فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۸٬۱۴۵ مورد.
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ آبان ۱۴۰۴ شماره ۱۴۹
73 - 88
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: مفهوم شهر و نسبت آن با محیط زیست، از موضوعات بحث برانگیز است. مطرح شدن مفهوم «زیست آسایی» که جنبه های ذهنی و عینی را همزمان در نظر می گیرد، فرصت جدیدی برای توسعه دانش های محیطی، ازجمله برنامه ریزی شهری، فراهم آورده است. پرسش اصلی این پژوهش این است که چگونه می توان با تفکیک و مرزبندی دو مفهوم «زیست پذیری» و زیست آسایی در علوم محیطی، برنامه ریزی شهری و شهرسازی، به معیارهای زیست آسایی دست یافت؟ و نظر خبرگان در این حوزه چیست؟ هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تعریف و تفکیک دو مفهوم زیست پذیری و زیست آسایی همراه با مروری نظام مند بر معیارهای زیست آسایی و بازتدوین آن ها براساس نظر خبرگان است تا به عنوان یک چهارچوب مفهومی در کنار سایر مفاهیم نوین شهرسازی، ما را به شهرسازی مطلوب نزدیک کند. روش پژوهش: چهارچوب نظری پژوهش، براساس نظریه معماری سرآمد تشکلی شده که با رعایت سلسله مراتب مفهومی شامل هدف، رویکرد، راهبرد، ساختار، بُعد، مؤلفه، معیار و شاخص، ازطریق مرور نظام مند، روش دلفی سه مرحله ای و تکنیک شانون، به تدوین، تدقیق و پالایش معیارهای زیست آسایی پرداخته شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد زیست آسایی کالبد شهر با تدوین ۱۶ معیار، مفهومی چندوجهی و فراتر از زیست پذیری شهر است. وزن دهی این معیارها با استفاده از آنتروپی شانون نیز نشان داد معیارهایی نظیر عدالت فضایی، شبکه حمل ونقل سبز و حکمرانی کارآمد، بیشترین قدرت تمایز و تأثیرگذاری در ساختار زیست آسا را دارند. این امر گویای آن است که دستیابی به این مفهوم در فضاهای شهری، مستلزم هم ترازی میان مؤلفه های کالبدی و ارزش های اجتماعی-فرهنگی تحت حکمرانی کارآمد است. یافته های پژوهش، ضمن ارائه مدلی عملیاتی، امکانی برای ارزیابی وضع موجود شهرها و همچنین طراحی سنجیده مداخلات سیاستی و کالبدی را فراهم می سازد.
بررسی سازمان یافته عوامل فرم یابی طراحی مولد پیکره بندی ساختمان موثر بر عملکرد انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
117-131
حوزههای تخصصی:
کاهش مصرف انرژی همراه با برقراری آسایش ساکنان همیشه یکی از مهم ترین مسائل طراحان و معماران ساختمان بوده است. طراحی مولد روشی برای ایجاد خودکار تعداد زیادی طرح از طریق یک چارچوب الگوریتمی تکراری و در عین حال رعایت معیارها و محدودیت های تعریف شده توسط کاربر می باشد ، پیکربندی فضایی می تواند عملکرد انرژی ساختمان را شامل نیازهای گرمایش، سرمایش، روشنایی و تهویه به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد. از این رو در این پژوهش سعی داریم مهمترین عوامل پیکره بندی ساختمان موثر بر مصرف انرژی ساختمان را با مطالعه پژوهش های انجام شده بر روی طراحی مولد پیکره بندی بیابیم. پژوهش مروری حاضر با رویکرد مختلط کمی-کیفی و به روش تطبیقی-تحلیلی با شناسایی مطالعات گوناگون در حوزه طراحی مولد پیکره بندی ساختمان، به بررسی و آزمون و تحلیل آنها پرداخته است. در این پژوهش از دو گروه بررسی آزمون فراتحلیل و بررسی آمارهای توصیفی بر روی عوامل فرم یابی طراحی مولد استفاده شده است. 26 مقاله با شرط استفاده از عوامل کالبدی پیکره بندی فضایی و شبیه سازی عملکرد انرژی حداقل در یکی از وجوه انتخاب و با نرم افزار سی ام ای (CMA) مورد تحلیل قرار گرفت. همچنین بررسی آمار توصیفی بر روی 13 پژوهش شاخص انتخابی از بین پژوهش ها انجام شده است. 12 عامل کالبدی موثر بر مصرف انرژی نسبت میزان اثر آنها بر مصرف انرژی ساختمان مشخص شده است. بررسی جزنگر، عوامل کالبدی، نشان می دهد، که به ترتیب، ماتریس مجاورت با اندازه اثر 38 در حالت ثابت و تصادفی ، جهت گیری ساختمان با اندازه اثر 18 و 28 در حالت ثابت و تصادفی ، موقعیت طبقه با انداره اثر 23 در حالت ثابت و تصادفی و جهت گیری پنجره با اندازه اثر 21 و 19 از مهمترین عوامل هستند و فراوانی عوامل فرم یابی، نشان می دهد که ابعاد و موقعیت فضاها، از مهمترین عوامل هستند. ماتریس مجاورت، ابعاد فضاها، موقعیت فضاها و جهت گیری، به عنوان مهمترین عوامل فرم یابی در فرآیند بهینه سازی پیکربندی فضایی بر اساس عملکرد انرژی، باید مورد تأکید قرار گیرند. همچنین به طور کلی عوامل فرم یابی، دارای دارای انداره اثر یکسانی و نزدیک به هم بر عملکرد انرژی هستند و این نشان از اهمیت عوامل فرم یابی پیکربندی بر عملکرد انرژی ساختمان است.
اینستاگرام و هویت ازدست رفته: مطالعه ای بر نمای بناهای مسکونی تهران (مطالعه موردی: محلات هروی، اقدسیه و فرجام غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ تیر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
51 - 66
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نماهای ساختمان های مسکونی در تهران به عنوان یکی از شاخص ترین عناصر هویت شهری، در سال های اخیر تحت تأثیر دو نیروی متضاد جهانی شدن و نفوذ گستردهه پلتفرم های دیجیتال مانند اینستاگرام قرار گرفته اند. این دو نیرو، در کنار هم، دگرگونی های عمیقی را در چهره شهر ایجاد کرده اند.هدف پژوهش: بررسی نقش اینستاگرام در ترویج میراث معماری ایرانی و افزایش آگاهی عمومی در خصوص طراحی های نمای بناهای مسکونی در کلانشهر تهران با تأکید بر کاهش پراکندگی بصری و جلوگیری از فرسایش فرهنگی، انجام شده است. روش پژوهش: به منظور دستیابی به این هدف، از رویکردی کیفی استفاده شده است. در مطالعه فرعی نخست شش نمای مسکونی در محلات هروی، اقدسیه و فرجام غربی کلانشهر تهران از طریق مشاهدات تصویربرداری و مصاحبه های تخصصی با پنج کارشناس بررسی نقادانه شدند. سپس با انجام یک مرور سیستماتیک روی 21 مقاله علمی معتبر، ضمن بررسی مطالعات بین المللی در زمینه تأثیر رسانه های اجتماعی بر معماری، به تحلیل چالش های حفظ هویت فرهنگی و استراتژی های ترویج میراث معماری در مقیاس کلان پرداخته شد. در ادامه، به منظور بومی سازی یافته های پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با هشت نفر از خبرگان حوزه های معماری، علوم رسانه و جامعه شناسی انجام شد. نتیجه گیری: یافته های زیرمطالعه نخست نشان داد که نمای بناهای مسکونی در محلات مورد مطالعهُ تنوع بسیار زیادی از نظر سبک و رویکرد طراحی دارند. این پراکندگی شدید، نشان دهنده وجود اولویت های زیبایی شناختی متضادی است که از یک سو، طراحی های بصری خیره کننده و تحت تأثیر الگوریتم های دیجیتال را به نمایش می گذارند و ازسوی دیگر، به زیبایی شناسی جهانی شده ای گرایش دارند که اغلب فاقد ریشه در فرهنگ و تاریخ محلی است. نادیده گرفتن اصول طراحی سازگار با اقلیم، این تضاد را تشدید و شکاف عمیقی میان طراحی معاصر نماها و میراث غنی معماری تهران ایجاد کرده است. همچنین، نتایج زیرمطالعه دوم نشان داد که اینستاگرام، به عنوان یک پلتفرم اجتماعی پرطرفدار در ایران، تأثیر قابل توجهی بر شکل گیری نماهای معماری در تهران دارد. از یک سو، الگوریتم های این پلتفرم اغلب به همگن سازی بصری و رواج سبک های طراحی یکنواخت کمک می کنند. ازسوی دیگر، اینستاگرام پتانسیل بالایی برای ترویج شیوه های معماری پایدار و همسو با فرهنگ و محیط زیست دارد.
تأثیر سازمان دهی محیط بر خلوت کاربران در مکان های فرهنگی (بررسی موردی: باغ کتاب تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۱
141-161
حوزههای تخصصی:
مطالعات انسان و محیط نشان می دهد مطالعه فضای کالبدی مستلزم ملاحظه فعالیت ها در آن است. فضاهای فرهنگی به دلیل داشتن پتانسیل های مختلف که باعث بروز فعالیت های متنوعی می شود، از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند، به همین جهت یافتن مهمترین مولفه های تاثیرگذار در طراحی فضاهای فرهنگی یکی از مهمترین مسائلی است که امروزه طراحان به دنبال آن هستند. به همین منظور در این پژوهش باغ کتاب تهران بعنوان یکی از نمونه های شاخص که دارای مولفه های فضایی مختلف است، انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفت. بررسی روابط میان افراد در فضاهای فرهنگی در سازمان دهی فضایی آنها موثر است. خلوت یکی از رفتارهای اجتماعی است، تعیین کننده فاصله و مرز میان افراد است و فرد می تواند به کمک آن بر روابط خود با دیگران نظارت و کنترل داشته باشد. ساز و کارهای دستیابی به خلوت در محیط کالبدی به وسیله سازمان دهی مناسب محیط فراهم می شود و به طراحان کمک می کند تا بستری با فرصت های مکانی قابل گزینش را برای کاربر فراهم کند. پژوهش پیش رو ضمن شناسایی مولفه های تأثیرگذار بر خلوت در پی پاسخ به چگونگی تأثیر سازمان دهی محیط بر خلوت کاربران در مکان های فرهنگی مانند باغ کتاب تهران است. این تحقیق با استفاده از روش تلفیقی (کیفی-کمّی) به دنبال یافتن آن دسته از مولفه های سازماندهی محیطی موثر بر میزان خلوت گزینی کاربران در مکان های فرهنگی است. جهت رسیدن به این هدف با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و رسیدن به اجماع نظری در مصاحبه با متخصصان حوزه معماری، مؤلفه های مؤثر سازمان دهی محیط بر خلوت کاربران استخراج شد که عبارتند از ارتباط و کنترل، هم پیوندی فضاها، تناسبات هندسی مسیرهای ارتباطی، خوانایی مسیرها، چشم انداز طبیعی و عمق فضا. سپس پرسشنامه ای بین کاربران تنظیم و توزیع شد و در تحلیل داده های پرسشنامه به روش همبستگی و تحلیل مسیر به تبیین مدل و استخراج سه چرخه عملکردی، کالبدی و رفتاری پرداخته شد. در مدل نهایی رابطه میان مؤلفه ها و میزان تأثیر آنها بر یکدیگر تحلیل و ارزیابی شده است. همچنین گردآوری اطلاعات بر مبنای مشاهدات میدانی با استفاده از منابع و نقشه های معتبر بوده و استخراج و تحلیل داده ها توسط نرم افزار A – Graph مدل یابی شاخه ای فضا مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل مبتنی بر یافته های پژوهش نشان می دهند، بین مولفه های اثرگذار بر خلوت پذیری در فضاهای فرهنگی اختلاف معنادار وجود دارد، از دیدگاه کاربران، چیدمان و خوانایی فضا مهمترین معیار اثرگذار بر خلوت پذیری در فضاهای فرهنگی می باشد و پس از آن دعوت کنندگی، فضاهای شخصی و فضاهای چند منظوره جای دارند.
طراحی چارچوب مفهومی بومی برای بازی وارسازی تجربه گردشگری در بافت تاریخی شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
138-156
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: بافت های تاریخی شهری در سال های اخیر با چالش هایی همچون تضعیف هویت فرهنگی، فشار بر زیرساخت ها و کاهش کیفیت تجربه بازدیدکنندگان مواجه شده اند. در این میان، بازی وارسازی به عنوان یک رویکرد نوین طراحی مبتنی بر عناصر بازی (مانند مأموریت، روایت، پاداش و چالش)، ظرفیت بالایی برای ارتقای مشارکت گردشگران و رفتارهای پایدار دارد. بااین حال، اغلب چارچوب های موجود در این حوزه، انتزاعی، فناورانه محور و نامتناسب با پیچیدگی های فرهنگی و فضایی بافت های تاریخی، به ویژه در کشورهای جنوب جهانی، هستند. هدف: هدف این پژوهش، طراحی یک مدل مفهومی بومی شده برای ادغام بازی وارسازی در مدیریت پایدار گردشگری شهری با تمرکز بر بافت تاریخی شهر همدان است. روش: این مطالعه با بهره گیری از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی و در چهار مرحله انجام شد: ۱) پیمایش کمی با نمونه ۳۸۴ نفره از گردشگران و ساکنان؛ ۲) مصاحبه های نیمه ساختاریافته با پنج خبره حوزه طراحی شهری، گردشگری و فناوری تعاملی؛ ۳) اجرای سه مرحله ای روش دلفی برای اعتبارسنجی مدل مفهومی؛ و ۴) تلفیق داده ها و ساخت مدل نهایی با استفاده از رویکرد تحلیلی-مفهومی. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی چهار لایه اصلی در مدل منجر شد: عوامل علی (مانند مشارکت محلی و غوطه وری روایی)، عوامل زمینه ای (مانند ظرفیت نهادی و محدودیت های زیرساختی)، مکانیزم های مداخله گر (شامل طراحی بازی وار و مدیریت هوشمند)، و پیامدها (همچون پیوند با مکان و اقتصاد تجربه). مفهوم مرکزی مدل، "تجربه تعاملی و انگیزشی در چارچوب حکمرانی نرم" شناسایی شد. نتیجه گیری: مدل پیشنهادی، با تلفیق نظریه های انگیزشی، اقتصاد تجربه و حکمرانی نرم، چشم اندازی بومی و کاربردی برای به کارگیری بازی وارسازی در بافت های تاریخی ارائه می دهد. این مدل نه تنها به ارتقای کیفیت تجربه گردشگران کمک می کند، بلکه ابزاری برای توانمندسازی جوامع محلی و حفاظت پایدار از میراث شهری محسوب می شود.
بررسی سنت نمونه برداری در نگارگری ایرانی - اسلامی بر پایه نگاره های «جوان زانوزده»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ شماره ۱۵۲
73-86
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در سنت نگارگری ایرانی، نمونه برداری از آثار شاخص استادان نه تنها شیوه ای رایج، بلکه ابزاری برای انتقال سبک و تداوم مکاتب هنری بوده است. یکی از نمونه های برجسته، کهن الگوی موسوم به «جوان زانوزده» است که هنرمندان ادوار مختلف از دوره صفویان تاکنون بارها از آن به صورت خلاقانه نمونه برداری کرده اند. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که نمونه برداری های انجام شده از آثار شاخص، چگونه در سنت نگارگری ایرانی - اسلامی قابل تفسیرند؟ هدف پژوهش: این پژوهش در پی آن است با بررسی نمونه های بازتولیدشده کهن الگوی موسوم به «جوان زانوزده» و تحلیل جایگاه آنها در سنت نمونه برداری در نگارگری، به علل تقلیدهای انجام شده در سنت نگارگری ایرانی - اسلامی دست یابد. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. بدین منظور ابتدا نسخه های نمونه برداری شده، شناسایی، گردآوری و سپس براساس مقایسه سبک شناختی و محتوایی تحلیل شده اند. جمع آوری داده ها براساس شیوه های اسنادی و کتابخانه ای است. نتیجه گیری: بررسی نگاره های «جوان زانوزده» نشان می دهد که نمونه برداری در سنت نگارگری ایرانی - اسلامی، برخلاف برداشت های رایج در نظریه های هنر مدرن غربی، صرفاً بازتولید کورکورانه آثار پیشینیان نبوده، بلکه فرایندی میان ذهنی، خلاقانه و آموزشی میان هنرمند، استاد و سنت هنری محسوب می شده است. نسخه های نمونه برداری شده نه تنها محصول نهایی، بلکه محملی برای بازخوانی، بازآفرینی و تفسیر عناصر بصری و معنایی هستند و امکان انتقال سبک ها، مکتب ها و مفاهیم زیبایی شناسانه را فراهم می آوردند. هر نسخه با حفظ ساختار اصلی، با تغییرات جزئی در ترکیب بندی، رنگ و تزیینات، نشانگر خلاقیت هنرمند و تعامل پویا با سنت پیشین است و بیانگر نقش کارگاه ها به عنوان مراکز آموزش و ارتقای مهارت های هنری است.
مرور نظام مند مؤلفه های محیطی مؤثر بر سلامت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
75 - 87
حوزههای تخصصی:
اهداف: سلامت اجتماعی به عنوان یکی از ارکان سلامت جامعه، متأثر از مؤلفه های متعددی می باشد. هدف پژوهش حاضر، مرور جامع پژوهش های صورت گرفته در خصوص مؤلفه های محیطی مؤثر بر سلامت اجتماعی و شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار محیطی بر آن می باشد.
روش ها: در یک مطالعه مروری سیستماتیک، کلیه مقالات مرتبط با موضوع بدون محدودیت زمانی و مکانی و با جستجوی نظام مند پایگاه های معتبر در دسترس شامل گوگل اسکولار، وب آف ساینس، اسکوپوس، پاب مد، جهاد دانشگاهی، پرتال جامع علوم انسانی و بانک اطلاعات نشریات کشور بازیابی گردید که در نهایت 46 مقاله مطابق با معیارها و ملاک های ورودی موردنظر، به عنوان پژوهش های نهایی مرتبط با موضوع انتخاب شد.
یافته ها: طبق یافته های این تحقیق، اکثر مطالعات در کشورهای ایالات متحده و استرالیا انجام شده است. همچنین یافته های حاصل از مطالعه بیانگر آن است که اغلب تحقیقات در رابطه با حوزه شهری و در خصوص شهروندان و ساکنان محله و منابع بسیار کمی در حوزه معماری انجام شده که اکثراً در رابطه با کاربری مسکونی و تعداد اندکی در رابطه با کاربری های فرهنگی، درمانی و اداری می باشد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، مؤلفه های محیطی تأثیرگذار بر سلامت اجتماعی را می توان در 20 گروه اصلی دسته بندی نمود، بطوریکه بیشترین میزان مطالعات مربوط به فضاهای سبز طبیعی، مکان سوم، تجهیزات، مبلمان و دسترسی بوده است. از میان 28 شاخص سلامت اجتماعی مورد مطالعه، به ترتیب تعامل اجتماعی و روابط اجتماعی بالاترین میزان تأثیرپذیری را داشته اند .
میراث معماری نوگرای تهران: چالش حفاظت، معاصرسازی و مالکیت شخصی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
63 - 82
حوزههای تخصصی:
اهداف: میراث معماری نوگرای تهران، گنجینه ای ارزشمند از تاریخ غنی و هویت فرهنگی شهر محسوب می گردد که تحت تاثیر سیاست های نادرست مدیریت، در معرض تخریب قرار گرفته است. عدم توجه به ارزش معنوی آثار، اصالت و چهره بصری شهر را نیز مورد تهدید بی هویتی قرار می دهد. پژوهش حاضر، با تاکید بر لزوم وضع قوانین جدید شهرسازی و مدیریتی در باززنده سازی میراث معاصر در راستای انطباق با نیازهای امروز جامعه، راهکاری نوین در خصوص احیای مجدد این ساختمان ها ارائه می دهد تا ضمن درنظرگرفتن حقوقی ویژه برای مالکان حقیقی، بناهای مذکور از حالت تعلیق خارج شوند. روش ها: این پژوهش، با تلفیق شیوه های گوناگون همچون مطالعات توصیفی-تحلیلی، تحقیقات تاریخی و استدلال منطقی صورت گرفته است؛ محققین حاضر با بررسی مفاهیم اصلی حفاظت معماری از طریق منابع کتابخانه ای و سنجش نمونه های موفق از روش های نوین باززنده سازی آثار تاریخی در سطح جهانی، فرضیه تحقیق را استوار ساخته اند. یافته ها: رویکرد پیشنهادی برای تجدید حیات میراث مدرن تهران، الحاق سازه جدید به کالبد بناهای به جامانده می باشد که ضمن افزودن توانایی ابنیه جهت مقابله با عوامل ویرانگر محیطی، بستری برای افزایش تراکم ساختمانی توسط افزودن اشکوب های جدید را مهیا می سازد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد افزودن سازه های الحاقی، ضمن حفظ اصالت بنا، امکان توسعه فضاهای جدید را فراهم می کند. با این حال، اجرای این رویکرد نیازمند تدوین دستورالعمل های ویژه برای طراحی الحاقات و تغییر کاربری های سازگار با ارزش های تاریخی بنا است؛ چرا که پیاده سازی آن علاوه بر حفظ هویت تاریخی شهر، فضاهای کارآمد و جذاب برای زندگی معاصر ایجاد کرده و به ارتقای کیفیت زندگی شهروندان کمک می نماید.
تحلیل ساختارتزئینات مناره های آجری خراسان در دوران غزنوی و سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۳
۳۴-۱۹
حوزههای تخصصی:
تزئینات؛ جز جدانشدنیو عمده در معماری اسلامی است.تزئینات آجری در سده 2 و 3 هجری شروع شد ودر عصر سلجوقی و غزنوی در حیطه جغرافیائی خراسان به اوج عظمت خود رسید.
در این پژوهش به دو سؤال پاسخ داده میشود:الف:ساختار وویژگی بصریتزئینات آجری منارههای، ایاز، کرات، فیروزآباد و خسروگرد در خراسان چیست؟
ب- وجود افتراق و اشتراک تزئینات بصری منارههای دوره غزنوی و سلجوقی در خراسان چیست؟
در این دوره آمود (پوسته روئی بنا) و زمود(جداره اصلی) با هم اجرا شده است. در دوره سلجوقی فرم هایتزئینی در دیوارهها و پوششها، سقفها و منارهها ابداع شد که مهمترین ویژگی آن یکی شدن آمود وزمود است که در این پژوهش به تحلیل فرم و تکرار نقوش مشابه در کاربرد معنایی در مناره های راهبر با فاصله جغرافیایی متفاوت است.
هدف پژوهش، مطالعه تزئینات منارههای آجری خراسان در دوره غزنویان و سلجوقیان است. رویکرد تحقیق، کیفی بوده وروش تحقیق توصیفی، تحلیلی و تاریخی است.
روش تحقیق بر پایه بازشناسینقوش، تحلیل وارزیابی تزئینات آجری منارههای ذکرشده استوار است.بنابراینتزئینات آجری منارههای فیروزآباد، ایاز، خسروگرد، کرات مورد مطالعه وتحلیل است که نقوش آنها از نظر بصری و تجسمی دستمایه شناخت خواهدبود.جمع آوری داده ها، کتابخانهای و به ویژه میدانی شامل عکاسی و برداشت میدانی است.
یافته ها ونتایج نشان میدهد که ساختار کلی منارهها را می توان در عناصرس سازنده: تاج، ساقه، پایه، حمیل ها وشرفه ها بررسی نمود. تزئینات آجری درعناصر شکلدهنده منارهها اجرا شده است. تکنیک مورد استفاده، چیدمان و گلاندازهای متنوعی از آجرکاری عصر سلجوقی و غزنوی است.مصالح مورد استفاده منحصرا به آجرمحدود است.تزئینات در تاج منارهها شامل: گلاندازهای مرکب، شرفه، خطوط کوفیبنائی و در ساقه شامل: حمیلها، رگچینها، قطبنما و در پایه مناره: آجرچینیهای هفت رجی هستند.
بررسی اثرگذاری مؤلفه های چیدمان فضا بر کیفیت تعاملات اجتماعی شهروندان در فضاهای تجاری سنتی و معاصر (نمونه موردی: شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
59 - 73
حوزههای تخصصی:
فضاهای معماری نقش و تاثیر مهمی در جهت رفع نیازهای مادی و معنوی شهروندان دارند. از سوی دیگر تغییر در ساختار فضاهای معماری و شهرسازی بر تعاملات اجتماعی شهروندان که یکی از نیازهای اساسی بشر است، اثرگذار بوده و این تغییر ساختار با نظریه پیکره بندی فضایی که اساس آن نحوه ارتباط بین رفتار اجتماعی و ساختار فضایی فضاهای معماری و شهری است، قابل بحث و بررسی می باشد.لذا، هدف اصلی این مقاله بررسی اثرگذاری مؤلفه های چیدمان فضا بر کیفیت تعاملات اجتماعی شهروندان در فضاهای تجاری سنتی و معاصر در شهر قزوین می باشد. مقاله حاضر بر اساس ماهیت و قلمرو موضوعی در حوزه مقاله های کاربردی_توسعه ای و از نظر روش انجام مقاله توصیفی-تحلیلی است. تحلیل مبتنی بر مطالعات پیمایشی بر اساس مدل رگرسیون جغرافیایی موزون و مدل رگرسیون معمولی می باشد. جامعه آماری نیز شامل کلیه کاربران استفاده کننده از فضا در بازار سنتی شهر قزوین و مجتمع تجاری البرز و مهر و ماه قزوین بوده است که حجم نمونه براساس حداقل حدنصاب مقاله های توصیفی برابر 100 نفر در نظر گرفته شده است. بر اساس نتایج پژوهش مؤلفه های چیدمان فضا بر کیفیت تعاملات اجتماعی شهروندان در فضاهای تجاری سنتی و معاصر اثرگذار است، ولیکن در مجتمع تجاری سنتی میزان اثرگذاری هم پیوندی، عمق، اتصال، انتخاب و دسترسی بیشتر و در مجتمع های تجاری مدرن اثرگذاری مؤلفه های وضوح، اتصال، هم پیوندی و دسترسی بیشتر بوده است. به طور کلی مؤلفه های پیکره بندی فضایی شامل عمق، هم پیوندی، دسترسی، اتصال،وضوح، کنترل، انتخاب و ادارک فضایی می باشد که بر اساس تحلیل هریک می توان ویژگی ادراکی کاربران از فضا را مطرح نمود.
تبیین گونه گونی ارتباط خانه و گذر در بافت تاریخی دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
5 - 16
حوزههای تخصصی:
ورودی نقطه اتصال بیرون و درون خانه است. می توان از طریق بررسی ورودی و ارتباط آنها با گذر به عوامل سازنده اتصال درون و بیرون ابنیه یک دوره اشاره نمود. در پژوهش حاضر به بررسی تناسب ورودی و گذر در بیست خانه تاریخی قاجاری محلات شاه رکن الدین، قلعه و لوریان دزفول پرداخته شده است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و بازدیدهای میدانی از محله های یادشده است. هدف از این پژوهش یافتن عوامل سازنده کالبد ورودی در خانه های تاریخی دزفول است. نتایج تحقیق نشان می دهد؛ سه گونه تعامل ورودی و گذر در بافت تاریخی دزفول شامل؛ فضاهای شکل یافته ورودی گذر اصلی؛ ورودی در گذر کم عرض؛ ورودی در بن بست وجود دارد. آنچه باعث تفاوت در عمق ورودی در این نمونه ها شده؛ اثر همزمان دو عامل کنترل اقلیمی (تهویه و سایه اندازی) و محرمیت بوده است که می تواند پیشنهاداتی در طرح ورودی خانه معاصر به دست دهد.
تبیین ویژگی های بصری معماری محیط کار و تاثیر آن بر جو خلاقانه و عملکرد کارکنان بانکهای خصوصی شهر رفسنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
35 - 50
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف افزایش کیفیت زندگی کاری کارکنان، ویژگی های بصری معماری محیط کار و تاثیر آن بر جو خلاقانه و عملکرد کارکنان بانکهای خصوصی رفسنجان را بررسی می کند. پژوهش درصدد پر کردن شکاف موجود میان مباحث نظری معماری محیط و کاربردهای مدیریتی می باشد روش توصیفی - تحلیلی بوده و گردآوری داده ها از روش اسنادی و مشاهدات میدانی و پرسش نامه و تحلیل داده ها از روش ترکیبی (کمی- کیفی) معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته ها نشان داد که میزان تاثیر هر یک از عوامل ویژگی های بصری محیط کار به ترتیب عوامل روانشناختی، فرهنگی، فیزیکی، تکنولوژیکی و محیطی می باشد، همچنین بین این عوامل و عملکرد شغلی و همچنین جو خلاقانه و عملکرد شغلی در شعب بانک های خصوصی شهر رفسنجان رابطه معناداری وجود دارد. در نتیجه عوامل تاثیر گذار در محیط کار بانک های خصوصی شهر رفسنجان بر اساس اولویت تاثیر در مدل پژوهش تبیین گردید.
بازشناسی روند آپارتمان نشینی در شهرهای معاصر ایرانی: چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشهای فضا و مکان در شهر سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
103 - 130
حوزههای تخصصی:
روند آپارتمان نشینی به عنوان یکی از پیامدهای توسعه شهری معاصر، ضمن پاسخ گویی به نیازهای کمی سکونت، موجب بروز چالش هایی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، زیست محیطی و معنایی سکونت در شهرهای ایران شده است. این مقاله با هدف بازشناسی ابعاد و پیامدهای آپارتمان نشینی در بستر شهرهای معاصر ایرانی، به تحلیل این روند از منظر «واقع گرایی اسلامی» می پردازد. چهارچوب مفهومی پژوهش بر چهار بعد حقوق الهی، حقوق نفس، حقوق سایر انسان ها و حقوق خلقت زیست محیطی استوار است که برگرفته از آموزه های اسلامی در باب انسان، کرامت و سکونت است. روش پژوهش این مقاله مبتنی بر رویکرد توصیفی تحلیلی و تطبیقی است. داده ها از طریق تحلیل اسنادی، بررسی متون اسلامی و منابع علمی، و ارزیابی تطبیقی میان خانه های سنتی و آپارتمان های معاصر گردآوری شده اند. علاوه بر این، از ابزارهای پژوهش حاضر می توان به پرسشنامه ها و مصاحبه های صورت گرفته با خبرگان و مردم نیز اشاره کرد. به منظور واکاوی عینی چالش های آپارتمان نشینی، مجتمع مسکونی گلپارک در منطقه یک شهر تبریز به عنوان مطالعه موردی بررسی شده است؛ نتایج تحلیل این نمونه نشان می دهد که طراحی کالبدی و سازمان فضایی آن در انطباق با الگوی سکونت اسلامی ایرانی با کاستی های جدی مواجه است. در این پژوهش، ضمن مرور ادبیات نظری و تبیین ویژگی های الگوی سکونت اسلامی ایرانی، روند آپارتمان نشینی در ایران تحلیل شده و با استفاده از جدول های ارزیابی، تفاوت ها و کاستی های آپارتمان ها نسبت به خانه های سنتی و ارزش های اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که آپارتمان نشینی معاصر در ایران عمدتاً فاقد سازگاری با اصول زیست اسلامی بوده و در زمینه هایی نظیر حریم خصوصی، تعاملات همسایگی، عدالت فضایی، و پیوستگی کالبدی معنوی سکونت، با ضعف های اساسی مواجه است. در پایان، پیشنهادهایی برای اصلاح مسیر توسعه سکونت در شهرهای ایران ارائه شده که مبتنی بر بازنگری در ضوابط طراحی، تقویت نهادهای محلی و ترویج فرهنگ سکونت اسلامی ایرانی است. این رویکرد زمینه ساز تحقق شهری انسان محور، عدالت محور و متعادل با محیط زیست در چهارچوب واقع گرایی اسلامی است.
بهره گیری از دودکش خورشیدی و سقف گالی پوش جهت افزایش راندمان تهویۀ طبیعی (مطالعۀ موردی: ساختمان مسکونی در شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ تیر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
5 - 18
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: با پیشرفت فناوری، به استفاده از انرژی های تجدیدپذیر در طراحی ساختمان ها، به ویژه در اقلیم های معتدل و مرطوب، کمتر توجه شده است. انرژی باد می تواند با بهینه سازی مصرف انرژی، کاهش رطوبت و بهبود آسایش حرارتی، نیاز به تأسیسات مکانیکی و سوخت های فسیلی را کاهش دهد. راهکارهایی مانند دودکش خورشیدی و سقف گالی پوش نیز می توانند تهویه طبیعی را بهبود بخشد و کارایی انرژی در ساختمان ها را افزایش دهند.هدف پژوهش: هدف این پژوهش بررسی تأثیر دودکش خورشیدی به عنوان راهکاری نوین و سقف گالی پوش به عنوان راهکاری بومی بر میزان تعادل حرارتی ازطریق افزایش راندمان تهویه طبیعی در ساختمان های اقلیم معتدل و مرطوب بابل است. روش پژوهش: روش پژوهش شامل مطالعات اسنادی- نظری، مطالعات میدانی و شبیه سازی کاربردی است. در بخش کاربردی بهره وری دودکش خورشیدی و سقف گالی پوش با استفاده از نرم افزار دیزاین بیلدر در دو بخش شبیه سازی انرژی و دینامیک سیالات محاسباتی تحلیل می شود.نتیجه گیری: استفاده هم زمان از تهویه دودکش خورشیدی با برنامه زمان بندی از ساعت هشت شب تا هشت صبح و سقف گالی پوش با عملکرد 24 ساعته در ساختمان، طی شش ماه بهار و تابستان، به طور قابل توجهی بر شرایط حرارتی ساختمان تأثیر می گذارد. این ترکیب در مقایسه با ساختمان مجهزبه سقف سفال پوش و بدون دودکش خورشیدی در همین بازه زمانی، به طور میانگین موجب کاهش 4/438 کیلووات ساعت از کل حرارت فضای داخلی ساختمان ازطریق تهویه طبیعی می شود، نرخ تعویض هوا را به میزان 9/9بار در ساعت افزایش می دهد و جذب حرارت را تا 3613 کیلووات ساعت کاهش می دهد.
بررسی چالش های فنی ساختمان های کم کربن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
239 - 264
حوزههای تخصصی:
بحران های زیست محیطی، جوامع و دولت ها را به سوی ارائه راه حل و چاره اندیشی برای کاهش انتشار کربن سوق داده است. یکی از راهکارهای اساسی مقابله با این معضل، کم کردن سهم تولید آلاینده ها در بخش ساختمان است. به رغم تلاش ها و فعالیت برخی کشورها، به نظر می رسد ایران، مسیری طولانی و پرچالش برای نهادینه شدن سازوکارهای کم کربن در بخش های مختلف ازجمله صنعت ساخت وساز پیش روی خود دارد. مقاله حاضر به جست وجوی این چالش ها پرداخته است. روش به کارگرفته شده در این پژوهش، از نوع استنادی است و با بهره گیری از یافته های منابع متعدد، به موضوع چالش های فنی ساختمان های کم کربن در ایران پرداخته شده است. بررسی پژوهش های پیشین نشان داد که عمده ترین موانع احداث بناهای کم کربن بر سر راه کشورها، موانع فنی، اقتصادی، اطلاعاتی، سیاسی و فرهنگی اجتماعی است؛ بررسی موانع فنی از حیث ارتباط بیشتر با فعالان عرصه ساختمان، به عنوان محور تحقیق، از میان سایر موارد برگزیده و در راستای هریک، به دیگر موانع مرتبط اشاره شد. براساس نتایج تحقیق، موانع فنی احداث ساختمان های کم کربن در ایران، شامل مواردی چون فقدان آیین نامه ها، و چالش های مربوط به مکان یابی و سایت، معماری، مصالح، بهره وری انرژی، انرژی های تجدیدپذیر، بهره وری آب، و کیفیت محیط داخل، مدیریت پسماندهای ساختمانی و کاربرد فناوری های هوشمند است. در این میان، عامل مصالح، مهم ترین چالش های فنی، و محدودیت های سیاستی با مسئولیت سازمان های ذی ربط، در کنار محدودیت های اطلاعاتی، برجسته ترین محدودیت های به وجودآورنده چالش های فنی حال حاضر ایران به شمار می روند.
خانه ای به وسعت شهر: بازتعریف فضاهای عمومی خانواده محور در برنامه ریزی و طراحی شهری؛ مطالعه موردی: کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضاهای عمومی شهری، بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، تجربه های جمعی و پیوند میان نسل ها هستند و می توانند نقشی بنیادین در بازتولید زیست خانوادگی و تحکیم روابط اجتماعی ایفا کنند. این فضاها نه تنها عرصه حضور افراد، بلکه صحنه تعامل میان ارزش ها، هویت ها و ساختارهای فرهنگی جامعه اند. در این میان، مفهوم «فضای عمومی خانواده محور» به عنوان رویکردی نو در پیوند خانه و شهر، هنوز در ادبیات علمی و سیاست گذاری شهری ایران جایگاه مشخصی ندارد و عمدتاً در قالب مفاهیمی چون «فضای شهری ایمن» یا «فضای اجتماعی مشارکتی» به صورت پراکنده مورد اشاره قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بازتعریف این مفهوم و تبیین ابعاد فرهنگی، نهادی و طراحی آن درزمینه اجتماعی تهران است. برای دستیابی به این هدف، مجموعه ای از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ نفر از متخصصان و کنشگران کلیدی در حوزه های خانواده، جامعه شناسی شهری، شهرسازی، معماری و مدیریت شهری انجام شد. نتایج نشان می دهد که فضاهای عمومی تهران در وضع موجود، بیش از آنکه بر بنیان های انسانی و خانوادگی استوار باشند، بر منطق کالبدی، ترافیکی و عملکردی متکی اند. این امر سبب کاهش حس تعلق، کاهش فرصت تعاملات میان نسلی و گسست میان عرصه های زیست روزمره و حیات خانوادگی شده است. متخصصان بر ضرورت بازاندیشی در نقش فضاهای عمومی به عنوان بستری برای تعامل اجتماعی، امنیت روانی، نشاط جمعی و تقویت هویت خانوادگی تأکید داشتند. درنتیجه، چهارچوب مفهومی حاصل از این پژوهش، ادغام سه بُعد فرهنگی اجتماعی، طراحی فضایی و نهادی سیاستی را در بازآفرینی فضاهای عمومی خانواده محور پیشنهاد می کند؛ چهارچوبی که می تواند مبنایی نظری و اجرایی برای توسعه سیاست ها و برنامه های شهری در جهت ارتقای کیفیت زندگی خانوادگی و بازتعریف رابطه خانواده و شهر در ایران معاصر فراهم آورد.
تبارشناسی واژه «منظر»؛ معنا شناسی و تمایزهای مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ شماره ۱۵۳
97-106
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در ادبیات معاصر علوم محیطی در ایران، واژه «منظر» به عنوان برابرنهادی برای لندسکیپ غربی، اغلب به مثابه مفهومی هم ارز با «عینیت بیرونی» فهم می شود. این کاربرد تقلیل گرایانه نه یک لغزش واژگانی که برآمده از نادیده گرفتن ساختار معنایی و تاریخی واژه و در نتیجه، غفلت از بنیان های هستی شناسانه ای است که منظر را به مفهومی متمایز برای فهم رابطه انسان و محیط بدل می سازد. تداوم این کژفهمی، به سیطره رویکرد صوری در تبیین این مفهوم انجامیده و امکان صورت بندی نظری مستقل از این مفهوم را تضعیف کرده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، بازخوانی تبارشناسانه واژه منظر در بستر زبان جهت استخراج معانی چندلایه و ظرفیت های معنایی آن جهت تبیین تفوق این واژه نسبت به واژگان خویشاوند در فهمی متعین از محیط است. روش پژوهش: این پژوهش در پارادایم تفسیری و با رویکرد کیفی انجام شده است. برای گردآوری داده ها از روش اسنادی و کتابخانه ای (شامل منابع لغت شناسانه و متون ادبی- عرفانی) استفاده شده و تحلیل داده ها براساس روش ترکیبی «ریشه شناسی تاریخی» و «تحلیل میدان معنایی» صورت گرفته است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد منظر برخلاف سیما (که دلالت بر سطح بصری دارد) و مظهر (که قائم به ذات پدیده است)، مفهومی «فرایندمحور» و وابسته به «ناظر» است. یافته های پژوهش، پنج ویژگی هستی شناسانه برای منظر نشان می دهد که آن را از مفاهیم خویشاوند متمایز می کند: ۱. مبدأ و مقصدبودن توأمان، ۲. مفعول وارگی، ۳. خصلت فرایندی، ۴. آمیختگی (ترکیبی) و ۵. ماهیت «آفریدنی». این مؤلفه ها اثبات می کنند تقلیل منظر به واژگانِ با مفاهیم مشابه در ادبیات حرفه ای، ناشی از غفلت نسبت به مؤلفه های هستی شناسانه واژه منظر است.
Analysis of Social Housing Policies in Iran Using Grounded Theory(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Housing is a fundamental human need, yet rapid urbanization and macroeconomic instability have intensified affordability pressures for low-income groups in Iran. This study employs a grounded theory (GT) qualitative design, based on expert interviews, to evaluate the effectiveness of major state-led initiatives, including the National Housing Plan, the Mehr Housing Project, and the Worker Housing Project. GT enables concepts and categories to emerge inductively from empirical evidence, providing a context-specific understanding of policy dynamics. Findings indicate persistent structural deficiencies: weak site selection, inadequate infrastructure and services, limited stakeholder participation, and insufficient attention to macroeconomic conditions. These shortcomings, together with the spatial concentration of disadvantaged groups, have undermined policy outcomes. In a comparative perspective, participatory models backed by sustainable finance and clear governance, such as Public-Private Partnerships (PPPs), used in several developed countries, contrast with Iran's centralized approach. The study contributes to the housing policy literature by integrating interview-based evidence with international frameworks and by highlighting the need for multi-sectoral, transparent, and financially resilient strategies. Policy implications include strengthening inter-agency coordination and municipal roles, adopting mixed financing mechanisms, integrating infrastructure and services at the planning stage, and designing dispersion and inclusion measures to reduce socio-spatial segregation.
گسست در بنیان های نظری حمایت از معماری: تحلیلی تطبیقی بر گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حمایت معماری، به مثابه فرآیندی که منطق، اهداف و منابع تولید فضا را تعیین می کند، عمیقاً با ساختارهای قدرت و نظام های ارزشی یک دوره تاریخی گره خورده است و مطالعه آن کلیدی برای فهم دگرگونی های کلان اجتماعی-سیاسی است. دوران گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه (قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰) شاهد یک دگرگونی بنیادین در سیمای کالبدی شهرها بود که از یک تحول سطحی در سلیقه زیباشناختی فراتر می رفت. این پژوهش با هدف تبیین منطق حاکم بر این دگرگونی چشمگیر، استدلال می کند که این گذار، یک گسست در الگوواره (Paradigm Shift) حاکم بر نظام حمایت معماری بوده است. برای دستیابی به این هدف، با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیلی-تطبیقی، دو مدل مفهومی متضاد برای نظام حمایت معماری تدوین و مقایسه شده اند. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد تاریخی و تحلیل های نظری گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که الگوواره کلاسیک عثمانی، سیستمی درون زا، عمودی و یکپارچه بود که با محوریت حامی کاریزماتیک (سلطان)، ایدئولوژی الهی و منبع مالی مستقل (وقف)، معماری را برای تحکیم نظم اجتماعی و برای مخاطبی داخلی تولید می کرد. در مقابل، الگوواره مدرن، یک سیستم برون گرا، افقی و وابسته را شکل داد که در آن حامی نهادی (بوروکراسی دولتی)، متأثر از فشارهای خارجی و با ایدئولوژی ابزاریِ نوسازی و منابع مالی شکننده (بودجه دولتی و وام های خارجی)، معماری را به ابزاری برای مدیریت تصویر بین المللی و برای مخاطبی خارجی بدل ساخت. بنیادی ترین نتیجه این پژوهش آن است که معماری در این گذار از جایگاه ابزاری برای نمایش قدرت الهی و خدمت به جامعه داخلی، به ابزاری برای نمایش تمدن و مدیریت بازنمایی در عرصه بین المللی تنزل یافت؛ این گسست در منطق حمایت، علت اصلی دگرگونی های بنیادین در هویت کالبدی این جامعه و جوامع مشابه در حال گذار است.
نقش هندسه فضا بر ساختار مجموعه های حکومتی در شهر دوره صفویه (نمونه موردی: مجموعه سعادت آباد قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام شکلی بافت تاریخی شهرهای ایرانی به صورت تدریجی و با هندسه ای ارگانیک و خودجوش شکل گرفته اند. در دوره صفویه، شهرهای مهم مانند پایتخت ها، نظامی هندسه مند و از پیش اندیشیده شده داشتند. این طراحی، مبتنی بر قواعد و بر پایه حضور برخی عناصر خاص شکل می گرفت. محور باغ ایرانی در دوره صفوی، الگوی ایجاد خیابان در مقیاس شهری شد و عنصر خیابان در کنار میدانگاه حکومتی نقشی اصلی در ایجاد چیدمان متنوع، منسجم و هندسه مند کاربری های گوناگون در اطراف خود داشتند. این پژوهش با استفاده از روش تاریخی– تحلیلی، با بررسی مکتوبات و اسناد تصویری و تاریخی موجود در مورد خانه ها، باغ های ایرانی و شهرسازی در عهد صفویه از یک سو و مقایسه تطبیقی نمونه های هم عصر از سوی دیگر، سعی در شناسایی هندسه عمومی و اولویت بندی فضاها و عناصر این هندسه دارد. جمع آوری اطلاعات نیز از طریق منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی صورت پذیرفته و شیوه تجزیه و تحلیل نیز کیفی بوده است. یافته ها نشان می دهد که میدان های حکومتی در دوره صفویه در شهرها، اولویت بالایی از جهت حفظ هندسه داشتند و سایر عناصر و ابنیه از قبیل مساجد، بازار، حمام و کاروانسراها در تعامل با آنها می بایست در درون کالبد خود از طریق فضاهای واسط تغییراتی ایجاد می کردند و به صورت عمود بر میدان در بیایند تا هندسه میدان تحت تاثیر قرار نگیرد. مساجد و ابنیه دیگر با حفظ هندسه مستقیم الخط حیاط خود از طریق هشتی ورودی و سایر تکنیک ها با میدان در تعامل بوده اند و باغ ها نیز با حفظ هندسه کلی حصار بیرونی خود، از طریق چرخش و تغییر زاویه در راستای میدان قرار می گرفته اند. از این رو با بررسی این سلسله مراتب در میدان نقش جهان اصفهان به بازخوانی هندسه باغ سعادت آباد به عنوان فضای مجاور میدان شاهی در قزوین و نحوه ارتباط آن با خیابان سپه به عنوان یک کل پرداخته شده است.