فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۱۳٬۰۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از بخش های مهم در زیبایی شناسی تصویر در سینمای ایران لحظه های گفت وگویی است. یکی از قراردادهای مسلط و غالب در تصویرسازیِ لحظه های گفت وگویی نما/ نمای معکوس است. در این پژوهش تلاش شده به تحلیلِ مواجهه فیلم سازان ایرانی با لحظه های گفت وگویی پرداخته و نحوه تحولِ بیان تصویری در این لحظه ها نمایان شود. از همین روی، ده فیلم از سینمای ایران در دهه 1380 به منزله جامعه آماری گزینش شده اند؛ این آثار عبارت اند از: سگ کشی(بهرام بیضایی، 1380)؛ من ترانه پانزده سال دارم(رسول صدرعاملی، 1381)؛ شب های روشن(فرزاد مؤتمن، 1381)؛ گاوخونی (بهروز افخمی، 1382)؛ آتش سبز (محمدرضا اصلانی، 1386)؛ شبانه روز(امید بنکدار و کیوان علی محمدی، 1387)؛ درباره الی(اصغر فرهادی، 1387)؛ جدایی نادر از سیمین(اصغر فرهادی، 1389)؛ پرسهدر مه (بهرام توکلی، 1388)؛ یه حبه قند(رضا میرکریمی، 1390). نخست ماهیت نما/ نمای معکوس و ویژگی های آن بررسی می شود. سپس، دو مفهومِ «می شود و شده در تصویر» تعریف می شوند و این دو مفهوم در لحظه های گفت وگویی واکاوی می شوند. سپس، به نمونه های تکراری این الگو در جامعه آماری پرداخته می شود. سرانجام، به فیلم هایی اشاره می شود که از الگوی نما/ نمای معکوس فراتر رفته و آن را به پرسش گرفته اند. این پژوهش آشکار می سازد که به رغم آنکه غالب فیلم های ایرانی دهه 1380 در سیطره نما/ نمای معکوس بوده اند، آثاری نیز وجود دارد که از این سیستم خارج شده و آن را به چالش کشیده اند.
چرخش فرهنگ زیبایی: تحول معیارهای زیبایی فردی در گذار از عصر قاجار به پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های آغازین سده ی حاضر، معیارهای زیبایی فردی ایرانیان دستخوش تحولاتی آشکار شد. الگوهای زیباشناسی ویژه ی میانه ی قاجار الگوهایی غریب و مشخصاً مغایر غالب هنجارهای ایرانی و جهانی بود. این بررسی می خواهد با روش تحلیل محتوای متون تاریخی اواخر قاجار و اوایل پهلوی، به عبارتی تحلیل مضمونی و ساختاری متون تصویری و نوشتاری این دوران، به این پرسش بپردازد که طی چه فرآیندهایی این الگوها به طرز چشمگیری تغییر کرده، و تحت تأثیر نظام ظاهرآرایی مدرن غربی، به الگوهای هنجارِ پیشینی رجعت می نماید. در این دهه ها، ایرانیان به واسطه ی نظام تصویری غرب (تصویرسازیِ مطبوعات، عکاسی، و سینما)، با اسطوره ی زیبایی غربی آشنا شدند و رسانه های تصویری نقش گسترده ای در غربی سازی ظاهرآرایی و ریختارِ زندگی ایرانیان ایفا کردند. فرهنگ تصویری غرب، نظام اسطوره ساز کلان و قدرتمندی بوده است، که الگوهای زیبایی فردی در ایران را در سطحی ناآگاهانه و وسیع تغییر داد. هدف تحقیق حاضر این است که نشان دهد تصویر در رسانه های جمعی، اعم از تبلیغات پوشاک و محصولات بهداشتی و آرایشی یا محصولات اوقات فراغت مثل فیلم، تا چه اندازه عامل تغییر شکل زندگی و هنجارهای زیبایی فردی در ایران بوده است. نتیجه آن که تحولات نظام های پوشاک و ظاهر آرایی، تا حدّ زیادی معلول سیاست های فرهنگی جهانی و عملکرد رسانه های جمعی بوده است.
پیشینه ساخت پیکر ه های خمیری و کاغذی در حوزه فرهنگ ایران بر اساس منابع مکتوب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کم توجهی به منابع مکتوب کهن در خصوص پیشینه کاغذ و خمیرکاغذ در ساخت پیکره ها در حوزه فرهنگ ایران، باعث بروز برخی اشتباهات در این زمینه شده است؛ و در بیشتر منابع مرتبط، در مورد پیشینه این موضوع، آگاهی درستی ارائه نشده است. اما شواهد موجود در میراث مکتوب نشان می دهد که این شیوه از ساخت اشیاء از سده های اولیه هجری قمری، در پهنه سرزمین های شرقی و نیز ایران زمین برای ساخت پیکره ها و اشیاء وجود داشته و در مراسم گوناگون مورداستفاده قرار می گرفته است. نگارندگان در این پژوهش کوشیده اند تا با بررسی متون کهن، شواهدی در این زمینه بیابند. بخشی از نمونه های موردنظر را می توان در وقایع نگاری هایی یافت که به قلم مورّخان ایرانی درباره آداب و سنن ایران و یا کشورهای شرقی و هم جوار ایران به رشته تحریر درآمده است. برخی دیگر شامل سفرنامه هایی است که توسط مورّخان خارجی نگاشته شده و به شرح و احوال زندگی ایرانیان اشاره دارد و در منابع مکتوب ما ثبت شده و عملاً جزئی از حافظه مکتوب ما شمرده می شود. این شواهد نشان دهنده آشنایی ایرانیان، با این نوع کاربری از کاغذ و خمیر آن است. این پژوهش بر اساس روش توصیفی-تحلیلی بر آن است تا به پیشینه دراز استفاده از خمیرکاغذ در حوزه فرهنگ ایرانی بپردازدو پاسخگوی برخی از شبهات باشد.
بررسی جهت گیری نظام نقاشی در دوران انقلاب مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
107 - 122
حوزههای تخصصی:
در مواجهه با سپیده دم تجدد ایرانی در عصر مشروطه می توان پرسید آیا انقلاب مشروطه ایران، سرآغازی برای تحولات هنری بوده است یا خیر؟ دربار قاجار پیش از این به مدرنیزاسیون از بالا رو آورده بود که در پی آن، نظام نقاشی ایران، عناصری از بیرون را پذیرفته و حرکت به سوی نقاشی واقع گرایانه را آغاز کرده بود. در این پژوهش، با اتخاذ دیدگاهی تاریخی و جامعه شناختی تلاش شده است نشان داده شود دربار در چه شرایطی سلیقه هنری خود را بروز و تغییر داد و چگونه تحولات فرم شناختی را به خدمت در آورد. با تعلیق این حکم کلی که نظام نقاشی دوره قاجار، درباری است و دربار هم نمی تواند به تجدد فرهنگی کمک چشمگیری کند، می توان مشاهده کرد بستری برای تجدد نقاشی فراهم شد؛ ولی نیروهای مخالفِ دربار، حتی بعد از انقلاب، حمایت چندانی از نقاشی نکردند. در این بین، ناتورالیسم ایرانی نیز از طرح مفاهیم صریح اجتماعی فاصله می گرفت. به نظر می رسد دوری مبارزان عصر مشروطه از هنرهای تجسمی و شکل نگرفتن نقاشی متعهد را بتوان ناشی از عواملی همچون موانع مذهبی در پیوند مشروطه خواهان با هنرهای جدید، اقتصاد خاص و اغلب اشرافی نقاشی و مسائلی از این دست دانست. در این نوشتار، با معرفی جایگاه هنرمند، نقاشان عصر یادشده در کارکردی که در بدنه اجتماع دارند، قالب بندی می شوند.
نمود "بدن گروتسک" در نقاشی های محمد سیاه قلم بر مبنای اندیشه میخائیل باختین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
21 - 30
حوزههای تخصصی:
اکثر پژوهش های انجام گرفته با موضوع سیاه قلم، باتوجه به هویت و زمینه فرهنگی آثار محمد سیاه قلم شکل گرفته اند. نقاش مشهور اما ناشناس نیمه دوم سده نهم هجری که بیشترین حجم آثار او در مرقع های کتابخانه توپقاپوی استانبول نگهداری می شود. این نوشتار، فارغ از دغدغه هویت و بافت فرهنگی آثار سیاه قلم، از اشکال و فرم های کارناوالی میخائیل باختین یاری جسته و منحصراً با نگاهی عمیق و تازه به جهان گروتسکی سیاه قلم پرداخته است. باختین، فیلسوف و نظریه پرداز بزرگ سده بیستم است و مفاهیم و ایده هایی همچون گفتگو، دیگری، کارناوال و.. را در نظریات خود اعمال کرده است. ایده های او تقریباً دودهه است که به عرصه هنرهای تجسمی راه یافته و ساختار مناسبی را در حوزه نقد این آثار برای هنرپژوهان بناکرده است. باتوجه به این که نگاه ویژه باختین درخصوص کارناوال و "بدن گروتسک" می تواند رویکرد مناسبی برای تحلیل دنیای گروتسکی سیاه قلم باشد، این پژوهش، عناصری از پیکره های سیاه قلم را که بر روی عملکردهای بدن گروتسکی باختین تمرکز دارند با روش تحلیلی تطبیقی تصویرکرده است. بدن موردنظر باختین، بدنی است که منحصر به فرد و منفک از باقی جهان نیست، بدنی است بی شکل و رها شده که پی درپی با مرگ و زندگی همراه است. پیکره های سیاه قلم این قابلیت را دارند که به واسطه این ویژگی ها، با این بدن در هم آمیخته و رها شده تعبیر و تفسیر شوند.
بررسی حالات پیکره های انسانیدر نگارگری دوره صفوی
حوزههای تخصصی:
بازنمایی حالات انسانی در نگارگری صفوی در عین منحصر بفرد بودن، از الگوهای خاصی نیز پیروی میکرده است. این روش ترسیم برخی از پژوهشگران را به قضاوت نادرست در این امر کشاند و مدعی شدهاند که نگارههای این دوره خشک و همسان هستند؛ این در حالی است که نحوه بیان حالات انسانی در نگارگری صفوی، تحت تأثیر نظرات حامیان زمانه، شرایط اجتماعی، فرهنگی، مذهب و فردیت هنرمند، متفاوت از دورههای قبل است. در این مقاله عوامل تاًثیر گذار بر نحوه بیان حالتهای پیکرههای انسانی چون : ادبیات، باورهای مذهبی، قراردادهای چهره نگاری و همچنین آثار تنی چند از نگارگران دوره صفوی که از لحاظ بیان حالت پیکرهها بارز می باشد ، مورد بررسی قرار گرفته است . بنظر می رسد در نگارگری اوایل دوره صفویه پیکره ها آرمان گرایانه ترسیم می شده اند. تاثیرات هنر غرب و نیز کم رنگ شدن حمایت پادشاهان و درباریان موجب شد تا نگاره های تک برگ که توسط مردم سفارش داده می شد رواج یابد و موضوعات نیز از ادبیات فاصله گرفته و اغلب مسائل روزمره و شخصیت های گوناگون انسان مورد توجه نگارگران قرار گرفت، لذا بیان حالت انسانی در این دوره، نمود بیشتری می یابد. در این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی تهیه شده است؛ نحوه نمایش حالات انسانی دوره صفوی مورد بررسی قرار گرفته است.
سازوکارهای نظام صفحه آرایی در نسخه خطی شاهنامه بایسنقری
حوزههای تخصصی:
ویژگی ها، اصول و قواعد حاکم بر نظام صفحه آرایی نسخه خطی شاهنامه بایسنقری، به عنوان یکی از شاهکارهای مسلم هنر کتاب آرایی ایرانی، تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مقاله پیش رو تلاش می کند تا با تکیه بر داده های آماری و نیز با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی موردی، از یک سو به مسئله چگونگی طراحی و تنظیم قالب متن در چهارچوب یک صفحه پرداخته و از دیگر سو نظام جدول بندی و مسطرکشی آن را به بحث بگذارد. سپس با تکیه بر روش های کمی و قیاس داده های آماری، این نظم را درباب نگاره های 22گانه نسخه خطی شاهنامه بایسنقری، مورد مطالعه قرار می دهد. به طوری که در پایان مشاهده خواهد شد که طراحی ابعاد قالب متن، تنظیم محل قرارگیری آن در چهارچوب صفحه و چگونگی جدول بندی و مسطرکشی آن، تابع نظامی شبکه ای است که با استفاده از روش های هندسی به دست می آید. همچنین چگونگی صفحه آرایی، لااقل در 19 نگاره از مجموعه مجالس این نسخه به گونه ای با نظام صفحه آرایی قالب متن مرتبط است. در غیر این صورت کادر اثر بر اساس نظام درونی خاص آن طراحی و تنظیم شده است.
تحلیل خودآگاه و ناخودآگاه رفتار کودکان مصرف کننده پویانمایی با استفاده از بازاریابی عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال دوم بهار ۱۳۹۵ شماره ۵
102-135
حوزههای تخصصی:
بازاریابی عصبی علم جدیدی است که به بررسی رفتار مصرف کننده، نه بر اساس خودآگاه بلکه بر اساس ناخودآگاه فرد می پردازد. این دانش نوپا ابزارها و روش های متنوعی دارد که یکی از آن ها، پتانسیل وابسته به رویداد می باشد که در این تحقیق مورداستفاده قرارگرفته. هدف از تحقیق حاضر، شناسایی مؤلفه های جذابیت کاراکترهای پویانمایی است. بنابراین، پژوهش به سؤالاتی ازاین دست پاسخ خواهد گفت که کاراکتر زن برای کودکان جذاب تر است یا کاراکتر مرد؟ کاراکتر انسان برای کودکان جذاب تر است یا کاراکتر حیوان؟ همچنین، پاسخ کودکان در روش سنتی (پرسش از فرد) و روش بازاریابی عصبی مقایسه شده و فهم جدیدی از چگونگی رفتار کودکان در توجه به شخصیت های موجود در برنامه های کودکان ارائه می شود. تناقض هایی میان آنچه کودکان گفته اند و میان آنچه در ناخودآگاهشان می گذرد در تحقیق مکشوف گردید که در مخاطب شناسی و تصمیم گیری های سیاستی رسانه ها می تواند مؤثر باشد.
چیدمان گالری: مجموعه عکس های خانواده ی کرمانی و پوست فروشان
حوزههای تخصصی:
چیدمان گرافیک: بررسی نقش گرافیک در فرهنگ عمومی
حوزههای تخصصی:
گرافیک به عنوان یکی از ابزارهای تأثیرگذار در انتقال مفاهیم، می تواند فرهنگ های مختلف را تحت تأثیر قرار دهد و می تواند بسیار اثرگذار بر فرهنگ باشد. انتقال مفاهیم به واسطه ابزاری مانند گرافیک، فرهنگ ها را تحت تأثیر قرار می دهد، مرزها را کنار زده و معنا و مفهوم را به مخاطب انتقال می دهد. هدف از نگارش این مقاله بررسی نقش گرافیک در فرهنگ عمومی در عصر ارتباطات است. این پژوهش با طرح یک سؤال اساسی در پی دستیابی به علل تأثیرگذاری هنر گرافیک در فرهنگ عمومی است.
- آیا هنر گرافیک می تواند به عنوان ابزاری جهت ارتقاء فرهنگ عمومی در عرصه ملی مورد استفاده قرارگیرد؟
نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد؛ کارکرد گرافیک در فرهنگ عمومی به عنوان حامل پیام و گاه به عنوان خود پیام نقش اساسی در فرایند ارتباطی جامعه بازی می کند. نگرش حاکم بر این کارکرد، برگرفته از کارکرد بصری و نگرش زیبایی شناسانه است. روش نگارش این مقاله تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها، کتابخانه ای می باشد.
معرفی و بررسی خمسه ای مصور از دوره ترکمانان متعلق به موزه هنر های اسلامی کوالالامپور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
53 - 64
حوزههای تخصصی:
خمسه سرایی و خمسه نگاری از سنت های دیرپای ادب و هنر فارسی است، چنانچه می توان از آن بعد از شاهنامه نگاری به عنوان پراقبال ترین کتاب مورد توجه هنرمندان و حامیان نام برد. یک نسخه از خمسه مصور به تاریخ 904 ه.ق، زمان فرمانروایی ترکمانان بر ایران اکنون متعلق به مجموعه نسخ محفوظ در موزه هنر های اسلامی کوالالامپور، مالزی به شماره 5/25/2012 است؛ که تاکنون بررسی نشده است . این نسخه دارای 68 تک نگاره و 5 نگاره دو برگی، به قلم نستعلیق، است و از کاتب، نگارگران و حامی آن اطلاعاتی در دسترس نیست . در این پژوهش سعی بر آن شده است تا وجوه متشخص فرمی این نسخه بررسی و به عنوان سند مکتوبی از نقاشی دوره ترکمان معرفی شود. این پژوهش با دسترسی و مطالعه مستقیم نسخه و نیز استفاده از منابع و اسناد مکتوب به روش توصیفی / تحلیلی انجام شده است. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش، خمسه مورد نظر محتملا نسخه ای درباری است و علیرغم تنوع موضوعی نگاره ها به جز چند مورد تفاوت چشمگیری در کیفیت نگاره ها و جود ندارد؛ هیکل های جسیم و محدود انسانی در کنار پیکره های متعدد حیوانی و وفاداری به متن منظوم از ویژگی های بارز آن است.
غزل خوانی و جایگاه آن در فرهنگ موسیقاییِ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غزل خوانی، که در محافل رسمی بیشتر با نام «کوچه باغی» یا با نامِ خودساخته «بیات تهران» شناخته شده است، نوعی آواز با وزن آزاد بر روی اشعار شعرای فرهنگ شفاهی، و گاه شعرای کلاسیک است که به ویژه در تهران و شهر ری خوانده می شود. جایگاه این آواز در فرهنگ موسیقایی رسمی به طور وسیعی متأثر از جایگاه اجراکنندگان آن در جامعه است که غالباً به قشری که به نام های مختلف، مثل داش، داش مشدی، گردن کلفت، جاهل و غیره خوانده شده، تعلق دارند. این قشر فرهنگی اجتماعی، همواره نماینده ی دو خصلت متضاد بوده و با نوسان میان جوانمردی و اوباشی گری، گاه احترام و گاه انزجار افراد جامعه و تقریباً همواره، سوءظن و بی اعتمادی آنها را برانگیخته است. غزل خوانی، درواقع مانند چهارپاره خوانیِ با وزن آزاد در مناطق مختلف ایران، نوعی شعرخوانیِ ملحون است که، به علت پیوندش با سنت شاعری در فرهنگ ایرانی، نمادی از فرهیختگی در دل فرهنگِ عامیانه یا مردمی به حساب می آید و به این ترتیب، حداقل برای گردن کلفت های خوش نام و جوانمردی که از این هنر بهره مندند، مایه تشخص و تمایز اجتماعی است. این نوع آواز، از یک فرمِ ترکیبی معین تبعیت می کند و از نظر نظام موسیقایی، وابسته به نظام موسیقی کلاسیک ایرانی است، اما از پیچیدگی های فنیِ آواز کلاسیک بهره نمی برد.
مطالعه تحلیلی تصویر انسان در کاشیکاری تکیه معاون الملک کرمانشاه
حوزههای تخصصی:
پرداختن به تصویر انسان در کاشیکاری های تکیه ی معاون الملک که برای سوگواری و تعزیه و پرده خوانی در شهر کرمانشاه ساخته شده، متضمن پرداختن به موضوعات تاریخی و مذهبی مرتبط با واقعه ی کربلا از طرفی، و از طرف دیگر آشنایی با شرایط اجتماعی سیاسی و هنر کاشی کاری و تصویرگری دوران قاجار و و نیز آشنایی با نمایش تعزیه و پرده خوانی، میزان اهمیت و محبوبیت این مراسم در آن دوران است. کاشی نگاری یا تصویرگری روی کاشی از ویژگی های هنر قاجار به شمار می آید. از میان نقوش بسیار متنوعی که در کاشی های بنای تکیه معاون الملک به کار رفته است، نقش و تصویر انسان را بیشتر در کاشی های تصویرگری شده و در کاشی های پرتره می توان مشاهده کرد. نگاهی به تنوع این تصاویر در تکیه معاون الملک از نظر تکنیک و اجرا و سوژه های انسانی در کاشی نگاری های مذهبی، حماسی ، ملی و سیاسی و اساطیری که به آن ها پرداخته شده از اهداف این مقاله است. مهمترین سوالی که مطرح است: نحوه ی ترسیم تصویرِ انسان در کاشی های تکیه معاون الملک با مضامین مذهبی، و کاشی ها با تصاویر شخصیت های تاریخی و ملی و سیاسی( از روزگار پیشدادیان تا زمانه ی قاجار) چگونه است؟ روش تحقیق تاریخی- تحلیلی است و با استناد به منابع کتابخانه ای و تحقیق میدانی انجام شده است.
چیدمان گرافیک: بررسی ساختار طرح های لچک ترنجی قالی اردکان یزد
حوزههای تخصصی:
براساس مطالعات صورت گرفته هنوز مدارک مستند و دقیقی درباره پیشینه قالی بافی در استان یزد تا قبل از دوره قاجاریه در دست نیست؛ به همین علت نمی توان صرفاً به سبب افول نساجی دستی، که موجب روی آوردن شعربافان یزدی به قالی بافی و رواج این هنر-صنعت در استان یزد شد، قاجاریه را نقطه شروع قالیبافی در این استان به حساب آورد. با این حال بنابر مطالعات و تحقیقات انجام گرفته، شروع قالی بافی در اردکان، به اوایل قرن جاری و حدود سال های ۱۳۴۴ هجری قمری (۱۳۰۵ هجری شمسی) باز می گردد.
مقاله حاضر می کوشد ضمن معرفی قالی اردکان یزد، به بررسی ساختار طرح های لچک ترنج بافته شده در این منطقه نیز بپردازد، تا ضمن پی بردن به میزان آگاهی طراحان قالی از قوائد حاکم بر نظام طراحی سنتی فرش دستباف، مقدار اثرپذیری طراحان اردکانی از قالی های کاشان و نائین نیز مشخص گردد. تحقیق پیش رو به روش توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات گردآوری شده به شیوه کتابخانه ای و میدانی، با رویکرد کیفی – تطبیقی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.
نظریه تجلی؛ در شرح شمایل گریزی هنر اسلامی و شمایل گرایی مسیحیت و هندوئیزم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضع دین اسلام در باب شمایل ها چیست؟ مذاهبی همچون مسیحیت، هندوئیزم و بودیزم (از مذاهب مهم جهان امروز) شمایل گرا هستند و شمایل قدیسین و اولیای مذهبی خود را می پرستند؛ با این حال، به نظر می رسد دین اسلام دیدگاه کاملاً متفاوتی در این زمینه دارد. تردیدی نیست اسلام از آغاز ظهور خویش تاکنون، روی خوشی به شمایل ها نشان نداده است و گرچه در برخی از دوره های تاریخی، شمایل پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) در برخی آثار هنری ظاهر شد، این موضوع هرگز به قاعده تبدیل نشد. این مقاله با روش تحلیلی- تأویلی به بررسی تطبیقی چهار مذهب در موضوع شمایل ها می پردازد و رجوع به منابع مقدس این مذاهب گام اول بوده است؛ منابعی همچون قرآن، تورات، اناجیل اربعه، بهگودگیتا و برخی مراجع بودیسم. مبنای پژوهش نیز مسئله بنیادی تجسد1 یا به تعبیر سانسکریت، آواتار است. مسیحیت، بودیزم و هندوئیزم به تجسد اعتقاد دارند؛ بنابراین اگر «امر مطلق» در این مذاهب، در صورت بشر ظاهر شده است، چرا بازنمایی آن در شمایل ها حرام باشد؟ اما در قرآن هیچ اثری از تجسد نیست و حتی هنگامی که حضرت موسی(ع) از خدا می خواهد تا خود را بر او بنمایاند، با جواب «هرگز مرا نخواهی دید» مواجه می شود. اسلام تجسد را باور ندارد؛ بنابراین، روی خوشی به شمایل ها نشان نمی دهد. این در حالی است که در مذاهبی که تجسد اصلی بنیادی است، شمایل ها مقدس شمرده می شوند.
تبیین گفتمان سوژه و قدرت درتاملات فوکو و آثار تجسمی هالی با تاکید بر مفهوم زندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه سوژه و قدرت، از محوری ترین موضوعات در آرای میشل فوکو است. او با بهره گیری از روش تبارشناسی، در پی آن است تا سوژه مدرن را به مثابه ابژه گفتمان قدرت صورت بندی کرده، و آن را در پیوند با اَشکالی چون تکنولوژی های انضباط مورد تامل قرار می دهد. فوکو معتقد است که نهادهای سلطه سنتی، کارکرد پیشین خود را از دست داده اند. دیگر نمی توان قدرت را به فرد یا گروهی خاص فرو کاست و جامعه به زندان بدل گشته است. به باور فوکو، در جامعه زندان گون مناسبات میان اعضا بر مبنای مراقبت، نظارت و منقاد ساختنِ اعضا استوار است. در دهه 1980 و از بطن تحولات هنری نیمه دوم قرن بیستم، شاهد ظهور پیتر هالی هستیم. عمده آثار او، خوانش های تجسمی از نوشته های نظریه پردازانی چون فوکو است. پژوهش حاضر می کوشد با تکیه بر روش توصیف و تحلیل، به گفتمان قدرت در تاملات فوکو و چگونگی تحقق اَشکال نظام مراقبت به مثابه زندان اهتمام داشته و نمود آن را در آثار هالی مورد کنکاش قرار دهد. می توان دریافت هالی با تاسی از فوکو، جلوه های نظام های ارتباطی و عاملیت های سرکوب گرِ دنیای مدرن و وانموده های آن را مورد انتقاد قرار می دهد.
تأثیر انتخاب مواد بر دریافت های احساسی کاربران از محصولات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۱ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
87 - 94
حوزههای تخصصی:
انتخاب بهترین گزینه برای تولید، از میان مجموعه ی وسیعی از موادی که هر روز بر تنوع و تعدد آنها افزوده می شود، فرایندی بسیار دشوار، طولانی و گران است که آن را به یکی از چالش های اساسی طراحان و مهندسان تبدیل نموده است. معیارهای مختلفی در این تصمیم گیری دخالت دارند که عمده آنها عبارتند از: توجه به خواسته های عملکردی و فنی طرح، قابلیت تولید آسان، ارزان و تطابق با نیازهای زیبایی شناختی و احساسی طرح. روش های متنوعی برای انتخاب مواد از دیدگاه فنی و عملکردی وجود دارند. اما برای خلق ویژگی های زیبایی شناختی و احساسی مشترک در محصولات مختلف، طراحان با مشکلات زیادی روبرو هستند که شناسایی ابعاد احساسی مواد و نحوه تاثیر آنها بر ویژگی های احساسی محصولات را به یک ضرورت تبدیل می نماید. در این مقاله با نظر سنجی از کاربران در مورد جنس یک گلدان خانگی با 24ماده ی متفاوت، تاثیرات احساسی مواد بر ظاهر محصول مورد آزمون قرار گرفته است. در مرحله ی بعدی، صفاتی که معانی مشابهی داشتند با هم دسته بندی شده و درصد فراوانی آنها محاسبه شد در نهایت نتایج این گونه نشان داد که علی رغم ضعف کاربران در توصیف احساسی محصول، در برخی موارد دسترسی به یک الفبای مشترک در بیان احساسات توسط مواد، دور از انتظار نخواهد بود.
هستی، زمان و سینما: بررسی تأثیر هانری برگسون بر فلسفه سینمایی ژیل دلوز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژیل دلوز در فلسفه سینمایی خود عمیقاً وامدار تفکر برگسون و مفاهیمی چون دیرند و خیرخواست حیاتی است. اما، آنچه توسل دلوز به برگسون را مسئله برانگیز می کند، مخالفت آشکار برگسون با سینماست. به باور او، سینما حرکت را که جریانی پیوسته است در عکس هایی منقطع و غیرواقعی جعل می کند. برگسون این شکل از بازسازی حرکت را به دلیل ایجاد ادراک کاذب، «توهم سینماتوگرافیک» می خواند و آن را به برداشت کمّی از حرکت/زمان نسبت می دهد. با این همه، بخش زیادی از تلاش دلوز صرف اثبات این مسئله می شود که فلسفه برگسون نه تنها مخالفتی با سینما ندارد، بلکه حتی در جهت هستی شناسی سینماست. در این مقاله با استناد به منابع معتبر و به شیوه تحلیلی، قابلیت های سینمایی فلسفه برگسون و تفاسیر دلوزی آن را بررسی و تلاش می کنیم تا نسبت تفکر برگسون و سینما را از خلال دیدگاه دلوز تشریح کنیم و نشان دهیم که چگونه اصول تفکر برگسونی توانست راه را برای فلسفه سینمایی دلوز هموار سازد. هدف این پژوهش، هم بیان تفسیری نو از برگسون و شرح چگونگی کاربرد مفاهیم وی در کتاب های سینمایی دلوز است و هم نشان دادن اینکه اساساً سینما چگونه از بنیاد با زمان/ حرکت و جهان/ فلسفه گره خورده است و با ایده جهان به مثابه دیرند پیوندی ناگسستنی دارد.
فرهنگ اصطلاحات عکاسی و فنی تصویربرداری واریختگی بازتابشی
حوزههای تخصصی:
تصویربرداری واریختگی بازتابشی با شکل جدیدی از نمود داده ی تصویری به کمک داده های ریاضی و گرافیک رایانه ای منجر به بازنمایی بافت و رنگ تمام پیکسل ها می شود و داده ی دوبعدی را تولید می کند که حاوی داده های سه بعدی است. کارکرد این روش بدین گونه است که دوربین با وضعیت ثابت و عمود بر سوژه قرار گرفته و تصاویری با نورهای مایل و زوایای مشخص، گرفته می شود. داده های به دست آمده در نرم افزار آر تی آی بیلدر (RTIBuilder) با اعمال الگوریتم های تعریف شده خروجی را حاصل می شود که با نرم افزار آر تی آی ویوئر (RTIViewer) قابل مشاهده بوده و به شکل پویا می توان حالت های پرداختی را برای آن تعریف کرد تا بهترین نتیجه در بازنمود داده حاصل گردد. نسخه ی اولیه روش تصویربرداری واریختگی بازتابشی (RTI) با نام نقشه برداری چندفرازی بافت (PTM) توسط مالزبندر (Malzbender)، گلب (Gelb) و ولترز (Wolters) در آزمایشگاه هیولت-پاکارد (Hewlett-Packard) ابداع شد و در کنفرانس سیگراف (Siggraph) سال 2001 ارائه شد. نخستین بار برای خوانش کتیبه های نئو سومری 4000 ساله و تندیس آیینی 3000 ساله مصری از این روش کمک گرفته شد. در سال های اخیر بهبود عملکرد و ترکیب این روش خود به تنهایی و یا ترکیب با دیگر روش های تصویربرداری در شناسایی آسیب ها، فن شناسی و شناخت آثار هنری مؤثر بوده است. این روش با توجه به امکانات سخت افزاری محدود و در دسترس مورد نیاز و همچنین امکانات نرم افزاری رایگان و با دسترسی آزاد در تکمیل فرآیند مستندنگاری آثار تاریخی-فرهنگی ضمن آشکارسازی قسمت هایی که در زیر بررسی تجربی قابل مشاهده نیست درک از بافت سطح شی را نیز بالاتر می برد. مقاله حاضر حاصل تلاش موسسه خصوصی تصویربرداری میراث فرهنگی (CHI) در جمع آوری واژگان تخصصی این روش برای درک مفاهیم کاربردی در استفاده از آن است. به واسطه شناخت محدود این روش در جهت درک بهتر واژگان، تصاویری در متن و توضیحاتی در پی نوشت اضافه شده است.
بررسی زیرساختارهای نوآوری طراحی محور، مروری بر کاربرد هرمنوتیک در طراحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
87 - 95
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر این پیش فرض استوار است که برای رسیدن به خلاقیت در طراحی باید به روش های آفرینش معنا و مفاهیم جدید در علوم انسانی، همانند روش های خلاقیت از دیدگاه فنی توجه شود. بر همین مبنا، زیرساختارهای نوآوری طراحی محور برای خواننده فارسی زبان گشوده می شود تا امکان انطباق آن با مفاهیم بومی خود را فراهم آورد. در این راستا، هرمنوتیک چارچوبی نظری برای خلاقیت در طراحی در نظر گرفته می شود. پس از ارائه و معرفی مفهوم هرمنوتیک و بررسی سیر تاریخی کاربردی سازی آن در فرایند طراحی، به بررسی روش ها و مدل های کاربردی سازی این شاخه در طراحی پرداخته می شود و دو مدل استعاره و روایت استخراج می شود. سپس درباره مدل استعاره در قالب چند مثال مشروح، چه از کار طراحان گذشته و چه از یافته های نگارندگان، بحث می شود. در نهایت، مدل روایت و مدل سازی سایر مفاهیم به کاررفته در هرمنوتیک، به اجمال بررسی می شود. ارزش این پژوهش برای طراحانی است که می خواهند در عین حفظ نگاه روشمند به طراحی، به امکان سنجی و امکان سازی برای خلاقیت با توجه به محدودیت های بازار و امکانات بیندیشند و مایل اند خلاقیت در طراحی، قابل مدیریت و پژوهش باشد.