فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۴۱ تا ۴٬۹۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پروژه های حوزه ساخت اخیراً دوباره کاری ها و تغییرات ناخواسته ی قابل توجهی در مرحله اجرا تجربه کرده اند که تاثیر منفی بر عملکرد پروژه می گذارد. بررسی دوباره کاری ها در حوزه صنعت ساخت و عوامل موثر بر آنها نشان می دهد که بخش قابل توجهی از تغییرات ناخواسته و منازعات ناشی از آن در پروژه ها به دلیل عدم هماهنگی مناسب بین ذینفعان پروژه، ارتباطات ناکارآمد و یا با تاخیر بین طرف های پروژه و شکست در تشریح الزامات تحویل و به طورکلی مدیریت سطح مشترک ضعیف و عدم هماهنگی بین شرکت کنندگان مختلف پروژه می باشد که به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم بر عملکرد پروژه تاثیر می گذارند و دوباره کاری ها را ایجاد می کنند. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش بررسی نقش بهره گیری از مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری ها در پروژه های ساخت می باشد ، که برای نیل به این هدف به شناسایی علل اصلی دوباره کاری ها در این پروژه ها پرداخته شده است تا با کمک آنها بتوان تاثیر بهره گیری از مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری ها و درنتیجه بهبود عملکرد پروژه را مشخص کرد. روش پژوهش: در این مقاله به بررسی تاثیر بکارگیری مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری های پروژه های ساخت پرداخته شده است, بنابراین ابتدا با مرور مبانی نظری, فرضیه های پژوهش نوشته شد و سپس با استفاده از پرسش نامه, داده ها جمع آوری شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دست اندرکاران صنعت ساخت ازجمله مجموعه کارفرمایان، مشاوران و پیمانکاران است. از این جامعه آماری, 291 نمونه آماری به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. پژوهش حاضر کاربردی و روش پژوهش, توصیفی از نوع پیمایشی بوده که اطلاعات به روش میدانی جمع آوری و برای تحلیل داده ها از آزمون دوجمله ای استفاده شده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که شناسایی سطوح مشترک و مدیرت آنها در پروژه های ساخت می تواند با اثرگذاری بر مولفه های اصلی بروز دوباره کاری ها باعث کاهش اتلافات ناشی از آن در حوزه صنعت ساخت شود.
چالش مفهوم «موسیقی دستگاهی» در مطالعات زیبایی شناختیِ موسیقی ایران
حوزههای تخصصی:
مفهوم موسیقی دستگاهی در مواردی به سوی مفهوم موسیقی کلاسیک ایرانی میل کرده و در مواردی حتی متقابل با آن نیز
نشانه شناسی هویّت ایرانی در طراحی گرافیک و عنوان بندی فیلم (مطالعه موردی: فیلم جعفرخان از فرنگ برگشته، سال ۱۳۶۶ ه.ش)
حوزههای تخصصی:
به علت اجتماعی بودن موجودیت انسان، هویت اجتماعی و عوامل فرهنگی یکی از مؤلفه های تأثیرگذار در زندگی اوست. هنر، آن زمان که پیوندهای عمیق فرهنگی و آشنایی با ریشه های وجودی جامعه شکل گرفته باشد، می تواند هویت یک ملت را نشان دهد. باتوجه به اهمیت کاربرد هویت ملی در عنوان بندی فیلم های ایرانی، پژوهش پیشرو قصد دارد به شناخت عناصر بصری و نشانه شناسی تصویری و نوشتاری مرتبط با اندیشه ایرانی در عنوان بندی یکی از فیلم های مطرح بپردازد و با بهره گیری از نظریه نشانه شناسی پیرس و روش تحقیق توصیفی - تحلیلی، بر این موضوع تأکید نماید. موردمطالعه، تیتراژ فیلم «جعفرخان از فرنگ برگشته» محصول سال ۱۳۶۶ ه.ش است که به دلیل وجود تصاویر و نشانه های مرتبط با گرافیک ایرانی دارای اهمیت است. در بخش تحلیل بصری، عنوان بندی به ۳۴ پلان تقسیم و ترکیب رنگی هر نما مشخص گردیده است. پس از آن، معنا و مفاهیم نشانه ها در جدول ارائه شده است و تصاویری که از نمودهای نقوش، وسایل و آداب ایرانی برخوردار بودند، نمایش داده شده است. نتایج حاصل از این پژوهش بدین شرح است که: در تصاویر و ترکیب بندی ها فقط به نقوش ایرانی بسنده نکرده است؛ بلکه اندیشه ایرانی را به نمایش گذاشته است. بسیاری از نشانه ها با بیان ضمنی، به صورت غیرمستقیم و گاهی با ایهام به انتقال پیام پرداخته است. دقیقاً مانند هنرمندان قدیم ایرانی که همیشه به صورت غیرمستقیم پیام را به مخاطب خود منتقل می کردند. رنگ ها همچنین دارای بیان مفهومی و نمادین هستند. تنوع تکنیک و تصویرسازی و استفاده از گرافیک متحرک این تیتراژ در زمان خود نوآور بوده است.
بازشناسی ریشه های تزئینات گچ بری خانه های چهارصفه روستای دوسیران (استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۳
157 - 171
حوزههای تخصصی:
معماری خانه های روستاهای ایران حاوی انگاره هایی است که به ریشه های تاریخی آن ها اشاره دارد. یکی از این انگاره ها، تزئینات داخلی آن هاست. در این تحقیق پس از معرفی خانه های چهارصفه با قدمت دوره ایلخانی در روستای تاریخی و هدف گردشگری دوسیران، از توابع شهرستان کوه چنار در استان فارس، به مطالعه تزئینات گچبری آن ها پرداخته می شود. نگارندگان بر این عقیده اند که تزئینات خانه های تاریخی دوسیران، علی رغم قرارگیری در منطقه ای روستایی که کم تر مورد توجه بوده؛ ویژگی های بارز گچ بری ابنیه های فاخر ایلخانی و برخی خصوصیات قابل ملاحضه گچ بری اواخر ساسانی و اوایل دوران اسلامی را داراست و سیر تاریخی هنر گچ بری کشور را به طور قوی نشان می دهد. لذا نگارندگان با هدف ریشه شناسی این تزئینات و گرایش های زمینه ساز ساخت آن ها، به مطالعه و بررسی کالبد و موتیف های تزئینات نام برده و پیشینه به کارگیری این موتیف ها در تاریخ گچ بری کشور پرداخته اند. سوال های تحقیق عبارتند از: 1- الگو و سازماندهی هندسی کتیبه های چهارصفه های دوسیران به چه شکلی است؟ و 2- تزئینات گچ بری چهارصفه های روستای دوسیران ریشه در چه دورانی دارد؟. روش تحقیق تفسیری- تاریخی است. داده های تحقیق از طریق پیمایش میدانی و اسناد کتابخانه ای به دست آمده است. ابزار تحقیق نیز استنتاج منطقی و مقایسه تطبیقی است. نتایج نشان داد کتیبه های موردمطالعه به سه گونه مستطیل ساده سطربندی شده، مستطیل عمودی دارای طاق نما و مربع های انتظام یافته براساس قطرهایشان، تقسیم می شوند. این کتیبه ها موتیف های مشابه گچ بری اواخر دوران ساسانی تا اوایل دوره اسلامی و ویژگی های شاخص گچ بری ایلخانی نظیر: کاربرد شکل طبیعی گیاهان، نقوش پالمت و انار، تکنیک لانه زنبوری، گره هندسی به عنوان تزئین، مقرنس گچی، خط ثلث، نقش روزت و شاه عباسی و... را دارند و در آن واحد تداوم و تفاوت های هنری دوران مختلف بازه زمانی نام برده را به خوبی نشان می دهند.
بررسی و تبیین عوامل مؤثر بر شکلگیری نقشۀ ذهنی کاربران در ترمینال های مسافربری (نمونۀ مورد مطالعه: ترمینال فرودگاه بین المللی امام خمینی (ره))(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره سوم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۱
18 - 29
حوزههای تخصصی:
شناخت محیط به عنوان عامل تأثیر گذار بر کیفیت تصویر ذهنی، در مسیریابی کاربران ترمینال های فرودگاهی، نقشی بسزا ایفا می کند. با این وجود کم توجهی به مؤلفه های مؤثر بر کیفیت ادراک کاربران، در طراحی فضاهای مذکور، موجب کاهش ارتباط کاربران با این فضاها شده است. این پژوهش در راستای پاسخ به این سؤال شکل گرفته که میزان اثربخشی مؤلفه های تصویر ذهنی و نقشه های شناختی در مسیریابی بهینه کاربران فضاهای ترمینال های فرودگاهی به چه اندازه است. سنجش نوع و میزان اثر ارتباط میان این مؤلفه ها در کیفیت مسیریابی کاربرانِ فضاهای مذکور سؤال دیگر این تحقیق بوده است. تبیین مؤلفه های مؤثر بر ایجاد و تقویت تصویر ذهنی با تمرکز بر افزایش کیفیت کاربری، هدف اصلی تحقیق بوده و ایجاد سهولت در مسیریابی فضاهای جمعی از دیگر اهداف آن به شمار می آید. به منظور دستیابی به اهداف تحقیق، از راهبرد کمّی با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و میدانی بهره گرفته شده است. داده های کیفی بر پایه مطالعه منابع مکتوب پیرامون ادراک محیط، تصاویر ذهنی و نقشه های شناختی جمع آوری شده و اطلاعات کمی مبتنی بر پیمایش میدانی با استفاده از ابزار پرسش نامه در محدوده مکانی مورد مطالعه به دست آمده است. یافته های استنباطی پژوهش حاکی از آن است که در رتبه بندی، تأثیر عوامل کالبدی، خوانایی، جست وجوی معنی و جذابیت به ترتیب از بیشترین میزان اثربخشی در شکل گیری نقشه ذهنی برخوردار بوده اند.
الگوهای معراج نگاری در عصر ایلخانی و تیموری بازخوانی الگوی بصری معراج به وساطت عنصر «زمین» و «براق» با اتکا به متون معراجیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«حدیث» را اگرچه می توان پایه سنت معراج نامه دانست، این سنت در متون تفسیری بارور شد و بعدتر در متون مستقل منثور و نیز مقدمه های منظوم ادامه یافت. در مقابلِ سنتِ بالنسبه روشن متون معراجیه، سرآغازِ تاریخِ نگاره های معراج معلوم نیست. آنچنان که مشهور است قدیمی ترین معراج نگاره های ایرانی اسلامی، بازمانده عصر مغول هستند؛ نیز یکی از دو نمونه سلسله نگاره ای معراج (منسوب به احمدموسی) متعلق به همین عصر دانسته می شود اما تا امروز متن قابل استناد نگارگران، به طور متقن، شناخته نشده است. شناختی که در معراج نگاره های متأخری که برای منظومه ها ساخته شده، روشن تر است. متن حاضر با فرض گرفتن ارتباط میان متون و تصاویر معراجیه ها، تلاش داشت با اتکا به روایت های مختلف معراج در هر دوره، به دسته بندی معراج نگاره های متقدم بپردازد و الگوهای بصری نگاره های معراج را تبیین کند تا پاسخی برای این پرسش که «چه ارتباطی میان الگوهای روایی و الگوهای بصری معراج وجود دارد؟» به دست دهد. در این راستا، در کنار «براق» (از اصلی ترین عناصر معراج)، از عنصر «زمین» که عنصری غیرضروری در روایت عمومی معراج می نمایاند، در مقام «راهنما» استفاده شد که به ایجاد سه الگوی بصری معراج برای نگاره های قرن هشتم و نهم انجامید؛ الگوهایی که هریک، رویکرد متفاوتی نسبت به نقش کردن عنصر زمین (خاک، ساختمان و...) اخذ کرده بودند. برای روشن تر شدن دلایل خلق این الگوهای بصری، به متون منثور معراج رجوع شد تا ضمن یافتن الگوهای روایی معراج، از شباهت های موجود در الگوهای بصری و روایی اطلاع حاصل شود. در نهایت، استناد به عنصر زمین در این دو نوع رفتار (متنی و تصویری)، توانست سه الگوی بصری معراج نگاره ها را معنادار سازد. در این سه الگو، دسته ای از نگارگران به زمین نقشی محوری در نمایش معراج بخشیده اند، دسته ای زمین را حذف کرده و در نهایت معراج نگارانی نیز اگرچه زمین یا نشانه های زمینی را تصویر کرده اند، رفتاری مغایر با نص معراج داشته اند. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای شکل گرفته است.
توسعه شهری و افت تراز آب در آبخوان ها؛ رویکرد طراحی شهری حساس به آب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
139-155
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: آب به عنوان پرحجم ترین کالای ورودی به شهرها و چرخه آبی به عنوان بخشی از طبیعت واقع در جغرافیای شهری، بیشترین تأثیر را از توسعه شهری در بین دیگر منابع طبیعی دریافت کردند. با توجه به رشد و توسعه شهرها و افزایش نیاز آبی متناسب با آن، افت کمی و کیفی منابع آبی شدت بیشتری گرفته است. از نتایج توسعه شهری غیرقابل نفوذ نمودن سطوح در مناطق شهری همزمان با برداشت بی رویه از آب زیرزمینی بخصوص در مناطق خشک و نیمه خشک است. این مساله منجر به مشکلاتی همانند فرونشست زمین شده است. هدف: نظر به مشکلات عدیده مرتبط با مشکلات آب زیرزمینی در کشورهای خشک و نیمه خشک و اهمیت حفظ و کنترل این منابع حیاتی، هدف از این پژوهش استفاده از رویکرد مبتنی بر طراحی شهری حساس به آب برای کنترل افت تراز آبخوان در محدوده های شهری است. روش: با استفاده از یک شبیه سازی فیزیکی-رفتاری در یک محیط شهری از ابزارهای مبتنی بر طراحی شهری حساس به آب همانند آسفالت نفوذپذیر، تالاب مصنوعی و سدهای لاستیکی برای تغذیه آبخوان در یک محدوده شهری و افزایش نفوذپذیری زمین استفاده خواهد شد. وضعیت کمی آبخوان کن در غرب تهران به عنوان مطالعه موردی مطالعه شده است. یافته ها: توسعه فعلی شهر تهران و افت تراز آبخوان با شرایط فعلی مشکلات جدی را برای آبخوان ایجاد خواهد کرد. با توجه به برداشت های آب برای کاربری های متنوع در محدوده مطالعاتی غرب تهران و نفوذناپذیر شدن اراضی شهری، استفاده از ابزار طراحی شهری حساس به آب می تواند برای کنترل افت آبخوان در محدوده مطالعاتی مؤثر باشد. نتیجه گیری: روش ارائه شده از منظر طراحی شهری حساس به آب در کنترل افت تراز آب زیرزمینی مؤثر است ولیکن با توجه به مصارف آبی در این محدوده و شرایط مرتبط با فرونشست زمین به دلیل افت تراز آبخوان، استفاده از رویکردهای غیرسازه ای در کنار رویکردهای سازه ای ضروری است.
بررسی مفاهیم به کاررفته در نگاره مکتب خانه لیلی و مجنون با رویکرد اسطوره سنجی ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارگری ایرانی- اسلامی با زبان نمادین همواره با مفاهیم اسلامی، حکمی و ادبی نمود یافته است. از جمله نمودهای تصویری در هنرهای ایرانی و به ویژه نگارگری نقش مایه قندیل است. به تصویر کشیدن قندیل در نگارگری ایرانی بازتابی از تفکر دینی، ادبی و حکمی آنان در جهت رساندن مفهوم و باورهای عمیق فکری می باشد. هدف از این پژوهش بررسی مفهوم نمادین نقش مایه قندیل در فرهنگ و هنر ایرانی- اسلامی است که با تامل در مفهوم نمادها در هنر ایرانی- اسلامی و با استفاده از رویکرد اسطوره سنجی ژیلبر دوران انجام یافته است. در این راستا نگاره ای از کتاب لیلی و مجنون مکتبی با رویکرد ژیلبر دوران در مورد اسطوره سنجی و مفاهیم مرتبط با نمادها مورد مطالعه قرار گرفته است. پاسخ به این سوالات ضروری می نماید که نماد قندیل در فرهنگ و هنر اسلامی- ایرانی چه مفهوم و کاربردی داشته ؟ نقش مایه قندیل در نگاره مکتب خانه چه مفهوم نمادین در ارتباط با سایر عناصر و مفاهیم نمادین نگاره دارد؟ این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی و به روش کتابخانه انجام یافته است. بررسی های انجام یافته حاکی از آن است که نقش مایه های نمادین برخاسته از کهن الگوها بیانگر مضامین حکمی و اسلامی بوده اند. در نگاره مکتب خانه لیلی و مجنون با استفاده از کاربرد نمادین نقوش تصویری و همچنین نحوه ترکیب آنها به کهن الگوی شکل دهنده این نقوش به مفهوم غایی دست می یابیم. نقش مایه قندیل در تناسب با سایر عناصر تصویری بیانگر پیوند بین تصویر و مفاهیم دینی، ادبی و حکمی آن است. براساس نظر ژیلبر دوران و توجه به کهن الگوها در شکل گیری نمادها و اسطوره ها، نقش مایه قندیل را می توان با مفهوم کهن الگوی نور در قرآن کریم و حکمت اشراقی پیوند داد. استفاده از تنوع عناصر نمادین چون(قندیل، محراب، گنبد و...) در ساختاری متوازن در جهت رسیدن به کهن الگوی "نور ازلی" که از جمله مضامین اصلی در حوزه اساطیر دینی ( ایرانی- اسلامی) بوده، بر اهمیت این نگاره افزوده است.
گونه شناسی مدارس سنتی ایران براساس جغرافیای تاریخی (مطالعه موردی: مدارس جغرافیای تاریخی خراسان و اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۳
375 - 390
حوزههای تخصصی:
مدارس، یکی از مهمترین بناهای ادوار تاریخ هنر و معماری ایران محسوب می شوند. از شاخص ترین نمونه های آن ها می توان به مدارس دوره ی اسلامی اشاره کرد؛ که مطالعه و تحقیق برروی کالبد و طرح معماری آن ها در بازشناسی هویت این ابنیه تاریخی گامی موثر است.تاکنون مطالعات گوناگونی در زمینه گونه شناسی مدارس سنتی ایران انجام گرفته است، لیکن ارزیابی مصادیقی از دو حوزه جغرافیای تاریخی مشخص در یک مطالعه ی تطبیقی، وجه مشخصه این پژوهش است. جغرافیای تاریخی، در کنار عواملی همچون شیوه های ساخت و دستاوردهای معماری ادوار مختلف، یکی از مولفه های مهم ابنیه تاریخی است که توجه به آن برای شناسایی هویت معماری آن ها لازم است. اما در پژوهش های تاریخ معماری ایران کمتر به این رویکرد توجه شده است. هدف این مقاله گونه شناسی مدارسی است که در دو حوزه جغرافیای تاریخی خراسان و اصفهان قرار گرفته اند. این مسئله با طرح این پرسش محقق می شود که آیا مدارس واقع در یک جغرافیای تاریخی از یک الگوی مشخص در ویژگی های کالبدی پیروی می کنند؟ بدین منظور ابتدا به تبیین مفهوم جغرافیای تاریخی، معرفی جغرافیای تاریخی ایران و به ویژه دو حوزه ی خراسان و اصفهان پرداخته شده است. از آنجایی که این تحقیق از نوع کیفی است، پس از شناسایی مدارس، تعدادی از مدارس هریک از دو حوزه ی مذکور بصورت هدفمند انتخاب شدند و در روندی استقرایی و به روش توصیفی- تحلیلی بررسی و تحلیل شدند. نتایج حاصل نشان می دهد باتوجه به وجود ویژگی های مشترک زیاد در میان مدارس حوزه ی جغرافیای تاریخی خراسان بزرگ، می توان یک الگوی مشخص برای آن تعریف نمود. این الگو شامل موقعیت و تعداد برخی عناصر معماری نظیر مدرس ها، برجک های برروی محیط خارجی بنا، پله ها، تالارها، دستگاه ورودی و همچنین تعداد محورهای تقارن و سلسله مراتب فضاهای دستگاه ورودی است. اما در بین مدارس حوزه ی اصفهان، با وجود تنوع زیاد الگوها، الگوی واحدی نمی توان یافت.
تمایز ناسیونالیسم میرزاده ی عشقی با گفتمان غالب ناسیونالیستی زمانه اش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر مبنای دیدگاه های برخی ار مهم ترین پژوهشگران و مورخان که به پژوهش در دوره ی تاریخی رضاشاهی پرداخته اند، همچون همایون کاتوزیان یا ماشاءالله آجودانی، رضاخان در دوران صدرالوزرایی و سپس پادشاهی اش، تمام تلاش خود را مصروف به گسترش نوعی ناسیونالیسم رمانتیک باستان گرای فاشیستی و شوونیستی در کشور می کند. شبه مدرنیسمی که رضاخان به دنبالش است، قرار است ایران را به وضعیتی شبیه به دوران پر از شکوه و افتخار باستانی بازگرداند. بنابراین قدرت گفتمانی در طلب این مقصود به کار گرفته می شود. میرزاده ی عشقی نیز، که در همین دوران نمایشنامه می نویسد، در نمایشنامه هایی چون رستاخیز شهریاران ایران و ایده آل دهگانی معتقد به نوعی ناسیونالیسم رمانتیک مبتنی بر بازگشت به شکوه و افتخار گذشته است اما عشقی ناسیونالیسم بسیار متفاوتی را نسبت به رضاخان و گفتمان غالب زمانه اش طلب می کند که همچون مقاومتی گفتمانی در برابر قدرت گفتمان مسلط ناسیونالیسم رضاشاهی قد علم می کند. این پژوهش بر اساس یک گزاره ی کلیدی که ناسیونالیسم عشقی رمانتیک است در پی پاسخ به این پرسش است که اولاً ناسیونالیسم رمانتیک ویژه ی عشقی در نمایشنامه هایش چه ویژگی هایی دارد و ثانیاً چگونه ناسیونالیسم رمانتیک ویژه ی عشقی همچون مقاومتی گفتمانی در مقابل قدرت گفتمان مسلط رضاشاهی قد علم می کند.
بازآفرینی پایدار نواحی پیراشهری (محدوده آزادگان شهر اقبالیه)
منبع:
اندیشه راهبردی شهرسازی دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱
100 - 112
حوزههای تخصصی:
رشد و توسعه شهرنشینی علاوه بر تمامی مزیت ها، پیامدهای منفی نیز همراه خود داشته است. یکی از مهمترین پدیده های رشد بدون برنامه ریزی شهری، شکل گیری سکونتگاه های غیررسمی در نواحی پیراشهری است. تجارب صورت گرفته نسبت به این پدیده بر بازآفرینی پایدار به عنوان متأخر ترین رویکرد مقبول تاکید دارند. محدوده آزادگان شهر اقبالیه یکی از سکونتگاه غیر رسمی این شهر است که ساکنان آن از مشکلات عدیده ای از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد، عدم تعلق به محل زندگی و مشکلات کالبدی فراوان رنج می برند. هدف پژوهش حاضر، ارائه راهکارهای شهرسازانه جهت تعدیل مشکلات موجود در محدوده آزادگان شهر اقبالیه از طریق بازآفرینی پایدار است. این پژوهش از موضع هدف، کاربردی و از جنبه ماهیت، توصیفی و تحلیلی می باشد. با استفاده از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای چارچوب بازآفرینی سکونتگاه های غیررسمی تدوین و با کمک مشاهده های میدانی و نظرسنجی از ساکنان (در قالب پرسشنامه) مسائل محدوده مورد شناسایی قرار گرفت. با استناد به جمعیت 2850 نفری محدوده آزادگان تعداد پرسشنامه های مورد نیاز برای این پژوهش با استفاده از فرمول کوکران 339 نفر تعیین شد. عدم وجود امکانات و خدمات، ریزدانگی، عدم دوام و پایداری سازه های ساختمانی، ایمنی و امنیت پایین، مشکلات بهداشتی و زیست محیطی فضاهای شهری موجود، روشنایی نامناسب معابر و حوادث رانندگی از مهمترین مشکلات این محدوده است. مطابق با رویکرد راهبردی در برنامه ریزی این محدوده، پیشنهادهایی برای آن طرح شد که می توان به تعریف نقش هایی همچون جاده سلامت، پارک بانوان، تالار و رستوران شهر، انتقال راسته تجاری-خدماتی از خیابان امام خمینی(ره) به کنار کمربندی برای این محدوده در شهر اقبالیه اشاره کرد.
ارزیابی و تحلیل ریسک شریان های حیاتی با رویکرد پدافند غیرعامل (نمونه موردی: بندر امیرآباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۵ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۰
67 - 81
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای طرح های پدافند غیرعامل کاستن آسیب پذیری شریان های حیاتی و دارایی های کلیدی در شرایط بحرانی ناشی از تهدیدات انسان ساخت است. شریان های حیاتی، بخشی از بنیان های اصلی هر شهر و جامعه به شمار می آیند که با آسیب آن ها بیشتر منطقه تحت تأثیر قرار می گیرد. هدف از تحقیق حاضر ارزیابی ریسک دارایی های کلیدی بندر امیرآباد در استان مازندران در برابر تهدیدات انسان ساخت سخت می باشد بندر امیرآباد جزو بنادر چندمنظوره و اصلی سطح دو کشور محسوب می شود و طبق پیش بینی طرح جامع بنادر بازرگانی ایران، به بندر اصلی سطح یک تبدیل خواهد شد. پژوهش از نوع کاربردی و روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی می باشد. از روش های اسنادی (کتابخانه ای) و مشاهده و پرسشنامه برای گردآوری داده ها و اطلاعات استفاده گردیده و جهت تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعداد 48 نفر انتخاب شدند. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات روش ارزیابی ریسک API780 (انجمن نفت آمریکا) می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد دارایی های اسکله های تجاری و خدمات شرقی و غربی، اسکله رورو، کانال ورودی و دهانه کانال، حوضچه کانال، پست برق، نیروگاه گازی ماهتاب گستر، تأسیسات صنایع فعال، مرکز کنترل و ترافیک دریایی (برج کنترل) و انبار کالاهای خطرناک و جرثقیل ها از میزان ریسک بالا (عدد 4 و 5) در برابر تهدیدات سخت برخوردار می باشد و در پایان نیز میزان تأثیر راهکارها در میزان کاهش ریسک دارایی های کلیدی مورد ارزیابی قرار گرفته و ریسک مورد بازنگری قرار گرفت.
بررسی شیوه اقتباس از متون دینی در پنج نمایشنامه کودک و نوجوان منتشر شده در دهه های 1380و 1390 بر مبنای الگوی اقتباس لیندا سیگر
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره اول تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴
83 - 96
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در صدد است تا با مطالعه موردی چند نمایشنامه کودک و نوجوان که با اقتباس از متون دینی نگارش و در دهه ۸۰ و ۹۰ شمسی منتشر شده اند، شیوه اقتباس را در آن ها بررسی کند. در این تحقیق پنج اثر از نویسندگان شاخص حوزه کودک و نوجوان انتخاب شد که عبارت اند از: «آواز داوود» اثر «منوچهر اکبرلو»، «کشتی حیوانات» اثر «داوود کیانیان»، «خوبی کن و با خدا باش» اثر «حسن دولت آبادی»، «به خاطر مروارید» اثر «حسین فدایی حسین» و «نجات آهو» اثر «امیر مشهدی عباس». نویسندگان این آثار همگی از افراد پیشکسوت حوزه نمایش کودک و نوجوان هستند و نمایشنامه های منتخب نیز از آثار پر تیراژ دهه ۸0 و ۹۰ شمسی در بین نمایشنامه های کودک و نوجوان با رویکرد اقتباس از متون دینی هستند. در ادامه با مبنا قرار دادن نظریه اقتباس لیندا سیگر و استخراج الگویی از آن برای سنجیدن اثر اقتباسی از منظر دراماتیک، نمایشنامه های منتخب را تحلیل و واکاوی کردیم تا قوت ها، کاستی ها، نارسایی ها و خلأهای نمایشنامه های مورد نظر را از جنبه دراماتیک بررسی کنیم. بنابراین پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، و مطالعات نظری آن به صورت کتابخانه ای و از طریق مقالات، کتاب ها، مجلات و سایت های معتبر جمع آوری گردیده است. درآخر با بررسی این پنج نمایشنامه، نتیجه گرفتیم که ضعف اصلی این آثار از جنبه دراماتیک مربوط به خلق داستان و پیش بردن محور جهت از منظر لیندا سیگر است و همچنین در بیشتر آن ها هدف شخصیت اصلی از نظر دراماتیک قوی نیست و کشمکش، مخاطره افزایش یابنده و نقطه عطف نیز دیده نمی شود.
برنامه ریزی راهبردی جهت ارتقا کیفیت اجتماعی مجتمع مسکونی مهر (مسکن مهر هشتگرد)
منبع:
رف سال اول بهار ۱۴۰۱ شماره ۴
32 - 43
حوزههای تخصصی:
بعد اجتماعی در مباحث مربوط به توسعه پایدار یکی از حیاتی ترین ارکان به شمار می آید زیرا ارتباطی مستقیم با شیوه زندگی افراد دارد. پژوهش حاضر به ارائه راهبردهایی در جهت ارتقا کیفیت اجتماعی مجتمع مسکونی مهر هشتگرد از دیدگاه متخصصان و افراد صاحب نظر در این حوزه پرداخته است. این پژوهش با به کارگیری تکنیک SWOT و QSPM انجام شده است و ابتدا عوامل داخلی و بیرونی ارزیابی و امتیازدهی شدند که عوامل داخلی امتیاز 2.37 و مولفه های خارجی امتیاز 2.3 را به خود اختصاص دادند و پس از تشکیل ماتریس آن در منطقه WT قرار گرفت و در مرحله بعد پس از ارائه راهبرد هرکدام از آنها نمره جذابیت گرفتند. سپس بر اساس اهمیت و ضرورت در جدول، تحلیل و ارزیابی شدند به گونه ایی که راهبرد اول «ارتقاء میزان نظارت و کنترل در فضا» نمره 2.09 و «ایجاد و تقویت مراکز زیر محله و فضاهای مکث و نشیمن» به عنوان راهبرد دوم نمره 1.27 و «محدود کردن دسترسی به فضاهای خلوت ساختمان ها» به عنوان راهبرد سوم نمره 1.18 و همچنین «برقراری فعالیت های اجتماعی و جلسات محلی» به عنوان راهبرد چهارم نمره 0.79 را به خود اختصاص داد. می توان از این پژوهش چنین نتیجه گرفت که برنامه ریزی برای تقویت کنترل فضا و نظارت در آن امری بسیار مهم در این پژوهش است .
مطالعه ساختارشناسی سکه های نقره خسرو پرویز موجود در موزه آرامگاه بوعلی سینا به روش طیف سنجی فلورسانس اشعه ایکس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلورسانس اشعه ایکس ( XRF ) یک تکنیک تحلیلی است که از برهم کنش پرتوهای ایکس با یک ماده برای تعیین نوع عنصر موجود در آن ترکیب استفاده می شود. میراث فرهنگی یکی از شاخه هایی است که در تایید اطلاعات روایی دوران تاریخی و اصالت سنجی و مرمت از این روش استفاده می کند. در واکاوی حاضر 20 سکه موجود در موزه آرامگاه بوعلی سینا همدان با استفاده از دستگاه XRF پرتابل ساخت بروکر مورد آزمایش قرار گرفت. این پژوهش با هدف آشنایی با فنون ضرب سکه و تایید اطلاعات تاریخی دوران خسرو پرویز اجرا گردید. مطالعه عناصر شاخص و ردیاب آشکار سازی شده درنتایج آزمایش سکه های نقره موزه آرامگاه بوعلی همدان ، نشان می دهد 1: سکه ها با شیوه ذوب و قال گذاری بر اساس الگو حکومت مرکزی درضرابخانه ها ضرب گردیده است. در سالهای شروع جنگ و اوج حکومت خسروپرویز حدود سالهای 620 میلادی درصد نقره به بالاترین سطح خود می رسد و پس از آن با ادامه جنگ و آغاز بحران اقتصادی درصد نقره و مس به ترتیب پایین و بالا می رود. همچنین با توجه به درصد پایین تر از یک برای طلا درآنالیز این سکه ها ، استخراج آنها از معادن سروسایت ( PbCO 3 ) محرز می باشد.
تأثیر صفات تاریک شخصیت بر فرسودگی شغلی هنرمندان با نقش تعدیل گر هوش هیجانی (مطالعه موردی: هنرمندان شهرستان درگز)
منبع:
مطالعات هنر سال ۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱
141 - 164
حوزههای تخصصی:
فرسودگی شغلی، خستگی مفرط عاطفی است که بعد از سال ها درگیری و تعهد درخصوص خدمت کردن به سازمان یا اشخاص، در فرد دیده می شود. عوامل متعددی از جمله صفات شخصیتی می تواند بر این موضوع اثر بگذارد. هدف از پژوهش حاضر شناخت تأثیر صفات تاریک شخصیت بر فرسودگی شغلی هنرمندان با نقش تعدیل گر هوش هیجانی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی-پیمایشی است. برای جمع آوری اطلاعات و داده های مورد نیاز از بررسی های اسنادی، مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شد که در بخش میدانی از پرسشنامه استاندارد مثلث تاریک شخصیت جانسون و وبستر (2010)، پرسشنامه هوش هیجانی شوت و همکاران (1998) و پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1986) استفاده گردید. برای روایی پرسشنامه ها از روش محتوایی و پایایی آنها با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه و مورد تأیید قرار گرفت. نمونه گیری به روش تصادفی ساده و بر اساس فرمول کوکران تعداد 208 پرسشنامه بین هنرمندان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان درگز توزیع گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش به روش مدل یابی معادلات ساختاری، نرم افزار های SPSS و Smart PLS مورد استفاده قرار گرفت. یافته های حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که صفات تاریک شخصیت بر فرسودگی شغلی هنرمندان تأثیر معناداری دارد. همچنین هوش هیجانی بر فرسودگی شغلی هنرمندان تأثیر معناداری دارد. اما هوش هیجانی نقش تعدیلی در تأثیر صفات تاریک شخصیت بر فرسودگی شغلی هنرمندان ندارد. لذا، نتیجه به دست آمده نشان داد که از نظر هنرمندان، متغیر هوش هیجانی اهمیت ویژه ای دارد که خود می تواند به صورت یک متغیر مستقل بر فرسودگی شغلی اثر گذاشته و آن را کاهش دهد.
تاثیر هویت مردانه بر شکل گیری آیکون زن در فیلم نوآرهای دهه ۱۹۴۰ میلادی هالیوود
منبع:
فردوس هنر سال ۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۰
92 - 113
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: یکی از رویکردهای علمی در خوانش محتوای آثار هنری تصویری رویکرد آیکونولوژی است. باوجود آن که ازاین رویکرد تا به امروز بیشتر در خوانش آثار هنر تجسمی بهره برده اند، اما استفاده از آن در خوانش آثار سینمایی نیز با رعایت الزامات آن امکان پذیر است. آیکونولوژی شاخه ای از تاریخ هنر است که توجه خود را به محتوای اثر هنری در برابر فرم آن معطوف می کند. آنچه در خوانش آیکونولوژیک مطرح است شناسایی جزء تکرارشونده در اثر هنری، آیکون، و تفسیر دلایل شکل گیری آن بر مبنای شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه شکل دهنده آن آیکون است. با توجه به خصوصیات تکرارشونده ژانر فیلم نوآر و تصویر تثبیت شده آن از زن می توان فیلم های این گونه سینمایی را با استفاده از رویکرد آیکونولوژی موردبررسی قرارداد. در تاریخ هنر سینما ژانر نوآر همواره به عنوان یکی از نقاط اثرگذار این هنر برشمرده شده است. به همین منظور پژوهش حاضر به مطالعه تاثیر هویت مردانه بر شکل گیری آیکون زن در فیلم نوآرهای دهه 1940 میلادی آمریکا می پردازد. به همین جهت در این مقاله ابتدا رویکرد آیکونولوژی مختصراً معرفی می شود و سپس خوانش آیکونولوژیک پنج اثر شاخص فیلم نوآر با تکیه بر شخصیت زن در این فیلم ها صورت می گیرد.هدف: هدف این پژوهش نشان دادن امکان استفاده از رویکرد آیکونولوژی در خوانش آثار سینمایی و بررسی تاثیر هویت مردانه بر شکل گیری شخصیت تکرارشونده از زن در آثار فیلم نوآر شده اند.سؤال مقاله : دلایل شکل گیری شخصیت تکرار شونده زن در فیلم نوآرها چیست؟ هویت مردسالارانه جامعه چه تاثیری بر شکل گیری شخصیت زن در فیلم نوآرها داشته است؟روش تحقیق: در این مقاله از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی استفاده شده و منابع کتابخانه ای مورد استناد قرار گرفته اند.نتیجه گیری: طبق یافته های این پژوهش آیکون زن در فیلم نوآرهای هالیوود حاصل سنت های بصری و روایی دوره خود از جمله وجود سیستم استودیویی، نقش پذیری زنان در جامعه آمریکا و هویت مردانه حاکم بر آن جامعه است.
قهوه خانه، جاذبه تاریخی د ر منظر گر دشگری شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۸
20 - 29
حوزههای تخصصی:
گردشگری شهری، گونه ای از صنعت گردشگری است که با اقبال زیادی روبرو شده است. این گردشگری نه تنها از لحاظ اقتصادی بلکه به دلیل معرفی و شناساندن تاریخ و فرهنگ شهرهای مختلف، مورد توجه قرار گرفته است. رویکرد منظرین به عناصر شهری و توجه به ابعاد مختلف، زمانی-مکانی، تمدنی-تاریخی و عینی-ذهنی به صورت همزمان در شهر، می تواند جاذبه های بسیاری را در گردشگری شهری بازتعریف کند. با وجود نوین بودن دانش منظر، رویکرد منظرین از جمله راهبردهایی است که امروزه در بسیاری از مسائل مربوط به شهر مورد استفاده قرار می گیرد، زیرا از یک سو این رویکرد با توجه به ماهیت منظر دارای ویژگی های خاص و منحصر به فرد است و از سوی دیگر، نگاهی متفاوتی به شهر و عناصر موجود در آن ایجاد می کند. فضاهای عمومی بخشی از فضاهای شهری هستند که در شهرهای ایرانی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. فضاهایی مانند حمام، بازار، مسجد، زورخانه، قهوه خانه و ... از جمله این فضاها محسوب می شوند. قهوه خانه نهادی اجتماعی بوده که از زمان صفویان در ایران پا گرفته و به مرور زمان نقش هایی را در اجتماع ایفا کرده و به یکی از عناصر متمایز در شهر ایرانی در چندصد سال اخیر تبدیل شده است. قهوه خانه براساس نیاز مردم به وجود آمده است و علاوه بر محلی برای صرف غذا و نوشیدنی و مکانی برای گذراندن وقت، به محلی تبدیل شده که در حوزه های دیگر مانند فرهنگ و ادب و هنر نیز در شهر ایرانی کارکردهای مؤثری داشت. در این تحقیق که به روش تحلیلی توصیفی و با بررسی و مطالعات اسنادی انجام شده، کارکردهای مختلف قهوه خانه با رویکردی منظرین دسته بندی شده است. با توجه به معنا و هویت بازتعریف شده برای قهوه خانه به نظر می رسد می توان این مکان را به مثابه منظر گردشگری در نظر گرفت که می تواند به جاذبه ای بی بدیل در گردشگری شهری ایرانی مبدل شود.
بازخوانی و تحلیل دیدگاه هنرپژوهانۀ کوماراسوامی دربارۀ کتاب بدیع الزمان جزری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب «فی معرفت الحیل الهندسیه» اثر بدیع الزمان جزری، مهندس، طراح و هنرمند سده ششم هجری تمدن اسلامی است که در آن پنجاه دستگاه خودکار به شیوه ای دقیق و مشابه فرایند طراحی محصول، همراه با مصورسازی شرح داده شده است. یکی از معدود پژوهش های هنری که درباره این کتاب صورت گرفته، «رساله جزری درباره دستگاه های خودکار» است که در سال 1924 میلادی توسط کوماراسوامی تألیف شده است. این کتابچه که هنوز ترجمه ای به فارسی از آن منتشر نشده، هم به واسطه رویکرد هنرپژوهانه تحقیق و هم جایگاه مؤلف آن، دارای ارزش والایی در تاریخ هنر است که در این پژوهش، بازخوانی و واکاوی شده است. روش این تحقیق، توصیفی – تحلیلی و تاریخی است و در طی آن، متن کتابچه کوماراسوامی پیرامون رساله جزری به فارسی ترجمه شد و به همراه برخی داده های کتابخانه ای دیگر مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفت. سئوال اصلی در این تحقیق آن است که کوماراسوامی به عنوان یک هنرپژوه بر کدام ویژگی های کتاب جزری تأکید می کند؟ بنابراین هدف این پژوهش یافتن ویژگی های هنری کتاب جزری از نگاه کوماراسوامی بود که در 7 مورد از متن کتابچه مذکور استخراج گردید. به طور کلی می توان گفت کوماراسوامی کوشیده با توجه به اطلاعات محدود زمان تألیف متن، با بهره گیری از استدلال های بصری و تصویری، برخی ابهامات و اشتباهات را پاسخ دهد و ویژگی های هنری و خصوصا وجوه مرتبط با تاریخ این اثر هنری و علمی، مانند نوشته ها، نام سلاطین، نشانه گذاری ها، ویژگی های خاص سبک شناسی و غیره را بررسی نماید، اما اکثر نکات کوماراسوامی، بیش از آن که مبتنی بر زیبایی شناسی و سبک شناسی باشد، بر پایه دانش تاریخ هنر است و این کتابچه را شاید بتوان نخستین تاریخ نگاری هنر از کتاب جزری دانست؛ نکته قابل توجه آن است که کوماراسوامی، جزری را ابتدا یک هنرمند و نهایتا در درجه دوم یک اندیشمند می خواند و این استنباط از سوی یک تاریخ دان هنر می تواند بسیار پراهمیت باشد.
«بِینامعماری»؛ تبیین روابط میان یک اثر معماری با آثار دیگر بر پایه رویکرد «بینامتنیت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال چهاردهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۳۴
25 - 44
حوزههای تخصصی:
ارتباط میان یک اثر معماری با آثار دیگر از موضوعات مهمی است که با به چالش کشیدن مفاهیم تألیف، اصالت و خودبودگی اثر، در جامعه معماری مطرح است و فقدان رویکردی مدون جهت نقد روش مند روابط میان آثار با یکدیگر، بررسی دقیق تر این موضوع را ضروری می کند. در این پژوهش با طرح این پرسش که ارتباط میان یک اثر معماری با آثار دیگر چگونه است؟ تلاش شده مناسبات میان متنی در معماری (بینامعماری) تبیین شود. برای این منظور از رویکرد «بینامتنیت» استفاده شده است که به نحوه تأثیر متن ها در شکل گیری یکدیگر و خوانش متن ها توجه می کند و چگونگی تکثیر متنی را توضیح می دهد .نوع تحقیق کیفی است و روش های تحقیق، توصیفی و تاریخی-تفسیری است. برای رسیدن به مفهوم نقد «بینامعماری» و چارچوب نظری تحقیق، ابتدا موقعیت یک اثر معماری به عنوان یک متن در ارتباط با سایر متون مشخص می شود. سپس ساختار نقد ارائه شده در دو لایه نوع و مراتب ارتباط بینامتنی، دلالت های ضمنی اثر در شبکه ارتباط بینامتنی را آشکار می سازد و نشان می دهد که این ارتباط تا چه اندازه به قابلیت تکثیر و چندمعنایی بودن اثر می انجامد و اثر را به یک «بافت معماری» چندرگه و یا در مقابل به یک «شیء معماری» با یک ایدئولوژی مسلط نزدیک می کند. این روش نقد در پروژه ها ی پردیس سینمایی ملت و ساختمان نظام مهندسی بیرجند به عنوان نمونه های مورد مطالعه آزموده می شود.