هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی

هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی

هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره 30 تابستان 1404 شماره 2 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بازخوانی پدیدارشناسانه کیفیت سکونت؛ بازاندیشی استانداردهای کیفیت مسکن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۱
در سیاست گذاری ها و مقررات ساختمانی ایران، کیفیت سکونت عمدتاً ذیل رویکردی کمی و فنی تعریف شده و تجربه ی زیسته ی انسان در فضا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. غلبه ی واژه ی «مسکن» بر «خانه» خود نشانه ای از این تقلیل گرایی است؛ جایی که سکونت به مجموعه ای از شاخص های سازه ای و ابعادی فروکاسته می شود و ابعاد معنایی آن به حاشیه رانده می گردد. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی پدیدارشناسانه و اتکا بر مبانی نظری معماری، به واکاوی سه ساحت کالبدی، ادراکی و فرهنگی-هستی شناختی سکونت می پردازد. هدف اصلی، نشان دادن شکاف میان نظام های متداول ارزیابی و واقعیت زیسته ی فضا و ارائه ی چارچوبی بومی برای ارتقای استانداردهای کیفی مسکن در ایران است. روش تحقیق کیفی و تفسیری بوده و با رویکردی تطبیقی، تجربه ی نظام های موفق جهانی در کنار ابعاد اجتماعی، روانی و معنایی سکونت بررسی شده است. یافته ها آشکار می کند که درحالی که استانداردهای بین المللی از سطح الزامات فنی فراتر رفته و به وجوه انسانی، فرهنگی و ادراکی پرداخته اند، مقررات داخلی همچنان عمدتاً بر جنبه های فنی متوقف مانده اند. در واکنش به این خلأ، مقاله چارچوبی زمینه مند برای بومی سازی استانداردهای کیفی مسکن پیشنهاد می کند که بر پیوند میان ادراک انسانی از «خانه»، خرد بومی، ظرفیت های دانش فنی و مشارکت ذی نفعان استوار است.
۲.

تبیین سازوکارهای بازتولید نابرابری در سیاست گذاری های مرتبط با سکونتگاه های غیررسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۲
سکونتگاه های غیررسمی یکی از نمادهای بارز نابرابری فضایی در شهرهای معاصر ایران اند. اغلب مطالعات موجود در حوزه سکونتگاه های غیررسمی به توصیف وضعیت موجود یا ارائه راهکارهای فنی محدودشده و کمتر به تحلیل گفتمان های پنهان در سیاست گذاری های مرتبط پرداخته اند. پارادایم حاکم بر پژوهش انتقادی و از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی 9 سند سیاست گذاری شهری مرتبط جهت جمع آوری و تحلیل داده ها استفاده شده است. هدف شناسایی سازوکارهای پنهانی که از طریق زبان، منجر به بازتولید نابرابری، حذف مشارکت مردمی و مشروعیت بخشی به ساختارهای قدرت موجود می شوند، می باشد. یافته ها نشان می دهد سه گفتمان اصلی بر این اسناد حاکم است. گفتمان تکنوکراتیک-نئولیبرال که ساکنان را به «داده آماری» یا «مصرف کننده خدمات» تقلیل داده و نابرابری فضایی را بازتولید می کند. گفتمان عدالت نمادین/مشارکت صوری که در آن مشارکت مردمی در سطحی نمایشی و غیرواقعی باقی می ماند و گفتمان مشارکتی-عدالت محور که گرچه کوشیده مفاهیمی چون «توانمندسازی»، «حق به شهر» و «مشارکت واقعی» را وارد ادبیات سیاست گذاری کنند، اما در عمل ساختارهای متمرکز مانع تحقق آن شده و مشارکت مردمی در سطحی نمایشی باقی مانده است. درمجموع، نتایج حاکی از آن است، تغییرات زبانی و گفتمانی سیاست ها به اصلاح ساختارهای نهادی و توزیع واقعی قدرت منجر نشده و عدالت فضایی همچنان در سطح شعار باقی مانده و سکونتگاه های غیررسمی در ایران محصول گفتمان ها و ساختارهای قدرتی اند که نابرابری فضایی و اجتماعی را بازتولید می کنند. این مطالعه با روشن ساختن سازوکارهای پنهان بازتولید نابرابری، چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در سیاست های شهری ایران و حرکت به سوی حکمرانی مشارکتی و عادلانه تر فراهم می آورد.
۳.

