ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۹۰۱.

ارزیابی شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری (نمونه موردی: محلات مقصودیه و یاغچیان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۶۶
سبک زندگی ایرانی-اسلامی به عنوان سبک زندگی مورد تأکید کنونی در کشور ایران، در کنار برآورده سازی نیازهای مادی و معنوی شهروندان، می تواند در تمام بخش های زندگی افراد همانند محلات مسکونی متجلی شود. اما به خاطر ورود اندیشه های ناشناخته در قالب مدرنیسم، محلات با نوعی بحران هویتی و عدم تعلق مکانی روبه رو شده اند. محلات قدیمی دچار پژمردگی و فرسودگی شده اند و محلات جدید نیز به سمت سبک های غربی گرایش یافته اند. ازهمین رو، این پژوهش به ارزیابی شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری با مطالعه موردی محله مقصودیه (از بافت تاریخی) و محله یاغچیان (از بافت نوبنیاد) در کلان شهر تبریز می پردازد. این تحقیق به روش تحقیق کاربردی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق توزیع پرسش نامه میان 386 نفر از شهروندان دو محله مورد مطالعه گردآوری شده است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، انتخاب شده بودند. در این راستا، جهت ارزیابی شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری مورد مطالعه، از آزمون T تک نمونه ای و جهت مقایسه دو محله مذکور از آزمون T مستقل در قالب نرم افزار SPSS استفاده شده است. در همین خصوص، نتایج تحقیق نشان داده است که شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری در وضعیت متوسط روبه خوب قرار دارند و اینکه وضعیت شاخص ها در محله مقصودیه نسبت به محله یاغچیان، بهتر است. در واقع، سبک زندگی در محلات تاریخی (خاصّه محله مقصودیه)، ایرانی- اسلامی تر از محلات نوبنیاد (خاصّه محله یاغچیان) است. محلات تاریخی نسبت به محلات نوبنیاد که عموماً با اصول شهرسازی غربی ساخته شده اند، به خاطر قدمت، هویت و استفاده از معیارهای شهرسازی ایرانی-اسلامی، به سبک زندگی ایرانی-اسلامی نزدیک تر هستند.
۹۰۲.

ارزیابی پیامدهای توسعه بخشی از منظر ساختار و اقتضائات درونی برنامه های توسعه ای (مطالعه موردی: کمپ B در بندر امام خمینی (ره))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۸۱
در دهه های اخیر، مفهوم توسعه به یکی از ارکان اصلی سیاست گذاری شهری و منطقه ای بدل شده و اغلب با هدف بهبود کیفیت زندگی، کاهش نابرابری های فضایی و ارتقای زیرساخت ها در مناطق کمتر برخوردار مطرح شده است. با این حال، نتایج حاصل از اجرای برنامه های توسعه ای در بسیاری از مناطق، به ویژه سکونتگاه های حاشیه ای، نشان از شکاف عمیق میان اهداف اعلام شده و پیامدهای واقعی دارد. پژوهش حاضر با رویکردی انتقادی، به واکاوی ساختار مفهومی و منطق درونی برنامه های توسعه در ایران می پردازد و تجربه زیسته ی محله کمپ B در بندر امام خمینی (ره) را به عنوان نمونه ای از بازتاب این ساختارها بررسی می کند. این مطالعه با بهره گیری از روش کیفی و مطالعه موردی تفسیرگرایانه، از ترکیب تحلیل اسنادی برنامه های رسمی توسعه و مشاهده میدانی در کمپ B استفاده کرده است. در مرحله نخست، مجموعه ای از مؤلفه ها که نشانگر ضعف های ساختاری و مفهومی در برنامه ها هستند از جمله فقدان انسجام راهبردی، عدم انعطاف پذیری، مشارکت ناپذیری اجتماعی، غیبت عدالت فضایی و اجتماعی، ضعف نهادی و سیاستی، اقتصادگرایی افراطی و کم توجهی به خدمات انسانی و زیرساخت های پایه استخراج شدند و سپس، با وضعیت زیستی و اجتماعی محله تطبیق داده شدند. یافته ها حاکی از آن است که بحران های پایدار در کمپ B نه تنها نتیجه ضعف های اجرایی، بلکه بازتاب مستقیم همان مؤلفه هایی است که در ذات و منطق برنامه های توسعه ای نهادینه شده اند. در واقع، پژوهش نشان می دهد که شکست در این نمونه، بازتابی از یک قاعده فراگیر است که از درون ساختار برنامه ها تغذیه می شود. از این رو، تنها با بازنگری در بنیان های مفهومی و گذار از رویکردهای بالا به پایین به سمت برنامه ریزی زمینه محور، مشارکتی و عدالت محور، می توان به توسعه ای انسانی و پایدار امیدوار بود.
۹۰۳.

بازطراحی روش شناختی فرآیند طراحی معماری دیجیتال با تاکید بر کاربردهای هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۸۳
اهداف: مطالعات نشان می دهد که تا پیش از انقلاب هوش مصنوعی؛ فرآیندهای طراحی معماری همواره از نوع خطی بوده اند و در دوران های قبل به اندازه کافی پاسخگو؛ لیکن امروز نیازی جدی به بازنگری مشاهده می شود. هدف اصلی پژوهش بازطراحی روش شناختی فرآیند طراحی معماری رایانشی با تاکید بر کاربردهای هوش مصنوعی است. روش ها: از منظر روش شناختی، فرآیند طراحی معماری رایانشی، در حقیقت به معنای تجزیه کردن یک فرآیند به اجزا و الگو های گسسته و جمع بندی این الگو ها در قالب هایی است که می توانند به وسیله رایانه درک و پردازش شوند. چارچوب نظری پژوهش بر أساس نظریه معماری سرآمد، و چارچوب تحلیلی پژوهش بر أساس نگاه سیستماتیک-علمی جفری برادبنت به فرآیند طراحی معماری بازطراحی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش مبتنی بر تحلیلی روش شناختی فرآیندهای متداول طراحی معماری است، ویژگی هایی که در سه دوره بررسی و تحلیل شده اند. در نهایت یافته ها بر اساس نگاه سیستماتیک-علمی برادبنت بازتنظیم و ارایه شده اند. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق مشخص نمود که فرآیندهای از بالا به پایین و یکسویه، که به عنوان رویکردهای متعارفبه طراحی معماری مشهورند، پاسخگوی نیازها و بایسته های طراحی معماری رایانشی نیستند. در حالی که در سال های اخیر فرآیندهای طراحی معماری غیرخطی مورد استقبال قرار گرفته اند. از این رو پژوهش یک ساختار چندوجهی برای تلفیق فرآیندهای از پایین به بالا، با فرآیندهای از بالا به پایین طراحی کرده است؛ به گونه ای که بتوان از آن در فرآیندهای مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده نمود.
۹۰۴.

