ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۶۱ تا ۱٬۷۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
۱۷۶۱.

مطالعه ویژگی های سینمای پست مدرن ایران بر اساس نظریه نشانه شناسی امبرتو اکو (مطالعه موردی: فیلم «شیرین» ساخته عباس کیارستمی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سینمای پست مدرن نشانه شناسی اکو تفسیر مخاطب نشانه ها زن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۳
این پژوهش به مطالعه سینمای پست مدرن ایران با رویکرد نشانه شناسی امبرتو اکو می پردازد و ویژگی های کلیدی آن را مورد بررسی قرار می دهد. یکی از محورهای اصلی تحقیق بررسی این موضوع است که چگونه می توان ویژگی های سینمای پست مدرن ایران را با استفاده از نظریه نشانه شناسی اکو تحلیل کرد. نشانه شناسی اکو بر دال و مدلول، تفسیر، فرهنگ و مجموعه ای از شاخص ها متمرکز است که در این سینما بارز است. سینمای پست مدرن ایران با روایتی غیرخطی و فراروایتی، بر بستر فرهنگی خاصی شکل گرفته که خود الهام بخش معانی چندلایه ای است. درک این معانی بستگی به آشنایی مخاطب با زمینه های فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی فیلم دارد. بر اساس نظریات اکو، تصاویر در سینما حامل رمزگانی هستند که مخاطب از طریق ادراک و تفسیر فعال می تواند آن ها را رمزگشایی کند. فیلم هایی نظیر شیرین عباس کیارستمی با استفاده از رمزگان بصری و نشانه شناسی پیچیده، مخاطب را در فرایند تولید معنا شریک می کنند. عناصر کلیدی این سینما شامل تکثرگرایی، بریکلاژ، بینامتنیت و فراداستان است. این پژوهش از منظر هدف، نظری - کاربردی و از منظر شیوه انجام، توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل آثار سینمای پست مدرن جهان و ایران با تأکید بر فیلم شیرین است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نشانه ها و شاخص ها در فیلم شیرین نه تنها ابزاری برای بیان معانی عمیق تر هستند، بلکه به درک بهتر تجارب زنان در جامعه معاصر ایران نیز کمک می کنند. علاوه بر این، عناصر نشانه شناسی در این فیلم به ایجاد تعاملات معنادار بین تماشاگر و فیلم ساز منجر شده و بستر مناسبی برای طرح پرسش های بنیادین درباره هویت، تجربه های اجتماعی و مناسبات فرهنگی فراهم می آورد. این تعامل به ویژه در زمینه بازتاب مسائل اجتماعی و فرهنگی ایران معاصر، حائز اهمیت است. نتایج نهایی نشان می دهد که سینمای پست مدرن ایران، از طریق ایجاد ساختارهای پیچیده معنایی، نه تنها به ارائه دیدگاه های نوین می پردازد؛ بلکه فضایی برای تأمل فرهنگی و اجتماعی در اختیار مخاطب قرار می دهد.
۱۷۶۲.

تحلیلی جامع بر مفاهیم و کاربردهای هوش مصنوعی در میراث فرهنگی و هنر: از رویای باستان شناسان تا واقعیت متاورس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میراث فرهنگی هوش مصنوعی یادگیری ماشین بینایی کامپیوتری پردازش زبان طبیعی حفاظت دیجیتال متاورس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۵
میراث فرهنگی و هنری، به عنوان گواهی بر تاریخ و هویت بشری، با چالش های متعددی ناشی از زوال طبیعی، محدودیت دسترسی، پیچیدگی های مستندسازی و استخراج داده روبه رو است. فناوری های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، به عنوان ابزارهای تحول آفرین، راه حل های نوآورانه ای برای حفاظت، نگهداری، بازسازی و بازنمایی این میراث ارائه داده اند. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی جامع و نظام مند از کاربردهای AI و ML در حوزه میراث فرهنگی و هنر، پتانسیل ها، محدودیت ها و جهت گیری های آتی این رویکردها را بررسی می کند. مطالعات موردی برجسته شامل کاربردهای بینایی کامپیوتری در بازسازی تصاویر، پردازش زبان طبیعی برای رمزگشایی متون کهن، تحلیل داده های عددی و طیفی برای شناسایی پدیده ها و ماهیت مواد فرهنگی، توسعه دستیاران هوشمند و تولید محتوای خلاقانه می باشد. روش شناسی این مطالعه مبتنی بر مرور بیبلومتریک و ارزیابی الگوریتم های محاسباتی کلاسیک و پیشرفته ML است که نشان می دهد هوش مصنوعی نه تنها دقت و سرعت فرآیندهای حفاظتی را افزایش می دهد، بلکه تجربه های تعاملی و پایداری فرهنگی را از طریق بازآفرینی میراث ناملموس و تحلیل های مولکولی-ژنتیکی تقویت می کند. با وجود چالش هایی همچون کیفیت ناکافی داده ها، مسائل اخلاقی مرتبط با اصالت و هزینه های بالای زیرساخت، پذیرش گسترده این فناوری ها محدود شده است. این مقاله فناوری های نوظهوری مانند مهندسی پرامپت، دستیاران هوشمند، NFT و متاورس، هوش مصنوعی کوانتومی، حفاظت پیش بینانه مبتنی بر اینترنت اشیا و چاپ سه بعدی هوشمند را به عنوان جهت گیری های آتی برجسته می کند که نویدبخش تحولات چشمگیر در عصر دیجیتال هستند. در نهایت، این مطالعه بر لزوم همکاری های بین رشته ای و توسعه استانداردهای اخلاقی برای بهره برداری مسئولانه از هوش مصنوعی در حوزه میراث فرهنگی تأکید می کند و راهنمایی ارزشمند برای پژوهشگران و سیاست گذاران در این زمینه ارائه می دهد.
۱۷۶۳.

تجلی بصری جایگاه معمار به مثابه هنرمند در کتیبه نگاری دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معمار جایگاه معمار کتیبه نگاری نام معمار دوره صفوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۳۴
تاریخ معماری امری چندبعدی است و برای شناخت صحیح آن لازم است جنبه های گوناگونش بررسی و تحلیل شود. یکی از زمینه های مطرح در این حوزه شخص معمار و جایگاه او در دوره های مختلف است. دوره صفویه به سبب تحولاتش مقطع مهمی در تاریخ معماری ایران است که در آن نسبت به دوره های پیش تر معمارانِ شناحته شده بیشتری مطرح شدند و نیز نوعی از تاریخ هنر با محور نام هنرمندان در این دوره پدید آمد. توجه بیشتری که در این عصر به هنرمندان در نوشته های تاریخ هنر به وجود آمد این سؤال را پیش می آورد که این افزایش توجه در آثار معماران چه بازتابی داشته است؟ آنچه در این آثار بیش از هرچیز می تواند نمایانگر این امر باشد، کتیبه های حاوی نام معماران است که همانند صحنه ای جایگاه معمار به مثابه یک هنرمند را نمایش می دهند. به این ترتیب هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه معماران در دوره صفوی ازجهت جلوه بصری آن در کتیبه های معماری با تمرکز بر کتیبه های حاوی نام معماران است. این پژوهش از نوع کیفی و با شیوه تحلیل محتوا انجام شده است. داده های آن نیز با شیوه اسنادی گردآوری شده اند. بررسی حضور نام معماران در کتیبه های دوره صفوی و در قیاس با پیش از آن روشن می سازد که تغییر در محل قرارگیری و محتوای آن ها شامل نحوه نام بردن از معمار و نوع صفاتِ استفاده شده برای او و همراهی اسامی شاهان و حامیان حکومتی تغییرات عمده در نمونه های بررسی شده است که افزایش جایگاه معمار را همگام با آغاز تاریخ نویسی هنر و پرداختن بیشتر به هنرمندان در نوشته ها نشان می دهد.
۱۷۶۴.

نگرشی کاربردی به احساس امنیت زنان در پارک های درون شهری، مورد مطالعه: شهر بجنورد

کلیدواژه‌ها: احساس امنیت زنان طراحی محیطی CPTED فضای شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۶
نگاشت حاضر، با هدف پایش میزان احساس امنیت زنان در پارک های درون شهری در وهله ی اول و سپس شناسایی پارامترهای مؤثر بر احساس امنیت زنان و اولویت های آن در وهله ی بعدی، انجام شده است. روش شناسی تحقیق، کمی و روش آن پیمایش از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی با کاربرد خاص رویکرد طراحی محیطی (CPTED)، بوده است که بین 400 نفر از زنان 15 تا 65 ساله ی شهر بجنورد براساس شیوه ی نمونه گیری خوشه ای، طبقه بندی متناسب و تصادفی نظام مند انجام شده است. نتایج پژوهش با تأیید و اعتبارسنجی نهایی 360 پرسشنامه، نشان داد که از میان تمامی شاخص های مطرح شده برای رویکرد CPTED، تنها شاخص حمایت از فعالیت های اجتماعی است که هیچ نقشی در احساس امنیت زنان در پارک های مورد مطالعه در شهر بجنورد ندارد. اما خوانایی، نظارت و ادراک عمومی از فضا در میان سایر شاخص های روشنایی، مدیریت نگهداری، انزوا و تراکم جمعیت، نشانه ها و طراحی کلی فضا که وجود رابطه معنادار آنها با احساس امنیت زنان مورد تأیید قرار گرفت، از بالاترین میزان اثرگذاری بر احساس امنیت زنان برخوردار هستند. انزوا و تراکم جمعیت نیز دارای رابطه معکوس با احساس امنیت است. از این رو، احساس امنیت زنان را می توان نتیجه ی مدیریت و طراحی کلی فضا دانست که در سیاست ها و روند توسعه ی شهر نبایستی مورد غفلت قرار بگیرد؛ به دیگر سخن، حضورپذیری زنان در برخی فضاهای های عمومی شهر اگر پایین است، این امر نتیجه ی ساختارهای مدیریتی و نظام های معنایی آن در ارتباط خاص با نقش زنان در روند توسعه ی شهر و شکل دهی کالبدی به آن و در نتیجه القای احساس امنیت پایین به آنها در این فضاها، است.
۱۷۶۵.

ردپای سیا در هدایت نقاشی ایران در دهۀ چهل شمسی و مدیریت فرهنگی فرح پهلوی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: جنگ سرد فرهنگی نقاشی نفوذ سیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۰
در تمامی اعصار گذشته غرب، هنر به دلیل فاصله ای که با زندگی روزمره مردم داشت برای بقای خود نیاز به حمایت حاکمان و اشراف داشت و طبیعتا جریان هنری با امیال و رویکرد این طبقه حرکت می کرد. در عرصه هنر، خلاقیت آزاد و رها تبدیل به مولفه ای اصلی و غیر قابل جایگزینی گردید. این دیدگاه، هدایت هنر را برای صاحبان قدرت و سرمایه که از اثرگذاری اجتماعی هنر آگاه بودند؛ سخت می کرد. از همین رو در قرن بیستم هدایت هنری از حالت آشکار به حالت مخفی تبدیل شد. پس از جنگ جهانی دوم و تغییر مختصات سیاسی دنیا و روی کار آمدن دو ابرقدرت شوروی و آمریکا، منازعه ای سخت میان آن ها شکل گرفت.سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در همین زمان و برای مقابله با نفوذ کمونیسم تاسیس شد و جهت دهی به فعالیت های هنری را در ادامه مسیر سازمان های پیش از خود، ادامه داد. در عرصه نقاشی با حمایت و برگزاری از نمایشگاه های هنرمندان گروه اکسپرسیونیسم انتزاعی توانست رقیبی جدی در مقابل هنر رئالیستی شوروی ایجاد کند. جنگ سرد فرهنگی نه تنها در داخل مرزهای دو ابرقدرت که در کشورهای اقماری آنان در بلوک غرب و شرق شکل گرفته بود.ایران به دلیل اهمیت زیاد برای هر دو کشور، در معرض انواع تهاجمات فرهنگی قرار گرفته بود و فرح پهلوی ذیل سیاست های کلان دو ابرقدرت، حمایت از جریان هنر مدرن از طریق حمایت از هنرمندان، برگزاری گالری ها و بی ینال ها و دعوت از هنرمندان آمریکایی هنر مدرن، توانست عرصه هنر نقاشی در ایران را به صورت جزئی از جریان آمریکایی هنر مدرن دربیاورد. هر چند به دلیل ریشه نداشتن در فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی خود هیچ گاه نتوانست پایگاه اجتماعی درستی پیدا کند. 
۱۷۶۶.

جایگاه طراحی و نقش طراحان در کارگاه های شیشه گری سنتی تهران در دهه 1390خورشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنر کاربردی شیشه گری سنتی شیشه دمی طراحی شیشه شیشه گری تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۲
شیشه از جذاب‌ترین ترکیبات موجود در طبیعت با خصوصیاتی منحصربه‌فرد است، که با بهره‌گیری صحیح و مناسب از خواص ماهیتی و ظاهری آن، می‌توان آثاری شاخص در دنیای هنر خلق نمود. بااین‌همه، دستیابی به محصولات شیشه‌ای که به شایستگی نمایانگر خواص شیشه باشد مستلزم رسیدن به مادۀ اولیه‌ای باکیفیت، طراحی متناسب با خواص ماده و دانش فنی جهت فرم‌دهی منطبق با نیاز روز است. با مشاهدۀ آثار تولیدی کارگاه‌های شیشه‌گری سنتی تهران در دهه 1390، محدودیت در طراحی و تکرار فرم‌ها با تغییراتی جزئی، بسیار جلب نظر می‌نماید. به نظر می‌رسد یکی از حلقه‌های مفقوده در مراحل ساخت شیشه‌های سنتی ایران، بی‌توجهی به جایگاه و نقش هنرمندان در چرخه تولید محصولات کاربردی و خلق آثار هنری شاخص و درخور از این مادۀ کم‌نظیر است. با توجه به پشتوانۀ تاریخی شیشه‌گری ایران در دنیای هنر، انتظار می‌رود این هنر-صنعت همچنان از جایگاهی شایسته برخوردار باشد و برای حفظ جایگاه دیرینه آن، رویکردی علمی در طراحی پیش‌بینی شود. شوربختانه به نظر می‌آید شیشه‌گری امروز ایران نه‌تنها در عرصه جهانی حضوری سزاوار ندارد، بلکه شواهد نشان از آن دارد که در بازار داخلی نیز از اقبال مناسبی برخوردار نیست. از آنجاکه بقای هر حرفه مستلزم استقبال مخاطب و وجود بازار فروش است، این پژوهش کاربردی با هدف حفظ و پایداری این هنر-صنعت و کمک به ارتقای سطح کیفی محصولات تولیدی کارگاه‌های شیشه‌گری از طریق شناخت نقش طراحی در تولید محصول انجام شد. پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی که از نظر چیستی و ماهیت داده‌ها، کیفی است. اطلاعات آن پس از مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه‌ای، با حضور در کارگاه‌ها، مصاحبه با شیشه‌گران و مشاهدۀ آثار از منظر ارتباط طراحی و کاربرد، به دست‌ آمده‌ و به شیوۀ تحلیل محتوا نگارش شده است. دستاوردهای حاصل از این پژوهش چنین بود که امروز در هیچ‌کدام از واحدهای شیشه‌گری، بخشی برای طراحی پیش از تولید اختصاص داده نشده، که عواملی چون ضعف آگاهی طراحان، عدم خلق روشی نو، فرهنگ سنتی حاکم بر این حرفه، تأثیرگذاری افراد نامتخصص و ناآشنا در فرایند تولید و غیره از دلایل آن است.
۱۷۶۷.

تطبیق تصویر آرایی معراج پیامبر (ص) در دیوارنگاره های بقاع گیلان و نسخه خمسه نظامی بر مبنای نظریه بیش متنیت ژرار ژنت

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: معراج پیامبر (ص) خمسه نظامی دیوارنگاره بقاع گیلان بیش متنیت ژرار ژنت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۰۶
در تاریخ هنر اسلامی، هنرمندان همواره مضامین دینی، عرفانی و ادبی را دست مایه خلق آثار ارزشمند خود قرار داده اند. مصورسازی واقعه شگفت انگیز معراج پیامبر (ص) از جمله این موضوعات است. آثار موجود با موضوع معراج باتوجه به ویژگی های سبکی مختلف و به تأثیر از شرایط فکری زمانه، از نظر شیوه و اجرای کار شباهت ها و تفاوت هایی دارد. نگاره های معراج پیامبر (ص)، در خمسه نظامی دوره صفوی و چهار دیوارنگاره بقاع گیلان دوره قاجار، از جمله این آثار بوده است. شناخت عمیق از نگاره های معراج و کشف روابط میان عناصر دو متن تصویری و دامنه تأثیرات نگاره معراج خمسه نظامی بر دیوارنگاره های بقاع گیلان از اهداف اصلی این پژوهش است. این پژوهش در صدد پاسخ به این پرسش هاست: 1- نگاره های معراج در خمسه نظامی اثر سلطان محمد و دیوارنگاره های بقاع گیلان، از لحاظ عناصر تصویری و ساختاری چه شباهت ها و تفاوت هایی با یکدیگر دارند؟ 2- از دیدگاه بیش متنیت ژرار ژنت، نگاره معراج خمسه نظامی تا چه اندازه در دیوارنگاره های بقاع گیلان تأثیرگذار بوده است؟ این پژوهش با رویکرد نظریه بیش متنیت ژرار ژنت، دارای ماهیت توصیفی- تحلیلی بوده، روش گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای انجام شده و تجزیه وتحلیل به صورت کیفی است. از نتایج این پژوهش چنین بر می آید، هنرمند نقاش بقاع ضمن برگرفتگی و تأثیرپذیری ویژگی های تصویری، مفاهیم و مضامین برخی جریانات هنری گذشته یا همزمان و موازی توانسته ترکیبی بدیع از یک سبک ممتاز مردمی را پدید آورد. همچنین، در معراج سلطان محمد و دیوارنگاره ها، با وجود آنکه هر دو نگاره از لحاظ موضوع و محتوا دارای معنایی مشابه بوده، اما کاربست عناصر تصویری و تمهیدات تجسمی با توجه به زمینه و بستر ایجادشده، یکسان و یک شکل نیست و هر دو اثر تصویری، شیوه متفاوتی از روایت و کیفیت هنری را نشان می دهد.
۱۷۶۸.

بررسی مفهوم هویتی و آرایه های فرهنگی کوبه های درهای همدان

کلیدواژه‌ها: کوبه در دق الباب خانه های سنتی همدان معماری ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۳۵
کاوش و تدقیق در اجزای معماری ایرانی حاوی اطلاعات ارزشمندی از دانسته ها و فرهنگ مردمی است که در بستر اجتماعی، تجربه چگونه بودن طی سالیان را به همراه دارد. درِ ورودی بنا، از اولین عناصر معماری سنتی ایران است که بر مخاطب عرضه می گردد و چگونگی و چرایی خصوصیات درِ خانه های همدان به ویژه کوبه، موضوع این پژوهش قرار گرفته است. این تحقیق با این سؤال ها که مفاهیم هویتی کوبه در چیست، و آرایه و تزیینات آن چه پیامی از فرهنگ مردم را منعکس می نماید، در پارادایم ساخت گرایی و با روش توصیفی ژرفانگر انجام یافت. جمع آوری اطلاعات مبتنی بر اسناد و مطالعات میدانی به شیوه مشاهده کنترل شده بوده و تحلیل اطلاعات بر استدلال استقرائی استوار بوده است. یافته های تحقیق مبین آن است که کوبه های نصب شده بر درهای چوبی خانه ها که به دقت شکل می یافت و تزیین می شد ، نه تنها مطابق با نمادهای فرمی جنسیت مرد و زن دارای تزیین بوده، بلکه نوای کوبیدن دق الباب، متناسب با هر جنس دارای صدایی بم یا زیر بود و به صورت قرارداد اجتماعی، هر کوبه خبر از خصوصیاتی از فرد مراجعه کننده آن سوی در، به همراه داشت. به این شیوه، کوبه در، به کنش فرهنگی مرتبط با حضور فرد غریبه، سامان می داده است. صنعت گران اجراکننده این عناصر و موقعیت نصب کوبه های زنانه، مردانه و غریب کوب نیز از دیگر موضوعات مقاله بوده است. نتایج این تحقیق معلوم نمود که درودگران و صنعت گرانی از همدان در کنار چلنگران اصفهانی در خلق فرم و تزیینات کوبه ها، ایفای نقش نموده اند. در دهه های متأخر برای کوبه ها، خویش کاری حفظ حریم جنسیتی منتفی بوده و تنها بر نقش تزییناتی آن تأکید شده است.
۱۷۶۹.

بررسی دگرگونی های نمایشی در نسخ خطی تعزیه نامه دوره ناصری و تأثیر آن بر تحوّل شبیه زینب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شبیهپردازی شبیه پویا تحول شبیه زینب دوره ناصری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۳۱
هدف اصلی این مقاله، یافتن دستاوردهای نمایشی حاصل از پیشرفت های ادبی در تحوّل و دگرگونی شبیه زینب در نسخ خطی دوره ناصری با توجه به شرایط اجتماعی/فرهنگی و سیاسی آن دوره است. گسترش روایت ها و داستان های نمایشی در هرکدام از این شبیه نامه ها، راه را برای تحوّل شبیه زینب به سمت شبیهی پویا باز می کند و درنتیجه مضمون های متنوع تری بروز می یابند. افزایش رخدادها و داستانک ها، باعثِ طرحِ مضامینِ متنوع برای شبیه زینب شده است و روی کردِ متفاوتِ شبیه زینب را برای مخاطب آشکار می سازد. عملکردهای متفاوت شبیه زینب، سیر تحول و دگرگونی این شبیه/ شخصیت را آشکار می کند. همچنین متناسب با ایستایی (ثابت و بدون تغییر) و پویایی، کارکرد و حرکت شبیه زینب به عنوان عامل اصلی شکل دادن داستان و وقایع، در تبیین شبیه/شخصیت زینب مؤثر است. دگرگونی های نمایشی در نسخ خطی تعزیه نامه دوره ناصری در راستای تحوّلات ادبی «افزایش مضامین» رخ داد و سبب بروز جنبه های نمایشی شبیه زینب در نسخ مربوطه شده است. اسناد و شبیه نامه های به جامانده از دوران ناصری، مهم ترین منابع موثق در رفع ابهام ها و کشف نکته های مورد ادعا است. سؤال اصلی این مقاله به چگونگی سیر تنوع و تطور شبیه زینب در نسخ خطی دوره ناصری معطوف می شود. همچنین فرضیه اصلی به سیر تنوع و تطور شبیه زینب با بررسی عملکرد وی در نسخ خطی دوره ناصری بر اساس شرایط اجتماعی/سیاسی و فرهنگی و همین طور نهادینه کردن جایگاه والای شبیه زینب به عنوان زن در اذهان عموم، برخلاف عرف جامعه آن زمان، شبیه زینب را از شبیهی بی هویّت به سوی شبیهی با نگرش منحصربه فرد معرفی می کند. داده های این تحقیق به روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و نسخ خطی تعزیه نامه به جامانده از دوران ناصری، تجزیه وتحلیل خواهد گردید. محدوده زمانی پژوهش به دوران ناصری «ناصرالدین شاه قاجار» و محدوده مکانی پژوهش مربوط به نسخ خطی تعزیه نامه تکیه دولت «تهران» مربوط است.
۱۷۷۰.

خوانشی بر آرایه های گچ بری خانه حسین خداداد (موزه زمان تهران)؛ یادگاری از عهد پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آرایه های گچ بری خانه حسین خداداد (موزه زمان) ایران باستان هنر اسلامی قاجار پهلوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۷۰
مقدمه: گچ بری در ایران اگرچه سابقه ای بس دراز دارد و آثار درخوری از آن به جای مانده، اما در ادوار قاجار و پهلوی در طرح و تکنیک مسیر متفاوتی را پیمود. در عین حال که گرایش های غربی را تجربه کرد، دل در گرو طرح و نقش های ایران باستان داشت. گچ بری های خانه حسین خداداد (موزه زمان) در همین زمره است. سرایی سرشار از آرایه های گچ بری که از تأثیرات متنوعی حکایت دارد. . هدف از این پژوهش مطالعه ساختار بصری، گونه شناسی نقوش و تکنیک های گچ بری و همچنین بررسی چگونگی تداوم نقوش گچ بری تاریخ معماری ایران در آرایه های گچ بری بنای مذکور است. بنابراین به دنبال پاسخی برای این پرسش هاست: ویژگی های بصری و گونه شناسی نقوش و تکنیک های گچ بری خانه حسین خداداد چگونه قابل دسته بندی است؟ عوامل اثرگذار بر شکل گیری مجموعه نقوش گچ بری بنای مذکور در ادوار قاجار و پهلوی چیست؟روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف توسعه ای، از منظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و با رویکرد کیفی است. گردآوری داده ها بر اساس مطالعات کتابخانه ای و بویژه تحقیقات میدانی صورت گرفته است. برای دستیابی به اهداف پژوهش پس از بررسی و تحلیل آرایه های گچ بری خانه مذکور به تطبیق نتایج به دست آمده با انواع نقوش و تکنیک های گچ بری ادوار تاریخ معماری ایران پرداخته شده است.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که نقوش به کاررفته در سطوح گچ بری خانه حسین خداداد در چهار دسته نقوش گیاهی، هندسی، حیوانی و انسانی قابل دسته بندی هستند. اجرای نقوش گچ بری بنا به وسیله هفت تکنیک اجرایی ازجمله: برهشته، نیم برجسته، گچ بری روی آینه تخت، تلفیق گچ بری با شیشه، کشته بری، تنگ بری و کپ بری انجام شده است. ساختار طراحی و ترکیب بندی کلی نقوش نیز با پیروی از الگوی تکرار و تقارن صورت گرفته است. پیشینه تعدادی از نقوش ازجمله برگ کنگر، پالمت، گل نیلوفر، خوشه انگور و نقوش هندسی همچون قاب های مربع و مستطیل، زنجیره خمپا و رشته های مرواریدی به نقشمایه های ایران باستان برمی گردد و بخشی دیگر همچون نقوش اسلیمی و ختایی ظریف و کم برجسته، انواع گل ها و برگ های درهم تنیده در سطوح وسیع و نیز آرایه های گچ بری اتاق اصفهانی ها برگرفته از نقوش ادوار اسلامی به ویژه دوره صفویه هستند. همچنین بهره گیری از نقشمایه های فرنگی، طراحی طبیعت گرایانه نقوش گیاهی، اجرای نقوش به شیوه برجسته و واقع گرا و نیز کاربست تکنیک هایی همچون گچ بری روی آینه های تخت، لندنی سازی و گلویی سازی در بنا متأثر از جریانات فرنگی سازی ادوار قاجار و پهلوی بوده است.نتیجه گیری: در مجموع می توان گفت آرایه های گچ بری خانه حسین خداداد تحت تاثیر سه عامل اساسی حفظ هویت ملی ایرانی، هویت ایرانی اسلامی و جریانات فرنگی سازی ادوار قاجار و پهلوی شکل گرفته است. این بنا در کنار معماری چشم نواز خود مجموعه ای غنی و بدیع از آرایه های گچ بری ادوار مختلف تاریخ هنر معماری ایران را پیش چشم بیننده امروزی زنده نگاه داشته است.
۱۷۷۱.

مفهوم شهر هوشمند: مرور نظام مند تعاریف شهر هوشمند با استفاده از روش تحلیل مفهوم تکاملی راجرز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شهر هوشمند تحلیل مفهوم تحلیل محتوا مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۲۵۹
تاکنون تلاش های گوناگونی برای روشن ساختن مفهوم «شهر هوشمند» شده است اما روشن ساختن مسائل مفهومی آن با استفاده از روشی نظام مند یک ضرورت است. در این تحقیق، پرسش از مفهوم شهر هوشمند، پرسشی ست نظری از چیستی این مفهوم در تعاریف ارائه شده در ادبیات نظری برای واضح سازی این مفهوم با استفاده از روش تحلیل مفهوم تکاملی راجرز. بدین ترتیب با استفاده از روش تحلیل محتوای جهت دار، بر پایه عناصر ساختاری ارائه شده در روش تحلیل مفهوم تکاملی راجرز (پیش آیندها، ویژگی ها و پس آیندهای مفهوم)، کدگذاری داده ها و شناسایی مقوله ها در محتوای 99 تعریف شهر هوشمند انجام شده است. شناسایی پیش آیندهای مفهوم در تعاریف، مبین آن است که اگرچه مفهوم شهر هوشمند به شدت تحت تأثیر فضای مه آلود و پرهیاهوی بازار فنّاوری است ولیکن اکنون از مسیرهای تعیین شده توسط شرکت های عرضه کننده فنّاوری کمتر سخن گفته می شود و بیشتر بر زمینه و چشم انداز در توسعه این مفهوم تأکید می شود. وجه مشخصه اکثر تعاریف، تمایل به مشخص کردن ویژگی های عام عملکردی (اقتصاد، مردم، حکمروایی و ...) هوشمند برای شهر است و عینیّت یافتن ویژگی های ساختاری و عملکردی شهر هوشمند، عمدتاً با سه نتیجه – کیفیت زندگی، پایداری و بهینه سازی فرایندها - مرتبط دانسته شده است. تکامل مفهوم شهر هوشمند، تابع هم آفرینی فنّاوری طی فرایند مشارکت همدلانه شهروندان است تا نقش شهروندان از «سوژه های داده» متخصصان فنّی به عاملیتی توانمند در هوشمند کردن شهرها ارتقاء یابد.
۱۷۷۲.

جایگاه مفهوم مسکن قابل استطاعت در برنامه های مسکن ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسکن مسکن قابل استطاعت برنامه های توسعه ایران محیط زندگی پایدار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۱۶۷
مقدمه: مسکن قابل استطاعت یکی از مسائل حیاتی اقتصادی و اجتماعی،  این مفهوم به توانایی افراد و خانواده ها برای تأمین مسکن مناسب با در نظر گرفتن درآمد و هزینه های مسکن اشاره دارد و به طور سنتی بر اساس معیارهای اقتصادی تعریف و ارزیابی می شود. هدف پژوهش: هدف بررسی جایگاه مسکن قابل استطاعت در برنامه های توسعه پس از انقلاب و تحلیل شاخص های مورداستفاده در سیاست های آن است. روش شناسی: روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی است. با استفاده از مطالعات اسنادی و بررسی اسناد قانونی و برنامه های موجود، سیاست های رفاهی مسکن در دوران پس از انقلاب اسلامی در ایران بررسی و با استناد به شاخص های جهانی مسکن قابل استطاعت توصیف و تحلیل شده است. یافته ها و بحث: سیاست های مسکن پس از انقلاب، رویکردهای مختلفی برای تأمین مسکن قابل استطاعت اتخاذ کرده، با این حال، بسیاری از این تلاش ها بر کوچک سازی متمرکز بوده اند. این امر منجر به ایجاد مسکن های کوچک و ناپایدار و حاشینه نشینی شده است که با نیازهای خانواده ها متناسب نیستند. همچنین عدم وضع مالیات های مؤثر برای کنترل سوداگری زمین و مسکن و محدودیت های توسعه شهری، از جمله عواملی است که عرضه زمین را محدود و باعث افزایش قیمت زمین و مسکن شده است. نتیجه گیری: در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران، مسکن به عنوان مولفه ای مهم شناخته می شود که به کاهش نابرابری ها، تقویت عدالت اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی و تأمین مسکن برای اقشار کم درآمد و محروم جامعه می پردازد. این برنامه ها شامل بهسازی زیرساخت های مسکن، حمایت از تولیدکنندگان واحدهای مسکونی کوچک و تضمین مسکن برای گروه های آسیب پذیر است. با این حال، به نظر می رسد که در برخی از این برنامه ها به مسکن توجه کافی نشده است، که می تواند نشان دهنده عدم هماهنگی در برنامه ریزی باشد. شفافیت، نظارت دقیق، بهسازی و تمرکز بر مسکن می تواند به عدالت اجتماعی و کاهش نابرابری کمک کرده و باید در همه برنامه های توسعه در اولویت قرار گیرد.
۱۷۷۳.

بررسی و شناخت تاثیرات نسبت های طلایی در ایجاد زیبایی بصری شهر تاریخی ماسوله(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تناسبات طلایی زیبایی بصری آرایه های معماری ماسوله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۰۸
شهر تاریخی ماسوله، واقع در استان گیلان، یکی از نمونه های برجسته به کارگیری تناسبات طلایی و هندسی در معماری ایران است که به ایجاد زیبایی بصری و انتقال مفاهیم معنوی منجر شده است. این پژوهش با هدف بررسی و شناخت تأثیرات نسبت های طلایی در شکل گیری زیبایی بصری ماسوله انجام شد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از مطالعات میدانی و نرم افزارهایی مانند اتوکد 2024، آتریس گلدن سکشن 5.9.2 و فی ماتریکس 1.618 برای الگوها و تناسبات طلایی موجود در آرایه های معماری ماسوله استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که اعتقادات دینی، احترام به طبیعت، نیازهای اقلیمی و سازه ای و استفاده از مصالح بوم آورد از عوامل اصلی مؤثر بر شکل گیری معماری ماسوله بوده اند. تناسبات طلایی، از جمله دایره طلایی، مستطیل طلایی، مارپیچ طلایی و مثلث خیام-پاسکال، به طور گسترده در طراحی ابنیه و تزئینات این شهر به کار رفته اند. نتایج حاکی از آن است که استفاده از تناسبات طلایی، علاوه بر ایجاد تعادل و هماهنگی بصری، ریتمی چشم نواز و پایدار را در ساختار کالبدی ماسوله به وجود آورده است. همچنین، این تناسبات در طراحی بازشوها، درب ها و تزئینات داخلی مانند نقش مایه های مذهبی و گیاهی، به انتقال مفاهیم فرهنگی و معنوی کمک کرده اند. انطباق ساختار پلکانی ماسوله با سلسله اعداد فیبوناچی و مثلث خیام-پاسکال، نشان دهنده هوشمندی در هماهنگی با شرایط محیطی و اقلیمی بوده و دسترسی آسان را در محیط های شیب دار فراهم کرده است. علاوه بر این، بررسی تزئینات معماری نشان می دهد که استفاده از پیمون های کوچک و بزرگ نقش مهمی در ایجاد هویت محلی و انطباق با مصالح بوم آورد داشته است. ساختارهای معماری ماسوله توانسته اند هماهنگی میان طبیعت، فرهنگ و معماری را به بهترین شکل ممکن نمایان سازند و الگوی موفقی برای طراحی در مناطق مشابه ارائه دهند.
۱۷۷۴.

A Machine Learning-Based Framework for Predicting Place Attachment in Senior Housing: Toward Human-Centered and Age-Friendly Environmental Design(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Place attachment Environmental Design Machine Learning Elderly Housing Ridge Regression Human-Centered Design

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۹
The psychological bond between elderly residents and their living environment—termed place attachment—plays a critical role in aging-in-place strategies. This study investigates the impact of environmental design characteristics on place attachment and evaluates the predictive capabilities of machine learning in this context. Methods: A cross-sectional survey was conducted among 490 elderly residents in Tehran using a 38-item Likert-scale questionnaire. The study applied three regression-based algorithms—Linear, Polynomial, and Ridge Regression—to model the relationship between 20 environmental design variables and place attachment scores. Results: "Positive Home Experiences" (r = 0.68), "Freedom from Confinement" (r = 0.64), and "Safety Features" (r = 0.53) emerged as the most influential predictors. Ridge Regression achieved the highest prediction accuracy, with an R² value of 0.6792. Conclusion: The findings demonstrate the potential of machine learning to support human-centered design by enabling the early-stage evaluation of housing for the elderly. The proposed predictive framework can inform architecture curricula, computer-aided design (CAD) tools, and age-friendly housing policies.
۱۷۷۵.

در جستجوی نقاشی هایی با خطای بصری پیشرفته به روایت ابن هیثم در المناظر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نقاشی تمدن اسلامی نقاشی های مومی مصر ابن هیثم تزاویق خطای بصری کتاب المناظر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۲۱
ابن هیثم در بحثِ خطای زبری در المناظر به نقاشی هایی اشاره می کند که در آن ها، حیوانات، اشخاص معین، گیاهان و دیگر عناصر بصری به طور طبیعی بازنمایی شده اند؛ از آنجا که در سده های 4و5ه.ق، نقاشی در تمدن اسلامی به چنان سطح واقع نمایی نرسیده بود، این پرسش مطرح است که ابن هیثم به کدام نقاشی ها اشاره می کند؟ اهمیت گزارش ابن هیثم، افزون بر آن که آگاهی ها از تاریخ نقاشی را گسترش می دهد، می تواند روایت چگونگی شکل گیری نقاشی در عصر رنسانس را نیز بپرورانَد. پژوهش در پی آن است که با استناد به گزارش های تاریخی و سنجش آن با کاوش های باستان شناسی در سده بیستم، نقاشی های روایت شده در المناظر را شناسایی کند. از نظر تاریخی، سخنان فارابی و مسعودی درباره نقاشی هایی مطرود در سده های آغاز مسیحیت، مهم ترین سرنخ های شناسایی آن نقاشی هاست. هم چنین، اقامت طولانی ابن هیثم در مصر از یک سو، و کشف و شناسایی نقاشی های مومی در نواحی صَعید (فیوم) از سوی دیگر، زمینه سنجش گزارش المناظر را فراهم می سازد. پژوهش با روش تحلیل تاریخی و تطبیق ویژگی های تکنیکی نقاشی با گزارش ابن هیثم، درپیِ شناخت همبستگی میان آن ها است. بنابراین، در نبود هرگونه آگاهی تاریخی از دیگر سنت های بازنمایی، می توان گفت نقاشی های مومی مصر، در چارچوب همان سنت بازنمایی پدید آمده بود که ابن هیثم در المناظر از آن سخن می گوید.
۱۷۷۶.

«دروازه خدایان»، «دروازه پدران» و ترازوی کیهانی بر کاسه عصر آهن لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مفرغ لرستان دروازه خدایان دروازه پدران میترا کیوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۵ تعداد دانلود : ۲۷۸
گمانه زنی درباره دین تولیدکنندگان مفرغ های عصر آهن لرستان همواره با نظرات متناقضی همراه بوده است. تحلیل نقوش سماوی روی مفرغ های لرستان می تواند بخشی از ابهامات موجود در این باره روشن سازد. در میان مفرغ های لرستان کاسه اختری مملو از نقوش سماوی وجود دارد. در مقاله حاضر برای نخستین بار نقوش سماوی دو بخش 4 و 8 این کاسه براساس مفاهیم میتولوژیک ادیان هندوآریایی و منابع متنی ایران باستان تفسیر شدند. روش پژوهش «توصیفی-تحلیلی» است و داده های پژوهش از منابع موزه ای و کتابخانه ای گردآوری شدند. طبق یافته های پژوهش دو بخش (الف)4 و 8 رمزی از دو کفه ترازوی کیهانی هستند و دو بخش (ب)4 و 8 کاسه بر دروازه های کیهانی «پدران» و «دیوان» دلالت دارند. مرکز کاسه رمزی از قطب آسمان و «دروازه خدایان» است. کسی که به واسطه تشرّف به اسرار کبیر به مرکز وجود خویش و به مرکز هستی بازگشته بود، با عبور از «دروازه خدایان» با ذات خدا یگانه می گشت. از «دروازه پدران» اما دوباره به گیتی بازمی گشتند. در سنت ایرانی به ترتیب دو خدای «میترا» و «کیوان» نگاهبانی از دو دروازه «خدایان» و «پدران» را برعهده داشتند. چنین می نماید که بر کاسه برخلاف سنت هندی «دروازه خدایان» با سمبولیسم قطبی ارتباط دارد، نه با سمبولیسم خورشیدی.
۱۷۷۷.

نظریه ای تبیینی برای توضیح سطوح مشارکت در معماری بر مبنای منطق فرایندهای تصمیم گیری در خصوص محیط انسان ساخت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصمیم گیری مشارکتی معماری مشارکتی محیط انسان ساخت نظریه معماری واحد عمل شناختی - فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۶۱
بیان مسئله: مشارکت موضوعی چندوجهی و چندپارادایمی است که نمی توان توضیح مطلقی از آن ارائه داد؛ اما بدون نظریات تبیینی نیز نمی توان به بررسی کاربردی مفاهیم مشارکت یا توسعه و ارزیابی نظریات مشارکت در معماری پرداخت. دردست نبودن چارچوب های تبیینی، به ازهم گسیختگی و نارسایی های نظری انجامیده است. بر این اساس، این پرسش مطرح شده است که «کدام مفاهیم قابل تفکیک و قابل سطح بندی می توانند توضیحی از ماهیت تصمیمات مشارکتی مربوط به محیط انسان ساخت ارائه دهند که نارسایی های نظری این حوزه را در توضیح تجارب گوناگون برطرف کند؟»هدف پژوهش: فراهم آوردن چارچوبی تبیینی که بتواند ویژگی ها و مقولات تصمیمات مشارکتی را در حوزه معماری، به گونه ای قابل شناسایی و قابل ارزیابی توضیح دهد.روش پژوهش: روشی کیفی و سه مرحله ای مبتنی بر استدلال منطقی در پیش گرفته شده است که به کمک مدل سازی مفهومی به تبیین چارچوب نظری می پردازد. در این روش ابتدا چارچوب و تعریفی اولیه برای توضیح مشارکت در تصمیمات مربوط به معماری ارائه می شود که مؤلفه ها و مقولات سطح بندی شده و مشخصی دارد. در مراحل بعدی با تحلیل منطق نظریات و سه تجربه مشارکت در معماری، به کمک مصاحبه های نیمه ساختاریافته، کاربرد این چارچوب بررسی شده و مدل پیشنهادی راستی آزمایی می شود.نتیجه گیری: می توان براساس منطق مفاهیم «چرخه تصمیم گیری» و «واحد عمل شناختی-فرهنگی» و با شرح رابطه میان مقولات «فرایند تصمیم گیری مشارکتی»، «توزیع قدرت تصمیم گیری» و «تعاملات میان مشارکت کنندگان»، توضیحی قابل ارزیابی از پدیده مشارکت در تصمیمات مربوط به محیط انسان ساخت ارائه کرد. در این تصمیمات، سطح خودزایی در فرایند، سطح توزیع در قدرت تصمیم گیری و سطح دستیابی به زبان مشترک در تعاملات، می توانند توضیح دهنده سطح کلی مشارکت باشد.
۱۷۷۸.

نقد آرای ارنست کونل درباره خو شنویسی اسلامی با توجه به فلسفه سنتی هنر و رسایل سنتی خو شنویسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خوشنویسی اسلامی کونل هنر اسلامی سنت هنر قرآنی نقد سنت گرایانه رسالات خوشنویسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۱۹۷
از میان شاخه های پرشمار هنرها، خو شنویسی در جهان اسلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است. ارنست کونل، محقق آلمانی اوایل سده بیستم، درباره خوشنویسی اسلامی مباحثی مطرح کرده که به نظر باید با نگرشی متفاوت مورد تحلیل و نقد قرار گیرد، تا ضمن پرهیز از روحیه حاکم بر اندیشه وی، بشود سره از ناسره را در آرای وی جدا و در یک چارچوب منظم تبیین کرد. هدف این پژوهش تحلیل و نقد تبیینی جایگاه و اهمیت خوشنویسی اسلامی ازنظر ارنست کونل است. مسئله این است که 1. کونل چگونه نسبت میانِ اسلام، هنر و بنیان های خوشنویسی اسلامی را تبیین کرده است؟ 2. آرای وی با آنچه در رساله های خو شنویسی دوره های مختلف وجود دارد، چه تفاوت ها و تشابه هایی دارد؟ روش تحقیق بر تحلیل و نقد، تفسیر، تشریح و تبیین آرا بر اساس متون سنتی و روش سنتی نقد انجام شده و شیوه جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان داد کونل به عنوان محقق عینی گرا اگرچه هنر خوشنویسی اسلامی را برخاسته از کتاب وحی می داند اما به نظر وی اسلام نقش محدودکننده هنر فیگوراتیو داشته که ازنظر وی همین موضوع باعث رشد هنر خوشنویسی شده، همچنین عملکردِ خوشنویسی را نیز تحت تأثیر ایدئولوژی اسلام در خدمت قدرت و سلیقه حاکمان می داند. از منظر سنتی، بااینکه آموزه های دینی، حدودی را بر هنر تحمیل می کنند، اما اطلاق ایدئولوژی بر اسلام خطا و منشأ خطاهای دیگر در تفسیر دانش و هنر برخاسته از متن آن می گردد. اسلام از یک کلیت برخوردار است و نمی توان آن را با عقاید و نِحَل بشری قیاس کرد. حکمت معنوی اسلامی در صورت و معنای هنر خو شنویسی متجلّی شده و به دلیل تقلیل دین به حد ایدئولوژی، این وجه مهم از آن نادیده گرفته شده است. با استناد به رساله های خوشنویسی به این نتیجه می رسیم که عناصر هنر خوشنویسی دارای مؤلفه معنوی و کار کرد آن، نمادین است و هنرمند از طریق خوشنویسی به کسب معرفت، وصول به کمال و انتقال آن به هنرش می پردازد. این نکته نیز از دید کونل پنهان مانده و وی متوجه صراحت رساله های خوشنویسی در تأکید بر معنویت اسلامی نشده است.
۱۷۷۹.

تحلیل و ارزیابی مصوبات (دوره پنجم) شورای اسلامی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مصوبات شورای شهر تهران شهرداری تهران طرح لایحه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۲۰
شوراهای اسلامی و شهرداری ها ارکان اصلی اداره شهرها را در ایران تشکیل می دهند. اهمیت و جایگاه شورای اسلامی شهرها به عنوان نهاد سیاستگذار در قوانین فرادست باعث شده تا این شوراها بر فرایندها و عملکرد مدیریت شهری تأثیرات قابل توجهی داشته باشند و به عبارتی عملکرد مدیریت شهری تابعی از تصمیمات و سیاست های مصوب این نهاد باشد. بنابراین ضروریست به منظور آسیب شناسی عملکرد و تدوین راهبردهای رفع آسیب، این نهاد مورد ارزیابی قرار بگیرد. طبیعتاً مؤثرترین ابزار ارزیابی عملکرد شوراها را مصوبات آنها تشکیل می دهند. بر این اساس هدف این تحقیق ارزیابی مصوبات شورای اسلامی شهر تهران در دوره پنجم و تحلیل کمی و کیفی محتوای آنهاست. این تحقیق از نوع تحقیق های تحلیل محتواست. داده های مورد نیاز در این تحقیق به روش های میدانی و اسنادی گردآوری شده است. مهمترین مرجع داده های مورد نیاز را سامانه جامع مصوبات شورای اسلامی شهر تهران تشکیل می دهد. جامعه آماری این تحقیق را تمامی مصوبات شورای دوره پنجم شهر تهران تشکیل می دهد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که شورای اسلامی دوره پنجم شهر تهران اگرچه به لحاظ شاخص های کمی موفقیت و رشد قابل ملاحظه ای را به دست آورده اما بررسی محتوای مصوبات نشان از عدم توفیق این شورا در انجام مأموریت های محوله در قانون تشکیلات، وظایف و اختیارات شوراهای اسلامی است. بخش عمده ای از عملکرد این دوره از شورا را مصوباتی تشکیل می دهند که عملاً تأثیر چندانی بر افزایش کیفیت زیست شهری نداشته و فاصله قابل توجهی بین نیازهای شهروندان و محتوای مصوبات شورای شهر تهران وجود دارد. همچنین تمرکز اصلی مصوبات شورا بر موضوعات شهرداری بیشتر از مسائل و موضوعات شهری بوده است. بر این اساس راهکارهای پیشنهادی عبارتند از: تمرکز شورا بر روی موضوعات نظارتی تا قانون گذاری، فاصله گیری از موضوعات سطحی و تئوریک و پرداختن به متصویرات اصلی شهر تهران و ارزیابی میزان عملیاتی شدن مصوبات قبلی شورا.
۱۷۸۰.

منظر سرزمینی: تبیین نسبت مفهوم سرزمین با منظر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منظر سرزمین منظر سرزمینی پدیده ای عینی-ذهنی فضای انسان ساخت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۶۵
 منظر و سرزمین مفاهیمی اند که به ارتباط جوامع انسانی با محیط اشاره دارند. علی رغم کاربرد گسترده در پژوهش های مختلف، در برخی از موارد این مفاهیم به شکلی غیر واضح به جای یکدیگر استفاده شده اند که همین امر سبب ایجاد ابهام در نسبت مفهومی و همچنین کاربرد صحیح آن ها در پژوهش های علمی شده است. با درنظرگرفتن این مسئله، این پژوهش درنظر دارد با مطالعه مفاهیم منظر و سرزمین به تبیین نسبت این دو مفهوم به منظور استفاده صحیح از آن ها در پژوهش های آتی بپردازد. برهمین مبنا، این پژوهش به این سؤال ها پاسخ می دهد که چه تفاسیری از مفاهیم منظر و سرزمین در میان پژوهش ها مختلف وجود دارد؟ و براساس این تفاسیر چه ارتباط مفهومی بین مفاهیم منظر و سرزمین قابل تصور است؟ این پژوهش از نوع کیفی است و روش جمع آوری داده در آن مبتنی بر روش کتابخانه ای و جست و جو در پایگاه های داده داخلی و خارجی است که براساس بهره گیری از روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد، سرزمین ذاتاً یک منظر است و می توان آن را گونه ای از منظر دانست و تحت عنوان «منظر سرزمینی» مفهوم پردازی کرد؛ با این حال، این گونه منظر بزرگ مقیاس خود برآمده از مجموعه ای از واحدهای منظرین (منظرهای خرد) است که ادراک آن ها در کنار هم کلیت سرزمین و هویت آن را تشخص می بخشد. علاوه بر این، «منظر سرزمینی» به مفهومی متفاوت از «سیمای سرزمین» یا «آمایش سرزمین» اشاره دارد و بر خلاف آن ها با رویکردی کل نگر، ابعاد عینی-ذهنی سرزمین را مدنظر قرار می دهد و بر این موضوع تأکید دارد که سرزمین یک واحد تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، قومی و فرهنگی، اکولوژیک و ... است که مجموعه ای از صفات اساسی هویت دهنده وحدت بخش را در یک پهنه جغرافیایی سبب می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان