ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۸٬۱۴۵ مورد.
۱۶۱.

A Comparative Study of Open Spaces in Mixed and Linear Residential Complexes and Their Impact on Elderly Mental Health in Isfahan(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Open Space residential complexes mixed pattern linear pattern elderly mental health Isfahan

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۰
Open spaces play a crucial role in enhancing the quality of life and supporting the mental well-being of older adults. This study examines both physical and non-physical differences in the open spaces of residential complexes designed according to two distinct patterns—mixed and linear—and investigates how these differences relate to the mental health of elderly residents. A mixed-methods approach was used, combining qualitative interviews with quantitative surveys. The study focused on two case examples in Isfahan: the Moshtagh Farhangian Residential Complex (a mixed pattern) and the Aftab Twin Towers (a linear pattern). The results show that several physical factors—such as accessibility to pedestrian and bicycle paths, environmental quality, safety of open spaces, and the presence of natural elements like greenery and water features—and non-physical factors—such as social interaction, individual and group participation, physical activity, and perceived security—have a significant impact on the mental health of elderly residents. However, the importance and effect of these factors differ between the two design patterns. Mixed-layout complexes offer better access, stronger social ties, and superior environmental quality than linear designs, which often suffer from repetitive layouts and poor indoor-outdoor integration, despite their visual appeal. Effectiveness depends on open space placement. These insights can help architects and urban planners design residential complexes that are more functional and supportive of the well-being of older adults.
۱۶۲.

تحلیل جامعه شناختی نقش حس تعلق مکانی در ارتقای امنیت اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی (نمونه موردی: محله خضر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حس تعلق امنیت اجتماعی زنان مکان سکونتگاه های غیررسمی محله خضر همدان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۵
این پژوهش با هدف تحلیل جامعه شناختی نقش حس تعلق مکانی در ارتقای امنیت اجتماعی ساکنان، با تأکید ویژه بر زنان در سکونتگاه غیررسمی محله خضر شهر همدان انجام شده است. ضرورت این مطالعه از آنجا ناشی می شود که سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یکی از آسیب پذیرترین بافت های شهری، با چالش های متعددی در حوزه امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی مواجهند و زنان به عنوان گروهی حساس تر، بیش از دیگران در معرض ناامنی های اجتماعی قرار دارند. روش پژوهش کاربردی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه ساکنان محله خضر (اعم از زنان و مردان) است تا با لحاظ دیدگاه های متفاوت، سنجش دقیق تر و واقع بینانه تری از امنیت محله به دست آید؛ هرچند تمرکز اصلی تحلیل ها بر امنیت زنان قرار دارد که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، ۳۹۲ پرسشنامه معتبر گردآوری شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که شامل سه بخش اطلاعات جمعیت شناختی، ۸ گویه مربوط به حس تعلق مکانی (شامل وابستگی عاطفی، مشارکت اجتماعی، مسئولیت پذیری و هویت یابی محله ای) و ۱۰ گویه مربوط به امنیت اجتماعی (شامل احساس امنیت فردی، خانوادگی، اجتماعی و محیطی) طراحی شد. روایی محتوایی پرسشنامه با نظر متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ (0.84 و 0.88) تأیید شد. نتایج توصیفی نشان داد میانگین حس تعلق مکانی (M=3.64) و امنیت اجتماعی (M=3.42) بالاتر از حد متوسط است. آزمون همبستگی پیرسون بیانگر وجود رابطه مثبت و معنادار بین حس تعلق مکانی و امنیت اجتماعی بود (r=0.65, p<0.001). بررسی زیرشاخص ها نشان داد که قوی ترین عامل مؤثر بر امنیت اجتماعی وابستگی عاطفی (r=0.68) است، درحالی که مشارکت اجتماعی و هویت یابی نیز نقش های تکمیلی ایفا می کنند. نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد سطح تعلق مکانی موجب تفاوت معنادار در احساس امنیت اجتماعی می شود، به گونه ای که افراد دارای تعلق بالاتر امنیت بیشتری را تجربه کردند. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد حس تعلق مکانی توانسته است ۴۵ درصد از تغییرات امنیت اجتماعی را تبیین کند (β=0.673, R²=0.45). این یافته ها ضمن هم راستایی با نظریات هیدالگو و هرناندز، گیولیانی و سامپسون تأکید می کنند که تعلق مکانی صرفاً یک عامل روان شناختی نیست، بلکه سازوکاری اجتماعی فرهنگی است که می تواند در سیاست گذاری شهری به عنوان راهبردی نرم برای ارتقای امنیت اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی به کار رود. توجه به تقویت سرمایه اجتماعی محله ای، ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و افزایش فرصت های مشارکت اجتماعی از مهم ترین دلالت های کاربردی این پژوهش است.
۱۶۳.

تأثیر رضایت از مؤلفه های کالبدی- فضایی محله در پایداری اجتماعی و ادراک زیست پذیری (نمونه موردی: بافت مسکونی محلات قدیم اطراف بازار اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محیط شهری زیست پذیری رضایت مندی پایداری اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۰
زیست پذیری و توجه به کیفیت های عملکردی آن از بخش های مهم و ضروری شهرنشینی در قرن معاصر است که در برابر بسیاری از مشکلات پیچیده زندگی شهری در جهان امروزی مطرح شده است. کیفیت زیست پذیری در محلات شهری و تبیین نقش واحدهای زیستی در ارتقاء پایداری اجتماعی، تاثیرپذیری فراوانی از کیفیتهای عملکردی و نقش متقابل آن دارد. اگرچه، مفهوم زیست پذیری در ابعاد مختلف فضایی و موضوعی مورد بحث قرار گرفته است، بررسی نقش آن بعنوان متغیری تاثیرپذیر از کیفیت های فضایی و متغیر میانجی پایداری اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر بصورت توصیفی-تحلیلی و پیمایشی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت در جامعه بافت مسکونی اطراف بازار شهر اردبیل و با هدف توسعه کیفیت زیستی و حیات اجتماعی محله مزبور انجام یافته است. حجم نمونه 384 نفر براساس فرمول کوکران بدست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرم افزار SPSS و Amos به روش معادلات ساختاری ( SEM ) انجام شد. نتایج نشان داد که با مقایسه اثر کل هر شاخص روی زیست پذیری، عامل دسترسی بیشترین تاثیر را دارد. بعلاوه، ثابت شد که اثر غیرمستقیم پایداری اجتماعی بین ایمنی و نظم وحدت کالبدی زیست پذیری بیشتر است. این بدین معنی است که رضایتمندی بیشتر در پایداری اجتماعی بیشتر می تواند تاثیر ایمنی و آسایش اقلیمی بر روی زیست پذیری را افزایش دهد. راهکارهای پژوهش در توسعه امنیت و ایمنی بافت های شهری، کنترل نفوذپذیری شبکه ارتباطی و ارتقای کیفیت های محیطی از طریق توسعه فضاهای دلپذیر ارایه شده است.
۱۶۴.

رهیافتِ برنامه ریزی فضاییِ دگرگون ساز برای پایداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: برنامه ریزی فضایی پایداری مسئله مندی تولید فضا توسعه ای به گونه دیگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۷
روندهای ناپایدارسازی در توسعه کشور فراگیر شده تا جایی که تعادل های اجتماعی و اکولوژیک را برهم زده است. بسیاری از این روندها (مانند کاهش سرانه آب، آلودگی محیطی، افزایش بیکاری، شکاف های قومیتی، فقرزایی و حاشیه نشینی) فضامند بوده و سوءتوسعه فضایی را به ویژه در مناطق شهری موجب شده اند. اگرچه نمی توان عوامل سبب ساز این وضعیت را تنها در بعد فضایی بررسی نمود ولی در چارچوب برنامه ریزی فضایی می توان با تکیه بر فضا همچون بستر مشترک و برهمکنش پدیده ها، برای پایداری جامعه به سهم خود چاره جویی کرد. در این کندوکاو برای احتراز از افزونگی مشکلات، دست وپا زدن در محدودیت دانش کنونی و ناتوانی در پاسخ ریشه ای، روش پژوهشِ مسئله مندسازی به کار می آید. با این روش، امکانِ یافتن بنیادهای مسئله زایی موضوع پژوهش با اندیشه ای انتقادی نسبت به هستی شناسی و معرفت شناسی متداول فراهم می شود و در ادامه، بینش بدیلی به دست می آید که کنش متفاوتی برای برنامه ریزی فضایی از آن استنتاج می شود. در این راستا، نوشتار حاضر کوششی فرضیه ای در دوسطح عام و خاص برای درک مسئله مندیِ تولید فضای ناپایدار در ایران نموده است که مبنای پیشنهاد رهیافت برنامه ریزی فضایی دگرگون ساز برای پایداری بدین شرح شده است: زُدایشِ تولید و توسعه فضایی ناپایدار کنونی ایران در گرو تولید فضا بر بنیان انگاره توسعه ای به گونه دیگر است که آمیزه ای از سنت های روزآمد شده ایران شهری (حکمت و تجربه زیسته ماندگاری تمدن ایران) با علم و تجارب پایداری جهانی بوده و بر مبنای مشارکت دربرگیرنده همگان در واحدهای اجتماعات محلی است. در این فرآیند، بنا بر ارزش های پایداری اجتماعی و اکولوژیک در شرایط بحران و کاهش منابع زیستی، نهادسازی فضایی می شود تا برای پذیرش و استمرار دگرگونی ها، اجتماعات محلی همراهی و عاملیت داشته باشند. مهم اینست که برنامه ریزان فضایی همچون کارگزارانِ دگرگونی بزرگ، فضای همگانیِ برانگیزاننده همکنشِ اجتماعی و همبستگی جمعی را مکان سازی نمایند و در سازماندهی های سطوح مختلف فضایی، منطقِ اجتماعی_اکولوژیک را بر منطقِ اقتصادی_مهندسی اولویت دهند.
۱۶۵.

تحلیل مستندات علمی در زمینه آموزش نقد معماری: مطالعه مرور دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقد معماری نقد معماری آموزش نقد معماری مرور دامنه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۳
با وجود اهمیت نقد در فرایند آموزش معماری، پژوهش های پیشین نشان دهنده وجود شکاف های قابل توجه در تبیین مبانی نظری، شیوه ها و الگوهای آموزش نقد در این زمینه است. این موضوع نه تنها درک جامعی از ابعاد مختلف نقد در فضاهای دانشگاهی را دشوار ساخته، بلکه توسعه شیوه های مؤثر آموزش نقد را نیز محدود کرده است. این پژوهش به تحلیل و بررسی مستندات علمی مرتبط با آموزش نقد معماری می پردازد. هدف اصلی این مطالعه بر شناسایی روندهای کلیدی، کاستی های پژوهشی و گسترش مفاهیم موجود در این حوزه متمرکز است تا زمینه ای برای پیشبرد دانش و روش های آموزشی فراهم آورد. این پژوهش به روش مرور دامنه ای انجام شده، یک مطالعه کاربردی است و بر تحلیل محتوای 24 مقاله منتخب از پایگاه های استنادی وب آو ساینس، اسکوپوس و ساینس دایرکت استوار است. روش شناسی شامل تحلیل کلیدواژه ها، استخراج الگوهای اصلی و فرعی و بررسی جامع منابع مرتبط است. یافته ها نشان می دهد که نقد معماری عمدتاً به عنوان ابزاری برای تقویت مهارت های طراحی در استودیوهای طراحی به کار رفته و «آموزش نقد» به مثابه یک مهارت مستقل به ندرت مورد توجه قرار گرفته است. تحلیل واژگان کلیدی و هم واژگانی حاکی از تمرکز پژوهش ها بر «آموزش معماری» و «استودیو طراحی» و غفلت از مفاهیمی مانند «آموزش نقد» و «نقد نظری» است. این نتایج ضرورت گسترش چارچوب های نظری-عملی برای غنی سازی تجربه نقد و بررسی تأثیر بلندمدت نقد بر مسیر حرفه ای فارغ التحصیلان را برجسته می کند.
۱۶۶.

راهکارهای ارتقاء کیفیت نمای بناهای مسکونی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نما بناهای مسکونی ارتقا تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۳
تحولات اخیر و سرعت ساخت وساز در شهرها و متعاقب آن نابسامانی در سیمای فضاهای شهری مبین ضعف ها و چالش هایی در سطوح مختلف است که نگاه موشکافانه تری به مسئله نمای شهری را می طلبد و کلیه ساختمان ها را در برمی گیرد ولی ساختمان های مسکونی بیشترین عناصر و تأثیرگذارترین عوامل منظر یک شهر می باشند. پژوهش حاضر با هدف دستیابی به راهکارهای ارتقاء کیفیت نمای بناهای مسکونی شهر تهران و با توجه به تجربه شکل گیری کمیته های نما در یک دهه ی اخیر، به دنبال پاسخگویی به این سؤالات است که کنشگران و مؤلفه های مؤثر بر شکل گیری نماهای ساختمانی چگونه است؟ چالش های مرتبط با نمای بناهای مسکونی و انتظارات مترتب آن چیست؟ فرایند مطلوب در خصوص ارتقاء نمای بناهای مسکونی چگونه است؟ برای پاسخگویی به پرسش های مذکور، از روش شناسی کیفی و راهبرد تحلیل محتوا از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با افراد تأثیرگذار استفاده شده است. راهکارهای ارتقاء کیفیت نما شامل یک ساختار سلسله مراتبی و مجموعه ای از عناصر تعریف شده ضمن درک ابعاد مختلف همه مداخله کنندگان و سازمانهای ذی نفع در شهر می باشد و بر روی دیدگاه گسترده ای از معیارها تمرکز می شود. بنابر نتایج پژوهش،کنشگران مؤثر با توجه به سطح تاثیرگذاری و عملکردی در دو دسته ی مدیریت شهری(تصمیم گیری، تصمیم سازی و اجرایی) و ذی نفعان فراگیر(زمین، طراحی، ساخت و ساز، عمومی) دسته بندی شدند. عوامل مؤثر بر نمای ساختمانهای مسکونی به ترتیب اهمیت شامل « اسنادی»، « مدیریتی و حقوقی»، « اجتماعی»، « طراحی(طراحان) »، « فناوری »، « نظری »، « اقتصادی» و «اجرایی» می باشد و می تواند در برنامه ریزی، طراحی، مدیریت و تصمیم گیری و ارزیابی کیفیت نمای بناهای مسکونی موردتوجه قرار گیرد.
۱۶۷.

تحلیل ساختار شبکه اکولوژیک و پیوستگی عملکرد زیستی در مجموعه شهری تهران-البرز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شبکه اکولوژیک عملکردهای زیستی مناطق شهری مجموعه شهری تهران-البرز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
ازهمگسیختگی و کاهش عملکرد بوم شناختی در مناطق شهری یکی از تهدیدهای مهم برای حفاظت از منابع ارزشمند اکولوژیک است و راهبردهای مؤثر برای کنترل تکه تکه شدن و نابودی سرزمین در این مناطق مستلزم شناسایی منابع اکولوژیک و عملکردهای زیستی می باشد. براین اساس در مطالعه حاضر به شناسایی منابع حساس و اکولوژیک و تهیه نقشه شبکه اکولوژیک در مجموعه شهری تهران-البرز پرداخته شد و در ادامه پیوستگی عملکرد زیستی در این مجموعه مورد بررسی قرار گرفت. عمده ترین منابع حساس و اکولوژیک در این مجموعه شهری، شامل مناطق تحت حفاظت از جمله پارک ملی، اثر طبیعی ملی، منطقه حفاظت شده، پناهگاه حیات وحش، منطقه شکارممنوع و همچنین ذخایر حفاظتی جنگلی می باشد. همچنین نواحی شمال و شمال شرق منطقه که از پراکندگی مناطق تحت حفاظت و ذخایرزیستی بیشتری برخوردارند، دارای اهمیت اکولوژیک بالاتر و همچنین حساسیت زیستی بیشتری نسبت به روند شهرنشینی و توسعه فعالیت های انسانی هستند. همچنین تحلیل عملکرد و پیوستگی اکولوژیک در مجموعه شهری تهران-البرز حاکی از آن است که در بین سال های 1379 تا 1402 پیوستگی اکولوژیک در این منطقه کاهش یافته است. با توجه به این که شبکه مناطق حساس زیستی در مجموعه شهری تهران- البرز از اهمیت بالایی برخوردارند، بنابراین انجام برنامه ریزی و فراهم کردن ابزارهای مناسب برای کاهش اثرات توسعه شهری و تهدیدات ناشی از آن امری ضروری است. همچنین نتایج این تحلیل می تواند به عنوان یک راهکار مدیریتی به حفاظت و برنامه ریزی صحیح در راستای توسعه فعالیت های انسانی و به دنبال آن مخاطرات و پیامدهای محیطی کمک کند.
۱۶۸.

طراحی تعاملی فضاهای شهری با استفاده از واقعیت مجازی؛ ارائه چهارچوبی برای ارتقای ادراک محیطی؛ نمونه مطالعاتی: خیابان فرحزادی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طراحی تعاملی واقعیت مجازی ادراکات محیطی طراحی کاربرمحور محیط شهری پاسخگو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
فضای تعاملی شهری، عرصه ای چندبعدی است که بستری هدفمند برای تعاملات اجتماعی، مبادلات فرهنگی و پیوندهای فناورانه فراهم می کند. هدف اصلی این پژوهش، طراحی فضاهای تعاملی با بهره گیری از فناوری واقعیت مجازی به منظور ارتقای کیفی ادراکات محیطی استفاده کنندگان است. به این منظور، خیابان فرحزادی واقع در محله فرحزاد تهران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شد. مسئله محوری در این عرصه، فقدان فضاهای مناسب برای تردد عابران پیاده و سیطره پارکینگ حاشیه ای و وسایل نقلیه است که به عنوان عاملی بازدارنده، محدودکننده شکل گیری و تداوم تعاملات اجتماعی محسوب می شود. این پژوهش با بهره گیری از روش شناسی «پژوهش ترکیبی» و تلفیق مطالعات اسنادی، میدانی و پیمایشی صورت پذیرفته است. چهارچوب نظری پژوهش بر سه رکن اصلی استوار است: مفهوم سازی «فضاهای تعاملی شهری» به مثابه بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، با واکاوی مؤلفه های چهارگانه کالبدی، جغرافیایی، مدیریتی حکمرانی و روان شناختی؛ تبیین مؤلفه های بنیادین «طراحی تعاملی فناورانه» و قابلیت های «فناوری واقعیت مجازی» به عنوان ابزاری برای شبیه سازی، تجسم فضایی و تسهیل فرایندهای مشارکتی در طراحی شهری. یافته ها نشان می دهد مؤثرترین عوامل ارتقای ادراک محیطی در خیابان فرحزادی عبارت اند از: رعایت مقیاس انسانی، هویت متمایز فضایی، احساس امنیت، دستیابی به خرداقلیم مطلوب و تلفیق هوشمندانه عناصر طبیعی با منظر خوشایند (دیداری و شنیداری) و خدمات. همچنین، واقعیت مجازی در پنج عرصه تجسم فضایی، ناوبری تعاملی، شبیه سازی پویا، تحلیل کیفی و تسهیل مشارکت شهروندی ایفای نقش می کند. این پتانسیل ها در فرایند پژوهش، از طریق توسعه یک مدل سه بعدی از فضای تعاملی در نرم افزار بلندر عینیت یافته و امکان تجربه فضایی و گردآوری بازخوردهای کاربران فضا را در مرحله پیش از اجرای فیزیکی فراهم می کند. این پژوهش نشان می دهد تلفیق طراحی تعاملی کاربرمحور با فناوری واقعیت مجازی به گونه ای معنادار بر ارتقای همه ابعاد چهارگانه کیفیت ادراک محیطی (معنایی ادراکی، عملکردی فعالیتی، زیبایی شناختی فرمی و محیط زیستی) تأثیر گذاشته و به آفرینش فضاهای شهری پایدارتر، انعطاف پذیر و پاسخ گو می انجامد.
۱۶۹.

تبیین مدل ارتقاء شاخص های روان شناسی محیطی از طریق معماری بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روان شناسی محیط طراحی بیوفیلیک الگوهای طراحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۰
انسان همواره بخشی جدایی ناپذیر از طبیعت بوده و اقدامات او به طور مستقیم بر محیط و بالعکس محیط نیز بر زندگی انسان تأثیرگذار بوده است. یکی از محیط های تأثیرگذار بر انسان ها طبیعت است. در این راستا تأثیر معماری بیوفیلیک به عنوان یک الگوی معماری معاصر طبیعت محور، بر انسان ها و رفتار عملکرد آن ها در چهارچوب حوزه دانشی روان شناسی محیطی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این پژوهش ابتدا استخراج و دسته بندی ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های روان شناسی محیطی و معماری بیوفیلیک بوده و در نهایت به دنبال تلفیق این دو مفهوم و تبیین مدلی برای ارتقاء شاخص های روان شناسی محیطی از طریق معماری بیوفیلیک است. این پژوهش به منظور این که بتواند جامع ترین دسته بندی را از ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های روان شناسی محیطی و معماری بیوفیلیک ارائه بدهد، از پروتکل نگاشت سیستماتیک در جهت یافتن منابع مورد نظر خود بهره برده است و براساس تحلیل محتوا و تجزیه و تحلیل مقالات بدست آمده از این فرآیند به ارائه یافته ها، بحث و نتیجه گیری پرداخته است. یافته ها نشان می دهند که شاخص های روان شناسی محیطی در شش مؤلفه محدوده و حریم شخصی، ادراکات محیطی، جهان فرهنگی- اجتماعی، توانمندسازی فردی، احساسات فردی و سلامت جسم و روان دسته بندی شده اند و شاخص های مختلف معماری بیوفیلیک بر این مؤلفه ها و شاخص های مرتبط آن تأثیر گذارند. طیف وسیعی از شاخص های معماری بیوفیلیک در قالب سه دسته طبیعت در فضا، آنالوگ های طبیعی و رابطه انسان با طبیعت بر شش مولفه ی روان شناسی محیطی تأثیرگذار بوده و مشخص کردن این که هر شاخص معماری بیوفیلیک چگونه می تواند به ارتقاء روان شناسی محیطی کمک کند، می تواند به طراحان در ارائه الگوهای طراحی مناسب در معماری بیوفیلیک یاری دهد.
۱۷۰.

نقش جریان موسیقی غربی بر فرهنگ کافه ای تهران با تمرکز بر مفاهیم روشنفکری، هویت و صنعت موسیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: موسیقی غربی هویت فرهنگی روشنفکری موسیقی عامه پسند موسیقی مستقل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۶
بیان مسئله: این پژوهش تقابل دو هویت انتسابی و هویت مقاومتی حین مواجهه با مؤلفه های موسیقایی و پیراموسیقایی، در شکل گیری هویتی فرهنگی و متمایز در فضای کافه های تهران را بررسی می کند و همچنین به فهم و توضیح پیچیدگی های حفظ یک هویت مستقل درون فضایی تجاری شده می پردازد. هویتی انتسابی که از روشن فکری، استقلال و آلترناتیو ریشه گرفته، در مقایسه با هویتی مقاومتی که متشکل از مقاومت در برابر مؤلفه های موسیقی عامه پسند و دوری جستن از بدنه جریان حاکم بر صنعت موسیقی ایران است، صحت سنجی می شود.  هدف پژوهش: پرسش این پژوهش بررسی میزان پایبندی جریان موسیقی مستقل نسبت به هویت منتسب شده به آن است.  روش پژوهش: این پژوهش به روش کیفی، تطبیقی و تحلیل محتوا انجام شده است. روش گردآوری داده ها به صورت میدانی و نیز کتابخانه ای بوده که میدان پژوهش شامل تهران و نیز اتریش (به صورت مجازی) در زمستان سال ۱۴۰۱ است.  نتیجه گیری: این پژوهش با تکیه بر نظریه های استوارت هال، تئودور آدورنو و تیموتی رایس، آنتونی گرامشی و میشل فوکو؛ تعامل میان هویت فرهنگی، کالایی شدن و تأثیر موسیقی غربی بر فضاهای موسیقی شهری ایران را نشان می دهد. یافته ها نشان دهنده هم پوشانی ماهوی جریان مستقل موسیقی در سال های اخیر با جریان موسیقی عامه پسند است که می بایست تناقضی بزرگ در رسیدن به هدف غایی استقلال در صنعت امروزی موسیقی ایران ارزیابی شود.
۱۷۱.

تحلیل فضایی محدوده ایستگاه های متروی کلانشهر تهران با استفاده از اصول توسعه حمل ونقل همگانی (TOD)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی (TOD) تحلیل عاملی اکتشافی تحلیل خوشه ای کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
رشد جمعیت شهرها درکنار توسعه کالبدی پراکنده و توزیع نامتوازن کاربری ها و تراکم ها، موجب طولانی شدن سفرها شده است و شهرها را با مشکلاتی چون ناکارآمدی سیستم های حمل ونقل، کمبود دسترسی به خدمات و فاصله میان عرصه های کار و سکونت و پیامدهای ناشی از ترافیک مواجه کرده است. یکی از راهکارهایی که به منظور کاهش سهم سفرهای شخصی و بهره برداری از سایر روش های حمل ونقلی درکنار افزایش کارآمدی استفاده از فضا مطرح شده «توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی» است. با وجود اهمیت «توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی»، تحلیل یکپارچه ای از امکان پذیری به کارگیری این رویکرد به صورت فضایی انجام نشده است. لذا هدف اصلی این مقاله بررسی میزان تناسب محدوده ایستگاهی متروی کلانشهر تهران، جهت پیاده سازی اصول و معیارهای توسعه مبتنی بر حمل ونقل با به کارگیری روش تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل خوشه ای است. یافته های پژوهش مبین آن است که عوامل دسترسی به پهنه های متراکم سکونت، دسترسی به مراکز کسب و کار، دسترسی به خدمات و زیرساخت های شهری، دسترسی به حمل ونقل عمومی، دسترسی به کاربری مختلط و دسترسی به فضای سبز و باز به ترتیب بیشترین اهمیت را در کلانشهر تهران دارند. افزون بر آن، برخی از محدوده های ایستگاهی نیاز به تقویت ترکیب، تراکم و دسترسی داشته و این درحالی است که برخی از محدوده های ایستگاهی شرایط لازم برای تحقق توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی را ندارند.
۱۷۲.

ارزیابی کیفیت منظر صوتی کرانه های ساحلی، پژوهش موردی: محله سورو در شهر بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منظر صوتی کیفیت نوار ساحلی سورو بندرعباس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
هدف پژوهش حاضر ارزیابی کیفیت منظر صوتی کرانه های ساحلی با تکیه بر جذب و ماندگاری مخاطبان در نوار ساحلی محله سورو در غرب شهر بندرعباس است. روش پژوهش براساس ماهیت داده ها کیفی- کمی و رویکرد آن توصیفی- تحلیلی می باشد. از تکنیک های کیفی صداپرسه و پرسشنامه و تکنیک کمی نقشه صوتی، برای ارزیابی و تحلیل کیفیت منظر صوتی محدوده مورد نظر استفاده شده است. در تکنیک صداپرسه، منابع صوتی بیوفونی، آنتروفونی و ژئوفونی شناسایی گردید؛ برای گردآوری داده های پرسشنامه، از 50 نفر از شهروندان و گردشگران نمونه گیری تصادفی صورت پذیرفت که پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ با ضریب 964/0 تأیید شد، سپس داده های حاصل در نرم افزار Spss تحلیل گردید. ارزیابی کمی محدوده نیز با استفاده از دستگاه Meter db در 30 نقطه مشخص شده صورت پذیرفت که نقاط مورد نظر به Arc Gis منتقل شد و نقشه صوتی تولید گردید. نوآوری پژوهش، ارزیابی منظر صوتی کرانه های ساحلی به منظور جذب و ماندگاری مخاطبان در این ناحیه است. نتایج حاصل از پژوهش، گویای کیفیت نامطلوب منظر صوتی در گستره مورد نظر است. اما توجه به قابلیت های بالقوه کرانه و مدیریت مناسب آن می تواند، با ایجاد فضای شنیداری طبیعی و بومی، محیطی سرزنده و پویا برای جذب و ماندگاری مخاطبان پدید آورد.
۱۷۳.

سرمایه اجتماعی سیال؛ تبیینی نظری از پیوندهای نرم در بستر میراث فرهنگی ناملموس ( نحوه کاربست تحلیل چگالی مکانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرمایه اجتماعی سیال پیوندهای نرم میراث فرهنگی ناملموس تحلیل چگالی مکانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
در جوامع معاصر، پیوندهای اجتماعی نقش بنیادینی در انسجام و کنش جمعی ایفا می نمایند، لیکن بخش قابل توجهی از این روابط در قالب های غیررسمی و فرهنگی شکل می گیرند که به سختی در چارچوب های نظری رایج قابل تحلیل اند. در ادبیات سرمایه اجتماعی، غالب رویکردها بر ساختارهای نهادی و مشارکت های رسمی متمرکز بوده اند و روابط نرم و زمینه مند کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. بدینسان پژوهش حاضر، با هدف ارائه تبیینی نظری از مفهوم «سرمایه اجتماعی سیال» در بستر میراث فرهنگی ناملموس، به شناسایی و تحلیل پیوندهایی می پردازد که در فضاهای آیینی، مناسکی و زیسته تکوین می یابند و قابلیت تبدیل به سازوکارهای اعتماد، انسجام و مشارکت اجتماعی را دارند. در این میان مطالعه پیش رو، در صدد پاسخ به پرسش اصلی "سرمایه اجتماعی سیال چگونه در قالب پیوندهای نرم در زمینه های فرهنگی تجلی می یابد؟"، از روش تحقیق آمیخته (کیفی–کمی) در سه مرحله بهره می برد. بطوریکه در بخش کیفی، با تحلیل محتوای تطبیقی متون نظری و با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA، چهار مؤلفه بنیادین «اعتماد اجتماعی»، «مشارکت اجتماعی»، «حافظه فرهنگی» و «پویایی های زمینه ای» استخراج گردید. در بخش کمی، مفاهیم کیفی به شاخص های قابل سنجش مبدل گردیده و با بهره مندی از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل چگالی کرنل، نقشه های مفهومی ای از پراکندگی و شدت حضور مؤلفه ها در فضاهای فرهنگی ترسیم گردید. یافته ها حاکی از آن است که پیوندهای نرم، علی رغم ناپایداری ظاهری، واجد ساختارهای معنادار می باشند. بدینسان، سرمایه اجتماعی سیال مستلزم بازنگری در نظریه پردازی های رایج و اتخاذ رویکردهای میان رشته ای به منظور درک پیچیدگی های فرهنگی در بسترهای غیررسمی می باشد.
۱۷۴.

بررسی تطبیقی معماری معاصر چین و ایران: تأثیرات فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیک بر تحولات طراحی

کلیدواژه‌ها: معماری معاصر تأثیرات فرهنگی تأثیرات اجتماعی تکنولوژی سنت و مدرنیته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۵
این پژوهش به بررسی تطبیقی تأثیرات فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیک بر معماری معاصر ایران و چین می پردازد و در پی تحلیل تفاوت ها و شباهت های میان این دو کشور در زمینه طراحی معماری است. مسئله اصلی تحقیق آن است که این عوامل چگونه بر شکل گیری فرم، سبک و محتوای معماری معاصر در ایران و چین تأثیر می گذارند. سؤالات پژوهش بر محور نحوه تأثیرگذاری این عوامل و تفاوت های میان آن ها متمرکز هستند. فرضیه تحقیق بر این مبنا استوار است که زمینه های فرهنگی و اجتماعی، به ویژه ریشه های تاریخی و فلسفه های مذهبی، در هر دو کشور نقشی کلیدی دارند؛ در حالی که فناوری های نوین و ساختارهای اقتصادی-اجتماعی تفاوت هایی در مصالح، فرم ها و گرایش های طراحی ایجاد کرده اند. هدف اصلی پژوهش، تحلیل چگونگی تلفیق سنت و مدرنیته در معماری معاصر این دو کشور است. همچنین نقش رشد طبقه متوسط شهری، تغییر سبک زندگی و گرایش به نوآوری در شکل دهی به فضاهای عمومی و مسکونی بررسی شده است. روش پژوهش از نوع آمیخته بوده و شامل تحلیل داده های کمی و کیفی است که از طریق پرسشنامه و مشاهده میدانی گردآوری و با نرم افزار SPSS تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهند که در حالی که هر دو کشور از مصالح نوین بهره می برند، ایران به حفظ عناصر سنتی در بستر مدرن توجه بیشتری دارد، و چین بیشتر بر فناوری های پیشرفته و فرم های نوگرایانه متمرکز است. نتیجه گیری تحقیق بر نقش غالب عوامل فرهنگی و اجتماعی در شکل گیری معماری تأکید دارد.
۱۷۵.

ارائه تعریف عملیاتی سبک شناسی معماری ایران با رویکرد حفاظت معماری (استخراج شاخص های سبک شناسی براساس معماری مسجد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معماری ایرانی سبک شناسی تاریخ معماری حفاظت و مرمت معماری معماری مسجد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۹
یکی از معضلات عمده مرمت ایران در نزد برخی مرمت گران حال حاضر را می توان عدم توجه به اهمیت شناخت معماری دانست. یکی از دلایل اصلی این عامل می تواند فقدان رویکرد مشخص، منطقی و کاربردی در شناخت معماری در یک پروژه مرمتی باشد. در فرآیند شناخت معماری با سطوح مختلفی مواجه هستیم این شناخت لایه لایه تنها زمانی به هرج و مرج منجر نخواهد گشت که از الگویی روشمند پیروی کند. مقاله حاضر در میان الگوی های گوناگون، سبک شناسی را مدنظر قرار داده است. بر اساس تعریف ارائه شده از سبک شناسی، در راستای عملیاتی شدن آن سعی شده گام هایی قابل اجرا پیشنهاد شود. با بررسی بنا در حوزه های گوناگون شناخت، ویژگی های آن تحت عنوان مولفه، شناساسی می شوند. از تحلیل مولفه ها، شاخص ها استخراج شده که معیاری برای تعیین سبک خواهد بود. به دلیل گسترده بودن حوزه مطالعه، این مقاله شاخص ها را بر اساس معماری مسجد استخراج نموده است. سامانه جستجوی پژوهش کیفی و راهبرد این مسیر تفسیرگرا است. این تحقیق به روش کتابخانه ای و میدانی، به صورت تطبیقی صورت گرفته، به این ترتیب که با رصد تعاریف و دیدگاه ها در مورد سبک از سویی و نظر به بناهای تاریخی، سعی در بازبینی و تبیین تعریف آن داشته است. از نظر هدف، این پژوهش را می توان از نوع نظری-کاربردی دانست. یکی از دستاوردهای مقاله استخراج معیارهای سبک شناسی مطالعات هنر و معماری از گذشته تا امروز در شش گروه می باشد. از سوی دیگر تبارشناسی سبک نشان داد که این مفهوم یک مفهوم اعتباری است که در راستای هدف می تواند تعریف نظری و عملیاتی مشخص داشته باشد. بنابراین سبک می تواند براساس وضعیت حال حاضر بنا مشخص شود تا کمکی باشد در تصمیم گیری های حفاظت. با این رویکرد برای مسجد، هشت شاخص پیشنهاد شد: فضاها، نقش شهری، مداخلات، ساختمایه، تکنولوژی ساخت، آرایه ها، فرم ها و سامانبندی عناصر و فضاها. این شاخص ها به عنوان ابزاری برای شناسایی سبک ها به کار گرفته می شوند.
۱۷۶.

تحلیل تطبیقی الگوهای بومی و طراحی معاصر در مسکن برون گرای ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معماری بومی طراحی مسکن برون‏گرایی ساری معماری معاصر هویت اسلامی ایرانی فناوری های نوین معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
اهداف: این پژوهش با توجه به اهمیت حفظ هویت معماری بومی در طراحی معاصر، به بررسی تطبیقی الگوهای بومی و طراحی معاصر در مسکن برون گرای شهر ساری می پردازد. هدف اصلی، شناسایی میزان تاثیرپذیری طراحی معاصر از معماری بومی و تحلیل معیارهایی همچون سازگاری اقلیمی، نورگیری طبیعی، استفاده از مصالح بومی، بهره گیری از فناوری های نوین و کاربردپذیری در طراحی مدرن است. بررسی چگونگی تطبیق این معیارها با نیازهای امروزی و الزامات زیست محیطی، از دیگر اهداف پژوهش محسوب می شود. روش ها: پژوهش حاضر از روش تحلیلی-مقایسه ای بهره گرفته و معیارهای کلیدی معماری بومی و معاصر را از طریق مطالعات میدانی، بررسی نمونه های موردی و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) ارزیابی کرده است. داده ها از طریق مقایسه تطبیقی، بررسی نمونه های منتخب و وزن دهی شاخص ها تحلیل شده اند تا میزان تاثیرپذیری طراحی معاصر از الگوهای بومی مشخص شود. یافته ها: نتایج نشان می دهد که معماری بومی در معیارهایی مانند سازگاری اقلیمی، استفاده از مصالح بومی و حفظ هویت فرهنگی امتیاز بالاتری دارد، درحالی که معماری معاصر بیشتر بر انعطاف پذیری فضایی، نوآوری در فرم و عملکرد، و کاربردپذیری تاکید دارد. ترکیب این دو رویکرد می تواند به بهینه سازی مصرف انرژی، افزایش کیفیت آسایش، ارتقای پایداری مسکن و خلق فضاهای هماهنگ با فرهنگ بومی منجر شود. نتیجه گیری: معماری معاصر می تواند با الهام از اصول معماری بومی و بهره گیری از فناوری های نوین، طراحی پایدارتر و هماهنگ تری با شرایط اقلیمی و فرهنگی ایجاد کند. پیشنهاد می شود در طراحی مسکن های معاصر، بهره گیری از نور طبیعی، تهویه مناسب، استفاده بهینه از انرژی، مصالح بومی و حفظ هویت فرهنگی به عنوان اولویت های طراحی در نظر گرفته شوند.
۱۷۷.

Oil Colonialism and the Formation of Villa Architecture in Masjid I Sulaiman: A Spatial-Cultural Analysis Using Space Syntax and Hermeneutics(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Spatial Analysis hermeneutics oil colonialism villa architecture Masjid I Sulaiman

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۸
The oil industry in the modern era has played a pivotal role in population growth, industrialization, and the formation of modern cities, particularly in Iran's Khuzestan province. Beyond their industrial function, oil wells have had a profound impact on urbanization, architecture, and lifestyles in Masjid I Sulaiman, serving as significant symbols. The physical development of this city accelerated with the construction of residential complexes for oil industry workers and industrial infrastructure, leading to a redefinition of Masjid I Sulaiman's urban identity at the intersection of tradition and modernity—an identity that distinguishes the city. This study examines the impact of British colonial presence and oil industry activities on the development of villa-style housing in Masjid I Sulaiman, intending to analyze the formation of this housing type under these influences. Previous studies have focused on the economic and social impacts of the oil industry; however, the effects of oil wells on spatial and architectural patterns in oil cities, such as Masjid I Sulaiman, have been underexplored. This research analyzes the role of industrial elements in shaping residential patterns by examining spatial and architectural aspects. Employing a qualitative approach, the study uses hermeneutic phenomenology and space syntax to analyze the cultural and spatial dimensions of villa-style housing. The space syntax analysis reveals that the courtyards of Bagh-e Melli and G-Type, with high integration, enhance social interactions, while Scotch Crescent, with greater spatial depth, indicates class segregation. The hermeneutic analysis portrays bungalows as multilayered texts that represent social, cultural, and economic meanings, highlighting their architectural heritage.
۱۷۸.

Investigation of the Oppressiveness of Tall Building Scapes: Architectural Variation and Vegetation(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Tall Building Architectural Variation vegetation Urban Perception Oppressive Environments Environmental Psychology

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۱
The uncontrolled growth of tall buildings in contemporary cities has caused numerous visual and psychological issues for urban citizens. This study's framework examined the combined effect of architectural and vegetation variations on the scape of tall buildings and the oppression imposed on citizens. The architectural changes of the tall building included form (rectangular, stepped and pyramidal), gap (in single building (without gap, small and large gap) and between buildings (middle, sides and middle and sides)), console (1, 2, 2,5, 3, 3.5 and 4 m), and setback (1, 2 and 3 m) of the building from the base. Vegetation changes also included the distribution of different tree species on the façade and the positioning of the trees within each species. To assess the impact of architectural and vegetation changes on oppression, the method was based on the framework for assessing the oppressiveness of tall buildings and people's opinions. In conclusion, vegetation demonstrated a significantly greater reduction in perceived oppression compared to architectural modifications. The results of examining the architectural scenarios showed that as the pyramidal form of the building increased and the gap between the single tall building (or between tall buildings) widened, citizen-imposed oppression decreased. Also, as the console of a tall building decreased to less than 2.5 m and the setback increased to more than 2 m, the oppression decreased significantly. Also, the results showed that using concentrated and horizontal vegetation at the base and shaft of tall buildings has effectively reduced oppression (Compared to other vegetation change scenarios).
۱۷۹.

تاثیر فرم بالکن بر ارتقای کیفیت هوای داخل ساختمان های میان مرتبه در مجاورت بزرگراه های شهری (مورد مطالعه: بزرگراه شهید چمران تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) ساختمان میان مرتبه بالکن غلظت آلاینده NO₂ کیفیت هوای داخلی (IAQ) بزرگراه شهید چمران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
با توجه به افزایش شهرنشینی در زندگی مدرن، آلودگی هوا یکی از معضلات مهم در دهه های اخیر بوده است که در رابطه با سلامت انسان به یک چالش مهم بدل گردیده است. این موضوع با پیشرفت شهرها و کاهش کیفیت هوا روز به روز به یک تهدید جدی برای زندگی انسان ها تبدیل شده است. به همین منظور کیفیت هوای شهری مساله مهم زیست محیطی در دنیا است که باعث جلوگیری از مرگ و میر انسان ها می شود. آلودگی هوا در شهرها براثر عواملی همچون صنایع و کارخانه ها، تردد خودروها، استفاده از سوخت های فسیلی برای سرمایش و گرمایش و مواردی از این قبیل ایجاد می شود. یکی از مهم ترین عوامل تولید و انتشار آلودگی در هوا، آلاینده های ترافیکی ناشی از تردد خودروها می باشد که بر محیط داخل ساختمان تاثیر دارند. با این حال معماری ساختمان ها می تواند نقش موثری بر کمیت و کیفیت ورود این آلاینده ها به فضای درون ساختمان ها داشته باشد که از جمله آن ها می توان به انواع بازشوها و اندازه و محل آن ها، چیدمان دکوراسیون داخلی، ارتفاع ساختمان، فرم بالکن و ... اشاره نمود. بر همین اساس از میان عناصر بیان شده، در مقاله حاضر به تاثیر فرم بالکن بر کاهش آلاینده های ترافیکی و افزایش کیفیت هوای داخلی پرداخته می شود. برای این منظور 10 مدل بالکن از نظر ویژگی های هندسه، جانپناه و دیوار بال در ساختمان میان مرتبه در شهر تهران در مجاورت بزرگراه شهید چمران (به عنوان مرکز انتشار آلاینده ترافیکی) به عنوان نمونه های موردی انتخاب و میزان ورود آلاینده های ترافیکی به درون بنا با استفاده از روش دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) مورد شبیه سازی قرار گرفت. اعتبارسنجی نرم افزار در مطالعه حاضر براساس پژوهش سین و همکاران (2023) انجام گرفته است. تمام تنظیمات استفاده شده در مقاله مطابق با اعتبارسنجی می باشد؛ با این تفاوت که در این پژوهش از پارامتر غلظت آلاینده نیتروژن دی اکسید (NO₂) (منبع آلودگی) برای سنجش کیفیت هوا استفاده شده است. بر این اساس هدف اصلی در این پژوهش تعیین بهترین مدل هندسه و شکل ساختاری بالکن بر کاهش ورود آلاینده های ترافیکی به درون ساختمان و افزایش کیفیت هوای داخلی (IAQ) در ساختمان میان مرتبه است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بالکن با فرم مثلث بیشترین میزان غلظت و بالکن با فرم منحنی کمترین میزان غلظت ورودی آلاینده را در بخش هندسه بالکن به خود اختصاص داده اند. همچنین میزان غلظت آلاینده در بالکن هایی که جانپناه نرده ایی دارند به مراتب بسیار کمتر از بالکن هایی است که دارای دیوار بال می باشند. از سویی در این پژوهش می توان چنین برداشت نمود که با افزایش محصوریت بالکن در ساختمان های میان مرتبه که در مجاورت بزرگراه های شهری قرار دارند، غلظت آلاینده های ورودی به بنا افزایش می یابد. در حالی که با کاهش محصورت در بالکن، میزان انباشت آلودگی در داخل ساختمان کاهش می یابد.
۱۸۰.

بررسی نیازها و ترجیحات زنان در فضای نیمه عمومی مجتمع های مسکونی بلندمرتبه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک زندگی زنان ترجیحات مسکن ترجیحات فضای نیمه عمومی مجتمع های مسکونی بلندمرتبه مجتمع های مسکونی محصور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۶۳
بیان مسئله: بررسی مفهوم سبک زندگی به عنوان مجموعه ای کامل از فعالیت ها و الگوی زندگی افراد می تواند منجر به شناخت نیازها و ترجیحات ساکنان در برنامه ریزی فضایی و طراحی محیط های مسکونی شود. با توجه به این موضوع که نیمی از جمعیت هر جامعه ای را زنان تشکیل می دهند بررسی سبک زندگی آنان از آن جهت حائز اهمیت است که می تواند بینشی را در مورد روش هایی که محیط مسکونی ممکن است بر سلامت جسمی و روانی آنها تأثیر بگذارد، ارائه دهد و به کاهش نابرابری های مبتنی بر جنسیت و بهبود کیفیت زندگی آن ها کمک کند. بااین حال بررسی رفتارهای مسکن مبتنی بر سبک زندگی زنان در ادبیات موضوع به ندرت بررسی شده است. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش شناسایی نیازها و ترجیحات زنان در فضای نیمه عمومی مجتمع های مسکونی بلندمرتبه است که با توجه به سبک زندگی آنها تعیین می شود. روش پژوهش: مطالعه خودمردم نگاری به عنوان روش تحقیق انتخابی در پاسخ دهی به چیستی الگوی فعالیت زنان و شناخت ترجیحات آنان در محیط مسکونی در نظر گرفته شد و به منظور تحلیل داده های کیفی، متن گزارش ها کدگذاری شد و با روش تحلیل تماتیک مضامین اصلی استخراج شد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که محدودیت فضا در واحدهای آپارتمانی و محدودیت در زمان و مکان استفاده از فضاهای عمومی خارج از ساختمان، بسیاری از فعالیت ها را با مشکل مواجه کرده است. در نتیجه اغلب زنان به دنبال محیط مسکونی هستند که بتواند از فعالیت های اجتماعی، فراغتی و کاری آنان پشتیبانی نماید. همچنین نیاز به مدیریت اشیا در فضا، مدیریت ازدحام و شلوغی، مدیریت تردد حیوانات خانگی و برخورداری از امکانات و تدابیر امنیتی از دیگر ترجیحات زنان بوده است. در نتیجه بهره گیری از فضای نیمه عمومی برای یکپارچه سازی زندگی روزمره و امتداد سبک زندگی در بیرون از واحد شخصی در کنار نقش ارتباطی فضای نیمه عمومی می تواند کیفیت زندگی در مجتمع های مسکونی را در سطوح مختلف ارتقا دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان