ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۸۱ تا ۱٬۹۰۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۱۸۸۱.

بررسی آسایش حرارتی فضای باز در دوره گرم سال در ساختمان های سنتی احیاء شده، (نمونه موردی: دانشکده هنر و معماری یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۲۰۱
تعیین محدوده آسایش حرارتی در فضای باز پیچیده بوده و از آنجاکه وجود آسایش حرارتی بر حضور بیشتر افراد در فضای باز کمک می کند، امری مهم است. در پژوهش حاضر سعی شده است محدود آسایش حرارتی افراد در فضای باز بناهای سنتی و احیا شده، در اقلیم گرم و خشک شهر یزد تعیین گردد. به این منظور در پنج حیاط مرکزی از مجموعه دانشکده هنر و معماری شهر یزد به عنوان بناهایی که از کاربری مسکونی به آموزشی تغییر کاربری داده اند، یک پایش میدانی در فصل گرم سال انجام شده، که شامل اندازه گیری اطلاعات اقلیمی همزمان با تکمیل 389 پرسشنامه آسایش حرارتی توسط دانشجویان دانشکده بوده است؛ سپس به کمک نرم افزار Ray Man و SPSS اطلاعات به دست آمده تحلیل و پس از بررسی نمودارهای رگرسیون خطی، محدوده آسایش حرارتی برای افراد در حیاط های مرکزی دانشکده به عنوان یک خرد اقلیم در منطقه گرم و خشک شهر یزد بین بازه 28-16/5 درجه سانتی گراد براساس شاخص دمای معادل فیزیولوژیک (PET) به دست آمد و به علت اینکه ترکیب عوامل اقلیمی و جغرافیایی برای هر منطقه ی خاص منجربه درک متفاوت از شرایط آسایش حرارتی برای افراد آن جامعه خواهد شد، این بازه آسایش با محدوده های آسایش در مناطق دیگر که در پژوهش های متعدد تعیین گردیده است، متفاوت می باشد. از مقایسه حیاط های مورد مطالعه نیز چنین برآمد که هرچه حیاط دارای نسبت ارتفاع به عرض بیشتر و محصورتر باشد، میزان دریافت سایه و درنهایت آسایش حرارتی در طول شبانه روز برای ایام گرم سال بیشتر خواهد بود.
۱۸۸۲.

مطالعه تطبیقی آثار لوکوربوزیه و زاها حدید براساس نظریه واگرا و همگرا گیلفورد در طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۷۲
در برخی از آثار به جای مانده ی معماری، رویکردی طولی و در برخی دیگر رویکردی عرضی مشاهده می شود. در رویکرد طولی معماران آثار خود را با تفاوت و تمایز قابل توجه بوجود آورده اند؛ اما معماران گروه دوم با توجه به تنوع آثار، تفاوت و تمایز چشمگیری در تولید آثار خود نداشته اند. گسترش حوزه تفکر معماری از طریق بسط نظریه تفکر خلاق (تفکر واگرا و همگرا) گیلفورد و همچنین افزایش امکان تصمیم گیری در تولید معماری تأثیرگذار، هدف های اصلی این تحقیق هستند. رسیدن به هدف های تعیین شده در درجه نخست مستلزم اثبات این فرضیه است که خلاقیت معماری در فرآیند تولید اثر، با گرایش حداکثری توسط یکی از دو روش تفکر خلاق پیوسته یا گسسته به ترتیب در طول و عرض فرآیند تفکر خلاق روی می دهد. روش تحقیق بر اساس هدف، بنیادی، و براساس یافته ها، توصیفی- پیمایشی است. برای اثبات فرضیه، پنج بنا از آثار لوکوربوزیه و زاها حدید تحت معیارهای اصلی فرم و شکل با هم تطبیق داده شده اند. بررسی ها نشان می دهند که نظریه تفکر خلاق قابل تغییر و تبدیل در عرصه ی معماری با تفکیک تفکر واگرا و همگرا است. بنابراین در خلاقیت گسسته مبتنی بر تفکر واگرا، طراح تأمل چندانی برای تکرار محصول بوجود آمده ندارد و به زودی از آن جدا شده و به خلق محصولی دیگر همت می گمارد؛ به طوری که محصول جدید در تفاوت و تمایزی قابل توجه نسبت به محصول قبلی شکل می گیرد. در حالی که در خلاقیت پیوسته مبتنی بر تفکر همگرا، نوعی از هیجانات ذهنی روی می دهد؛ که متعاقب آن طراح به نکات جدید و قابل ارایه دست می یابد. در این نوع از خلاقیت، هسته ی اصلی تفکر به صورت ثابت در همه منظرها به روشنی خود را نشان می دهد؛ در حالی که مناظر بطور محسوس اما تلویحی با یکدیگر تفاوت دارند. تحقیق تمایز و تفوق حداکثری تفکر واگرا (خلاقیت گسسته) در آثار لوکوربوزیه را بر تفکر همگرا (خلاقیت پیوسته) در آثار زاها حدید آشکار می کند.
۱۸۸۳.

شناسایی نحوه اثرگذاری ابعاد بیوفیلیکی شهر رامسر بر ادراک کیفیت زندگی شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۱۸۵
با توجه به رشد بحران­های محیط زیستی در دو دهه گذشته در سکونتگاه­های انسانی به‌طورکلی و در شهرها به‌طور خاص، اندیشمندان و پژوهشگران حوزه­های علوم محیطی در پی رویکردها و راهکارهایی بوده­اند که موجب ارتقاء زیست پذیری در شهرها شود. یکی از فراگیرترین این رویکردها، که در راستای رسیدن به ابعاد محیط زیستی توسعه پایدار شهری ارائه‌شده، برگشت انسان به طبیعت یا بیوفیلیک بوده است. بااین‌وجود، پژوهش منسجم و جامعی در راستای چگونگی اثرگذاری این مفهوم بر زیست پذیری و کیفیت زندگی شهری صورت نپذیرفته است. در همین راستا، این پژوهش با هدف شناسایی نحوه اثرگذاری ابعاد بیوفیلیک بر ادراک افراد در شهرها از کیفیت زندگی خود انجام شد. بدین منظور، پس از مرور دو مفهوم بیوفیلیک در شهرها و همچنین کیفیت زندگی شهری، مدل مفهومی پژوهش تبیین شد و با استفاده از پیمایش پرسشنامه­ای در شهر رامسر در شمال ایران، موردبررسی قرار گرفت. نمونه مورد مطالعه شامل 384 نفر از شهروندان رامسر بر اساس فرمول کوکران بوده است. داده­های به‌دست‌آمده با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم­افزار Smartpls2 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که سه عامل "کالبد"، "سازمان­های طبیعت محور" و "نگرش­ها و آگاهی­های طبیعت محور" به‌عنوان معنادارترین عوامل طبیعت محور در اثرگذاری بر کیفیت زندگی شهروندان رامسر طی سازوکار ویژه­ای مؤثر واقع‌شده‌اند. از بین بردن تناسبات و عناصر طبیعی در سال­های اخیر توسط ساخت­وسازهای بی­برنامه و ناهماهنگی موجود بین کالبد و عناصر طبیعی در این شهر ازنظر شهروندان به‌عنوان اصلی­ترین دلیل کاهش کیفیت زندگی در این شهر شناخته‌شده است. با توجه به ذهنیت شهروندان، فراگیر شدن نگرش­ها و آگاهی­های بیوفیلیکی موجب خواهد شد تا اولویت‌های حکمروایی در شهرها تغییر پیدا کرده و توجه به طبیعت افزایش پیدا کند. همچنین، وجود نگرش­های و آگاهی­های بیوفیلیک در بین شهروندان موجب خواهد شد تا آن­ها به سلامت خود توجه کنند و در مجموع در این فرایند به‌طور تدریجی سطح کیفیت زندگی شهروندان نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
۱۸۸۴.

آینده های بدیل هویت نزد معماران و شهرسازان ایران مبتنی بر روش تحلیل لایه ای علّی(CLA)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۹۸
اهداف: مفهوم "هویت" به عنوان یکی از پرمخاطب ترین و پربحث ترین موضوعات معماری و شهرسازی، همواره در مقالات و مطالعات این حوزه محل بحث و مداقّه بوده است. اما قرائت های گوناگون و عدم مفاهمه بر سر این مفهوم به نوعی سردرگمی در سیاست ها و برنامه ریزی ها انجامیده است. در این میان آینده پژوهی می تواند به مثابه یک فراپارادایم با بررسی ذهنیت و تصاویر افراد از آینده به تصمیم سازی و برنامه ریزی های دقیق تر کمک شایانی نماید. پژوهش حاضر سعی دارد با قدمی هرچند مختصر به سوی آینده، به این سوال پاسخ دهد که آینده های بدیل هویت معماری و شهرسازی ایران کدامند؟ روش ها: این پژوهش به عنوان یک پژوهش بنیادی، در سنت پژوهش های کیفی، بر اساس مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. برای فهم عمیق تر ذهنیت مشارکت کنندگان ابتدا با به کارگیری روش تحلیل تم، مضامین اصلی و فرعی شناسایی و سپس با استفاده از روش تحلیل لایه ای علّی (CLA)، با بازخوانی مضامین اصلی و فرعی، گزاره های اصلی در هر لایه طبقه بندی و تصاویر بدیل آینده از مفهوم هویت احصاء گردیده است. یافته ها: یافته های پژوهش گویای آن است که تصاویر آینده ی هویت در ذهنیت معماران و شهرسازان شامل چهار تصویر بدیل است که عبارتند از: "کفایت آیدنتیتی و پایستگی تکنولوژی"، "برساخت فاجعه و آینده ناچار"، "بازگشت به خلوص" و "فرزانگی و خلق هویت فربه". نتیجه گیری: تصاویر به واسطه قدرت خود در جهت دهی اراده ها، از عوامل مؤثر در شکل گیری آینده اند. نتایج پژوهش چهار اراده بر ساخت آینده هویت معماری و شهرسازی در ایران را نشان می دهد.
۱۸۸۵.

ارزیابی تأثیر عایق رطوبتی جذبی نانو بر کاهش جذب آب ملاط ماسه سیمان مورداستفاده در مرمت های گذشته تخت جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۲۲۳
بنای تخت جمشید تحت تأثیر عوامل مختلف در معرض فرسایش و تخریب ناشی از رطوبت است و ملاط های سیمانی مورد استفاده در مرمت های گذشته، یکی از چالش های حفاظت این مجموعه فاخر سنگی است. این ملاط ها با گذشت زمان، به دلیل جذب آب بیشتر نسبت به سنگ، موجب تشدید نتایج مخرب رطوبت و بروز آسیب های جدی اما تدریجی و غیرقابل جبران شده اند. از آنجا که حذف این ملاط ها و جایگزین کردن اقدامات مرمتی گذشته به منظور بهبود وضعیت موجود کار بسیار دشواری است و ممکن است پیامدهای آسیب زایی برای این آثار ارزشمند داشته باشد، در این پژوهش تلاش شده است تا با انجام مطالعات جامع پیرامون وضعیت موجود این آثار و مرمت های انجام شده باسیمان، تأثیر عایق های رطوبتی نانو بر کاهش جذب رطوبت ملاط های سیمانی استفاده شده، ارزیابی شود؛ بنابراین، هدف از این پژوهش ارزیابی راه کاری نوین بدون نیاز به حذف ملاط سیمانی و با مداخله محدودتر، برای حفاظت از این آثار است. در این مطالعه از روش تحقیق کاربردی و ترکیبی بهره گرفته شده و با در نظر گرفتن مفاهیم نظری درقالب مطالعات آزمایشگاهی انجام شده است. در این فرایند، آزمون های مویینگی و درصد جذب آب نمونه های شاهد ملاط سیمانی و دو نوع عایق رطوبتی نانو ایرانی و خارجی با نام های فراز سیل1 و زایکوسیل مکس2 بر روی نمونه های شاهد ملاط سیمان مشابه اعمال شده و نفوذپذیری و میزان جذب آب آن ها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج بررسی ها نشان داد که هر دو عایق رطوبتی در کاهش جذب آب ملاط سیمانی مؤثر هستند. زایکوسیل مکس با عملکرد ۶۰.۵ درصد و فراز سیل با عملکرد ۴۸.۰۲ درصد، جذب آب ملاط سیمانی را کاهش دادند و زایکوسیل مکس عملکرد بهتری از فرازسیل نشان داد؛ اما با توجه به عدم دستیابی به درصد جذب آب نزدیک به نمونه سنگ های تخت جمشید و اختلاف بیش از ۱۰ برابری درصد جذب آب، هیچ یک از مواد مورد مطالعه برای ضدآب سازی ملاط سیمانی مورد استفاده در مرمت بنای تخت جمشید پیشنهاد نمی شوند.
۱۸۸۶.

تجلی بصری جایگاه معمار به مثابه هنرمند در کتیبه نگاری دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۶۶
تاریخ معماری امری چندبعدی است و برای شناخت صحیح آن لازم است جنبه های گوناگونش بررسی و تحلیل شود. یکی از زمینه های مطرح در این حوزه شخص معمار و جایگاه او در دوره های مختلف است. دوره صفویه به سبب تحولاتش مقطع مهمی در تاریخ معماری ایران است که در آن نسبت به دوره های پیش تر معمارانِ شناحته شده بیشتری مطرح شدند و نیز نوعی از تاریخ هنر با محور نام هنرمندان در این دوره پدید آمد. توجه بیشتری که در این عصر به هنرمندان در نوشته های تاریخ هنر به وجود آمد این سؤال را پیش می آورد که این افزایش توجه در آثار معماران چه بازتابی داشته است؟ آنچه در این آثار بیش از هرچیز می تواند نمایانگر این امر باشد، کتیبه های حاوی نام معماران است که همانند صحنه ای جایگاه معمار به مثابه یک هنرمند را نمایش می دهند. به این ترتیب هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه معماران در دوره صفوی ازجهت جلوه بصری آن در کتیبه های معماری با تمرکز بر کتیبه های حاوی نام معماران است. این پژوهش از نوع کیفی و با شیوه تحلیل محتوا انجام شده است. داده های آن نیز با شیوه اسنادی گردآوری شده اند. بررسی حضور نام معماران در کتیبه های دوره صفوی و در قیاس با پیش از آن روشن می سازد که تغییر در محل قرارگیری و محتوای آن ها شامل نحوه نام بردن از معمار و نوع صفاتِ استفاده شده برای او و همراهی اسامی شاهان و حامیان حکومتی تغییرات عمده در نمونه های بررسی شده است که افزایش جایگاه معمار را همگام با آغاز تاریخ نویسی هنر و پرداختن بیشتر به هنرمندان در نوشته ها نشان می دهد.
۱۸۸۷.

بررسی تناسبات به کاررفته در نمای کارخانه های صنعتی شهر تبریز (نمونه موردی: کارخانه چرم سازی خسروی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
معماری صنعتی به عنوان یک حوزه مهم و جذاب در عرصه معماری با تمرکز بر استفاده از مواد سخت و زیبا، تمرکز بر سادگی و کارکردی بودن، و البته توجه به جزئیات و تناسبات، به یک ارتباط بین زیبایی و عملکرد در ساختمان ها می پردازد. در نمای ساختمان های صنعتی تبریز، تناسبات معماری با بهره گیری از مدول های ثابت تکراری از قالب های آجری، با توجه به جزئیاتی مثل پنجره ها و بازشوها صورت می پذیرد. این تناسبات به زیبایی و کاربری بهینه این ساختمان ها کمک کرده و همچنین ارتباط بین زیبایی معماری و عملکرد کارخانه ها را به وضوح نمایان کرده است. از دیدگاه معماری، این تناسبات نشانگر یک ترکیب منحصر به فرد از اصول معماری صنعتی اروپایی و عناصر محلی تبریز می باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است. از مطالعات کتابخانه ای - اسنادی و مشاهدات میدانی به گردآوری اطلاعات تناسبات به کاررفته در نمای کارخانه های صنعتی پرداخته است. تحلیل این تناسبات به ارتقاء زیبایی و کارایی ساختمان ها کمک کرده و ارتباط واضحی بین زیبایی معماری و عملکرد کارخانه ها ایجاد نموده است. این تناسبات همچنین با تلفیق عناصر معماری صنعتی اروپایی و عناصر محلی، شاهد یک نوآوری در زمینه معماری صنعتی در شهر تبریز می باشد. در این مطالعه، بررسی تناسبات به کاررفته در نمای کارخانه های صنعتی در شهر تبریز، با مورد مطالعاتی کارخانه چرم سازی خسروی، انجام شده است. این تحقیق بر روی تجزیه وتحلیل عناصر معماری و اصول طراحی مورداستفاده در ساختمان های صنعتی در تبریز و بر روی تناسبات معماری در بازشوها و ورودی ها و الگوهای مورداستفاده در این بخش ها، به ویژه بررسی جنبه های زیبایی شناختی و کارکردی نمای ساختمان ها تمرکز دارد. با مطالعه کارخانه چرم سازی خسروی به عنوان یک نمونه خاص، این تحقیق به دنبال ارائه برداشت هایی درباره رابطه میان هندسه، تزئینات و معماری صنعتی در دوره پهلوی در تبریز است. یافته های این پژوهش به بهترین درک از ویژگی های معماری و اهمیت تاریخی ساختمان های صنعتی در تبریز کمک می کند. نتایج نشان داده است که در نماهای ساختمان های صنعتی نیز همچون سایر بناهای تاریخی از تناسبات طلایی و هندسی استفاده شده است. همچنین با تحلیل تمام الگوهای به دست آمده از بازشوها و ورودی ها به یک الگوی پایه در نماها دست یافتیم که می توان از این الگوی پایه در طراحی بازشوها و ورودی های دیگر بناها استفاده کرد که به تنوع و زیبایی نمای ساختمان ها کمک می کند.
۱۸۸۸.

استنساخ کتیبه های سردر مجموعه حسن پادشاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۱۹
نقش برجسته ها و کتیبه ها از مهم ترین مستندات تاریخی هستند که به شکلی حامل روایات متنوعی اعم از جنگ، پیروزی، فتح، وقوع رویدادی خاص و یا یادواره می باشند که به طور بی واسطه و شفاف، نمایانگر برهه خاصی از تاریخ هستند. در طول زمان بشر با دانستن خاصیت مقاومت و شکل پذیری سنگ، گزارش وقایع را به شیوه های متنوعی، بر روی این ماده ارزشمند ثبت کرده است. این فرایند به طور ابتدایی با ترسیم نقوش ابتدایی در صخره های طبیعی آغاز شده و سپس با هدف ثبت وقایع زمان به صورت حجاری ادامه یافته است. در ابتدا به صورت صخره کند در طبیعت بکر و با خطوطی مانند میخی انجام شده و سپس با پیشرفت مهارت و ابزار، با جزئیات و هنرنمایی بیشتر، در قالب کتیبه ها یا نقوش کنده تزئیناتی در آمده است. مقاله حاضر شامل استنساخ جدیدی از سنگ کتیبه سردر مجموعه مسجد و مدرسه حسن پادشاه واقع در بخش مرکزی شهر تبریز، استان آذربایجان شرقی در میدان صاحب الامر و زیر مجموعه بازار جهانی سرپوشیده است که بر بدنه سنگی مربوط به اواخر سده ی هشت ه.ق نقر شده است. بر روی این کتیبه نقوشی با خط ثلث کنده کاری شده و به سبب عوامل گوناگونی دچار آسیب هایی شده است. مهم ترین سؤالات این پژوهش عبارت است از: متن و نوشته های کتیبه سردر مجموعه حسن پادشاه تبریز چیست و راوی چه اطلاعاتی است؟ این کتیبه چه تغییراتی را از سر گذرانده است؟ استنساخ این کتیبه با هدف دریافت بیشترین اطلاعات از آن چگونه انجام می شود؟ برای دستیابی به پاسخ این سؤالات، علاوه بر مطالعات تاریخی و باستان شناسی، بررسی های میدانی، روش های نوین مستندسازی شامل فتوگرامتری و طراحی دیجیتال انجام شد. پس از انجام مراحل ذکر شده و خوانش متن کتیبه، روند تغییرات صورت گرفته در طول زمان بررسی و مطالعه شد.
۱۸۸۹.

ارزیابی آسایش حرارتی درونی زمستانی در میراث معماری بومی روستایی ایران (نمونه های موردی: معماری دستکند مجموعه میراث جهانی میمند و معماری سنگی روستای ریسه شهربابک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۸۶
میراث معماری بومی ایران شامل نمونه های خوبی از معماری پایدار است که در آن حداقل مصرف انرژی و استفاده از سیستم های غیرفعال برای ایجاد آسودگی زیست، رویکرد بنیادین این معماری برای ایجاد محیطی مناسب برای زندگی انسان است. اهمیت شناخت ویژگی های تطابق اقلیمی آن و استفاده از آموزه های مستخرج از آن برای معماری امروز کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مقایسه سطح آسایش حرارتی در دو گونه از این معماری هدف این پژوهش است که با روش پژوهش مقایسه آماری انجام شده است. مجموعه میراث جهانی میمند، نمونه کاملی از این نوع معماری در اقلیم نیمه گرم و خشک ایران است که میزان آسایش حرارتی داخلی ۴ واحد از بناهای آن با ۴ واحد از بناهای گونه معماری سنگی در ریسه شهربابک، در این پژوهش مورد مقایسه قرار گرفته است. با استفاده از پایش بیوکلیماتیک داخلی بناهای منتخب در ۷ روز از فصل زمستان، شاخص آسایش حرارتی داخلی PMV برای این بناها در هر دو مکان محاسبه شد. نتایج نشان داد که این شاخص در میمند 2.12- و در ریسه 3.28- است. همچنین مقایسه دمای داخلی بناهای این دو مجموعه با دمای بیرونی آن ها نشان داد که در فصل سرد دمای محیط داخلی بنا ها در میمند و ریسه به ترتیب 13.27 و 7.83 درجه با دمای بیرونی متفاوت است و خانه های میمند با اختلاف 5.44 درجه سانتی گراد عملکرد بهتری دارند. می توان نتیجه گرفت که بناهای میمند با استفاده از ضخامت زیاد لایه بستر استقرار خود، ضریب تبادل حرارتی پایین جداره ها و استفاده از دمای توده زمین، شرایطی را در این مجموعه معماری فراهم کرده که بدون مصرف یا با حداقل مصرف انرژی آسایش حرارتی لازم برای سکونت انسان فراهم کند درحالی که در معماری سنگی سطح آسایش ٪54.7 نسبت به آن پایین تر است و عملکرد ضعیف تری به لحاظ آسایش حرارتی در شرایط مشابه نسبت به گونه دستکند دارد.
۱۸۹۰.

حفاظت، مرمت و باززنده سازی بافت تاریخی؛ گامی در جهت توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۱۷۳
نگاه به بافت ه ای تاریخی در عصر حاضر به طور عمده متوجه ابعاد فرهنگی - اجتماعی در مقابل ابعاد صرف کالبدی است. این تغییر رویکرد از خلال منشورهای جهانی، کاملاً مشهود است. هر دو رویکرد وجه مشترکی دارند که در مقوله حفاظت و احیای بافت های تاریخی قابل مشاهده است. این وجه، متضمن پارادایم های متنوعی است؛ از این رو نگرش ها با ساختارهای کالبدی صلب و غیرقابل انعطاف آغاز می شود و به تدریج به سوی ساختارهای منعطف تر و غیرکالبدی پیش می رود. انگاره ساختارهای منعطف فرهنگی - اجتماعی، حاکی از معرفت انسان به ضرورت توجه بیشتر به این ساختارها و توانمندسازی آن ها در فراسوی دنیای مدرن می باشد. از آنجا که بافت تاریخی، نظامی همگن و متشکل از ساختارهای کالبدی و غیرکالبدی است، بررسی نقش و ویژگی های هر یک و تعامل آن ها با یک دیگر مدنظر است. راهبردهای ساکن یا کم تحرک حفاظت از ساختار کالبدی که گاه در شهرهای کوچک نتایج مطلوب داشته، نمی تواند عیناً در شهرهای بزرگ اثرات موردنظر را دربر داشته باشد. یاری جستن از ساختار فرهنگی اجتماعی، در بافت تاریخی می تواند در توانمندسازی کالبدی و عملکردی بافت موردنظر تأثیر اساسی داشته باشد. این نوشتار با استفاده از روشی استدلالی و استنادی بر آن است تا رابطه بین فضای کالبدی بافت تاریخی با پدیده های فرهنگی اجتماعی را تبیین کند. با توجه به این که یکی از مؤلفه های اصلی عملکرد اجتماعی بافت تاریخی، سکونت است، شکل و گونه خانه، و ریخت بافت نتیجه رویکردی اجتماعی - فرهنگی است.
۱۸۹۱.

خوانش تحولات تاریخی جداره شمالی خیابان طالقانی (از میدان فلسطین تا تقاطع سپهبد قرنی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۶۰
خیابان طالقانی تهران، یکی از محورهای مهم شهری، به دلیل موقعیت مکانی و نقش تاریخی خود، شاهد تغییرات معماری و اجتماعی متعددی بوده است. این خیابان به عنوان فضایی اداری و دولتی، از سبک های رایج و سیاست گذاری های کلان حکومتی در زمان شکل گیری تأثیرپذیر بوده است. بررسی تحولات نمای ساختمان های این خیابان، فرصتی برای تحلیل چگونگی تأثیرگذاری عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر شکل گیری هویت معماری شهری در طول سده گذشته فراهم می کند. هدف این پژوهش، بازخوانی تحولات جداره شمالی خیابان طالقانی با تأکید بر ساختمان های اداری و دولتی، از میدان فلسطین تا تقاطع سپهبد قرنی و تحلیل تأثیر عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر نمای این ساختمان ها در سه دوره تاریخی است. پژوهش حاضر تلاش دارد تا علاوه بر شناسایی سبک های معماری رایج در هر دوره، ارتباط میان معماری و سیاست گذاری های حکومتی را نیز بررسی کند. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از مطالعات تاریخی و مشاهده میدانی انجام شده است. در این راستا، 8 ساختمان شاخص در جداره شمالی خیابان طالقانی به عنوان نمونه انتخاب و ویژگی های نمای آن ها با تأکید بر تأثیرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تحلیل شده اند. همچنین، داده های به دست آمده از منابع کتابخانه ای و اسناد تاریخی، با نتایج مشاهده های میدانی تلفیق گردیدند. نتایج تحقیق نشان می دهد که در دوره پهلوی اول، سیاست های ملی گرایانه منجر به ایجاد نماهایی با تأکید بر خطوط افقی و استفاده از مصالح بومی شده است. در دوره پهلوی دوم، تأثیرات غرب گرایانه و شرایط اقتصادی مناسب، به طراحی نماهایی با سبک بین الملل و استفاده از فناوری های مدرن انجامید. در سال های پس از انقلاب اسلامی، سیاست های ایدئولوژیک و شرایط اقتصادی دشوار، نماهایی ساده تر با تأکید بر مصالح بومی و کارکردگرایی را شکل داده است. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که نمای ساختمان ها در خیابان طالقانی نه تنها بیانگر تحولات معماری هستند، بلکه به عنوان رسانه ای برای بازتاب سیاست های حکومتی و تغییرات اجتماعی و اقتصادی هر دوره عمل کرده اند.
۱۸۹۲.

تحلیل تطبیقی شاخص های توسعه یافتگی کلانشهرها با رویکرد توسعه پایدار (مطالعه موردی: تبریز، مشهد، اصفهان و شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۷۲
این پژوهش با هدف تحلیل شاخص های توسعه یافتگی چهار کلانشهر (تبریز، مشهد، اصفهان و شیراز) انجام شده است. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. در این تحقیق، شاخص های اجتماعی و اقتصادی و ۲۱ زیرشاخه از آن ها با استفاده از مدل AHP وزن دهی شده و با مدل تاپسیس، رتبه بندی توسعه پایدار کلانشهرها انجام شده است. نتایج نشان می دهند که از نظر شاخص های اجتماعی، مشهد رتبه اول و شیراز رتبه دوم را کسب کرده اند، در حالی که تبریز و اصفهان به ترتیب در رتبه های سوم و چهارم قرار دارند. در شاخص اقتصادی، مشهد در رتبه اول و تبریز در رتبه چهارم قرار دارند. در نهایت، از ترکیب شاخص های اجتماعی و اقتصادی، مشهد در رتبه اول و اصفهان در رتبه چهارم قرار دارد و شیراز و تبریز به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار گرفته اند.
۱۸۹۳.

تعیین ویژگی های برنامه ریزی و مدیریت شهری کارآمد در کنترل تغییرات اقلیمی (نمونه مورد مطالعه: شهرداری مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۶۰
مهم ترین سیستمی که تغییرات اقلیمی را مدیریت می کند، شهرداری از طریق سیستم شهرسازی است. به همین دلیل باید مشخص شود که این سیستم دارای ویژگی های لازم در این زمینه است یا خیر. به همین منظور، این بررسی برای ارزیابی سیستم برنامه ریزی شهری شهرداری مشهد به انجام رسید. روش از نوع توصیفی-اکتشافی انتخاب گردید. وضعیت شهرداری مشهد در ارتباط با به کارگیری عوامل موثر در کنترل تغییرات اقلیمی با نمونه ای در حد 385 نفر، ارزیابی شد. داده های بخش کیفی با نرم افزار Atlas.tiv و شیوه شناسه گذاری تحلیل گردید. نتایج نشان داد که در این زمینه، مجموعاً 30 عامل ذی نقش هستند که مهم ترین آنها آینده نگری، مدیریت هوشمند و زیرساخت تکنولوژیک می باشند. نتایج مرحله دوم مشخص کرد که ده گروه اصلی در این حوزه اثرگذاری مشخص و مستقیمی دارند. چنانچه این عوامل به طور دقیق در مدیریت و برنامه ریزی شهری مدنظر قرارگیرند، ممکن است بخش زیادی از پیامدهای نامناسب تغییرات اقلیمی کنترل و مدیریت گردد.
۱۸۹۴.

تحلیل مطالعات عدالت جنسیتی در فضاهای عمومی شهری (علم سنجی و مرور سیستماتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۲۰۰
این پژوهش با هدف، تحلیل علم سنجی مطالعات عدالت جنسیتی فضاهای عمومی جهت کشف مسائل و تحولات اصلی و نیز یافتن روند عملکرد نوظهور مقالات و مجلات، شناخت الگوهای همکاری کشورها و هم استنادی نویسندگان در ادبیات جهانی انجام شده و از روش های کمی علم سنجی استفاده می کند. نتایج هم زمانی وقوع کلمات کلیدی نشان می دهد کلیدواژه ی "جنسیت" با 35 بار تکرار بالاترین تعداد دفعات هم رخدادی وقوع کلیدواژگان برخوردار است. تحلیل هم استنادی بر اساس نویسندگان نشان می دهد بیشترین تعداد استناد مربوط به الین اونترهالتر با قدرت پیوند 100 می باشد. همچنین تحلیل هم استنادی بر اساس منابع استناد شده نشان می دهد منبع international journal of urban and regional research، 33 بار مورد استناد قرار گرفته است که بیشترین تعداد استناد را در بین منابع دارا است. در آخر تحلیل همکاری علمی در سطح کشورها نشان می دهد کشور ایالات متحده بیشترین تعداد مدارک، استناد و قدرت پیوند را در بین سایرکشورها دارا است.
۱۸۹۵.

تبیین نقش بندر خشک در توسعه منطقه ای شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۲۴۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین نقش بندر خشک در توسعه منطقه ای شهر زاهدان انجام شده است. بندر خشک به عنوان پایانه لجستیکی، جریان حمل و نقل جاده ای، ریلی و دریایی را تسهیل کرده و تأثیرات مهمی بر توسعه اقتصادی، اشتغال زایی و کیفیت زندگی دارد. با روش تحقیق آمیخته، داده های کمی از 109 پرسش نامه و داده های کیفی از 24 مصاحبه گردآوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر بر توسعه بندر خشک شامل توسعه اقتصادی، کنترل کیفیت، بهبود شرایط اجتماعی، وجود زیرساخت های مرتبط و موقعیت جغرافیایی است. همچنین شاخص هایی نظیر دسترسی به حمل و نقل، کاهش بیکاری، افزایش اشتغال و توسعه تجارت بین المللی نقش کلیدی دارند. برای پیشبرد اهداف بندر خشک، پیشنهادهایی چون بهبود زیرساخت های حمل ونقل، جذب سرمایه گذاری، ایجاد مناطق ویژه اقتصادی، ارتقای آموزش نیروی انسانی و تقویت مشارکت محلی ارائه شده است که می تواند به توسعه پایدار استان سیستان و بلوچستان کمک کند.
۱۸۹۶.

شکل گیری مدارس نوین در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۱ تعداد دانلود : ۲۳۵
فضاهای آموزشی همواره تحت تأثیر تحولات فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیکی دستخوش تغییرات شده اند. این تغییرات، به ویژه در معماری مدارس، متناسب با شرایط فرهنگی، نیازهای آموزشی و تأثیرات خارجی شکل گرفته است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی- تاریخی است که ترکیبی از تحلیل اسناد و مدارک تاریخی به بررسی سیر تحول معماری مدارس نوین در ایران طی دوره های قاجار و پهلوی اول و دوم (۱۲۵۰ تا ۱۳۲۰ شمسی) می پردازد. روش پژوهش بر پایه مطالعات اسنادی - کتابخانه ای، بررسی تطبیقی و بازدیدهای میدانی استوار بوده و تحلیل داده ها به صورت کیفی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که معماری مدارس از اواخر قاجار، تحت تأثیر ورود نهادهای خارجی، میسیونرها و اندیشه های مدرن غربی دگرگون شده است. این تأثیرات در سازمان دهی فضاها، نحوه طراحی ساختمان ها، تغییر در شیوه استقرار کلاس ها و استفاده از مصالح مدرن مشهود است. مدارس از ساختار سنتی درون گرا فاصله گرفته و به سمت برون گرایی و الگوهای فضایی اروپایی سوق یافته اند. از مهم ترین تغییرات کالبدی می توان به تحولات در دستگاه ورودی، حیاط مدارس، افزایش تعداد کلاس ها، تغییر در ابعاد و تناسبات فضاهای آموزشی و ارتقای کیفیت نورگیری اشاره کرد همچنین، تلفیق سبک های معماری سنتی و اروپایی منجر به شکل گیری بناهایی با سبک التقاطی شد که در آن ها، علاوه بر حفظ برخی عناصر بومی، از شیوه های مدرن ساخت، فناوری های جدید و روش های بهینه سازی فضا بهره گرفته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که معماری مدارس نوین در ایران بازتابی از تغییرات آموزشی، فرهنگی و اجتماعی بوده و تحت تأثیر سیاست های کلان کشور در دوران قاجار و پهلوی بوده است. این پژوهش می تواند زمینه ای برای مطالعات تکمیلی در حوزه معماری فضاهای آموزشی نوین، بررسی تأثیرات سبک های وارداتی و تطبیق آن با نیازهای آموزشی معاصر فراهم نماید 
۱۸۹۷.

جابه جایی جایگاه شاه تهماسب و خسروپرویز در نگاره های خمسه ی شاه تهماسبی (منظومه ی خسرو و شیرین) در جهت تاکید بر هویت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۳۹
  صفویان در تاریخ ایران بعد از ورود اسلام، با اتکا به سه رکن اصلی مقام ارشاد کامل صوفیان، اعلام مذهب شیعی و تاکید بر احیای هویت ملی، از یک فرقه ی صوفیانه به حکومتی قدرتمند تبدیل شدند. شکوفایی نگارگری مکتب تبریز صفوی، زیر نظر اساتید بزرگ مکاتب هرات و تبریز با حمایت شاهانی همچون اسماعیل اول و تهماسب جانشین وی، منجر به خلق دو نسخه ی ارزشمند تاریخ این هنر، با عنوان شاهنامه و خمسه ی تهماسبی شد. در این میان نقش هنر به عنوان یک عنصر مهم در جهت اهداف تبلیغی و حافظ ایدئولوژی حاکم، غیر قابل انکار می نماید. از این رو، هدف این پژوهش بررسی چگونگی و چرایی پرداختن به جابه جایی شخصیت خسروپرویز و شاه تهماسب در نگاره های منظومه ی خسرو وشیرین از نسخه ی شاه تهماسبی بوده که در طی فرآیند تحقیق به سوالات: 1. اهمیت جایگاه خسروپرویز به عنوان شخصیت منتخب برای این جابه جایی در تاریخ و ادبیات ایران چیست؟ و 2. حضور شاه تهماسب در نگاره های منظومه ی خسروو شیرین چگونه و با چه هدفی بوده است؟، پاسخ می دهد. در جهت نیل به هدف تحقیق، ابتدا به نحوه ی شکل گیری ارکان تحکیم قدرت صفویان و اهمیت و جایگاه خسروپرویز از منظر تاریخ و ادبیات اشاره شده است. با تکیه بر مباحث فوق، متن پژوهش به اشارات مستقیم و غیرمستقیمی اختصاص دارد که به حضور شاه تهماسب در جایگاه خسروپرویز تاکید می کند. در جهت تجمیع داده های فوق، می توان گفت که در نگاره های مورد بحث، شاهد کارکردی فراتر از مصورسازی وابسته متن هستیم و می توان ادعا کرد چنین انتخابی در جهت تاکید بر احیای هویت ملی و بازسازی نقش پادشاهان پرآوازه ی ایران پیش از اسلام بوده که از ارکان تحکیم قدرت در این دوره ی تاریخی محسوب می شود.    
۱۸۹۸.

سیر تحول فرمی و کارکردی تذهیب در سه قرآن منسوب به ابن بواب ، یاقوت مستعصمی و شیوه یاقوت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۹۵
با ظهور دین اسلام، قرآن در میان مسلمان نفوذ یافت و در پی رواج کتابت و نگارش قرآن، تذهیب در کنار خطاطی قرارگرفت. در مکاتب هنری ایران، تذهیب های قرآنی بیشتر در صفحات آغازین، افتتاحیه، سرسوره ها، نشان آیات، نشان خُمس و عُشر دیده می شود. تذهیب های قرآنی در دوره های مختلف تغییرات ظاهری و فرمی داشته اند. این پژوهش به تغییرات ظاهری و فرمی تذهیب های قرآنی در سه قرآن منسوب به ابن بواب و قرآن یاقوت مستعصمی و شیوه یاقوتی می پردازد و به این سوال پاسخ می دهد که روند تحول ظاهری و فرمی تذهیب و نشان ها در این سه قرآن به چه صورت است؟ در این تحقیق از روش پژوهش توصیفی-تطبیقی استفاده شده است. نتایج حاصل نشان می دهد تذهیب های قرآنی در صفحات آغازین، افتتاحیه و نشان ها در قرآن های دوره سلجوقی، ایلخانی و تیموری همواره در حال تغییر و تحول بوده است. در قرآن ابن بواب صفحات افتتاحیه در داخل جدول نشان داده شده، تمامی سرسوره ها دارای نشان سرسوره با اسلیمی طوماری و تنوع زیاد است. صفحات داخلی فاقد جدول کشی بوده درحالی که در قرآن یاقوت تذهیب صفحات آغازین با نقوش هندسی منظم اجرا شده و در صفحات افتتاحیه، نقش مایه های ختایی به کار رفته است. در رنگ آمیزی زمینه تذهیب صفحات افتتاحیه و آغازین طلایی، مشکی و لاجورد دیده می شود. در قرآن تیموری به شیوه یاقوتی تذهیب صفحات آغازین و افتتاحیه از نقوش هندسی بوده و در صفحات افتتاحیه و آغازین از رنگ آبی لاجوردی استفاده شده است. روند تحولی تذهیب های قرآنی در این سه دوره اکثراً در رنگ، فرم و نقش ظاهر می شود و به مرور، رنگ های سرد، فرم های منسجم و متقارن و نقش مایه های ظریف و دقیق در تذهیب ها نمایان می گردد. 
۱۸۹۹.

نقش تحولات اجتماعی در شکل گیری مکتب نگارگری قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۲۲۲
 نقاشی ایران در مسیر رشد خود دچار تحولات فروانی شده است. به همین جهت، مکاتب گوناگون نگارگری، دارای صبغه قومی و قبیله ای و دربرگیرنده فرهنگ حاکم زمان خود هستند. مکتب قزوین از جمله مکاتب نقاشی ایران دوره صفوی است که در سال 955 ق، هنگام تغییر پایتخت از تبریز به قزوین شکل گرفته و بسان سایر مکاتبْ در روند شکل گیری و تکامل خود، تحت تأثیر حوادث اجتماعی و سیاسی حاکم بوده است. همین ضرورت، نگاه جامعه شناسانه بر این مکتب را دو چندان می کند. پژوهش پیش رو، با هدف بررسی تأثیر بازتاب تحولات اجتماعی در ظهور مکتب نگارگری قزوین، ضمن معرفی این مکتب درصدد است با نگاهی جامعه شناختی، آن را از منظر نظریه بازتاب، مورد واکاوی قرار دهد. در این راستا، جهت پاسخگویی به سؤالات: ۱. تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در دوره صفویه چگونه شکل گرفته است؟ ۲. بازتاب این تحولات در مکتب نگارگری قزوین چگونه است؟ مقاله حاضر از روش نظری و شیوه توصیفی- تحلیلی سود جسته است. نتایج نشان می دهد که مکتب قزوین، همواره متأثر از تحولات سیاسی و اجتماعی دوره صفویه بوده است. از این رو، موضوع نگاره های این مکتب، توصیف و تمجید از انسان و حالات اوست و از این منظر شاهد جهان بینی و نگرشی جدید در آثار این مکتب هستیم. تک پیکره نگارها و اوراق تک برگ مستقل که عمدتاً تصاویری از شاه و درباریان را به نمایش می گذارند؛ اولین نمونه های تصویری هستند که به سفارش حامیان، در دستان توانمند طراحان چهره گشا رسامی می شوند. درکل، پر هزینه بودن تکمیل نسخه های خطی برای دربار، عدم توجه شاه تهماسب به نقاشی نسخه های خطی و معرفی نقاشی دیواری، تعصب مذهبی شاه تهماسب به نگارگری، ایجاد محیط هنری، رشد طبقه بازرگان و افراد کم ثروت تر جامعه، سفارش زیاد اوراق تک برگ و مرقعات تصویری و خوشنویسی؛ از مهم ترین عوامل ایجاد و رشد مکتب نگارگری قزوین می باشند.
۱۹۰۰.

اجتماع پذیری فضای مابین کلاس ها در مدارس، مبتنی بر نحو فضای معماری (مدارس معرفی شده توسط سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۱۷
طراحی مناسب فضا، تعاملات اجتماعی دانش آموزان را افزایش داده و به تسهیل یادگیری کمک می کند. مدل چیدمان کلاس ها بر سازمان دهی فضاهای آموزشی و اجتماع پذیری فضا تأثیرگذار است. موقعیت کلاس ها، ارتباطات فضایی و دسترسی به نواحی باز بین کلاس ها می تواند به افزایش تعاملات اجتماعی و فعالیت های گروهی کمک کند. امروزه آموزش فقط در محدوده کلاس اتفاق نمی افتد و توجه به ویژگی های محیطی می تواند تأثیر زیادی در یادگیری دانش آموزان داشته باشد. به همین علت ضروری است کالبد مدارس تغییر کند و با نیازهای آموزشی هماهنگ شود. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل انواع چیدمان کلاس ها بر میزان اجتماع پذیری فضای دسترسی بین آن هاست. روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی بوده و با کمک روش کمّی به تحلیل اجتماع پذیری فضاهای دسترسی بین کلاس پرداخته شده است. داده ها به صورت کتابخانه ای جمع آوری و برای تحلیل اجتماع پذیری فضاهای دسترسی، از روش نحو فضا و رتبه بندی چندمعیاره تاکسونومی استفاده شده است. به این صورت که ابتدا پلان مدارس در نرم افزار Depthmap تحلیل و سپس با استفاده از تاکسونومی عددی ترکیب شده اند. درنهایت، تحلیل فضایی نقشه ها در ArcGIS برای نمایش سطح اجتماع پذیری فضاهای ارتباطی بین کلاس ها انجام شده است. نتایج نشان داد چیدمان های مختلف کلاس ها بر اجتماع پذیری فضاهای دسترسی تأثیرات متفاوتی دارند. چیدمان مربع، با یکپارچگی بالا، بیشترین اجتماع پذیری را دارد، اما تنوع عملکردی کمتری ارائه می دهد. چیدمان های پراکنده و H شکل با راهروهای وسیع تر، فضای پویاتر و متنوع تری را فراهم می کنند، که به تعاملات بیشتر کمک می کند. چیدمان کلاس ها با توجه به نیازهای گروه های سنی مختلف می تواند طراحی شود. مثلاً چیدمان مربع به دلیل اجتماع پذیری بالا و نظارت آسان، برای مقاطع ابتدایی که کودکان نیاز به حمایت بیشتری دارند، مناسب است. درمقابل، چیدمان پراکنده با ایجاد فضاهای متنوع و آرام، برای مقاطع دبیرستانی که نیاز به فعالیت های متنوع و تمرکز بیشتر دارند، گزینه بهتری محسوب می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان