فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۴۱ تا ۵٬۵۶۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
منبع:
فلسفه دین سال چهاردهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
743 - 768
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه پل تیلیش، زبان انسان برای سخن گفتن از اعیان و وقایع عادی زندگی او مناسب است و به هیچ وجه نمی توان چنین زبانی را برای سخن گفتن از خدای «متعالی» و «به کلی دیگر» به کار گرفت. غایت قصوا یا دلبستگی واپسین جز با زبان نمادین بیان شدنی نیست و نمادهای دینی تنها در موقعیت سخن از خدا و بازنمایی بنیان غایی هستی، معنای نمادین دارند. محمد غزالی نیز قائل است که معرفت به عالم علوی جز از طریق نمادهای عالم سفلی محال خواهد بود. نمادگرایی او ناظر به کل عالم ملک و شهادت است. هر دو شخصیت بر درک شایسته نمادهای دینی از طریق پیوند قلبی و علم حضوری تأکید دارند. اما نزد تیلیش این ادراک، تنها زمینه مواجهه بهتر با خدا را فراهم می کند و فاقد حیثیت واقع نمایی و معرفت بخشی است؛ در حالی که غزالی نمادها را واجد چنین حیثیتی می داند.
نظریه غایت به مثابه قرینه ای بر خودگروی روان شناختی در فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال پنجاهم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
225 - 243
حوزههای تخصصی:
از خودگروی روان شناختی تقریرهای گوناگونی ارائه شده و در هر یک از آن ها بر ویژگی خاصی تأکید شده است؛ در تقریر آین بر بازگشت «هدف و منفعت به فاعل فعل»، در تقریر پویمن بر «بازگشت رضایت به فاعل فعل»، در تقریر ریچلز بر عنصر «خودخواهی» و در تقریر هولمز بر «انگیزه» و «حب ذات» تصریح و تأکید شده است. عناصر یادشده به ظاهر در فلسفه ملاصدرا حضور دارند؛ چنان که ملاصدرا در نظریه غایت از «حب ذات» و « ارجاع همه غایات به فاعل» سخن می گوید.پرسش پایه این جُستار عبارت است از این که آیا «ارجاع همه غایات به فاعل» و «حب ذات» در فلسفه ملاصدرا مؤید و قرینه ای بر خودگروی روان شناختی است؟ یافتهاین پژوهش به این قرار است که با واکاوی دقیق «غایت» به طور عام و «انگیزه» به طور خاص، «خودخواهی»، و «فضیلت» می توان گفت که فلسفه صدرایی مؤید نظریه خودگروی روان شناختی نیست. گفتنی است که این پژوهش مسبوق به پیشینه ای نیست.
راه های مهار و تربیت قوّه خیال بر مبنای حکمت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قوه خیال در نزد حکمای مسلمان جایگاهی ویژه دارد و در تمام عرصه های زندگی بشری - به ویژه در کسب کمالات انسانی - نقشی جدّی ایفا می کند؛ در عین حال، اصلاح و نگه داشت حدّ این قوّه، نیازمند مراقبت های فراوانی است. حکمای مسلمان با شناختی دقیق از این قوّه و طبیعتش، بر مبنای همان مباحث حِکمی، روش هایی را برای حفظ و تربیت این قوه - در راستای تکامل انسانی - بیان کرده و برشمرده اند؛ هرچند باب مستقلی را به این بحث اختصاص نداده اند. این مقاله کوشیده تا این راه ها را که در منابع گوناگون تنها به اشاره آمده اند، جمع و تبیین کند. مشغول داشتن قوّه خیال به حواس ظاهری، قرار دادن این قوّه در تحت فرمان قوّه عاقله، برنامه هایی چون مراقبت، تمرکز و توحّد و کسب فضائل اخلاقی ای چون صداقت، نیز اعتدال بخشیدن به مزاج و عمل به برخی اَذکار همچون تلاوت فراوان آیات سُخره، از جمله راه های پیشنهادی حکما برای مهار و تربیت قوه خیال است که در این مقاله بدان ها پرداخته شده است.
هنر بدون متافیزیک: خوانشی پساساختارگرایانه از هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۹
37 - 58
حوزههای تخصصی:
هنر مدرن منادی دوران جدیدی است، دوران تعلیق و وانهادگی؛ دورانی که در حوزه های عمومی تر پست مدرن نامیده می شود. پساساختارگرایی اندیشه ی چنین دورانی است، دورانی که انسان به سرشت تاریخی خود پی می برد و از بند لوگوس می گسلد. اما این وانهادگی، برخلاف تصور رایج، زندگی را با نسبیت محض و بی معنایی مواجه نمی سازد. می خواهیم ببینیم در اندیشه ی پساساختارگرا چه بر سر هنر می آید. در واقع «هنر بدون لوگوس» موضوع اصلی این مقاله است. در این مقاله با معرفی و نظریه پردازی پیرامون مفهوم «فدرالیسم زبانی» تلاش می کنیم خوانشی متفاوت از هنر در پارادایم پساساختارگرایی ارائه دهیم. با کنار گذاشتن لوگوس، بار تعهد هنر بر دوش «دیگری» قرار می گیرد. در این معنا هنر اساساً متعهد است، اما نه دیگر تعهد به امری متافیزیکی، که تعهدی زمینی و این جهانی. در این مقاله با معرفی و نظریه پردازی پیرامون مفهوم «فدرالیسم زبانی» تلاش می کنیم خوانشی متفاوت از هنر در پارادایم پساساختارگرایی ارائه دهیم. با کنار گذاشتن لوگوس، بار تعهد هنر بر دوش «دیگری» قرار می گیرد. در این معنا هنر اساساً متعهد است، اما نه دیگر تعهد به امری متافیزیکی، که تعهدی زمینی و این جهانی.
ادراک کلی از منظر صدرالمتألهین و علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۳۹۶ شماره ۷۰
91 - 111
حوزههای تخصصی:
بحث از مفاهیم کلی و چگونگی شکل گیری آنها از مهم ترین مباحث معرفت شناسی است. ملاصدرا در این بحث بر خلاف نحوه حصول مفاهیم جزئی، حصول مفهوم کلی را محصول خلاقیت نفس نمی داند، بلکه معتقد است ناشی از اشتداد جوهری نفس و مشاهده عقول می باشد. این نظریه مورد پذیرش بیشتر حکمای پیرو حکمت متعالیه است؛ ولی علامه طباطبایی; با پذیرش اصول فلسفه ملاصدرا مناقشانی بر ملاصدرا دراین باره از جمله در مسئله عقول عرضی و ارباب انواع دارد و در صدد است با انتقال مسئله از عقول عرضی به عقول طولی، هندسه معرفتی صدرالمتألهین را تکمیل نماید. در این مقاله از اشاره به نحله ها و نظریات مهم درباره چگونگی شکل گیری مفاهیم کلی، به تحلیل و مقایسه نظر صدرالمتألهین و علامه طباطبایی; پرداخته می شود.
