ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۱۰۲۱.

تحلیل تحول مفهومی سلامت در شهرها با تمرکز بر شهر 15 دقیقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۸
شهرهای وابسته به خودرو پیامدهای مخربی نظیر گسترش بی رویه، کاهش تنوع زیستی و افت کیفیت زندگی را به همراه داشته اند. مدل شهر ۱۵دقیقه ای به عنوان راهکاری نوین، بر بهبود کیفیت محیط ساخته شده و ارتقای عدالت فضایی از طریق کاهش وابستگی به خودرو، تقویت پیاده مداری و دوچرخه سواری تأکید دارد. این پژوهش با هدف بررسی تحول مفهوم سلامت عمومی با تمرکز بر نقش مدل شهر ۱۵دقیقه ای در ارتقای پایداری شهری در دوران پساکرونا انجام شده است. مطالعه از نوع مرور سیستماتیک بیبلیومتریک است و با تحلیل ۱۵۶ مقاله منتشر شده در بازه ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵، از ابزارهایی مانند VOSviewer و SciMAT برای تجزیه وتحلیل داده ها و روندهای موضوعی استفاده کرده است. تحقیقات به سه دوره زمانی تقسیم شده اند. دوره اول (۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰) ؛ تأکید بر تشویق فعالیت بدنی برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان، دوره دوم (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸) ؛ گسترش عدالت اجتماعی و برنامه ریزی محله محور و دوره سوم (۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵) ؛ اهمیت مشارکت اجتماعی و نقش عوامل فرهنگی در توسعه پایدار است. همچنین، تحلیل ها پنج خوشه موضوعی کلیدی شامل شهر پانزده دقیقه ای و دسترس پذیری شهری، محیط ساخته شده و روان شناسی محیطی، سلامت عمومی و ریسک های مرتبط، فعلیت فیزیکی و سلامتی، حمل ونقل و سیاست گذاری را شناسایی کردند. این تحقیق نشان می دهد که مدل شهر ۱۵دقیقه ای می تواند با ادغام رویکردهای سلامت عمومی و برنامه ریزی شهری، نابرابری ها را کاهش و پایداری شهری را در همه ابعاد ارتقا دهد. پیشنهاد می شود تا مطالعات بیشتری درباره تأثیر بلندمدت این مدل در مناطق مختلف جغرافیایی و تحلیل موانع اجرایی آن صورت گیرد.
۱۰۲۲.

گونه بندی کاخ های صفویه و تبیین نقش شاه سلیمان صفوی در گسترش کوشک های تفریحی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۷۱
این پژوهش به بررسی تأثیرات معماری و شهرسازی شاه سلیمان صفوی (۱۱۰۵-۱۰۷۷ ق) در اصفهان می پردازد که یکی از مهم ترین دوره های تحول کالبدی این شهر است. برخلاف اسلاف خود، شاه سلیمان به جای تأکید بر فضاهای عمومی و نمایشی، تمرکز خود را بر توسعه فضاهای خصوصی، حرم سراها و کوشک های تفریحی معطوف کرد. تغییرات معماری شامل ایجاد باغ های اختصاصی، خیابان های خصوصی و حصر فضاهای عمومی به نفع اهل حرم بود که تأثیر عمیقی بر ساختار اجتماعی و فضایی شهر گذاشت. این مطالعه با روش تفسیری-تاریخی و تحلیل منابع تاریخی، رابطه معناداری میان شخصیت شاه و این دگرگونی ها را آشکار می کند. نتایج نشان می دهد که تمایلات شخصی شاه، ازجمله زندگی حرم محور و تمایل به تفریحات خصوصی، باعث تغییرات بنیادی در سازمان فضایی اصفهان شد. این تغییرات، اگرچه در راستای نیازهای دربار بود، اما فضاهای عمومی شهر را محدود کرده و هویت شهرسازی اصفهان را در دوره صفوی متحول ساخت. .
۱۰۲۳.

واکاوی ذهنیت تفکرطراحی در آموزش معماری بر اساس خلاقیت، انعطاف پذیری و مهارت و تواناییِ شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۵
از اهداف مهم آموزش در معماری، افزایش قدرت تفکر طراح و ذهنیت او است؛ لذا شناسایی عوامل مرتبط با روند طراحی و بخصوص تفکر در طراحی ضروری به نظر می رسد. جهت ارتقاء کیفیت آموزش، براساس پژوهش های شناختی، باید به بررسی سازه های شناختی در آموزش پرداخت. بر این مبنا شناخت گرایی علاقه مند به بررسی فرایندهای شناختی و چگونگی پردازش آن ها است. ازجمله متغیرهای شناختی مرتبط با ذهنیت تفکر طراحی، خلاقیت، انعطاف پذیری، مهارت و توانایی شناختی است. هدف این پژوهش، پیش بینی ذهنیت تفکر طراحی بر اساس خلاقیت، توانایی و انعطاف پذیری شناختی دانشجو بود. لذا سئوال اصلی این بود که آیا می توان ذهنیت تفکر طراحی را بر اساس خلاقیت، توانایی های شناختی و انعطاف پذیری شناختی پیش بینی کرد؟ روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی بود. در پژوهش حاضر جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانشجویان معماری دانشگاه فنی و حرفه ای دختران همدان درسال تحصیلی1400-1399 است. روش نمونه گیری، به شیوه در دسترس به تعداد 278 نفر انتخاب شد. ابزار مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه ی خلاقیت عابدی(1372)، پرسشنامه ی انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) و پرسشنامه ی مهارت ها و توانایی های شناختی نجاتی(1392) بود. با استفاده از روش همبستگی روابط بین متغیرها بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که، متغیرهای پژوهش مهارت و توانایی شناختی، خلاقیت و انعطاف پذیری شناختی توان پیش بینی با 41 درصد از تغییرات متغیر ملاک یعنی تفکر طراحی را دارند. به عبارتی با ضریب رگرسیونی استاندارد شده مهارت و توانایی شناختی اجتماعی (16/0)، توانایی شناختی غیر اجتماعی(26/0)، انعطاف پذیری شناختی(32/0) و خلاقیت(43/0) می توان گفت که پیش بینی کننده های خوبی برای تفکرطراحی هستند. از آنجایی که متغیرهای خلاقیت، توانایی و انعطاف پذیری شناختی با ذهنیت تفکر طراحی ارتباط دارد؛ لذا پیشنهاد می شود، در برنامه ریزی آموزشی درسی با هدف توسعه حرفه ای و تربیت طراحان ماهر به پرورش و تربیت مهارت ها و توانایی های شناختی فراگیر در قالب دوره های آموزشی توجه شود.
۱۰۲۴.

ارزیابی تأثیر الیاف صنعتی پلی پروپیلن بر مقاومت کششی مصالح ساختمانی گلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۱
هدف: گل به عنوان یکی از قدیمی ترین مصالح معماری روستایی ایران با ضعف هایی همچون کم بودن مقاومت کششی همراه بوده و نیازمند ارائه راهکارهایی برای فائق آمدن بر این ضعف است. پژوهش حاضر به دنبال استفاده از الیاف مصنوعی پلی پروپیلن در بهبود مقاومت کششی این ماده است. روش پژوهش: پژوهش پیشِ رو مبتنی بر روش آزمایشگاهی بوده و مقاومت کششی مصالح گلی را تحت تأثیر الیاف پلی پروپیلن در دو طول 6 و 12 میلی متر با درصدهای وزنی متفاوت موردسنجش قرار داده تا بتواند بهترین درصد وزنی برای این ترکیب را بیابد. این آزمایش در مرحله اول با درصدهای وزنی 6، 12، 18، 24 و 30 و در مرحله دوم در درصدهای 1، 2، 4 و 6 انجام گرفت. سپس مقاومت کششی نمونه های خشتی اندازه گیری و بررسی شد. گفتنی است، الیاف مورداستفاده در این آزمایش از شرکت نگین رز اصفهان تهیه گردید. این الیاف به رنگ سفید، به صورت رشته ای و با قطر 17 الی 19 میکرون مورداستفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که با استفاده از 2 درصد الیاف پلی پروپیلن در طول 6 میلی متر می توان مقاومت کششی این مصالح را تا حدود 300 درصد نسبت به حالت اولیه یا همان نمونه شاهد (نمونه بدون الیاف) افزایش داد؛ به علاوه اینکه، هرچه میزان درصد وزنی الیاف افزودنی از 12 درصد بیشتر شود، مقاومت کششی نمونه تقویت شده نسبت به شاهد، کمتر می شود. همچنین یافته ها نشان داد که الیاف با طول 6 میلی متر تأثیر بیشتری در بهبود مقاومت کششی خشت تقویت شده دارند. نتیجه گیری: مقایسه نتایج به دست آمده از این آزمون ها با نتایج حاصل از نمونه شاهد به خوبی نشان داد که می توان با استفاده از الیاف افزودنی پلی پروپیلن مقاومت کششی مصالح گلی، همچون خشت را افزایش داد و با حفظ اصالت آن ها، ترکیبی جدید و بهبودیافته برای این مصالح سنتی ارائه نمود. دستاورد مهم پژوهش آن بود که الیاف مصنوعی یادشده با طول و درصد مناسب مقاومت کششی این مصالح را ارتقاء می دهد.
۱۰۲۵.

شناسایی و اولویت بندی عوامل فرهنگی - اجتماعی تأثیرگذار بر ماندگاری مسکن معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۴۶
در مسیر حفظ سرمایه های ملی، جلوگیری از تخریب ساختمان ها و افزایش عمر مفید بناها، نقش مهمی دارد. ازاین رو، این پژوهش به جنبه های فرهنگی - اجتماعی عوامل تأثیرگذار بر فرایند عمر مفید مسکن معاصر ایران می پردازد. شناخت عوامل فرهنگی - اجتماعی مؤثر بر ماندگاری مسکن معاصر، اولویت بندی و مقایسه آن ها (از دید متخصصان و افراد عادی) و تبیین نقش فرهنگ و باورهای جامعه بر طولانی بودن عمر مفید معماری مسکن را می توان از اهداف پژوهش برشمرد. ماهیت پژوهش، کاربردی و ازنظر رویکرد، از نوع پیمایشی است. در این پژوهش، از روش دلفی برای شناسایی و تحلیل سلسله مراتبی برای اولویت بندی عوامل استفاده شد. در ابتدا معیارهای فرهنگی - اجتماعی مؤثر بر ماندگاری مسکن توسط متخصصان تدقیق و ارزیابی گردید که ده عامل مؤثر بر عمر مفید مسکن شناسایی شدند. عوامل، شاملِ حس تعلق، انعطاف پذیری، روزآمدی، رسانه، ایفای نقش بهره بردار در روند طراحی و ساخت، شأن و طبقه اجتماعی، همسایگی، دسترسی و خدمات محلی شهر، کیفیت فضایی و امنیت هستند. در گام های بعد «سنجش معیارهای استخراج شده از دیدگاه مردم»، «رتبه بندی» و «وزن دهی معیارهای یافت شده توسط جامعه متخصصان» با کمک روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) صورت گرفت. نتایج پژوهش، به صورت جمع بندی مقایسه ای بین اولویت بندی دیدگاه مردم و متخصصان دررابطه با معیارهای فرهنگی - اجتماعی نشان داد که عموم مردم و متخصصان در اهمیت دو عامل امنیت و کیفیت فضایی، به عنوان مهم ترین عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر ماندگاری مسکن، اتفاق نظر دارند.
۱۰۲۶.

بررسی اثربخشی آموزش مشارکتی بر یادگیری و یادداری درس ارگونومی در رشته طراحی صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۴
درس ارگونومی یکی از دروس مهم و تخصصی در رشته طراحی صنعتی است که نقش کلیدی در پروژه های طراحی دارد. با وجود اهمیت بالا، آموزش این درس در دانشگاه های ایران هنوز با روش های نوین و اثربخش به خوبی انجام نمی شود. این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی روش یادگیری مشارکتی «جیگ ساو» در یادگیری و یادداری در درس مبانی ارگونومی، با روش های سنتی آموزش، که در حال حاضر در بسیاری از دانشگاه های ایران به کار گرفته می شود، مقایسه شده است. در این پژوهش مورد شاهدی جامعه آماری را دانشجویان مقطع کارشناسی رشته طراحی صنعتی دانشگاه الزهرا(س) ایران تشکیل می دهند. گروه نمونه شامل 36 نفر دانشجو که از راه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند هستند. این افراد به طور تصادفی به دو گروه هجده نفره آزمایش و گواه تقسیم شده؛ گروه آزمایش براساس الگوی جیگ ساو طی دوازده جلسه 120 دقیقه ای به روش مشارکتی تحت آموزش قرار گرفته و در این زمان گروه گواه روند متداول تدریس را دنبال کرده است. هریک از گروه ها در ﺳﻪ ﻧﻮﺑﺖ ﭘﯿﺶآزﻣﻮن، ﭘﺲآزﻣﻮن و آزﻣﻮن ﭘﯿﮕﯿﺮی به کمک آزمون محقق ساخته مورد سنجش قرارگرفته ﺗﺎ ﺑﺮ مبنای اطلاعات ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه ﺑﺘﻮان در ﻣﻮرد اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ روش ﻣﺸﺎرﮐﺘﯽ جیگ ﺳﺎو بر فراگیری و یادداری درس ارگونومی داوری نمود. نتایج آمار توصیفی و آمار استنباطی نشان می دهد که به کارگیری روش آموزش مشارکتی جیگ ساو تأثیر مثبت و معناداری بر یادگیری و یادداری دانشجویان در درس ارگونومی داشته است. دانشجویان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، در درک مفاهیم و حفظ مطالب عملکرد بهتری نشان دادند و این برتری در آزمون های پیگیری نیز تداوم یافت. یافته ها بیانگر آن است که این الگوی تدریس می تواند به عنوان رویکردی مؤثر در آموزش مباحث تخصصی طراحی صنعتی، موجب تقویت یادگیری عمیق و ماندگارتر گردد.
۱۰۲۷.

تحلیل ساختار آموزه های زیبایی شناسی مکتب بین المللی باهاوس بر اساس نظریه آموزش مبتنی بر زیبایی شناسی ماکسین گرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۰
مشهور است. بسیاری از مدارس هنر درحال حاضر دوره های پایه مشابهی با نظریه ها و فلسفه های آموزش زیبایی شناسی باهاوس اجرا می کنند. ماکسین گرین، پژوهشگر آمریکایی در حوزه فلسفه آموزش، که نقش هنر و زیبایی شناسی را در تعلیم و تربیت جدی می گیرد و سعی در تلفیق هنر و برنامه درسی دارد، اصولی را در تربیت زیبایی شناسی مطرح کرده است که از طریق آن می توان نقش پایدار مدرسه باهاوس را در آموزش زیبایی شناسی بیش ازپیش مشخص کرد؛ به ویژه اینکه ماکسین گرین معتقد است شناخت عمیق فراگیران از طریق قرار گرفتن در معرض هنر ایجاد می شود. این پژوهش قصد دارد ساختار آموزشی زیبایی شناسی مدرسه باهاوس را براساس دیدگاه های ماکسین گرین تحلیل کند تا به این پرسش پاسخ دهد که «چه تفاوت ها و شباهت هایی را می توان در اصول تربیت زیبایی شناسی ماکسین گرین و آموزه های مدرسه باهاوس شناسایی کرد؟» روش تحقیق این مقاله، توصیفی تحلیلی بوده و گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی است. به دنبال تحلیل آموزه های مدرسه باهاوس براساس نظریه اصول تربیت زیبایی شناسی ماکسین گرین درنهایت به این نتیجه می رسد که آموزه های مدرسه باهاوس نه تنها براساس شباهت به اصول ماکسین گرین کارآمد است، بلکه در گسترش، تکمیل و تقویت ابعاد اجتماعی و زیبایی شناختی این آموزه ها می توان از تفاوت آن با اصول ماکسین گرین بهره گرفت.
۱۰۲۸.

چارچوب عملیاتی جهت طراحی ساختمان فرم- انرژی کارا: (نمونه موردی: ساختمان های اداری بزرگ مقیاس شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
اهداف: نور و شرایط حرارتی با اثر بر کیفیت فعالیت های ذهنی و فیزیکی نقش کلیدی در عملکرد کاربران ساختمان های اداری دارند. از آنجا که فرم نحوه مواجهه ساختمان با عوامل محیطی را تعریف می کند، می تواند با کمک به تامین روشنایی طبیعی و شرایط حرارتی مناسب، علاوه بر کاهش مصرف انرژی موجب ارتقاء بهره وری اداری در این بناها نیز گردد. ارزیابی عملکرد فرم ساختمان های اداری بزرگ مقیاس تهران و دستیابی به گونه شکلیِ بهینه فرم جهت تامین سالانه آسایش حرارتی و بصری نوری منطبق بر ویرایش چهارم مبحث نوزده (م.م.س) هدف این پژوهش است. روش ها: این پژوهشِ کاربردی از نوع نظریه-ساخت بوده که در راستای دستیابی به اهداف، رابطه بین هندسه فرم و متغیرهای sDA ، DGP و PMV را مورد بررسی قرار داده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده، داده های اولیه پس از استخراج کتابخانه ای به صورت میدانی صحت سنجی شده و با نرم افزارهای دیزاین بیلدر و پلاگین هانی بی در گرسهاپر مورد مدل سازی و شبیه سازی قرار گرفته اند. همچنین آنالیز داده های حاصل از شبیه سازی با تفسیر و مقایسه انجام شده است. یافته ها: فرم مستطیل شکل با دو حیاط مرکزی دارای بهترین وضعیت در شاخص PMV و بدترین از نظر DGP می باشد. زیرگونه پیشنهادی از فرم مذکور با نسبت هسته به پوسته 2:1 با حفظ شرایط PMV توانست از منظر sDA و DGP نیز در حالت استاندارد قرار گیرد. نتیجه گیری: فرم اغلب این بناها جهت تامین شرایط آسایش حرارتی و بصری نوری طبق مبحث نوزدهم مناسب نیست. طراحان می توانند از فرم مستطیل شکل با نسبت پیشنهادی هسته به پوسته 2:1 جهت تامین شرایط و کسب رده EC این مبحث استفاده نمایند. کلمات کلیدی: آسایش حرارتی، آسایش بصری، عملکرد ساختمان، کاربری اداری، مبحث نوزده.
۱۰۲۹.

ارزیابی ترجیحات دیداری کاربران از نور در فضاهای معماری (موردپژوهی: خانه های سنتی یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۳
نور در معماری از نگاه کاربران، تنها منبع روشنایی نیست بلکه مسئله ای اساسی در کیفیت ادراک فضاست. با وجود اهمیت بنیادین کیفیت نور، هنوز چارچوبی منسجم برای ارزیابی ترجیحات دیداری کاربران در مواجهه با نور طبیعی در معماری ایران وجود ندارد. این پژوهش با هدف تدوین الگویی برای ارزیابی ترجیحات دیداری، خانه های قاجاری یزد را به عنوان نمونه ای اصیل از دوران سنت، انتخاب کرده است. روش تحقیق در دو مرحله مکمل انجام شد: مرحله نخست، ارزیابی کالبدی نور و مرحله دوم، ارزیابی عاطفی نور. هر دو مرحله با رویکرد کمی و به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه انجام گرفت و داده های حاصل از ۱۰۰ شرکت کننده تحلیل شد و الگوهای ادراکی پنج دسته فضای نوری (نوردوست، سایه دوست، نوربخش، تاریک گرا و نورگذر) استخراج گردید. نتایج نشان می دهد که ارزیابی های کالبدی و عاطفی نور در فضاهای مختلف این خانه ها نسبت به یکدیگر متمایز هستند و این تمایز، منجر به ایجاد تنوع کیفی نور در فضاها می گردد. این تنوع نوری، تابعی مستقیم از ترجیحات کاربران در هر فضای خاص بوده و قابلیت پاسخگویی به نیازهای مختلف انسانی در موقعیت های مکانی و زمانی متفاوت را فراهم آورده است.
۱۰۳۰.

تبیین و تحلیل نظریه سبک شناسی ارنست گومبریش و کاربست آن در روایت و طبقه بندی تاریخ هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۵
سبک به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات هنری، همواره محور بحث های نظری در حوزه تاریخ هنر بوده است. این مفهوم مسیر تحول معنایی قابل توجهی را از ابزاری برای نگارش تا مفهومی پیچیده در تحلیل آثار هنری طی کرده است. در این میان، نظریه سبک شناسی ارنست گومبریش به عنوان یکی از آخرین نظریه های قابل توجه در مطالعات تاریخ هنر، رویکردی نوین به تحلیل و طبقه بندی سبک های هنری ارائه می دهد. این پژوهش به تبیین و تحلیل نظریه سبک شناسی گومبریش و کاربست آن در روایت و طبقه بندی تاریخ هنر می پردازد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و با مطالعه آثار اصلی گومبریش، به ویژه مقاله «سبک» (1968) و کتاب های هنر و توهم (1960) و حس نظم (1979)، مبانی نظری و روش شناختی دیدگاه او را تحلیل می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد نظریه گومبریش با تأکید بر مفاهیمی چون «طرح واره»، «اصل توهم» و رد نظریه «تقدیر ذاتی» سبک ها، چهارچوبی منعطف برای تحلیل تحولات سبکی ارائه می دهد. روش شناسی او در سه سطح متمایز عمل می کند: سطح ساختاری که رویکردی نظام مند برای تحلیل عناصر صوری ارائه می دهد، سطح مفهومی که به تلفیق عوامل مختلف در شکل گیری سبک می پردازد و سطح کاربردی که روش های مشخصی برای طبقه بندی و روایت تاریخ هنر عرضه می کند. این رویکرد چندوجهی، امکان تحلیل چندلایه آثار هنری را فراهم می آورد و از تقلیل گرایی در مطالعات سبک شناختی جلوگیری می کند.
۱۰۳۱.

تحلیل تطبیقی منظر فرهنگی با اتکاء بر هم سنجی دیدگاه متخصصان، شواهد میدانی و رویکردهای عمومی هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۸
منظر فرهنگی به عنوان مفهومی پویا، چندلایه و انعطاف پذیر که از تعامل دیالکتیکی انسان و طبیعت در بستر زمان و مکان شکل می گیرد، شامل عناصر مادی (مانند معماری و چشم اندازها)، ناملموس (ارزش ها، باورها و آیین ها) و ادراکی (هویت جمعی و تجربیات ذهنی) است و در مطالعات معماری، شهرسازی و میراث فرهنگی جایگاه ویژه ای دارد. این پژوهش با هدف بازتعریف هویت منظر فرهنگی و شناسایی مؤلفه های آن، از رویکردی ترکیبی (کیفی- کمی) و میان رشته ای بهره گرفته است. روش تحقیق شامل مرور نظام مند ادبیات، تحلیل تاریخی نظری، بررسی تعاریف عمومی ارائه شده توسط هوش های مصنوعی (مانند ChatGPT، Google Gemini، Microsoft Bing، DeepSeek و Grok) و مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان است. یافته ها منظر فرهنگی را سیستمی انطباق پذیر نشان می دهند که بازتاب تاریخ، فرهنگ و انتخاب های جوامع است و بستری برای حفظ تنوع زیستی فرهنگی، تقویت هویت جمعی و توسعه پایدار فراهم می کند. پنج مؤلفه کلیدی شناسایی شد: ۱. تعامل انسان و طبیعت؛ ۲. ابعاد تاریخی؛ ۳. ارزش های نمادین؛ ۴. ادراکات ذهنی؛ ۵. جنبه های کارکردی. تعامل انسان و طبیعت به عنوان هسته مرکزی، سایر مؤلفه ها را به صورت لایه های به هم پیوسته احاطه می کند. مدل مفهومی پیشنهادی، این ساختار را به صورت بصری نظام مند نمایش می دهد و چهارچوبی منسجم برای مطالعات میان رشته ای، طراحی معماری، برنامه ریزی شهری و حفاظت میراث فرهنگی ارائه می کند. پیشنهادهای کاربردی شامل طراحی فضاهای عمومی با حفظ تعامل انسان طبیعت و عناصر تاریخی، ارتقای تجربیات ذهنی و هویت جمعی از طریق فضاهای چندلایه، تقویت ارزش های نمادین برای تعلق اجتماعی و برنامه ریزی کارکردی برای توسعه پایدار است. مسیرهای تحقیقات آینده بر فناوری های نوین،مانند هوش مصنوعی برای ادراکات ذهنی، مطالعات تطبیقی محلی جهانی و ابزارهای حفاظت پایدار با مشارکت محلی تمرکز دارند. درنهایت، این پژوهش با تلفیق داده های متنوع، منظر فرهنگی را آینه ای از تعاملات انسانی طبیعی و بستری پویا برای میراث جهانی و جوامع معاصر معرفی می کند.
۱۰۳۲.

هوش مصنوعی و معماری بررسی تطبیقی طراحی انسان محور و ماشین محور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۴۱
بیان مسئله: با وجود قابلیت های هوش مصنوعی در تسریع و بهبود فرایندهای معماری، پرسش هایی اساسی درباره جایگاه خلاقیت انسانی و توانایی حفظ اصالت و هویت فرهنگی در طراحی های تولیدشده توسط هوش مصنوعی مطرح است.هدف پژوهش: هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی زیبایی شناسی طراحی معماری انسان محور و ماشین محور است.روش پژوهش: این تحقیق براساس هدف، یک تحقیق کاربردی است. و از نظر ماهیت و روش در شمار تحقیقات توصیفی -تحلیلی محسوب می شود. در این مطالعه، چهار طرح منتخب از مسابقات مدرسه معماری ایرانی انتخاب و با استفاده از هوش مصنوعی طرح های مشابهی تولید شد. نمونه ها توسط اساتید، مشاوران و دانشجویان معماری و غیرمعماری براساس پنج مؤلفه خلاقیت، هماهنگی، اصالت، جذابیت و کلیت ارزیابی شدند.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که در مؤلفه اصالت، طراحی های انسانی به طور قابل توجهی برتر ارزیابی شدند، اما در مؤلفه هماهنگی، طراحی های هوش مصنوعی برتری اندکی داشتند. همچنین، جذابیت طراحی های انسانی بیشتر مورد تأیید اساتید و مشاوران قرار گرفت، در حالی که دانشجویان غیرمعماری تمایل بیشتری به طراحی های هوش مصنوعی نشان دادند. به طور کلی، جامعه معماران، طراحی های انسانی را برتر دانستند اما انحراف معیار در ارزیابی ها به ذهنی بودن قضاوت ها و تنوع ترجیحات زیبایی شناختی اشاره دارد. این پژوهش بر اهمیت حفظ خلاقیت انسانی در معماری تأکید داشته و هوش مصنوعی را ابزاری مکمل برای بهبود فرایندهای طراحی می داند، نه جایگزینی کامل برای طراحان انسانی.
۱۰۳۳.

نظام جاگذاری پیکره زن در نگارگری ایرانی (کتاب آرایی ها و تک برگی ها)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۵
یکی از مباحث مطرح در ساختار نگارگری ایرانی نظام جاگذاری پیکره انسان در اثر است که به چگونگی چینش و موقعیت قرارگیری این عنصر تجسمی در ترکیب می پردازد. در این میان، پیکره زن به عنوان یکی از دو جنسِ انسانی و نحوه جانمایی آن در کتاب آرایی ها و تک برگی ها قابل ملاحظه است. هدف از این پژوهش بررسی شیوه جا گذاری پیکره زن در ساختار تجسمی نگاره هاست. سؤالات هم عبارت اند از: 1. چه تغییراتی در موقعیت مکانی پیکره زن در کتاب آرایی ها و تک برگی ها رخ داده است؟ 2. چه عواملی در دگرگونی ایجادشده مؤثر بوده است؟ این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و مشاهده مستقیم نگاره هاست و روش تجزیه وتحلیل هم کیفی است.این مطالعه نشان داد نوعی دگرگونی در نظام جاگذاری پیکره زن از کتاب آرایی ها به تک برگی ها رخ داده و این تحول در راستای حضور پُررنگ تر و بااهمیت تر پیکره زن در تک برگی هاست. در کتاب آرایی ها متن ادبی عامل تعیین کننده حضور و چگونگی حضور پیکره زن در ترکیب بندی هاست. ازاین رو، متناسب با متن ادبی یا بخشی از روایت که نگاره تصویرگر آن است، پیکره زن در چهار وضعیت «پیکره اصلی»، «پیکره مکمل»، «پیکره فرعی» و «پیکره پس زمینه یا سیاهی لشکر» تصویر شده است. در تک برگی های آغازین، پیکره زن حضور جدی ندارد و عموماً جنس مرد تصویر شده است، ولی در دوره صفوی پیکره زن به دو صورت زوج عشاق و تک پیکره نگاری رواج یافت. ساختار مرکزگریز در تصاویر زوج عشاق، پیکره زن و مرد را به یک درجه و اهمیتِ تجسمی ارائه می دهد و قرارگیری هر دو در نقاط پر تأکید قاب، نشان از برابری هر دو جنس دارد. در تک پیکره نگاری ها از جنس زن که مهم ترین تحول در این زمینه محسوب می شود، پیکره زن یگانه عنصر تجسمی در صفحه است و پیکره او به نقطه تمرکز اثر تبدیل می شود. احتمالاً این دگرگونی و حضور پُررنگ و گسترده پیکره زن در تک برگی ها، به ویژه در مکتب اصفهان، به سبب دو عامل موازی بوده است. عامل اول، هنری و زیبایی شناسی است و به دلیل تغییری است که در قالب یا گونه هنری رخ داده است. در تک برگی ها به دلیل عدم استفاده از منطق تعدّد پیکره ها و حذف پیکره های متفرقه، با ترسیم کردن پیکره زن در این قالب هنری، خواه ناخواه بر پیکره او تأکید تجسمی بیشتری می شود. عامل دوم، اجتماعی است که با ذائقه هنری حامیان جدید هنری مرتبط است. نگاره های تک برگی از وظیفه مصور کردن متون ادبی رهاشده و به تبعیت از شرایط زمانه، تحت تأثیر سلیقه و خواست حامیان قرار گرفتند. اعمال سلیقه آن ها در تک برگی ها که گاهی با تمایلات لذت جویانه همراه بود، زمینه ساز حضور متفاوت پیکره زن در تک برگی ها شد.
۱۰۳۴.

توسعۀ مخرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۰۴
توسعه مخرب، آن است که هزینه اش بیشتر از فایده اش باشد: همه هزینه ها در مقابل همه فواید. توسعه یک اقدام همیشه مثبت نیست. اگر از بینش کل نگر و دانش زمینه ای بهره نبرد مخرب شده، آفاتش بیشتر از محاسنش می شود.توسعه، دگرگونی در رویه جاری مدیریت سرزمین است با هدف افزایش بهره وری. تغییر یک بُعد از سرزمین، ممکن است وجوه دیگر را که موضوع توسعه نبوده اما در ساخت سرزمین نقش دارند، دچار آسیب کند. اگر برای پیشگیری از آن تمهید نشود، توسعه مخرب خواهد شد. جلوگیری از توسعه مخرب، کل نگری درخور مفهوم سرزمین است. در مفهوم سرزمین بُعد ذهنی آن اصالت دارد. بُعد ذهنی، تفسیر ناظر از موضوع است و با واقعیت غیرمادی تفاوت دارد. واقعیت در بیرون و مستقل از ناظر وجود دارد و ممکن است دارای ماده یا غیر مادی باشد. کالبد، نمونه واقعیت مادی و رویداد مثال واقعیت غیرمادی است که هر دو بدون وابستگی به ناظر، با دو ماهیت متفاوت وجود مستقل دارند. بنابراین وجه ذهنی سرزمین، با وجه غیرمادی آن تفاوت داشته و به مفهومی اطلاق می شود که از واقعیت بیرونی، مادی و غیرمادی، در ذهن مخاطب ساخته می شود. توسعه کل نگر، گونه ای از مداخله در تغییر مدیریت و برنامه سرزمین است که فهم ناظر که شهروند و ساکن تاریخی آن است را، رکن بداند. توسعه ای که جامعه محلی را قابل دورزدن یا زائد و قابل اخراج بشناسد مخرب است. نطنز شهری تاریخی است که از پیش از اسلام تا کنون در تقاطع مسیر تاریخی رشته جنوبی- شمالی راه ابریشم و خرداقلیم محلی در کوهپایه کرکس پدید آمده است. دخالت این دو عامل در پدیدآوردن امکان بقای زندگی و توسعه آن در این نقطه به تولید فهمی خاص از منطقه انجامید که قلمروی نطنز به مثابه یک کل کوچک از سرزمینی بزرگتر را به وجود آورد. هستی شناسی نطنز، به مثابه مکان و سرزمینی مرکب از جغرافیا، تاریخ و انسان ساکن در آن به دو رکن راه و خرداقلیم می رسد. در مقابل، طی برنامه توسعه بزرگراهی شمال-جنوب کشور، بزرگراه کاشان-اصفهان احداث شد. منافع این راه که با فناوری جدید و محاسبات بخشی مربوط به اقتصاد راه مسیریابی شد، ایجاب می کرد که به نطنز وارد نشود و مستقیماً به سوی اصفهان کشیده شود. شبیه تصمیمی که متفقین در تغییر مسیر راه آهن جنوب-شمال ایران برای کوتاه شدن فاصله دو سر انتهایی و بهره برداری فوری در انتقال نیروهای خود به پشت جبهه شوروی اتخاذ کردند و به بسیاری از شهرهای سر راه متصل نشد. انحراف مسیر بزرگراه از نطنز، به ظاهر برای جامعه محلی نطنز مخرب و برای سازندگان راه مفید بوده است. اما محاسبات راهبردی از جمله اقتصاد کلان نشان می دهد دورزدن یک شهر تاریخی، نه جفا به ساکنان آن، که محروم کردن همه استفاده کنندگان از راه و آیندگان از تداوم پیوند تاریخی با سرزمین خود است. چیزی که به آن وطن و وطن دوستی گفته می شود، از خلال زندگی و تعامل مشترک و دائمی میان جامعه و محیط در فرایندهای تاریخی به دست می آید. این حس و ادراک مخاطب، اعم از ساکنان نطنز یا عابران بزرگراه، موجب شکل گیری هویت و تداوم آن می شود و نقشی به مراتب پیچیده تر از زبان مشترک در قوام یک جامعه دارد. ساکنان یک سرزمین بزرگ بی آن که فهم مشترک از سرزمین های کوچکتر تشکیل دهنده قلمروی خود، که دارای جغرافیا (کالبد) و تاریخ (رویداد) مشترک هستند، داشته باشند نمی توانند فهم واحدی از وطن و سرزمین بزرگ خود به دست آورند. این از جمله معیارهای ضروری برای تنظیم برنامه های توسعه است که به مفاهیم کلان وابسته است. مفهوم راهبردی توسعه فقط با رویکرد کل نگر و به رسمیت شناختن فهم سیال ناظر از واقعیت های سرزمین محقق می شود. رسمیت بخشی به این مؤلفه مشروط به بازیگری جامعه محلی و ساکنان تاریخی سرزمین است و قابل واگذاری به غیر یا قیمومیت برنامه ریز نیست. انقطاع بزرگراه از نطنز، از یک سو یک پایه هستی بخش آن شهر را سست کرد و ساکنان را به ترک شهر تشویق کرد و از سوی دیگر، یک مثال مهم برای فهم تمدن و نحوه استقرار ایرانیان در سرزمین هزار اقلیم را از مسافران ستاند. آنچه در مقابل به دست آورد، قدری مصرف کمتر سوخت بود که حتی از هزینه های نگهداری راه ناشی از دورافتادگی از شهر نیز کمتر است. این توسعه، بازی دو سر باخت بود. 
۱۰۳۵.

مطالعه تطبیقی کاراکترهای اصلی نمایش نامه ها ی پلکان و دنیای مطبوعاتی آقای اسراری از منظر روان شناسی صفت هانس آیزنک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۳
در این مقاله سعی بر آن است که به تحلیل و بررسی تطبیقی روانشناسانه ی کاراکتر بلبل در نمایشنامه ی پلکان و کاراکتر مدیر در نمایشنامه ی دنیای مطبوعاتی آقای اسراری بر مبنای پرسشنامه ی شخصیت (E-N-P) هانس آیزنک پرداخته شود. نظریه ی شخصیت آیزنک مبتنی بر سه بُعد است که به صورت ترکیبات صفات یا عوامل توصیف می شوند. آیزنک در مدل سه عاملی، سه بُعد E برونگرایی در برابر درونگرایی، N روان رنجور خویی در برابر ثبات هیجانی و P روان پریش خویی در برابر کنترل تکانه یا عملکرد فراخود را مطرح می کند. این مقاله با هدف پاسخ به این پرسش ها که چگونه می توان کاراکترهای بلبل و مدیر را برمبنای نظریه ی صفتی هانس آیزنک خوانش نمود و همچنین میزان هم پوشانی و مشابهت و تفاوت میان کاراکترها در دو نمایشنامه به چه صورت نمودار می گردد، با توصیف پرسشنامه ی شخصیت (E-N-P) هانس آیزنک و با بررسی و مطالعه ی دیالوگ ها و کنش ها در متن دو نمایشنامه، به تحلیل تطبیقی کاراکترها می پردازد. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، مروری و خوانش متن نمایشنامه است. روش به کار رفته در این پژوهش، روش توصیفی-تحلیلی است که در ابتدا نظریه ی شخصیت (E-N-P) هانس آیزنک مطالعه و بررسی شده و سپس شخصیت های نمایشنامه ی منتخب، با توجه به هماهنگی و همپوشانی آن ها با نظریه ی روانشناختی مذکور، واکاوی و تحلیل شده اند. نتایج حاصل نشان می دهد که هر دو کاراکتر در بعد E (برونگرایی در برابر درونگرایی) برونگرا، در بعد N (روان رنجور خویی در برابر ثبات هیجانی) دارای ثبات هیجانی و در بعد P (روان پریش خویی در برابر کنترل تکانه) روان پریش هستند.
۱۰۳۶.

واکاوی ساختار فضایی خانه های تاریخی با تکیه بر روش چیدمان فضا(مطالعه موردی: خانه های تاریخی شیراز و بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۰
انعکاس ریشه­ های فرهنگی و اجتماعی هر جامعه­ای در کالبد معماری آن نمود می­ یابد. شهرهای شیراز و بروجرد را می­توان گنجینه­ ای از خانه ­های تاریخی ایران دانست که ریشه­ های فرهنگی و اجتماعی، در کالبد معماری خانه­ ها نمود پیدا کرده است. با تحلیل ساختار فضایی خانه­ های تاریخی به کمک پیکره­ بندی فضایی می­توان با شیوه­ های متفاوت کالبدی- فضایی به کار رفته در آن خانه­ ها آشنا شد. هدف از انجام این پژوهش، شناخت ساختار فضایی خانه ­های تاریخی شیراز و بروجرد است که از لحاظ ساختار محیطی دارای تفاوت­ های بسیاری با یکدیگر هستند. روش انجام پژوهش ترکیبی از روش­های تحلیلی- توصیفی، تحلیل نرم افزار و در نهایت استدلال منطقی است. به این صورت که روش پژوهش بر راهبرد روش پژوهش چیدمان فضا و مکمل آن جمع­ آوری نمونه ­های موردی و تحلیل آنها استوار می­ باشد. پژوهش دارای دو مرحله کیفی و کمّی است. به این صورت که در مرحله کیفی به جمع آوری مطالب و مشاهدات میدانی پرداخته می­ شود و در مرحله کمّی به کمک نرم­ افزار چیدمان فضا، نمونه­ های انتخابی پژوهش مورد تحلیل قرار می­ گیرند. نتایج پژوهش نشان می­دهد که با وجود مشترک بودن برخی از ویژگی ­های ساختاری مانند درونگرا بودن خانه ­ها، سازماندهی فضایی و استقرار فضاها در پلان، خانه ­های تاریخی شیراز و بروجرد در بسیاری از جهات کالبدی- فضایی مانند هندسه بنا، ورودی بنا، نوع و وسعت اتاق­ها، قرارگیری پلکان در بنا و به کارگیری عناصر فضایی دارای تفاوت هستند. همچنین تحلیل پیکره ­بندی فضایی خانه ­های تاریخی شیراز و بروجرد بیان ­کننده تفاوت ­های بسیاری از جمله پیوستگی فضایی و عملکرد فضایی، محرمیت فضایی، کنترل بر فضاها در بنا و دسترسی به فضاها در خانه­ های تاریخی شیراز و بروجرد نسبت به یکدیگر است.
۱۰۳۷.

تحلیل اندیشه زیستِ آگاهانه در نگاره های ونگوگ با تأمل در آرای هیدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۱۹۸
«حقیقت» رخدادی است که در بستر اثر هنری اتفاق می افتد. مارتین هیدگر با طرح این مسئله هنر و حقیقت را به طرز اعجاب انگیزی به یکدیگر مربوط می کند. ونگوگ نیز که در نامه هایی به بردارش به کشف و جست و جوی حقیقت اشاره کرده است، به نظر می رسد به دنبال نزدیک تر شدن به زیستی آگاهانه است. از این جهت طرز نگاه ونگوگ به هستی با اندیشه هیدگر پیوند می خورد. هدف از نگارش این مقاله، بررسی تفکر زیستِ آگاهانه ونگوگ و تأثیر آن در هنر وی با تأمل در فلسفه هیدگر و چگونگی ظهور حقیقت در نگاره های این هنرمند است. به منظور روشن ساختن برداشت هیدگر در ارتباط با شیوه اندیشه آگاهانه هنرمند در خلق آثارش، سوالاتی در مورد رابطه حقیقت با اثر هنری و نحوه زیست هستی شناسانه ونگوگ و آشکارگی ذات پدیدارها در نقاشی های او طرح شده است. به این منظور با استفاده از روش توصیفی تحلیلی برخی آثار و نامه های ونگوگ و همچنین استفاده از داده های کتابخانه ای چارچوب مفاهیم هیدگر سعی در حل پرسش ها شده است. در تحلیل نهایی پژوهش به نظر می رسد بیان هنری ونگوگ با برداشت هیدگر از هنر رابطه ای معنادار دارد و هر دو در پی کشف وجود و دعوت انسان به تفکر در هستی خویش می باشند.
۱۰۳۸.

تحلیل گذار از بازنمایی به استتیک در عکاسی بر مبنای آرای رانسیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۷۸
همراهی با دستگاهی که تنها می تواند تصویر فنی تولید کند به زودی یکنواخت و خسته کننده خواهد شد و این همان جایی است که عکاس حرفه ای به بازی کردن با دستگاه خود می پردازد، چیزی که می توان آن را بازی عکاسانه ای خواند که با نظریه ی رژیم های هنری رانسیر پیوندی بسیار نزدیک برقرار می کند. مرحله ی گذار از بازنمایی به استتیک در عکاسی، به وسیله ی برهم زدن توزیع امرمحسوس امکان پذیر است، زیرا عکاسی زمانی توانایی حضورْ مابین هنرها را به دست می آورد که بتواند امرپیش پاافتاده را ازآن خود کند. این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، قصد دارد به نحوه ی تملّک جایگاه ها و بازپس گیری آن در اجتماع به واسطه ی بازی بپردازد، بازی ای که به امرسیاسی و قانون دست اندازی می کند تا بتواند به این سوال پاسخ دهد که چگونه بازی های عکاسانه توانایی حضور در رژیم استتیکی را پیدا می کنند؟ نحوه ی پاسخ دهی به این سوال به واسطه ی نظریات رانسیر در توزیع امرمحسوس و مفهوم بازی شکل گرفته که برای بررسی بهتر از نمونه های پژوهشی در عکاسی ایران استفاده گردیده است. نتایج حاصل در پژوهش را می توان  بدین صورت بیان کرد: در عکاسی، ازآن خودسازی امرپیش پاافتاده را می توان برهم زدن نظم بازنمایانه ی موجود خواند و مفاهیم بازی و توزیع امرمحسوس به یک چیز در دو ساحت مجزا اشاره دارند.
۱۰۳۹.

هویت و مقاومت: تحلیل چیدمان «حکم نوری» مونا حاتوم در پرتو نظریۀ پانوپتیسم فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
چیدمان «حکم نوری» اثر «مونا حاتوم»، هنرمند فلسطینی- بریتانیایی، با بهره گیری از عناصر بصری و نمادین، مفاهیم نظارت، هویت و مقاومت را در بستر تجربه فلسطینی بازنمایی می کند اما تحلیل های مبتنی بر نظریه پانوپتیسم «میشل فوکو» در این اثر محدود است. این پژوهش با هدف تحلیل دقیق عناصر بصری حکم نوری و تبیین نقش آن ها در بازنمایی هویت و مقاومت به سه سؤال پاسخ می دهد: 1) چگونه عناصر بصری و نمادین این چیدمان، مفاهیم هویت و مقاومت را منتقل می کنند؟ 2) چگونه نظریه پانوپتیسم فوکو سازوکارهای نظارت در این اثر را روشن می سازد؟ 3) چگونه تجربه زیسته حاتوم به عنوان یک فلسطینی در تبعید در این اثر بازتاب می شود؟ روش پژوهش تحلیلی- بصری است و داده ها ازطریق تحلیل کیفی عناصر بصری اثر (قفس های مشبک فلزی، نور متحرک، سایه های متغیر) و مطالعه اسناد مرتبط جمع آوری شدند. تجزیه وتحلیل با تلفیق چهارچوب پانوپتیسم فوکو و تفسیر نمادپردازی های بصری انجام شد. نتایج نشان می دهند قفس های مشبک، استعاره ای از حصارهای سرزمین های اشغالی و محدودیت های هویتی و نور متحرک، نمادی از نظارت نظامی فراگیر است. حرکت بیننده میان قفس ها و مواجهه با سایه های پویا، مقاومتی نمادین بازآفرینی می کند که ریشه در تجربه تبعید حاتوم دارد. این چیدمان، هویت فلسطینی را با نقد جهانی ساختارهای قدرت پیوند می دهد و بیننده را به بازاندیشی در شرایط انسانی معاصر ترغیب می کند. این پژوهش بینش نوینی به نقش هنر معاصر در نقد قدرت و بازنمایی مقاومت ارائه می دهد.
۱۰۴۰.

تبیین فرآیند مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی با تأکید بر قابلیت های محیطی؛ نمونه مورد مطالعه: محدوده زندیه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۴۱
کم توجهی به جنبه های بصری مناظر شهری تاریخی منجر شده تا تصاویری مخدوش و ناخوانا از مناظر در ذهن شهروندان ثبت شود؛ بنابراین به فرآیندی برای مدیریت بصری مطلوب مناظر شهری تاریخی نیاز است تا مراحل آن با در نظر داشتن قابلیت های مناظر شهری به طور کامل طی شود. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی مبتنی بر قابلیت های محیطی در نمونه موردمطالعه و تدقیق مراحل انجام مدیریت مطلوب انجام شده است. دلیل انتخاب محدوده زندیه شیراز تغییرات این بخش در فرآیندهای توسعه و ساماندهی های اخیر است. در پاسخ به پرسش های پژوهش که فرآیند مدیریت بصری چه مراحلی دارد و در چه وضعیتی قرار دارد؟ و میزان قابلیت های محیطی در محدوده چقدر است؟ پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و شناسایی قابلیت های محیط، با استفاده از تکنیک «شبکه تصویری»  محدوده موردمطالعه شبکه بندی گردید. در گام بعد در قالب پرسشنامه تصویری از متخصصان خواسته شد تا به هر یک از قابلیت های موجود در این محدوده، متناسب با تصاویر و شناخت قبلی امتیاز دهند. علاوه بر این، وضعیت مراحل مختلف فرآیند مدیریت بصری در شیراز نیز ارزیابی شد. نتایج نشان داد که «چالش های طراحی و برنامه ریزی»، «چالش های مدیریتی» و «چالش های مرتبط با شناخت بستر» سه دسته مشکلات وضعیت فعلی بافت تاریخی شهر شیراز هستند. در فرآیند مدیریت بصری، مراحل «تدوین اهداف حفاظت بصری» و «ساماندهی منظر» از کمترین میزان برخوردار است و دارای اولویت برای اقدام است. در انتها فرآیند مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی قابل کاربست در بافت تاریخی شیراز تبیین گردید و با تأکید بر مرحله چارچوب گذاری و قابلیت های محیطی مشخص شد که پهنه شماره 5 محدوده زندیه (محدوده مجاور مسجد و حمام وکیل) تمامی قابلیت ها را در حد مطلوب دارد و پهنه شماره 2 (محدوده دیوان خانه) از سایر بخش ها امتیاز کمتری را به خود اختصاص داده که نیازمند رسیدگی بیشتر است. نتایج پژوهش حاضر در اتخاذ تصمیمات بهینه و اولویت بندی اقدامات پیشنهادی برای مداخله در محدوده بافت تاریخی کاربرد خواهند داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان