ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۱۱٬۵۰۷ مورد.
۴۰۱.

بررسی تطبیقی برهان فطرت در اثبات وجود خداوند از دیدگاه دکارت و حکیم شاه آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۲۱۴
بحث از فطرت و مقتضیات آن به عنوان ویژگی مشترک میان همه انسان ها از اهمیت به خصوصی برخوردار است. اثبات وجود خداوند بر مبنای فطرت همواره یکی از دغدغه های چالش برانگیز اندیشمندان در طول تاریخ بوده است. تحقیق پیش رو به بازشناسایی نقش فطرت در اثبات وجود خداوند بر اساس نظام فکری دکارت و شاه آبادی با روش تحلیلی- تطبیقی پرداخته است. با بررسی نظام فکری هر دو اندیشمند، نوعی قرابت میان بیانات ایشان مشاهده می گردد که امکان بررسی تطبیقی را فراهم می سازد. در این راستا پس از بیان وجوه اشتراک و افتراق نظرات هر دو اندیشمند، به تطبیق دو دیدگاه پرداخته شده است که برخی از یافته ها و نتایج آن بدین شرح است: اعتقاد به معارف فطری، دوگانه انگاری حقیقت انسان، صحه بر تفاوت میان فطرت و طبیعت ازجمله وجوه اشتراک و داعیه جدایی عقل و ایمان، اختلاف در مبانی معرفت شناسی و هستی شناسی، از اهم وجوه افتراق نظرات این دو اندیشمند می باشد. با تطبیق وجوه اشتراک و افتراق، می توان گفت در نظر دکارت فطریات اموری هستند که متعلق شناخت حقیقی قرار می گیرند. مفهوم خدا ازجمله این مفاهیم است که قوه عقل به نحو فطری بر آن واقف است. در مقابل، شاه آبادی فطرت را شاکله وجودی انسان دانسته و لذا علاوه بر تأکید بر مبانی معرفت شناسی که دکارت به آن پرداخته، مبانی هستی شناسی را نیز موردتوجه قرار داده است. ازاین رو بسیاری از معضلات فلسفه دکارت در نظام فکری شاه آبادی مشاهده نمی شود.
۴۰۲.

تحلیل انتقادی امامت در فرقه گنابادی با محوریت نقش قطب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۵۱
اعتقاد به امامت دوازده معصوم (علیهم السلام) در عقیده ی صوفی گنابادی، مسئله ای قطعی و یقینی است. آن ها امامت را زمام دین و نظام مسلمین و اصل اساس اسلام می دانند. اما آنچه در منظر این فرقه بیشترین نمود را دارد إغراق بیش از حدی است که در خصوص مقام قطب و شیخ فرقه می شود. آن ها با بیان مواردی همچون زبان لاهوتی فهم کردن، اشاره غیبی شدن، مأموریت الهی در تعیین جانشین داشتن، تخلف از فرمان قطب را استکبار از حق دانستن و مواردی از این قبیل، قطب فرقه را هم ردیف و هم شأن با امام معصوم قرار می دهند. به گونه ای که بدون وجود قطب یا شیخ فرقه، حجت الهی بر بندگان تمام نشده و هدایت واقعی محقق نمی شود. در حالی که این گونه تعابیر و عبارات، از شئونات وابسته به امام معصوم است و به کارگیری این تعابیر درباره ی أقطاب فرقه که افراد عادی و غیر معصوم هستند، نشانه انحراف از مبانی اعتقادی شیعه امامیه است. ارتباط با عالم غیب پدیده ای است که پذیرش آن جز با دلیل قطعی و یقینی پسندیده نمی باشد و صرف ادعای بدون مدرک نیز قابلیت پذیرش ندارد.مقاله مورد نظر با عنایت به مبانی کلامی شیعه امامیه به نقد و تحلیل دیدگاه صوفی گنابادی در این مسئله می پردازد. و روش به کار رفته در آن روش توصیفی-تحلیلی است.
۴۰۳.