سبک شناسی سوره ذاریات(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۳۹۶ شماره ۷۱
201 - 227
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی متون، از جمله روش هایی است که ما را به معنا و مفهوم سازی های متکلم و جنبه های زیبایی متون راهنمایی می کند. پژوهش حاضر بر اساس معیارهای سبک شناسی <span dir="LTR"> ، به بررسی زیبایی های ادبی سوره ذاریات در سه سطح زبانی، ادبی و فکری پرداخته است. حاصل بررسی بدین صورت است که کلمات و صوت حاصل از آنها در جلب توجه مخاطب و خواننده تأثیر و ارتباط تنگانگی با معنای آیات دارد. آهنگ و ایقاع در جان شنونده واکنش بر می انگیزد و در مخاطب اثر می گذارد که از نمونه های آن می توان به شروع سوره با ریتم کوبنده اشاره کرد که نوعی هشدار باش به شنونده است. در سطح صرفی و نحوی، کلمات مفرد، جمع، نکره و معرفه که در این سوره مشاهده شد، همگی دارای نکات دقیقی است و در معنای آیه یا در لایه های معنایی تأثیر دارد. اگر در جمله ای استفهام به کار رفته، در ورای آن، نکته ای بلاغی و اسلوبی است و با هدف گوینده هماهنگ است. همچنین استفاده از ارائه هایی چون ایغال، اسلوب حکیم و مجاز علاوه بر اینکه موجب شیوایی و تأثیرگذاری سوره شده، همگی در راستای هدف آیات است. در سطح فکری، با به تصویرکشیدن نعمت ها و عذاب ها به صورت محسوس و عینی، مخاطب را در فضای حس و لمس توصیفی قرار می دهد تا با وضوح و شفافیت آن را در ذهن تداعی کند که از جمله این موارد می توان به تشبیه باد عذاب به نازایی و مفهوم حرکت به سوی خدا و عدم دلبستگی به دنیا را نام برد.
مرامنامه اخلاقی در علوم: چیستی، چرایی و روش تهیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به رغم پیشرفت های بسیار ، در حوزه تهیه و تنظیم مرامنامه های اخلاقی کار زیادی در ایران انجام نشده است. در نتیجه، تعارض های اخلاقی در فعالیت های اجتماعی و علمی به آسیبی جدّی در جامعه بدل شده اند. از آن جاکه در سال های اخیر بسیاری از متخصصان دغدغه ارائه دستورالعمل های اخلاقی - مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی - داشته اند ، تدوین شیوه نامه و روش تنظیم این مرامنامه ها بایسته و ضروری است. مقاله حاضر با هدف تدوین روش تهیه این مرامنامه ها انجام شد. نتایج بررسی ها نشان داد تهیه مرامنامه ها از شش مرحله تشکیل یافته است: 1) یافتن مواردی که نیاز به تصمیم اخلاقی دارند ؛ 2) مشخص ساختن دست اندرکاران نیازمند به کدهای اخلاقی ؛ 3) بازشناختن چالش های اخلاقی در آن علم ؛ ۴)تعیین اصول اخلاقی ؛ ۵) تعیین رویکرد مبنایی در اخلاق و ۶) تدوین مرامنامه اخلاقی در آن علم. البته ، لازم به ذکر است ملاحظاتی برای پیش از تهیه مرامنامه و برای استفاده از آن هم مطرح شده است.[1] [1]. مقاله حاضر مستخرج طرحی با عنوان «روش شناسی تهیه مرامنامه اخلاقی در علوم» به کد طرح 9۴10۶0 ُ«صندوق حمایت از پژوهشگران و فناوران کشور» معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری ، انجام شده است.
ارزیابی دیدگاه جان هیک درباره دلائل پیدایی تصورات مختلف از خداوند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی دیدگاه جان هیک - فیلسوف دین تحلیلی معاصر- درباره دلایل وجود تصورات مختلف از خداوند و عدم امکان دست یابی به مفهوم خداوند می پردازد. ابتدا ضمن اشاره به تفکیک مفهوم و تصور خداوند و ویژگی های اساسی تصورات گوناگون از خداوند - با تکیه بر مبانی او یعنی تفکیک نومن از فنومن کانت ، «دیدن به عنوان» ویتگنشتاین متأخر و وصف ناپذیری خداوند - نشان خواهیم داد که با تفکیک کانت تنها می توان تفکیک مفهوم خداوند از تصور او را توجیه کرد و نمی توان از دست یابی به مفهوم خداوند دفاع کرد ؛ زیرا طبق آن ، راهی به نومن خداوند نیست. با تکیه بر دیدگاه ویتگنشتاین متأخر نیز هیچ تجربه ناب و خالصی نیست که بتوان از مفهوم خداوند سخن گفت ، بلکه همواره تصوراتی از او داریم. وصف ناپذیری خداوند نیز مشکل تجربه ما را از او دوچندان کرده و باعث تصورات گوناگون از خداوند می شود. در پایان نیز به نتایج دیدگاه او مانند توفیق او در تفکیک مفهوم و تصور خداوند و توجیه وجود تصورات مختلف از خداوند ، گشودن راه نقد و بررسی آموزه های مسیحی ، دفاع از کثرت گرایی دینی و نزدیک شدن او به تصور پنن تئیستی از خداوند اشاره خواهیم کرد.
بکستر و آرمسترانگ، طرح دو رویکرد در متافیزیک و امکان تعامل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله متمرکز بر استفاده آرمسترانگ از متافیزیک بکستر در تبیین تحقق کلیات در جزییات است. برای آرمسترانگ صادق ساز گزاره های ضروری این همانی های جزیی هستند. آرمسترانگ گمان میکند که بر مبنای این همانی جزیی، آنطور که در متافیزیک بکستر بین کلیات و جزییات رخ می دهد، نه تنها میتوان تحقق کلیات در جزییات را توضیح داد، بلکه حتی میتوان ضرورتِتحقق کلیات در جزییات صحبت کرد. به نظر نگارنده این استفاده مختل است. زیرا 1) کلیات و جزییات، آنچنان که در متافیزیک آرمسترانگ طرح میشود، دارای اجزاء (فورمال) نیستند، و لذا نمیتوانند این همانی جزیی را تقویم کنند و 2) این همانی جزیی، آنچنان که در متافیزیک بکستر طرح میشود، مفاد بین شمارش دارد که اساساً با فهم آرمسترانگی از این همانی جزیی در تقابل است.
علم بالقوه نزد ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارسطو با ابداع تمایز بالقوه و بالفعل به حل تناقض های فلسفه های پیش از خود پرداخت. ابن سینا برای حل مسائلی در معرفت شناسی، از این تمایز استفاده می کند و از اصطلاح علم بالقوه بهره می برد که مصادیق آن در فلسفه او قابل استخراج است: علم به نتیجه مستتر در مقدمات، علم به برخی قوانین منطق، علم به مقومات ماهیت، علم به بدیهیات، علم به تعقل و خودآگاهی. مصادیق علم بالقوه در دو نکته مشترک هستند. نخست این که آن ها را درون خود داریم و برای بالفعل کردن آن ها التفات ذهنی یا التفات ذهنی همراه با تأمل کفایت می کند؛ و دوم این که همه آن ها لوازمِ نهفته در یک علم کلی هستند. علم بالقوه حقیقتی تشکیکی است زیرا علم به تعقل و خودآگاهی برای آن که بالفعل شود فقط به التفات نیاز دارد و به همین سبب از بقیه موارد علم بالقوه، بالفعل تر است.
تبیین و ارزیابی مبناگروی استقرایی در تحصیل یقین از دیدگاه شهید صدر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۳۹۶ شماره ۷۰
5 - 32
حوزههای تخصصی:
معرفت شناسی ذاتیِ شهید صدر;، پس از طرح مراحل دلیل استقرا و یقین آوری آن، به ترسیم نظام مبناگروی خود بر اساس آن پرداخته است. در باب گزاره نظری، درجه احتمالی با ملاک صدقِ «قناعت استنباطی» و درجه تصدیق یقینی در این گزاره ها نیز با ملاک صدق «هماهنگی با سایر یقین ها» مورد نقد است. در گزاره های بدیهی، با عبور از یقینی بودن وجدانیات به نحو پیشین و ناکارآمدی راه استقرا در آن، گزاره اولی و امکان اجرای دلیل استقرا در تلازم بین موضوع و محمول، مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه آن شد که محکی گزاره های اولی، اعم از گزاره های مقدر و خارجی- به شرط اثبات وجود موضوع در خارج- است و دلیل استقرا امکان اجرا بر محکی آن ندارد. در صورت اجرا نیز با ملاکی روان شناختی روبه روست. از طرفی هم ملاک صدق بدیهی اولی در نظر شهید صدر;، هماهنگی و عدم تناقض با سایر تصدیقات یقینی عنوان شده که انسجام گرایی را تداعی می کند. تبیین پایه های معرفتی (احتمالی و یقینی) در مبناگرایی معتدل شهید صدر; و نیز نقد آن، بر بی نیازی دلیل استقرا به اصل علیت عقلی به نحو پیشین، نقطه عطف این نوشتار در ارزیابی دیدگاه صدری است.
زبان تمثّلی وحی از نگاه غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غزالی، به عنوان یکی از اندیشمندان بزرگ جهان اسلام، نظریه های مهمی در بحث زبان دین ارائه کرده است. او با توجه به مبانی وجودشناختی و معرفت شناختی و رویکردهای کلامی و عرفانی، به مسئله زبان وحی پرداخته است. مهم ترین اثر غزالی که به طور جامع به فهم قرآن اختصاص دارد جواهر القرآن است. غزالی در این اثر، که متعلق به دوران عرفان گرایی اوست، به صورت گسترده ای به فهم باطن قرآن و گذر از ظاهر آن پرداخته است. او با اتکا بر تبیین مخصوصی از ماهیت وحی و نیز با استناد به نظریه تطابق عوالم وجود سعی می کند نشان دهد که وحی چگونه و طبق چه ضوابطی تنزل می کند و حقایق عالم ملکوت چگونه در عوالم پایین تر تمثل می یابند. در گام بعد نشان می دهد که راسخان در علم باید طبق چه میزان و معیاری به درک مقاصد آن نائل آیند. این نظریه که باید آن را نظریه زبان تمثلی وحی نامید، با هیچ یک از نظریه های فیلسوفان دین در باب زبان دین یکسان نیست.
جایگاه تجربه عرفانی در مکتب اشراق سهروردی بر اساس الگوی فلسفه به مثابه روش زندگی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های عقلی نوین سال دوم بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳
79 - 96
حوزههای تخصصی:
پی یر آدو معتقد است ماهیت و حقیقت ِفلسفه دورانِ باستان، در تجربه اتحاد و تجربه عرفانی ریشه دارد. از نظرِ او تعالیم و آموزه های مکاتب فلسفی، تمرین های معنوی هستند که به منظورِ آماده سازیِ نفسِ مخاطب برای تجربه امرِ متعالی، ارائه شده اند. سهروردی نیز حکمتِ اشراق را مبتنی بر تجربه امر متعالی و مشاهده و اشراق بنا می کند. بنابراین در این مقاله با استفاده از الگوی فلسفه به مثابه روش زندگی، به بررسی جایگاه تجربه عرفانی در مکتب ِاشراق می پردازیم، تا از این رهگذر، به شناخت هر چند عمیق تر مسائل این مکتب نائل گردیم. بر این اساس هدف از تأسیس حکمتِ اشراق را می توان، ارائه برنامه ای جامع و عملی دانست که با کمک به ارتقاء سطح ِآگاهی مخاطب، او را برای تجربه نوعی دیگر از زندگی آماده می سازد.
مفهوم خدا در اندیشه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابن سینا بر اساس وجودشناسی، خداشناسی را تبیین می کند و برای اثبات خدا استدلالی مبتنی بر وجودشناسی بیان می کند. اصل مهم وجودی او تمایز میان وجود و ماهیت است. بر اساس این تمایز، موجودات به دو قسم واجب و ممکن تقسیم می شوند. در واجب الوجود تمایز وجود و ماهیت بی معناست و در ممکنات چنین تمایزی برقرار است. پرسش اولیه این است که ابن سینا چه تصوری از خدا دارد؟ مفهوم خدا نزد او چیست؟ ویژگی های آن کدام است؟ مفهوم خدا نزد ابن سینا با دو بیان مطرح شده است «الحقیقه الأول الإنیه» و نیز «واجب الوجود ماهیته آنیته». حال پرسش اصلی این است که این دو عبارت در نتیجة بحث چه تفاوتی باهم دارند؟ آیا این که یک بار ابن سینا واجب تعالی را «انیّت محض» می داند و در جای دیگر از عینیت وجود و ماهیت او سخن می گوید به تناقض گویی دچار نشده است؟ در این نوشتار برآنیم پس از بررسی این دو عبارت به حل این مسئله بپردازیم و برای این امر، از تحلیل ویژ گی های واجب الوجود نیز بهره می گیریم.
تحلیل مواضع ویتگنشتاین متأخر و دکارت و تأکید بر مشابهت آن ها در برون رفت از مسئله دوآلیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳ (پیاپی ۵۱)
63 - 82
حوزههای تخصصی:
این نوشتار می کوشد به این پرسش پاسخ گوید که آیا رویکرد ویتگنشتاین متأخر در رویارویی با دوآلیسم نسبتی با پاسخ دکارت دارد. ارزیابی رویکرد ویتگنشتاین از استدلال زبان خصوصی آغاز می شود و برای فهم موضع دکارت یکی از مکاتبات او با پرنسس الیزابت و همچنین مفهوم طبیعت در تاملات تحلیل می شود تا بر این نسبت با وجود تمامی اختلافات بنیادین، تصریح شود. در اینجا نشان داده می شود که در متن فلسفه دکارت راهی برای حل مشکل دوآلیسم وجود ندارد، به این معنا که چیرگی بر مشکل دوآلیسم تنها می تواند با خروج از مبانی فلسفه دکارت محقق شود و این همان کاری است که ویتگنشتاین و دکارت انجام داده اند. بنابراین، نوشتار بر این برداشت استوار است که اساس نقدهای ویتگنشتاین بر دوآلیسم و اصول تفکر دکارتی به رویکرد ضدفلسفی ویتگنشتاین مربوط می شود و راه حل دکارت هم برای برون رفت از این مسئله تنها در بستر همین رویکرد ضدفلسفی تحقق می یابد.
بررسی معرفت شناختی و روش شناختی حساب احتمال در اقتصاد اسلامی بر اساس حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال چهاردهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
487 - 515
حوزههای تخصصی:
علم اقتصاد معاصر میان احتمال عینی و معرفت شناختی فرق گذاشته و از احتمال عینی در نظریه های اقتصادی استفاده فراوانی کرده است. اما در پی نقدهای ذهن گرایان بر احتمال عینی، جهت گیری استفاده از حساب احتمال در اقتصاد به سمت بیزگرایی و احتمال معرفت شناختی میل کرد. در این مقاله، با بررسی جایگاه حساب احتمال در بخش های مختلف علم اقتصاد، پیشنهاد می شود دانش اقتصاد اسلامی برای تبیین مبانی نظریه های اقتصادی از آرای حکمای اسلامی در این زمینه استفاده کند. حکمت متعالیه، احتمال عینی را نوعی از احتمال روان شناختی و تنها یقین و جزم منطقی را معتبر می داند. لذا احتمال همان توقع ذهنی است که هر چه قانون مند باشد، از احتمال روان شناختی خارج نمی شود. بر اساس نظریه اعتباریات علامه طباطبایی (ره)، احتمال روان شناختی با مراتب مختلف آن، موضوع احکام عقل عملی است و در برخی موارد در نبود علم منطقی، می توان از آن پیروی کرد. استفاده از این آرا، موجب تغییراتی در روش شناسی و معرفت شناسی اقتصاد اسلامی می شود. روش شناسی اقتصاد اسلامی از حساب احتمال به عنوان روش تأیید نظریات اقتصادی (در صورت نبود علم) استفاده می کند. همچنین جایی که خود رفتار انسان، بر اساس احتمال باشد، می توان از حساب احتمال بهره برد. در مواردی هم که نمی توان به علم رسید، می توان از حساب احتمال برای پیش بینی احتمالی استفاده کرد. توجه به امور مذکور، این فایده را برای دانش اقتصاد اسلامی دارد که دچار نابسامانی معرفت شناختی و روش شناختی نخواهد شد. شهید صدر (ره) تفسیری بر اساس علم اجمالی از حساب احتمال ارائه داده که در آن احتمال به حد علم منطقی نمی رسد و از کاشفیت بی بهره است. نظریه ایشان را می توان با انجام دادن برخی اصلاحات، ذیل احکام عقل عملی معتبر شمرد. روش این مقاله در جمع آوری، اطلاعات کتابخانه ای و در تحلیل اطلاعات، تحلیلی - انتقادی و در ارائه روش اقتصاد اسلامی، اکتشافی است.
نگاه ملاصدرای فیلسوف به علم فقه و عقلانیت پذیری گزاره های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال چهاردهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
807 - 832
حوزههای تخصصی:
شهرت حِکمی صدرالمتألهین شیرازی معمولاً شأن فقهیش را تحت الشعاع قرار می دهد. مجموعه آثار حِکمی، تفسیری، حدیثی و اخلاقی وی نمایشگر چهره فقهی ایشان است. او به معانی لغوی، روایی و اصطلاحی فقه و موضوع این علم و مفاهیم اساسی رایج در این علم، از قبیل طاعت و معصیت و احکام پنج گانه فقهی التفات کامل دارد و جایگاه این علم در میان علوم و نسبت آن با گزاره های اعتقادی و اخلاقی در دین و نیز وجه اشتراک و تفاوت شریعت با طریقت و حقیقت را با رویکرد خاص خود تبیین می کند. هم از ضرورت پایبندی همگان به گزاره های فقهی سخن گفته است و هم به تبیین ضرورت گزاره های فقهی در دین می پردازد و در مسیر تبیین عقلانیت پذیری گزاره های فقهی، علاوه بر اینکه این گزاره ها را خردستیز نمی داند، وضع آنها را مقتضای مصالح و مفاسدی نفس الأمری می داند و از ناتوانی عقل بشر از درک آنها در مقام اثبات سخن می گوید. تکاپوی عقل در این زمینه معمولاً به خطا می انجامد؛ زیرا یا مصالح جزیی را بر مصالح عمومی در متعلقات احکام ترجیح می دهد یا مصالح دنیوی را بر مصالح حقیقی رجحان می بخشد. اعتماد به این گزاره ها روح تعبد انسانی را تقویت می کند. هر چند به این جهت می توان از فراخردی این گزاره ها سخن گفت؛ ارائه دلیل عقلی محکمی برای اعتماد به آن گزاره ها دشوار نیست؛ چون دستکم گزاره های قطعی الصدور فقهی فراخرد از منبعی صادر شده اند که عقل بر عصمتش گواهی می دهد و اطمینان به صدق این گزاره ها، عقلانیت پذیری آنها را به دنبال دارد.
بررسی تطبیقی آراء ابن سینا و ابن میمون درباره معاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال نوزدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳ (پیاپی ۷۳)
194 - 215
حوزههای تخصصی:
ابن سینا و ابن میمون هر دو از فیلسوفانی بوده اند که دغدغه اثبات عقلانی عقاید دینی خود را داشته اند. ابن سینا از منظرِ اسلام معاد را در دو شکل روحانی و جسمانی می پذیرد، اما در نحوه پذیرش آن ها دو رویکرد متفاوت دارد. او معاد جسمانی را نه از طریق استدلال، بلکه به دلیل ایمانش به کلام اللّه می پذیرد و معاد روحانی را از طریق برهان اثبات می کند. او سیمای معاد و تمام ویژگی ها و اوصاف آن را روحانی تأویل کرده و لذّت والم ابدی را متعلق به نفس می دانسته است. نفس است که پس از جدایی از تن نیکبخت یا بدبخت است. غایتِ لذّت، نظر به ذات باری تعالی و ملائکه است. ابن میمون هم به همین منوال برای اثبات معاد روحانی اقامه برهان کرده است. او نیز به پاداش و مجازات و لذّت و اَلم روحانی اخروی قائل است و غایت لذّت را رؤیت شخینا می داند که از آن به «معرفت» تعبیر می شود. در این مقاله به بررسی تطبیقی این دو دیدگاه فلسفی یکی با داعیه اسلام و دیگری با داعیه یهود پرداخته شده است.
نظر و عمل در آغاز فلسفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ثالس بنابر سنت ارسطویی به عنوان نخستین فیلسوف شناخته می شود اما او در یونان باستان مرد دانا یا سوفوس نامیده می شد. سوفوس و سوفیا به معنی دانایی در آن زمان به دو وجه از شناخت و عمل دلالت داشت چنان که ثالس در فهرستی از هفت دانای قدیم نام برده می شد که جز او، مابقی سیاستمدار و قانونگذار بودند. روایات مربوط به ثالس حکایت از هر دو وجه دارند به گونه ای که این روایات او را مردی نشان می دهند هم اهل نظر و هم اهل عمل. این دو وجه از نظر و عمل با تحلیل مفهوم آرخه در تعلیم او بهتر دانسته می شود چنان که با این تحلیل، معلوم می شود آرخه در اندیشه وی همان گونه که معنای بن و اصل را در کیهان دارد و مبنای کیهان شناسی او است، دلالت بر حکومت و سلطه نیز دارد و مبنای اندیشه سیاسی او بر همین مفهوم استوار است. هدف مقاله حاضر این است که با ارایه این تحلیل دو وجه از نظر و عمل در مفهوم سوفیا روشن گردد و معلوم شود که ثالس به عنوان یک سوفوس نه تنها یک اندیشمند، بلکه اندیشمندی بود که اندیشه اش را در پیوند با عمل دنبال می کرد.
تحلیل الگوی مفهوم نقد علمی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های عقلی نوین سال دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
97 - 118
حوزههای تخصصی:
نقد پژوهی یکی از نیازهای کاربردی جامعه علمی به حساب می آید؛ اما این حوزه پژوهشی پر اهمیت، امروزه با آسیب ها و آفت-هایی روبرو است که از جمله آن، فرعی قلمداد کردن مسأله نقد و فقدان نگاه روشمند به مفهوم نقد علمی است. در این مقاله پس از اشاره اجمالی به قلمرو مباحث نقد ادبی و نقد هنری، از عدم طرح موضوع مؤلفه های نقد علمی در این پیشینه سخن به میان آمده است و سپس با هدف ضرورت تمییز شاخصه های نقد علمی از نقدهای ذوقی و غیر علمی، به تبیین مؤلفه های هشت گانه نقد علمی پرداخته شده که عبارتند از: 1- نظام مندی، 2- الگومداری، 3- جامع نگری، 4- نگاه انتقادی، 5- اِبتنای فلسفی، 6- تخصص مداری، 7- خلاقیّت و 8- اخلاق مداری. بدون تردید برای دستیابی به یک "نظریه جامع نقد در حوزه علوم انسانی" نیازمند تبیین ضرورتها ، تعاریف و ویژگیهای مفهوم نقد علمی هستیم چرا که بدون "نظریه نقد" راهی برای خروج از آسیبهای مطالعات نقد پژوهی علوم انسانی کشور وجود ندارد.