فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۰۴۱ تا ۵٬۰۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
محیط کالبدی، مجموعه ای از قابلیت ها را برای تأمین معانی ذهنی خود در جهت زندگی بهتر و رشد شخصیت افراد، به کار می گیرد. از عمیق ترین لایه های شناخت در این مسیر، خودآگاهی است(امامی نائینی،1388) که به انسان اجازه می دهد تا مسائل را از دیدگاه دیگران ببیند و به خویش، عملش و همچنین عزت نفس عمومی افتخار کند. بنابراین اهمیت موضوع خودآگاهی از یک سو و تاثیر محیط در ایجاد این مهم از سوی دیگر، موجب گردید که این پژوهش به دنبال رابطه بین کالبد محیط و خودآگاهی باشد و بر این اساس به این پرسش پاسخ دهد که «چه مؤلفه های کالبدی از محیط می تواند مؤثر بر خودآگاهی باشد؟». ساختار پژوهش حاضر ترکیبی از تحقیق بنیادی و کاربردی است که به واسطه تحقیق کیفی و به روش توصیفی-تحلیلی، با جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. در نهایت پژوهش اذعان دارد که محیط به سه روش شامل به واسطه شناخت قبلی، به واسطه داشتن باور و توسط مشاهده و کسب اطلاعات از آن، می تواند بر خودآگاهی افراد موثر باشد که روش اول در ارتباط با گذشته و تاریخ، بیشتر در فضاهای بینابین درون و بیرون، روش دوم در ارتباط با ابعاد معنوی انسان، هم در فضاهای مکث و هم فضاهای حرکتی و روش سوم در ارتباط با اصل تعامل است که در فضاهای جمعی، چندمنظوره و فضاهای حرکتی با قابلیت نظرگاهی، صورت می پذیرد. نکته قابل تامل در این بررسی ها این است که در دو روش اول خودآگاهی، ویژگی های فضایی محیط کالبدی، تنها در جهت نشانگی و نمادگرایی است که خودآگاهی درونی را به دنبال دارد؛ اما در روش سوم خودآگاهی، ویژگی های فضایی محیط کالبدی، علاوه بر این موارد، در جهت ایجاد تعامل بین افراد صورت می پذیرد و این امر نشان دهنده این است که این روش از سطح بالاتری از سایرین، برخوردار است که نه تنها شامل خود واقعی، آرمانی، معنوی و مادی می شود بلکه خود اجتماعی که خودآگاهی بیرونی را به دنبال دارد را شامل می گردد.
عوامل فضایی احساس معنوی در محیط معماری حرم مطهر رضوی با بهره گیری از رویکرد روان شناسی رفتارگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۹
۷۲-۵۵
حوزههای تخصصی:
«احساس معنوی محیط» تجربه ای ویژه حاصل از حضور در فضاهای قدسی است. درزمینه ی ارتباط بین معماری و مفاهیم معنوی، تحقیق های بسیاری صورت گرفته است اما کمتر به بررسی تجربیات معنوی در مواجهه با آثار معماری پرداخته اند. روانشناسی رفتارگرا به واسطه تمرکز بر روی عکس العمل مخاطبان، به عنوان پاسخ و فضاهای معماری به عنوان محرک، بستر مناسبی برای بررسی احساس معنوی محیط است. در این مقاله از طریق مرور ادبیات، ویژگی های این احساس شناسایی و سپس از طریق تحلیل عاملی، عوامل فضایی مؤثر، دسته بندی می شوند. پس از تهیه پرسشنامه و سنجش روایی از «نسبت روایی لاوشه» و «شاخص روایی محتوایی» برای تعیین پایایی از روش آلفای کرومباخ استفاده شد. برای تعین حجم نمونه، از طریق روش آسان یا در دسترس تعداد 320 نفر از زائران حرم مطهر امام رضا (ع) در سال 1397 انتخاب شده اند. یافته ها و نتایج پژوهش نشان می دهد عوامل مؤثر بر احساس معنوی محیط، در پنج دسته به شرح عوامل عملکردی «مقیاس و تناسب ابعادی، رعایت شأن و عملکرد، فضای سکون، فضای مکث، حیاط های وسیع، امکانات رفاهی جانبی و هم جواری فضاهای فرهنگی» و عوامل کالبدی «عظمت مقبره، شکوه داخلی مقبره، تدریج افقی اهمیت، سیر از ساده به پیچیده در محور عمودی و افقی، شاخص بودن المان مقبره» و عوامل ایده ای «ساماندهی ورودی، انتظام سلسله مراتبی فضا، منع شمایل نگاری، انطباق محور حرکتی بر محور معنایی، ابهام در تسلسل فضا، شاخص بودن نورپردازی و موقعیت عناصر نورانی» و عوامل یکپارچگی شامل «تشابه نسبی فضاهای پشت سرهم، کل گرایی، همگرایی فرم و تزئینات» و عوامل فناوری، «مسقف بودن موقت حیاط، سامانه های نورپردازی شگفت انگیز و شرایط زیست محیطی» شناسایی و دسته بندی شده اند.
غرب شناسی استراتژیک و سوژه های آستانه ای: فرنگی مآب، فُکلی و جنتملن در سینمای پیش از انقلاب
منبع:
مطالعات هنر سال ۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱
113 - 140
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر از دل پژوهشی تبارشناسانه در تاریخ سینمای ایران پیش از انقلاب برخاسته و به طرح این مسئله می پردازد که بازنمایی بصری از غرب بر روی پرده سینمای ایران چه صورت بندی هایی از فهم «اهالی سینما» از غرب به دست می دهد؟ این مسیر به طور مشخص به میانجی مطالعه شش فیلم، «سوژه های تولیدشده در سینمای ایران در مواجهه با غرب و غربی» را بررسی می کند. مدعای اصلی مقاله این است که سینمای ایران در مواجهه با غرب «سوژه هایی آستانه ای» خلق کرده است که مدام در حال تغییر و تحوّل بوده اند. «فرنگی مآب» اولین سوژه ای است که مطالعه حاضر در تبارشناسی خود به آن می پردازد. این سوژه آستانه ای که پیش از شکل گیری سینما در ایران شکل گرفته است، فیگوری مثبت بوده که در بین ایرانیان بیش از هر چیزی تداعی کننده منورالفکران برجسته عصر مشروطه است. «فُکلی»، دومین سوژه آستانه ای مرتبط با غرب در تاریخ ایران معاصر است که محصول سال های شکست و یأس آلود ایرانِ اوایل قرن بیستم است. «جنتلمن» به منزله تعدیل یافته فیگور فُکلی، سومین سوژه ای است که در مسیر بازنمایی غرب و صورت بندی سوژه مرتبط با غرب در سینمای ایران برساخته می شود. مقاله حاضر، این تحولات مفهومی در برساخت سوژه های مرتبط با غرب را ذیل مفهوم غرب شناسی استراتژیک از نو صورت بندی می کند.
ارزیابی کیفیت زندگی ساکنان مناطق دهگانه شهر تبریز از بعد رفاه ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره سوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
134-117
حوزههای تخصصی:
بیان مساله: برای رسیدن به توسعه پایدار مناطق شهری یکی از جنبه های کلیدی امکان نظارت بر کیفیت زندگی در تمام ابعاد آن یعنی ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی است که این مهم نیازمند اجرای ابزارهایی است که قادر به شناسایی ابعاد اصلی رضایت انسان باشند. هدف: هدف اصلی تحقیق حاضر، ارزیابی رفاه و کیفیت زندگی مردم در شهر تبریز بر اساس مؤلفه های اساسی با ارجاع به نظریه قابلیت های «سن» می باشد. روش ها: بصورت تحلیلی توصیفی و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری تحقیق جمعیت شهر تبریز که حجم نمونه براساس فرمول کوکران 382 نفر بدست آمد. برای تحلیل داده ها از معادلات ساختاری با روش اکتشافی و تحلیل عاملی مرتبه دوم با استفاده از نرم افزار Amos و Spss بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که عوامل تعیین کننده اصلی رفاه ذهنی در زمینه ادراکات فردی، شرایط اقتصادی، امنیت، کیفیت محیطی و فرصت های آموزشی هستند. شرایط رفاه در مناطق بسیار 7، 9 و 6 بسیار پایین است، در حالی که در مقابل، 2 و 1 و 5 بالاترین سطوح رفاه را در بین مناطق تبریز نشان داد. با تمرکز بر منطقه 7، می توان مشاهده کرد. این منطقه به مراتب کم ترین مقادیر را برای سه بعد اصلی از چهار بعد اصلی رفاه نشان می دهد که قابل توجه به نظر می رسد. نتیجه گیری: در نتیجه برای رسیدن ساکنین شهر به سطح رفاه و کیفیت زندگی مطلوب باید توجه مضاعف شود.
ارزیابی اصول طراحیِ معماری سبز در کاهشِ مصرف انرژیِ اقلیم گرم و خشک؛ موردپژوهی: ساختمان مرکزی بانک های اقلیم گرم و خشک
منبع:
بوطیقای معماری سال اول پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲
65-78
حوزههای تخصصی:
ساختمان بانک ها علاوه بر نقش مهم در طراحی و معماری پایدار شهری، بعنوان یکی از کاربری های پر مصرف انرژی بشمار می آیند. در این پژوهش تلاش گردید تا با مدنظر قراردادن خصوصیات معماری سبز و معماری همساز با اقلیم، میزان اثربخشی این اصول را در کاهش میزان مصرف انرژی ساختمان مرکزی بانک مورد بررسی قرار گیرد. در راستای دسترسی به این هدف، یک ساختمان اداری بانک با درنظرگرفتن اصول و خصوصیات معماری سبز و معماری همساز با اقلیم گرم و خشک همچون تغییر سیستم های لوله کشی، تعویض برج های قدیمی تاسیسات خنک کننده با برج های کم مصرف با طول عمر بالا، ایجاد حوضچه بتنی ذخیره آب جهت جمع آوری و استفاده از آب باران، ساخت زیرساخت های لازم جهت استفاده از پنل های خورشیدی، ایجاد فضای سبز، استفاده از سیستم روشنایی هوشمند، پنل های کناف عایق و مصالح و منابع محلی بهسازی گردید و سپس با نرم افزارDesign Builder و دیگر مشاهدات میدانی منجمله رصد قبوض حامل های انرژی، میزان اثر بخشی این بهینه سازی در جهت کاهش مصرف انرژی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده از آنالیزهای صورت گرفته نشان می دهند بهسازی صورت گرفته منجر به کاهش تولید گاز دی اکسید کربن، سوخت مصرفی سالیانه و مصرف انرژی الکتریسیته و گاز گشته است. درنتیجه می توان گفت استفاده از خصوصیات معماری سبز و مدنظر قرار دادن اصول معماری همساز با اقلیم در بهینه سازی ساختمان مزبور تاثیر بسزائی در کاهش مصرف انرژی و رفاه و آسایش کارکنان و ارباب رجوعان به همراه داشته است.
مطالعه طرح و رنگ پوشاک دوره تیموری بر اساس نگاره های کمال الدین بهزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش هنر سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۴
15-28
حوزههای تخصصی:
پوشاک از مهم ترین شاخصه های فرهنگ جوامع است که نقش کلیدی در تاریخ تمدن آنها ایفا می نماید. از آنجایی که حکومت تیموری از دوره های پراهمیت در اعتلای فرهنگ و هنر ایران است و اطلاعات به دست آمده از پوشاک این دوره مختص به چند نمونه پارچه مکشوفه در قبرهای مربوط به این دوره هستند، لذا شناخت دقیق مؤلفه های پوشاک این دوره دارای اهمیت است. از طرفی تنوع پوشاک این دوره، جهت شناخت جنبه های پنهان تاریخ پوشاک و ارتباط آن با طبقات اجتماعی در تمدن ایران نیز امری ضروری قلمداد می شود؛ موضوعی که بر اساس مطالعات قبلی جای خالی آن مشهود است. بنابراین با هدف شناسایی رابطه طبقات اجتماعی با طرح و رنگ پوشاک، در دوره تیموری از نگاره های کمال الدین بهزاد استفاده شد؛ آثاری که نگرشی ویژه به انسان و رویکردی واقع گرایانه در نمایش موضوعات آنها کاملاً هویدا است. بدین منظور، طرح و رنگ پوشاک به عنوان شاخص کدگذاری اصلی در این پژوهش کیفی لحاظ شد و دسته بندی تفکیکی آن بر اساس تقسیم بندی سرپوش، تن پوش و پاپوش مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین، تعداد 11 نگاره به عنوان حجم نمونه به صورت هدفمند انتخاب شده است و تنوع موضوعی و تعدد پیکره های انسانی، عامل تعیین کننده در انتخاب نمونه ها بود. روش گردآوری اطلاعات نیز بر اساس شیوه کتابخانه ای، اسنادی و منابع اینترنتی و با اتخاذ روش توصیفی تحلیلی صورتگر صورت گرفته است که بر اساس دو گونه منبع مطالعاتی یعنی منابع مکتوب و منابع تصویری انجام شد. در نهایت، نتایج حاصله بیانگر آن است که پوشاک در دوران تیموری دارای تنوع طرح و رنگ در لباس مردان و زنان است و ارتباط مستقیمی با طبقات اجتماعی دارد.
نقش روانشناسی آرامش محیطی در معماری اسلامی و مولفه های کالبدی آن در کیفیت فضای درمانی (شاهد تجربی: بیمارستان عسکریه اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هجدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
671 - 691
حوزههای تخصصی:
مراکز درمانی به عنوان یکی از مکان های مهم با هدف درمان و بهبود سلامتی افراد جامعه در اکثر موارد، صرفاً کیفیت درمان مورد بحث قرار می گیرد و متأسفانه کالبد فیزیکی بنا از جهت بهداشت و عدم آلودگی و ارتباطات عملکردی و فیزیکی فضاهای موجود ارزیابی نمی شود؛ و احساس رضایت کاربران مجموعه (بیماران و کارکنان) از فضا و جنبه های ادراک دی داری و بصری موجود و تأثیر آن ها بر رفتار بیماران اهمیت چندانی ندارد. این پژوهش در مورد مؤلفه های آرامش محیطی در معماری اسلامی است و بهره گیری عناصر از طبیعت در بیمارستان عسگریه اصفهان را ارزیابی می کند تا بینشی در مورد تجربیات کاربر نهایی در مقایسه با ادبیات موجود در مورد تجربیات محوطه سبز اماکن درمانی کسب کند. روش پژوهش به صورت توصیفی و تحلیلی و از طریق پیمایشی و با طراحی پرسش نامه انجام شده است. جهت دسته بندی عوامل پژوهش، سؤالات پرسش نامه به 3 مؤلفه کالبدی، ادراکی و تأثیرات رفتاری دسته بندی شدند که طی آن سؤالاتی در پرسش نامه از بیماران و کارکنان بیمارستان عسگریه به عنوان جامه آماری هدف پرسیده شد و در کنار آن مصاحبه هایی با افراد انجام شده است آنچه ضرورت این تحقیق را تأکید می نماید انفصال کنونی انسان، طبیعت و محیط کالبدی فضای درمانی می باشد. در نهایت مشخص شد که محوطه های سبز بیمارستان عسگریه اصفهان، از طریق قدردانی از مناظر، امکان گذراندن اوقات فراغت، حضور در طبیعت، تجربیات ترمیمی و دسترسی به هوای بیرون، به بازدیدکنندگان آرامش عاطفی می دهند.اهداف پژوهش:بررسی طراحی محوطه های درمانی و نقش آرامش محیطی در معماری اسلامی.مطالعه نقش به کارگیری عناصر طبیعت برای افزایش رضایت بازدیدکنندگان مراکز درمانی.سؤالات پژوهش:طراحی محوطه های درمانی و نقش آرامش محیطی در معماری اسلامی چگونه می باشد؟استفاده از عناصر طبیعت در بیمارستان ها چه تأثیری بر روحیه بازدیدکنندگان دارد؟
اقتصاد و معماری قاجاری: عوامل اقتصادی در تاثیر پذیری معماری قاجار از غرب (با تأکید بر تزئینات نما)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هجدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
116 - 139
حوزههای تخصصی:
پس از شکست های ایران در جنگ با روسیه تزاری، حاکمان قاجار نیاز به ایجاد ارتباطات گسترده با کشورهای غربی را به منظور هماهنگی با پیشرفت های آن ها در دستور کار قرار دادند. در این میان، گسترش روابط اقتصادی، بی عدالتی در توزیع ثروت و فقدان چهارچوب مداری بر افزایش سطح درآمد طبقه خواص و تشدید اختلاف طبقاتی تأثیر گذاشت. معماری قاجار و تزئینات آن نیز تحت تأثیر وضعیت اقتصادی این دوره تحت تأثیر معماری غرب قرار می گیرد و اشکال، نمادها و فنون تزئینی غربی مستقیماً وارد معماری ایران می شود. تاکنون علل تأثیرپذیری تزئینات معماری ایران از غرب در دوره قاجار در بستر وضعیت اقتصادی مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف از این پژوهش تعیین وضعیت شاخص های اقتصادی دوره قاجار است تا ریشه تحولات در تزئینات معماری ایران را بر اساس آن مورد سنجش قرار دهد. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-تاریخی و از طریق روش نظریه زمینه ای منطبق با نظریه مسئله محور کوربین سعی در استخراج کدهای باز، کدهای محوری و نهایتا انتخابی(شاخص ها) دارد تا از طریق آن رابطه تأثیرپذیری تزئینات معماری ایران از غرب را در زمینه تحولات اقتصادی بیان نماید. نتایج این پژوهش نشان دادند وضعیت نامطلوب شاخص های چهارگانه روابط بازرگانی، میانه روی و اعتدال، مصرف کالا و خدمات و دانش بررسی و کسب درآمد منجر به توانمندسازی طبقه خواص در مقابل ضعف بیشتر طبقه عوام شده است. این وضعیت از یک سو موجب انتقال مستقیم تزئینات غربی توسط خواص به بناهای اشراف شده است و از سوی دیگر به دلیل ضعف اقتصادی طبقه عوام، بسترهای مردم نهاد جذب و هماهنگی با پیشرفت های غربی فراهم نشده است.اهداف پژوهش:تعیین وضعیت شاخص های اقتصادی دوره قاجار.تبیین اثر اوضاع اقتصادی قاجار بر تأثیرپذیری تزئینات نما از غرب.سؤالات پژوهش:وضعیت شاخص های اقتصادی دوره قاجار چگونه است؟تزئینات معماری در دوره قاجار چه تأثیراتی از غرب پذیرفت؟
تبیین روابط قدرت در تهیه و اجرای طرح های توسعه شهری؛ نمونه مطالعاتی طرح توسعه دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروز با گسترش شهری شدن، بیش ازپیش شاهد فضامند شدنِ منطقِ رقابتی و توسعه در جهان پیرامون هستیم. به بیانی دیگر می توان گفت آنچه در قالب انواع طرح ها و برنامه ها بدان ها برخورد می کنیم، به نوعی نماینده منطقِ نامبرده تلقی می شود. به عنوان مصداقی از این طرح ها و برنامه ها، این نوشتار به ترسیم فضای منازعه شکل گرفته پیرامون محدوده طرح توسعه دانشگاه تهران با بهره گیری از روش کیفی گرانددتئوری می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد، به واسطه در هم تنیدگی عقلانیت آکادمیک و شبکه های قدرت، دانشی که دغدغه خیر عمومی دارد، تولید می شود و مسئله را که در اینجا ضرورت بخشی به ایجاد دانشگاه سبز، کارآفرین و هوشمند است، خلق می کند. به طور هم زمان این دانش خاص تولیدشده توسط روابط قدرت مشروعیت بخشی می شود. اینجاست که منطق توسعه در فرم فضایی خاصی بازتولید می شود. یکی از وجوه اشتراک این فضامندی در مفهوم عام منطق توسعه، انواع سلب مالکیت ها [1] و برون رانی هاست. این سلب مالکیت در کنار همه اعمال قدرت ها، مقاومت هایی را از سوی اهالی محله وصال در پی دارد. در نهایت مجموعه این نیروهای متکثر دخیل و شکل گرفته حول طرح توسعه دانشگاه تهران ترسیم شده و با اتکا به روش شناسی نسبت ادعاهای طرح مذکور با میدان واقعیت سنجیده می شود. [1]. Dispossession
واکاوی شاخص های مؤثر بر خلق مکانسوم با رویکرد شاهدمبنا (نمونه موردی: پارک/تپه های ملت و دیدگاه شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم دی ۱۴۰۱ شماره ۱۱۵
57 - 68
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: مکان سوم مفهومی کلید ی برای د رک عملکرد روابط بین محیط و اجتماع است. شهرها یک سامانه پیچید ه اجتماعی-زیست محیطی هستند و همواره به عنوان بستر تعاملات اجتماعی و فضایی برای ملاقات و گذران اوقات فراغت مطرح بود ه اند . با نگاهی به مناطق مختلف شهر سنند ج، نابرابری های اجتماعی موجود د ر محله های مختلف که خود ناشی از توزیع و پخش نابرابر امکانات و تسهیلات شهری است، به روشنی به چشم می خورد که بعضاً ریشه د ر بینش مسئولان امر نسبت به مکان و غرابت اقد امات انجام گرفته با مضمون مکان و نیاز کاربران د ارند . هد ف پژوهش: هد ف اصلی پژوهش، شناسایی و اعتبارسنجی شاخص های مؤثر د ر خلق مکان سوم است. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نظر موضوع، مید انی، از نظر هد ف کاربرد ی-توسعه ای و از نظر زمان، آیند ه نگر است. گرد آوری اطلاعات به روش اسناد ی و پیمایشی انجام می شود . براین اساس از د و روش «مضمون مبنا» د ر ارزیابی محتوای اد بیات موضوع و همچنین از روش «شاهد مبنا» د ر ارزیابی نمونه مورد ی و پیمایش با استناد به رصد ، مستند نگاری و پرسش نامه استفاد ه می شود . ارزیابی اطلاعات کیفی، د ر نرم افزار Maxqda 18 به انجام می رسد . نتیجه گیری: نتایج پژوهش، نشان از تفاوت بینش جامعه کاربران و جامعه مسئولین د ر مورد وضعیت و ویژگی های خلق مکان سوم د ارد . یکی از د لایلی که موجب تغییر د ر فضاهای شهری و خلق مکان می شود ، میزان آگاهی جامعه از تأثیرات طراحی شهری و مطالبه گری آنهاست که به رشد و توسعه مرد م مد ار و خلق مکان های شهری خواهد انجامید . همچنین مجموعه د رخواست کاربران براساس ارزیابی شاهد مبنا از پارک تپه های د ید گاه و ملت، همسو با شاخص های خلق مکان سوم مبتنی بر تحلیل مضمون مبنای اد بیات مربوطه است. بر این اساس پیشنهاد اتی جهت خلق مکان سوم د ر پارک تپه های د ید گاه و ملت، ارائه می شود .
ارزیابی انواع چیدمان فضا های سبز شهری جهت کاهش اثرات انفجار بر ساختمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۵ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱۷
37 - 49
حوزههای تخصصی:
مهم ترین مرحله در برنامه ریزی و طراحی فضای سبز شهری توسعه پایدار و ارتقای بهره وری فضا های سبز شهر است. به همین منظور است که امروزه فضا های سبز شهری را چندعملکردی طراحی می کنند. در همین راستا، یکی از کارکرد های مغفول فضا های سبز شهری، کاربرد های دفاعی گیاهان در قالب حفاظت از ساختمان های کلیدی شهر و حتی فضا های عمومی در برابر انفجار های تصادفی و عمدی از جمله حملات تروریستی می باشد. در این تحقیق ابتدا با استفاده از مطالعات کتابخانه ای به جمع آوری مطالب مرتبط با این زمینه پرداخته شد و به منظور کسب نظر سنجی از جامعه خبرگان، متشکل از 26 نفر، پرسشنامه ای جهت وزن دهی به شاخص های مؤثر و همچنین امتیاز دهی به هر یک از گزینه ها، فراهم گردید. در ادامه با استفاده از روش SWARA نظر خبرگان تحلیل شده و میزان اهمیت و وزن هر یک از شاخص های تأثیرگذار بدست آمده و در نهایت با استفاده از روش COPRAS، انواع چیدمان درختان بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که بهترین چیدمان درختان برای کاهش اثرات انفجار بر ساختمان ها، چیدمان متراکم بوده و بعد از آن چیدمان توپوگرافی منطقه بوده است. چیدمان های عمودی و خطی به عنوان بدترین چیدمان ها برای کاهش اثرات انفجار بر ساختمان ها، شناخته شده اند.
بررسی نقش باد در شکل دهی منظر انسان ساخت سیستان و راهکارهای به کارگیری و مقابله با آن به استناد منابع تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم فروردین ۱۴۰۱ شماره ۱۰۶
33 - 44
حوزههای تخصصی:
بیان مسأله: وزش بادهای تقریباً دائمی در طول سال، مشخصه اصلی اقلیم سیستان به شمار می رفته است. این پدیده اقلیمی، تأثیرِ غیرقابل انکاری بر روش زندگی، معاش و معماریِ مردم داشته و آنان را واداشته در طول تاریخ، با ابداع راهکارهایی خلاقانه و بومی، به مقابله با اثرات مضر این پدیده طبیعی پرداخته و همچنین با ارائه ابزارها و ترفندهای گوناگون، درصدد به خدمت گرفتن این نیروی طبیعی برآیند. قوه خلاقه ساکنان این سرزمین در بهکارگیری و مقابله با پدیده باد، منظرِ انسان ساختِ این منطقه و شیوه زندگی مردمِ آن را به شدت تحت تأثیر قرار داده است؛ به گونه ای که سیّاحان و افرادی که در ادوار مختلف گذرشان به این سرزمین افتاده، ضمن اشاره به منظرِ متأثر از شرایط اقلیمی خاص منطقه، هر یک، گوشه ای از راهکارهای به کار گرفته شده توسط مردم بومی را در نوشتههای خود منعکس کردهاند. بیان مسئله : وزش بادهای تقریباً دائمی در طول سال از قدیم الایام، مشخصه اصلی اقلیم سیستان به شمار می رفته است. این پدیده اقلیمی، تأثیرِ غیرقابل انکاری بر روش زندگی، معاش و معماریِ مردم این مرزوبوم داشته و آنان را واداشته در طول تاریخ، با ابداع راهکارهایی خلاقانه و بومی، به مقابله با اثرات مضر این پدیده طبیعی پرداخته و همچنین با ارائه ابزارها و ترفندهای گوناگون، درصدد به خدمت گرفتن این نیروی طبیعی برآیند. قوه خلاقه ساکنان این سرزمین در به کارگیری و مقابله با پدیده باد، منظرِ انسان ساختِ این منطقه و شیوه زندگی مردمِ آن را به شدت تحت تأثیر قرار داده است، به گونه ای که سیّاحان و افرادی که در ادوار مختلف گذرشان به این سرزمین افتاده، ضمن اشاره به منظرِ متأثر از شرایط اقلیمی خاص منطقه، هر یک، گوشه ای از راهکارهای به کار گرفته شده توسط مردم بومی را در نوشته های خود منعکس کرده اند. هدف پژوهش : این نوشتار درصدد است تا از منابع مختلفِ معتبر تاریخی، نحوه مقابله و به کارگیری باد توسط بومیان سیستان را شناسایی کرده و به دسته بندی آن ها بپردازد. مطالعات میدانی به ویژه در روستاهای سه کوهه و قلعه نوی سیستان نشان می دهد که در دوره معاصر نیز، معماران بومی به نحو مناسبی از تکنیک های بهره گیری از انرژی باد در مسکن بومی استفاده می کنند. روش پژوهش : پژوهش حاضر در نظام پژوهش های کیفی و با استفاده از روش تحلیلِ محتوا، ضمن کاوش در متون کهن، اشاراتی را که به تأثیرپذیری روش زندگی و مسکن مردم سیستان از پدیده اقلیمی باد می پردازند، یافته و با تأویل آن ها، هدف و راهکار به کارگرفته شده در هرکدام از موارد را مورد بررسی قرار داده است. نتیجه گیری : نتایج مطالعات نشان می دهد که سیستانیان از گذشته های دور، راهکارهایی خردمندانه برای انحراف باد قبل از رسیدن به سکونتگاه و استفاده و بهره گیری از باد در داخل سکونتگاه به کار می گرفته اند که احیا و به روزرسانی این راهکارها می تواند پاسخی مناسب برای شرایط امروز منطقه سیستان باشد.
هنر شهری به مثابه عاملی در جلب رضایت شهروند و رشد اقتصاد فرهنگی هنری
حوزههای تخصصی:
شهر مکانی است که تحرک، تداوم و توسعه از مشخصات بارز آن به شمار می آید و در آن مبلمان شهری، عنصری هویت بخش تلقی می شود؛ به طوری که اغلب شهرهای بزرگ را می توان بواسطه ی ظاهر آنان بازشناخت. هنرشهری علاوه بر اثرات کالبدی مستقیم که بر سیمای یک شهر برجای می گذارد، می تواند عاملی برای رضایت شهروندان، جذب گردشگر و ایجاد فعالیت های اقتصادی-فرهنگی به عنوان عامل پویایی و تحرک به شمار آید. هدف از انجام این تحقیق شناسایی فرآیندهایی ست که از طریق آنها آثار هنری در بافت شهر نصب می شوند و برای ایجاد حس رضایت-مندی در شهروندان و توسعه ی موفق اقتصادی شهر، دارای نقشی حیاتی هستند. پرسش این است که عامل مهمی همچون توسعه هنر شهری چگونه می تواند در جلب رضایت شهروندی و رشد اقتصاد فرهنگی-هنری نقش داشته باشد؟ بدین ترتیب در این پژوهش ابتدا مبانی نظری تحقیق شرح داده شده و سپس تاثیر عوامل مذکور در هنرشهری مورد نقد و بررسی قرارمی گیرد. نتایج تحقیق نشان می دهند که کیفیت ساماندهی هنرشهری بر فضاهای شهری اثرگذارست، لذا شناخت هنرشهری، باعث افزایش آگاهی طراحان نسبت به میزان پاسخگویی شیوه طراحی به نیازهای رفتاری کاربران می گردد که نتیجه این آگاهی احساس رضایت در شهروند و رشد اقتصاد فرهنگی-هنری جامعه است. این تحقیق با ماهیتی کاربردی، به روش: توصیفی-تحلیلی و با شیوه گردآوری اطلاعات: کتابخانه ای-الکترونیکی نوشته شده است.
نقش آیینی آب در شکل گیری منظر شهر سمنان و دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره سوم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۹
47 - 54
حوزههای تخصصی:
آب به عنوان نخستین شرط حیات در جامعه بشری برطرف کننده نیاز های اولیه مردم بوده است. آب در ادیان و آیین های باستانی در ایران نقش مهمی در شکل دهی به منظر شهرها داشته و به عنوان عنصر طبیعی پدیدآورنده باکیفیت ترین فضاهای جمعی می توان از آن نام برد. از این رو برای آن اسطوره سازی می کردند و به جهت اهمیتی که برای این عنصر زندگی بخش قائل بودند مراسم و آدابی که در ارتباط با آن از گذشته تا کنون انجام می دادند که این امر ریشه تاریخی در اعتقادات مردم ایران و ادیان باستانی دارد. استان سمنان، به علت واقع شدن در محدوده اقلیمی گرم وخشک کویری، همواره با مشکل سختی دسترسی به آب روبرو بوده است. اقتصاد مبتنی برکشاورزی در کنار کمیاب بودن آب، موجب اثرگذاری این عنصر حیات بخش بر تمام وجوه زندگی مردم این منطقه شده است. مدیریت آب در این خطه، امری بسیارمهم، در ساختار شهر و رفع نیازهای مردم تلقی گردیده و نیاز به آب به عنوان عنصری که خود رافع سایر نیازهاست، موجب توجه ویژه مردم به این عنصر شده است. از این رو به نظر می رسد آب با فاصله گرفتن از ماهیت عملکردی خود، به عنصری مقدس و قابل احترام تبدیل شده است. با توجه به بازدید میدانی از بافت تاریخی شهر سمنان و دامغان آنچه بیش از همه نظر مخاطب را به خود جلب می نماید، نقش آیینی آب در شکل دهی به شهر سمنان و دامغان است که از لحاظ عینی-ذهنی بر منظر شهر بسیار تأثیرگذار بوده و در کنار عملکرد صحیحی که در سطح شهر داشته است کیفیت فضایی متفاوتی را در محلات شهر ایجاد کرده است. لذا این پژوهش به دنبال بررسی موشکافانه نقش آیینی آب در شکل گیری منظر شهر سمنان و دامغان است.
مطالعه اقتباس سینمایی از عکاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
48 - 58
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد روزافزون تولید آثار سینمایی که امروزه محتوای بسیاری از آنها تکراری شده است، دستیابی به موضوعات جدید و منابع اقتباس مناسب، بسیار ضروری به نظر می رسد. ادبیات در آغاز بستری مناسب برای اقتباس در اختیار سینما قرار داد و داستان گویی و روایت پردازی در فیلم ها یکی از نتایج آن بود. سینما غیر از ادبیات از نقاشی، معماری و حتی موسیقی هم اقتباس کرد، اما آیا سینما می تواند از منابع دیگری مثل عکاسی اقتباس کند؟ آیا نمونه هایی از این نوع اقتباس در تاریخ سینما وجود دارد و اگر دارد، این اقتباس چگونه صورت گرفته است؟ اقتباس از عکاسی چه تأثیری در ساخت فیلم ها داشته و آیا توانسته مخاطب را جذب کند؟ در پژوهش پیش رو که به روش توصیفی تحلیلی و با شیوه جمع آوری اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانه ای و مراجعه به سایت های اینترنتی و مشاهده فیلم های سینمایی و تجزیه وتحلیل آنها انجام شده، فیلم هایی بررسی شده که ارتباطی با عکس و عکاسی داشته و از آن اقتباس شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد، اقتباس از عکاسی در تاریخ سینما سابقه داشته و فیلم های متعددی با الهام از آن ساخته شده است. این فیلم ها در دو دسته جای می گیرند. یک دسته فیلم هایی که از ماهیت مفهومی عکس و عکاسی اقتباس کرده اند و دسته دیگر فیلم هایی که به ماهیت بصری عکس ها توجه کرده اند؛ اما اقتباس در دسته دوم تنها به واسطه نقد منتقدان یا اذعان عوامل فیلم سازی مشخص است. این شیوه از اقتباس جز در مواردی معدود، آن قدر پررنگ و اثرگذار نیست که تماشاگر عادی بتواند متوجه آن شود یا در روند موفقیت یک اثر تأثیر چشمگیری داشته باشد. به هرحال عکاسی می تواند تأثیر چشمگیری در خلق ایده های نو برای فیلم سازی داشته باشد و به عنوان منبعی مناسب برای اقتباس استفاده شود.
آب، محله، رشد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۹
3 - 3
حوزههای تخصصی:
اینکه زندگی وابسته به آب است را همه می دانند. «مِنَ الماء کُلُ شیء حَی». حیات اما، وابسته به حرکت است. شیء ثابت را حیات مند نمی شناسند. حیات را با جان نیز یکی می دانند. جانداران آن هایی هستند که حیات و حرکت دارند. مفهوم حیات و حرکت برای گیاهان و حیوانات نسبتاً قابل درک است. حیات نباتی و حیوانی، زندگی در عرض است. هرچه از ابتدا دارند، همان است که توسعه پیدا می کند. حرکت گیاه و حیوان که وابسته به آب است، حرکتی در عرض است که تفاوت مؤثری در رتبه وجودی آن ها ایجاد نمی کند. حرکت برای انسان به رشد او منجر می شود. رشد مفهوم عمیق تری از توسعه دارد. توسعه را می توان تحول استعداد درونی دانست که بالفعل می شود. رشد اما، توسعه ای است که بیرون از ظرفیت های ماده رخ می دهد. رشد، تولید مرتبه بالاتری از موجود است. زنبور عسل دارای ظرفیتی است که غریزه خوانده می شود. بالفعل کردن توان درونی زنبور از جنس توسعه است. امکانی مادی که وقوع پیدا می کند. زنبور با تحقق حرکت مادی خود شأنی بالاتر از آنچه برای او پیش بینی شده بود نمی یابد. این حرکت در عرض است. تحقق صفت ها و استعدادهای نهفته موجود مادی. رشد منحصر به انسان است. انسان هم ظرفیت های خاص خود را دارد. هم امکاناتی که با حرکت در عرض و تحقق ظرفیت های مادی درونی او حاصل می شود و هم حرکت در طول که از طریق به کارگیری خلاقیت و آفرینشگری او در عرصه روحی به دست می آید. رشد انسان بخشی از حیات اوست. حیاتی که وابسته به آب است. ادله وابستگی توسعه مادی و حیات حیوانی انسان به آب پیداست. نکته آن است که حیات انسان با تحقق ظرفیت های مادی او پایان نمی یابد. پس از تحقق استعدادهای درونی، تمنای انسان حیات معنوی است که به آن رشد گفته می شود. ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای «مولوی» برای تحقق رشد نیز آب یک عنصر پایه ای است. تصور نقش عنصر مادی در تولید امر معنوی دشوار است. اما دقت در وابستگی روح انسان زنده به جسم او درک این رابطه را آسان می کند. انسان برای رشد خود دو عرصه زندگی فردی و اجتماعی را پیشِ رو دارد. در مقیاس فردی، همنشینی با آب به حس طراوت و پاکی منتهی می شود. برای ایرانیان که آناهیتا، اسطوره بزرگ طهارت و باروری خود را در ربط با آب انگاشته بودند، مقام آب برای درک معانی کمال و تقدس به کار می آید. ادراکاتی که به وسعت روح و رشد انسانی می انجامد. بازنمایی آب در زبان، هنر و فرهنگ ایران نیز مؤید نقش پراهمیت آن در تحقق مفاهیم استعلایی است. «آبِرو» به معنای ارزش معنوی انسان، آب به معنای ارزش در شعر مولوی: آب کم جو تشنگی آور به دست تا بجوشد آب از بالا و پست و شعر سهراب سپهری: آب را گل نکنیم... نمونه هایی از جایگاه آب در ذهن انسان ایرانی است که آن را لازمه کمال و رشد می شمارد. رشد انسان در مقیاس جمعی داستان جذاب تری دارد. رشد فردی انسان تا سن بلوغ در محدوده خانواده میسر است. پس از آن ظرف مناسب رشد برای انسان، جامعه است. جامعه نیز از افراد انسانی تشکیل شده که کمال او وابسته به آن هاست. در نتیجه یک حرکت رفت و برگشتی رخ می دهد که رشد انسان وابسته به جامعه و کمال جامعه مشروط به رشد افراد آن است. لذا لازم می آید تا جامعه انسانی موقعیت هایی خلق کند که هم فرد و هم جامعه از خلال آن قوام یابد. طبعاً این خلاقیت معطوف به فرهنگ و اندیشه هر قوم است. در ایران و جهان اسلام، آب بازیگر اصلی خلق فضاهای حیات بخش است. حیاتی که موجب تأمل و ادراک حسی فردی و همبستگی اجتماعی است. در عین حال این بازیگر، اسطوره ای با قداست ذاتی است که به تأیید هر دو فرهنگ ایران و اسلام رسیده است. اینکه شهرهای ایران بر مبنای تعامل با آب شکل بگیرند امر غریبی است. در فلات ایران که حداقل در هزاره اخیر دچار ندرت منابع آب است نمایش آب با حفاظت آن تنافر دارد. هر چیز گران بها جبراً از دسترس خارج می شود. آب اما، به اعتبار معنای عمیق و ارزش حیاتی آن برای تداوم زندگی شهری و روستایی، نه تنها به پستوی حفاظت برده نشد، بلکه به میانه زندگی خزید تا ضمن نمایش زیبایی، محل تعامل آحاد جامعه باشد. آن چنان که در کتاب «سه گانه منظر ایرانی» آمده، اساس شکل گیری بسیاری شهرها و روستاهای ایران بر منبع آبی گذاشته شده که در مرکزیت قلمرو آن ها و به شکلی نمادین آراسته شده است. در تصویری که بر جلد این شماره منظر نقش بسته نیز صحنه ای بهشتی در شهر کویری سمنان را مشاهده می کنیم که باشگاه اهالی است برای دیدار. جریان آب به کوچه ها شکل می دهد و در پی آن ها مرز محلات را تبیین می کند. اینجا آبی که از استخر ذخیره خارج می شود در هر چرخش خود، درنگی می کند تا بهانه ای باشد برای تجمع شهروندان و تحقق اجتماعی که ضامن رشد انسان است. آب، زیربنای ساخت محله به مثابه قلمروی تحقق اجتماع و رشد انسان است. سلیقه شهرداری سمنان در نامگذاری این کوچه به نام «انگار»، که بر ما روشن نیست نامی قدیمی است یا بدیع، جالب است. کوچه انگار، مکانی برای رویاپردازی و تخیلات کودکانه ای است که آینده انسان ها را می سازد.
ارائه فرایند طراحی شهری راهبردی به منظور بازآفرینی گذرهای تاریخی
حوزههای تخصصی:
ساختار تاریخی هر شهر ایرانی سندی سه بعدی از سیر تحول تاریخ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن می باشد. این ساختار که بر شبکه ای هم پیوند از گذرهای تاریخی استوار گشته، به مثابه منبعی غنی از هویت و اصالت به شمار می رود، میبایست در شرایطی درخور، مورد حفاظت و استفاده قرار گیرد تا استفاده نسل های آتی از آن با محدودیتی مواجه نگردد. در این راستا، می توان با بهره مندی از پتانسیل های کالبدی موجود در آن به بازآفرینی شبکه ای پیاده راهی در میانه آن اقدام کرد. این اقدام ضمن رونق بخشی به تک فضاهای موجود در ساختار تاریخی و ارتقا کیفیت کالبدی آن، نشانی از روزگاران توسعه پارادایم های مرتبط با پیاده مداری بر آن نگاشته و به نسل های پس از خود تقدیم می کند. بدین ترتیب در این نوشتار کوشش بر آن بوده است تا در قالب پژوهشی توصیفی-تحلیلی، ضمن مروری بر اهداف و راهبردهای بازآفرینی، به تبیین جایگاه منحصربفرد گذرهای تاریخی و پتانسیل های کالبدی آن پرداخته شود. در انتها نیز فرآیندی راهبردی به منظور بازآفرینی شبکه گذرهای تاریخی ارائه گردیده است که ضمن در نظر داشتن یکپارچه کلیه مولفه های موثر در روند فرآیند، انعطاف پذیری لازم جهت انطباق با ویژگی های کالبدی و غیرکالبدی ساختار هر یک از شهرهای ایرانی را داراست.
نقش هنر در تبیین جامعه شناسی مشارکت زنان اقوام لر بختیاری و عرب در کسب منزلت های اجتماعی و سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هجدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۵
160 - 175
حوزههای تخصصی:
در ایران بعد از انقلاب اسلامی(1357ش) زنان نقش مهمی در تحولات اجتماعی از جمله مشارکت سیاسی بر عهده گرفتند. در این میان، این مشارکت در زوایای مختلف حیات فرهنگی، هنری و سیاسی منعکس شده است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش تبیین جامعه شناختی مشارکت سیاسی زنان اقوام لر بختیاری و عرب استان خوزستان در 1398 است. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی و با ابزار پرسشنامه است که روایی آن با نظر صاحب نظران و پایایی آن (آزمون آلفای کرونباخ 77/0) تائید شده است. جامعه آماری این پژوهش شهروندان زن بالای 18 سال است که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 584 تعیین و به روش نمونه گیری تصادفی ساده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد میانگین مشارکت سیاسی زنان لر بختیاری (72/39) بیشتر از زنان عرب (01/32) است. زنان مجرد (01/35) گرایش بیشتری نسبت به زنان متأهل (10/33) در امر مشارکت سیاسی دارند و در نهایت به لحاظ قومیتی زنان لر بختیاری (56/33) در مقایسه با زنان عرب (15/27) گرایش بیشتری به مشارکت سیاسی داشتند. اهداف پژوهش: تبیین جامعه شناختی مشارکت سیاسی زنان اقوام لر بختیاری و عرب استان خوزستان در سال1398. بررسی نقش هنر در شناخت جوامع و مختصات آن ها. سؤالات پژوهش: نقش زنان اقوام لر بختیاری و عرب استان خوزستان در سال 1398 در تحولات سیاسی را چگونه می توان با رویکرد جامعه شناسی تبیین کرد؟ 2. آثار هنری چه نقشی در تبیین جامعه شناختی یک قوم یا جامعه دارند؟
نقش فناوری در همه شمولی شهرها با تأکید بر حضور افراد دارای معلولیت در فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم شهریور ۱۴۰۱ شماره ۱۱۱
17 - 26
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: امروزه دسترسی همه شمول به فضاهای شهری به دلیل رشد سریع شهرنشینی و افزایش جمعیت اهمیت پیدا کرده است. طراحی و برنامه ریزی همه شمول، فرصت های برابر را برای همه گروه های شهروندان صرف نظر از محدودیت هایشان ایجاد می کند. براساس قواعد شهرهای همه شمول، همه گروه های شهروندان ازجمله افراد دارای معلولیت باید از حق دسترسی و حضور در فضاهای شهری برخوردار باشند؛ درحالی که وضعیت دسترس پذیری فضاهای شهری برای افراد دارای معلولیت در شهرهای کشور ما ازجمله تهران نشان می دهد حضور این گروه از شهروندان در فضاهای عمومی تا حد زیادی غیرممکن است.
هدف پژوهش: هدف پژوهش پیش رو بررسی نقش فناوری در همه شمولی شهرها با تأکید بر حضور افراد دارای معلولیت در فضاهای شهری است. روش پژوهش: این مقاله با به کارگیری روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و در قالب دو گام متواتر شامل فراتحلیل و بررسی اسناد کتابخانه ای خارجی و داخلی پیرامون موضوع پژوهش و سپس تحلیل یافته های پرسش نامه ای که با مشارکت 80 فرد دارای معلولیت در شهر تهران همراه بود، انجام شده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش تأیید می کند که همه افراد شرکت کننده در پژوهش برای حضور در فضاهای شهری با چالش های عدیده ای روبه رو هستند. نتایج پرسشنامه نشان می دهد که 82 درصد از افراد شرکت کننده در پژوهش، بیش از 5 بار در روز از وسایل الکترونیکی هوشمند استفاده می کنند و نمونه های به کارگیری فناوری کمکی برای بالغ بر 90 درصد افراد دارای جذابیت است. در نهایت پیش بینی می شود که به کارگیری چنین فناوری هایی سبب تسهیل وضعیت دسترس پذیری و افزایش حضور افراد دارای معلولیت در سطح شهر می شود. این مقاله سه رویکرد جدید شهر هوشمند همه شمول، کاربست فناوری اطلاعات و ارتباطات و همه شمولی الکترونیک را به عنوان رویکردهایی جدید جهت بهره گیری از فناوری در راستای افزایش همه شمولی شهری معرفی می کند و در انتها با اتکا به این رویکردها پیشنهادهایی جهت افزایش حضورپذیری فضاهای شهرها برای گروه های دارای معلولیت، با بهره گیری از فناوری مطرح می کند.
Augmented Reality System Specification for Placemaking(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۲, Issue ۴ - Serial Number ۴۶, Autumn ۲۰۲۲
53 - 66
حوزههای تخصصی:
Augmented reality (AR) builds better participation for placemaking by focusing on real time features, communication, and direct information flow between project s takeholders. This s tudy attempts to access to specification of the Augmented Reality Sys tem for Placemaking (ARSP) model and make the research a basis for a profitable e-business model. By inves tigating AR and placemaking, this research seeks to build an augmented reality sys tem specification of the information flow and communication for project s takeholders' management. This paper explores the potential for using AR technology in interior design by three-dimensional (3D) and two-dimensional (2D) and façade placemaking by 2D textures of brick material. The sys tem consis ts of a qualitative proof of concept (POC) model, a prototype model, and a minimum vital product (MVP) model to s tudy to compel quantitative research. The ARSP POC model, prototype model, and MVP model are programmed by building an information modeling (BIM) sys tem, Revit and Unity software, and different software development kits (SDKs) as an application for Android devices. Seventy-four experts tes ted the MVP model in the Delphi method and observed, interviewed, and filled out a ques tionnaire. The research shows that the contributions of this s tudy to the body of knowledge are twofold. Firs t, this s tudy extends the unders tanding of AR applications in placemaking. Second, this s tudy identifies possible improvements using AR sys tems in design, procurement, and cons truction.