نقد ادعای «ولید بن صالح باصمد» درباره تعارض روایات شیعی مربوط به «شیوه حکم حضرت مهدی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۶۶
در منابع حدیثی شیعه، روایاتی در مورد شیوه حکم کردن حضرت مهدی (عج) وجود دارد که با توجه به اختلاف ظاهری میان آن ها، برخی وهابیان از جمله میکه «ولید بن صالح باصمد» حکم به تعارض داده اند و بر مهدویت مورد نظر شیعه تاخته اند. پژوهش حاضر، با هدف پاسخ به ادعای تعارض مذکور و با استفاده از روش «توصیف و تحلیل»، ابتدا ادعای مطرح شده را ذیل دو بخش روایات دالّ بر حکم حضرت مهدی (عج) بر اساس بیّنه و روایات دالّ برحکم آن حضرت بدون بیّنه دسته بندی و گزارش نموده، سپس با بررسی سند و متن روایات، نتیجه می گیرد که هر دو دسته روایات از منظر رجالی معتبر هستند و از لحاظ دلالی نیز قابل جمع با یکدیگرند. توضیح آنکه حضرت مهدی (عج) از برگزیدگان خداوند و برخوردار از علم الهی بوده و علاوه بر حکم با بیّنه، امکان صدور حکم بدون بیّنه را نیز دارد.
۴۰۴.

بررسی نقش حضرت عیسی(ع) در آموزه های اصلی مسیحیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۰۸
اصول کلی عقاید هر دین و آیینی، از تعالیم مؤسس آن خط مشی می گیرد و پیروان آن به نوعی ادامه دهنده راه رهبر خود هستند. جایگاه آورنده یک دین، همواره در طول تاریخ به صورت برجسته در پیشبرد اهداف آن نمایان بوده است. مسیحیت نیز چنان که از نامش پیداست محوریت آن با عیسی مسیح(ع) است و طبیعی می نماید که باید آموزه ها و دگماهای اصلی مسیحیت، براساس سخنان و رفتارهای حضرت عیسی(ع) شکل گرفته باشد. اگر ثابت شود که چنین معتقدات و باورهای بنیادینی در یک دین، ریشه در معارف و اعتقادات بنیان گذار آن ندارد، می تواند در اصلِ مشروعیت آن خدشه ای جدی وارد کند. نقش حضرت عیسی(ع) در آموزه های اصلی مسیحیت را می توان از عهد جدید استخراج کرد. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با محور قرار دادن نوشته های عهد جدید درصدد پاسخ گویی به نقش حضرت عیسی(ع) در شکل گیری آموزه ها و دگماهای اصلی مسیحی است. نتایج حاصله حکایت از آن دارد که حضرت عیسی(ع) در مهم ترینِ این اصول، ازجمله اصل «تثلیث»، «الوهیت عیسی»، «گناه نخستین»، «فیض» و «فدا» نقشی نداشته است؛ بلکه تعالیم او از این امور تهی است.
۴۰۵.

چگونگی بهره برداری آیین بودا از ظرفیت رنج در تبیین انسان شناسی و استلزامات آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۴۰
مواجهه ی ادیان با مقوله ی رنج دارای جوانب مختلفی است که از منظرهای گوناگون به آن پرداخته شده است. در این پژوهش به شیوه ی توصیفی تحلیلی به بررسی چگونگی استفاده ی آیین بودا از ظرفیت رنج در تبیین و تشریح جوانب انسان شناسانه می پردازد. در این مقاله رویکردهای مختلف آیین بودا در بهره برداری از ظرفیت رنج برای تبیین و توصیف دامنه های گسترده ای از ویژگی های انسانی مطرح می شود. همچنین در ادامه به استلزامات انسان شناختی اشاره می گردد و بیان می شود که نسبت رنج با طبیعت انسان چگونه است و وجود رنج چه نسبتی با اختیار انسان دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بهره برداری آیین بودا از ظرفیت رنج، به مثابه ی یک ابزار مؤثر در تبیین انسان شناسی است و این آیین اعتقاد دارد که رنج نه تنها جزء حتمی زندگی، بلکه فرصتی برای تحول است. در این راستا، آیین بودا رنج را به دو دسته ی طبیعی و غیرطبیعی، و اختیاری و غیراختیاری تفکیک می کند و نتیجه ی تحمل رنج را رسیدن به نیروانه می داند.
۴۰۶.

خداباوری در مکتب فلسفی سانکهیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۵۰
در میان ادیان و مکاتب فلسفی هند که قریب به اتفاق آنها عمل گرا هستند مکتب سانکهیه از حیث طرح مباحث نظری و نظام مقولاتی پیچیده، جایگاه فلسفی ویژه ای دارد. دو مقوله ی «پوروشه» (نفس) و «پراکریتی» (ماده)، اصول اساسی متافیزیک به ظاهر دوگانه انگار سانکهیه است. بدین سبب، برخی فرزانگان و شارحان این نظام فکری درباره ی مسئله ی وجود خداوند به منازعه پرداخته اند. اغلب شارحان متقدم بر پایه ی باور به نفوس متعدد ازلی و نیز مفهوم خاص علیت نزد فیلسوفان سانکهیه، برآن اند که خداوند بدان گونه که در ادیان توحیدی مطرح است، در مکتب سانکهیه جایی ندارد؛ اما شارحان متأخر این نظام فکری که حائز پیروان بیشتری هستند، بر این باورند که وجود خداوند به عنوان روحی کامل و ناظر بر عملکرد خلاقانه ی پراکریتی، ضرورت دارد؛ ولی همیشان ایده ی خود را به حسب متافیزیک مکتب سانکهیه، به درستی تبیین نکرده اند. پژوهش پیش رو به روش توصیفی تحلیلی «مسئله ی خداباوری» را در این نظام فکری می کاود؛ اینکه باور به وجود خداوند یکتا به چه میزان با سایر سازه های اصلی متافیزیک سانکهیه سازگار است؟ پس از بررسی پیش فرض ها و دلایل طرفین نزاع، به نظر می رسد که پوروشه در نظام فکری سانکهیه همان خداوند است؛ ولی شارحان ناخداباور، پوروشه را با مقوله ی «انانیت» (دومین معلول پراکریتی) خلط کرده اند.
۴۰۷.

بررسی نقش عقل در کمال انسان از نظر پاپ ژان پل دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۱۳
در ادیان برای رسیدن به کمال مؤلفه های مختلفی وجود دارد. تأکید مسیحیت بر ایمان است؛ اما پاپ ژان پل دوم در جهت ارج نهادن به عقل به عنوان مؤلفه ی مؤثر در کمال، آن را همتای ایمان در کشف حقیقت می داند. مقاله ی حاضر به روش توصیفی تحلیلی با بررسی متون مقدس کاتولیک، بیانات پاپ و اسناد کلیسا، درصدد بررسی نقش عقل در کمال انسان از نظر پاپ است. عقل از طریق شناخت مبدأ و صفاتش باعث تقویت ایمان و ایجاد کمال در انسان می شود. رسیدن به کمال، علاوه بر شناخت گزاره های عقلی یا ایمانی، نیاز به نوعی وفاداری در قالب زندگی اخلاقی دارد. لازمه ی آین زندگی اخلاقی، شناخت خیر است که از طریق عقل تحقق می یابد. خیر مطلق مفهوماً توسط عقل درک می شود. التزام درونی برای عمل به خیر توسط وجدان است که عقل داوری های آن را تنظیم می نماید. همچنین عقل لزوم تنظیم اعمال بر اساس خیر برین را درک می کند. کمال کاتولیک بازگشت به قداست اولیه بوده و سهم عقل در کسب این قداست، تأثیر بر بعد بیرونی قداست هماهنگی بیرونی میان انسان و مخلوقات است. در بعد درونی، عقل دچار تنگنای انسان شناسانه است و با وجود تلاش پاپ برای ارج نهادن به جایگاه عقل در کمال، همچنان محل تردید است.
۴۰۸.

خاستگاه هند و اروپایی آموزه رواقی آتش سوزی سرانجام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۷۲
اساطیر سرانجام جهان در بسیاری از ادیان باستانی، عموماً با توصیف بلایای آخرزمانی همراه است. از میان این فجایع آخرزمانی، بن مایه ی «آتش سوزی سرانجام در متون فرجام شناسانه رواقی» به واسطه ی محوری بودن نقش این اسطوره پایان هستی، جایگاهی ویژه دارد. بسیاری از پژوهشگران بر اساس وجود روایت های همسان از این بن مایه در متون آخرت شناسانه ی هندوایرانی، بر خاستگاه های هندوایرانی آن تأکید داشتند. البته شواهد اسطوره شناسی کهن این بن مایه در یونان باستان و نیز وجود نمونه های همسان در دیگر اقوام هندواروپایی نیز امکانی بر خاستگاه های هندواروپایی آن بن مایه بود. مسئله ی این پژوهش بر این مبنا، بررسی خاستگاه بن مایه ی «آتش سوزی سرانجام» در متون فلسفه ی رواقی یونان است. این پژوهش بر اساس منابع کتابخانه ای و شیوه ی توصیفی تحلیلی به بررسی مستندات فلسفی، دینی و اسطوره ای یونان باستان و دیگر اقوام هندواروپایی پرداخته و به این نتیجه دست یافته است که خاستگاه این بن مایه، باورهای فرجام شناسانه ی اقوام اولیه ی هندواروپایی بوده است که در آن، هستی طی ادواری نامتناهی با فجایعی چون آتش سوزی و سیل از میان می رود و بار دیگر هستی نو باززایی می شود.
۴۰۹.

بررسی انتقادی رابطۀ عقل و بُعد تعهدی ایمان از منظر جان کاتینگهام با تاکید بر دیدگاه علامۀ طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۰۸
جان کاتینگهام –فیلسوف معاصر انگلیسی- دیدگاه خود در رابطه عقل و ساحت تعهدی ایمان را ذیل سه محور مطرح کرده است: 1. کارکرد  تعهد دینی در حیات اخلاقی انسان؛ 2. عدم منافات میان تعهد دینی و خودمختاری انسان؛ 3. کارکرد متمایز قرینه در تعهد دینی و علم تجربی. در اثر پیش رو دیدگاه کاتنیگهام در دو محور نخست ارزیابی شده است. وی در محور اول، پشتوانه تعهد دینی و التزام به قوانین اخلاقی را اعتقاد به منبع خیر بودن خداوند می داند. در محور دوم، با استفاده از مبانی اگزیستانسیالیستی در رابطه انسان و جهان، معتقد است انسان موجودی خودساز نیست و در شرایطی قرار دارد که خود تاثیری در تحقق آن نداشته است. در چنین شرایطی، تسلیم در برابر قوانین اخلاقی، تسلیم در مقابل اراده بیگانه نیست، بلکه انتخابی آگاهانه برای رشد خویش است. دیدگاه وی در این دو محور با توجه به آراء علامه طباطبایی قابل بررسی است. در محور نخست، تبیینی عالی تری بر اساس مبانی فلسفی علامه طباطبایی قابل طرح است. اما نسبت به محور دوم، دو نکته قابل ملاحظه وجود دارد: نخست آنکه پاسخ او در این مساله، بیانی متوسط در تبیین رابطه خداوند و انسان است، و دوم آنکه تعهد اولیه به همان رکن ایمان مقدم بر عمل است، نه متاخر از آن.
۴۱۰.

تبیین ماهیت الهیات روایی بر اساس تحلیل مفهوم روایت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۲۰۴
الهیات روایی یکی از حوزه های الهیاتی جدید شکل گرفته در غرب (آمریکا) و تحت تأثیر فضای پست مدرنیسم است. این نوع الهیات همچون سایر مظاهر پست مدرنیسم علیه الهیات پیش از خود شوریده است. در اینجا با مبنا قرار دادن روایت/ داستان که در کتاب مقدس آن را می یابیم پیرامون موضوعاتی مانند انسان، خدا، ایمان مباحث بسط می یابد. از آنجا که یک تعریف مشخص و جامع از این نوع الهیات وجود ندارد (ما نیافتیم)، بر آن شدیم با مطالعه و تحلیل آراء الهیدانان مربوط به این حوزه، ویژگی ها و مفاهیم اساسی روایت، که عنصر اصلی شکل دهنده این نوع الهیات است، و مبتنی یا متأثر از فضای پست مدرنیم است، الهیات روایی را تعریف کنیم؛ و با توجه به آنچه انجام دادیم توانستیم این الهیات را بر اساس هفت مفهوم/ ویژگی معرفی نموده و آن را به عنوان الهیاتی عمل گرایانه، و نه نظرورزانه، تعریف کنیم.
۴۱۱.

مواجهه قرآن با برداشت های نمونه شناسانه مسیحی از داستان یونس(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۵ تعداد دانلود : ۲۹۶
حضرت یونس(ع) ازجمله شخصیت هایی است که هم در قرآن و هم در کتاب مقدس عبری از ایشان سخن به میان آمده است. داستان قرآنی یونس(ع) بیش از آنکه با داستان کتاب مقدس عبری همسو باشد، به داستان ایشان در نوشته های آبای کلیسای سریانی که بازتابی از عقاید مسیحیان عصر نزول است، شباهت دارد. ازهمین رو می توان قرآن را در گفت وگو با این تفاسیر مسیحی از داستان یونس(ع) دانست. مطابق برداشت های مسیحی از برخی عناصر داستان یونس(ع)، سرگذشت ایشان در راستای مسیح شناسی استفاده می شود و براین اساس پژوهش حاضر با استفاده از روش مطالعات تطبیقی و با رویکرد تحلیلی تبیینی در پی پاسخی برای این پرسش بوده است که قرآن چگونه با برداشت های نمونه شناسانه مسیحی از داستان یونس(ع) در عصر نزول مواجهه داشته است؟ پاسخ به دست آمده این است که نه تنها قرآن نمونه شناسی مسیحی را انکار می کند، بلکه به نظر می رسد داستان پیامبران را در رابطه با پیامبر اسلام روایت می کند و نمونه شناسی و پیامبرشناسی خاص خود را توسعه می دهد. همچنین با حذف بخش هایی از داستان یونس(ع)، که در میان مسیحیان رایج بوده، در جهت نفی یا کم اهمیت نشان دادن عقاید رایج مخالف با آموزه هایش گام برداشته است.
۴۱۲.

بررسی وجوه بیمارگونه شخصیت علی محمّد شیرازی در ادعای مهدویت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
گفتمان مهدویت در طول تاریخ دست خوش تحولات متعددی شده است. یکی از مهم ترین آسیب های جامعه منتظر، گرفتارشدن در دام مدعیانی است که با ادعای کسب تجربه های دینی و معنوی، زمینه ساز تشکیل فرقه ها و نحله های گوناگون می شوند. یکی از ایشان که بر اساس چنین ادعایی، پایه گذار آیین جدیدی در زمان معاصر شده، «علی محمد شیرازی» است. در زمان محاکمه وی، سلامت روانی او مورد تردید عده ای قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر این است که با واکاوی زندگی شخصی و اجتماعی علی محمد شیرازی، به روش توصیفی و تحلیل روان شناختی، بررسی کند که ادعاهای باب، تا چه حد می تواند در ارتباط با سلامت روان او ارزیابی شود. علی محمد شیرازی که در دامان مکتب شیخیه پرورش یافته بود به کمک فضای خاص سیاسی، اجتماعی و اعتقادی که در آن مقطع تاریخی وجود داشت و با سوء استفاده از عقاید شیعیان، نخست مدعی بابیت شد و در طی دو سال آخر عمرش، ادعاهای مهدویت، نبوت و الوهیّت کرد. یافته های این پژوهش که بر اساس تحلیل روان شناختی علی محمد باب و ناظر به مستندات و شواهد تاریخی است، نشان می دهد که وی مشکوک به دو مورد از بیماری اختلال شخصیت اسکیزوتایپی و اختلال شخصیت ضد اجتماعی بود؛ درنتیجه، باورمندی به هر نوع از ادعاهای وی و تأثیرپذیرفتگان از او، با توجه به مسئله اختلالات شخصیتی علی محمد شیرازی، امری غیر معقول است.
۴۱۳.

تحلیل نقادانه «استدلال سادگیِ» ریچارد داوکینز بر خداناباوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۷۹
چارلز داروین به عنوان یک زیست شناس به دنبال استنتاجات فلسفی از نظریه «تکامل انواع» نبود، لیکن دیدگاه وی بعدها پایه ای برای تفسیر الحادی برخی چون ریچارد داوکینز از آفرینش واقع شد. در نگاه داوکینز «انتخاب طبیعی» به تنهایی و بدون فرض مبدئی هوشمند، طی فرایندی طولی و انباشتی، اَشکال پیچیده حیات را شکل داده و این توضیح تبیین ساده تری از نظم هستی را در قیاس با نظریه خلقت الهی به نمایش می گذارد و از این روی طبق استنتاج بهترین تبیین باید همین دیدگاه را پذیرفت. وی این بیان را «استدلال سادگی» نام نهاد. این جستار با روش تحلیل مفهومی و گزاره ای و سیستمی روشن می سازد که استدلال سادگی داوکینز اولاً بر مجموعه ای از مغالطات منطقی و فلسفی مبتنی است و او از تبیین چگونگی شکل گیری نظم طبیعی انتظار تبیین چرایی و علّی آن را دارد و روشن است چنین تحمیلی منطقاً راه به جایی نخواهد برد و ثانیاً متون اسلامی و قواعد فلسفی و معرفت نفس نشان می دهند تکامل تصادفیِ انباشتی نه تنها بهترین تبیین نیست بلکه نامحتمل ترین تبیین و بلکه تبیین محالی است.
۴۱۴.

ارزیابی دلایل عقلی آیت الله جوادی آملی بر ساز گاری عدل الاهی با آیات خلود در عذاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۹
مسئله «خلود و جاودانگی عذاب» برخی از دوزخیان، از مباحث مهم تفسیری و کلامی است و همیشه مورد توجه و اهتمام اندیشمندان اسلامی بوده است. سؤال اساسی در مسئله مذکور، سازگاری آن با عدل الاهی است که آیا عذاب ابدی و نامحدود، برای ارتکاب اعمال خلاف «محدود» دنیایی، با عدل الاهی سازگار است؟ در این زمینه بین اندیشمندان اسلامی تفاوت دیدگاه وجود دارد. برخی از آنان، خلود و عذاب ابدی را با عدل الاهی ناسازگار دانسته و در نتیجه نظریه «انقطاع عذاب دوزخ» را برگزیده اند. برخی دیگر، خلود و عذاب ابدی را با عدل خدا منافی ندانسته و در نتیجه به خلود و دوام عذاب معتقد شده اند. آیت الله جوادی آملی ازجمله اندیشمندانی است که خلود و عذاب ابدی را با عدل خدا ناسازگار ندانسته و در زمینه تبیین خلود و دوام عذاب برای برخی از دوزخیان، دلایلی عقلانی ارائه کرده است. در این پژوهش، با روشِ تحلیلی-توصیفی، دلایل عقلی ایشان بر خلود و دوام عذاب، مورد ارزیابی و نقد قرار گرفته و بیان شده است که با این دلایل نمی توان خلود قرآنی را تبیین عقلانی و مسئله تعارض خلود با عدل الاهی را مرتفع کرد؛ اگرچه اصل ظهور آیات قرآن مبنی بر خلود و عذاب ابدی برای برخی از دوزخیان، قطعی و غیرقابل انکار است.
۴۱۵.

بازخوانی نظریه شیخ مفید درباره حیات برزخی با بررسی مفهوم لبث در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۷
در قرآن بر وجود عالم برزخ تأکید شده و در این باره یکی از سوالات متداول انسان، نحوه وجود انسان در برزخ است. همچنین مسأله گذشت زمان و کم وکیف آن در آن عالم، از جمله مسایل مطرح درفلسفه و قرآن بوده است. درک ما نیز از زمان در دنیا، برزخ و حتی قیامت، بسیار پر چالش می باشد. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بازخوانی نظریه شیخ مفید درباره حیات برزخی پرداخته ایم و پس از آن، با تمرکز بر مفهوم لبث در قرآن، چگونگی حیات در برزخ بررسی شده و دیدگاه شیخ مفید، مورد تأیید قرار گرفته است. سوال اصلی اینکه، نظریه شیخ مفید درباره حیات برزخی با توجه به مفهوم لبث در قرآن چیست؟ با توجه به مفهوم لبث در آیات مختلف وتفاسیر آن، می توان گفت که نظریه شیخ مفید درباره حیات در عالم برزخ و کیفیت آن، برای اولیای الهی و همچنین مومنان و کفار محض تأیید می شود. اما به غیر دو گروه فوق و برای بیشتر اموات، خواب عمیق قابل تطبیق می باشد.
۴۱۶.

بررسی تحلیلی شواهد نقلی بر مرتبه تجرد مثالی و عقلیِ نفس انسانی در آثار صدرا و علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۱
تبیین«اثباتِ نقلی مرتبه ی مثالی و عقلی نفس انسانی» نقشی بنیادین در تعریف حقیقت انسان و ترسیم سیر صعودی او تا مقام انسان کامل ایفا نموده و بر مبانی و مسائل سایر علوم انسانی اسلامی نیز تأثیرگذار خواهدبود. این پژوهش، با روش توصیفی -تحلیلی، به واکاوی شواهد نقلی بر مرتبه تجرد مثالی و عقلیِ در آثار صدرا و علامه طباطبائی می پردازد. در فلسفه و کلام الهی، عقل و نقل، مؤید یکدیگرند و در آثار صدرا و علامه ، عرضه ی براهین عقلی بر آیات و روایات، مورد تاکید است. گسترش این شواهد نقلی، و پیوند آن با مبانی عقلی و فلسفی حکمت متعالیه با تقریری نو از ابتکارات ویژه ی علامه است. یافته های پژوهش نشان می دهد که؛ در جریان اثباتِ نقلیِ مرتبه ی مثالی، تجرد نفس از ماده و برخی از عوارضش را، برایِ تمامی نفوس انسانی چه در دنیا و و چه پس از آن از طریق شواهدی چون «حقیقت رؤیا»، «واقعه معراج»، «کیفیت توفی در هنگام خواب و مرگ» و «بقای صور جزیی در عالم برزخ» اثبات می گردد. در مرتبه ی تجرد تام عقلی، نفس با سیر اشتدادی خود به استنادِ شواهد نقلی از سنخ عالم امر و ملکوت شناخته شده و با نیل به «حیات طیبه» مجرد از ماده و عوارضش می گردد که این مقام مختص نفوس کمال یافته است. حاصل آنکه، شواهد نقلی فراتر از نقش مؤید، با ترسیم جزئیاتِ سیرِ اشتدادیِ نفس از نشئه ی مادی تا مراتبِ اعلایِ تجردِ عقلی، نقشه ی جامعِ استکمال را عیان ساخته و بستری معرفتی برای اتقانِ براهینِ فلسفی فراهم می سازند.
۴۱۷.

گونه شناسی ارتباط گناه با حوادث ناگوارطبیعی در قرآن با تأکید برآراء تفسیری علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۶
ارتباط گناه با حوادث مصیبت وار طبیعی در آیات متعددی از قرآن کریم مطرح شده است. این آیات به دو دسته قابل تقسیمند: نخست آیاتی که با صراحت به این رابطه پرداخته اند. در این آیات گاه عنوان ذنب و ذنوب به کار رفته، گاه عنوان گناهانی مانند فسق و کذب و ظلم استفاده شده است. دسته دوم آیاتی است که به صورت ضمنی بر این رابطه دلالت دارند. در این آیات نیز بر عناوین کسبت ایدیهم، ما کسبوا، من نفسک، من عندک، ما صنعوا و ما عملوا تأکید گردیده است. از دیدگاه علامه طباطبایی در هیچ یک از این آیات دلالتی صریح یا ظهوری نزدیک به نص بر ارتباط گناهی خاص با حادثه ناگوار طبیعی خاص وجود ندارد. به باور علامه حوادث طبیعی ناگواری که عموم مردمان اعم از گناهکار و بی گناه را دربر می گیرد عذاب نیستند بلکه آن ها را باید نتایج تکوینی انتخاب ها و اعمال انسان دانست. از این رو نمی توان به هنگام رخداد چنین حوادثی، گناهی خاص را به عنوان علت حادثه معرفی کرد.
۴۱۸.

ارزیابی دیدگاه رابرت آدامز در رابطه با عدم نیاز به آفرینشِ بهترین جهان ممکن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۰۸
یکی از مهم ترین سؤالات درباره اوصاف و افعال الهی این است که آیا جهان بالفعل، بهترین جهان ممکن است؟ رابرت آدامز معتقد است که یک عامل اخلاقیِ کاملاً خیر می تواند جهانی را خلق کند که مادون بهترین جهانی است که قادر به آفرینش آن است. چنین چیزی نه مستلزم ظلم یا نامهربانی در حق بندگان است و نه حاکی از نقصی در ذات اوست. در این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی، به این پرسش پرداخته می شود که آیا دیدگاه آدامز در رابطه با عدم نیاز به آفرینش بهترین جهان ممکن قابل دفاع است؟ هدف مقاله، تشریح دیدگاه آدامز و سپس ارزیابی آن است. اهمیت دیدگاه آدامز در آن است که وی بحث خود را بر مبنای صفات اخلاقی الهی، آن طور که در ادیان ابراهیمی مورد قبول است، پیش می برد. اگرچه تا اندازه ای می توان با بخش اول استدلال آدامز همراهی کرد، بخش دوم استدلال او بدون اشکال نیست؛ زیرا: (1) بر مبنای دیدگاه خود آدامز، به نظر می رسد که تعبیر «لطف در مقام آفرینش» گرفتار ناسازگاری است؛ (2) با توجه به خنثی بودن صفت لطف، نمی توان ملاحظات شایسته محورانه را به کلی در انتخاب یک جهان خاص نادیده گرفت که چنین چیزی در نهایت به انتخاب بهترین جهان ممکن منجر خواهد شد. نتیجه آنکه صفت لطف نمی تواند توجیهی برای یک عامل اخلاقی کاملاً خیر در انتخاب جهانی مادون فراهم کند. بنابراین، دلیل لمّی در اثبات نظام احسن به قوت خود باقی خواهد ماند.
۴۱۹.

توهم توجیه الحاد با خودمتناقض انگاری صفات علم، اراده و قدرت الهی در بیان مایکل مارتین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۷۲
خداباوری و الحاد دو جریان همیشه درتقابل هستند که وجود خدا، صفات و افعال او موضوع مباحثات آنان بوده و بحث های گسترده ای درباره ادله آنها در طی تاریخ ثبت شده است. مایکل مارتین، از ملحدان عصر حاضر، صفاتی چون علم مطلق، قدرت، اراده آزاد و کمال اخلاقی خداوند را سبب تناقض و انکار وجود خدا دانسته و سعی بر اثبات الحاد داشته است. نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی و کتابخانه ای درصدد بررسی انتقادی این گفتار و نشان دادن نقاط ضعف آن است. مارتین بعد از ارائه تعاریفی از علم مطلق، دومین تعریف را از این جهت که می تواند مقصود الهی دانان از کمال علمی را برساند، می پذیرد و اشکال اصلی او به خداباوران در همین جاست که کمال علمی خدا هم ناسازگاری درونی دارد، هم با برخی کمالات دیگر وی در تناقض است. در این نوشتار، تعاریف «عالِم مطلق» و ایراداتی که مارتین به این تعاریف مطرح می کند، بررسی خواهد شد و ازطرف دیگر با چند بیان، تناقضات میان صفات الهی نیز پاسخ داده می شود. برخی نقدها معناشناختی اند که رویکرد مارتین به معانی اوصاف الهی و برخی اصطلاحات ریاضی را بررسی می کند. سپس با عنوان نقدهای معرفت شناختی، به بررسی تعریف مارتین از مفهوم علم و معرفت پرداخته شده است. در آخر نیز خطاهای مارتین در فهم اوصاف الهی در بخش نقدهای خداشناختی ارائه می شود. به طور کلی، مارتین نگاهی انسان واره به خدا دارد و او را متأثر و زمانی می داند که به الهیات پویشی نزدیک شده است.
۴۲۰.

نقش اندیشه های دریدا و تأثیر آن در رهیافت الهیاتی کاپوتو؛ بررسی تحلیلی و انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۶
جان دی. کاپوتو، یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان دین قاره ای معاصر است. وی پس از طرح «اندیشه مرگ خدا» و افول دین در دوره مدرن، امکانِ «بازگشت دین» را از رهگذر فلسفه ساخت شکنانه و به شیوه ای پسامتافیزیکی، در دوران پست مدرن بررسی می کند. جالب آنکه موضوع بازگشت دین، امروزه حتی با استقبال برخی متفکران سکولار نیز مواجه شده است. کاپوتو در نیل به هدف خویش از اندیشه های فلسفی دریدا بسیار بهره می برد. تحقیق پیش رو با روش کتابخانه ای و شیوه توصیفی تحلیلی، به مؤلفه های محوری اندیشه های دریدا که تأثیری عمیق بر رهیافت الهیاتی کاپوتو بر جای گذاشته اند همچون «ساختارشکنی»، «نفی متافیزیک حضور»، «رویداد» و «دین بدون دین» می پردازد. درنهایت، بررسی انتقادی فلسفه ساخت شکنانه و الهیات مبتنی بر آن، نشان می دهد که این نگرش با چالش های متعددی؛ از جمله «نسبی گرایی»، «مفسرمحوری افراطی»، «ایمان گرایی» و «ناواقع گرایی دینی» مواجه است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان