بیننده پرداخته است. تمرکز اصلی بر نحوه تعامل بدن و فضا در مواجهه با اثر هنری است. هدف پژوهش: مسئله محوری این است که چگونه چیدمان می تواند با ایجاد شرایطی خاص، حضور فیزیکی مخاطب را در فرایند دریافت اثر دخیل سازد.روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر مطالعه موردی انجام شده است و چیدمان «نَفَس»اثر شیرازه هوشیاری به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیل اثر از منظر ویژگی های بصری، صوتی و فضایی صورت گرفته تا ابعاد تجربی آن روشن شود.نتیجه گیری: چیدمان «نفس» با ایجاد فضایی تاریک و محدود، بیننده را درگیر محیطی فراگیر ساخته که حس دیداری و شنیداری او را به سطحی درونی تر سوق می دهد. همچنین در این تجربه، بدن مخاطب به جزئی از اثر هنری بدل شده و «استقلال اثر» در برابر «تجربه شخصی» مخاطب به چالش کشیده شده است. نتایج نشان داد چیدمان «نفس» از یک سو مفهوم «تئاتری بودن» را به عنوان مؤلفه ای محوری در هنر معاصر تأیید می کند، و از سوی دیگر تحولی بنیادین در درک رابطه میان هنر، فضا و بدن به وجود می آورد. این اثر نمونه ای از تجربه ای (غوطه ورکننده و تحول آفرین) است که تعامل مخاطب با فضا و زمان را بازتعریف می کند.
۱۳.

آزمون گاه معماری؛ رویکردی نوین در بازآفرینی تصویری مکان های ناپیدا در شهرهای کهن (مطالعۀل موردی: بناهای مذهبی شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: رشت بناهای مذهبی بازآفرینی تصویری تاریخ شفاهی آزمون گاه معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۸
بیان مسئله: شهرهای معاصر نیازمند هویت مندی و هویت یابی مکان های تاریخی شان هستند و در این راستا بازیابی مکان های ناپیدا حائز اهمیت است، مقصود از مکان های ناپیدا در این پژوهش، بناهای واجد ارزش تاریخی اند که اکنون نمودِ کالبدی یا وجود ندارند.هدف پژوهش: هدف پژوهش ارائه گونه ای متفاوت از تاریخ شفاهی ذیل مطالعات میدانی است که نه تنها شنیداری، بلکه واجد جنبه های دیداری است، رویکردی نوین که وابستگی بسیار به کنش و واکنشِ شاهد (مصاحبه شونده) و میدان پژوه (مصاحبه کننده) دارد؛ و حرکت فیزیکی/ ذهنی در فضا-زمان، بازشناسی پلان یا روندِ توسعه فرم ساختمان ها، و عناصر و جزئیات بناهای کهن را نشانه می گیرد، که پژوهش حاضر آن را «آزمون گاه معماری» می نامد. روش پژوهش: پژوهش حاضر کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است و به روش کیفی صورت گرفته، و نمونه گیری به صورت مرحله به مرحله با ترکیب سه شیوه آسان، گلوله برفی و هدفمند انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش از بُعد کالبدی- فضایی، ابنیه مذهبیِ شهر رشت از دوره صفویه تا پهلوی دوم است؛ و از بُعد نیروی انسانی، شاهدان محلی و سالخوردگانی هستند که عامل اجرا و یا شاهد رویدادهای مرتبط با این بناها بوده اند.نتیجه گیری: تحلیل یافته های پژوهش نشان می دهد که در شرایط آزمون گاه معماری، تجربیات زیست شده شاهدان با هدایت میدان پژوه، در گام هایی روشمند با ارائه و آزمون فرضیه هایی، از طریق مکان مند شدن فضای ذهنی شاهدان و معنادار شدن این مکان ها، منجر به انکشاف روند تغییرات و توسعه بناهای کهن در ادوار تاریخی در محدوده پژوهش شده، و چارچوبی علمی را عرضه داشته که چگونگی کارکرد آزمون گاه معماری برای رهیافت به بازآفرینیِ تصویری مکان های ناپیدا و شناسایی فضاهای گمشده ی در برگیرنده این مکان ها (مانند: خاطرات شاهدان و رویدادهای مرتبط با انها) در شهرهای کهن را نشان می دهد.
۱۴.

مطالعه امکان سنجی تغییر بخش مرکزی شهر محمودآباد مازندران به پیاده راه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امکان سنجی بخش مرکزی پیاده راه شهری نرم افزار میک مک آینده پژوهی.

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
بیان مسئله: بخش مرکزی شهرها معمولاً به عنوان نقاط کلیدی برای فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شناخته می شوند. سه راه مرکزی شهر به دلیل بافت و تراکم قدیمی، ازیک طرف با سرعت توسعه شهری و ازدیاد فشردگی کاربری ها و به روز نشدن زیرساخت ها تاب آوری منطقه را به چالش کشیده و باعث معضلاتی برای شهروندان شده است. هدف پژوهش: این پژوهش باهدف مطالعه امکان سنجی تغییر بخش مرکزی شهر به پیاده راه شهری در محله محمودآباد مازندران انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش توصیفی است و داده های پژوهش براساس مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده اند. روش تحلیل داده ها به صورت کیفی (مصاحبه) انجام شده است. جامعه آماری تحقیق 28 نفر از متخصصان، اساتید و مدیران در زمینه برنامه ریزی شهری و منطقه ای در شهر محمودآباد مازندران بود که داده ها با استفاده از نرم افزار میک مک تحلیل و بررسی شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد پیاده راه ها به عنوان فضاهای شهری می توانند به تقویت تعاملات اجتماعی، کاهش ترافیک و آلودگی هوا و همچنین افزایش امنیت و آرامش شهروندان کمک کنند. براساس نتایج مؤلفه های اقتصادی با عدد 142 بیشترین تأثیرگذاری و مؤلفه های زیست محیطی با عدد 84 کم ترین تأثیرگذاری را در تبدیل بخش مرکزی به پیاده راه شهری در شهر محمودآباد مازندران دارند. به این ترتیب، ضرورت بازنگری در سیاست ها و برنامه ریزی شهری احساس می شود تا بتوان به بهبود شرایط زندگی در این بخش کمک کرد و تاب آوری آن را افزایش داد.
۱۵.

تأثیرات فضاهای بسته و نیمه باز انتقالی خانه های مسکونی بر آسایش حرارتی انسان در اقلیم گرم وخشک ایران (کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضاهای نیمه باز فضاهای انتقالی خانه مسکونی آسایش حراراتی اقلیم گرم وخشک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۲۱
بیان مسئله: در مناطق گرم وخشک مانند کرمان، طراحی معماری بومی با بهره گیری از استراتژی های غیرفعال اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا می تواند شرایط حرارتی مطلوب و آسایش بلندمدت ساکنان را در مقابل نوسانات دمایی فزاینده تضمین کند. ازاین رو، بررسی تأثیر فضاهای داخلی و نیمه باز در ساختمان های بومی کرمان از منظر محیط حرارتی و رفتارهای سازگاری حرارتی، اهمیت بالایی دارد. هدف پژوهش: تعیین و بررسی تأثیر جامع فضاهای داخلی و نیمه باز ساختمان های بومی کرمان بر محیط حرارتی، رفتارهای سازگاری حرارتی و پاسخ های حرارتی ساکنان در اقلیم گرم وخشک. روش پژوهش: در این تحقیق، با استفاده از روش های آماری پیشرفته، داده های یک مطالعه میدانی یک ساله جمع آوری و تحلیل شد. ارزیابی های انجام شده شامل اندازه گیری های محیطی در فضاهای داخلی و نیمه باز به همراه تعیین شاخص های آسایش حرارتی بر مبنای استانداردهای موجود است. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد، محیط های حرارتی فضاهای داخلی و نیمه باز به طور معناداری متفاوت هستند و در زمان های مختلف روز، شرایط متفاوتی از آسایش حرارتی را ارائه می کنند. همچنین، رفتارهای سازگاری حرارتی ساکنان به پیکربندی فضایی ساختمان ها وابسته است. ازجمله یافته های قابل توجه، اختلاف در شاخص های دمای خنثی، دمای قابل قبول (۸۰ درصد) و دمای ترجیحی است که به ترتیب در فصول انتقالی و تابستان به اندازه های 1/1 و 9/0 درجه سانتی گراد (دمای خنثی)، 2/2 و 7/2 درجه سانتی گراد (دمای قابل قبول) و 6/1 درجه سانتی گراد (دمای ترجیحی) مشاهده شده است. یافته ها تأیید می کنند، تنوع محیط های حرارتی موجود در ساختمان های بومی کرمان به طور معناداری بر رفتارهای سازگاری حرارتی و سطح آسایش ساکنان تأثیرگذار است. طراحی هوشمند فضاهای داخلی و نیمه باز با ایجاد شرایط حرارتی متفاوت، موجب تحریک سازگاری حرارتی و بهبود آسایش ساکنان می شود که این امر نقش حیاتی معماری بومی در سازگاری با اقلیم گرم وخشک را برجسته می سازد.
۱۶.

تبیین مؤلفه های رفتاری،کالبدی و مدیریتی بر ایمنی جمعیت در شرایط اضطراری مبتنی بر رویکرد عامل محور در فضاهای پر جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تخلیه ایمن جمعیت شرایط اضطراری مدل سازی مبتنی بر عامل شبیه سازی فضاهای پرجمعیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
در طراحی ساختمان هایی با کاربرد های پیچیده و فضاهای پرشمار، طراحان به منظور تحقق ایمنی جمعیت در شرایط اضطراری، اغلب به استانداردهای موجود اکتفا می کنند. در همه این ضوابط، موضوع تخلیه کامل جمعیت در اولویت نخست قرار دارد. بااین حال، استانداردهای موجود الزاماً همسو با رفتار جمعیت های گوناگون، تعاملاتشان با محیط کالبدی، راهبرد مدیریت تخلیه کارآمد و برهم کنش چنین موضوعاتی نیست. در این راستا پرسش هایی از این دست مطرح می شود که آیا رفتارهای ناشی از وابستگی های خانوادگی و یا مانند آن، بر مدت زمان تخلیه تأثیرگذار است؟ هراس و وحشت زدگی زائران به چه میزان بر مدت زمان تخلیه کامل در شرایط اضطراری مؤثر خواهد بود؟ تخلیه مرحله ای جمعیت، چه میزان بر مدت زمان تخلیه اضطراری تأثیرگذار است؟ هدف از انجام این تحقیق، ارزیابی و تبیین مؤلفه های مؤثر بر مدت زمان تخلیه اضطراری و فراهم ساختن شبیه سازی های آینده نگر از فرایند تخلیه اضطراری جمعیت، به منظور تصمیم سازی مدیران می باشد. روش تحقیق حاضر، به لحاظ ماهیت، کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی و نتایج آن، تبیینی است. در این مقاله، با بهره گیری از رویکرد عامل محور جهت شبیه سازی خروج اضطراری جمعیت، بر اساس سناریوهای محتمل؛ اقدام به ارزیابی و تبیین مؤلفه های مؤثر بر مدت زمان تخلیه اضطراری جمعیت در شرایط اضطراری شده است. این تحقیق در سه حوزه ی انسانی، کالبدی، مدیریتی و با متغیرهای خویشاوندی (وابستگی)، هراس (وحشت)، تخلیه ی مرحله ای جمعیت، تاثیر افزایش چگالی جمعیت، تعریض درگاه ها و همسوسازی پله های برقی مخالف، بیانگر آن بوده است که تمام مؤلفه ها، بر مدت زمان تخلیه کامل جمعیت مؤثرند. مشاهده شد که با شناسایی مؤلفه های مؤثر و محتمل و مدیریت آگاهانه آن ها، امکان کاهش مدت زمان تخلیه و درنتیجه کاهش آسیب ها و تلفات انسانی در شرایط اضطراری وجود دارد.
۱۷.

ارزیابی وضعیت آسایش حرارتی و پیش بینی احتمال بروز سازگاری حرارتی متاثر از احساس خستگی ذهنی کارکنان فضاهای درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسایش حرارتی سازگاری حرارتی خستگی ذهنی کارکنان فضاهای درمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۹
خستگی ذهنی، یک چالش رایج در میان کارکنان فضای درمانی در طول شیفت های طولانی، ممکن است بر نحوه درک و سازگاری افراد با محیط حرارتی خود تأثیر بگذارد, همینطور کارکنان به دلیل سطوح مختلف فعالیت، الزامات تجهیزات حفاظتی و نیاز به حفظ شرایط سخت محیطی برای مراقبت از بیمار، چالش های حرارتی را تجربه می کنند.از این هدف پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت آسایش حرارتی و بررسی نقش خستگی ذهنی در پیش بینی احتمال بروز سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی است.این تحقیق با استفاده از یک طرح آزمایشی کنترل شده در امکانات آزمایشگاهی یک کلینیک تخصصی واقع در شهر ایلام انجام شد. نمونه شامل 20 پرسنل پزشکی بود که محیط کار آنها یک آزمایشگاه زیرزمینی بود. گروه های شرکت کننده پس از تقسیم به صورت تصادفی به دو شرایط آزمایشی ,قرار گرفتن در معرض 1100 PPM CO2 با تهویه مکانیکی و 1800 PPM CO2 بدون تهویه مکانیکی قرار گرفتند. به طور همزمان، پارامترهای فیزیولوژیکی (ضربان قلب) و ارزیابی آسایش حرارتی (پرسشنامه استاندارد ASHRAE) و خستگی (پرسشنامه استاندارد MFI) ثبت شد. بخش اول یافته ها از طریق برازش مدل رگرسیون لوجستیک و بخش دوم یافته ها از طریق آنالیز واریانس دوطرفه(دوفاکتوری) در نرم افزار SPSS27 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند.یافته ها نشن داد, احساس خستگی ذهنی کارکنان فضاهای درمانی حین انجام کار در سطح خطای یک درصد آزمون معنی دار است (P<0.05) و این متغیر تاثیر معنی داری بر احتمال بروز سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی دارد (P<0.05). متغیرهای سطح CO2 (1100 PPM با تهویه مکانیکی و 1800 PPM بدون تهویه مکانیکی) و عملکرد شناختی و ضربان قلب، تأثیر معنی داری بر احتمال سازگاری حرارتی نداشتند(P>0.05). بر اساس آنالیز واریانس دو طرفه, فاکتور مقادیر دی اکسید کربن موجود در هوا تاثیر معنی داری بر احساس آسایش حرارتی کارکنان فضاهای درمانی دارند (P<0.05). همچنین فاکتور جنسیت کارکنان و اثر متقابل سطوح فاکتور مقادیر دی اکسید کربن موجود در هوا و جنسیت کارکنان به ترتیب با مقادیر (F(1,16)=0.200 , Sig=0.360 >0.05) و (F(1,16)=0.200 , Sig=0.360 >0.05) بر احساس آسایش حرارتی کارکنان فضاهای درمانی تاثیر معنی داری ندارند(P>0.05).نتایج نشان داد خستگی ذهنی بر سازگاری حرارتی کارکنان پزشکی تأثیر می گذارد، در حالی که سطوح CO2، عملکرد شناختی و ضربان قلب تأثیری ندارد. علاوه بر این، سطوح CO2 برآسایش حرارتی تأثیر می گذارد، در حالی که جنسیت و تعامل آن با سطوح CO2 تأثیری ندارد.بنابراین ضرورت در ارزیابی آسایش حرارتی و درک نقش خستگی روانی در پیش بینی سازگاری حرارتی کارکنان مراقبت های بهداشتی نهفته است.
۱۸.

تبیین سازوکارهای بازتولید نابرابری در سیاست گذاری های مرتبط با سکونتگاه های غیررسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل گفتمان انتقادی سکونتگاه های غیررسمی سیاست گذاری شهری قدرت نابرابری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۲
سکونتگاه های غیررسمی یکی از نمادهای بارز نابرابری فضایی در شهرهای معاصر ایران اند. اغلب مطالعات موجود در حوزه سکونتگاه های غیررسمی به توصیف وضعیت موجود یا ارائه راهکارهای فنی محدودشده و کمتر به تحلیل گفتمان های پنهان در سیاست گذاری های مرتبط پرداخته اند. پارادایم حاکم بر پژوهش انتقادی و از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی 9 سند سیاست گذاری شهری مرتبط جهت جمع آوری و تحلیل داده ها استفاده شده است. هدف شناسایی سازوکارهای پنهانی که از طریق زبان، منجر به بازتولید نابرابری، حذف مشارکت مردمی و مشروعیت بخشی به ساختارهای قدرت موجود می شوند، می باشد. یافته ها نشان می دهد سه گفتمان اصلی بر این اسناد حاکم است. گفتمان تکنوکراتیک-نئولیبرال که ساکنان را به «داده آماری» یا «مصرف کننده خدمات» تقلیل داده و نابرابری فضایی را بازتولید می کند. گفتمان عدالت نمادین/مشارکت صوری که در آن مشارکت مردمی در سطحی نمایشی و غیرواقعی باقی می ماند و گفتمان مشارکتی-عدالت محور که گرچه کوشیده مفاهیمی چون «توانمندسازی»، «حق به شهر» و «مشارکت واقعی» را وارد ادبیات سیاست گذاری کنند، اما در عمل ساختارهای متمرکز مانع تحقق آن شده و مشارکت مردمی در سطحی نمایشی باقی مانده است. درمجموع، نتایج حاکی از آن است، تغییرات زبانی و گفتمانی سیاست ها به اصلاح ساختارهای نهادی و توزیع واقعی قدرت منجر نشده و عدالت فضایی همچنان در سطح شعار باقی مانده و سکونتگاه های غیررسمی در ایران محصول گفتمان ها و ساختارهای قدرتی اند که نابرابری فضایی و اجتماعی را بازتولید می کنند. این مطالعه با روشن ساختن سازوکارهای پنهان بازتولید نابرابری، چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در سیاست های شهری ایران و حرکت به سوی حکمرانی مشارکتی و عادلانه تر فراهم می آورد.
۱۹.

نشانه شناسی آرایه های معماری شهر تاریخی ماسوله بر پایه نظریه چارلز سندرس پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آرایه نماد نشانه شناسی ماسوله چارلز سندرس پیرس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
نشانه‌شناسی ازجمله دانش هایی است که به شناخت مفاهیم و معانی مؤثر در شکل‌گیری نمادها می‌پردازد. نشانه‌ها و نمادها نقشی اساسی در آفرینش آثار هنری و زندگی انسان‌ها دارند. شهر تاریخی ماسوله با قدمت هزارساله خویش دارای آرایه‌های معماری متنوعی است که از نمادها و نشانه‌های مختلفی تشکیل‌شده‌ است. پژوهش پیش‌رو در تلاش است برمبنای مطالعات میدانی و استفاده از نظریه نشانه‌شناسی پیرس به مفاهیم شکل‌دهنده آرایه‌های معماری شهر تاریخی ماسوله بپردازد. پرسش­های پژوهش به شرح ذیل است؛ آرایه‌های معماری شهر تاریخی برمبنای نشانه‌شناسی پیرس در چندین گونه دسته‌بندی می­شوند؟ چه معانی در شکل‌گیری آرایه‌های ماسوله مؤثر بوده‌اند؟ دستاورد پژوهش نشان‌دهنده آن است؛ آرایه‌های معماری ماسوله که در گونه­های؛ گره‌چینی، قواره‌بری، منبت‌کاری، قوس و مقرنس، گچ‌بری، کاشی‌کاری، کنده‌کاری، چشم‌نظر، خطاطی، معرق­کاری و آینه‌کاری دسته‌بندی می‌گردند برمبنای مفاهیم نشانه شناختی پیرس برپایه باورهای دینی و مذهبی، مفاهیم اجتماعی و فرهنگی مردم ماسوله در سده­های پشت هم در این شهر شکل‌گرفته‌اند. نشانه‌های شمایلی به جهت تکریم مفاهیم اسلامی به‌صورت محدود در قالب نگاره­های گیاهی و جانوری در ابنیه مذهبی ماسوله بکارگرفته‌شده‌اند و در جهت آفرینش فضایی روحانی، بیم دهنده و بشارت‌دهنده هستند. همچنین نشانه‌های نمادین آرایه‌های ماسوله اشاره به شمارگان مقدس و دارای معانی امیدبخش، هدایت یافتن بندگان توسط نور الهی، صفات خداوند، تقدس و احترام به عناصر اربعه در فرهنگ ایرانیان باستان و در امان ماندن از انرژی‌های منفی و شیطانی دارند.
۲۰.

نقش قدرت در بازتولید غیر رسمیت قشر فرادست در نظام برنامه ریزی شهری: تحلیل گفتمان حق مکتسبه در بازنگری طرح منطقه ثامن مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: غیر رسمیت شهری قشر فرادست قدرت قانون حق مکتسبه تحلیل گفتمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
در دهه اخیر، غیر رسمیت به یکی از مهم ترین مسائل توسعه های شهری به ویژه در جهان جنوب تبدیل و با ارائه مفهوم "غیررسمیت قشرفرادست" به فراتر از حوزه فقر شهری گسترده شده است. در این بستر، بسیاری از محققان در تبیین ارتباط قدرت و غیر رسمیت شهری نقش دولت را در تعلیق قانون برجسته کرده اند. اخیراً این نگاه به دلیل فهم تقلیل گرایانه از قدرت و عدم توجه به شبکه پیچیده بازیگران درون و بیرون دولت نقد شده و ضرورت بسط رویکرد غیرمرکزگرا به غیررسمیت شهری مطرح گردیده است. در این راستا، این مقاله با بسط این فرضیه بر اساس تفکرات فوکو که تمییز قانون مداری/ناقانون مداری یک رویه گفتمانی برساخته قدرت است، تلاش می نماید چگونگی تقابل پیچیده بازیگران قدرت بر روی قانون را در بستر غیررسمیت شهری قشرفرادست تبیین کند. بدین منظور با استفاده از روش تحلیل گفتمان، مطالعه درون گفتمانی (جایگاه سوژه ها، ابژه ها و مفاهیم)، میان گفتمانی و فرا گفتمانی حق مکتسبه در بازنگری طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم رضوی (منطقه ثامن) صورت گرفت. یافته ها نشان داد که منازعات بازیگران قدرت درون و بیرون دولت مولد گفتمان های حقیقت متقابلی از قانون مداری/نا قانون مداری است که هرکدام جایگاه مشروع تصمیم گیری درباره حق مکتسبه، نحوه تفسیر قانون حق مکتسبه و نوع حقی را که تحت لوای حق مکتسبه باید استیفا شود را به نحو متفاوتی تبیین می نمایند. نتایج نشان می دهد که تقابل گفتمانی قدرت بر روی قانون مداری ریشه در دوگانگی درونی نظام رسمی برنامه ریزی شهری درباره جایگاه های تصمیم گیری محلی/ مرکزی، تمییز منافع عمومی/ خصوصی، پذیرش/ عدم پذیرش تبعات اعمال قانون، سازوکارهای عرفی مقررات زدایی/ سازوکارهای رسمی مقررات گرایی دارد. این تضاد درونی منجر به ایجاد تقابل قدرت در بستر سیاسی _ اجتماعی شده که در نتیجه آن عرصه ای فراهم می شود که قشر فرادست در جایگاه تصمیم گیری رسمی قرار گرفته، منافع آن ذیل منافع عمومی بازتعریف شده و قانون به نفع قشر فرادست تفسیر شود. بدین ترتیب توسعه های غیرقانونی قشرفرادست قانونی شده و غیررسمیت در بستر تضاد درونی نظام رسمی برنامه ریزی شهری بازتولید می شود.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان