فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱۴۳
73 - 82
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: معابد متعدد میترایی در بندر تجاری- نظامی استیا-رم، حاکی از اهمیت این دین و آیین در میان نظامیان و بازرگانان دارد و طبق اسناد و شواهد آیین مهر از این مکان به رم انتقال یافته است. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش، گزارش بازدید میدانی از مهرابه های متعدد استیا و تأکیدبر اهمیت این آیین در رم باستان است که در این مطالعه تمام مهرابه ها به صورت یکجا معرفی شده است. آث ار و ش واهد مهراب ه ی ا معاب د میت را «Mithraum» در سراس ر امپراط وری روم ب ه وی ژه ایتالی ا و س ایر کش ورهای اروپ ا مانن د آلم ان، بلژی ک، اروپ ای ش رقی و همچنی ن در آسی ا و آفریق ا برجاس ت ک ه ب رخی از ای ن معاب د مع رفی ش ده در مع رض بازدی د عم وم ق رار داردکه پابرج اتری ن آن ها، مهراب ه س نت کلمنت ه در ش هر رُم اس ت ام ا س ایر معاب د میت رایی در ایتالی ا مت روک و غیرقاب ل بازدی د اس ت. چنانچ ه مهراب ه های شهر باستانی استیا معرفی شوند، بخش مهمی از فرهنگ و هنر میترایی در غرب آشکار خواهد شد.روش پژوهش: روش پژوهش کتابخانه ای- میدانی، بازنگری براساس بازدید میدانی در مقایسه با مطالعات کتابخانه ای است.نتیجه گیری: نتیجه نو و قابل ملاحظه ای در بازدید میدانی و مقایسه آن با منابع کتابخانه ای حاصل شد که با توجه به تأسیسات عظیم نظامی در جوار این شهر و حضور نظامیان و همچنین تجار در این بندر اهمیت خدای یاور جنگجویان و حامی عهد و پیمان های راستین را نشان می دهد.
اکفراسیس در سینمای پست مدرن ایران با رویکرد نشانه شناسی اکو (مطالعۀ موردی: فیلم فروشنده ساخته فرهادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۵
31 - 43
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با بهره گیری از نشانه شناسی اومبرتو اکو، به تحلیل مفهوم اکفراسیس در سینمای پست مدرن ایران، با مطالعه موردی فیلم فروشنده اصغر فرهادی، می پردازد. مسئله اصلی، چگونگی کاربرد اکفراسیس به عنوان ابزاری نشانه شناختی برای تولید معانی چندلایه در سینمای پست مدرن است. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه اکفراسیس از طریق تعامل زبان، تصویر، و پیش تفسیرهای فرهنگی، معانی پیچیده را در فیلم های پست مدرن ایران شکل می دهد؟ اهداف پژوهش شامل بررسی نقش اکفراسیس در بازنمایی معنایی، تحلیل تعامل زبان و تصویر در فروشنده و شناسایی تأثیر پیش تفسیرهای فرهنگی بر تفسیر مخاطب است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی با رویکرد نظری - کاربردی است و داده ها از تحلیل رمزگان های بصری، شنیداری، و روایی فیلم، به ویژه ارجاعات بینامتنی به مرگ فروشنده آرتور میلر و گاو داریوش مهرجویی، گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهند که اکفراسیس در فروشنده نه تنها بازنمایی هنری آثار دیگر را تسهیل می کند، بلکه با فعال سازی پیش تفسیرهای فرهنگی، مخاطب را به مشارکت در معناسازی دعوت می کند. این تکنیک، لایه های معنایی پنهان، از جمله بحران هویت و زوال اخلاقی، را آشکار می سازد و درک عمیق تری از پیچیدگی های سینمای پست مدرن ایران ارائه می دهد. این پژوهش بر نقش فعال مخاطب در تفسیر و اهمیت رمزگان های فرهنگی تأکید دارد و راه را برای تحلیل های نشانه شناختی بیشتر در سینمای ایران هموار می کند.
تآثیرات ادراکی و معنوی نور و فضا در آثار دن فلاوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۳۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
101 - 112
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل نقش نور در آثار مینیمالیستی دن فلاوین و تأثیر آن بر تجربه ادراکی و معنوی مخاطب می پردازد .مسئله اصلی تحقیق این است که چگونه استفاده فلاوین از نور فلورسنت و فرم های هندسی، تجربه بصری را از سطحی ساده به فرآیندی پیچیده، پویا و درگیرکننده ارتقا می دهد. اهمیت این موضوع در آن است که مینیمالیسم با تأکید بر مخاطب محوری و تجربه مستقیم اثر، تحولی بنیادین در نسبت میان اثر هنری و بیننده ایجاد کرده و فلاوین یکی از مهم ترین هنرمندان این جریان به شمار می رود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه مطالعه منابع اسنادی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد آثار فلاوین با نورپردازی های فلورسنت، فضاهایی دینامیک می سازند که مرز میان سوژه و ابژه را محو کرده و مخاطب را به بخشی از اثر تبدیل می کنند. چنین فضایی علاوه بر ایجاد واکنش های بصری، توهمات ادراکی و تأثیرات حسی، مخاطب را به تجربه ای معنوی و تأمل برانگیز فرا می خواند. نوآوری پژوهش در تأکید بر ظرفیت معنوی تجربه های بصری فلاوین است؛ بعدی که در بسیاری از مطالعات پیشین کمتر برجسته شده است. در مجموع، فلاوین با ترکیب نور، فضا و زمان، تجربه ای چندبعدی و تحول آفرین خلق می کند که هم زمان بینایی، احساس و تفکر مخاطب را درگیر می سازد.
شناسایی و اولویت بندی عوامل فرهنگی - اجتماعی تأثیرگذار بر ماندگاری مسکن معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مسیر حفظ سرمایه های ملی، جلوگیری از تخریب ساختمان ها و افزایش عمر مفید بناها، نقش مهمی دارد. ازاین رو، این پژوهش به جنبه های فرهنگی - اجتماعی عوامل تأثیرگذار بر فرایند عمر مفید مسکن معاصر ایران می پردازد. شناخت عوامل فرهنگی - اجتماعی مؤثر بر ماندگاری مسکن معاصر، اولویت بندی و مقایسه آن ها (از دید متخصصان و افراد عادی) و تبیین نقش فرهنگ و باورهای جامعه بر طولانی بودن عمر مفید معماری مسکن را می توان از اهداف پژوهش برشمرد. ماهیت پژوهش، کاربردی و ازنظر رویکرد، از نوع پیمایشی است. در این پژوهش، از روش دلفی برای شناسایی و تحلیل سلسله مراتبی برای اولویت بندی عوامل استفاده شد. در ابتدا معیارهای فرهنگی - اجتماعی مؤثر بر ماندگاری مسکن توسط متخصصان تدقیق و ارزیابی گردید که ده عامل مؤثر بر عمر مفید مسکن شناسایی شدند. عوامل، شاملِ حس تعلق، انعطاف پذیری، روزآمدی، رسانه، ایفای نقش بهره بردار در روند طراحی و ساخت، شأن و طبقه اجتماعی، همسایگی، دسترسی و خدمات محلی شهر، کیفیت فضایی و امنیت هستند. در گام های بعد «سنجش معیارهای استخراج شده از دیدگاه مردم»، «رتبه بندی» و «وزن دهی معیارهای یافت شده توسط جامعه متخصصان» با کمک روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) صورت گرفت. نتایج پژوهش، به صورت جمع بندی مقایسه ای بین اولویت بندی دیدگاه مردم و متخصصان دررابطه با معیارهای فرهنگی - اجتماعی نشان داد که عموم مردم و متخصصان در اهمیت دو عامل امنیت و کیفیت فضایی، به عنوان مهم ترین عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر ماندگاری مسکن، اتفاق نظر دارند.
تدوین سازوکار تجربه ی سکونت بر اساس قابلیت های فضاهای مرزی پیرامون خانه (تحلیل تطبیقی دیدگاه خبرگان و تجربه ی زیسته ی ساکنین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضاهای مرزی به عنوان عرصه های تعاملات انسانی، می توانند بستری برای تحلیل تجربه ی سکونت باشند. درک ارتباط بین این دو مفهوم، مسلتزم شناخت قابلیت های فضاهای مرزی و تعریف سکونت است. پرسش اصلی پژوهش این است که، فضاهای مرزی پیرامون خانه چگونه بر تجربه ی سکونت تأثیر می گذارند؟ پژوهش در پارادایم تفسیرگرایی و با اتکا به روش کیفی، سکونت را فرآیندی پویا و زمینه گرا تعریف می کند که بر مبنای تمایز (تمییز فضایی) و تقسیم (برای شخصی سازی فضا) توسط فضاهای مرزی، شکل می گیرد. بر این اساس فضاهای مرزی با نگاهی انسان محور، در سه لایه یا سه بعد کالبدی، اجتماعی، معنایی در محیط پیرامون خانه مدل سازی شدند. برای سنجش میزان تأثیر عوامل شکل دهنده ی هر بعد، ابتدا با بهره گیری از نظرات ۸ خبره دانشگاهی و تکنیک فرآیند تحلیل شبکه (ANP)، وزن عوامل مشخص و مدل فرآیند سکونت به دست آمد. سپس جهت تدقیق مدل در بستر واقعیت، پرسشنامه ای مبتنی بر طیف لیکرت توسط ساکنان تکمیل و داده ها با روش های آماری نرمال سازی شد. با سنجش همبستگی وزن عوامل در نظر خبرگان و تجربه ی ساکنان و تأثیر عوامل زمینه ای، مدل نهایی تحلیل تجربه ی سکونت به دست آمد، که فضاهای مرزی را نه صرفاً عناصری صلب، بلکه عواملی «مولد و فعال» معرفی می کند که از طریق پیوندهای تعاملی، کیفیت تجربه ی سکونت را ارتقا می بخشند.
مدل سازی مفهومی ارتقا کیفیت بیمارستان های عمومی مبتنی بر شواهد (EBD) با رویکرد رضایت مندی بیمار (مورد پژوهی: بیمارستان گاندی تهران)
منبع:
مطالعات رفتار و محیط در معماری دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
25 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی طراحان و سازندگان محیط های درمانی ایجاد محیطی شفابخش است. مفهوم شفابخشی در قرن اخیر منجر به ایجاد تأثیرات مثبتی در روند درمان و تغییرات قابل توجهی در طراحی بیمارستان شده است. توجه به بیمار به جای روند درمان رویکردی در طراحی بیمارستان با عنوان رویکرد«بیمارمحوری» مطرح کرده است. اخیرا که امنیت بیماران و تسریع روند بهبود بیماری مورد اهمیت قرار گرفته است، معماران به موضوعی به نام «طراحی مبتنی بر شواهد» روی آوردند.
سکوت پدیدارشناختی به مثابه میدان پدیداری سکونت در پدیدارشناسی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ شماره ۱۵۳
53-68
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در جهان پرسرعت و آشفته امروز، تجربه سکونت اصیل دشوار شده است. پدیدارشناسی می کوشد با نگاهی تازه به سکونت، آن را همچون شیوه ای از بودن در جهان بازفهم کند و در برابر این گسست بایستد. در این میان، «سکوت پدیدارشناختی» با آن که در اندیشه بسیاری از پدیدارشناسان حضوری ضمنی دارد، کمتر به صورت مستقیم در پیوند با سکونت بررسی شده و این در حالی است که این مفهوم می تواند به مثابه میدانی پدیداری برای نزدیک شدن به تجربه سکونت در معماری معاصر عمل کند. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تبیین و ارائه راهکارهای معمارانه برای تحقق سکونت پدیدارشناختی در معماری است؛ راهکاری که با اتکا به آرای اندیشمندان پدیدارشناس و از خلال مفهوم «سکوت پدیدارشناختی»، می کوشد راهی برای نزدیک شدن به تجربه اصیل سکونت در فضاهای معماری بگشاید. روش پژوهش: رویکرد روش پژوهش بر مبنای استدلال منطقی و تحلیل نظری است. در این راستا، با مطالعه متون مختلف حوزه پدیدارشناسی معماری، گزاره های کلیدی، استخراج شده و ازطریق قیاس مفهومی و تحلیل تطبیقی، در وهله اول رابطه میان سکوت و سکونت، شناسایی شده و در گام بعد راهکارهای معمارانه تقرب به سکونت از دریچه سکوت عرضه شده است. نتیجه گیری: این پژوهش با تکیه بر آرای اندیشمندان پدیدارشناس و در راستای دستیابی به تجربه اصیل سکونت، سکوت پدیدارشناختی را به مثابه میدان پدیداری هستی (بافت حاضر تجربه، کلیتی زنده و اکنونی که پدیده در دل آن آشکار می شود) معرفی می کند؛ وضعیتی که می تواند شرایط پدیداری سکونت را فراهم سازد. در این راستا، پژوهش مجموعه ای از راه کارهای معمارانه را برای امکان بخشی به ایجاد چنین میدانی پیشنهاد می کند و آن ها را در شش دسته کلی سامان می دهد: 1. درآستانگی و فضاهای مرزی، 2. اپوخه و تقلیل فضایی، 3. بدویت فضایی، 4. بداهت و وانهادگی فضایی، 5. محصوریت و پناه مندی و 6. زمان مندی فضایی.
تبیین چارچوب احیای مناظر پساصنعتی شهری با رویکرد طراحی و توسعه احیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۰
16 - 25
حوزههای تخصصی:
مناظر پساصنعتی با ارزش های هویتی، به عنوان میراث فرهنگی عصر مدرن شناخته می شوند. این عرصه ها از جنبه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی آسیب دیده و از بُعد بصری، منظری نامناسب را ایجاد کرده اند. در این نوع عرصه ها، مداخلات با رویکردهای مختلف انجام شده است اما به دلیل پیچیدگی این مناظر و آسیب های وارده به اکوسیستم، نیاز به رویکردی جامع است که ضمن حفظ ارزش میراث صنعتی، آسیب های گذشته را ترمیم و باعث بهبود تعامل متقابل انسان او طبیعت شود. رویکرد «طراحی و توسعه احیایی» با نگاهی «جامع» و «سیستماتیک» با منابع ذاتی خود سیستم، ترمیم و احیا را ایجاد می کند که به همپیوندی نیازهای جامعه انسانی و طبیعت می انجامد. هدف پژوهش، ارائه چارچوبی جامع جهت احیای مناظر پساصنعتی با رویکرد احیایی است. در این راستا، به روش تحلیلی-تطبیقی مؤلفه های مؤثر در احیای مناظر پساصنعتی در شیوه های پیشین، با جریان های مؤثر در رویکرد احیایی تطبیق داده شده و ارتقا یافته است. سپس با بهره گیری از چارچوب پرکینز ویل، به عنوان یکی از چارچوب های کاربردی احیایی، جامع و نوآورانه احیای مناظر پساصنعتی ارائه شده است. این چارچوب به صورت دیاگرامی چندلایه، شامل یک هسته و چندین حلقه است که براساس آن سیاست گذاری ها و راهبردهای طراحی و توسعه مناظر پساصنعتی ارائه می شود. در این چارچوب، «مکان» به عنوان هسته سیستم، حلقه اول «ابعاد بررسی مکان»، حلقه دوم «جریان های مؤثر» در احیای مناظر پساصنعتی، حلقه سوم «زیرجریان ها» و حلقه چهارم «اکوسیستم» است. طبق یافته های پژوهش جریان های مؤثر در احیای مناظر پساصنعتی شامل 12 جریان تنوع زیستی، اجتماع، اقتصاد، فرهنگ، آموزش، زیبایی شناسی، سلامت، مشارکت، زیرساخت، مواد و مصالح، انرژی و آب است. این چارچوب جهت احیای سایت های پساصنعتی از یک کارگاه کوچک تا یک مجموعه گسترده صنعتی قابل تعمیم است.
تبیین مدل مفهومی برای حفاظت از قنات ها در منظر روستایی: با بهره گیری از تجارب و اسناد بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
37 - 62
حوزههای تخصصی:
اهداف: این پژوهش با هدف توسعه یک مدل مفهومی جامع برای حفاظت و توسعه پایدار قنات ها انجام شده است. در این راستا، ابعاد کالبدی، زیست محیطی، اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی و مدیریتی این نظام های آبی بررسی شده اند. هدف نهایی ارائه چارچوبی کاربردی برای ادغام سیاست های حفاظتی در برنامه های توسعه روستایی است. روش ها: روش تحقیق ترکیبی بوده و بر اساس مرور اسناد بین المللی، مطالعات پیشین و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. سپس، به منظور اعتبارسنجی مدل مفهومی، از روش دلفی در دو دور متوالی با مشارکت خبرگان بهره گرفته شده است. تحلیل داده ها به تدوین چارچوبی جامع برای حفاظت و توسعه پایدار قنات ها انجامیده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که حفاظت از قنات ها نیازمند رویکردی جامع و چندبُعدی است که شامل ابعاد ملموس (کالبدی، زیست محیطی، اقتصادی) و ناملموس (فرهنگی-اجتماعی، مدیریتی، سیاست گذاری) می شود. روش دلفی بر اهمیت حفاظت فیزیکی، مدیریت پایدار منابع آب و توسعه گردشگری پایدار تأکید دارد. همچنین، مشارکت جوامع محلی، مستندسازی، سیاست گذاری های حمایتی و تأمین مالی پایدار نقش کلیدی در حفاظت این ساختارها ایفا می کنند. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش، ارائه مدلی مفهومی با تأکید بر حفاظت فیزیکی، مدیریت منابع آب، گردشگری پایدار، مشارکت محلی و سیاست گذاری حمایتی است که می تواند به بهبود رویکردهای حفاظتی و توسعه ای در روستاها کمک کند. تمرکز بر ابعاد عینی و ذهنی نقش قنات ها در منظر روستایی، جنبه نوآورانه این پژوهش نسبت به مطالعات پیشین است.
رابطه تعلق خاطر کاری و حس تعلق به مکان در کارکنان (مطالعه موردی: ساختمان های اداری شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حس تعلق به مکان به عنوان پیوندی عاطفی و شناختی میان فرد و محیط فیزیکی، نقش مهمی در افزایش انگیزه و تعهد کاری دارد. در محیط های اداری، تعلق خاطر کاری که شامل اشتیاق و تعهد کارکنان نسبت به شغلشان است، از عوامل کلیدی در ارتقای بهره وری سازمانی به شمار می رود. با توجه به این که کارمندان به طور متوسط روزانه هشت ساعت از وقت خود را در فضای کاری سپری می کنند، ویژگی های کالبدی و محیطی این فضاها تأثیر عمیقی بر عملکرد و حتی زندگی شخصی آن ها دارد. پژوهش حاضر با این پیش فرض آغاز شد که تقویت حس تعلق به مکان می تواند تعلق خاطر کاری را در کارکنان افزایش دهد؛ با این حال، برای درک دقیق تر این رابطه، نیاز به انجام پژوهش احساس می شود. هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری در کارکنان ادارات شهر بجنورد است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که حس تعلق به مکان و حس تعلق کاری، چه رابطه ای دارند و حس تعلق به مکان تا چه حد می تواند به عنوان عاملی پیش بین برای حس تعلق خاطر کاری و میزان دلبستگی به کار در محیط اداری عمل کند. این پژوهش با استفاده از روش کمی و راهبرد همبستگی انجام شد و داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد «حس تعلق به مکان» و «تعلق خاطر کاری» گردآوری گردید. جامعه آماری شامل 114 نفر از کارکنان ادارات شهر بجنورد بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از پنج اداره انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها، از آزمون همبستگی پیرسون، آزمون T زوجی مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) و رگرسیون خطی ساده بهره گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری رابطه ای مثبت و معنادار با شدت متوسط (ضریب همبستگی 0.638) وجود دارد. تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که حس تعلق به مکان می تواند حدود 40 درصد از واریانس تعلق خاطر کاری را تبیین کند، که بیانگر تأثیر قابل توجه آن بر انگیزه و دلبستگی کاری است. این رابطه در زیرمقیاس های تعلق خاطر کاری شامل سرزندگی، فداکاری و مجذوب شدن نیز معنادار بود. همچنین، تفاوت معناداری در نمرات حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری بین گروه های مختلف جمعیت شناختی (جنسیت، وضعیت تأهل، سن، سابقه کار، مدت سکونت، تحصیلات و وضعیت استخدامی) مشاهده نشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که طراحی بهینه و متناسب محیط های کاری با توجه به عوامل کالبدی مانند نور طبیعی، تهویه مناسب، و امکانات رفاهی، می تواند حس تعلق مکانی و در نتیجه تعلق خاطر کاری کارکنان را افزایش دهد. همبستگی مثبت و معنادار بین این دو متغیر نشان دهنده آن است که ارتقای حس تعلق به مکان می تواند انگیزه و تعهد شغلی را بهبود بخشد. از این رو، توصیه می شود مدیران و طراحان محیط های کاری با فراهم آوردن شرایط محیطی مناسب، ایجاد فضاهای اجتماعی و برنامه های رفاهی و فرهنگی، تعاملات و دلبستگی شغلی کارکنان را تقویت کنند. به منظور گسترش دامنه کاربردی این یافته ها، پیشنهاد می شود که تحقیقات آتی در سایر مناطق و با استفاده از روش های کیفی برای بررسی عمیق تر این موضوع انجام شود.
بررسی و مطالعه نقوش شبه یین و یانگ در هنر سفالگری دوران اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستار حاضر، به مطالعه نقوش تزیینی مشابه فرم «یین و یانگ» در هنر سفالگری دوران اسلامی ایران می پردازد. یین و یانگ فرمی دایره ای شکل و متشکل از دو قسمت است که به نیروهای متضاد هستی و در عین حال مکمل هم، اشاره دارد. انگاره اصلی مقاله مبتنی بر اینست که در طول دوران اسلامی ایران هنرمندان مختلف از جمله سفالگران با الگوبرداری از نقش یین و یانگ طیف متنوعی از نقوش مشابه را برای تزیین آثار هنری ابداع کردند که در عین حال دارای ابعاد هویتی خاص متناسب با حکمت هنر اسلامی بوده است. بطور خاص در برخی از سفالینه های دوران اسلامی ایران چنین نقوشی مشاهده می شود که می توان وجوه اشتراکی بین آنها و فرم یین و یانگ چین یافت. وجوه اشتراک مد نظر که می تواند در شناسایی خاستگاه بخشی از نقوش سفالینه اسلامی موثر افتد دلیلی بر انجام این پژوهش است و به دنبال پاسخ به این پرسش است که؛ نقوش تزیینی مشابه با فرم یین و یانگ چین در تزیینات سفالینه دوران اسلامی ایران تحت تاثیر چه عواملی به کار رفته و به لحاظ اجرا به چند گونه قابل دسته-بندی می باشد؟ در راستای نیل به پاسخ این پرسش از روش تحقیق توصیفی- تطبیقی با رویکرد تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و الکترونیکی استفاده شده است. از میان آثار قابل دسترس سفالینه، 10 اثر شاخص به لحاظ شباهت بیشتر با فرم یین و یانگ در نقوش و با توالی تاریخی از ابتدای دوران اسلامی تا پایان دوره قاجار مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که: گونه های متعدد نقوش مشابه با فرم یین و یانگ در آثار سفالینه ی دوران اسلامی ایران قابل شناسایی است که دارای شباهت های زیادی با فرم مذکور است ولی در جزییات طراحی و ماهیت مفهومی حکمت هنر اسلامی تفاوت هایی مشاهده می شود که از جمله تفاوتهای طراحی می توان به اجرای این فرم در قالب نقش اسلیمی یا گیاهی یا جانوران مختلف اشاره کرد؛ به عبارت دیگر هنرمندان سفالگر مسلمان با الهام از فرم و معنای یین و یانگ و ترکیب آن با اندیشه های اسلامی، نقوش مشابهی را در قالبهای ابتکاری و بدیع بکار برده اند.
ادراک نشانه شناسی جنسیتی کودکان پیش دبستانی از دیوارنگاره ها و المان های شهری (نمونه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، دیوارنگاره ها و المان های شهری به عنوان بخشی از آموزش غیررسمی، نقش قابل توجهی در جامعه پذیری کودکان ایفا می کنند. هدف این پژوهش، بررسی ادراک کودکان از فضاهای عمومی شهری بر شکل گیری و تحول هویت جنسیتی آنان، با تمرکز بر مضامین تقویتی و آسیب زاست. این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی در بین کودکان ۴ تا ۶ساله شهر مشهد انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۱ کودک منتخب به روش نمونه گیری هدفمند گردآوری و با رویکرد کلایزی تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد دیوارنگاره ها و المان ها می توانند نقش دوسویه ای ایفا کنند. در بُعد مثبت، این بازنمایی ها با ارائه تصاویر غیرکلیشه ای، تنوع نقش های جنسیتی و تقویت عزت نفس، به ارتقای درک سالم از جنسیت و رشد اجتماعی کودک کمک می کنند. در مقابل، بازنمایی های فاقد انسجام و حساسیت رشدی ممکن است با تثبیت کلیشه ها، تحقیر هویت های متفاوت، جنسی سازی زودهنگام و القای نقش های محدودکننده، موجب بروز تعارضات شناختی، اضطراب و اختلال در خودپنداره جنسیتی شوند. ازاین رو، نحوه بازنمایی جنسیت در المان های بصری شهری نیازمند بازنگری و حساسیت تربیتی است و ضروری است در طراحی آن ها از نمادهایی استفاده شود که تنوع جنسیتی را نشان و برابری و احترام متقابل را بازتاب دهند؛ زیرا به کارگیری فرم های غیرکلیشه ای به شکل گیری هویت جنسیتی سالم در کودکان کمک می کند.
تحلیل آیکونولوژیک کاشی نگاره ی نبرد انسان با شیر در کاخ گلستان: بازنمایی گفتمان مشروعیت بخشی قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوران قاجار را می توان آخرین دوره ی به کارگیری گسترده ی مضامین ادبی، تاریخی و مذهبی در کاشی کاری ایران دانست؛ در این دوران طراحان کاشی با بهره گیری از داستان های حماسی، غنایی، مذهبی و روایات تاریخی، سطوح بناهای مذهبی و غیرمذهبی را آراسته و مفاهیم فرهنگی و سیاسی را منتقل می کردند. نمونه ای شاخص از این آثار، قاب های کاشی دیواره ی شرقی و جنوبی حیاط کاخ گلستان است که صحنه ی نبرد سوارکار با ببر و شیر را نشان می دهد. این نقش که ریشه در کهن الگوهای تمدن های بین النهرینی دارد، در هنر ایرانی با عنوان نبرد بهرام با شیر شناخته می شود و شرح آن در منابع تاریخی و ادبیات حماسی و غنایی به تفصیل آمده است. با توجه به ارزش و جایگاه مفهومی آن، این شمایل تا عصر قاجار به صورت های گوناگون توسط هنرمندان ایرانی اجرا شده است. قاب کاشی بزرگ دیواره ی شرقی، که حدفاصل عمارت اصلی و ساختمان شمس العماره قراردارد، علاوه بر جنبه ی تزیینی احتمالاً حاوی پیامی خاص بوده است. هدف اصلی پژوهش علاوه بر معرفی و شناخت مجلس نبرد بهرام با شیر در قاب کاشی دیواره ی شرقی حیاط کاخ گلستان، تحلیل و تفسیر آن بر اساس اسناد و منابع تاریخی برای دست یابی به ارزش های نمادین پنهان آن است. سؤال اصلی پژوهش این است که مجلس روایی نبرد بهرام با شیر در قاب کاشی دیواره شرقی حیاط کاخ گلستان چه ویژگی هایی داشته و حاوی چه ارزش های نمادینی است؟ این پژوهش با بهره گیری از الگوی سه گانه ی توصیف، تحلیل و تفسیر آیکونولوژیک اروین پانوفسکی، و به روش کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که مضمون نبرد بهرام با شیر در هنرهای تزیینی قاجار، به ویژه از عصر فتح علی شاه، با اهداف سیاسی و نظامی و به منظور مشروعیت بخشی به سلطنت به کار گرفته شده است. این مفهوم نمادین به تدریج در متون تاریخی نیز بازتاب یافت و لقب بهرام و اشاره به نبرد او با شیر، به تدریج برای توصیف و ستایش فتح علی شاه و برخی دیگر از شاهان قاجار مورد استفاده قرار گرفت.
شناسایی پیشران های مؤثر بر توسعه الگوی روستا-شهر در حومه شهرهای ایران؛ مطالعه موردی: حومه امامزاده کلان شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
131 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف: تقویت روستاهای مستعد و شهرهای کوچک به عنوان یکی از راهبردهای محوری در دستیابی به تعادل ناحیه ای، نقش کلیدی در تنظیم و کنترل تحرکات جمعیتی و کاهش فشار مهاجرت های روستا به شهر دارد. در این میان، الگوی توسعه «روستا-شهر» مبتنی بر اصول منشور نوشهرگرایی، به عنوان یکی از الگوهای موفق جهانی، در کشورهای مختلف مورد اجرا قرار گرفته و نتایج مثبت و پایداری را به همراه داشته است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل پیشران های حیاتی مؤثر بر توسعه الگوی کالبدی-معماری روستا-شهر در منطقه موردمطالعه (حومه امامزاده شهر ارومیه) است، به گونه ای که بتوان با بهره گیری از این الگو، زمینه های لازم برای جذب جمعیت سرریز شهری و کاهش فشار بر کلان شهرها را فراهم نمود. روش پژوهش: این مقاله با رویکردی اکتشافی و مبتنی بر روش های آینده پژوهی، به ارزیابی سیستماتیک متغیرهای مؤثر بر توسعه الگوی روستا-شهر پرداخته است. روش تحقیق شامل دو مرحله اصلی بود: نخست، شناسایی و ارزیابی متغیرهای کلیدی با استفاده از روش دلفی و نظرات کارشناسان؛ و دوم، کشف پیشران های حیاتی و تحلیل روابط متقابل آن ها با بهره گیری از روش تحلیل ساختاری و. تحلیل اثرات متقاطع. یافته ها: از میان 40 متغیر اولیه، 15 متغیر به عنوان پیشران های حیاتی شناسایی شدند. در این میان، متغیر «اختلاط کاربری ها» با مجموع تأثیرگذاری 1012، بیشترین نقش را در توسعه الگوی روستا-شهر ایفا می کند، درحالی که «شبکه پیوسته حمل ونقل داخلی» با امتیاز 568 کمترین تأثیر را دارد. نتیجه گیری: با توجه به روند رو به رشد مهاجرت های روستایی به شهری، روستاهای بزرگ و مستعد می توانند به عنوان مقصد جایگزین و جاذب جمعیت عمل کنند. تحقق این امر مستلزم ارائه الگوهای توسعه هوشمند، همراه با لحاظ اصول زیست محیطی، توسعه پایدار و انطباق با شرایط دنیای مدرن و فناوری های نوین است ؛ شرایطی که در صورت فراهم آوری، حتی می تواند منجر به مهاجرت های معکوس و احیای روستاها شود.
تأثیر طراحی فضای نیمه باز بر کاهش افسردگی ساکنان در شرایط قرنطینه خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر قرنطینه خانگیِ ناشی از شیوع ویروس کووید 19 موجب شده، افسردگی که از گذشته یکی از اختلالات روانی متداول در سطح جهانی بوده، برجسته تر شود. مسکن به عنوان ظرف زندگی و فضایی که انسان مجبور است در دوران همه گیری کووید 19، مدت زیادی از عمر خود را در آن سپری کند، تأثیرگذاری نقش خود را در روحیات، خلقیات و کیفیت زندگی انسان پررنگ تر می کند. در این میان، فضای نیمه باز مسکونی با ویژگی های فضایی که دارد، می تواند برکاهش افسردگی ناشی از قرنطینه کووید 19 تأثیر گذار باشد. بنابراین، هدف از انجام این پژوهش کاهش افسردگیِ ساکنان در شرایط خانه نشینیِ ناشی از همه گیریِ کووید 19 از طریق شناسایی و ارائه راهکارهای مختلف طراحی فضاهای نیمه باز مسکونی است. روش تحقیق این پژوهش، ترکیبی است. در مرحله ادبیات موضوع، با روش تحلیل محتوا، پارامترهای فضای نیمه باز و فراوانی آن ها استخراج شد و از طریق آنتروپی شانون، وزن دهی شدند. سپس از طریق روش پیمایشی، پرسش نامه محقق ساخت بر مبنای پارامترهای با وزنِ بالاتر طراحی شد و در میان جامعه آماری ساکنان محله ده ونک توزیع شد. سپس آزمون فریدمن برای رتبه بندی پارامترها بر روی پرسش نامه انجام شد. نتایج پژوهش نشان می دهند که ابعاد فضا، تنوع پذیری، جزییات ساختمانی، نورگیری، فضای سبز و جانمایی تراس در پلان به ترتیب تأثیرگذارترین شاخص های طراحی فضای نیمه باز در راستای کاهش افسردگی هستند. راهکار طراحی پیشنهاد شده برای این شاخص ها به ترتیب چنین است: 1-ابعاد فضا: در نظر گرفتن حداقل عرض 5.2 متر و استفاده از درب های آکاردئونی 2- تنوع فضایی: در نظر گرفتن مبلمان انعطاف پذیر و رعایت حداقل ابعاد 5/2 × 5 متر که در این صورت امکان برگزاری فعالیت های متنوعی در آن ایجادشده است و با ابعاد فضا نیز هم پوشانی دارد. 3- جزئیات ساختمانی: در نظر گرفتن رنگ، جنس مصالح، بو، آب نما و پوشش گیاهی. 4- نورگیری: استفاده از سازه تا شونده چادری برای سقف فضای نیمه باز 5- فضای سبز: پوشش گیاهی و امکان کاشت در فضای ایوان که توسط گلدان هایی مدولار شکل با قابلیت اتصال به هم انجام می پذیرد. 6- جانمایی تراس در پلان: طراحی تراس در مجاورت آشپزخانه که سبب تهویه آشپزخانه می شود، طراحی تراس در مجاورت نشیمن که سبب امکان استفاده از این فضا برای بازی کودکان هنگامی که سایرین در نشیمن مشغول به تماشای تلویزیون می باشد و طراحی تراس در مجاورت اتاق خواب که سبب صرف عصرانه و ورزش کردن می شود.
فرضیۀ نداشتن اصالت ماده در کتیبۀ تاریخ دار محراب مسجد جامع ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله ی پژوهش حاضر، اصالت و تاریخ اجرای کتیبه ی تاریخ دار در بخش میانی محراب مسجد جامع ارومیه است. در نگاه نخست، تاریخ 676 هجری قمری مندرج بر کتیبه، قدمت آن را به این دوره نسبت می دهد. با این حال، این پژوهش با طرح این پرسش اساسی آغاز می شود که آیا کتیبه ی فعلی، همان کتیبه ی اصلی متعلق به قرن هفتم هجری قمری است یا آنکه در دوره های متأخرتر و بر اساس یک کتیبه ی قدیمی تر که احتمالاً دچار آسیب یا تخریب شده بوده، بازسازی شده است؟ هدف اصلی این پژوهش، تعیین یا رد اصالت ماده در کتیبه ی تاریخ دار محراب مسجد جامع ارومیه است. این مقاله با رویکردی تحلیلی- تاریخی و با بهره گیری از مطالعات میدانی، تحلیل های هنری و تاریخی، به واکاوی کتیبه ی محراب مسجد جامع ارومیه خواهد پرداخت. در نتیجه بررسی های میدانی و مشاهده آرایه های گچی بخش های مختلف گنبدخانه مسجد جامع ارومیه، این نتیجه حاصل شد که کتیبه بخش میانی محراب که در سال 676 ه.ق. اجرا شده بوده، در دوره (احتمالاً) صفویه طرح برداری و ثبت شده و در ادامه، کتیبه مورد نظر به صورت کامل تخریب شده (و احتمالاً اقداماتی در لایه زیرین مانند تکیه گاه انجام شده) و سپس همان متن اصلی که طرح برداری شده بوده، مجدداً بر بستر گچی جدید منتقل شده و عمل گچبری انجام شده است. در واقع، تاریخ ساخت محراب همان تاریخ 676 هجری قمری است ولی کتیبه مورد بحث در دوره صفویه اجرا شده است. همچنین بخش پایانی کتیبه با موضوع سوره الفتح نیز از مرمت های همین دوره است. نکته جالب توجه در مداخله صورت گرفته در محراب این است که متن کتیبه را عیناً بازسازی کرده اند تا تاریخ ساخت محراب و هنرمند سازنده محراب فراموش نشود. در واقع، در یک دوره ای(احتمالاً صفویه) یک استادکار گچبر، کتیبه تاریخ دار محراب و بخش پایانی کتیبه الفتح را با یک نوع گچ و یک نوع عمل آوری و یک نوع شیوه برش اجرا کرده است که این ویژگی ها، با بخش ایلخانی و بخش قاجاری متفاوت است.
عدالت فضایی در فضاهای ورزشی عمومی روباز محله های محروم و حاشیه نشین شهری؛ تجربه زیسته بانوان سالمند درباره کیفیت و زیست پذیری فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نابرابری در دسترسی و کیفیت و محیط فضاهای ورزشی روباز در محله های محروم، حضور و فعالیت بدنی زنان سالمند را کاهش می دهد. این نابرابری درنهایت احساس امنیت، تعلق و سلامت آن ها را هم دچار افت می کند. بسیاری از سیاست ها فقط به افزایش تعداد فضاها می پردازند و نیازهای ادراکی، فرهنگی و جنسیتی را نادیده می گیرند. لذا پژوهش حاضر با هدف عدالت فضایی در فضاهای ورزشی عمومی روباز محله های محروم و حاشیه نشین شهری، از طریق تجربه زیسته بانوان سالمند درباره کیفیت و زیست پذیری فضاهای شهری پرداخت. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی توصیفی بود. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۴ زن سالمند ساکن در محلات کم برخوردار استان مازندران گردآوری شد. طبق یافته های پژوهش، ۹۶ مضمون فرعی در قالب ۱۱ مضمون اصلی دسترس پذیری و عدالت فضایی، کیفیت زیست محیطی و منظر فضاها، کالبد فضایی، هویت و فرهنگ بومی در فضا، مدیریت شهری، امنیت و ایمنی، بازتاب های روانی و هیجانی، اقتصاد و عدالت اجتماعی، سلامت و توانبخشی، تعاملات اجتماعی و درنهایت پایداری و تاب آوری شهری شناسایی شد. ازهمین رو، عدالت فضایی در ورزش شهری صرفاً با افزایش تعداد فضاها محقق نمی شود و نیازمند توجه هم زمان به کیفیت طراحی، امنیت ادراک شده، تناسب فرهنگی، مشارکت اجتماعی و سیاست گذاری عدالت محور است. این پژوهش بر ضرورت بازطراحی فضاهای ورزشی عمومی و تقویت فرایندهای مشارکتی و پیوند عدالت فضایی با عدالت اجتماعی تأکید دارد. چنین رویکردی می تواند زمینه ساز ارتقای سلامت جسمی و روانی، افزایش حس تعلق و بهبود زیست پذیری در محلات محروم شهری شود.
تدوین چهارچوب ارتقای زیست پذیری در مجتمع های مسکونی معاصر با کاربست مدل معماری بیوفیلیک (مجتمع های منتخب شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ شماره ۱۵۲
29-42
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: ارتقای زیست پذیری در مجتمع های مسکونی به دلیل افزایش تراکم شهری و تغییرات محیطی یکی از چالش های مهم طراحی شهری شده است. معماری بیوفیلیک رویکردی نوین است که با ایجاد ارتباط میان انسان و طبیعت، زمینه ساز بهبود کیفیت زندگی و سلامت روانی ساکنان می شود. بنابراین به کارگیری مدل معماری بیوفیلیک می تواند نقش کلیدی در بهبود زیست پذیری مجتمع های مسکونی معاصر داشته باشد. هدف پژوهش: این پژوهش با رویکردی کمی- کیفی مبتنی بر روش تحلیل نحو فضا به ارزیابی تطبیقی شیوه های طراحی مجتمع های مسکونی معاصر با اولویت دادن به راهبرد بیوفیلیک در ارتقای زیست پذیری مسکن می پردازد. روش پژوهش: روش پژوهش استدلال منطقی و قیاسی است که با شبیه سازی نمونه های منتخب (شش مجتمع مسکونی شهر قزوین) در نرم افزار دپت مپ، اثرگذاری شیوه های ترکیب توده/ فضا را بر مؤلفه های زیست پذیری مبتنی بر بیوفیلیا خوانش می کند. بررسی تطبیقی شامل شش گونه متمایز ترکیب فضایی ساختمان ها و محوطه به کمک شاخص های اتصال، هم پیوندی، هم پیوندی بصری و آنتروپی و نیز تطبیق دو نمونه از پلان های تیپ طبقات به کمک شاخص های اتصال، عمق و هم پیوندی است. نتیجه گیری: تحلیل نتایج در دو سطح پلان تیپ طبقات و سایت پلان نشان دهنده همبستگی مثبت این شاخص ها با مؤلفه های بیوفیلیایی شامل دسترسی به طبیعت، دیدهای سبز و کیفیت تعاملات اجتماعی است. دستاورد پژوهش تدوین راهکارهای ارتقای زیست پذیری برحسب وضعیت شاخص ها و شیوه طراحی در نمونه های مطالعه و ارائه چهارچوبی کاربردی برای معماران و برنامه ریزان شهری در طراحی فضاهای مسکونی زیست پذیر است.
تحلیل فرمالیستی شش نگاره منتخب از شاهنامه متعلق به استرآباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۷)
71-87
حوزههای تخصصی:
شاهنامه متعلق به استرآباد از جمله نسخ مصور ی است که در کارگاه ها ی هنر ی حکومتی اواسط دوره صفویه مصور شده و تنها نسخه ای است که در ایران به نام استرآبادی(متعلق به مکتب ایالتی استرآباد) در منطقه دشت گرگان شناخته شده و دارای ویژگی های خاص بومی در نگارگری است. تحقیق حاضر با هدف شناسایی سبک هنر ی نگاره ها ی متعلق به شاهنامه استرآبادی در قالب سبکی احتمالی و مستقل از مکاتب اصلی نگارگر ی دوره صفو ی است. در همین راستا سوالات پژوهش به شرح زیر تدوین می گردد: 1- کاربست عناصر بصر ی(خط، رنگ، بافت و غیره ....) و ترکیب بند ی(خطوط رهنمون، ساختار حلزونی، اقطار، کادر و تناسبات طلایی) در مجالس نگاره منتخب از شاهنامه استرآباد چگونه است؟2-چگونه می توان عناصر تصویر ی موجود در هر مجلس را از منظر فرمالیسم (ریخت شناسی، ترکیب بند ی و گونه شناسی) تحلیل و دسته بند ی کرد؟ این پژوهش به شیوه توصیفی - تحلیلی و با رویکرد فرمالیستی انجام شده و جامعه آمار ی پژوهش، تعداد 15 نگاره موجود در موزه ملک به عنوان نگاره ها ی در دسترس و حجم نمونه مشتمل بر6 نمونه را به روش غیر تصادفی یا هدفمند توسط پژوهشگران انتخاب کرده است. پیرامون این نگاره های منتخب از شاهنامه در جمع بندی نهایی می توان اشاره کرد؛ علیرغم وجود نقاط قوت در برخی مؤلفه ها همچون استفاده از ساختار حلزونی، انتشار موزون رنگ ها، کادربندی مناسب و...، اما در سبک کلی طراحی اعم از گزینش های رنگی، نحوه صفحه آرایی و روایت مجالس، نوعی شتابزدگی مشهود است. در واقع از توجه و اهمیت به پرداخت های ظریف و ریزه کاری های نگارگری سایر مکاتب ایرانی در این نگاره ها کاسته شده و فقط در مواردی کلی و برخی از وجوهات تصویری از آنها الگوبرداری شده است. این سبک از طراحی، بیانگر ویژگی های سبک شناختی و تصویرگری یک مکتب مستقل و ایالتی در زمان خود بوده که حکایت از نحوه تصویرسازی و سبک و سیاق هنرمندان خود را دارد.
بررسی سیستمی پیوند میان تاب آوری اکولوژیک، جزایر حرارتی شهری و سلامت عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۱
44 - 55
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد شهرنشینی و افزایش آسیب پذیری ناشی از تغییرات اقلیمی، تاب آوری شهری به عنوان رویکردی کلیدی در برنامه ریزی برای دستیابی به پایداری مطرح شده است. یکی از چالش های اساسی در این حوزه، کمبود پژوهش های میان رشته ای است که تعاملات سیستمی میان تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت انسانی را به طور جامع بررسی کنند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی معیارهای مشترک بین تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت ازطریق رویکردی میان رشته ای است. همچنین، این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه تاب آوری اکولوژیکی می تواند ازطریق کاهش جزایر حرارتی شهری، سلامت زیستی، روانی و اجتماعی را بهبود بخشد و آیا یک مدل چندلایه و سیستمی می تواند ارتباط غیرمکانیکی (شبکه ای) بین این عوامل را تبیین کند. این پژوهش از روش شناسی نظام مند پریسما برای شناسایی معیارهای مشترک بین سه حوزه مذکور استفاده کرده است. با تحلیل مطالعات پیشین و بررسی داده های موجود، چهارچوبی مفهومی برای درک بهتر تعاملات سیستمی میان این مؤلفه ها ارائه شده است. این پژوهش چهارچوب تاب آوری چندلایه ای را پیشنهاد می کند که در آن تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت عمومی به عنوان مؤلفه های وابسته در یک سیستم شهری تطبیقی مفهوم سازی می شوند. نتایج نشان می دهد ادغام این سه مفهوم در یک رویکرد سیستمی می تواند ظرفیت تطبیقی شهرها را ارتقا داده و استرس های محیطی را کاهش دهد. همچنین، این مطالعه بر ضرورت درنظرگرفتن تاب آوری شهری به عنوان یک چالش چندمقیاسی و میان رشته ای تأکید دارد و پیشنهاد می کند پژوهش های آینده بر توسعه مدل های عملیاتی برای ارزیابی و پیش بینی تأثیرات این تعاملات تمرکز کنند.