ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۱۸۲۱.

کاربست نظریل تاب آوری در مطالعات تاریخ معماری؛ با تمرکز بر سرمایه های نهفته در ساخته های اصفهان سده نهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۸۹
در مطالعات تاریخ معماری اگر بخواهیم از بررسی های کالبدی فراتر رویم و معماری را در پیوند با زندگی اجتماعی بررسی کنیم، آن دسته از مفاهیم علوم اجتماعی که در مورد جوامع تاریخی نیز مصداق می یابد، می تواند ابزاری سودمند در فهم و تفسیر به دستمان دهد. یکی از این مفاهیم، مفهوم تاب آوری است که در سال های اخیر مورد توجه پژوهشگران حوزه های مختلف علوم انسانی قرار گرفته است و برای تفسیر و توضیح چگونگی رفتار جوامع انسانی در زمانه بحران به کار گرفته م یشود. از این مفهوم بسته به زمینه ب هکارگیری، تعاریف و رویکردهای مختلفی پیشنهاد م یشود. هدف از پژوهش پیش رو، جستجو و پیشنهاد یک چهارچوب مفهومی کاربردی است که امکان به کار گرفتن مؤثر مفهوم تاب آوری را در مطالعات تاریخ معماری ایران فراهم آورد. پرسش این است که در مطالعه معماری ایران، در بررسی و شرح تحولات دوره های مخاطره آمیز، اگر بخواهیم نظریه تاب آوری را به کمک بگیریم، سراغ بررسی چه موضوعاتی باید رفت؟ برای پاسخ به این پرسش از از بررسی یک نمونه تاریخی استفاده شد: اصفهان سده نهم هجری و ساخته های آن. سده نهم هجری، یکی از بحرانی ترین دوره ها در تاریخ اصفهان بود. وقوع حوادث متعدد در طول این دوره، منجر به تخریب گسترده بخش هایی از محلات شهر و کاهش شدید جمعیت شد، تا جایی که اصفهان با خطر زوال مواجه شد. اما این شهر به کمک عواملی، دوره بحرانی را پشت سر گذاشت و دوباره شکوفایی خود را بازیافت. در طول این سده تنها تعداد معدودی بنای عمومی در شهر احداث شد، اما به نظر می رسد این بناها، همه، با اوضاع و زمانه شهر پیوندی قوی داشته اند و عملکرد آ ن ها را می توان در راستای تاب آوری کلی شهر مطالعه کرد. بررسی ها نشان داد که مجموعه ای از سرمایه ها در تاب آوری شهر نقش کلیدی داشته اند. در این میان، بناهای ساخته شده و شبکه انسانی هم پیوند با آنها، هم در مقام سرمایه ای اجتماعی و هم به عنوان سرمایه ای مالی و فیزیکی، در افزایش تاب آوری شهر نقش داشته اند. حمایت هم زمان مادی و معنوی از سوی اقشار مختلف شهر نیز در عبور از دوره بحران کمک شایانی کرده است. چهارچوب مفهومی پیشنهادی این پژوهش، احتمالا میتواند به عنوان یک مدل کاربردی برای پژوهش های مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
۱۸۲۲.

بررسی روان کاوی حکایت شیخ صنعان در اتاق نقاشی قلعه چالشتر بر اساس نظریه دوعاملی هیجان شاختر و سینگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۷
نظریه دو عاملی هیجان شاختر و سینگر یک مدل روان شناختی برای درک تأثیرگذاری محیط در ایجاد هیجانات، بدون آگاهی به منبع شناخت برای درک ساختار و انتخاب هیجاناتی مانند ترس، خشم، غم و شادی و شناخت نشانه های عاطفی ایجاد شده است. برخی از موضوعات و داستان های ادبی در بن مایه های فرهنگی مردم با تأثیر از این نظریه و تحت شرایط محیطی و تأثیرات فیزیولوژیکی هیجانی ایجاد شده اند. یکی از این داستان ها، قصه شیخ صنعان و دختر ترسا است که به دلیل جذابیت داستان و برخورداری از عناصر داستانی بارها مورد توجه نقاشان قرار گرفته است. مسئله اصلی پژوهش حاضر واکاوی سازوکار تأثیرگذاری نقش دوعاملی هیجان شاختر و سینگر در چهارچوب معناشناختی شخصیت شیخ صنعان در اشعار عطار و بازتاب آن در نقاشی های اتاق نقاشی قلعه چالشتر است. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است: 1. طبق نظریه دوعاملی هیجان، رفتار شیخ صنعان چه برانگیختگی فیزیولوژیکی داشته 2. تأثیر هیجان ناشی از آن چگونه بوده است؟ آنچه مشخص است هیجانی ناشی از تأثیر محیط و ایجاد برانگیختگی فیزیولوژیکی در دیدار شیخ صنعان و دختر ترسا و ایجاد یک سرخوشی آنی و دلباختگی، بدون شناخت منبع اصلی ایجاد شده است. در انتهای داستان و نقاشی، شیخ طی شناخت منبع هیجانی بر اساس مکانیسم جبران حاصل از رسیدن به خودآگاهی که نتیجه شناخت او از هیجانات خود است به بالغ خود بازگشته و به اصلاح رفتار و جایگاه ساختار اجتماعی خود در جامعه باز می گردد. هدف اصلی در این پژوهش تبیین ساختار معنی و مفهوم هیجان های با منبع ناشناخته تأثیرپذیر از محیط و عدم انتخاب آگاهانه در نوع برخورد با آنان است. در داستان شیخ صنعان نیز شخصیت اصلی با تجربیات عاطفی و تغییرات درونی مواجه می شود و تفسیر او از عشق و شرایط اجتماعی بر احساساتش تأثیر می گذارد در نتیجه، می توان نتیجه گرفت که تجربیات عاطفی و تفسیر شناختی به طور مشترک در زندگی انسانی و ادبیات، نقشی اساسی ایفا می کنند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و جمع آوری اطلاعات بر اساس منابع کتابخانه ای و میدانی است.
۱۸۲۳.

بررسی نسبت معنای زشتی در فلسفه قرون وسطی با معنای زشتی در زیبایی شناسی جدید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۷
مفهوم زشتی و ماهیت آن متاثر از هستی شناسی آن در طول تاریخ زیبایی شناسی تحول داشته است. در این مقاله از دو حیث به زشتی پرداخته شده است. ابتدا از مفهوم زشتی بحث می شود و تحلیلی از زشتی و معنای آن ارائه می شود و سپس به هستی شناسی زشتی یعنی وجودی یا عدمی بودن آن پرداخته می شود. در فلسفه یونان زشتی امری عدمی بود. همین معنا از زشتی در قرون وسطی از سوی حکیمانی چون قدیس آگوستین و توماس آکوئیناس پذیرفته شد. زشتی در این زمان نقص در صورت بود. در عالم بی صورتی محض نداریم و هر چه از وجود بهره دارد دارای صورت است، بنابراین زشتی محض نیز در این عالم نداریم. آنچه ممکن است زشت پنداشته شود در حقیقت کمتر زیباست نه زشت. زشتی در این زمان مساوق با شر است. در زیبایی شناسی جدید، زشتی تبدیل می شود به امری وجودی. یعنی پذیرفته می شود که اشیایی وجود دارند که حقیقتن زشت هستند و آنچه مورد سوال است کیفیات و عوارض آنها و نسبت ما با آنها است.
۱۸۲۴.

بررسی نا بهنگامی در نقاشی نوگرای ایران؛ مطالعه موردی احمد اسفندیاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۴۹
هنر معاصر پس از گذار از اوج فرمالیسم، همواره به دنبال بیان موضوعی جدید و اندیشه پردازی بوده است. هنرمند به شناسایی و نمایشی از حقیقت در صوری متفاوت روی می آورد و در پی تلاش برای معاصر بودن است؛ اما معاصریت او، در نابهنگامی ابداع هنری نهفته است. او با مشاهده و پذیرش تاریکی های زمانه خود، آنها را می شکافد و حل آن را با نوعی دگرگونی شکلی و ارتباط با دیگر زمان ها، بر پایه نوعی اضطرار پاسخ می دهد. این نابهنگامی، کمک به بازشناسی راه حل هایی که از دل تاریکی ها درآمده اند و هیچ وقت نمی توانند به ما برسند، اما پیوسته به سوی مان می آیند را می دهد. با ورود مدرنیته به ایران، دگرگونی و تحول رویدادهای هنری و اندیشه ای مختلف پدیدار شد. تضاد بین هنر سنتی و مدرنیته، باعث کشاکش بین آنها شد و هنر نوگرا چنین شکل گرفت و به طنین روزگار خود پرداخت. اما این طنین، به  تجلی نابهنگامی در آثار هنر نوگرا ختم شد. پژوهش حاضر به بررسی مفهوم نابهنگامی در نقاشی نوگرای ایران، با تمرکز بر آثار احمد اسفندیاری، می پردازد. هدف اصلی تحقیق آن است که چگونگی تلاقی عناصر سنتی و مدرنیستی در نقاشی های نوگرای ایرانی و تاثیر آن بر هویت معاصر هنری ایران را واکاوی کند. سؤالات تحقیق عبارت اند از: چگونه مفهوم نابهنگامی در آثار احمد اسفندیاری و دیگر هنرمندان نوگرای ایرانی به کار رفته است؟ تا چه میزان این آثار توانسته اند هم زمان بیانگر مضامین بومی و حامل ویژگی های مدرنیستی باشند؟ و چه ارتباطی میان نابهنگامی هنری و بحران هویت فرهنگی در ایران معاصر وجود دارد؟ این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و آرشیوی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که با ورود مدرنیته به ایران، هنرمندان نوگرا ضمن استفاده از سبک ها و تکنیک های مدرن، کوشیده اند تا به بازنمایی عناصر بومی بپردازند. این تلاش برای همزیستی بین گذشته و حال به نوعی نابهنگامی هنری انجامیده که بازتاب دهنده دوگانگی های فرهنگی و هویتی جامعه ایرانی است. آثار احمد اسفندیاری به عنوان نمونه ای از این روند، تلفیقی از سبک های مدرن و مضامین سنتی را نشان می دهند که در عین حال نوآوری و وفاداری به فرهنگ بومی را منعکس می کنند.
۱۸۲۵.

از مرزهای شرقی تا مرکز اورارتو: ملاحظاتی درمورد حلقه های فلزیِ کتیبه دار به دست آمده از انزافِ علیا، ترکیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۴
در این مقاله به گروهی کوچک از دست بندهای برنزی (حلقه های باز) که در ورودی فضای معبد یوکاری انزاف (انزافِ علیا) (CTU B 4-1A–D؛ B 4-2؛B 4-3a–c). که در کشور ترکیه به دست آمده و با توجه به منابع باقی مانده از نگارش های کوتاهِ دوران اورارتو خطاب به خالدی (Ḫaldi) کنده کاری شده، به بررسی این آثار پرداخته می شود که بر مبنای اصول اندازه گیری دقیق، مشاهدات فنی شیارها و مقایسه دانش قرائت کتیبه در کتیبه های، ثانوی هستند و بر ساخته های غیر اورارتویی افزوده شده اند. این امر در عمقِ ناپیوسته خطوط، باز حکاکی های قلم بورین و فشردگی ها در محلِ اتصال نمایان است. در مقابل، آرایه آغازین با نقش شِورون (استخوان ماهی) در دو سر، بخشی از طرح نخستینِ دست بند بوده است. ساختار دست بند و سری بودنِ قالبِ نوشتار نشان دهنده کارکردِ نذری است. اشیایی که احتمالا از راه یورش به دست آمده اند با فرمولِ شاهانه کتیبه دار شده و به عنوان نذر در محوطه معبد نهاده شده اند. هم سنجی ها از گغارکونیک (Gegharkunik) و گیلان (مارلیک) این نمونه ها را در سنتِ گسترده تر قفقازی- کاسپی دست بندهای باز با تزیینات هندسی انتهایی جای می دهد. در انتها ذکر جای نامِ اموشا (Amuša) بر «آرگیشتی (Argišti)، پدر روسا (Rusa)» از تانهات (Tanahat)، از جانمایی محتمل در جنوب ارمنستان باستانی پشتیبانی می کند، مورد بررسی قرار می گیرد؛ نتیجه ای که با جهت های گسترش اورارتویی در امتداد بالادستِ رودِ ارس سازگار است.
۱۸۲۶.

معماری روایی و هویت محلی؛ بازخوانی داستان های محلی در معماری تاریخی بندر بوشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۹۴
معماری بندر بوشهر، همچون کتابی کهنه اما زنده، داستان های این دیار و روایت های مردمان آن را در قلب خود حفظ کرده است. هر کوچه، شناشیر، پنج دری، سه دری و بادگیر، رازی از گذشته و پیوندی با فرهنگ و هویت بومی را در خود دارد. این پژوهش، به دنبال احیای این هویت محلی با تکیه بر معماری روایی است و سازوکارهایی را بررسی می کند که از طریق آن ها داستان های بومی بندر بوشهر می توانند در فضاهای شهری معاصر بازنمایی و زنده شوند. روش پژوهش این مقاله توصیفی است و بر تحلیل منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی بنا شده است. در ابتدا، مفاهیم نظری مرتبط با معماری روایی و هویت بومی بررسی شده و نشان داده می شود که چگونه استفاده از نمادها، عناصر معمارانه و طراحی هایی که روایت گر داستان های محلی هستند، می تواند حس تعلق به مکان را در ساکنان تقویت کند. یافته های ما نشان می دهند که معماری روایی می تواند همچون آینه ای باشد که فرهنگ و باورهای بومی را بازتاب می دهد و در عین حال به بازسازی و احیای هویت فرهنگی منطقه کمک می کند. در ادامه پژوهش، به تجزیه و تحلیل معماری تاریخی بوشهر و محله های قدیمی چهارمحل پرداخته شده است. این محله ها با عناصر معمارانه ای چون بادگیرها، شناشیر، و سازمان فضایی خاص خود، روایتگر داستان هایی از ایستادگی در برابر بادهای ساحلی، گرما، و گذر زمان اند. این پژوهش نتیجه می گیرد که استفاده از داستان های محلی به عنوان الهام بخش در طراحی فضاهای شهری جدید، می تواند به حفظ روح بوشهر کمک کند و معماری آن را همچنان همچون نگینی ارزشمند برای نسل های آینده باقی نگه دارد. این مقاله پیشنهادهایی ارائه می دهد که چگونه می توان با رویکردی روایی، هویت فرهنگی و تاریخی بوشهر را در بافت های نوین شهری به گونه ای شاعرانه و تأثیرگذار بازآفرینی کرد.
۱۸۲۷.

رابطه بین معناشناسی هویتی و آرایه های متأثر از جهان بینی اسلامی در معماری ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۹۲
معماری هنری است که با سبک زندگی افراد، روحیات، فرهنگ، دین و آداب و سنن یک ملت کاملاً عجین است. بدین ترتیب، تمامی ابعاد بینشی و دانشی یک ملت در کالبد معماری آن ها - یا حداقل در مقطعی از زمان- در آن بروز پیدا می کند. در جهت پاسخ به سؤالات پژوهش حاضر با استفاده از روش پژوهش کمی و کیفی و پس از مطالعه کتابخانه ای و اسنادی به روش تحلیل محتوا، مؤلفه های شاخص معناشناسی در کالبد معماری و هویت مداری به دست آمد. مشخص گردید مؤلفه «هندسه و وحدت» با انطباق عناصر هویت ساز کالبدی با بیشترین میانگین وزنی 0.370955 و  0.266496 مشخص و بر این اساس، رابطه هندسه و وحدت با انطباق بافت و زمینه، وحدت و یگانگی و خلاقیت و نوآوری تعریف گردید. براساس نتایج به دست آمده از پژوهش دو مؤلفه «وحدت و هندسه» منتج از اصول معماری اسلامی در قالب کالبد با کاراکترهای «خلاقیت و انطباق با پس زمینه و بافت» ارتباط معنادار برقرار کرده اند. بر همین مبنا، معماری را باید همچون خودِ انسان دارای مراتب خاصی دانست. لذا لازم است به جهت رسیدن به معماری ای با بالاترین درجه، که همان معماری پایا و جاویدان است، معرفت وجودی معمار نیز با بنا و اثر خود مرتبط شود.اهداف پژوهش:بررسی رابطه میان معناشناسی هویتی و آرایه های جهان بینی اسلامی است.بررسی معناشناسی هویتی از منظر معماری اسلامی.سؤالات پژوهش:چه رابطه ای میان معنا شناسی هویتی و آرایه های متأثر از جهان بینی اسلامی در معماری وجود دارد؟معناشناسی هویتی از منظر معماری اسلامی چیست؟
۱۸۲۸.

A Machine Learning-Based Framework for Predicting Place Attachment in Senior Housing: Toward Human-Centered and Age-Friendly Environmental Design(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۵۶
The psychological bond between elderly residents and their living environment—termed place attachment—plays a critical role in aging-in-place strategies. This study investigates the impact of environmental design characteristics on place attachment and evaluates the predictive capabilities of machine learning in this context. Methods: A cross-sectional survey was conducted among 490 elderly residents in Tehran using a 38-item Likert-scale questionnaire. The study applied three regression-based algorithms—Linear, Polynomial, and Ridge Regression—to model the relationship between 20 environmental design variables and place attachment scores. Results: "Positive Home Experiences" (r = 0.68), "Freedom from Confinement" (r = 0.64), and "Safety Features" (r = 0.53) emerged as the most influential predictors. Ridge Regression achieved the highest prediction accuracy, with an R² value of 0.6792. Conclusion: The findings demonstrate the potential of machine learning to support human-centered design by enabling the early-stage evaluation of housing for the elderly. The proposed predictive framework can inform architecture curricula, computer-aided design (CAD) tools, and age-friendly housing policies.
۱۸۲۹.

تحلیل کاربست طرح واره های تصویر در داستان هفت شهر عشق منطق الطیر عطار موزه متروپولین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۴۷
حرکت عرفانی  همواره یکی از موضوعات مطرح در عرفان و تصوف بوده است و عارفان برای تهذیب نفس به سلوک های طولانی می پرداختند. درواقع، عرفان و تصوف نوعی مسافرت و تجربه ای است که فرد در عین بی خویشی، خدا را در خود احساس می کند. بسیاری از چهره های نامدار تصوف، سیر آفاق و انفس را با یکدیگر آمیخته اند. مفهومی که موجب تطابق دو حوزه مذکور می شود، «انگاشت» یا «انگاره» نامیده می شود. طرح واره های تصویری به سه دسته عمده تقسیم می شوند: 1) حرکتی؛ 2) حجمی؛ 3) قدرتی. به اعتقاد جانسون، انسان با مشاهده حرکت خود و سایر پدیده های عینی و متحرک، ساخته ای مفهومی را در ذهنش به وجود می آورد. این ساخته حاصل تجارب فیزیکی انسان از جهان مادّی و متحرک هستند. طرح واره حرکتی، یکی از اقسام مهم و پرکاربرد طرح واره های تصوری در متون عرفانی است که با تحلیل آن می توان به علل اصلی توجه عطار به سفر سیمرغ و مسئله انتخاب عدد به عنوان راهبر پی برد. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی – توصیفی انجام شده، به دنبال پاسخ این سؤال است که طرح واره های تصویری در ساختار و پیکره داستان منطق الطیر چگونه شکل گرفته اند؟ نتایج نشان می دهد که طرح واره های حرکتی، قدرتی، امتدادی و انتزاعی در داستان عارفانه در داستان عطار به کاررفته است.اهداف پژوهش:کشف و درک دقیق تر مفاهیم و معانی عرفانی در داستان های عطار.بررسی طرح واره های حرکتی، قدرتی، امتدادی و انتزاعی در داستان عارفانه در داستان عطار با تأکید بر نسخه مترپولین.سؤالات پژوهش:  مفاهیم و معانی عرفانی در داستان های عطار چه جایگاهی دارد؟طرح واره های حرکتی، قدرتی، امتدادی و انتزاعی در داستان عارفانه عطار چگونه است؟ 
۱۸۳۰.

مطالعه ی تطبیقی گرافیک دیزاین مسیریابی در فرودگاه های چانگی سنگاپور و مونیخ آلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۹
معماری و گرافیک دیزاین محیطی فرودگاه، به عنوان یکی از اوّلین مکان های ورود مسافران، می تواند نقش مهمی در بازنمایی هویّت هر شهر و کشور داشته باشد. در این مقاله گرافیک دیزاین مسیریابی دو فرودگاه ممتاز جهان؛ چانگی سنگاپور و مونیخ آلمان، که در دو کشور با تفاوت های فرهنگی قابل ملاحظه واقع شده اند، مورد مطالعه قرار گرفته است تا به این پرسش پاسخ داده شود که اصلی ترین مولفه های گرافیک دیزاین مسیریابی؛ تصویر، رنگ و نوشتار، در این دو فرودگاه چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند و دلایل این تفاوت ها چه عواملی هستند؟ این پژوهش از منظر تحلیل داده ها از نوع پژوهش های کیفی و از منظر هدف، جزو پژوهش های کاربردی است. روش پژوهش، توصیفی، تحلیلی و تطبیقی و روش جمع آوری اطّلاعات، کتابخانه ای است. نتایج حاصل نشان می دهد که ایده ی اصلی گرافیک دیزاین مسیریابی فرودگاه چانگی همانند تنوّع اقلیمی و فرهنگی سنگاپور، تنوّع در استفاده از تصویر، رنگ و نوشتار بدین قرار است که در پیکتوگرام ها ضمن انطباق با استانداردهای بین المللی، اطّلاعات اولیّه با رنگ زرد، اطلاعات ثانویه با رنگ سبزآبی و سایر اطلاعات با رنگ های سبز، نارنجی و بنفش است. نوشتار در تابلوهای مسیریابی در چهار زبان انگلیسی، ماندارین، مالایی و تامیلی است. در فرودگاه مونیخ، پیکتوگرام های قدیمی به روزرسانی و در همین راستا، صرفا از زبان انگلیسی و فونت اختصاصی مونیخ ایرپورت پرو استفاده شده است. علاوه بر استفاده از رنگ های مشترک با دیگر فرودگاه ها، رنگ زردِ خاصِّ هواپیمایی لوفت هانزا قابل توجّه است. این موارد نشان از یکدستی و عدم تنوّع تصویر، رنگ و نوشتار در این فرودگاه نسبت به فرودگاه چانگی سنگاپور دارد.
۱۸۳۱.

بررسی نقش و کاربرد هوش مصنوعی در خلق آثار هنری نوین و چگونگی تغییر رویکردهای هنری در دوره دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۵ تعداد دانلود : ۳۰۳
در سال های اخیر، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری نوین در خلق آثار هنری، تحولی عمیق در رویکردهای هنری ایجاد کرده است. این تحقیق به بررسی نقش و کاربرد هوش مصنوعی در خلق آثار هنری نوین و تأثیر آن بر روندهای خلاقانه در دوره دیجیتال می پردازد. سؤالات تحقیق شامل این موارد است: چگونه هوش مصنوعی می تواند به تغییر رویکردهای هنری کمک کند؟ چه چالش هایی در استفاده از هوش مصنوعی در هنر وجود دارد؟ جامعه آماری این مطالعه شامل ۳۰ نفر از هنرمندان و طراحان فعال در حوزه هنر دیجیتال است که به صورت هدفمند انتخاب شده اند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و از طریق مصاحبه های عمیق انجام شده است. برای دستیابی به اهداف تحقیق، از روش تحقیق کیفی استفاده شده و داده ها از طریق مرور ادبیات موجود و تحلیل آثار هنری تولید شده با هوش مصنوعی جمع آوری شده است. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی نه تنها به عنوان ابزاری برای خلق، بلکه به عنوان شریک خلاق در فرآیند هنری عمل می کند. این فناوری به هنرمندان امکان می دهد به شیوه های جدیدی از بیان هنری دست یابند و مرزهای خلاقیت را گسترش دهند. برخی هنرمندان از الگوریتم های یادگیری ماشین برای تولید آثار منحصربه فرد و نوآورانه استفاده می کنند که به طور قابل توجهی با روش های سنتی متفاوت است. این تحقیق همچنین به چالش های اخلاقی و تکنیکی مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی در هنر اشاره کرده و پیشنهاد هایی برای تحقیقات آینده ارائه می دهد. این چالش ها شامل مسائل مربوط به مالکیت معنوی، اعتبار هنری و تأثیرات اجتماعی ناشی از استفاده گسترده از فناوری های هوش مصنوعی در هنر است. به طورکلی، این پژوهش به درک بهتر از تعامل بین هنر و فناوری کمک کرده و زمینه های جدیدی را برای تفکر و بحث در مورد آینده هنر دیجیتال فراهم می کند.
۱۸۳۲.

Urban Spaces Smartification: A Pathway to Improved Walkability(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۴۱
The use of urban streets as an element of urban life is jeopardized today, particularly In rising metropolises such as Tehran, due to the rapid rise in automobile ownership, population expansion, ineffective transit systems, poor quality urban architecture, and other challenges. On the other hand, there are various potential to efficiently drive urban growth toward sustainability in an era of digitalization, artificial intelligence and the Internet of Things. It implemented that the use of new urban technologies is looking for methods and incentives to encourage today's citizens to walk more. This research attempts to address the question “does smartification of urban spaces significant impact on walkability”? This paper examines the effect of smartification defined as the incorporation of digital technologies and IOT solutions on walkability in urban spaces. By analyzing design of pedestrian path with various smart initiatives, such as gamification, pedestrian-friendly infrastructure, and digital solutions, this study seeks to understand how these innovations contribute to creating more walkable environments. This study used a quantitative approach to test its assumptions, and SPSS software and a questionnaire were used to examine the data that was gathered. Additionally, Friedman's test and the single population mean test (t-test) were employed to evaluate the research assumptions. The study's findings indicate that smart buildings can enhance pedestrian circulation in the studied location (Farahzadi Blvd., Shahrak Gharb). The findings suggest that smartification can significantly enhance walkability by improving safety, Social interaction, and pleasurability in user experience. Additionally, from the perspective of users, smartification has the most influence on the comfort factor that promotes walking.
۱۸۳۳.

بررسی میزان آسیب پذیری و تاب آوری شهر اصفهان در برابر پدیده فرونشست زمین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۲۱۷
پدیده فرونشست سطح زمین ناشی از عوامل طبیعی و فعالیت های انسانی در نقاط مختلف دنیا و در طی سال های اخیر در کشور به خصوص در اصفهان به علت برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی، خشکسالی و عوامل دیگر پدیدار و سبب آسیب های جدی به زمین های کشاورزی، ساختمان های مسکونی، جاده ها و دیگر سازندها و بروز خسارت های زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی شده است. تحلیل آسیب پذیری و تاب آوری شهری ناشی از این فرونشست زمین در اصفهان به عنوان ابزاری در راستای پیشگیری از زایش فاجعه مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش بر آن است تا به پرسش اینکه شهر اصفهان در برابر پدیده فرونشست زمین چه مقدار آسیب پذیر است؟ پاسخ دهد. هدف این پژوهش بررسی نقش تاب آوری شهری بر میزان آسیب پذیری شهر اصفهان در برابر پدیده فرونشست زمین باشد. در این مطالعه ابتدا با استفاده از تکنیک تداخل سنجی راداری نرخ و دامنه فرونشست به عنوان فاکتور عامل در تولید خطر به تحلیلگر سیستم در محیط GIS وارد شد سپس با کمک تحلیل های کیفی به بررسی شاخص های تاب آوری شهری بر روی شهر اصفهان پرداخته شد. نتایج بیانگر این است که نواحی از شمال شهر و قسمت هایی به صورت نواری به علت نزدیکی به عوامل خطرزا مانند گسل، مسیل، قنات های قدیمی، منابع ذخیره سوخت، لوله انتقال نفت به این مخازن و تغییر مداوم مسیر رود روی آنها هم موجب افزایش آسیب پذیری است. همچنین نشان می دهد که اکثر ساخت وسازهای موجود در منطقه غیراصولی و غیرمتناسب با شرایط مخاطره آمیز است. 
۱۸۳۴.

محیط زیست شهری عادلانه: ارتباط بین عدالت اجتماعی و کیفیت محیط زیست شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۴۰
بیان مسئله: در جهان امروز حق بهره مندی همگان از محیط زیست شهری سالم، صرف نظر از وضعیت اجتماعی-اقتصادی، یک الزام اخلاقی پررنگ است. تخریب محیط زیست اغلب به طور نامتناسبی بر جوامع به حاشیه رانده شده تأثیر گذاشته و سلامت و رفاه را تحت تأثیر قرار می دهد، ازاین رو مطالعه رابطه بین عدالت اجتماعی و کیفیت محیط زیستی برای پرداختن به چگونگی ارزیابی آن حائز اهمیت است. از طریق شناخت این ارتباط حصول اطمینان از مسیر صحیح توسعه شهری میسر شده و راه برای ایجاد سیاست ها و چارچوب های قانونی مؤثر برای رسیدگی به بی عدالتی های محیطی و اجتماعی هموار می گردد.هدف: این مقاله با هدف شناسایی و تحلیل روش ها، چالش ها، فرصت ها و مؤلفه های علمی در زمینه ارتباط بین عدالت اجتماعی و محیط زیست شهری، مقالات منتشرشده در نشریات علمی معتبر را موردمطالعه قرار می دهد تا به چگونگی رویکردهای ترکیبی، شاخص ها و تجلی عدالت اجتماعی و کیفیت محیط زیست شهری در شهرسازی پاسخ دهد.روش: در این پژوهش با جستجوی دو کلیدواژه اصلی "عدالت اجتماعی" و "کیفیت محیط زیست شهری" در پایگاه داده های علمی ساینس دایرکت ابتدا حدود 112000 مقاله، سپس با تدقیق جستجو در بخش عنوان حدود 5000 مقاله و پس ازآن با جستجوی ترکیبی کلیدواژه ها 58 مقاله کاملا مرتبط در بازه زمانی 1990 تا 2023 انتخاب شد که موردمطالعه قرار گرفتند.یافته ها: یافته ها نشان می دهند که مهم ترین مؤلفه های ارزیابی وقوع عدالت اجتماعی در محیط زیست شهری در پنج دسته قابل تعریف هستند: مؤلفه محیطی شامل سنجه های کلیدی کیفیت هوا، آسایش اقلیمی و فضای سبز؛ مؤلفه اجتماعی شامل سنجه های کلیدی جمعیت، تحصیلات و مشارکت عمومی که جنبه های انسانی و فرهنگی جامعه را اندازه گیری می کنند؛ مؤلفه اقتصادی شامل سنجه های کلیدی درآمد، هزینه ها و تولید ناخالص داخلی؛ مؤلفه بهداشت و سلامت شامل سنجه های کلیدی نرخ شیوع بیماری، مرگ ومیر و کیفیت زندگی؛ و مؤلفه حقوق شهروندی شامل سنجه های کلیدی سطوح آلایندگی، عوامل محیطی و خدمات محیط زیستی که توزیع فشارها و مزایای محیط زیستی را تحلیل می کنند.نتیجه گیری: تحلیل محتوای مقالات موردمطالعه نشان می دهد که تأثیر متغیرهای عدالت اجتماعی و کیفیت محیط زیست در شهرها در قالب اصطلاح محیط زیست شهری عادلانه، جریان جدیدی از پژوهش های مرتبط با مطالعات شهری را در برمی گیرد که از یک سو به ابعاد مختلف عدالت از جمله عدالت اجتماعی، عدالت فضایی، عدالت بین نسلی و عدالت بین گونه ای می پردازد و از سوی دیگر کیفیت محیط زیست و ابعاد شهری آن را در نظر دارد
۱۸۳۵.

Presenting Architectural Solutions to Improve Social Skills of Working Children(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۱۸۵
Working children, like any other child, must learn skills that are necessary for childhood in order to communicate with society and develop their personalities and emotions. Children who work typically cannot learn these skills because of their living circumstances. The current study aimed to provide a suitable environment and context for the improvement of children's social relations in educational and care centers by providing workable solutions that are appropriate to the morals and social needs of working children to improve their social ability and skills. This is because one of the most influential factors in learning and improving children's skills is providing an environment in harmony with the needs of children in line with that skill. This was applied descriptive-analytical research in terms of method and qualitative and was performed using direct and non-interventional field observation coding. According to the results, factors such as playability of the environment, a sense of security, environmental attraction, event-ability, proper furniture, curiosity about space, connection to nature, breadth of vision and scenery, permeability, climatic comfort, a sense of belonging and space flexibility affected the improvement of working children’s social skills. Meanwhile, the playability of the environment and connection to nature play the most important role in the formation of social behaviors and the improvement of social skills in working children.
۱۸۳۶.

تحلیل تحقق پذیری شاخص های توسعه گردشگری دوستدار کودک در مجتمع های تجاری تفریحی، نمونه مورد مطالعه: مجتمع تجاری تفریحی گردشگری خلیج فارس یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۶۳
ظهور گردشگری دوستدار کودک از مظاهر پاسخ به نیازهای کودکان به فراغت و هماهنگ با تغییرات سبک زندگی بوده است. با توسعه شهر، افزایش جمعیت و تغییرات روزافزون در حوزه فراغت و مصرف، مجتمع های تجاری تفریحی وارد چرخه گردشگری و فراغت شهروندی شده اند. طراحی نامناسب و بی توجهی به نیاز کودکان در این فضاهای شهری سبب بروز خستگی، ناهنجاری های رفتاری در کودکان و خلق تجربه ای نامطلوب می شود که می تواند بر تجربه همراهان، سایر بازدیدکنندگان و گردشگران تأثیری منفی بگذارد. در پژوهش حاضر برآنیم تا به تحلیل تحقق پذیری مؤلفه های کلیدی توسعه دوستدار کودک در مجتمع های تجاری تفریحی به عنوان یک بخش و زیرسیستمی از گردشگری بپردازیم. مورد مطالعه ما، مجتمع تجاری، تفریحی و گردشگری خلیج فارس یزد است. پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته در دوفاز متوالی انجام پذیرفته است. فاز نخست پژوهش، کیفی با رویکرد مبتنی بر نظریه پردازی زمینه بنیان است که برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، از تکنیک تجزیه و تحلیل تم کلارک و براون استفاده شده است. داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته از ۳۱ تن از خبرگان حوزه گردشگری کودک، معماری و طراحی فضاهای دوستدار کودک و روان شناسی کودک که به روش هدفمند و به صورت ارجاع زنجیره ای انتخاب شده بودند، گردآوری شد. فاز دوم پژوهش کمی است که به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تجزیه و تحلیل شکست و اثرات آن استفاده گردیده است. نتایج پژوهش طی فراگرد تحلیل تم که شامل پنج مرتبه مرور مستمر رفت و برگشتی بین مجموعه داده ها و خلاصه های استخراجی کدگذاری شده بود، منجر به شناسایی ۳۹ مقوله درقالب  هفت مقوله اصلی «تسهیلات و امکانات فیزیکی، مدیریت و برنامه ریزی، ایمنی و احساس امنیت، نیازهای آموزشی و خودشکوفایی، نیازهای اجتماعی و فرهنگی، نیازهای بصری و ظاهری و تفریحات، سرگرمی ها و رویدادهای اجتماعی» گردید. همان طور که نتایج تکنیک FMEA نشان می دهد، مقوله تدوین آیین نامه ای مدون برای برنامه ریزی و مدیریت مکانی در حوزه کودک با ۵۸/۳۷۰ ضریب RPN اولویت ۱، مقوله های توجه به مقیاس های کودکان در طراحی فضا، طراحی فضای تعاملات کودکانه به منظور ادغام اجتماعی و برانگیختن حس تعلق فضایی در کودک ، ساخت محیطی ایمن از نظر جسمانی، اولویت های بعدی را دریافت کردند. این مقوله ها مربوط به مقوله های اصلی مدیریت و برنامه ریزی، نیازهای بصری و ظاهری و امنیت بودند. این مقوله ها همگی بر بهبود قابلیت های مجتمع تجاری _ تفریحی اشاره دارند. ازآنجایی که نیازهای کودکان پویایی زیادی از خود نشان نمی دهند، لازم است با برنامه ریزی و سرمایه گذاری مناسب در بخش خصوصی و دولتی توسعه گردشگری کودک مدنظر قرار گیرد.
۱۸۳۷.

پژوهشی در خاستگاه نمادین نقوش سرو و گلدان در پُشتی های معاصر ایل سنگسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۷
بافت فرش در ناحیه سنگسر به دلیل زندگی چادرنشینی، قدمتی کهن دارد. بافندگان سنگسری فرش های متنوعی را در ابعاد مختلف با طرح هایی همچون چهارفصل، لچک وترنج، زیرخاکی، بته ای، محرابی، تابلوفرش و مواردی مانند این ها، براساس نقشه و یا با الگوبرداری از پشتِ فرش های شهری در ابعاد مختلف، می بافند. در میان بافته های سنگسری، فرشی در ابعاد کوچک با نقوش متنوع جانوری و گیاهی بافته می شود که پُشتی نام دارد. نقوشی که بر روی پُشتی ها بافته می شود برخلاف آنچه در بین ایلات و عشایر مرسوم است، برگرفته از عناصر و تزیینات شهری است که مواردی مانند سرو، گلدان، محراب، گوزن، آهو یا پرنده را شامل می شود. بنابر آنچه بیان شد، سؤال های مطرح در پژوهش این است که بافندگان ایل سنگسر چه نوع ترکیب هایی از این نقش مایه ها را بر روی پُشتی های عشایری و روستایی ایجاد می کنند؟ و خاستگاهِ نمادین نقوش پُشتی های ایل سنگسر مربوط به کدام منطقه یا دوران تاریخی است؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و مطالعه میدانی و اسنادی صورت گرفته است. هدف از انجام آن، دستیابی به خاستگاه نقوش موجود در پُشتی های سنگسری است. یافته ها نشان می دهند الگوی اصلی این نقش، گلدان بوده که عموماً با سه گلدان بافته شده اما تعداد و اندازه سرو متغیر بوده است. بقیه نقوش، جانبی بوده و به تناسب کم و زیاد شده اند. اولین نمود سرو و گلدان، در یک نقشِ برجسته آشوری مشاهده شده که بعدها در دوره هخامنشیان و بعد از اسلام در هنرهای مختلف به ویژه فرش در دوره صفوی، از آن استفاده شده است. نقش مایه گوزن و پاژن در آثار یافت شده از عیلام، املش، حسنلو، زیویه، لرستان، کلاردشت و هنرهای سکایی و هخامنشی نیز، به کار رفته است. الگوی نقش مایه جانوری در کنار درخت زندگی، از تمدن سومری تا عصر قاجار در آثار صناعی دیده می شود. این احتمال که بافندگان عشایری و روستایی سنگسر به این الگوها دسترسی داشته اند بسیار کم است. شاید با تأثیرپذیری از مناطق شهرهایی همچون اصفهان، کاشان یا کرمان، این نقوش در بافته هایشان رواج یافته است. این نیز ممکن است که بافندگان عشایری و روستایی ساکن در این نواحی، الگوی اصلی به ویژه نقش گوزن و قوچ را در مناطق خود یا جنگل های استان مازندران دیده و به طراحان مناطق شهری مورد اشاره، سفارش داده اند.
۱۸۳۸.

مطالعه تطبیقی رابطه فرهنگ و طبیعت با معماری بومی در شهر شیراز (با تکیه بر مطالعه متون ادبی)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۴
توجه به خاطرات جمعی، ارزش های قومی مشترک و فرهنگ مردم یک سرزمین برای معماران و طراحان شهری امری ضروری می باشد، زیرا معماری به مثابه هنر خلق مکان، ریشه در این اعتقادات و ارزش های فرهنگی دارد. هدف از این مطالعه، توجه به ریشه هایی است که هویت معماری امروزین ما را ساخته اند. در همین راستا تنها، مشاهده ساختمانهای بر جای مانده از گذشته و مطالعه پیرامون آنها کافی نمی باشد، زیرا بسیاری از بناها و ساختمانهایی که در گذشته بر مبنای تفکرات، اعتقادات و ارزش های فرهنگی یک قوم شکل گرفته اند، امروزه از میان رفته و جز خاطره ای از آنها باقی نمانده است. خاطراتی که می توان رد پای آنها را در میان متون کهن ادبی یافت. مطالعه این استاد و مدارک می تواند در راستای شناخت بهتر و رفع بسیاری از ابهامات موجود در این زمینه مفید باشد، چراکه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم می توان از خلل این منابع مطالبی را استخراج کرد و با استنباط از آنها به شناخت بهتر از معماری یک سرزمین دست یافت. از آنجا که معماری امروز شیراز دچار بی هویتی و سرگشتگی نظیر سایر شهرهای ایران است و این بی هویتی ناشی از عدم شناخت طراح از شرایط و مختصات محلی طرح می باشد، نیاز به شناخت دوباره از ارزشهای فرهنگی و بومی آن ضروری است. یکی از منابعی که می تواند به معماران و طراحان شهری در جهت باز شناسی هویت فراموش شده یاری دهد، مطالعه متون کهن می باشد. از این رو در این مقاله سعی شده است تا با استفاده از منابع مکتوب ادبی شامل سفرنامه ها، اشعار شاعران و متون کهن شواهدی درباره ویژگیهای طبیعی ، فرهنگی و معماری، شهرسازی شهرشیراز مطالعاتی در قالب روش تحلیل محتوا انجام گرفته و سپس با استنتاج از مطالب به دست آمده ارتباط میان مفاهیم فوق بررسی گردد. در نهایت مطالعه و بررسی این شواهد نشان از ارتباط تنگاتنگ میان ویژگیهای فرهنگی طبیعی با معماری گذشته شهر شیراز دارد.
۱۸۳۹.

تحلیلی جامع بر مفاهیم و کاربردهای هوش مصنوعی در میراث فرهنگی و هنر: از رویای باستان شناسان تا واقعیت متاورس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۵۰
میراث فرهنگی و هنری، به عنوان گواهی بر تاریخ و هویت بشری، با چالش های متعددی ناشی از زوال طبیعی، محدودیت دسترسی، پیچیدگی های مستندسازی و استخراج داده روبه رو است. فناوری های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، به عنوان ابزارهای تحول آفرین، راه حل های نوآورانه ای برای حفاظت، نگهداری، بازسازی و بازنمایی این میراث ارائه داده اند. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی جامع و نظام مند از کاربردهای AI و ML در حوزه میراث فرهنگی و هنر، پتانسیل ها، محدودیت ها و جهت گیری های آتی این رویکردها را بررسی می کند. مطالعات موردی برجسته شامل کاربردهای بینایی کامپیوتری در بازسازی تصاویر، پردازش زبان طبیعی برای رمزگشایی متون کهن، تحلیل داده های عددی و طیفی برای شناسایی پدیده ها و ماهیت مواد فرهنگی، توسعه دستیاران هوشمند و تولید محتوای خلاقانه می باشد. روش شناسی این مطالعه مبتنی بر مرور بیبلومتریک و ارزیابی الگوریتم های محاسباتی کلاسیک و پیشرفته ML است که نشان می دهد هوش مصنوعی نه تنها دقت و سرعت فرآیندهای حفاظتی را افزایش می دهد، بلکه تجربه های تعاملی و پایداری فرهنگی را از طریق بازآفرینی میراث ناملموس و تحلیل های مولکولی-ژنتیکی تقویت می کند. با وجود چالش هایی همچون کیفیت ناکافی داده ها، مسائل اخلاقی مرتبط با اصالت و هزینه های بالای زیرساخت، پذیرش گسترده این فناوری ها محدود شده است. این مقاله فناوری های نوظهوری مانند مهندسی پرامپت، دستیاران هوشمند، NFT و متاورس، هوش مصنوعی کوانتومی، حفاظت پیش بینانه مبتنی بر اینترنت اشیا و چاپ سه بعدی هوشمند را به عنوان جهت گیری های آتی برجسته می کند که نویدبخش تحولات چشمگیر در عصر دیجیتال هستند. در نهایت، این مطالعه بر لزوم همکاری های بین رشته ای و توسعه استانداردهای اخلاقی برای بهره برداری مسئولانه از هوش مصنوعی در حوزه میراث فرهنگی تأکید می کند و راهنمایی ارزشمند برای پژوهشگران و سیاست گذاران در این زمینه ارائه می دهد.
۱۸۴۰.

بررسی کیفیت سالمندپذیری در گونه های مختلف زیستی (مورد پژوهش: گونه های ویلایی، آپارتمانی و خانه سالمندان منطقه 3 شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۱۵
با نظر به جایگاه سالمندی در فرهنگ دینی و با توجه به تاثیر معماری فضای زندگی سالمندان بر سلامت روحی و جسمی، در پژوهش حاضر تاثیر ویژگیهای کالبدی- فضایی در کیفیت سالمندپذیری فضا(فضای مطلوب سالمندان) مورد بررسی قرار گرفته است. عوامل کالبدی و مولفه های سالمندپذیری در قالب دو پرسشنامه طراحی گردیده است. نمره روایی پرسشنامه سالمندپذیری 841/0 و پرسشنامه عوامل کالبدی 501/0است. جامعه آماری سالمندان بالای 65 سال منطقه 3 شهر شاهرود و ساکنین خانه سالمندان ثامن الأئمه شاهرود هستند. تحلیل 120پرسشنامه با نرم افزار spss صورت گرفته است. آزمون کولموگروف-اسمیرنوف برای سنجش نرمال بودن متغیرها و آزمون های همبستگی پیرسون، Tمستقل،Tوابسته، Fلوین، تحلیل واریانس یک راهه، تعقیبی توکی و رگرسیون اجراگردیده است. ارتباط معنادار بین عوامل کالبدی- فضایی و میزان سالمندپذیری تایید شد اما واریانس تبیین شده در دامنه مطلوب قرار ندارد که به دلیل محدودیت های ذهنی و وضعیت جسمی ساکنین این مرکز قابل پیش بینی بود. نتیجه رگرسیون چنین نشان می دهد که مولفه امید به زندگی و سپس عدم تنهایی،کرامت، حس خانه و خودکارآمدی، بیشترین تاثیر را از کیفیت فضایی می گیرند، بنابراین با تامین ویژگی های کالبدی مورد سنجش می توان حس امید به زندگی را در بین سالمندان افزایش ارتقا داد. همچنین بر اساس نتیجه رگرسیون، منظر مناسب، دسترسی و عوامل عملکردی بیشترین ارتباط و تاثیر را برایجاد فضای مناسب برای اقامت سالمندان دارند. ارتباط معناداری نیز بین میزان مولفه های سالمندپذیری و محل اقامت سالمندان در سه دسته؛ خانه شخصی ویلایی، آپارتمانی و خانه سالمندان وجود دارد و خانه شخصی ویلایی نسبت به آپارتمان و خانه سالمندان، فضای مناسب تری برای سکونت سالمندان ارزیابی شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان