فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
پیکره دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۹
36 - 55
حوزههای تخصصی:
مقدمه: از سده های اولیه اسلامی، محراب به تدریج جزء اصلی و از عناصر غیرقابل حذف مساجد گردید. محراب فرورفتگی جانب قبله است که با مصالح متنوعی ساخته شده و مورد توجه شاعران در توصیف درجات عالی عرفان بوده است. چوب یکی از نادرترین موادی است که در ساخت محراب مورد توجه معماران اسلامی بود. بررسی ها نشان می دهد تعداد ۱۲ محراب چوبی در گستره سرزمین های اسلامی شناخته شده است. این مقاله با قیاس و تحلیل فنی کیفیت ساخت محراب های چوبی، به دنبال پاسخ این سوال است که تمایزات و اشتراکات محراب های چوبی از نظر تزئین، شکل کلی و فنون یا روش های ساخت و تزئین چگونه بوده است؟روش پژوهش: پژوهش از نوع بنیادی و از نظر رویکرد کیفی بوده و با روش توصیفی- تطبیقی اطلاعات مورد بررسی قرار گرفته است. انتخاب نمونه ها به صورت هدف مند و بر مبنای متریال چوب بوده است. بازه زمانی پژوهش نیز از قرن ۴ تا ۱۰ هجری قمری است.یافته ها: نکته قابل تأمل درباره محراب های چوبی، تاریخ یا دوره ساخت آن هاست که صرفاً در فاصله قرون ۵ تا ۸ هجری قمری به صورت پیوسته ساخته شده است. از نظر تکنیکی دو رویکرد ساخت و ساز اصلی قابل تشخیص هستند. در نوع اول تزئینات و نقوش علاوه بر فضاهای میان چارچوب ها، بر روی خود چارچوب ها مستقیمأ حفر شده اند و چارچوب از چشم ببینده پنهان نیست. در نوع دوم، چارچوب اصلی در پشت قطعات و پانل های مجزای تزئیناتی پنهان شده است که ساختار تزئینی و بصری محراب را شکل می دادند. همچنین در تزئین آن ها، فراونی نقوش کتیبه ای و هندسی، غالب بر نقوش گیاهی است.نتیجه گیری: محراب ها هر چه از هسته جغرافیایی سرزمین های اسلامی دورتر می شود، بخش های بزرگتری از سطوح آن ها با کتیبه های قرآنی به عنوان ملموس ترین عنصر تجسم دین اسلام اشغال می شود. بدین ترتیب که در سرزمین مصر یا سوریه که از اولین سرزمین های فتح شده توسط مسلمانان بود، مضاف بر انتزاعی تر شدن نقوش، آیات قرآن در ترکیب بندی کلی سهم کمتری در تزئین سطح محراب نسبت به نقوش گیاهی و هندسی دارد. شاهد دیگر این مدعا، دیوارهای پوشیده از آیات قرآنی در مسجد جامع شیان چین و نیز اختصاصی بودن سوره فتح برای محراب های مساجد چین است.
تحلیل اندیشه زیستِ آگاهانه در نگاره های ونگوگ با تأمل در آرای هیدگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
7 - 18
حوزههای تخصصی:
«حقیقت» رخدادی است که در بستر اثر هنری اتفاق می افتد. مارتین هیدگر با طرح این مسئله هنر و حقیقت را به طرز اعجاب انگیزی به یکدیگر مربوط می کند. ونگوگ نیز که در نامه هایی به بردارش به کشف و جست و جوی حقیقت اشاره کرده است، به نظر می رسد به دنبال نزدیک تر شدن به زیستی آگاهانه است. از این جهت طرز نگاه ونگوگ به هستی با اندیشه هیدگر پیوند می خورد. هدف از نگارش این مقاله، بررسی تفکر زیستِ آگاهانه ونگوگ و تأثیر آن در هنر وی با تأمل در فلسفه هیدگر و چگونگی ظهور حقیقت در نگاره های این هنرمند است. به منظور روشن ساختن برداشت هیدگر در ارتباط با شیوه اندیشه آگاهانه هنرمند در خلق آثارش، سوالاتی در مورد رابطه حقیقت با اثر هنری و نحوه زیست هستی شناسانه ونگوگ و آشکارگی ذات پدیدارها در نقاشی های او طرح شده است. به این منظور با استفاده از روش توصیفی تحلیلی برخی آثار و نامه های ونگوگ و همچنین استفاده از داده های کتابخانه ای چارچوب مفاهیم هیدگر سعی در حل پرسش ها شده است. در تحلیل نهایی پژوهش به نظر می رسد بیان هنری ونگوگ با برداشت هیدگر از هنر رابطه ای معنادار دارد و هر دو در پی کشف وجود و دعوت انسان به تفکر در هستی خویش می باشند.
تأملی بر اهداف عمیق پرورش معمار در ایران معاصر، نمونه موردی: آتلیه ۳ معماری دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۴
5 - 18
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله:آموزش معماری در ایرانِ امروز با چالش های متعددی روبه روست که ریشه در عدم تطابق شیوه های آموزشی با تحولات دوره پسامدرن دارد. ساختارهای آموزشی موجود همچنان برپایه استانداردسازی های دوره مدرن استوارند و این مسئله مانع رشد آموزش معماری مطابق با شرایط زمانی و مکانی جدید شده است.هدف پژوهش: این پژوهش نشان می دهد که با هدف بررسی ویژگی ها و نیازهای آموزش معماری در دوره پسامدرن، به دنبال پیشنهاد اهدافی نوین برای پرورش معمار در ایران معاصر است.روش پژوهش: این پژوهش ترکیبی از رویکرد بازتابی1 و توصیفی - تحلیلی است و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، مقالات علمی و تجربیات عملی نگارنده در آموزش معماری در آتلیه ۳ معماری دانشگاه تهران طی ۱۲ نیمسال تحصیلی (۱۳۹۶-۱۴۰۲) گردآوری شده اند.نتیجه گیری: نشان می دهد که آموزش معماری نیازمند تحول از استانداردسازی به سوی رویکردهای متکثر است. این تحول نه از طریق ساختارشکنی بلکه از طریق ساختارزدایی و ترکیب اهداف تخصصی و عمیق محقق می شود. این پژوهش در کنار اهداف تخصصی (دانش، بینش و توانش) اهدافی عمیقتر در آموزش (اقتصادی، اجتماعی و مدنی، توسعه تفکر، سلامت روان) را پیشنهاد می دهد و مسیری ترکیبی را راه گشا می داند. تغییر نقش مربی از انتقال دهنده دانش به تسهیل گر فرایند یادگیری، کلید تحول در آموزش معماری دوره پسامدرن و دستیابی به اهداف عمیق پرورش معمار است و بدین ترتیب مربی معماری دوره پسامدرن می تواند الهام بخش زندگی حرفه ای و شخصی دانشجویان باشد.
بررسی تاثیرات متقابل گسلش سطحی و فونداسیون صلب بر یکدیگر در طراحی لرزه ای ساختمان های نزدیک گسل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
1 - 17
حوزههای تخصصی:
وقوع زمین لرزه های بزرگ در نزدیکی شهرهایی که در حوزه نزدیک قرار دارند غیر قابل انکار است. زمین لرزه ها در حوزه نزدیک اثرات و ویژگی های بسیار متفاوتی، نسبت به زمین لرزه ها در حوزه دور دارند. با توجه به این که گسلش سطحی اثرات مخرب و غیر قابل جبرانی را برای سازه های نزدیک گسل به وجود می آورند و در آیین نامه ها کمتر به آن توجه شده است به این منظور نحوه طراحی سازه برای رسیدن به عملکرد مناسب در برابر این پدیده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش سعی شده است به بررسی و ارزیابی پارامترهایی نظیر مکانیزم گسل، پهنه گسلی، گسلش سطحی و نیز تعداد طبقات و موقعیت فونداسیون در طراحی لرزه ای ساختمان های نزدیک گسل پرداخته شود. برای این عمل ابتدا به نحوه انتشار گسلش در خاک زیر سازه و اثرات آن بر روی سازه با توجه به تعداد طبقات مختلف دیده شده است. در پایان مشاهده گردید با افزایش تعداد طبقات در خاک های ماسه ای مورد مطالعه گسلش به بیرون فونداسیون منحرف شده و در نتیجه آن، میزان دوران پی با توجه به خاک زیر آن کاهش می یابد. همچنین مشاهده می شود افزایش جابه جایی گسل در میزان دوران تأثیر بسزایی داشته به طوری که با افزایش جابه جایی قائم از 5/0 به 5/1 متر، دوران فونداسیون تا 4 برابر افزایش داشته است.
محیط یادگیری نمایش خلاق: تحولی در توسعه مهارت های ارتباطی در عصر متصل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تئاتر دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۰)
103 - 122
حوزههای تخصصی:
در عصر جدید برای موفقیت های اجتماعی، تحصیلی و شغلی باید به مهارت های ارتباطی در محیط های جذاب یادگیری، توجه ویژه ای شود. مهارت های ارتباطی با قابلیت هایی؛ چون اظهارنظرهای جمعی، احساسات یا اتفاقاتی که در اطرافتان رخ می دهد، یکی از موارد ضروری در زندگی به سبک جدید است. محیط یادگیری نمایش خلاق از محیط های یادگیری است که در محیط های رسمی و غیررسمی نقش حیاتی در ارتقای مهارت های ارتباطی؛ همچون شنیدن، حرف زدن، مشاهده، همدلی و تعامل چهره به چهره داشته است. هدف پژوهش حاضر بررسی کاربرد محیط یادگیری نمایش خلاق در بهبود مهارت های ارتباطی و بررسی ابعاد مختلف آن است. این پژوهش از نظر هدف از نوع پژوهش های کاربردی و از نظر ماهیت داده ها از نوع پژوهش های کیفی می باشد که به روش مرور نظام مند و با مدل پریزما انجام شده است. کلمات کلیدی این پژوهش در پنج پایگاه داده جی استور، پرو کوئست، وب آو ساینس، پایگاه داده مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی بررسی گردید. در ادامه 173 مقاله مرتبط با موضوع به دست آمد که درنهایت تعداد 18 مقاله طبق معیار ها بِتِن، جهت توصیف، تحلیل و استنتاج انتخاب گردید. تحلیل پژوهش های انتخاب شده بر اساس معیار های مورد نظر نشان می دهد که محیط یادگیری نمایش خلاق باعث فعال شدن یادگیرندگان، ارتقای فعالیت های گروهی، تقویت درک شنیداری، تقویت مهارت های گفتاری، پردازش سریع اطلاعات، یادگیری معنادار، توسعه اعتمادبه نفس، بهبود نگرش و افزایش موفقیت تحصیلی فراگیران می شود. البته در مقالات برگزیده به چالش هایی نیز اشاره شده است که می توان به زمان بر بودن و عدم آشنایی مربیان اشاره نمود؛ بنابراین کاربست علمی و منطقی محیط یادگیری نمایش خلاق به عنوان یک محیط اثربخش و پویا در کنار سایر محیط ها می تواند باعث ارتقای مهارت های ارتباطی در نظام تعلیم وتربیت شود؛ لذا سیاست گذاران حوزه تعلیم وتربیت می توانند از این قابلیت محیط یادگیری نمایش خلاق در برنامه ریزی ها و تدوین اسناد بالادستی جهت ارتقای مهارت های ارتباطی نیروی انسانی آینده کشور استفاده نمایند.
برتولت برشت و پیتر هاکس: تاریخ گرایی نوین و تئاتر حماسی در زندگی گالیله و اعترافی به نام گوته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تئاتر دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۱)
1 - 21
حوزههای تخصصی:
برتولت برشت و پیتر هاکس دو نمایشنامه نویس آلمانی فعال در تئاتر برلین بودند که هرکدام زندگی نامه یک شخصیت شاخص دنیای علم، ادبیات و هنر یعنی گالیله و گوته را تبدیل به نمایشنامه کردند. برشت متأثر از تاریخِ اروپای قرن بیستم و تحولات دنیای مدرن، نمایشنامه زندگی گالیله (1943) را متناسب با شرایط زمانه خویش به رشته تحریر درآورد. هاکس نیز با الهام از شخصیت ادبی گوته، نمایشنامه اعترافی به نام گوته (1976) را نوشت که به کاوشی فلسفی و مدرن از جهان بینی گوته پرداخته بود و بازتعریفِ تاریخی او بر اساس دوران زندگانی نویسنده استوار است. رویکردِ تاریخ گرایی نوین که امروزه بیشتر با نظریات استیون گرین بلات شناخته می شود در پیوند با نقدِ جامعه شناختی و تأثیرات ایدئولوژیک، هم راستا با فضای سیاسی و انتقادی آلمان معاصر به صورت نوعی گفتمانِ انتقادی نمایان گشت. شناخت ویژگی ها و طلاقی دیدگاه های برشت و هاکس در تفسیر تئاتر حماسی به لحاظِ محتوایی و ساختاری با سنجیدن موتیف هایی مانند نقشِ قدرت، جنسیت، ایدئولوژی، هویت و تاریخیتِ متن معنا پیدا می کند. همچنین بررسی می شود که برشت و هاکس با چه مؤلفه هایی توانستند در بستری تاریخی حرکت کرده و چگونه با استفاده از مؤلفه هایی مشترک، شیوه تازه ای را برای گفتمان دراماتیکِ انتقادی در جامعه خود بنا نهند. مؤلفه های تاریخ گرایی نوین در مواجهه با نمایشنامه های زندگی گالیله و اعترافی به نام گوته بستری از دگردیسی های نمایشی را به وجود می آورند که تأثیر هرکدام به یک شکل نهایی را نشان می دهند. این رهیافت های به دست آمده، زمینه ساز خوانش های متفاوت و گسترده ای شده که جداول درون متن گذار این مؤلفه ها و رسیدن به معانی جدید و بدیع نمایشی را در پرتو خوانشی روشنفکرانه با امکان تاریخیِ بازگشت به گذشته روایت می کند. تکنیک نمایشی در روایت فضایی اعترافی و نزد مرجعی دینی یعنی شخصیت پاپ کلیسا در نمایشنامه اعترافی به نام گوته و دادگاه تفتیش عقاید در نمایشنامه زندگی گالیله رخ می دهد.
بازگشت به خویشتن اسلامیِ روشنفکران دینی و تئاترِ مکتبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تئاتر دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۱)
47 - 62
حوزههای تخصصی:
تشیع که در طی صد سال اخیر، با توجه به تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، خواستار جایگاه والاتری در عرصه سیاست و اجتماع بوده، به همت کنشگری روشنفکران دینی به صورت مبارزه جویانه تری به میدان سیاست ورود کرده است. جریان روشنفکری دینی دهه1350با خوانش متفاوت از اسلام، خواهان بازگشت به اسلامی است که نمایندگانش روشنفکران مبارز و انقلابی های اصیل بومی هستند. روند روبه رشد حرکت مذهب به درون جامعه و سیاست، و سیاسی شدن دین، لزوم به کارگیری تئاتر را برای این پیشروی توجیه می کند. درواقع به کارگیری تئاتر و نگارش متن ادبی و نمایشی، برای عرضه دین در ساحت های اجتماعی و سیاسی، از مهم ترین گزینش های روشنفکران دینی در این فرآیند، بوده است. مسئولیت اجتماعی سیاسی تئاتر در نزد روشنفکران دینی، ایجاد احساساتِ توده در یک فضای آشتی ناپذیر با حکومت پهلوی است. بر پایه چنین فهمی می توان توضیح داد چگونه ابوذر صحابی پیامبر، که در آثار شریعتی به ابوذری سوسیالیست با مسئولیت یک مصلح اجتماعی تبدیل شده بود به عنوان یک کاراکتر نمایشی، وارد حوزه تئاتر می گردد. این پژوهش با توجه به نظریه بنیادگرایی دینی گابریل آلموند و همکاران و تئوری ارتباط بنیادگرایی با ادبیات اکسل استهلر، کلاوس استایرستورفر و همچنین مارک کریگر در فضای مطالعات بنیادگرایی در ادبیات معاصر، بر اساس نحوه گردآوری و جمع آوری اطلاعات، توصیفی تحلیلی، کتابخانه ای و کیفی است که با شناسایی تِز علی شریعتی بازگشت به گذشته خویشتن اسلامی به عنوان نوعی جنبش بنیادین اسلام گرا، به بررسی نسبت روشنفکران دینی و تئاترهای مکتبی در نخستین خاستگاهش می پردازد. به کارگیری تئاتر برای همراهی در مسئولیت های دینی، با تکیه بر یافته های این پژوهش، کنشی بنیادگرایانه محسوب می شود.
زمینه های بروز طراحی مستقل در نگارگری گورکانی هند از منظر نگارگری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"طراحی مستقل" به گونه ای از نگاره ها اشاره دارد که به صورت تک برگ و تک رنگ با مرکب، طراحی می شدند. رجحان خط بر رنگ به عنوان مؤلفه اصلی، طراحی را از نقاشی ایرانی متمایز می کند. نگارگران از طریق این تک نگاره ها به بازنمایی مضامینِ غیر درباری از جامعه ایرانِ عصر صفوی پرداختند. پذیرش طراحی های مستقل در خارج از مرزهای ایران، به ویژه دربار گورکانی هند با اقبال مواجه شد که می توان فروش طراحی های صادقی بیگ افشار توسط تجار آن زمان در هند را یکی از پی آمدهای آن برشمرد. روی آوردن دربار گورکانی به تک نگاره های طراحیِ عصر صفوی از این منظر حائز اهمیت است که عنصر رنگ در نگارگری هند به عنوان خصیصه ای مهم و شناخته شده در نگاره ها، حضوری مرجّح داشت. از همین رو، پژوهش حاضر، ضمن ضرورت بخشیدن به بررسیِ نقش مؤثر هنر طراحی به موازات نقاشی ایرانی بر نگارگری هند، با هدف شناختِ بسترهای هنری و همچنین وجوه تأثیرگذار طراحی ها بر نگارگری هند، به طرح این سؤال می پردازد که چه پیش زمینه هایِ هنری، موجبات پذیرش طراحی های مستقل عصر صفوی را در دربار گورکانی فراهم کرده است؟ و حضور طراحی ها چه تأثیراتی را در نگارگری گورکانی رقم زده است؟ در این راستا، با اتخاذ روش تاریخی - تطبیقی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، یافته های پژوهش حاکی از آن است که طراحی های مکتب هرات و اهدای آنها به شاهان گورکانی و همچنین نقش آفرینی میرسیدعلی در دربار هند به رواج طراحی هایی تحت عنوان "نیم قلم" در نگارگری گورکانی انجامید. این نگاره ها به تأسی از طراحی هایِ عصر صفوی با تغییر اسلوب و مضامین همراه بودند که با بروز خود، بازنمایی طبقه غیر درباری جامعه هند را ممکن ساخت.
پژوهشی نظام مند پیرامون عوامل زمینه ساز پذیرش فناوری توسط سالمندان سالم ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۸)
68-91
حوزههای تخصصی:
با افزایش جمعیت سالمندان و امید به زندگی در ایران، نیاز به طراحی محصولات فیزیکی فناورانه ای که با نیازها و توانایی های سالمندان سالم همخوانی داشته باشد، بیش از پیش احساس می شود. پژوهشگران بر این باورند که فناوری می تواند زندگی روزانه سالمندان را بهبود بخشند؛ اما پذیرش و استفاده از آنها توسط سالمندان با چالش هایی مواجه است که می تواند به عواملی همچون عدم آشنایی، نگرش منفی یا تطابق نداشتن با نیازهای واقعی آنان مرتبط باشد. این مطالعه، به صورت موضوع پژوهی با نگاه نظام مند توصیفی-تحلیلی با هدف شناسایی و معرفی عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری توسط سالمندان سالم ایرانی در بازه زمانی ده ساله ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ (۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴) انجام گرفته است. جستجوی مقالات در پایگاه های داده معتبر خارجی و داخلی شامل پاپ مد، ساینس دایرکت، وب آوساینس، پروکوئست، اسکوپوس، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و مگیران و با لحاظ کردن کلیدواژه های «سالمند»، «سالمند سالم»، «ایران»، «پذیرش فناوری»، «محصولات فیزیکی فناورانه» و معادل های انگلیسی آن ها صورت پذیرفته است. از بین 1200 مقاله اولیه، با استفاده از بررسی فهرست استروب و مطابق دستورالعمل پریسما، ۲۶ مقاله مرتبط انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد که عوامل متعددی از جمله ویژگی های فناورانه، روان شناختی، اجتماعی-فرهنگی، فردی، اقتصادی، رفتاری و محیطی بر پذیرش فناوری توسط سالمندان سالم ایرانی تأثیرگذار هستند. این نتایج می تواند چارچوب مفیدی برای پژوهشگران و طراحان در راستای توسعه فناوری های متناسب با نیازهای سالمندان سالم ایرانی ارائه دهد.
شناسایی و تحلیل راهبردهای تأثیر گذار بر احیای بافت های تاریخی بازارچه محله شتربان تبریز با رویکرد جذب گردشگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ ماره ۱
1 - 21
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به شناسایی راهبردهای مؤثر بر احیا و ساماندهی بازارچه تاریخی شتربان تبریز با هدف ارتقاء قابلیت های گردشگری آن پرداخته است. بازارهای تاریخی با ارزش فرهنگی و تاریخی خود، می توانند با برنامه ریزی مناسب به مقاصد جذاب گردشگری و منابع اقتصادی مهمی تبدیل شوند. بازارچه شتربان تبریز به عنوان نمونه ای از این فضاهای تاریخی با ویژگی های منحصر به فرد فرهنگی و معماری، پتانسیل تبدیل شدن به قطب جذب گردشگر را دارا است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده های اولیه از طریق مصاحبه با بازاریان، گردشگران، مطالعات کتابخانه ای و میدانی شناسایی گردید، سپس با استفاده از ماتریسSWOT، (نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها) دسته بندی گردید و به صورت پرسشنامه در اختیار گردشگران با حجم نمونه 48 نفر قرار گرفت، سپس نتایج پرسشنامه از کیفی به کمی تبدیل شد و وزن دهی آن با استفاده از تکنیکAHP، انجام پذیرفت. در نهایت ضریب نهایی بعد ها نیز مشخص شدند که بیشترین رتبه مختص تهدید ها با رتبه2/81 و کم ترین رتبه مختص نقاط ضعف با رتبه 2/57 می باشد. در نتیجه راهبردهایی تعیین گردید که نتایج نشان می دهند اجرای راهبردهای مناسب می تواند بازارچه شتربان را به جاذبه ای تاریخی و فرهنگی تبدیل کند که علاوه بر فروش کالا، تجربه ای فرهنگی و اجتماعی برای گردشگران فراهم آورد. به روزرسانی مداوم راهبردها نیز برای حفظ پایداری گردشگری بازارچه ضروری است.
الگوی توسعه ی طراحی پایدار در سوزن دوزی بلوچ با رویکرد تفکر طراحی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صنایع دستی سنتی ایران را می توان حائز دانش بومی و سرمایه ی فرهنگی دانست، اما در بازار معاصر با مسائلی در حوزه ی نوآوری و تبیین پایداری در طراحی مواجه هستند. مطالعه ی حاضر با تمرکز بر سوزن دوزی بلوچ و با تکیه بر رویکرد تفکر طراحی، تلاشی است برای شناخت و عملیاتی سازی شاخص های طراحی پایدار در یک زمینه ی بومی مشخص. در این پژوهش دو پرسش اصلی مطرح بوده که عبارت اند از: کدام شاخص های ارزشی طراحی پایدار را در سوزن دوزی بلوچ تعریف می کنند؟ و این شاخص ها چگونه در یک فرایند طراحی مشارکتی قابل تقویت هستند؟ مطالعه ی حاضر با روش کیفی انجام پذیرفته و از نوع موردی بوده است. داده های تحقیق از طریق مشاهدات میدانی ومصاحبه ی نیمه ساختاریافته با ۲۸ صنعتگر و کارآفرین بلوچ جمع آوری شدند و در ادامه با روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. بر پایه ی تحلیل داده ها، ۱۴ شاخص استخراج و در چهار بُعد شامل اقتصادی–اجتماعی، فرهنگی و انتقال دانش بومی، محیط زیستی، و زیبایی شناختی–نوآورانه سازمان دهی شدند. این چارچوب مبنایی شد برای برگزاری یک کارگاه مشارکتی طراحی که در طی آن پنج نمونه محصول توسعه یافت. در ادامه نیز این محصولات بر اساس همین شاخص ها ارزیابی شدند. یافته های حاصل از تحقیق پیش رو نشان می دهند استقرار این شاخص ها در چرخه ی تکرارشونده ی تفکر طراحی، همزمان منجر به تقویت ابعاد فرهنگی، اجتماعی و زیباشناختی در سطح محصول می شود. در این چارچوب، پنج اصل مفهومی شامل اصالت، مشارکت، حساسیت به مواد، روایت و تداوم به عنوان سازوکارهای تنظیم کننده ی طراحی تبیین شدند. هدف از این پژوهش ارائه ی یک مدل ارزش محور زمینه مند برای توسعه ی طراحی پایدار در سوزن دوزی بلوچ بوده و با در نظرداشتن ماهیت موردی مطالعه، نتایج در چارچوب این زمینه ی فرهنگی تفسیر می شوند.
چارچوب عملیاتی جهت طراحی ساختمان فرم- انرژی کارا: (نمونه موردی: ساختمان های اداری بزرگ مقیاس شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
103 - 122
حوزههای تخصصی:
اهداف: نور و شرایط حرارتی با اثر بر کیفیت فعالیت های ذهنی و فیزیکی نقش کلیدی در عملکرد کاربران ساختمان های اداری دارند. از آنجا که فرم نحوه مواجهه ساختمان با عوامل محیطی را تعریف می کند، می تواند با کمک به تامین روشنایی طبیعی و شرایط حرارتی مناسب، علاوه بر کاهش مصرف انرژی موجب ارتقاء بهره وری اداری در این بناها نیز گردد. ارزیابی عملکرد فرم ساختمان های اداری بزرگ مقیاس تهران و دستیابی به گونه شکلیِ بهینه فرم جهت تامین سالانه آسایش حرارتی و بصری نوری منطبق بر ویرایش چهارم مبحث نوزده (م.م.س) هدف این پژوهش است.
روش ها: این پژوهشِ کاربردی از نوع نظریه-ساخت بوده که در راستای دستیابی به اهداف، رابطه بین هندسه فرم و متغیرهای sDA، DGP و PMV را مورد بررسی قرار داده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده، داده های اولیه پس از استخراج کتابخانه ای به صورت میدانی صحت سنجی شده و با نرم افزارهای دیزاین بیلدر و پلاگین هانی بی در گرسهاپر مورد مدل سازی و شبیه سازی قرار گرفته اند. همچنین آنالیز داده های حاصل از شبیه سازی با تفسیر و مقایسه انجام شده است.
یافته ها: فرم مستطیل شکل با دو حیاط مرکزی دارای بهترین وضعیت در شاخص PMV و بدترین از نظر DGP می باشد. زیرگونه پیشنهادی از فرم مذکور با نسبت هسته به پوسته 2:1 با حفظ شرایط PMV توانست از منظر sDA و DGP نیز در حالت استاندارد قرار گیرد.
نتیجه گیری: فرم اغلب این بناها جهت تامین شرایط آسایش حرارتی و بصری نوری طبق مبحث نوزدهم مناسب نیست. طراحان می توانند از فرم مستطیل شکل با نسبت پیشنهادی هسته به پوسته 2:1 جهت تامین شرایط و کسب رده EC این مبحث استفاده نمایند.
کلمات کلیدی: آسایش حرارتی، آسایش بصری، عملکرد ساختمان، کاربری اداری، مبحث نوزده.
از گردشگری تا پژوهشگری
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۲
3 - 3
حوزههای تخصصی:
مسئله مهمی که امروزه در مطالعات گردشگری می بایست مورد توجه قرار گیرد، فاصله میان تجربه زیسته گردشگر و تحلیل علمی پژوهشگر در فهم و واکاوی فرهنگ مقصد است. این موضوع به شکافی بالقوه میان نگاه تجربی و احساسی گردشگر و نگاه تحلیلی و مفهومی پژوهشگر اشاره دارد، و اینکه آیا امکان دارد تجربه زیسته گردشگر به داده ای معتبر برای پژوهش فرهنگی تبدیل شود؟ آیا پژوهشگر می تواند بدون تجربه مستقیم، به عمق معناهای فرهنگی سفر دست یابد؟ پژوهشگر گردشگری، کاشفی است که برای فهم بهتر و دستیابی به عمق شناخت، پابه پای گردشگران طی مسیر می کند و از مبدأ تا مقصد و از مقصد تا مقصود، در توقفگاه های اندیشه مکث می کند. تلاش دارد تا جامعه علمی را به گستردگی این اقیانوس میان رشته ای و فرارشته ای اقناع کند و اهمیت جایگاه آن را در نظام معرفتی عصر حاضر، برجسته سازد. تجربه سفر نخست با تماشا آغاز می شود. تماشا با چشم سر یا چشم دل و نظاره گر بودن مناظر، لمس فضاها و تجربه لحظه ها. اما آنگاه که نگاه گردشگرانه با نگاه پژوهشگرانه گره می خورد، سفر به تجربه ای عمیق تر از نظاره صرف بدل می-شود. به کاوشی در لایه های عمیق فرهنگ و هویت. و پژوهشگر پلی می شود از شور نگاه تا تأمل معنا، از جوشش احساس تا ژرفای اندیشه و از آستانه تجلیل تا عمق تحلیل. سفر نه تنها جابه جایی در بُعد مکان، که ورود تدریجی به جهان های معنایی و فرهنگی است. گردشگر با نگاه خیره کنجکاو، و پژوهشگر با ذهن تحلیل گر، هر دو در پی کشف این جهان های معنایی هستند؛ یکی با تجربه و دیگری با آزمون و تحلیل تجربه. گردشگر ممکن است تنها شیفته زیبایی و جذابیت های گذرا شود، اما پژوهشگر به لایه های پنهان فرهنگ که با تار و پود مکان و زمان درهم تنیده است، توجه دارد. این دو نگاه متفاوت، مکمل یکدیگرند؛ زیرا یکی تجربه می کند و دیگری معنا می بخشد. در این بین، بهره گیری از شیوه هایی همچون پدیدارشناسی، با پرداختن به تجربه زیسته فرد در مواجهه با جهان پیرامون، کمک می کند تا تجربه سفر نه تنها به عنوان جابجایی در مکان، بلکه به مثابه مواجهه با معنا و هویت درک شود، و اینجاست که تجربه گردشگر می تواند به عنوان یک داده فرهنگی و معرفتی برای تحلیل لایه های پنهان موضوع به کار گرفته شود. تجربه سفر به مثابه شناخت فرهنگی است و گردشگری فرهنگ، دعوتی است به آشتی این دو نگاه؛ آنجا که روایت های سفر با چاشنی تحلیل فرهنگی همراه می شود. دعوت به نگاهی ژرف تر به گردشگری، چرا که سفر نه تنها رسیدن به مقصد، که پیمودن مسیری است آراسته به منظرها و توقفگاه های معنایی که می بایست با گام-های کوتاه و آهسته و توأم با مکث و تأمل طی شود. سفر، در تمام اشکال خود، بستری است برای گردشگری آزادانه فرهنگ.
کاربرد شبکه های اجتماعی مجازی در افزایش مشارکت شهروندان در مدیریت شهری؛ بررسی تجربه و ادراک مدیران شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۸
4 - 29
حوزههای تخصصی:
شبکه های اجتماعی مجازی شکل جدیدی از ارتباط و تعامل را به ارمغان آورده اند. این شبکه ها به ابزار مشارکتی قدرتمند در تعامل دوسویه و راحت تر شهروندان با مدیران شهری تبدیل شده اند. استفاده از این شبکه ها به مدیران شهری این امکان را می دهد تا درکنار تعامل، به جستجوی افکار، شناخت سریع مشکل ها و حل آن ها به کمک مردم، بپردازند. پژوهش حاضر با رویکردی آمیخته و با هدف تحلیل کاربرد شبکه های اجتماعی در افزایش مشارکت شهروندان در مدیریت شهری انجام شده است تا با بررسی ادراک و تجربه مدیران شهری ازطریق تحلیل محتوایِ کیفیِ مصاحبه هایِ نیمه ساختاریافته و تحلیل رفتار مدیران و شهروندان در شبکه های اینستاگرام و ایکس، ظرفیت ها و چالش های کاربرد آن ها را در نظام مدیریت شهری تهران تبیین کند. یافته ها بیانگر آن است که شرایط زمینه ای در ایران با توجه به محدودیت های اعمال شده بر شبکه های اجتماعی تفاوت ساختاری کلانی با دیگر کشورها دارد. از یک سو همان گونه که فیلترینگ شهروندان را با چالش مواجه کرده، مانع ارتباط مؤثر مدیران شهری با شهروندان به دلیل منع قانونی حضور آن ها در این شبکه ها نیز شده است. ازسوی دیگر مدیران شهری از ظرفیت های شبکه های اجتماعی با هدف جلب مشارکت شهروندان، آگاهی نداشته و بهره برداری آن ها از این شبکه ها حداکثر به اطلاع رسانی و گزارش اقدام محدود می شود. محدودیت ها در سطح کلان و استراتژی های منفعت طلبانه آنان در استفاده از این شبکه ها و فراگیری مشارکت نمایشی درنتیجه نبود سازوکارهای مشارکتی، در عمل منجر به انفعال خودخواسته مدیران شهری و بی اعتمادی و انفعال شهروندان از مسئولیت های اجتماعی شده است.
تحلیل مفهوم اضطراب بنیادی در فیلم مغزهای کوچک زنگ زده بر اساس آرای کارن هورنای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۵
57 - 66
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تکیه بر آرای روان کاوانه کارن هورنای، به تحلیل روان شناختی فیلم مغزهای کوچک زنگ زده ساخته هومن سیدی می پردازد. هدف اصلی از این پژوهش، نقش خصومت و اضطراب بنیادی در شکل گیری شخصیت های این فیلم و تأثیر این مفاهیم بر منحنی تحول شخصیت آنها است. سؤال اصلی پژوهش این است که: چگونه مفاهیم اضطراب و خصومت بنیادی، در غالب سه راهبرد روان نژندانه هورنای، در شکل گیری و تحول شخصیت های اصلی این فیلم بازتاب یافته اند؟ این پژوهش از نوع کیفی و تحلیلی-تفسیری است و از روش تحلیل محتوا برای بررسی مؤلفه های روان شناختی بهره می برد، اضطراب بنیادی، به عنوان حسی از بی پناهی و ناامنی که ریشه آن در تجربه های دوران کودکی است، مسیر شکل گیری ویژگی های روان رنجورانه شخصیت اصلی فیلم؛ یعنی شاهین و دیگر اعضای خانواده را هموار می کند. پژوهش نشان می دهد که شخصیت های فیلم برای مقابله با احساس اضطراب بنیادی، به سازوکارهایی چون برونی سازی و خودایدئالی متوسل می شوند؛ آنها مسئولیت ناکامی ها و ضعف های خود را به دیگران نسبت داده، تصویری ایدئال و قدرتمند از خود در ذهن می سازند و به دنبال جبران این کمبودها از راه تسلط بر دیگران هستند. یافته های پژوهش نشان می دهد که شخصیت های اصلی فیلم هر یک بازتابی از یکی از راهبردهای روان نژندانه کارن هورنای در مواجهه با اضطراب بنیادی اند، تحلیل روان کاوانه منحنی تحول این شخصیت ها نشان می دهد که نه تنها ساختار شخصیتی شان بر پایه اضطراب بنیادی شکل گرفته، بلکه مسیر تحول یا سقوط آنها نیز با نوع مواجهه شان با این اضطراب و خصومت پیوندی مستقیم دارد.
مطالعۀ نوتاریخ گرایانه بازنمود تاریخ و قدرت در آثار گریگور یقیکیان (مطالعۀ موردی: نمایشنامه انوشیروان عادل و مزدک و نمایشنامۀ جنگ مشرق و مغرب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶
51 - 66
حوزههای تخصصی:
تاریخ همواره به عنوان ثبت رخدادهای گذشته تلقی می شود، اما بیش از آنکه بازتاب حقیقتی ناب باشد، روایتی گفتمانی از گذشته است. نمایشنامه و صحنه تئاتر به دلیل پیوند با سیاست، جامعه، قومیت و ایدئولوژی، بستری مهم برای بازنمایی این روایت ها به شمار می آیند. در دوران پهلوی، تئاتر به مثابه رسانه ای اجتماعی، در بازسازی حافظه تاریخی و ترویج ایدئولوژی رسمی نقش آفرین بود. این پژوهش با روش کیفی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای و در چارچوب رویکرد نوتاریخ گرایانه با تأکید بر تبارشناسی میشل فوکو، به تحلیل دو نمایشنامه انوشیروان عادل و مزدک و جنگ مشرق و مغرب اثر گریگور یقیکیان می پردازد. یافته ها نشان می دهد که یقیکیان با بازآفرینی مقاطع تاریخی، تاریخ را نه به صورت بازتابی خطی، بلکه به عنوان میدان گفتمان ها و شبکه ای از قدرت و حقیقت به تصویر می کشد. این نمایشنامه ها از طریق روایت، شخصیت پردازی و آیین های نمایشی، هم نقدی بر فساد قدرت های گذشته اند و هم بازتابی از دغدغه های عدالت اجتماعی، هویت ملی و اصلاحات تدریجی در ایران معاصر. بدین ترتیب، آثار یقیکیان ضمن هم سویی ظاهری با گفتمان پهلوی، در سطحی عمیق تر به گفت وگویی انتقادی با مفهوم عدالت و سوءاستفاده از ایدئولوژی می پردازند. این پژوهش می کوشد خلأ مطالعات نوتاریخ گرایانه درباره آثار یقیکیان را پر کند و نسبت میان تاریخ، قدرت و درام در ادبیات نمایشی ایران را بازخوانی نماید.
کنترل نور روز در محیط گلخانه ای با استفاده از پوسته های متحرک و تعدیل مصرف انرژی سالانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۶
55 - 72
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: گیاهان سایه دوست به نور زیاد حساس هستند و در محیط های کم نور رشد می کنند. این گیاهان که بخشی مهم از منظر سبز داخلی محسوب می شوند، برای رشد به شدت نوری بین ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ لوکس نیاز دارند. از سوی دیگر، گلخانه ها برای تأمین شرایط مطلوب رشد، وابسته به تجهیزات مکانیکی و الکترونیکی پرمصرف هستند که موجب افزایش مصرف انرژی می شود. ازاین رو، کنترل نور روز و همچنین کاهش مصرف انرژی در این واحدهای تولیدی اهمیت زیادی دارد. پوسته های متحرک به عنوان یکی از راهکارهای معماری پایدار، در این پژوهش استفاده شده و نقش مهمی در کنترل نور و کاهش مصرف انرژی دارند.هدف پژوهش: هدف این پژوهش ارائه پوسته متحرک برای کنترل نور روز در گلخانه های مخصوص گیاهان سایه دوست و کاهش مصرف انرژی در شهر بابلسر است.روش پژوهش: این پژوهش با روش شبه تجربی انجام شده است. ابتدا، مطالعات نظری با روش اسنادی بررسی شده و سپس مدل سازی نرم افزاری در Rhino و Grasshopper انجام شده است. پوسته پیشنهادی با الگوبرداری از ارسی های سنتی معماری بومی مازندران طراحی شده و از سه هندسه مربع، دایره و دوازده ضلعی تشکیل شده است. شبیه سازی های انرژی و نور با Honeybee و Ladybug صورت گرفته که بخش انرژی با موتور OpenStudio و نور با Radiance تحلیل شده است.نتیجه گیری: در مقایسه سه الگوی هندسی، الگوی مربع بهترین عملکرد را از نظر نورگیری و مصرف انرژی دارد. این پوسته، براساس شاخص UDI، در 2/ 63 تا 4/ 91 درصد مواقع نور مطلوب را تأمین کرده و نور بیش از ۱۰۰۰ لوکس را کمتر از سایر الگوها به گلخانه منتقل می کند. از نظر شاخص سالانه EUI، این الگو با 19/154کیلووات ساعت برمترمربع کمترین مصرف انرژی را داشته و در مقایسه با مدل پایه، مصرف انرژی را 75/ 13 درصد کاهش داده است. نتایج پژوهش نشان می دهد هندسه مربع، نسبت به دایره و دوازده ضلعی، در طراحی پنل های متحرک گلخانه ای عملکرد بهتری دارد.
هوش مصنوعی و معماری بررسی تطبیقی طراحی انسان محور و ماشین محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
5 - 18
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: با وجود قابلیت های هوش مصنوعی در تسریع و بهبود فرایندهای معماری، پرسش هایی اساسی درباره جایگاه خلاقیت انسانی و توانایی حفظ اصالت و هویت فرهنگی در طراحی های تولیدشده توسط هوش مصنوعی مطرح است.هدف پژوهش: هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی زیبایی شناسی طراحی معماری انسان محور و ماشین محور است.روش پژوهش: این تحقیق براساس هدف، یک تحقیق کاربردی است. و از نظر ماهیت و روش در شمار تحقیقات توصیفی -تحلیلی محسوب می شود. در این مطالعه، چهار طرح منتخب از مسابقات مدرسه معماری ایرانی انتخاب و با استفاده از هوش مصنوعی طرح های مشابهی تولید شد. نمونه ها توسط اساتید، مشاوران و دانشجویان معماری و غیرمعماری براساس پنج مؤلفه خلاقیت، هماهنگی، اصالت، جذابیت و کلیت ارزیابی شدند.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که در مؤلفه اصالت، طراحی های انسانی به طور قابل توجهی برتر ارزیابی شدند، اما در مؤلفه هماهنگی، طراحی های هوش مصنوعی برتری اندکی داشتند. همچنین، جذابیت طراحی های انسانی بیشتر مورد تأیید اساتید و مشاوران قرار گرفت، در حالی که دانشجویان غیرمعماری تمایل بیشتری به طراحی های هوش مصنوعی نشان دادند. به طور کلی، جامعه معماران، طراحی های انسانی را برتر دانستند اما انحراف معیار در ارزیابی ها به ذهنی بودن قضاوت ها و تنوع ترجیحات زیبایی شناختی اشاره دارد. این پژوهش بر اهمیت حفظ خلاقیت انسانی در معماری تأکید داشته و هوش مصنوعی را ابزاری مکمل برای بهبود فرایندهای طراحی می داند، نه جایگزینی کامل برای طراحان انسانی.
محمد اسمعیل معمار در اسناد تاریخی دورۀ قاجار شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
38 - 49
حوزههای تخصصی:
شناخت سامانمند و ثبت شده چندانی از نام و نشان معماران شیراز در دوران پیشامدرن وجود ندارد؛ این در حالی است که بخش قابل توجهی از بافت تاریخی این شهر به روزگار قاجاریان تعلق دارد. هدف این پژوهش معرفی یکی از معماران ناشناخته شیراز عصر قاجار به نام «محمداسمعیل» از خلال کتیبه ها و نامه های موجود در آرشیو ها است و می کوشد نقش و جایگاه (مرتبه) وی را براساس مطالعه این مدارک شناسایی کند. راهبرد این پژوهش تفسیری-تاریخی و از اسناد موجود در منابع آرشیوی به عنوان پایه اصلی پژوهش بهره برده است. اطلاعات تکمیلی در خصوص شناخت دیگر شخصیت های موجود در اسناد از منابع کتابخانه ای تأمین شده است. براین اساس این پرسش مطرح است که محمداسمعیل چه نقش و جایگاهی در جامعه آن دوران داشته است؟ نام وی در کدام یک از کتیبه های احداثیه بناهای تاریخی شیراز آورده شده است؟ و این اسناد چه نوع ساختار اجتماعی را در پیوند با مفاهیم «قدرت» و «کنشگران» بازنمایی می کنند؟ یافته های پژوهش شامل چهار سند از سال 1302 تا 1330 ق. هستند که درمجموع نشان می دهند «محمداسمعیل معمار»، معمار تکیه یا آرامگاه خاندان قوام، از کارآزمودگان و معتمدین صنف معماری شیراز بوده و دستکم در سه موضع شامل «سازنده بنا»، «کارآزموده معماری در ارزیابی و ارزش گذاری بنا» و «احدی از آحاد شهر» حاضر شده است. این اسناد نشان دهنده بخش هایی از زندگی صنفی و خانوادگی اوست. نکته جالب توجه این است که دو اثر مهر متفاوت از وی به همراه اثر مهری متعلق به فرزندش، «محمدکاظم»، در این اسناد دیده می شود که هرکدام در موقعیت متفاوتی استفاده شده اند. همچنین همکاری او با «استاد آقا»، دیگر معمار شیرازی، در این مکاتبات آشکار شده است. هرچند در هیچ سندی از «محمداسمعیل» با صفت «استاد» یاد نشده است، ولی یافته ها نشان می دهند که وی شأنی ممتاز داشته و در «میدان قدرت در ساخت شهر» کنشگری امین بوده است.
ارائه مدل مفهومی از فرآیند طراحی با توجه به مؤلفه های تأثیرگذار بر طراحی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرآیند طراحی رساندن طراح به مقصد در زمانی معین است که طراح باید این حرکت را به سوی آینده بهتر سازماندهی و هدایت کند. با گذر زمان در حوزه طراحی، مدل های مختلفی برای فرآیند طراحی ارائه شده که الهام بخش طراحان بوده است. با توجه به اهمیت طراحی و فرآیند آن، این سوال مطرح می شود که مهم ترین مؤلفه هایی که در فرآیند طراحی باید مورد توجه قرار بگیرند، کدامند؟ پژوهش حاضر با هدف دستیابی به مؤلفه های تأثیرگذار بر طراحی به منظور پی بردن به ارتباط آن ها و ارائه مدل مفهومی از فرآیند طراحی با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد سنتی و کدگذاری در متون پژوهشی از طریق جمع آوری اطلاعات (کتابخانه ای) صورت گرفته است. پس از شناسایی مقالات شایسته و واجد شرایط ارزیابی، به شیوه کدگذاری مهم ترین مؤلفه های مؤثر بر طراحی از متن پژوهش ها استخراج شد که شامل دوازده مؤلفه زمان، حقیقت و واقعیت، مشکل و مسئله، اهداف، پیچیدگی و سادگی، مدل های مفهومی، اصالت، عملکرد و خلاقیت است. نتایج حاصل از این پژوهش منجر به ارائه مدل مفهومی برای فرآیند طراحی شده است که به بیان ارتباط این مؤلفه ها باهم و هویدا شدن جایگاه آن ها در فرآیند طراحی می پردازد. در این مدل مفهومی از فرآیند طراحی، طراح را در مسیری از پیچیدگی به سمت سادگی براساس تجربه، در وضعیت موجود با تعیین اهدافی مشخص، با کمک خلاقیت، حفظ اصالت اثر و توجه به عملکرد هدف یا اثر به سمت کیفیت مطلوب حرکت خواهد کرد.