فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۰۱ تا ۱٬۷۲۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۴, Issue ۳ - Serial Number ۵۳, Summer ۲۰۲۴
78 - 90
حوزههای تخصصی:
Examining the issue of population aging has put the elderly in urban and residential environments at risk due to reduced movement, space perception and mental capacity. Therefore, the present study aims to evaluate mental health research of the elderly in the neighborhood space, using the qualitative approach, descriptive method, systematic review and co-occurrence keywords technique, the resources of the Scopus database were examined by using the VOSviewer software. The findings showed that the words "greenness", "cross-sectional survey", "physical activity", "objective built environment", "perceived built environment" and "Covid-19" have been used more in recent years. The most studies were conducted in China (37 cases), America (21) and England (16). Scientific productions in the 1982 to 2019 went through an upward trend and in 2020, it had a rapid downward trend. From 2021 onwards, these productions have followed an upward growth again. Correlation, survey and descriptive methods were the most used methods with a frequency of 71, 60 and 58. The most used tools were questionnaire, interview and mapping with frequency of 78, 48 and 31. "Green space" was the most used variable with 66 repetitions. After that, the variables of walkability, accessibility and safety were ranked second to fourth with repetition times of 37, 31 and 27. The results of this research, in the form of network map, help mental health researchers to take steps to speed up meeting the needs of the elderly by knowing as much as possible about the research gaps.
مطالع تحلیلی تزیینات گره چینی منبر محراب الجایتو مسجد جامع اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال دوم پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴
۲۱-۱۲
حوزههای تخصصی:
هندسه در معماری به عنوان یک ابزار برای ایجاد تنوع و حرکت در طراحی ها استفاده می شود. منابر چوبی یکی از عناصر ویژه آثار دوران اسلامی ایران است که خلاقیت ها، نوآوری ها و زیبایی های هنر کار با چوب را به نمایش می گذارند. مسجد جامع اصفهان با داشتن چندین منبر چوبی که در دوران متفاوتی ساخته شده دارای ارزش ویژه ای در مطالعه تزیینات منبرهای تاریخی است. از این جمله می توان به منبر محراب الجایتو اشاره کرد که در شبستان الجایتو مسجد جامع اصفهان قرار دارد. در پژوهش پیش رو نویسندگان سعی در تحلیل ساختار تزیینات چوبی این منبر دارند. سؤالات این پژوهش عبارتند از: 1. تزیینات گره چینی منبر محراب الجایتو مسجد جامع اصفهان دارای چه شاخصه و ویژگی هایی است؟ 2. منبر محراب الجایتو مسجد جامع اصفهان دارای چه نوآوری هایی براساس ویژگی های فنی و هنری است؟ اهداف پژوهش شامل تحلیل هندسی، شناخت هندسه گره ها و بررسی ویژگی های فیزیکی و ظاهری منبر محراب الجایتو و نوآوری های آن براساس ویژگی های فنی و هنری این اثر هنری است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، منبر مسجد جامع اصفهان را مطالعه و اطلاعات کتابخانه ای، اسنادی و میدانی را به صورت کیفی تجزبه و تحلیل کرده است. یافته های این مقاله نشان می دهد منبر مسجد جامع اصفهان با گره های هشت وطبل، ده تند، ده کند و شل و هشت و چهارلنگه تزیین شده است. در انتها، این تزیینات گره چینی به صورت دقیق ترسیم و ارائه شده است. تحلیل هندسی گره های کارشده در منبر مسجد جامع اصفهان نقش مهمی در شناخت تزیینات هندسی دوره تاریخی خود ایفا می کنند. این تحلیل می تواند به درک بهتری از نحوه ساخت و طراحی سازه های چوبی در گذشته بیانجامد و به حفظ تزیینات چوبی تاریخی کمک کند.
بررسی ضرورت و جایگاه میانجی حسّی در مبادی سامانه ادراک انسان مبتنی بر نظریه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
۲۸-۱
حوزههای تخصصی:
اهداف: همواره در حل مساله معماری، مرزهای روشن و گاه ناروشنی میان آنچه که یک طراح معمار می شناسد، و آنچه نمی شناسد، مشاهده می شود. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل ضرورت رابطه حسی بین درون و بیرون ذهن یک طراح خواهد بود. روش ها: پارادایم تحقیق آزادپژوهش بر مبنای بنیان های فلسفی تحلیل رابطه میان ظراح و اثر معماری است. هدف پژوهش، از نظر نوع، بنیادی است و بر أساس آن، با روش تحقیق توصیفی – اسنادی در ماهیت رابطه معمار و اثر معماری بحث می نماید. از نظر نوع جزو تحقیقات کیفی است و برای تطبیق مطالعه کیفی با واقعیت جامعه هدف، از ابزار پرسشنامه استفاده می شود. سامانه اعتبار علامه طباطبایی به عنوان چارچوب نظری پژوهش انتخاب شده است. یافته ها: تحلیل دانش موجود در این ادبیات نظری فلسقه معماری و مبانی نظری معماری معاصر نشان می دهد که برای پردازش اطلاعات پدیده های خارجی به سامانه حسی به عنوان میانجی نیاز است. بدون شناخت عمیق از این سامانه حسی، فعالیت و تداوم کارکرد سامانه شناختی انسان به عنوان سوژه تحلیل کننده مقدور نیست. درعمل، بود و نبود دستگاه ذهن، وابسته به این سامانه حسی است، سامانه ای که همواره یکی از زیرسامانه های «نظام ادراک انسان» به شمار می آید. نتیجه گیری: بر اساس مفاهیم اساسی مطرح شده توسط علامه طباطبایی و تحلیل های صورت گرفته در حوزه فرآیند طراحی معماری، می توان اینگونه جمعبندی نمود که دریافت اطلاعات مورد نیاز سامانه ادراک، تنها به طریقه ابزار حسی میسر می شود، و هر گونه ادراک مافوق تجربه، غیرممکن است.
مطالعه روش ساخت و بررسی تطبیقی نقوش و دوره زمانی خلق یک عروسک خیمه شب بازی متعلق به موزه عروسک و اسباب بازی کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عروسک های خیمه شب بازی یکی از عناصر هنرهای نمایشی هستند که هنرمندان عروسک گردان از دور هنگام جهت اجرای نمایش از آن ها استفاده می کرده اند. امروزه این آثار به عنوان میراث تاریخی، فرهنگی و هنری با ارزشی شناخته می شوند. موزه عروسک و اسباب بازی کاشان، یکی از قدیمی ترین مجموعه عروسک های خیمه شب بازی را نگه می دارد که حاوی اطلاعات با ارزش تاریخی، هنری و فنی هستند. نظر به اهمیت موضوع تلاش شده است تا در راستای شناخت ویژگی های فنی، زیباشناسانه و مواد سازنده این آثار، مطالعات تطبیقی- تاریخی بر روی یک نمونه عروسک تاریخی "فراش" از موزه مذکور انجام شود. برای این منظور، نقوش به کار رفته در لباس عروسک، مواد و روش ساخت سر و بدن عروسک با در نظر گرفتن دوره تاریخی حدودی، یک نمونه عروسک از موزه مذکور مورد بررسی قرار گرفت. عروسک مورد مطالعه، عروسک «فراش» با قدمت 150 سال، مربوط به منطقه نائین و اردکان است. نتایج مطالعات تاریخی و مقایسه تطبیقی عروسک با نمونه مشابه عصر قاجار، مؤید تعلق اثر مورد نظر به دوره قاجار است. نتایج نشان داد، عروسک خیمه شب بازی مورد نظر از خمیر چوب مرسوم در دوره قاجار همراه با پارچه های مختلف که بخشی از آن ها کالای وارداتی دوره قاجار بوده، ساخته شده است.
رمزگشایی عناصر معماری به کمک دستور زبان شکل (گونه شناسی فضاهای 64 خانه تاریخی از کاشان، یزد و اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ شماره ۱۴۱
5 - 14
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: گونه شناسی توصیفی ساده و دیاگرام از یک دسته از پدیده ها انجام می شود و میزانی از ارتباط و تشابه میان آن دسته از پدیده ها برقرار می شود. مطالعات فراوانی در گونه شناسی فضاهای خانه های تاریخی انجام شده است اما اغلب این مطالعات یک یا چند فضای محدود را بررسی کرده اند که عدم ارتباط ساختاری میان فضاهای مختلف، روش و ساختار مشخصی که بتوان همه فضاها را به کمک آن گونه شناسی کرد و ارتباط ساختاری میان فضاها را توضیح داد، مشهود است. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش، برقراری ارتباط میان فضاهای مختلف در خانه های تاریخی درونگرای فلات مرکزی ایران و ارتباط شکلی-ساختاری میان نتایج مطالعات مختلفی است که پیرامون گونه شناسی فضاهای خانه های تاریخی در معماری ایرانی انجام شده است.روش پژوهش: در این پژوهش، براساس دستور زبان شکل خانه های تاریخی کاشان، به گونه شناسی ریزفضاهای 64 خانه تاریخی از شهرهای یزد و اصفهان و کاشان پرداخته شده است. در ضمن مطالعه، گونه شناسی اولیه ریزفضاها توسعه و نظامی منسجم از ارتباط میان گونه های شکلی در خانه های تاریخی این سه شهر حاصل شده است. نتیجه گیری: در بخش یافته ها نخست یک دستور زبان دو مرحله ای برای تولید ساختار شکلی و سپس برقراری روابط فضایی میان اجزا ارائه شده است. به کمک این دستور زبان طیفی از ساختارهای شکلی و روابط فضایی موجود در نمونه های بررسی شده به صورت یک ساختار درختی ارائه شده است. این گونه شناسی به خوبی روابط ساختاری میان گونه های مختلف شکلی را توضیح می دهد. به علاوه به کمک آن می توان تفاوت گونه های مختلف میان شهرهای دیگر را نیز توضیح داد. به این ترتیب، مدلی ارائه شده است که میان فضاهای مختلف در خانه های تاریخی درونگرای فلات مرکزی ایران ارتباط ساختاری شکلی برقرار می کند.
تحلیل داستان رستم و اسفندیار بر اساس روش نقد اسطوره ای با توجه به نظریه نورتروپ فرای با تأکید بر شاهنامه مکتب تبریز صفوی موزه هنرهای معاصر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
653 - 667
حوزههای تخصصی:
داستان های شاهنامه همواره بستر مناسبی برای پژوهش در حوزه ادبیات حماسی بوده اند؛ در این پژوهش که با هدف تحلیل داستان رستم و اسفندیار براساس روش نقد اسطوره ای باتوجه به نظریه نورتروپ فرای انجام شده، اطلاعات لازم به روش کتابخانه ای گردآوری شده و به روش توصیفی-تحلیلی موردبحث و بررسی قرارگرفته اند. نتایج به دست آمده، حاکی از این بود که باتوجه به الگوی فرای، داستان رستم و اسفندیار جزء دسته تراژدی است و سه بخش نظم، احساس و انزوا در آن حاکم بوده است و مراحل شش گانه تراژدی نیز در آن مصداق دارند. درواقع، معنای نهایی این تراژدی، انزوای کامل رستم و غرق شدن او در دریای تجربه فردی است که در این داستان به دست آورده است؛ بنابراین با تکمیل این مراحل شش گانه، داستان رستم و اسفندیار نیز پایان یافته و تصویر ناخوشایندی برای مخاطب ایجاد نموده که متوجه عنصر تقدیرگرایی و تحکم واقع گرایانه در پایان تراژدی است. در نگاره های شاهنامه مکتب تبریز صفوی موزه هنرهای معاصر تهران نیز نمودهای این تقدیرگرایی به وضوح قابل مشاهده است.اهداف پژوهش:بررسی داستان رستم و اسفندیار با توجه به الگوی فرای.بررسی معنای تراژدی رستم و اسفندیار با تأکید بر شاهنامه مکتب تبریز صفوی موزه هنرهای معاصر تهران.سؤالات پژوهش:داستان رستم و اسفندیار با توجه به الگوی فرای چگونه است؟در تراژدی رستم و اسفندیار با تأکید بر شاهنامه مکتب تبریز صفوی موزه هنرهای معاصر تهران چه معنایی نهفته است؟
واکاوی نحوه ی پاسخگویی به شاخص های شهردوستدار کودک دربافت جدید و سنتی شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
25 - 48
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: کمبود فضاهای مطلوب برای حضور کودکان و نا ایمن بودن این فضاها در محیطهای شهری، باعث شده تا حس تعلقِ کودکان به فضای شهری به گونه ای متفاوت ارزیابی شود و این فضاها برای فعالیت روزانه کودک پاسخده نیستند. از این رو، با توجه به نقش بنیادین محیط در شکل گیری شخصیت و رشد کودک، درعصر حاضر توجه به کودکان و نیازهای اجتماعی آنان در بافت شهرها و محله ها یکی از مهمترین مساائل پیش روی جامعه است. از این منظر طرح های دوستدار کودک به دنبال اعطای حق شهروندی به کودکان، کم کردن میزان خشونت علیه کودکان و... است.هدف: پژوهش حاضر به دنبال یافتن نقاط قوت و ضعف بافت جدید و سنتی شهرها و مقایسه آنها در راستای اصول و شاخص های شهردوستدار کودک است، تا از این طریق به شناسایی مولفه های موثربر ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهر به جهت حضورپذیری کودکان دست یابد.روش: روش این تحقیق به صورت توصیفی - تحلیلی و پیمایشی با هدف توسعه ای – کاربردی است. جمع آوری اطلاعات نیز بر اساس توزیع پرسشنامه میان مدارس مناطق 1 و 2 شهر رشت انجام شده است. جامعهآماری پژوهش، دانش آموزان دختر و پسر 6-12 سال مقطع ابتدایی، والدین، مربیان و روانشناسان مرتبط با دانش آموزان منطقه 1و2 به عنوان بافت جدید و سنتی شهر رشت درنظر گرفته شد که از آن میان، 378 نفر به عنوان نمونه که از این تعداد 193 نفر 6-9 سال و 97 نفر10-12سال و 88 نفر از والدین، مربیان و روانشناسان که به شیوه هدفمند انتخاب شدند. از نقاشی به عنوان ابزار مشارکت با کودکان، استفاده شد. نقاشیها توسط خبرگان حیطه روانشناسی کودکان و معماری، مورد تحلیل و ارزیابی قرارگرفتند. به منظور ارزیابی نهایی و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS25 بهره گرفته شده است.یافته ها: تحلیل معیارهای فضای مطلوب کودک در سه بخش مولفه های عینی، ذهنی و عملکردی حاکی از آن است که مولفه های عینی و عملکردی در بافت جدید و مولفه های ذهنی در بافت سنتی مورد توجه قرار گرفته اند.نتیجه گیری: با بررسی شاخصهای شهر دوستدار کودک و مجموع میانگین امتیازات، این نتیجه حاصل شد که با توجه به کیفیت های متفاوت محیط، بافت های گوناگون دارای ویژگی های کیفیتی متفاوت جهت جذب کودکان است. همچنین مقایسه تطبیقی دو منطقه نشان می دهد که مؤلفه های امنیت، فضای سبز، دسترسی، پیاده و دوچرخه مداری از بعد کالبدی و رنگ و زیبایی و خوانایی از بعد روانشناسی در محلات با بافت برنامه ریزی شده و جدید در مقایسه با محلات سنتی، کیفیت مطلوب تری دارد.
سه نمونه از آوازهای کارِ زنان دشت مُغان (طایفه مغانلو) متون آوازی و بازسازی باورهای کهن
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
217 - 234
حوزههای تخصصی:
موضوع این پژوهش بررسی سه نمونه از آوازهای کار در جامعه زنان در میان مردم دشت مُغان است. دشت مُغان منطقه ای سرسبز و گسترده در شمال آذربایجان است. زنان با حضور در جامعه طوایفی و امکانات زندگی مردمی در بدنه زندگی روستایی دشواری کارهای روزانه را با موسیقی سهل تر کرده و روایتی از زیستِ بومی خود را در آن ترسیم می کنند که در این پژوهش، این امر موسیقایی به مثابه یک متن در بستری انسانی و قومی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. تا کنون پژوهشی درباه موسیقی و آوازِ زنان در دشت مُغان انجام نشده و هر آنچه درباره مردم مغان نوشته شده است، بیشتر به موضوعات تاریخی، زبان، فرهنگ و اسطوره ها ارتباط پیدا می کند. یکی از پرسش های پژوهش حاضر، به قدمت باورها و آئین های ترکان بازمی گردد و این امری است که می بایست با تکیه بر اسناد معتبر تاریخی از آن بررسی کرد. در مقاله حاضر سه نمونه از آوازهای اجراشده در موقعیت های کاری توسط زنان دشت مُغان معرفی می شوند. نخستین مورد یک نمونه لالایی است که توسط زنی در فضای اندرونی خانه و به صورت تک خوانی اجرا می شود. نمونه دوم آوازی است که زنان در فضای بیرون از خانه و هنگام تکان دادن مشک می خوانند و نمونه سوم آوازخواندن مخصوص زنان در هنگام اجرای آئین سمنوپزان در استقبال نوروز است که توسط یک تک خوان و با همراهی زنان دیگر اجرا می شود. هر سه نمونه در بستر دو یا سه نغمه ای و با گردش ملودی ساده اجرا می شوند. محتوا و متن این آوازها متبادرکننده مضامینی هستند که در طی این پژوهش در کنار مطالعه ساختار موسیقایی مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
نقش آفرینی حروف فارسی در خلق نشان های نوشتاری فرهنگی دهه ۵۰ خورشیدی (مطالعه موردی: آثار استادان ممیز و احصائی)
حوزههای تخصصی:
حروف فارسی به صورت اشکال انتزاعی و تجرید پس از سپری کردن دوره رمزگذاری، پایه اصلی ارتباط تصویری در زمینه تایپوگرافی و طراحی نشان های نوشتاری است. طراحی نشان های نوشتاری به عنوان شناسه دیداری و هویت بصری یک سازمان، محصول ، خدمات و برند از اهمیّت ممتازی در ارتباط تصویری برخوردار است. حروف به مثابه ندای تصویر با دو رویکرد «ساختار زبانی» و «ساختار زیباشناسی » شاکله اصلی نشان های نوشتاری را تشکیل می دهند و این دو رویکرد به صورت مکملِ همدیگر عمل می کنند. بررسی نقش آفرینی حروف فارسی در خلق نشان های نوشتاری فرهنگی دهه ۵۰ خورشیدی (با مطالعه موردی آثار ممیز و احصائی) موضوع اصلی این پژوهش است. روش این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری منابع اطلاعات، کتابخانه ای و الکترونیکی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نقش آفرینی حروف فارسی در خلق نشان های نوشتاری حولِ محور معنا و محتوای موضوع شکل می گیرد؛ به طوری که شکل بصری حروف بازگوکننده و نمایش دهنده محتوای موضوع است و در فرآیند طراحی دچار دگرگونی ساختاری و فرمی می شود و این دگرگونی ها علاوه بر جست و جوی زیبایی شناسانه فرمی، به دنبال مکمل سازی نوشتار و فرم با معنا و محتوا است. یکی از ویژگی های اصلی و بارز خط فارسی؛ پیوستگی و اتصال حروف در آن است که موجب ایجاد فرم ها و اشکال متنوع می شود. وجود مشابهت های فرمی در بعضی از حروف و ترکیب بندی بصری آن ها با کرسی بندی های متعدد نسبت به یکدیگر، موجب ایجاد فرم های خلاقانه، ریتم و همگون سازی در طراحی نشان های نوشتاری می شود.
ارزیابی توسعه پیرامونی پایانه های اتوبوسرانی بر اساس شاخص های توسعه مبتنی بر حمل و نقل همگانی (TOD)؛ مطالعه موردی: شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
175 - 190
حوزههای تخصصی:
همگام با ظهور انقلاب صنعتی در قرن هجدهم و رشد سریع شهرنشینی، چالش های بسیاری برای سیاستگذاران و برنامه ریزان در تدوین استراتژی های ﺣوزه مدیریت شهری مطرح گشت. از جمله این چالش ها، برنامه ریزی یکپارچه و ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ توسعه ﺷﻬﺮی همراه ﺑﺎ توسعه ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﻫﻤﮕﺎﻧی در شهرها می باشد. در این زمینه آنچه که برای پاسخگویی به مشکل به وجود آمده بر آن تأکید می شود، توسعه مبتنی بر حمل و نقل عمومی (TOD) است. پژوهش پیش رو درصدد است تا با کاربست روش SAW و TOPSIS به بررسی میزان انطباق توسعه های پیرامونی پایانه های اتوبوسرانی منتخب شهر شیراز با اصول TOD بپردازد و راهکارهایی مؤثر برای ارتقاء و بهبود وضعیت محدوده های پیرامونی پایانه های اتوبوسرانی منتخب شهر شیراز بیان دارد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد محدوده پایانه های شهید دستغیب، ولی عصر و نمازی به ترتیب دارای بیشترین میزان انطباق با اصول توسعه مبتنی بر حمل و نقل عمومی (TOD) هستند. با این وجود نیاز به تقویت هر چه بیشتر آن ها و از بین بردن نقاط ضعف موجود احساس می شود. همچنین از میان شاخص های مختلف؛ سه شاخص اختلاط کاربری، تراکم ایستگاه های مترو و اتوبوس موجود در محدوده و متوسط قیمت اراضی و ساختمان ها، به ترتیب بیشترین اهمیت را در میان عوامل تاثیرگذار بر پیاده سازی رویکرد توسعه مبتنی بر حمل و نقل همگانی به خود اختصاص داده اند. از میان ابعاد مختلف توسعه مبتنی بر حمل و نقل همگانی نیز دو بعد تنوع و طراحی به ترتیب دارای بیشترین میزان اهمیت هستند. در نهایت نتایج این پژوهش حاکی از این موضوع است که به علت مورد توجه قرار دادن اکثر مطالعات انجام شده در زمینه TOD بر ایستگاه های مترو و مغفول ماندن پایانه های اتوبوسرانی علی رغم جایگاه مهم آن ها در سیستم حمل و نقل شهری، نقاط ضعف زیادی در رابطه با این موضوع یافت شد که نیازمند توجه و پژوهش های بیشتری است.
جستاری در مطالعات "خاطره ی مکان" در پژوهش های فارسی زبان (مروری بر سال های 1385- 1401)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
19 - 32
حوزههای تخصصی:
معماری و شهرسازی با محیط ارتباط دارند. محیط، ظرف تجربیات فردی و جمعی افراد است و خاطره را شکل می دهد. مطالعات خاطره یک زمینه تحقیقاتی رو به رشد است که بر روی طیف وسیعی از رشته ها از قبیل علوم اجتماعی، علوم انسانی، مطالعات منظر و معماری و شهرسازی تمرکز دارد. پژوهش هایی در ایران و جهان در رابطه با خاطره در محیط های انسان ساخت صورت پذیرفته و هریک از دیدگاهی متفاوت به موضوع نگریسته اند. مقاله حاضر با هدف تحلیل و تفسیر آنچه تاکنون در ایران منتشر شده و نیز برای پیشگیری از تکرار در این زمینه و یافتن شکاف های تحقیقاتی موجود، به بررسی کیفیت مطالعات انجام شده، پرداخته است. این پژوهش به مرور نظام مند مطالعات پیشین پرداخته و تعداد 38مقاله و چهار رساله دکتری که خاطره موضوع اصلی آنها بوده، بر اساس شکل پریزما(موارد ترجیحی در گزارش مقالات) انتخاب و بررسی شده و با مطالعه ساختار و محتوای آنها به ترسیم چشم انداز کنونی پژوهش های با موضوع خاطره، دست یافته است. نتایج بیانگر حجم روزافزون مطالعات خاطره با محوریت خاطره جمعی است. تکرار محتوایی پژوهش های خاطره، توجه بسیار اندک به کاربران ویژه محیط مانند کودک، سالمند و ...، تمرکز تعداد زیادی از مطالعات بر شهر تهران، عدم بررسی خاطره در دوره های سنی مختلف انسان و عدم توجه به خاطره فردی افراد از مکان های ویژه مانند مکان های کودکی، از جمله مشکلات مطالعات در این زمینه هستند. از جمله مقوله های پرتکرار ترکیب شده با خاطره می توان به هویت، تعلق مکانی، دلبستگی مکان و احیا و بازسازی اشاره کرد. همچنین بیشترین تعداد مطالعات به خاطره در فضاهای شهری و میدان های شهری پرداخته است.
واکاوی زیبایی شناسی امر والا از منظری سنت گرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵)
125 - 138
حوزههای تخصصی:
مسئله امر والا (Sublime) به مثابه موقعیتی بی نقصان، دگرگون ساز و تحیربرانگیز شکوه و عظمت مقوله ای است که چندان در ساحت زیبایی شناسانه هنر در مطالعات هنرهای سنتی [هنرهای شرقی] مورد توجه و تحلیل قرار نگرفته و در معدود مطالعات انجام شده بیش تر بر وجه جلالی آن توجه و تأکید شده است. بدین رو پژوهش حاضر در نظر دارد با ارائه تصویری از زیبایی شناسیِ تجلی امر والا از دریچه نظریات هنر مدرن، به واکاوی ماهیت و کیفیت این مفهوم در ساحت هنر از منظری سنت گرایانه بپردازد. چندان که از عنوان پژوهش نیز آشکار است، رویکرد نظری بحث برگرفته از آراء سنت گرایان نظیر شوان، بورکهارت، نصر، لینگز و دیگر نظریه پردازان این حوزه بوده و روش این تحقیق از نوع تحلیلی استدلالی است. در واقع هدف آن است که در مسیر تحلیل، بتوان گفتمانی از چیستی، چگونگی و نحوه تجلی این مفهوم در انگاشتی سنت گرایانه ارائه کرد. یافته های مطالعه گویای این واقعیت هستند که اگر برای درک امر والا مشخصاً از دریچه هنرهای سنتی، به سراغ مفاهیم محوری نظیر امر قدسی، هنر و زیبایی قدسی رفته و در چنین چارچوب گفتمانی به این مفهوم نزدیک شد؛ به این گزاره می توان دست یافت که بر خلاف نگره تک ساحتی حیرت محور (در اغلب موارد سوبژکتیو) مدرن از امر والا، خوانش قدسی این مفهوم، در بستر ابژکتیو چندساحتی و جهان شمول هنر قدسی، و با قرآن به مثابه قلمروی بنیادین هنر و زیبایی اسلامی آن، اگر در بنیاد خود واجد جلال و حیرت است اما نمی تواند بی بهره از حُسن و جمال باشد. چون اساساً امر والای قدسی در صورت تحدید و انحصار صرف به جلال الهی در تلقی مدرن از آن نمی تواند غایت اصلی خود را محقق سازد. بر پایه همین تلقی بنا به کاربردی بودن و غایت مندی هنر قدسی حتی می توان مقام فنا در عرفان را نیز توجیه و تفسیر کرد، چه آن که در غیر این صورت جذبه ای وجود نمی داشت که موجب طی طریق گردد.
شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی بر توسعه هنر اسلامی در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
436 - 457
حوزههای تخصصی:
به دلیل گستردگی حوزه تسلط شبکه های اجتماعی مجازی در جوامع امروزی و نیز برخورداری این پدیده از ویژگی سیال بودن و حرکت پویا، لازم است که همگام با رشد و تکامل تکنولوژیکی و محتوایی شبکه های اجتماعی مجازی، در ابعاد مختلف، کارکرد آن ها، به ویژه نقش آن ها در توسعه فرهنگ و هنر، در عصر جهانی شدن مطالعات بیشتری صورت بگیرد. ازاین رو، در این مطالعه که با استفاده از یک رویکرد ترکیبی توصیفی- تحلیلی و تکنیک ریاضی AHP انجام گرفته است، ضمن بررسی ادبیات موضوع، عوامل کلیدی توسعه هنرهای اسلامی در ایران، شناسایی و با انجام مقایسات زوجی میزان اهمیت هرکدام از این عوامل نیز از طریق یک مطالعه میدانی تعیین گردید. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که مجموعاً 45 مؤلفه مهم را در قالب هشت عامل بسیار کلیدی: فردی؛ اقتصادی، ساختاری و کالبدی؛ فرهنگی؛ اجتماعی - محیطی؛ تکنولوژیکی؛ امنیتی و قانونی و نهایتاً حمایت های دولتی می توانیم برای توسعه هنرهای اسلامی شناسایی و معرفی نماییم. ضرایب اهمیت حاصل از بررسی نظرات خبرگان نشان داد که به ترتیب عوامل فردی، اقتصادی و تکنولوژیکی به ترتیب با اهمیت ترین مؤلفه های کلیدی جهت توسعه هنرهای اسلامی می باشد که در صورت توجه واقعی و دقت به این مؤلفه ها، دستیابی به اهداف توسعه فرهنگی و هنری کشور از طریق پلت فرم های رایج در فضای مجازی تسهیل و تسریع خواهد شد. اهداف پژوهش:شناسایی عوامل کلیدی بر توسعه هنر اسلامی در اینستاگرام.اولویت بندی عوامل کلیدی بر توسعه هنر اسلامی در اینستاگرام با روش AHP.سؤالات پژوهش:مهم ترین عوامل کلیدی بر توسعه هنر اسلامی در اینستاگرام کدامند؟عوامل کلیدی بر توسعه هنر اسلامی در اینستاگرام با روش AHP چگونه اولویت بندی می شوند؟
گزارش فنی: اقدامات حفاظت و مرمت خانه ی تاریخی قاری ها (بنایی منسوب به روزگار مظفریان در یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانه ی تاریخی قاری ها یکی از بناهای خشتی به جای مانده از روزگار مظفریان در شهر یزد است که شاهد تحولاتی در دوران مختلف تاریخی بوده است. این بنا و دیگر بناهای به جای مانده از این دوران به دلیل ارزش های وابسته به عصر طلایی هنر و معماری ایلخانی، قابلیت مطالعه در زمینه های مختلف و مرتبط با علم حفاظت را دارند. در دهه های اخیر، فرسایش های ناشی از شرایط محیطی، وضعیت نامناسبی برای این بنا به وجود آورده است. یکی از علل اصلی آسیب های به وجود آمده، فرسودگی شدید لایه های پشت بام و عدم کارایی درست مسیر های دفع آب باران است. این عامل باعث نفوذ آب به قسمت های داخلی و آسیب به بخشی هایی از سازه شده است. ازاین رو، با هدف جلوگیری از ادامه روند تخریب و تثبیت وضعیت موجود، اقدامات حفاظتی و مرمتی به شکل استحکام بخشی موضعی پی، مرمت و بازسازی نعل درگاه ها، مرمت و بازچینی سه گونه از طاق های آسیب دیده، تثبیت لایه ها و اندود های دیواری و خواناسازی آرایه های معماری انجام شده است. در این مقاله تلاش شده تا با کمک مستندات تصویری از فرایند عملیات اجرایی به همراه ترسیم های معماری شرح کاملی از اقدامات حفاظت و مرمتی صورت گرفته در ارتباط با این بنای تاریخی، ارائه شود.
گزارش فنی: روند درمان و فرایند حفاظت و مرمت کالسکۀ ناصری متعلق به مؤسسۀ فرهنگی موزه های بنیاد مستضعفان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کالسکه ناصری که اکنون در موزه خودروهای تاریخی بنیاد مستضعفان به نمایش گذاشته شده است، اثری خاص دربردارنده تنوعی از ارزش های تاریخی، فنی، کاربردی و زیبا شناسانه است. این اثر ارزشمند که هم اکنون در موزه خودروهای تاریخی مجموعه موزه های بنیاد مستضعفان نگهداری می شود، قبل از انجام عملیات مرمت آسیب های فراوانی داشت که نیازمند بررسی و رسیدگی بود. از این رو پیرو تصمیمات اتخاذ شده از سوی متولیان موزه، برنامه مطالعه، حفاظت و مرمت این اثر طراحی شد. هدف از اجرای این برنامه طبیعتاً کمک به بازیابی سلامت و ظاهر زیبای این اثر منحصربه فرد به لحاظ ساختاری و تاریخی و آماده سازی مطلوب آن برای نمایش در موزه فعلی بود. در این راستا تیمی متشکل از متخصصان مختلف (طراح، عکاس، متخصص حفاظت و مرمت چوب) تشکیل شده و با مدیریت و نظارت واحد اقدامت مورد نیاز طراحی شده را اجرایی کردند. در این مقاله تلاش شده است تا علاوه بر ارائه گزارشی از مستندات تاریخی و فنی و آسیب شناسی انجام شده پیرامون اثر، بخشی از فرایند مرمت و تعمیر آن نیز به اشتراک گذاشته شود.
نسبت هوشمندی و مکان؛ از هوشمندسازی معماری تا "مکان هوشمند"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
۴۶-۲۵
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف پژوهش حاضر را می توان در ابتدا شناخت بن مایه های هوش و مفاهیم مرتبط با "هوشمندی"بوده و در ادامه فهم نسبت "هوشمندی" با معماری و تبیین شاخصه های معماری هوشمند برشمرد؛ همچنین می توان به صورت ویژه ارائه ی راهبردهایی برای همگرایی سطوح شکل دهنده مفهوم مکان و معماری هوشمند در راستای حصول به "مکان هوشمند"دانست. ابزار و روش ها: پژوهش حاضر، ترکیبی از شیوه های تحلیلی و توصیفی بوده که با تکیه بر بنیان های شکل دهنده مفهوم "هوشمندی" و ویژگی های تأثیرگذار آن در معماری است، که پس از بررسی متون تخصصی، مفاهیم آن استخراج و رویکردهای مختلف بررسی شده و ترکیبی جامع در جهت دستیابی به "مکان هوشمند" تبیین می کنند. یافته ها: مفهوم "هوشمندی" ویژگی اساسی و از مهم ترین عوامل در شکل گیری کیفیت فضایی در عصر حاضر است. سه ویژگی اساسی این مفهوم را می توان "هوشمندی فرمی-کالبدی"، "هوشمندی عملکردی-رفتاری" و "هوشمندی معنایی-مفهومی" بیان کرد که در صورت بروز هر سه ویژگی "هوشمندی جامع" محقق شده و می توان در ترکیب با ویژگی های شکل دهنده مفهوم مکان به پدیده "مکان هوشمند" دست یافت. نتیجه گیری: مفهوم مکان با توجه به تعامل ویژگی ها و سطوح شکل دهنده آن که نشأت گرفته از پایگاه مفهومی و بنیادی ثابت در معماری از یک سو است و شناخت مفاهیم هوش و عوامل تأثیرگذار در شکل گیری هوشمندی به عنوان اندیشه ای متغیر در فرم و ساخت وندها، که ساختارهای هوشمند پویا هستند، از طریق ثبات بنیان معماری هوشمند به عنوان دستاورد از سوی دیگر، مورد واکاوی قرار گرفته و می توان مهمترین نتیجهی مفاهیم تبیین شده را دست یابی به "هوشمندی جامع فضایی" با عنوان "مکان هوشمند" دانست.
نابودی معنای انسان در سینما (بر اساس موج چهار نیهیلیسم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
71 - 79
حوزههای تخصصی:
نیهیلیسم، به عنوان یکی از مسائل بنیادی فلسفی، در اندیشه های شوپنهاور و نیچه ریشه دارد و در نقد هایدگر از وضعیت دازاین، بحران معنایی انسان معاصر در تقابل با سلطه تکنولوژی و انحطاط فرهنگی تبیین می شود. هایدگر سقوط انسان را نتیجه تسلط تکنولوژی و زوال معنا می داند، درحالی که بودریار با معرفی سه موج نیهیلیسم، فرآیند تدریجی نابودی معنا را شرح می دهد. در امتداد این دیدگاه ها، موج چهارم نیهیلیسم که با ظهور تکنولوژی های نوین، دیجیتالی شدن گسترده و سیطره داده محوری همراه است، به عنوان گونه ای از دیکتاتوری فرهنگی عمل کرده و ماهیت تجربه انسانی را دگرگون ساخته است. این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی و مطالعه تطبیقی، به بررسی این پرسش می پردازد که چگونه سینمای معاصر، تحت تأثیر موج چهارم نیهیلیسم، از بستری برای حقیقت جویی و اندیشه ورزی به ابزاری برای ترویج پوچ گرایی و سطحی نگری تبدیل شده است. تحلیل فیلم های منتخب و بررسی روندهای روایی و زیبایی شناختی نشان می دهد که سینما، به ویژه در ساختارهای تولیدی و توزیعی تحت سلطه نظام سرمایه داری و امپریالیسم رسانه ای، بیش ازپیش در مسیر تقلیل معنا و اشاعه تصاویر توخالی و مصرف گرایانه حرکت می کند. این سلطه منجر به ایجاد تجربه ای همگن، بی محتوا و فاقد عمق فلسفی شده است که درنهایت، معنای وجودی انسان را به حاشیه می راند. یافته های پژوهش نشان می دهند که سینمای امروز، با اتکا به جلوه های بصری و ایدئولوژی مصرف گرایانه، نه تنها از ظرفیت بازتاب حقیقت فاصله گرفته، بلکه خود به عنوان عاملی در تداوم نیهیلیسم مدرن عمل می کند. درنهایت، این مقاله با تأکید بر اهمیت بازگرداندن تفکر فلسفی و حقیقت جویی به سینما، بر ضرورت بازاندیشی در ماهیت و کارکرد آن در مواجهه با بحران معنا تأکید دارد.
واکاوی تأثیر شاخص های طراحی پیاده راه مطلوب برای شهروندان و گردشگران با رویکرد شهر شاد (نمونه موردی: کوچه ارک تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
۹۱-۷۵
حوزههای تخصصی:
با گسترش شتابان شهرها، نقش انسان در فضاهای شهری بسیار کمرنگ شده و شادی و سرزندگی شهرها ازبین رفته است. از این رو در این پژوهش کوچه ارک به عنوان یکی از قدیمی ترین و فعال ترین محورهای مرکزی شهر تبریز، مورد مطالعه قرار گرفته است. در این محور تسلط سواره به پیاده، منجر به کاهش کیفیت های فضای شهری شده و تداخلات پیاده و سواره، آرامش و آسایش را از شهروندان سلب کرده و حرکت پیاده در این محور دچار ناکارآمدی شدیدی گشته است. بنابراین ایجاد پیاده راه مطلوب برای ساکنین محدوده و همچنین گردشگران می تواند به عنوان روشی برای احیای بافت تاریخی و ارتقا کیفیت شادی و نشاط به شمار آید. ماهیت این پژوهش کاربردی و روش مطالعه آن مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی می باشد. جمع آوری داده ها به دو روش کتابخانه ای و میدانی بوده که در روش میدانی، اطلاعات مورد نظر با ابزار پرسشنامه و مشاهده گردآوری شده است. به منظور سنجش اولویت و اهمیت هر یک از شاخص های مورد مطالعه از آزمون فریدمن در نرم افزار SPSS و EXCEL استفاده شد. طبق یافته های پژوهش، سطح معناداری در آزمون فریدمن در تمامی نمونه های آماری کمتر از 0.05 درصد بوده که نشان دهنده آن است که بین افراد پاسخ دهنده به پرسش های پژوهش مربوط به شاخص های پیاده راه با رویکرد شهر شاد، تفاوت معناداری وجود دارد، لذا اولویت بندی شاخص های مورد مطالعه از دیدگاه شهروندان ساکن در کوچه ارک شهر تبریز متفاوت است. نتایج به دست آمده بر اهمیت سرمایه گذاری شهری در توسعه پیاده راه ها به عنوان ابزاری برای ارتقا کیفیت زندگی شهری و احیای بافت های تاریخی تاکید می کند.
بررسی تطبیقی مفهوم عشق در «سوانح العشاق» احمد غزالی و فیلم «در حال و هوای عشق» وونگ کار وای
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
177 - 192
حوزههای تخصصی:
مفهوم عش ق از گذش ته تا کنون عقل و احس اس انس ان را مورد چالش قرارداده اس ت . مفهومی که با وجود تمامی بررس ی ها و تجربه ها، هنوز تعریف جهان ش مولی ندارد و با این وجود، بسیاری از مسائل و ارتباطات انسانی را دربرمی گیرد. دانشمندان علوم نظری و عملی مختلف از دیرباز به این مقوله پرداخته اند که در این مجال به تطابق اندیش ه های دو تن از آنان پرداخته شده است: وونگ کار وای کارگردان مش هور هنگ کنگی که به واس طه س بک متفاوت کاری اش ش ناخته می ش ود و ابوالفتح احمد بن محمد بن احمد غزّالی ، عارف بزرگ اواخر سده پنجم و اوایل قرن ششم . بنا به مقتضیات مختلف ، دیدگاه ها نسبت به عشق متفاوت است که از جمله آن ها می توان به عقاید مذهبی ، شرایط جغرافیایی ، رشد فکری جامعه و امثال آن اشاره کرد؛ اما به نظر می رسد این دو اندیشمند با وجود چندین قرن فاصله زمانی و هزاران کیلومتر فاصله مکانی، نقاط اشتراک زیادی در این مورد دارند که می تواند برخاسته از نگاه شرقی (به معنای عام) به عشق باشد که در مقابل عشق غربی قرار می گیرد. دلایل وجود این شباهت ها موضوع بحث حاضر نیست. این پژوهش قصد دارد وجوه تشابه مفهوم عشق در دو اثر مذکور و از طرفی تفاوت آن ها با مشابه غربی را نمایان کند. برای تألیف متون دراماتیک (اعم از نمایش نامه و فیلم نامه) عمیق تر نسبت به متونی که در سطح سیر می کنند و به اصطلاح بدنه خوانده می شوند، خاصه در مورد عشق، ادبیات کلاسیک فارسی، برای نمونه نثرهای مرسل عرفانی به شیوه های مختلف می توانند کمک کننده باشند. این پژوهش با استفاده از شیوه کتابخانه ای، بهره گیری از متن فیلم نامه و از طریق استدلال قیاسی نشان می دهد که عناصری در ادبیات کلاسیک فارسی وجود دارد که طبیعتاً به خودی خود دراماتیک نیستند اما می توانند شالوده مناسبی برای ساخت آثار دراماتیک باشند.
الگوهای هندسی انتشار نور روز و ادراکات حسی ساکنان در ساختمان های مسکونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۱ مرداد ۱۴۰۳ شماره ۱۳۴
5 - 20
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نور روز ماهیتی پویا و متغیر دارد که می تواند با توجه به مشخصه های معمارانه طراحی جداره های نور گذر، به خصوص هندسه آن، لکه های تیره و روشن متفاوتی در فضای داخلی خلق کند و با تأثیر بر حواس و ادراکات حسی ساکنان که از طریق واکنش های احساسی آن ها بروز می یابد، تجربه فضایی متمایز و معناداری برای آن ها فرآهم کند. بااین حال، به نظر می رسد ساختمان های مسکونی امروزی، حد مطلوبی از تأثیرات ادراکی نور روز در فضاهای داخلی را برای ساکنان خود فراهم نمی آورند که این امر می تواند ریشه در عدم آگاهی قاعده مند، شفاف و دقیق معماران از اثرات ادراکی نور روز داشته باشد. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تبیین رابطه الگوهای هندسی انتشار نور روز، ادراکات حسی ساکنان و شناسایی قابل اتکاترین شاخص های عددی پردازش تصویر به منظور پیش بینی رابطه بین این دو در بستر ساختمان های مسکونی انجام شده است.روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و روش پردازش تصویر در محیط شبیه سازی شده انجام شده است.نتیجه گیری: یافته های پژوهش پیمایشی نشان می دهد با تغییر الگوهای هندسی انتشار نور روز، میانگین شاخص های ارزیابی ادراکات حسی به شکل معناداری تغییر می کند که این امر به اهمیت توجه معماران بر هندسه جداره های نورگذر و دستکاری آن برای خلق حس یا مجموعه حس های مطلوب محیطی تأکید دارد. همچنین یافته های ارتباط بین پژوهش پیمایشی با شاخص های پردازش تصویر مطالعه شده حاکی از آن است که شاخص های Michelson, mean-RMS, Fractal D، حجم فایل در قالب GIF و RAW-PRIM8، به ترتیب قابل اتکا ترین شاخص ها در پیش بینی حس خوشایندی، شاخص های TIFF-SOBEL, JPEG -PERIM, Michelson، حجم فایل در قالب JPEG و حجم فایل در قالب PNG به ترتیب قابل اتکا ترین شاخص ها در پیش بینی حس جذابیت، شاخص های TIFF-SOBEL, Mean mSC, JPEG-PERIM8، حجم فایل در قالب JPEG و JPEG-PERIM 4 به ترتیب قابل اتکاترین شاخص ها در پیش بینی حس هیجان و شاخص هایRAW-PRIM 4 ،RAW-PRIM 8 ، Michelson، Fractal D و CANNY 2014-RAW به ترتیب قابل اتکاترین شاخص ها در پیش بینی حس آرامش فضا هستند.