تحلیل تطبیقی ادراک کیفیت زندگی در میدان تجریش تهران: مقایسه دیدگاه مسئولان شهری و شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۱
کیفیت زندگی شهری از مفاهیمی است که همواره در پژوهش های شهرسازی مورد توجه بوده اما در بسیاری از مطالعات، به ویژه در ایران، کمتر به مقایسه همزمان دیدگاه مسئولان و شهروندان در فضاهای عمومی پرداخته شده است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل شکاف ادراکی کیفیت زندگی در میدان تجریش تهران انجام شد. روش تحقیق به صورت ترکیبی اکتشافی بود: در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۵ مسئول شهری و تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA انجام گرفت؛ و در بخش کمی، پیمایش ۱۳۰ نفر از شهروندان و کسبه میدان از طریق پرسشنامه ۷۰ گویه ای صورت پذیرفت. برای تحلیل داده های کمی از آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شد. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری میان مؤلفه های کیفیت زندگی وجود دارد (χ²=460.76, df=69, p<0.001). حمل ونقل و بعد اجتماعی بالاترین میانگین رتبه را کسب کردند، درحالی که مؤلفه زیست محیطی کمترین رتبه را به خود اختصاص داد. یافته ها همچنین بیانگر تفاوت دیدگاه میان شهروندان و مسئولان است؛ به گونه ای که شهروندان بیشتر بر ابعاد اجتماعی–روانی و پیاده محوری تأکید داشتند، در حالی که مسئولان به بهبود کالبدی و ترافیکی توجه نشان دادند. نوآوری این پژوهش در هم نشانی سه گانه داده های میدانی، ادراک مسئولان و اسناد فرادست است که تصویری دقیق از شکاف ادراکی کیفیت زندگی در مقیاس یک میدان شهری ارائه می دهد. نتایج می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های محلی در جهت ارتقای کیفیت زندگی شهروندان باشد.
۹۰۵.

تبیین مناسبت بین رشد تفکر طراحی با آگاهی پیشا تأملی دانشجویان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۸
طراحی پژوهان نشان دادند در مسیر رشد تفکر طراحی دانشجویان معماری رشد آگاهی تأملی به بسط دامنه ی دانش مورد استفاده در طراحی کمک می کند. به نظر می رسد متکی بر فلسفه ادراک بدنمند، بتوان عوامل اثرگذار بر رشد آگاهی تأملی را معرفی کرد. پژوهش حاضر با این هدف و به دنبال پاسخ پرسش های زیر انجام شد: «متکی بر فلسفه ادراک بدنمند عوامل اثرگذار بر رشد آگاهی تأملی دانشجویان معماری چیست؟» «روش تقویت آن ها در آموزش معماری کدام است؟» بدین منظور چارچوب نظری منسجم و مدونی حاصل سال ها پژوهش نگارنده انتخاب شد که مطالب پراکنده و غیرمنسجمی از پژوهش های مختلف گردآوری، سازمان دهی و تدوین شده بود. مبانی نظری پژوهش به عنوان مقدمات استدلال منطقی در دل این چارچوب با مطالعه منابع کتابخانه ای و مکاتبه با دیگر پژوهشگران این حوزه انتخاب شد. روش پژوهش استدلال منطقی است که نتایج این استدلال در بین دانشجویان معماری دانشگاه پیام نور یزد به کار گرفته شد. در مجموع می توان استنتاج کرد رشد آگاهی تأملی دانشجویان متکی به رشد نوعی آگاهی به نام آگاهی پیشاتأملی به مثابه مقدمه ی آگاهی تأملی است. یکی از راه های رشد این آگاهی تقویت توان تجسم معماری دانشجویان است. در این مقاله راهکارهایی جهت تقویت این توان ارائه گردید.
۹۰۶.

تأثیر مؤلفه های مؤثر کیفیت زندگی شهری بر ارتقاء حس تعلق به مکان بر بازار نارمک تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۸
بیان مسئله: احیای حس تعلق به محله های قدیمی و بازار و تعلقات اجتماعی به منظور ارتقای حس تعلق به مکان و کیفیت زندگی شهروندان همواره مورد تأکید محققان و کارشناسان شهری بوده است. در این میان با تلاش در راستای ارتقای مهمترین عوامل تشکیل دهنده حس تعلق به مکان بخش محله (تعاملات انسانی، حافظه تاریخی و ..) در این پژوهش سعی شده به بررسی عوامل ارتقای حس تعلق به مکان پرداخته شود. هدف: هدف ازاین پژوهش، بررسی مؤلفه های مؤثر بر ارتقاء حس تعلق به مکان با تمرکز بر روی بازار در محله نارمک تهران بود. روش انجام پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا و آنالیز از نوع روش علّی در نظر گرفته شد. با استفاده ازروش مقایسات رگرسیونی به تحلیل پژوهش پرداخته شد. جمع آوری اطلاعات و داده ها در این پژوهش استفاده از پرسشنامه از نوع بسته (چند گزینه) بود.  روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شهروندان تهرانی در سال 1403 شد. از روش نمونه گیری به صورت تصادفی برای انتخاب افراد نمونه پژوهش استفاده شد.  بر این اساس، تعداد نمونه آماری معادل 328 نفر (زن و مرد و با دامنه سنی از 14 تا 63 سال) در نظر گرفته شد. مناطق مورد بررسی شامل 1- ضلع مرکزی خانه های معاصر محله نارمک، 2- ضلع شمالی و 3- ضلع غربی محله نارمک بود.  یافته ها: براساس نتایج فرضیه اول، با توجه به سطح معنی داری بدست آمده معادل 0.000 و آزمون پیرسون که مقداری معادل 0.025 می توان اظهار داشت که طراحی مناسب مرکز بازار و تجهیز کردن بازار بر افزایش میزان تعلق خاطر و احساس هویت شهروندان مؤثر است، مورد تأیید قرار می گیرد. نتیجه گیری:   براساس نتایج فرضیه دوم، با توجه به سطح معنی داری بدست آمده معادل 0.000 و آزمون پیرسون که مقداری معادل 0.011 می توان اظهار داشت اگر یک مرکز بازار با طراحی خلاقانه که منطبق بر رفتارها و نیازهای استفاده کنندگان باشد در این صورت تبدیل به یک فضای جذاب و حضور پذیر برای  بیشتر شهروندان می شود، مؤثر است.، مورد تأیید قرار می گیرد.
۹۰۷.

ارزیابی روش های کنترل سازه های مقاوم در برابر زلزله با رویکرد دو منظوره سازی و استفاده از روش AHP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
یکی از مسائل چالش برانگیز در حوزه ی مهندسی زلزله، تعیین میزان آسیب سازه ها و نحوه کنترل آن ها در هنگام وقوع زلزله است. در این راستا در ده های اخیر توجه محققین بسیاری در کشورهای زلزله خیز به سمت فناوری سازه های هوشمند معطوف شده است. این سازه ها توانایی ذاتی یا اکتسابی برای پاسخگویی به محرک های خارجی و قابلیت تطبیق رفتار، ترکیب و شکل سازه را با شرایط محیط زیست دارند. روش های مختلفی جهت کنترل ارتعاش سازه ها وجود دارد که یکی از مشکلات این روش ها این است که روش های کنترل سازه ها امروزه فقط جهت مقابله با نیروی زلزله بکار می روند و در واقع جابجایی در اثر نیروی زلزله را کنترل می نمایند. از جمله این روش ها می توان به استفاده از انواع میراگرها در سازه، استفاده از اجسام سنگین مانند آونگ و تعبیه استخر در بام ساختمان، استفاده از جداگر لرزه ای در سازه و ... اشاره نمود. استفاده از میراگرها و جداگرهای لرزه ای نیز هزینه اجرای سازه را بسیار بالا برده که خود سبب غیر اقتصادی بودن طرح ها نیز میگردد. موضوع مهم دیگر استفاده از روش هایی است که بتوان در زمان بحران نیز از آنها استفاده نمود و لذا روش های که کاربردی برای چند منظوره بودن دارند می تواند اهمیت بیشتری داشته باشد.
۹۰۸.

سنجش عینی و ذهنی رعایت عدالت فضایی در ارائه خدمات شهری در شهر دوستدار سالمند (نمونه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۸۹
پژوهش حاضر با هدف سنجش تطبیقی عدالت فضایی در شهر دوستدار سالمند مشهد و واکاوی شکاف بین ادراک ذهنی سالمندان و واقعیت های عینی در ارائه خدمات شهری انجام شد. این مطالعه، از نوع کاربردی و با روش تلفیقی انجام شد. داده های عینی از داده های مکانی سازمان های خدمات رسان گردآوری و در محیط GIS تحلیل شدند. داده های ذهنی نیز از طریق پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر چهارچوب WHO جمع آوری شد. جامعه آماری شامل ۲۵۲٬۹۷۵ سالمند ۶۰ سال به بالای ساکن در 17 منطقه شهر مشهد بود که با استفاده از فرمول کوکران و نمونه گیری طبقه ای نسبی، ۴۰۵ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و تحلیل های فضایی (همپوشانی فازی) استفاده شد. یافته ها نشان داد شکاف عمیقی در توزیع فضایی خدمات بین مناطق مختلف مشهد وجود دارد. الگوی توزیع خدمات از مدل مرکز پیرامون تبعیت می کند و مناطق مرکزی و شمال غربی برخورداری بالاتری دارند. در 9 منطقه از 17 منطقه (53 درصد مناطق)، شکاف معناداری بین وضعیت عینی و ادراک ذهنی سالمندان مشاهده شد. این پژوهش به شناسایی چهار الگوی فضایی متمایز منجر شد: مناطق هماهنگ برخوردار (2 منطقه)، هماهنگ محروم (6 منطقه)، شکاف منفی (4 منطقه) و شکاف مثبت (5 منطقه). پایین ترین میزان رضایت سالمندان مربوط به شاخص های «احترام و پذیرش اجتماعی» (2.41) و «حمل ونقل» (2.48) بود. شهر مشهد در مسیر تبدیل شدن به شهر دوستدار سالمند عادلانه با چالش های بنیادین روبه روست. عدالت نه تنها در «توزیع» که در «تجربه» زندگی روزمره سالمندان غایب است. این پژوهش نشان داد ارزیابی شهر دوستدار سالمند بدون تلفیق همزمان داده های عینی و ذهنی، تصویری ناقص ارائه می دهد. دسته بندی چهارگانه مناطق می تواند مبنای مناسبی برای تدوین راهبردهای فضامحور در برنامه ریزی شهری باشد.
۹۰۹.

