فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۰۰۱ تا ۵٬۰۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
روند رو به افزایش رشد جمعیت، بحران انرژی و رو به اتمام بودن منابع انرژی در کره زمین، همگی هشدارهایی هستند برای تمامی علوم و در تمام زمینه ها و حرفه ها، برای کمک به پایداری وضع موجود. ازآنجایی که مقدار زیادی از مصرف انرژی در دنیا صرف مصارف ساختمانی می گردد و از این میزان مقدار قابل توجهی صرف بار سرمایش و گرمایش و ایجاد آسایش حرارتی در ساختمان می گردد، توجه و مطالعه در این زمینه به شدت موردتوجه می باشد. در این پژوهش با انتخاب یک ساختمان به عنوان نمونه موردی، میزان تابش نور خورشید دریافتی توسط سطوح عمودی، بررسی شده است؛ و در ادامه با استفاده از روش شبیه سازی و نرم افزارهای مرتبط، به طور بی درنگ زاویه های متفاوتی بین صفر تا 180 درجه چرخش برای ساختمان درنظر گرفته شده است تا زاویه قرارگیری ساختمان بهینه گردد. زاویه بهینه به این معنا که کمترین میزان انرژی خورشید در سطوح عمودی دریافت شود و بیشترین میزان سایه اندازی را داشته باشیم. در رابطه با میزان نور خورشید دریافتی در ساختمان و زاویه بهینه پژوهش هایی بالاخص در سال های گذشته انجام شده است که نرم افزار مورداستفاده و نیز اندازه گیری بر روی سطوح عمودی در شهر تهران در این تحقیق، به عنوان نوآوری پژوهش محسوب می گردد. نتایج زاویه بهینه را به همراه نمودارهای تحلیل انرژی ساختمان نمایش می دهد.
بررسی و تبیین نظام کارکرد نشانه ها در خوانش معماری مذهبی دوره زندیه (نمونه موردی: مسجد وکیل شیراز)
منبع:
شهرسازی ایران دوره پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۸
189-211
حوزههای تخصصی:
اهمیت دوره زندیه، روند شکل گیری تاریخ معماری ایران، تا پیش از دوره قاجار، از آنجاست که هنوز هنر و معماری ایران از منابع و پدیده های محیطی چون: عوامل اقلیمی و ریشه های فرهنگی- بومی تاثیر می پذیرفته است. بر این مبنا، این دوره به عنوان آخرین دوره تا پیش از تحولات فرهنگی ایران مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف این تحقیق شناخت جنبه های اثرگذار درون مایه های فرهنگی دوره زندیه در شکل گیری هنر و معماری این دوره با در نظر گرفتن این موضوع که نشانه و نماد گرایی یکی از قدیمی ترین ابزرارهای ارتباطی بین مردم محسوب می شود که شاهد این امر در دوره های مختلف از آغاز شروع تمدن ها و یک جانشینی در اولین سکونت گاهای انسان های اولیه( غارها) تا بنهای مختلف و مدرن امروزی می باشیم.بر اساس دیدگاه و نظریه های خاص موجود در اسلام نماد ها و نشانه ها دارای ویژگی ها و خصوصیات خاص مربوط به خود می باشند که برای به نمایش گذاشتن آنها در آثار معماری از خصوصیات ظاهری و معنوی آنها در قالب تمثیل نیز استفاده می شود. با توجه به قابلیت ها و ظرفیت های معناکاوانه معماری مساجد، با استفاده از روش نشانه شناسی به تحلیل مفاهیم نمادین و معانی روحانی این آثار هنری پرداخته شده است. ماهیت پژوهش از نوع کیفی و روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است و از مطالعات اسنادی و میدانی جهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است. نشانه شناسی نقوش و نگاره های مسجد وکیل حاکی از آن است که در معماری بنا، نگرش قوی عرفانی دوران صفویه با حرکت به سمت محتوای فرهنگ و هنر قومی ساده تر شده و از ذهنیت های طبیعت گرای هنر زندیه ساختار یکدست و ساده شده ای از الگوی معماری مساجد ایرانی را شکل داده است. با بررسی نشانه ها به عنوان یک هنر در دوران زندیه در مسجد وکیل شیراز می توان دریافت که نقوش موجود به سه دسته، نقوش خطاطی، هندسی و گیاهی (انتزاعی و واقع گرا) تقسیم می شوند.
آیکونولوژی شمایل عروسک بومی ایران به مثابه هنری فطری
حوزههای تخصصی:
آثار هنر فطری به طرز خودانگیخته و در جریان عادی زندگی مردم بومی ایجاد شده و بر طبق ذات خود از قواعد شناخته شده تبعیت نمی کنند. عروسک های بومی را می توان از جمله هنرهای فطری به شمار آورد که بر طبق اعتقادات، رسوم و با نمادهایی از فرهنگ منطقه ای خاص به وجود آمده و شباهت فیزیکی با دیگر انواع عروسک ها ندارند. عروسک تکه در منطقه آذربایجان که فرا رسیدن بهار را اعلام می کند نیز از انواع عروسک هایی محسوب می شود که به صورت فطری خلق شده و با توجه به اعقادات و باورها مردم آن منطقه به نمایش درآمده اند. در پژوهش حاضر سعی بر آن است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای به بررسی تاریخی و نمادین عروسک تکه پرداخته و معنای نهفته در آن را بررسی و تحلیل نماید. تحلیل و بررسی انجام شده با استفاده از مطالعات آیکونولوژی صورت گرفته است که توسط اروین پانوفسکی در ابتدای قرن بیستم مطرح شد. با استناد بر این نظریه، تکه در سه سطح پیشاشمایل نگارانه، شمایل نگارانه و شمایل شناسانه بررسی شده است. سطح اول و دوم در مطالعات آیکونولوژیک به ویژگی های ذاتی و فرمی اثر و عواطف سامانبخش موجود در آن می پردازد. در سطح سوم مطالعات شمایل شناسانه، که به تعبیری مهم ترین بخش از این رویکرد است، پیوندهای میان اثر هنری و شرایط فرهنگی و اجتماعی و ادبی سنجیده و بررسی می شود. در عروسک تکه می توان علاوه ارتباط تنگاتنگ با ادبیات، اعتقادات و باورها، فرهنگ و طبیعت مردم آذربایجان، شاهد انطباق این موارد با ویژگیهای بارز هنر فطری بود.
مطالعه آثار نقّاشان معاصر ازغزلیّات شمس بر اساس نظریّه ترامتنیت ژنت (مطالعه موردی: آثار 3 نقّاش از کتاب شمس فرهنگستان)
حوزههای تخصصی:
ادبیات فارسی با مضامین حماسی، عرفانی، عاشقانه و مذهبی، همواره الهام بخش نگارگران ایرانی و منبع آثار بسیاری از تصویرگران و نقاشان بوده است.در این میان اشعار مولانا به عنوان سرآمد عارفان ایران زمین، هرچند که جایگاه ویژه ای در ادبیات کلاسیک داشته اما تا بحال مصوری سازی نشده است.از این جهت فرهنگستان هنر در ابتدای دهه ی گذشته، برای نخستین بار دست به تدوین این اثر ارزشمند زد و مواجهه ی هنرمندِ نقاش با اشعار مولانا را به نمایش گذاشت تا غزلیات این شاعر برجسته به گونه ای تازه و از دریچه ی دیگری بررسی گردد.هدف از مطالعه ی حاضر که با تکیه بر نظریه ی ترامتنیت ژرار ژنت، روابط یک متن با متون پیش از خود را در قالب بیش متنیت، بینامتنیت، سرمتنیت، پیرامتنیت و فرامتنیت مورد بررسی قرار می دهد، تبیین رابطه ترامتنی بین غزلیات شمس و آثار نقاشان کتاب شمس فرهنگستان است. از این رو پرسش اصلی عبارت است از: بازتابِ متونِ کلامی در آثار تصویریِ کتاب شمس فرهنگستان بر اساس نظریه ترامتنیت ژنت چگونه است؟نتایج پژوهش نشان می دهد که متن تصویری از درون متن کلامی بیرون آمده است و متن نخست گاهی به صورت صریح در متن دوم قابل رویت است و گاهی نیز به صورت استعاری و ضمنی،و یا به شکل تراگونی و جانشینی و بیش متنی قابل شناسایی است. در مواردی نیز هنرمندِ نقاش با برقراری رابطه ای طولی به دسته و گونه ی خود، سرمتنیت را نیز برقرار ساخته است. پژوهشِ حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام یافته و داده های آن با جستجو در منابع کتابخانه ای، مشاهده آثار و مصاحبه جمع آوری شده است.
مطالعه اصل ضرباهنگ در زیبایی شناسی فرش ایران، با تکیه بر فرش های منتخب موزه ای از کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارکان حائز اهمیت هنر ایرانی از فرهنگی دینی سرچشمه گرفته و بر اساس مطالعات انجام شده توسط بزرگان و صاحب نظران این عرصه، می توان گفت که این فرهنگ منطبق با اصول زیبایی شناسی اسلامی است. مطالعاتی که کماکان ادامه دارد و بسیاری از نظریه پردازان ایرانی و خارجی، بر این عقیده اند که فرهنگ ایرانی، اصول اسلامی را هنگامی پذیرفت که آن ها را مطابق با فرهنگ خویش دید. هنرهای ایرانی اصولاً در بسیاری از موارد، دارای مفاهیمی مشترک اند که در اکثر هنرهای ایرانی-اسلامی وجود دارد. فرشبافی که مردمی ترین و بومی ترین هنر شهری، عشایری و روستایی است، رابطه مشخصی حتی با موسیقی دارد. برای توضیح بیشتر باید یادآوری کرد اصل «ضرباهنگ» که از اصول زیبایی شناسی اسلامی است، بر «تکرار» استوار است و موسیقی نیز در ساده ترین شکل بیان، به نوعی تکرار اصوات است با حالات مختلف. آنچه در فرش ایرانی نیز حضور آشکاری دارد، تکرار نقش مایه ها با درجات گوناگون است که طرح را می سازند. توجه به این نکات در کنار هم، رغبت به یافتن قاعده تکرار را در وجود هر علاقه مندی افزایش می دهد. زیرا تلاش برای شناخت یک مفهوم هنری، همواره به معنای میل در شریک شدن دنیایی است که هنرمند می آفریند، و تحقیق حاضر نیز کوششی است برای کشف مفاهیم نمادین و البته تنها روزنه ای است به سوی افق بیکران معانی پنهان، در آثار هنری ایران. با این توصیف، می توان گفت که وجود قاعده تکرار در فرش، نشانگر آمیختگی الگوی طراحی فرش ایران با اصل ضرباهنگ است. بدیهی است که این آمیختگی در طراحی دیگر فرش های ایران و حتی خارج از مرزها، ازجمله رقبای او –صرف نظر از مسئله تقلید آنان از طراحی فرش وجود دارد؛ اما در این مقاله تنها برخی از فرش های منطقه کرمان، از منظر گفته شده مورد بررسی قرار می گیرند. بنابراین، با عنایت به موارد ذکرشده پژوهش حاضر تلاش داشته است تا نمونه های قابل مطالعه ای از فرش کرمان را که امروزه نیز زینت بخش موزه های مختلف هستند، از منظر ضرباهنگ هنری، مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. داده های این پژوهش که بر مبنای روش کتابخانه ای گردآوری شده و با روش توصیفی–تحلیلی بررسی گشتند، انواع ضرباهنگ را در این فرش ها، با اتکا بر نمونه های موردی معرفی کرده است. در نهایت، نیز نتایج به دست آمده نشانگر آن بودند که طراحان با درنظرگرفتن نقاط پویا و معیار تکرار، به عنوان یکی از مبناهای اصلی، نقوش را بر بستری ترسیم کرده اند که نظر مخاطب را به دنیای ژرف طبیعت معطوف می دارد و درک این ارزش های زیبایی شناسی و ازجمله اصل ضرباهنگ، در ذهن او وجود نیرویی برتر را تداعی می نماید. در نهایت اینکه تکرار و تکرار نه تنها ملال انگیز نیست بلکه همراه با دو مشخصه تقارن و تباین، در فرش و موسیقی حضور پررنگی یافته اند.
تحلیل شاخص های مؤثر در ساختار تاریخی شهر های معاصر با رویکرد پدافند غیرعامل (نمونه موردی: بافت تاریخی شهر خوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۵ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱۷
25 - 36
حوزههای تخصصی:
بافت های تاریخی و فرسوده به دلایلی از قبیل عدم رعایت نظامات مهندسی، شبکه ارتباطی ناکارآمد، عدم وجود تأسیسات و تجهیزات شهری و عدم رعایت اصول پدافند غیرعامل بیشتر از سایر بافت های شهری در معرض تهدیدات و مخاطرات قرار دارند. ازاین رو بایستی شاخص هایی با رویکرد پدافند غیرعامل تدوین شود تا میزان پایداری ساختار بافت های تاریخی تعیین شود. لذا هدف این تحقیق، تحلیل شاخص های مؤثر در ساختار تاریخی شهر های معاصر با رویکرد پدافند غیرعاملت می باشد. نوع تحقیق، کاربردی و روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی می باشد و گردآوری اطلاعات نیز از طریق مطالعات کتابخانه ای، می دانی و پرسشنامه صورت گرفته است. تعداد 10 معیار و 25 شاخص انتخاب و با استفاده از روشANP تجزیه وتحلیل گردید. نتایج نشان می دهد معیار های توزیع متناسب کاربری های جاذب جمعیت، مقاومت فیزیکی بافت، حرایم مراکز خطرآفرین، ترکیب بافت شهری و کارایی شبکه معابر به ترتیب با امتیاز 0.109،0.189،0.122،0.12 و 0.106 در پهنه اول تأثیرگذاری در بافت های تاریخی و شاخص های همجواری و سازگاری، فضا های موردنیاز امدادرسانی، دسترسی به مراکز امدادی و درمانی و فضا های امن با امتیاز 0.088،0.085،0.078 و 0.065 در پهنه دوم تأثیرگذاری در بافت های تاریخی و شاخص نظام تراکمی با امتیاز 0.038 در پهنه سوم تأثیرگذاری در بافت های تاریخی هستند و در انتها نیز پیشنهاد هایی برای ارتقاء امنیت و ایمنی بافت تاریخی خوی ارائه گردید.
شناسایی پیشران های استراتژیک مؤثر بر فقر جهت توانمندسازی بافت های ناکارآمد نفت شهر آبادان با رویکرد آینده نگاری در افق 1420(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال هفتم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲۲
175 - 211
حوزههای تخصصی:
کاهش فقرشهری در شهر آبادان بدون رویکرد توانمندسازی و شناخت فرصت ها و تهدیدها این مسیر در آینده محقق نخواهد شد. لذا شناسایی پیشران های استراتژیک جهت برنامه ریزی های اصولی برای توانمندسازی ساکنین فقیر بافت های ناکارآمد نفت شهرآبادان در افق 1420 هدف این پژوهش می باشد. روش پژوهش از نوع آینده نگاری استراتژیک می باشد. تکنیک ها و نرم افزارهای مورداستفاده عبارت اند از: پویش محیطی، تحلیل اثرات متقاطع، نظرات خبرگان، نرم افزار Micmac. متغیرهای بخش های عوامل اقتصادی و اجتماعی بیشترین تأثیرگذاری را بر سیستم شکل گیری توانمندسازی فقر بافت های ناکارآمد شهر آبادان داشته اند و ابعاد کالبدی و مدیریتی کمترین درجه تأثیرگذاری را دارا بوده اند. پیشران های استراتژیک شامل ارتقای سرمایه انسانی فقرا، تدوین راهبردهای ملی کاهش فقرشهری، نهادینه سازی مشارکت اجتماعی، کاهش تورم، کاهش فساد، سرمایه گذاری دولت در کاهش فقر و سرمایه گذاری در حوزه مسکن می باشد.
بازخوانی "توت فرنگی های وحشی" (اثر اینگمار برگمان) با تامل بر معرفت النفس حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره اول پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱
91 - 97
حوزههای تخصصی:
این مقاله با بررسی و تحلیل فیلم توت فرنگی های وحشی ساخته اینگمار برگمان فیلمساز فقید سوئدی، که یکی از مهمترین فیلم های هنری تاریخ سینماست، به تشریح این مساله می پردازد که چگونه تمهیدات به کار گرفته شده در ساخت این فیلم، چه از نقطه نظر کارگردانی و چه از نظر نگارش فیلمنامه به خلق معانی ای می پردازد که از نظر مبانی فکری با نظریات ملا صدرا در باب معرفت النفس همخوان می باشند. مساله معرفت النفس، از قدیم الایام در بین حکما و متکلمان و در تمام ادیان مطرح بوده است و به عنوان کلید معرفت حق و آخرت شناخته می شود. در سنت فلسفی–دینی اسلامی، جان آدمی، مستعد دریافت حقایق علمی از مبادی عالیه است. ملاصدرا کوشید تا از قلمروی مفهومی وجود فراتر رفته و با تکیه بر ابعاد معرفت نفس بر عرصه حقیقت عینی وجود نزدیک شود. این مقاله با بررسی روایت و همچنین تصویر سازی های این فیلم استدلال می کند از آنجائیکه برگمان در این فیلم شناختی نسبت به نفس انسان را مطرح می نماید، می توان ابعاد مطروحه در فیلم را با مبانی معرفت النفس ملاصدرا مورد تطبیق قرار داد. مقاله حاضر به طور مشخص به مواردی اشاره دارد که در فیلم می تواند مصداق بحث معرفت النفس ملاصدرا در حکمت متعالیه باشد. این مقاله نتیجه می گیرد که برخی اشتراکات قابل ذکر مابین حکمت صدرایی و فیلم برگمان در حوزه معرفت شناسی نفس وجود دارد.
نقش صحن آفتابگیر در ایجاد خرداقلیم مطلوب در خانه های روستایی مناطق کوهستانی نمونه موردی: روستاهای شمیرانات تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم دی ۱۴۰۱ شماره ۱۱۵
81 - 94
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : بحران انرژی و ضرورت صرفه جویی در مصرف آن، لزوم تجدیدنظر در نحوه ساخت وساز را به یکی از مهمترین اهداف برنامه ریزی و طراحی تبدیل کرده است. این مسئله در روستاها که از منابع کمتری برخوردارند حیاتی تر است. ضرورت بهره مندی از تابش خورشید به عنوان یک راهکار اقلیمی مناسب در روستاهای سرد و کوهستانی، اهمیت فضاهای آفتاب گیر را دوچندان می کند. عنوان «صحن آفتاب گیر» که در این پژوهش معرفی شده است، می تواند بخشی از فضای باز یا نیمه باز در خانه های روستایی باشد که موجب تغییر در خرداقلیم می شود. هدف پژوهش : هدف از این پژوهش بررسی اهمیت صحن آفتاب گیر و چگونگی ایجاد خرداقلیم در خانه های روستاهای کوهستانی است. مهم ترین سؤال این پژوهش این است که نقش صحن آفتاب گیر در خرداقلیم خانه های روستایی کوهستانی چیست؟ و ساخت و سازهای جدید چه عملکردی در این زمینه دارند؟ روش پژوهش : این پژوهش به روش تحلیلی و بر پایه مطالعات میدانی صورت گرفته، جامعه نمونه روستاهای شمیرانات تهران است. به منظور پاسخگویی به مسئله، چند بنای بومی که دارای صحن آفتاب گیر هستند انتخاب شد. ابتدا جهت استفاده از تجربیات ساکنین در مورد اهمیت صحن آفتاب گیر به روش میدانی به گفتگو با آنها پرداخته شد که در این مرحله رضایتمندی و دلایل نارضایتی افراد شناخته شد و در مرحله بعد، راستی آزمایی نتایج به کمک نرم افزار تحلیل و بررسی شد. نتیجه گیری : صحن های آفتاب گیر در جبهه رو به جنوب با هندسه ای محفوظ از سوزبادهای زمستانی نقش بسیار مهمی در ایجاد خرداقلیم مطلوب و صرفه جویی در مصرف انرژی دارند و باید در ساخت و سازهای جدید به حفظ لفاف خورشیدی و پرهیز از ایجاد سایه های ناخواسته توجه شود.
نقش هنرمندان در زمان بحران تاریخی
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۳ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۸
91 - 95
حوزههای تخصصی:
بررسی هنرهای مقدس در طراحی معماری اسلامی
حوزههای تخصصی:
فرهنگ اسلامی یکی از غنی ترین حوزه های فکری بشر در طول تاریخ می باشد که جنبه های مختلف جامعه اسلامی را شکل و سامان داده است. هنر اسلامی از حکمت الهی و معانی عمیق عرفانی تشکیل شده است، چون این هنر ریشه در تفکرات معنوی و الهی دارد. به نظر می رسد معماری اسلامی چهره جمال و حقیقت صورت را؛ در شکل به منصه ظهور می رساند. آن تجلی یقین انسانی در عملکردهای مادی بوده و سرچشمه هایی در درون معمار داشته است. هنر مقدسی اساسی ترین وجه هنر سنتی است که بقای آن مستقیماً در گرو بقای دین است و این پیوند حتی پس از تضعیف و زوال ساختار جامعه سنتی نیز پابرجاست. احکام مقدس تجلی عوالم برتر در عالم نفسانی و مادی هستی است. مبدأ صدور امر مقدس، عالم معنوی است که بالاتر و فراتر از قلمروهای ذهنی یا نفسانی است، چنان که در تعالیم اسلامی اولی مربوط به «روح» و دومی مربوط به «انیت» است. معماری قدسی به عنوان یکی از حاملان اصلی هنرهای معنوی از جایگاه و جایگاه مشخصی در جامعه برخوردار است. سوالات تحقیق بر این قرار هستند که؛ کدام ارزش ها معرف تجلی الهی یا مقدس در معماری هستند و آن را متعالی می کنند؟ هنرهای مقدس و دلایل وجودی آن ها در معماری اسلامی ایرانی چیست؟ بررسی اصول و ویژگی ها، همراه با شناسایی الگوهای سودمند در جایگاه هنر مقدسی، هدف این پژوهش است. روش شناسی این تحقیق عمدتاً مقطعی بوده و اساساً مبتنی بر اسناد و مدارک پیشینه است. همچنین مصاحبه با متخصصان این حوزه نیز به نفع ما بوده است. سؤالی که در صدد یافتن پاسخ آن هستیم این است که کدام ارزش ها و ویژگی ها جلوه الهی بر معماری نهاده و آن را متعالی کرده است. در نتیجه می توان ادعا کرد که همین رابطه انسان، جهان و معماری، ضرورت موعود شناخت معماری اسلامی است.
بازشناسی هنر نقاشی پیکرنگاری درباری از مظفرالدین شاه در دورلأ انتهایی قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پیکره دوره یازدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۰
97 - 115
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: هنر پیکرنگاری درباری از هنرهای اصلی دوره قاجار است که تا دوره مظفرالدین شاه نیز ادامه داشته است برخی از آثار این دوره پیکر نگاره ها، به ویژه پیکرنگاری درباری از مظفرالدین شاه که تا کنون، چندان مورد توجه نبوده اند. محور کار پژوهش حاضر مطالعه هنر نقاشی پیکرنگاری درباری دوره مظفرالدین شاه و بررسی نمونه های متنوع نیم تنه و تمام قد ارائه شده از او است. برهمین اساس در این پژوهش سؤال اصلی پژوهش حاضر به این قرار است: نقاشی های پیکرنگاری دوره مظفرالدین شاه قاجار، دارای چه ویژگی های ساختاری و محتوایی هستند؟هدف: شناخت آثار هنر پیکرنگاری درباری دوره مظفرالدین شاه به صورت نیم تنه و تمام قد از اهداف این پژوهش است.روش پژوهش: پژوهش پیش رو توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از منابع کتابخانه ای و نمونه های تصویری موزه ای صورت گرفته است.یافته ها: پژوهش حاضر نشان می دهد تلفیق هنر و سیاست در نقاشی های دوره مظفرالدین شاه قاجار از طریق به کارگیری نمادهای قدرت در تصاویر، در ادامه سنت های تصویری دوره های قبل است. به کارگیری فراوان نقاشی پیکرنگاری در همه دوران قاجار را می توان تلاشی در جهت مشروعیت بخشیدن به سلطنت دانست، برخی از این نقاشی ها نیم تنه و برخی پیکرنگاری تمام قد هستند و تأثیر عکاسی و طبیعت پردازی واقع گرایانه غربی در نقاشی ها دیده می شود.
بررسی جلوه های زیبایی شناختی و کهن الگویی رمان «بوف کور» صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هجدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
561 - 572
حوزههای تخصصی:
کهن الگوها یا آرکی تایپ ها یا سرنمون ها ، مفاهیمی ازلی ابدی هستند که در ذهن انسان ها قرار دارند و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند. کهن الگوها مصادیقی مانند : عشق ، مرگ ، ترس ، شادی ، قهرمانی ، فداکاری ، راهبری ، کینه ، دشمنی و . . . . را بیان می کنند . اوّلین بار کارل گوستاو یونگ ، به اهمیّت کهن الگوها پی برد و در کتاب هایش به آن ها پرداخت . کهن الگوها نقش مهمّی در ادبیّات و هنر دارند . درواقع ادبیّات و هنر محملی مناسب برای بروز و ظهور و بازآفرینی کهن الگوهاست . این تحقیق به بررسی جلوه های زیبایی شناختی و کهن الگویی رمان بوف کور صادق هدایت می پردازد . بر اساس یافته های این مقاله ، راوی بوف کور نماد کهن الگوی یک قهرمان شکست خورده است . او در وصال با آنیمای خود زن اثیری با ناکامی مواجه می شود . او همچنین درجریان تبدیل «خود» به انسان نوعی ، متوجّه دگرگونی خویشتن در ابعاد روحی و جسمی شده و تجربه از دست دادن نخستین «ابژه عشق» او را دچار نوعی اضطراب با علائم مشخّص می کند و این چنین می شود که در جذب محبّت کهن الگوی مادر و جانشین او عمه ، ننجون نیز ناکام می ماند . او داستان زندگی خود را می نویسد تا سایه اش را بشناسد و در پایان متوجّه می شود که سایه او ، همان پیرمرد خنزرپنزری است . به طور کلی در این اثر از 7 نماد و جلوه کهن الگویی استفاده شده است . روش پژوهش در این جستار ، تحلیلی توصیفی است .اهداف پژوهش:بررسی و تحلیل کارکرد کهن الگوها در داستان بوف کور صادق هدایت.بررسی زیبایی شاختی و کهن الگوهای پرکاربرد در داستان بوف کور صادق هدایت.سوالات پژوهش:کهن الگوها در داستان بوف کور صادق هدایت چه نمود و جلوه ای دارند؟کدام کهن الگوها در داستان بوف کور صادق هدایت، نقش و بازتاب بیش تری دارند؟
زمان روایی و عناصر توصیفی در رمان عالَمٌ بِلا خرائط جبرا ابراهیم جبرا و عبدالرحمن منیف بر اساس نظریه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هجدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
715 - 739
حوزههای تخصصی:
زمان ازجمله عناصری هست که تأثیر شگرفی بر کلیت فضای روایی داستان ها می گذارد. ژرار ژنت نظریه پرداز فرانسوی عنصر زمان را از مؤلفه های اصلی پیشبرد هر روایت می داند و آن را به دو نوعِ زمان دال (مقدار زمان خوانش متن) و زمان مدلول (مقدار زمان رخدادهای داستان) تقسیم می کند و میان آن دو، سه سطح نظم و تداوم و بسامد را مطرح می کند. رمان «عالم بلاخرائط» محصول مشترک دو رمان نویس بزرگ جهان عرب، جبرا ابراهیم جبرا و عبدالرحمن منیف است که با تمی اجتماعی، تصویری از جوامع عربی را در سال 1979م ارائه داده است. یکی از ویژگی های برجسته این رمان کاربرد عنصر زمان با انواع و سطوح مختلف آن است که پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی و تحلیلی، با استناد به الگوی ساختاری ژنت در پی بررسی دقیق آن بر آمده است. رهیافت این جستار حاکی از آن است که روایت در سرتاسر رمان با سیر نابهنگام خود، به شیوه خاطره گویی راوی (علاء الدین) نقل شده است، اما در دل همین گذشته نگری ها، آینده نگری هایی نیز به چشم می خورد که با پیچیدگی روایی خاصی در همان قالب گذشته نگری، روایت شده است. بارز ترین آینده نگری ها، پیشگویی های فال گیرانه شخصیت فرعی داستان (عمه نصرت) است که از سرنوشت شخص یّت ه ای رمان پ رده بر م ی دارد. تداوم این رمان 383 صفحه ای که شامل زمان تقویمی شش ماهه است، به سبب کاربرد درنگ های توصیفی فراوان، با شتاب منفی کل متن همراه است. کارکرد انواع بسامدها در این رمان به میزان چشمگیری متداول است، امّا بسامد مفرد از نوع معمول بیشترین کاربرد را دارد.اهداف پژوهش:بررسی ظرفیت های ادبی-روایی عنصر زمان در رمان عالم بلا خرائط.بررسی نقش هر یک در روایت داستان و معرّفی و تحلیل شخصیّت های آن.سؤالات پژوهش:جبرا ابراهیم جبرا و عبدالرحمن منیف تا چه حدّی توانسته اند از ظرفیت های ادبی-روایی عنصر زمان در رمان عالم بلا خرائط بهره مند گردند؟انواع مؤلفه های زمان و نقش هر یک در روایت داستان و معرّفی و تحلیل شخصیّت های آن چیست؟
تحلیل عناصر تصویری نقاشی های منتخب از صادق تبریزی با رویکرد نشانه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکتب نقاشی سقاخانه جریان هنری بود که در دهه ی 1340 شمسی با استفاده از عناصر شکل از هنر مدرن و برخی از عناصر سنتی- مذهبی و باستانی در ایران شکل گرفت. نقاشان سقاخانه در تلاش بودند که به آثار خود هویتی قومی-ایرانی بدهند. هنرمندان منتسب به این جنبش ضمن ارج نهادن به عناصر تصویری کهن، آثاری پدید آوردند که به دنبال تفاوت در هنر خود بودند. پس با استفاده از هنر کهن، ارتباطی میان هنر مدرن و هنر سنتی برقرار کردند. آن چه در بررسی آثار سقاخانه ای بیشتر دیده می شود عناصر تصویری-نشانه ای هستند که از مضامین و مبانی فکری عمیقی ناشی می شوند. در علم نشانه شناسی به بررسی انواع نشانه ها و قواعد و مبانی فکری پرداخته می شود. همچنین در این علم به تشریح رمزگان نشانه شناسی تصویری و نوشتاری در آثار صادق تبریزی با توجه به هم سو بودن آثارش با اهداف این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین این تحقیق در تلاش است ضمن معرفی و شناسایی آثار این هنرمند، به وارسی ویژگی های عناصر تصویری در نقاشی های ایشان بپردازد و همچنین ساختار و مضامین این عناصر تصویری را با رویکرد نشانه شناختی مورد تشریح قرار دهد. لذا دو سوال اساسی در این تحقیق مطرح است: عناصر تصویری در آثار صادق تبریزی واجد چه مؤلفه های بصری است؟ این عناصر از چه نوع ساختار نشانه ای برخوردارند، به عبارتی عملکرد رویکرد نشانه شناختی در آثار منتخب چگونه است؟ این تفحص به شیوه ی توصیفی-تحلیلی با روش کیفی می باشد و همچنین گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و اینترنتی انجام شده است. برآیند پژوهش نشان داد؛ در آثار صادق تبریزی نشانه های تصویری در شش دسته طبقه بندی می شوند. به طور کلی عناصر تصویری بیشتر به صورت نمایه ای و نمادین می باشد. بیشترین حجم عناصر تصویری از نوع نمادین-شمایلی بوده و از نشانه فیگوراتیو و انتزاعی ناشبیه ساز تشکیل شده است و کمترین نشانه طبیعت گرایانه می باشد. در نمونه های مطالعاتی وجوه اشتراک بین نشانه های تصویری و نیز تقسیمات نشانه شناسی مفاهیم بسیار مشاهده شده است. نقوش نوشتاری، در آثار تبریزی از جایگاه خاصی برخوردار است که با مضامین دینی و معنوی و با خط ثلث ایرانی توأم شده است. از این نقوش در تمامی آثار مشاهده شده است. نقوش گیاهی بیشتر به صورت نمادین و نقوش انسانی و جانوری بیشتر به صورت شمایلی قابل رویت است.
طراحی یکپارچه سایبان های پوسته جنوبی ساختمان خوابگاهی در شهر تهران؛ بررسی چندجانبه سرمایش، گرمایش، روشنایی و برداشت آب باران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
63 - 74
حوزههای تخصصی:
یافتن متوازن ترین گزینه طراحی ضمن در نظر گرفتن چندین عملکرد، مسأله این پژوهش است که می تواند در فرآیند طراحی یکپارچه تحقق یابد. بنابراین هدف این مطالعه راه اندازی یک فرآیند طراحی یکپارچه است که در روند آن به جنبه های سرمایش، گرمایش، روشنایی و برداشت آب باران در خصوص طراحی سایبان های جنوبی یک ساختمان خوابگاهی مرسوم پرداخته شود و نهایتاً متوازن ترین گزینه که جوانب نام برده را به تعادلی نسبی می رساند، توسط معمار انتخاب شود. برای تحقق این مهم، از روش شبیه سازی و نرم افزار انرژی پلاس با رویکردی کمی، ابتدا رفتار حرارتی، برودتی و روشنایی موردها بررسی شده و سپس در بخش توسعه، توانمندی بهره وری از سامانه فوتولتائیک و جمع آوری آب باران به صورت متغیری مستقل واکاوی شده است. از شش گزینه طراحی، نمونه سایبانی که با منطق حداکثر سایه اندازی در روز-طرح تابستان دارای 35درجه شیب با عمق 65سانتی متر بوده و پیش آمدگی های شرقی-غربی مثلثی داشته؛ عملکرد به نسبت بهینه تری را در کسب نورِروز مفید و کاهش بار سرمایشی دارد. به علاوه مستعدترین هندسه را به لحاظ جذب تابش خورشید برای تولید برق و نیز جمع آوری آب باران دارد. اگرچه بارگرمایشی این نمونه نسبتاً بالا گزارش شده اما باتوجه به چالش شهر موردمطالعه(تهران) در تأمین انرژی سرمایشی، می توان اذعان داشت در مقایسه با دیگر گزینه ها ضمن درنظرگیری جوانب نام برده در خلال یک فرآیند یکپارچه، متوازن ترین پاسخ در چندین بُعد است.
مطالعه تطبیقی نگاره های ابراهیم(ع) در آتش با روایات و تفاسیر قرآن از عصر ایلخانی تا صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۳
5 - 21
حوزههای تخصصی:
معجزات پیامبران یکی از موضوعات مذهبی است که بخشی از مباحث قرآنی را به خود اختصاص داده و در سوره های متعددی از آن ها سخن به میان رفته است. در این میان معجزه سرد و سلامت شدن آتش برای حضرت ابراهیم(ع) از مواردی است که مکرراً در متون دینی و تاریخی ذکر شده و در ادوار مختلف هنر ایران دوره اسلامی مورد توجه نقاشان و حاکمان وقت قرار گرفته است. این پژوهش با اهداف، شناسایی نگاره هایی که انطباق بیشتری با روایات قرآن کریم دارند و پی بردن به میزان تطابق مضمون و محتوای روایت معجزه سرد و سلامت شدن آتش برای حضرت ابراهیم(ع) با نگاره های معجزه ایشان، انجام گرفته است. از این رو، این نگاره ها را از نظر عناصر تصویری با روایات قرآنی مورد مطالعه قرار می دهد. در واقع میزان مطابقت نگاره های معجزه سرد و سلامت شدن آتش برای حضرت ابراهیم(ع) با روایات قرآن کریم و متون تفسیری مورد بررسی قرار می گیرد. سوالات این تحقیق عبارتند از: 1- این نگارگران تا چه میزان در بیان تصویری معجزه، به روایت اصلی آن یعنی قرآن کریم وفادار مانده اند؟ 2- گفتمان فرهنگی و هنری حاکم بر آن دوره، با نگاره های معجزه سرد و سلامت شدن آتش برای حضرت ابراهیم(ع) چه رابطه ای دارد؟این تحقیق به روش توصیفی، تطبیقی و تحلیلی انجام شده و اطلاعات و نمونه های مطالعاتی با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی گردآوری شده است. با مطالعه و تحلیل محتوایی این نگاره ها می توان پی برد که معجزه به تصویر درآمده از حضرت ابراهیم با توجه به عناصر تصویری به کار رفته در نگاره ها، روایت و مضمون نگاره های مورد مطالعه، گاه مانند قرآن و متون تفسیری، تصویر شده است و گاه دارای تفاوت های موردی با متون تفسیری هستند. نگارگران به فراخور بینش و دریافت خویش، عناصر تصویری را در نگاره های خود رقم زده اند و حاکمان در جهت مشروعیت بخشیدن به حاکمیت خود از آن بهره برده اند.
مطالعه تطبیقی ساختار وتزیینات کتیبه خط کوفی مورق مسجد جامع و مسجد حیدریه قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۳
23 - 43
حوزههای تخصصی:
خط کوفی تزیینی یکی از کهن ترین خطوط در کتیبه های معماری و بنای اسلامی به شمار می آید. ظرافت و زیبایی خط کوفی تزیینی را می توان در کتیبه های ایرانی به ویژه مسجد حیدریه و جامع قزوین مربوط به دوره سلجوقی جستجو کرد. هدف اصلی مقاله حاضر شناسایی و استخراج تمام حروف کتیبه برای بررسی ویژگی های ساختاری و تزیینی از نظر تشابه و تفاوت است. سؤال های تحقیق آن است که تشابهات و تمایزهای بین ساختار نوشتاری، هندسی و تزیین گیاهی خط کوفی مسجد حیدریه و جامع قزوین به چه صورت هایی نمودار گشته است؟ آیا خطوط کوفی آمده درکتیبه های مساجدجامع و حیدریه قزوین از لحاظ ساختاری و تزیین از یکدیگر تأثیر پذیری داشته اند؟ روش پژوهش براساس توصیفی-تحلیلی ومبنای گردآوری کتابخانه ای، مشاهدات میدانی و بازدید می باشد. یافته های تحقیق نشان دهنده وجود اشتراکات ساختار نوشتاری و تزیین گیاهی در هر دوکتیبه است؛ به دلیل این که مسجد حیدریه بر اساس فاصله زمانی بعد از مسجد جامع ساخته شده است تا حدودی از لحاظ ساختار و تزیین از این کتیبه تأثیرپذیری داشته است،کتیبه حیدریه علاوه بر ساختار نوشتاری و گیاهی از ساختار هندسی نیز بهره جسته و پا را فراتر نموده و ساختاری نوین با شاخصه هایی، زیبایی را با ورود حرکت مورب حروف در کتیبه و ترسیم تزیینیِ گره های هندسی و گره اتصال، تکامل و پیشرفت نوینی ازساختارخط کوفی ایرانی را معرفی می نماید. به دلیل قدرت بیانی در ساختار بنا نوعی استحکام، انسجام و تعادل با فضای معماری این دو بنا برقرار شده است و همین ویژگی ها می تواند به عنوان نمونه ای شاخص برای طراحان گرافیک در زمینه طراحی حروف، الگویی برای تجربیات نوین مورد بهره برداری قرار گیرد.
نگاهی بر مفهوم عشق در جمالشناسی سهروردی
حوزههای تخصصی:
حکمت اشراق سهروردی با دربرداشتن مفاهیم ایرانی-اسالمی، میتواند مبنایی برای بررسی مباحث حکمی در هنرهای سنتی باشد. از آنجا
که حکمای اسالمی بحثی اخص درباب زیبایی نداشته اند، ولی شأن وجودشناختی و حیث معرفتی زیبایی به مثابه یک مفهوم و امر زیبا به
عنوان وجه تحققی آن، زمینههای تأمالت زیباشناختی در این باب را براساس مفاهیم حکمت اشراق فراهم آورده است. بهرغم گسستهای
تاریخی و نفوذ فرهنگهای بیگانه، تحوالت موسیقی سنتی ایران از پیوستگی و تداوم نسبی برخوردار بوده است و وجوه اشتراکات صوری و
مضمونی فراوانی در آثار دورههای مختلف، خصوصاً سالهای بعد از انقالب اسالمی مشاهده میشود. هدف از انجام این تحقیق، پاسخ به این
پرسش بود که مؤلفههای زیباییشناسی حکمت اشراق چیستند و چگونه در تحلیل آثار موسیقی ایرانی مورد استفاده قرار میگیرند؟ روش
انجام این تحقیق از منظر هدف، کاربردی-نظری و از منظر شیوه انجام، توصیفی-تحلیلی بود و اطالعات نیز به شیوه کتابخانهای به دست
آمد. نتایج نشان میدهند آهنگسازی در موسیقی ایرانی با فرض وجود عشق، حسن و حزن در روح این موسیقی همواره نیاز به نوعی سلوک
عرفانی داشته و مفاهیمی چون کثرت در وحدت، سلسلهمراتب، غایتگرایی، نمادپردازی و ... میتوانند مبنایی برای تحلیل آثار موسیقی
سنتی ایران باشند.
تبیین انگاشت تاب آوری فضایی در طراحی شهری: یک مرور نظام مند کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم تیر ۱۴۰۱ شماره ۱۰۹
69 - 80
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : در پاسخ به طیف گسترد ه ای از چالش ها و معضلات ناشی از تغییرات اجتماعی و اقتصادی، تاب آوری فضایی به عنوان نظریه متأخر تاب آوری شهری، هم در حوزه نظری و هم حوزه عملی در حال توسعه و مفهوم سازی است. با این وجود، دلالت های مفهومی تاب آوری فضایی به ویژه در حوزه طراحی شهری هنوز به طور مشخص تبیین نشده است و مفاهیم آن در سایر حوزه ها به طور پراکند ه ای در حوزه طراحی شهری به کار رفته است. هدف پژوهش : تاب آوری فضایی از بسیاری ابعاد بیانگر یک رویکرد گفتمانی نوین و چند بعدی در نسبت با تاب آوری شهری با تمرکز بر مکان است، جایی که سیستم شهری در مواجهه با تغییرات، ویژگی های تطبیق پذیری و تغییرپذیری را تولید و بازتولید می کند. این مقاله بنا دارد فصل مشترک های مفهومی و متقنی را برای فضایی بودن تاب آوری فراهم کند. هدف این مقاله تعریف چارچوب مفهومی تاب آوری فضایی در حوزه طراحی شهری و بینش های تأثیرگذار و کلیدی آن است. روش پژوهش : این پژوهش بر اساس چارچوب مفهومی مکان تاب آور (RPA) مطالعات تاب آوری فضایی را بررسی کرده است. در این پژوهش بررسی نظام مند تاب آوری فضایی تحقق یافته و در چهار مرحله از طریق جستجوی واژه «تاب آوری فضایی» در پایگاه داده اسکوپوس از سال 1973 تا آوریل 2020 انجام شده است. نهایتاً 14 مقاله برای تحلیل محتوا انتخاب شدند. نتیجه گیری : فضایی بودن تاب آوری بر جنبه های مکانی و محلی سیستم شهری و یکپارچگی آن با مقیاس های فراتر تأکید دارد. تعاملات و تبادلات درون مقیاسی و بین مقیاس ها، تطبیق پذیری و تغییرپذیری، نوآوری و خلاقیت، هم تکامل بودن و هویت مکان از ویژگی ها و جنبه های پنج گانه تأثیرگذار تاب آوری فضایی است. تاب آوری فضایی ورای تاب آوری سنتی با رویکرد مهندسی، برای یکپارچه سازی و هم پیوندی سیاست های تاب آوری با دیگر سیاست ها و برنامه ها که بر ماهیت مکان ها و چگونگی عملکرد آن ها تأثیرگذارند اهمیت قائل است.