گونه بندی چیدمان فضایی بهینه برای مسکن توان پذیر با استفاده از نحو فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۹
در سال های اخیر با افزایش تقاضای مسکن و هزینه زمین، نیاز به واحدهای مسکونی استطاعت پذیر افزایش یافته است. نبود چیدمان فضایی مناسب می تواند کیفیت فضایی واحدها و به تبع آن کیفیت زندگی ساکنان را کاهش دهد. ازاین رو، هدف پژوهش ارائه الگوی بهینه چیدمان فضایی واحدهای مسکونی توان پذیر به کمک نحو فضا است. پژوهش حاضر با روش ترکیبی متوالی اکتشافی انجام شده است؛ به این معنا که ابتدا داده ها به روش توصیفی از طریق مرور ادبیات و تحلیل محتوا استخراج شده اند. در این چارچوب، مؤلفه های مسکن استطاعت پذیر و ارتباط آن ها با شاخص های نحو فضا بررسی گردید. سپس ساختار 114 واحد دوخوابه بررسی و از طریق روش شبیه سازی و نحو فضا پس از پالایش، 40 نمونه منتخب در سه گونه دسته بندی شدند. سپس گونه ها بر اساس مؤلفه های کیفی مسکن توان پذیر ارزیابی و میانگین امتیاز هرگونه محاسبه شد. در نتیجه گیری سه گونه بهینه چیدمان فضایی شناسایی شد. در گونه اول و دوم، ورودی در انتهای طول پلان است، با این تفاوت که در گونه اول (امتیاز 7/38)، بعد از پیش ورودی، آشپزخانه در عمق دوم و مرتبط با ورودی و نشیمن قرار دارد، ولی در گونه دوم (امتیاز 3/40)، نشیمن در عمق دوم قرار دارد. گونه سوم که بالاترین امتیاز را دارد (امتیاز 9/40) ورودی از مرکز پلان است و فضاهای عمومی و خصوصی در دو طرف ورودی تقسیم می شوند. نتایج نشان می دهد الگوی بهینه، مربوط به گونه سوم بوده که پلان مربوطه آن نیز ارائه شده است.
۴.

فرآیند آموزش طراحی مشارکتی (موردپژوهی: آتلیه طراحی معماری مقطع کارشناسی ارشد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۸
شناختِ نیاز کاربران، از اصول فرایند طراحی است. مطالعات نشان می دهد، طراحی مشارکتی روشی مستند برای فهم بهتر نیاز کاربران فضا است. مقاله حاضر درصدد است تا ضمن مرور پژوهش های مرتبط با مشارکت کاربران در طراحی، تجربه واقعی کارگاه آموزش طراحی به 11 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد معماری را مستند نموده و قابلیت ها و محدودیت های کاربرد روش طراحی مشارکتی در آموزش طراحی معماری را گزارش نماید. در این راستا، مسئله طراحی، از حیث موقعیت زمین، نیاز کاربران و کارفرما و موضوع طرح، به مانند فرایندهای حرفه ای طراحی تعیین گردید و از دانشجویان درخواست شد فرایند طراحی مرکز دانشجویی- فرهنگی دانشگاه شهید بهشتی را بر اساس مشارکت کاربران طی نمایند. بهره مندی ازاین روش، باعث افزایش سطح همکاری دانشجویان و تقویت رقابت، احساس مسئولیت و تعلق نسبت به طرح و در نتیجه مشارکت فعال در آتلیه و ایجاد تعامل پویا با کاربران شد. نتیجه این پژوهش می تواند ضمن تدوین پیش نویسی برای برنامه آموزشی مبتنی بر طراحی مشارکتی، طراحان و معماران را متوجه ضرورت اعتنا به نیاز کاربران و لزوم حضور ایشان در فرایند طراحی نماید. فرآیند مشارکتی نسبت به روش های رایج آموزش طراحی زمان بیشتری نیاز دارد که لازم است در برنامه زمانی کارگاه طراحی منظور شود.
۵.

تبیین قابلیت کشف پذیری فضا مبتنی بر شاخص هایی ساختار فضایی؛ نمونه موردی بازار تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۵
ساختار فضا بر چگونگی ادراک و تجربه مردم تأثیرگذار است و هرچه افراد، بیشتر راجع به یک فضا اطلاعات داشته باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که از قابلیت های آن استفاده کنند. پژوهش حاضر به این سؤال اصلی می پردازد که چگونه ساختار فضایی، بر قابلیت کشف پذیری توسط کاربران تأثیر می گذارد؟ هدف این پژوهش توسعه مفهوم کشف پذیری در حوزه معماری و ارتباط آن با شاخص های ساختار فضایی است. اطلاعات کمی مربوط به ساختار فضایی از طریق نقشه های چیدمان فضایی و داده های کیفی از طریق پرسش نامه های تصویری گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون خطی چندگانه انجام گرفت و پایایی ابزار تحقیق نیز با آلفای کرونباخ و روایی آن توسط روش دلفی تائید شد. مطابق یافته ها، هرچند به دلیل چندبعدی بودن و ماهیت آن، یک تعریف ساده و قابل سنجش برای کشف پذیری وجود ندارد، اما دارای ارتباط معنادار، با بعضی از مفاهیم شاخص های ساختار فضایی همچون ایزوویست، سطح قابل دید، اتصال، ارتباط و آشفتگی در بازار تبریز است.
۶.

درخت آیینی در منظر منسوب به انسان مقدس؛ دگردیسی اسطوره همزادی انسان و درخت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۲
قرائت منظر ارتباط زیادی با درک نظام نشانه ای آن دارد. این پژوهش به بررسی نسبت نمادین انسان مقدس و درخت آیینی در منظرهای منسوب به انسان مقدس در ایران می پردازد. پرسش اصلی پژوهش، چرایی و چگونگی استمرار و دگردیسی این نسبت، از ریشه های اسطوره ای پیش از اسلام تا دوران پس از اسلام است. این تحقیق، با بهره گیری از یک چارچوب نظری سه سطحی، از مطالعات کتابخانه ای برای کاوش داده ها شامل متون تاریخی، دینی، ادبی، سفرنامه ها و تفسیر و تحلیل محتوا استفاده کرده و در سه مکان نمونه (امامزاده صالح، قدمگاه نیشابور و امامزاده رودبند) به مشاهدات میدانی پرداخته است. نتایج نشان می دهند که درخت در این منظرها، تنها یک عنصر طبیعی نیست، بلکه حامل حافظه جمعی، نماد قدسی و همزادی برای انسان مقدس است. در دوره پیش از اسلام، درخت نماد هستی جمعی، فرّه ایزدی و خاستگاه انسان بود و در روایت های اسطوره ای جایگاه محوری داشت. با ورود اسلام، این رابطه دچار دگردیسی شد و انسان مقدس محور قرار گرفت و جایگاه درخت بر پایه شباهت اسطوره ای به انسان مقدس و تفسیر «شجره طیبه» به عنوان نماد «انسان کامل» بازتعریف شد. توجه به ابعاد نمادین، آیینی و فضایی حاصل از این دگردیسی، نقش مهمی در استمرار و فعال نگه داشتن این منظرهای چندلایه در همراهی با رویکردهای معاصر در معماری منظر دارد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۷