تآثیرات ادراکی و معنوی نور و فضا در آثار دن فلاوین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۳
پژوهش حاضر به تحلیل نقش نور در آثار مینیمالیستی دن فلاوین و تأثیر آن بر تجربه ادراکی و معنوی مخاطب می پردازد .مسئله اصلی تحقیق این است که چگونه استفاده فلاوین از نور فلورسنت و فرم های هندسی، تجربه بصری را از سطحی ساده به فرآیندی پیچیده، پویا و درگیرکننده ارتقا می دهد. اهمیت این موضوع در آن است که مینیمالیسم با تأکید بر مخاطب محوری و تجربه مستقیم اثر، تحولی بنیادین در نسبت میان اثر هنری و بیننده ایجاد کرده و فلاوین یکی از مهم ترین هنرمندان این جریان به شمار می رود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه مطالعه منابع اسنادی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد آثار فلاوین با نورپردازی های فلورسنت، فضاهایی دینامیک می سازند که مرز میان سوژه و ابژه را محو کرده و مخاطب را به بخشی از اثر تبدیل می کنند. چنین فضایی علاوه بر ایجاد واکنش های بصری، توهمات ادراکی و تأثیرات حسی، مخاطب را به تجربه ای معنوی و تأمل برانگیز فرا می خواند. نوآوری پژوهش در تأکید بر ظرفیت معنوی تجربه های بصری فلاوین است؛ بعدی که در بسیاری از مطالعات پیشین کمتر برجسته شده است. در مجموع، فلاوین با ترکیب نور، فضا و زمان، تجربه ای چندبعدی و تحول آفرین خلق می کند که هم زمان بینایی، احساس و تفکر مخاطب را درگیر می سازد.
۹۱۰.

تبیین چارچوب نظری مکتب هنر رضوی بر اساس نظریۀ «هفت منزل تجلی قدر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۵۱
پژوهش حاضر به واکاوی و ارائه چارچوبی نوآورانه برای فهم و تحلیل مکتب هنر رضوی می پردازد. مکتب هنر رضوی، به عنوان جریانی اصیل در هنر اسلامی که در حریم قدسی حرم مطهرامام رضا (ع) تجلی یافته، گنجینه ای ارزشمند از آثار هنری را در بر می گیرد. علی رغم اهمیت این مکتب، فقدان چارچوبی نظری منسجم برای تحلیل آن احساس می شود. این پژوهش با هدف رفع این خلأ، به دو پرسش اصلی می پردازد؛ نخست، چه آثاری در ذیل مکتب هنر رضوی قرار می گیرند؟ و دوم، چگونه می توان با بهره گیری از نظریه قدر، به خوانش و تحلیل آثار هنری این مکتب پرداخت؟ روش پژوهش تحلیلی     تفسیری است که با مطالعه منابع مرتبط با نظریه قدر حسن بلخاری و مکتب هنر رضوی، به تدوین چارچوبی نظری می انجامد. یافته اصلی پژوهش، ارائه و تبیین نظریه «هفت منزل تجلی قدر» است که شامل هفت ساحت خوانش (هندسی-ساختاری، عناصر بصری، نمادها و رمزگان، مضامین معنوی، تجربه زیارتی، زمینه تاریخی     فرهنگی و شهود باطنی) برای تحلیل آثار مکتب هنر رضوی می باشد. این چارچوب نظری، با   تکیه   بر مفهوم «قدر» از حسن بلخاری به مثابه نظم و هندسه الهی و مفهوم «تجلی» به معنای ظهور حقیقت قدسی، رویکردی جامع و کاربردی برای درک مبانی زیبایی شناختی و معنوی هنر رضوی ارائه می دهد و می تواند در پژوهش های آتی هنر اسلامی و دینی مورد استفاده قرار گیرد.
۹۱۱.

مؤلفه های طراحی شهری پردیس دانشگاهی سلامت بخش از دیدگاه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۵
پردیس های دانشگاهی فضاهایی هستند که دانشجویان در آن ها همواره با تجارب متعدد آموزش و یادگیری در کنار چالش های متعددی ازجمله فشارهای تحصیلی و اجتماعی رو برو می باشند که تاثیرات منفی بر سلامت روان و جسم آن ها دارد. این موضوع اهمیت وجود فضاهای سلامت بخش در پردیس های دانشگاهی جهت کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری کاراتر را دوچندان می کند. ازاین رو هدف مطالعه حاضر، واکاوی ارتباط بین نیاز دانشجویان به کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری با میزان سلامت بخشی حوزه دانشکده علوم پایه از پردیس دانشگاهی فردوسی مشهد، و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به ارتقای سلامت روان دانشجویان از طریق طراحی شهری سلامت بخش است. مطالعه حاضر از نوع کیفی بوده و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه ساختاریافته با 33 نفر از دانشجویان دانشکده علوم پردیس دانشگاه فردوسی و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کیفی مصاحبه های پیاده سازی شده انجام شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که از منظر دانشجویان دانشکده علوم، سلامت بخشی این محیط دانشگاهی با کیفیت های خلوت گزینی و آرامش، پیاده مداری، عرصه همگانی باکیفیت، پیوند با طبیعت، خوانایی و گستردگی، سازگاری، و اجتماع پذیری معنا می یابد. بنابراین سلامت دارای بعد فضایی است و بازیابی روانی دانشجویان می تواند با حضور در فضاهای باز و نیمه باز در کنار عناصر طبیعی همچون کال، درختان و پوشش گیاهی همراه با ارتقا دیگر کیفیات طراحی شهری سلامت بخش در محدوده دانشکده علوم فردوسی مشهد تسهیل شود.
۹۱۲.

مدل یابی عوامل مؤثر بر یادگیری در آموزش معماری مبتنی بر قابلیت های محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۸
هدف این مقاله بهبود فرآیند آموزش معماری، بر اساس بازنگری شیوه های تدریس، بکارگیری فناوری های اطلاعات در ارائه دروس و یادگیری چگونگی آموزش به فراگیران است. بر این اساس، تلاش می شود با توجه به اهمیت بررسی میزان اثرگذاری مولفه های موثر بر قابلیت های محیطی از دیدگاه متخصصان آموزش معماری و اثر بر عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری به بهبود آموزش معماری کمک کند. بنابراین مسأله پژوهش بررسی این سؤالات است که چگونه قابلیت های محیطی بر آموزش طراحی معماری اثرگذار است و مؤلفه های قابلیت محیطی شامل عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری، برنامه ریزی آموزشی و تی پی سی کی چگونه با آموزش معماری مرتبط و بر آن اثرگذارند. در این راستا، این پژوهش به صورت کمّی-کیفی و به کمک تحلیل عاملی انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه نگرش مدرسان و خبرگان درباره آموزش معماری و روش نمونه گیری هدفمند است. به منظور کاربردی نمودن پژوهش روش نیمه آزمایشی با گروه شاهد و گواه در روش تدریس بر اساس قابلیت محیطی انجام و نتایج طرح های مستخرج مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات، بر اساس تحلیل واریانس چندگانه (مانوا) صورت پذیرفت. از دیدگاه متخصصان، سه مولفه اثرگذار آموزش معماری؛ تی پی سی کی و عوامل محیطی، عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری و هماهنگی برنامه ریزی آموزشی و عوامل موثر بر یادگیری استخراج شد. جامعه آماری استادان دانشکده های معماری دانشگاه های شهر تهران بودند. نتایج نشان داد قابلیت های محیطی بر آموزش معماری (به میزان 65%)؛ بر عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری(به میزان 77%) اثر گذار است که در حوزه برنامه ریزی آموزشی و تی پی سی کی در بستر محیط-رفتار مورد تاکید قرار گرفت و منجر به تدوین مدلی مستخرج از مطالعات پژوهش و تحلیل آماری شد. همچنین عامل تی پی سی کی در حوزه فناوری آموزش در حیطه برقراری ارتباط یادگیرنده، یاددهنده و محیط؛ از عوامل مهم و قابلیت های آموزش معماری مورد تایید قرار گرفت. نتایج نشان داد مقوله هایی چون تحولات آموزشی، تغییر شیوه های تدریس، تأکید بر ساخت دانش و نگاه نو به آن توسط یاددهنده و یادگیرنده با تأکید بر شیوه های آموزش تعامل محور و انعطاف پذیر و متنوع با قابلیت خودآموزی باعث اهتمام دست اندرکاران آموزش نسبت به بهره گیری و رواج این ابزار نگرش در آموزش می گردد.
۹۱۳.

بازنمایی حضور زنان افغان در فضاهای شهری جنسیت زده مروری بر تجربۀ پارک تخت سفر هرات، افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۲
بیان مسئله: جریان یافتن تبعیضات جنسیتی و نادیده انگاشتن جایگاه زنان در جامعه افغان، ساختار اجتماعی فضاهای شهری را رو به انحطاط می برد. در هرات، به واسطه ویژگی های خاص جغرافیای انسانی، این مسئله برجسته تر شده و حضور زنان در فضاهای شهری را با احساس ترس و سردرگمی همراه ساخته است.هدف پژوهش: حاضر با تمرکز بر پارک تخت سفر هرات، تأثیر عوامل فضایی و غیرفضایی را بر نحوه حضور و استفاده زنان در فضاهای شهری جنسیت زده بررسی کرده و هدف آن رسیدن به درک عمیق تری از تجربه، ترجیحات، محدودیت ها و راهبردهای فردی آنان در تعامل با فضاهای عمومی است.روش پژوهش: مطالعه به تحلیل واقعیت های مؤثر بر این امر، از طریق مستندسازی رفتارهای فضایی زنان در پارک تخت سفر هرات پرداخته و سپس تحلیل تصاویر به دست آمده صورت گرفته است. تحلیل ها ناشی از استنتاج نظرات 10 نفر از متخصصین شهری و جامعه شناسان هراتی است که دیدگاه های آن ها درخصوص تصاویر، تحلیل شده است. در ادامه یافته های حاصل توسط 40 نفر از دانشجویان دختر شهرسازی و رشته های مرتبط دانشگاه هرات به کمک پرسشنامه و آزمون افتراق معنایی ارزیابی شده است.نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که نحوه حضور و استفاده زنان افغان در فضای پارک تخت سفر، حاصل تأثیر متقابل میان عاملیت های فضایی و غیر فضایی است که زیر شمول های هر یک از عوامل به بحث گذاشته شده است. این عوامل، در بستر سیاست، قومیت، مذهب و فرهنگ، بر رفتار فضایی زنان تأثیرگذار بوده و منجر به شکل گیری تفاوت هایی در ترجیحات آنان نسبت به فضای عمومی ایده آل شده است؛ نتایج حاصل از پرسشنامه ها در برخی موارد مؤید یافته های مطالعات پیشین بوده و در بعضی دیگر ترجیحات آنان را با سوگیری های فرهنگی- مذهبی بیشتر نشان داده است. 
۹۱۴.

راهبرد کارآمدی میراث در برنامه های توسعه یکپارچه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۰
میراث فرهنگی به عنوان یکی از عناصر هویت ساز و هویت بخش جوامع شناخته می شود. در طول قرن گذشته و دوران معاصر، نظریه پردازی درباره میراث فرهنگی دچار تحولات چشمگیری شده و الزامات و ابزارهای حفاظت نیز بر اساس این تغییرات دگرگون شده اند. در گذشته، میراث فرهنگی غالباً به جنبه های فیزیکی یا کالبدی خلاصه می شد (برای نمونه یک بنا یا اثر معماری)، اما امروزه ابعاد غیرملموس آن همچون سنت ها، آیین ها، معناها و بافت های اجتماعی نیز به رسمیت شناخته شده اند. در طول عمر نظریه های مرتبط با حفاظت میراث فرهنگی، چه در بُعد ملموس و چه در بُعد غیرملموس، همواره چالش های جدی وجود داشته است. در مقاطعی، میراث فرهنگی به عنوان عاملی بازدارنده در مسیر توسعه های شهری و فنی تلقی می شد، و همین دیدگاه ها گاه آن را در معرض خطر قرار می داد. جریان ها و چالش های مرتبط را می توان در دو دسته ی چالش های سنتی و چالش های نوظهور بررسی کرد. از جمله چالش های سنتی می توان به تخریب ناشی از سودجویی، جنگ و خشونت، بلایای طبیعی همچون سیل و آتش سوزی و نیز مدیریت ناکارآمد اشاره کرد. در مواردی، سودجویی برخی افراد که با هدف فروش بخش هایی از آثار یا تزئینات تاریخی اقدام می کردند، موجب تخریب آثار می شد. همچنین توسعه های شهری بدون ضابطه و در مواردی جنگ ها و حملات نظامی، به ویرانی میراث فرهنگی منجر شده است. مسجد جامع اصفهان، قلعه شوش و خانه تاریخی صدقیانی تبریز نمونه هایی از آثاری اند که در جریان جنگ ایران و عراق آسیب جدی دیدند. البته این پدیده جهانی است و محدود به ایران نمی شود. اما در خصوص چالش های نوظهور باید به فشار روزافزونی که توسعه شهری بر آثار تاریخی و فرهنگی وارد می کند اشاره کرد: گسترش شهرها و ساخت وسازهایی که بدون توجه به بافت تاریخی انجام می شوند، تغییرات اقلیمی و محیطی شامل افزایش خشکسالی، سیلاب ها، فرسایش و تغییر سطح آب دریاها، همگی میراث فرهنگی را به مخاطره انداخته اند. افزایش حضور گردشگران، تردد خودروهای سنگین، و بهره برداری اقتصادی بیش از ظرفیت بناهای تاریخی نیز موجب فشارهای فیزیکی و معنایی بر این آثار شده است؛ آثاری که اساساً برای استفاده محدود طراحی شده بودند. افزون بر این، مدیریت غیرتخصصی و دخالت های سیاسی با اهداف غیر فرهنگی از دیگر تهدیداتی اند که میراث فرهنگی را در معرض تخریب قرار داده اند.
۹۱۵.

هملتی همواره ناممکن بررسی تطبیقی جهان های متنی در نمایشنامه های هملت و هملت ماشین با تکیه بر بوطیقای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۳۵
علاوه بر آثار پژوهشی فراوانی که درباره نمایشنامه هملت اثر ویلیام شکسپیر نوشته شده و همچنان نوشته می شود، اجراهای صحنه ای، اقتباس های ادبی، تئاتری و سینمایی بسیاری نیز از این اثر صورت گرفته است و می گیرد. معدودی از این اجراها و اقتباس ها نسخه هایی بدیل از نمایشنامه و ماجرای خون بار این شاهزاده رنسانسی را به تصویر می کشند. نمایشنامه هملت ماشین اثر هاینر مولر یکی از این آثار است که در آن بازیگری که سابقاً در نقش هملت «پشت به ویرانه های اروپا با امواج شروور می گفته» از ادامه بازی در این نقش سر   بر   می تابد و در قالبِ هنرمندی معترض و پرخاشگر نسخه ای عملگرا از این شخصیت ارائه می دهد. این عملگرایی یکی از «جهان های ممکن بدیل» را نسبت به متن شکسپیر به عنوان «جهانی واقعی» بازنمایی می کند. درواقع، نمایشنامه هملت ماشین از خوانش و شناختی بسیار دقیق از نمایشنامه هملت ، و نیز، برخی دیگر از آثار شکسپیر، ازجمله ریچارد سوم و مکبث ، و نیز، مطالعه نوشته های انتقادی پیرامون هملت حاصل شده است. به ویژه، رادیکالیسم و بی پروایی هملتِ مولر شباهتی بسیار با ریچارد دارد. نمایشنامه هملت ماشین حاوی تعدادی جهانِ ممکنِ جایگزین برای جهانِ نمایشنامه هملت است؛ وضعیت هایی که در آن، هملت نه شاهزاده ای در لفافه گو، درون گرا و مردد، که رک، برونگرا و عملگراست و دست به اقدام می زند. نظریه جهان های ممکن یکی از نظریه های مهم مرتبط به نظریه جهان های متن در بوطیقای شناختی به حساب می آید. این مقاله، به صورت توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، نمایشنامه هملت ماشین را با تکیه بر نظریه جهان های متن و نظریه جهان های ممکن بررسی کرده، نشان می دهد که جهان بازنمایی شده در نمایشنامه موردنظر بیش تر جهانی غیرممکن است زیرا بر عناصری نقیضه نما بنا می شود. از این منظر، به رغم عمل گراییِ این هملت، در این نمایشنامه نیز با وضعیتی تراژیک مواجه ایم. درحقیقت، با در نظر گرفتن گرایش های عصیانگر نسل امروز، چندان جای شگفتی نیست اگر شاهزاده دانمارکی در روزگار کنونی علیه عموی غاصب خود بشورد؛ به ویژه اگر با همتای رنسانسی اش در عصر ویکتوریا مقایسه شود. این ایده را می توان در طیفی وسیع از آثار همچون دلدادگی فدرا نوشته سارا کین و روز مرگ در داستان هملت اثر برنار-ماری کلتس نیز مشاهده کرد. با این حال، درنهایت همان خواهد شد که فورتینبراس در دربار دانمارک دید.
۹۱۶.

سنجش ترجیحات ویژگی های فضایی خانه های آپارتمانی با بهره گیری از دیدگاه خبرگان و ساکنان در محلات گلشهر شمالی و نظرآباد شهر بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۴
فضای خانه­های آپارتمانی دارای ویژگی­های کیفیت بخشی هستند که بر رضایتمندی ساکنان اثرگذارند، از این رو اهداف این پژوهش این هستند که ترجیحات ویژگی­های فضایی در خانه­های آپارتمانی شناسایی شوند و میزان اهمیت آنان از دیدگاه خبرگان و ساکنان در شهر بندرعباس واکاوی شود. این پژوهش بر مبنای روش ترکیبی کیفی- کمی انجام شده است و در قدم اول، برای سنجش میزان اهمیت هر یک از ویژگی‌های فضایی مسکن از نظر خبرگان و روش دلفی بهره گرفته شد. با توجه به دیدگاه خبرگان وجود و عدم وجود ویژگی­های فضایی در مورد پژوهی ارزیابی و رده­بندی شد. پس از بررسی منابع کتابخانه‌ای 28 ویژگی­ فضایی شناسایی شد که با توجه به ارزیابی خبرگان، به شمار 16 مورد کاهش پیدا کردند. این ویژگی­های فضایی عبارت­اند از: «انعطاف­پذیری»، «سلسله مراتب فضایی»، «روابط فضایی»، «هدایت و راهنمایی»، «تناسب و مقیاس فضا»، «تمایز فضایی»، «فضامندی»، «گشایش فضایی»، «پویایی فضا»، «دنجی فضا»، «تفکیک فضایی»، «ترکیب فضایی»، «تنوع فضایی»، «خاطره­انگیزی فضا» و «هماهنگی و تعادل» هستند. در موردپژوهی، دو محله با سابقه سکونت آپارتمان­نشینی گلشهر شمالی و نظرآباد در شهر بندرعباس مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به جدول کرجسی و مورگان، 333 خانوار با پرسشنامه ترجیحات ویژگی‌های فضایی مورد پرسش قرار گرفتند. جهت بررسی روایی پرسشنامه از روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و جهت بررسی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. مقایسه میزان اهمیت ترجیحات ویژگی فضایی بین خبرگان و ساکنان نشان می‌دهد که در اکثر موارد بین دیدگاه ساکنان و خبرگان حوزه مسکن در شهر بندرعباس اختلاف نظر وجود دارد. به جز ویژگی «پیوستگی فضایی» که بین ساکنان و خبرگان اتفاق نظر وجود دارد، و میانگین اهمیت ویژگی «خاطره انگیزی» که نظر خبرگان به نسبت ساکنان پایین‌تر بوده است؛ در بقیه موارد نظر ساکنان، درجه اهمیت کمتری را نشان داده است.
۹۱۷.

شناسایی چالش ها و تحلیل فرصت های ادغام معماری بیونیک با شیوه های معماری بومی سنتی (مطالعه موردی: شهر بم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۲۴۴
بیان مسئله: تحولات شتابان معماری شهر بم پس از زلزله مهیب سال 1382، شکافی عمیق میان شیوه های نوین ساخت وساز و میراث غنی فرهنگی و اقلیمی این نگین کویر ایجاد کرده است. عناصر معماری سنتی که طی سده ها در هم گرایی با اقلیم گرم وخشک منطقه تکامل یافته بودند، به تدریج جای خود را به طراحی های مدرن و بی توجه به ارزش های زیست محیطی و فرهنگی داده اند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش کلیدی است که فرصت ها و چالش های ادغام معماری زیست میتیک با دانش بومی در بافت تاریخی بم چیست و چگونه می توان اصول طراحی اکولوژیک را برای ایجاد محیطی پایدار و همساز با فرهنگ منطقه در این اقلیم خاص به کار گرفت؟روش پژوهش: برای واکاوی این مسئله، رویکردی تلفیقی برگزیده شد. با انجام مطالعات میدانی و مستندنگاری تصویری از بناهای تاریخی، ویژگی های معماری بومی به دقت تحلیل شد. مشاوره با متخصصان زیست شناسی، اطلاعاتی درباره سازگاری های زیستی گونه های بومی فراهم آورد و مصاحبه با ده نفر از معماران و سیزده نفر از ساکنان بومی، دانش سنتی و درک آن ها از طراحی الهام گرفته از طبیعت را آشکار ساخت. پیش پردازش تصاویر معماری با بهره گیری از نرم افزارOpenCV، تحلیل هندسی و بافتی را تسهیل کرد که سپس با نظر کارشناسی سه تن از متخصصان معماری ارزیابی شد. داده های کیفی حاصل از مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار Atlas.ti  کدگذاری و مضامین مرتبط با تعامل اصول زیست میتیک و دانش بومی استخراج شد.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، هم خوانی میان معماری بومی بم و راهبردهای زیست میتیک ازجمله سامانه های سرمایشی غیرفعال و بهره وری بهینه از مواد را آشکار ساخت. بااین حال، چالش هایی همچون سازگاری مصالح نوین، محدودیت های اقتصادی و آسیب پذیری در برابر زلزله، به عنوان موانعی بر سر راه این هم گرایی شناسایی شدند. رفع این موانع، نیازمند تدوین راهکارهای ترکیبی شامل تلفیق مصالح نوین و سنتی، برنامه ریزی شهری مشارکتی و راه حل های مبتنی بر طبیعت است که با شرایط اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی خاص شهر بم سازگار باشند.
۹۱۸.

تحلیل اجتماعی گرافیتی بنکسی و تأثیر آن بر فرهنگ اعتراضی جوانان و مرزهای هنر شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۲
گرافیتی گونه ای از هنر خیابانی است که آثار تصویری، نقاشی و طراحی را بر سطوح عمومی مانند ساختمان ها، پل ها و دیوارها عرضه می کند و معمولاً با اسپری، ماژیک ضدآب یا خراش سطوح ایجاد می شود. این هنر در شهرهای بزرگ، به ویژه در بافت های شهری با حضور خرده فرهنگ های جوان، همواره با فرهنگ اعتراضی و بیان غیررسمی مرتبط بوده و نقش کلیدی در شکل دهی به سبک های موسیقی زیرزمینی، از جمله هیپ هاپ، رپ و پانک، ایفا کرده است. گرافیتی، با بهره گیری از عناصر وندالیسم و تخریب گرایی خلاقانه، امکان بازنمایی انتقاد از نابرابری، سرکوب و تبعیض را به صورت مستقیم و نمادین فراهم می سازد.بنکسی، یکی از برجسته ترین هنرمندان گرافیتی جهان، آثار خود را حول موضوعات اجتماعی و سیاسی مانند صلح، اشغالگری، تبعیض، بحران های زیست محیطی و خشونت نظامی شکل می دهد. این پژوهش با هدف تحلیل پیام اعتراضی آثار بنکسی و بررسی تأثیر آن ها بر فرهنگ اعتراضی جوانان و پیوند آن ها با موسیقی زیرزمینی انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش، میزان نقش آثار بنکسی در ترغیب جوانان به بیان اعتراض و شکل دهی سبک زندگی خلاقانه و خودبیانگرانه است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی است. نتایج نشان می دهد که اگرچه موضوعات آثار بنکسی مستقیماً با سبک های موسیقی یا رفتار روزمره جوانان مرتبط نیست، شجاعت او در بیان اعتراض و بهره گیری از وندالیسم خلاقانه، الهام بخش نسل جدید هنرمندان گرافیتی بوده است. آثار او پیوندهای نمادین و غیرمستقیم میان هنر اعتراضی، موسیقی زیرزمینی و سبک زندگی جوانان ایجاد کرده و نشان می دهد که گرافیتی می تواند هم زمان ابزار انتقال پیام اجتماعی و عنصر شکل دهنده خرده فرهنگ ها باشد.
۹۱۹.

ظرفیت ها و کارکردهای استفاده از زشتی ها در آثار زیباشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۰
در میان آثار هنری، پاره ای از کنش های خلاقانه هنرمندان معطوف به بازنمایی برخی از پدیده ها شده است که در نگاه معمولِ بسیاری از ناظران و حتی مشاهده گران هنرمند، واجد هیچ گونه ارزش زیباشناختی نبوده اند. در مقاله حاضر، با این فرض که به کارگیری زشتی ها در این آثار کارکردها و مزایایی داشته است، بررسی شده که چرا و به چه اهدافی بعضی هنرمندان در آثارشان از پدیده های نازیبا/زشت استفاده کرده اند. به این منظور، کوشش شده داده ها درباره انواع کارکردهایی که ممکن است انعکاس زشتی ها در فرآورده های زیباشناختی ایجاد کنند، با جست وجو و مطالعه مهم ترین آرا و نظریه های زیباشناختی در منابع کتابخانه ای گردآوری و به روش توصیفی-تحلیلی، دسته بندی گردند و به نمونه هایی از چنین کارکردهایی در آثار هنری نیز اشاره شود.استقرای شواهد به این نتایج و دستاوردها منتج شده است که پدیده های زشت انگاشته شده در آثار هنری عموماً و عمدتاً بنا به سه کارکرد و قابلیت اصلی زیباشناختی، معرفت شناختی و روان شناختی و در راستای برآوردن سه دسته نیاز و مقصود اخلاقی، تبلیغاتی و تفننی به کار گرفته می شوند. در فایده و ضرورت تحقیق حاضر گفتنی است که توجه به این کارکردهای پدیده های زشت، افزون بر آنکه ممکن است در تولید آفرینش های هنری به کار بیاید، به لزوم درنظرگیری امکانات استفاده از زشتی ها در نقادی و داوری آثار نیز توجه می دهد.
۹۲۰.

از گردشگری تا پژوهشگری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۹۸
مسئله مهمی که امروزه در مطالعات گردشگری می بایست مورد توجه قرار گیرد، فاصله میان تجربه زیسته گردشگر و تحلیل علمی پژوهشگر در فهم و واکاوی فرهنگ مقصد است. این موضوع به شکافی بالقوه میان نگاه تجربی و احساسی گردشگر و نگاه تحلیلی و مفهومی پژوهشگر اشاره دارد، و اینکه آیا امکان دارد تجربه زیسته گردشگر به داده ای معتبر برای پژوهش فرهنگی تبدیل شود؟ آیا پژوهشگر می تواند بدون تجربه مستقیم، به عمق معناهای فرهنگی سفر دست یابد؟ پژوهشگر گردشگری، کاشفی است که برای فهم بهتر و دستیابی به عمق شناخت، پابه پای گردشگران طی مسیر می کند و از مبدأ تا مقصد و از مقصد تا مقصود، در توقفگاه های اندیشه مکث می کند. تلاش دارد تا جامعه علمی را به گستردگی این اقیانوس میان رشته ای و فرارشته ای اقناع کند و اهمیت جایگاه آن را در نظام معرفتی عصر حاضر، برجسته سازد. تجربه سفر نخست با تماشا آغاز می شود. تماشا با چشم سر یا چشم دل و نظاره گر بودن مناظر، لمس فضاها و تجربه لحظه ها. اما آنگاه که نگاه گردشگرانه با نگاه پژوهشگرانه گره می خورد، سفر به تجربه ای عمیق تر از نظاره صرف بدل می-شود. به کاوشی در لایه های عمیق فرهنگ و هویت. و پژوهشگر پلی می شود از شور نگاه تا تأمل معنا، از جوشش احساس تا ژرفای اندیشه و از آستانه تجلیل تا عمق تحلیل. سفر نه تنها جابه جایی در بُعد مکان، که ورود تدریجی به جهان های معنایی و فرهنگی است. گردشگر با نگاه خیره کنجکاو، و پژوهشگر با ذهن تحلیل گر، هر دو در پی کشف این جهان های معنایی هستند؛ یکی با تجربه و دیگری با آزمون و تحلیل تجربه. گردشگر ممکن است تنها شیفته زیبایی و جذابیت های گذرا شود، اما پژوهشگر به لایه های پنهان فرهنگ که با تار و پود مکان و زمان درهم تنیده است، توجه دارد. این دو نگاه متفاوت، مکمل یکدیگرند؛ زیرا یکی تجربه می کند و دیگری معنا می بخشد. در این بین، بهره گیری از شیوه هایی همچون پدیدارشناسی، با پرداختن به تجربه زیسته فرد در مواجهه با جهان پیرامون، کمک می کند تا تجربه سفر نه تنها به عنوان جابجایی در مکان، بلکه به مثابه مواجهه با معنا و هویت درک شود، و اینجاست که تجربه گردشگر می تواند به عنوان یک داده فرهنگی و معرفتی برای تحلیل لایه های پنهان موضوع به کار گرفته شود. تجربه سفر به مثابه شناخت فرهنگی است و گردشگری فرهنگ، دعوتی است به آشتی این دو نگاه؛ آنجا که روایت های سفر با چاشنی تحلیل فرهنگی همراه می شود. دعوت به نگاهی ژرف تر به گردشگری، چرا که سفر نه تنها رسیدن به مقصد، که پیمودن مسیری است آراسته به منظرها و توقفگاه های معنایی که می بایست با گام-های کوتاه و آهسته و توأم با مکث و تأمل طی شود. سفر، در تمام اشکال خود، بستری است برای گردشگری آزادانه فرهنگ.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان