فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۴۱ تا ۵٬۲۶۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
علم الهی به ماسوا، در دو حیطه «پیش از خَلق» و «پس از خَلق»، مورد کنکاش های علمی فراوان قرار گرفته است. در این دو حیطه، صفتِ «علم الهی به مخلوقات متکثّر، پیش از خلق آن ها»، به جهت آن که از صفات ذاتی بوده و ذات الهی نیز بسیط و در نهایتِ صرافت است، بیشتر مورد توجه بوده است؛ زیرا اثبات علمِ پیشین به مخلوقاتِ متکثّر در عین بساطتِ ذات، در ابتدا و ظاهر امر، متناقض نما جلوه کرده و از همین رو، در این بستر، دیدگاه های گوناگونی مطرح شده اند. ملاصدرا و ابن عربی نیز در این مسئله، با نقد گفتار اندیشمندان پیش از خود، به تبیین کیفیت این قسم از علم الهی پرداخته اند. در این پژوهش، ثبوت «علمِ پیشین الهی» مفروض بوده و در پرتو آن، درصدد تبیین کیفیّت این قسم از علم، از منظر این دو اندیشمند هستیم. یافته های به دست آمده که با روش تحلیلی - منطقیِ عبارات ملاصدرا و ابن عربی به دست آمده اند، نشان از اتحاد دو دیدگاه در اکثر مبانی و نتایج و اختلاف در روشِ تبیین دارند. ملاصدرا - همچون ابن عربی - علم پیشین را متحد با ذات و بلکه عین آن دانسته و توجیه کثرت در بساطت ذات را در گروِ تبیین «اعیان ثابته» ای می داند که از مصطلحات ابن عربی در بحث علم پیشینِ الهی است.
نقد رویکرد ناواقع گرایی ویتگنشتاین در باورهای دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲۰
179 - 196
حوزههای تخصصی:
به نظر ویتگنشتاین باور دینی استفاده از یک تصویر است، تعهدی راسخ و تزلزل ناپذیری که کل زندگی را نظم و نسق بخشیده است و مبتنی بر شواهد و دلایل نیست از این رو نه از جانب علم و فلسفه مددی می یابد و نه هرگز گزندی می بیند. پژوهش حاضر ضمن بررسی دیدگاه ویتگنشتاین متأخر در ارتباط با گفتارهای دینی نتیجه می گیرد که رویکرد ویتگنشتاین برای مقولات دینی هر چند نوعی معناداری فراهم می سازد، اما عدم واقعیت آن را نیز توجیه می کند. ناواقع گرایی در دین حتی امروزه پیروان خاصّی در بین روحانیون مسیحی از جمله دان کیوپیت پیدا کرده است که این موضوع خود با فضای حاکم بر جوامع دینی فرسنگ ها فاصله دارد. همچنین این نگرش با واقعیت های موجود در مجامع علمی و دینی که اساساً دین را مجموعه تصاویری از واقعیت دانسته که می توانند صادق باشند یا نباشند، منطبق نمی باشد. به نظر ویتگنشتاین اظهارات دینی و الهیاتی شواهدی هستند که ارجاع به واقعیت عینی در مورد آنها صدق نمی کند. این اظهارات تصاویری دینی و الهیاتی فراهم می کنند که اهمیت آنها در این نیست که درباره چیزی باشند یا از چیزی بگویند، بلکه در این است که در زندگی دینی نقش موٌثر ایفا کنند.
مقام خلافت از دید ملاصدرا و عزیزالدین نسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال بیست و دوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۸۶
129 - 148
حوزههای تخصصی:
مقام خلافت یکی از مقامات انسان کامل است. باری تعالی از بین تمام موجودات تنها انسان را بدین مقام منصوب نمود؛ اما آیا در دستیابی بدین مقام تمام انسان ها یکسان اند؟ چه تفاوتی بین خلافت حقیقی و اعتباری و خلافت کبری و صغری وجود دارد؟ در اینجا به بیان دیدگاه های صدرا به عنوان یک فیلسوف و نسفی به عنوان یک عارف می پردازیم. در این مقاله بر آن ایم که با روش تطبیقی به این پرسش بپردازیم که آیا نظریات صدرا و نسفی درباره مقام خلافت با یکدیگر هماهنگ است یا بین دو دیدگاه تفاوت وجود دارد؟ هرچند در بادی امر چنین می نماید نظریات این دو با یکدیگر هماهنگ است؛ اما با دقت در عبارات بدین نکته رهنمون می شویم که بین دو دیدگاه تفاوت وجود دارد.
دلالت ثابت کلمات کلی و مشکل بی مایگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کریپکی در کتاب مشهور «نامگذاری و ضرورت» مفهوم دلالت ثابت(rigid designation) را برای کلمات مفرد(singular terms) و به منظور رد نظریه های وصفی معرفی کرد؛ به این مضمون که یک کلمه دلالتگر، ثابت است اگر و تنها اگر در همه جهانهای ممکن بر یک چیز دلالت کند. او در سخنرانی سوم این مفهوم را به کلماتی که برای انواع طبیعی مورد استفاده قرار می گیرند تعمیم داد.در باب اینکه این تعمیم چگونه خواهد بود بحثهای بسیاری در گرفته است که می توان آنها را به دو دسته کلی قائلین به همسانی در دلالت(sameness in designation) و ذاتگرایان(essentialists) تقسیم کرد؛ لیکن یک مشکل اساسی بر سر راه قائلین به همسانی در دلالت تحت عنوان «مشکل بی مایگی»""(trivialization problem) وجود دارد که می گوید اگر ثبات برای کلمات کلی(general terms) به معنای همسانی در دلالت در میان جهانهای ممکن باشد ،آنگاه علاوه بر کلمات مربوط به انواع طبیعی بقیه کلمات کلی هم ثابت خواهند شد؛ زیرا آنها نیز دلالت بر یک خصوصیت یکسان خواهند کرد.در این مقاله ما یک روش استدلالی را برای دفع مشکل بی مایگی نقد می کنیم.این روش استدلالی بر این اساس است که اوصاف معین می توانند دلالت بر اشیاء وافر(abundant) بکنند و با استفاده از تناظر(parallelism) بین کلمات کلی و کلمات مفرد نتیجه می گیرد عبارات حملی وصفی نیز می توانند دلالت بر خصوصیات وافر بکنند؛ اما به نظر می رسد این ادعا با بعضی اصولی که رفتار سمانتیکی کلمات را توضیح می دهند و شهودهای ما در مورد صدق عبارات شامل این کلمات، همخوانی ندارد.
ابن عربی و دیگر شرایع در مقام «دیگری»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پهنه جهان اسلام، در ساحات گوناگون عرفان و علوم باطنی، حکمت و دانش های عقلی، اخلاق نظری، کلام و معارف عقیدتی، قرآن، فقه و حدیث و علوم نقلی و حتی دانش تاریخ می توان از «دیگری» سخن گفت و موضع اندیشمندان مسلمان را در این موضوع در هر حیطه به طور جداگانه به نظاره نشست. آنچه در این مقاله مطرح است، بررسی مسئله «دیگری» در ساحت دیگر شرایع از نظرگاه محیی الدین ابن عربی است. بدین منظور، پرسش از حقانیت یا عدم حقانیت ادیان به آثار ابن عربی عرضه گردیده و مبنای فکری او در برابر مسئله دیگر شرایع مورد بررسی قرار گرفته است. پرسشی که هرچند برای خود او به عنوان مسئله مطرح نبوده است اما بررسی آن، رویکرد ابن عربی را به عنوان یک عارف مسلمان در مواجهه با دیگر شرایع نشان می دهد و از جمله فروع دیدگاه او در برابر مقوله عام «دیگری» به شمار می آید.
روایت لویناس از مسئولیت اخلاقی به مثابه واقعیت انضمامی من ؛ گریزناپذیر و تقارن ناپذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرط امکان اخلاق برای لویناس با لحظه مواجهه رو در روی دیگری در ساحت زیستن روزمره تعریف می شود. در مرحله اول، انسان خود را فاعلِ زیستن در موقعیت مکانی و زمانی خاص می یابد. وی اساس رابطه من و دیگری را به سان مسئولیتی اخلاقی درمی یابد که معطوف به حوائج مادی و روزمره انسان است. از سوی دیگر، خداوند نیز دیگری دیگر است که هر من در قبال او نیز مسئول است. این رویکرد، وجه دینی اندیشه لویناس درباب مسئولیت را برجسته ساخته و بدین نمط مسئولیت را نامتناهی و نامشروط می سازد. بنابراین، مسئولیت نامتناهی قابل طفره رفتن نیست، زیرا عالم ملأ وجود دیگری نامتناهی است. همچنین رابطه اخلاقی در اندیشه لویناس رابطه ای دو جانبه و بده بستانی نیست، زیرا مسئولیت در اندیشه وی مبتنی بر احساس و عاطفه بوده و عقل با ویژگی محاسبه گرانه اش در اخلاق جایگاه نازل تری دارد. این مقاله تلاشی است برای پرتو افکنی دقیق بر اندیشه ناب لویناس در باب انضمامیت و ترسیم مقدماتی مختصاتی که وی برای مسئولیت نامتناهی اخلاقی قائل است.
مقدمه و تصحیح انتقادی معاش السّالکین سیّدمحمّد نوربخش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیّدمحمّد نوربخش، اهل قائن خراسان، از عرفای سده نهم هجری در دوره تیموری است. وی از شاگردان میرسیّد شریف جرجانی و عالم بزرگ شیعی، ابن فهد حلّی و در طریقت مرید خواجه اسحاق ختّلانی(مقتول826) است. از جمله شاگردان معروف وی شمس الدین محمّد لاهیجی صاحب مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز است. نوربخش و پیروان وی در رواج تشیّع و زمینه سازی ظهور صفویه در ایران نقش مهمّی را ایفا نمودند. از وی آثار متعددی برجای مانده است که برخی از آن ها تاکنون تصحیح انتقادی نشده است. یکی از این آثار، رساله معاش السّالکین است که بر اساس چهار نسخه خطی، توسط نگارنده تصحیح انتقادی و تنقیح شده است. این رساله در برابر پرسش یک از مریدان نوربخش درباره حلال و حرام و چگونگی تفاوت گفته علمای اسلام در این زمینه، شکل گرفته است. او سعی کرده است به شیوه ای اخلاقی و عرفانی، با بیان آیات قرآن و احادیث نبوی، و ذکر اقوال و اشعار و حکایات از عرفایی همچون سیّد علی همدانی، خواجه اسحاق ختلانی، مولوی و دیگران، مساله شرعی حلال و حرام را به شکلی زیبا و هنرمندانه به تصویر بکشد. تأکید عمده در این رساله، بر اصل ظاهر شریعت مصطفوی(ص) و باطن شریعت مرتضوی(ع)، جمع میان ظاهر و باطن و شریعت و طریقت و فقه و عرفان است.
جایگاه امشاسپندان در جهان شناسی مزدایی و نقش آنها در سلوک فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جهان شناسی مزدایی، امشاسپندان تجلیات اهورامزدا و کارگزاران او در آفرینش، پرورش و نگاهداری جهان اند و در هدایت انسان و راهیابی او به سعادت نیز نقش مهمی دارند. در سرتاسر متون دینی مزدایی به این فروزه های الهی که به دو گروه مونث و مذکر تقسیم می شوند، اشاره شده و آنان در همه جا موجوداتی دارای جنبه الوهی، هوشمند و در خور ستایش و نیایش به شمار آمده اند. افزون بر این، هر یک از این امشاسپندان با یکی از آفرینشهای اهورامزدا (همچون آسمان، زمین، آب، گیاه، جانور، انسان و آتش) پیوندی ویژه دارد و نگاهبان و موکل آن شمرده می شود. هر بخش از آفرینش نیز نماد یک امشاسپند یا صورت گیتایی او به شمار می آید و از همین رو، شایسته مراقبت و احترام است. در این پژوهش کوشش بر آن است که با بررسی اوستا و متون پهلوی نقش این تجلیات اهورامزدا در جهان شناسی زرتشتی، در کنار اهمیت هر یک از آنان در سلوک فردی مورد توجه قرار بگیرد.
مبانی فلسفی هنر در آثار ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مؤلفه های اصلی هنر، زیبایی است. به نظر ابن سینا زیبایی به معنای عام (محسوس و نامحسوس)، کمال اخیر یا داشتن همه اوصاف شایسته و بایسته است. به نظر او عناصر زیبایی محسوس، نظم، تقارن، حُسن تألیف، اعتدال، وحدت و اتّفاق در یک شیء است. منشاء نهایی زیبایی، جمیل مطلق است. لذت بخشی، ایجاد دوستی و عشق، اِعجاب و تحسین برانگیزی از جمله آثار زیبایی بر روی نفس مُدرِک اند. زیبایی امری عینی و آفاقی است. هنر طبق مبانی ابن سینا قابل تعریف به «فعل صورت بخشی زیباست». محاکات که در نزد افلاطون و ارسطو اساس هنر تلقی می شد، در نزد ابن سینا معنای عامی دارد و با محاکات مدّ نظر افلاطون و ارسطو متفاوت است. طبق دیدگاه شیخ الرئیس، خیال مبدأ قریب همه آثار هنری است. ابن سینا دربارة قوّه خیال و متخیّله به وجه مبسوط بحث می کند که در آفرینش هنری، نقش مهمّی ایفا می کنند. منشأ بعید هنر در نزد شیخ الرئیس میل غریزی به محاکات، میل فطری به زیبایی جویی است.
ارزیابی بنیان های معرفت شناختی نسبیت فرهنگی با تکیه بر نظریه فطرت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال بیست و دوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۸۶
51 - 77
حوزههای تخصصی:
نسبیت فرهنگی یکی از رایج ترین لوازم نسبیت گروی در معرفت شناسی شمرده می شود. بر اساس نسبیت فرهنگی، ارزش یک عنصر فرهنگی تنها در زمینه فرهنگی خاص قابل درک است. سه تقریر عمده از نسبیت وجود دارد: نسبیت مفهومی، نسبیت اعتقادی و نسبیت ارزشی- هنجاری. با تکیه بر معرفت شناسی و انسان شناسی فطری می توان به ارزیابی تقریرات نسبیت پرداخت. تقریرات نسبیت از مبانی نادرست معرفت شناختی در باب صدق نظیر شکاکیت یا انسجام و... تغذیه می شوند و به خطای روش شناختی مبنی بر خَلط نگاه توصیفی جامعه شناختی با نگاه تحلیلی فلسفی دچارند. با تکیه بر فطرت هم می توان از نوعی مبناگروی معرفتی مبتنی بر بدیهیات در حوزه معرفت دفاع کرد که تئوری مطابقت را ملاک صدق می داند و از نوعی واقع گرایی حمایت می کند و هم می توان از نوعی مبناگروی اخلاقی مبتنی بر بدیهیات در حوزه اخلاق دفاع نمود که به شیوه معقولی مشترکات معرفتی- اخلاقی جوامع و فرهنگ های گوناگون را توجیه و تبیین می کند. تداوم تاریخی و گسترش جغرافیایی عناصر جهان شمول فرهنگی چون حقیقت، معنویت، عدالت و آزادی فارغ از اشکال گوناگونش با محوریت فطرت انسانی، زمینه وفاق و همبستگی جوامع بشری را میسّر ساخته، نسبیت فرهنگی را به چالش می کشد.
نقد و بررسی جاودانگی در الهیات فیزیکالیستیِ مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲۰
1 - 22
حوزههای تخصصی:
الهیات فیزیکالیستی اصطلاحی است که تا کنون در مورد آن تعریف دقیق و روشنی ارائه نشده است. در قرن بیستم، برخی از اندیشمندانِ الهیات مسیحی نظیر ننسی مورفی و پیتر ون اینواگن با پذیرش رویکرد فیزیکالیستی نسبت به انسان سعی کردند که به تحلیل و توجیه باورهای مسیحیان در باب هویت انسان و جاودانگی او بپردازند. این رویکرد امروزه الهیات فیزیکالیستی نامیده می شود. بر اساس این رویکرد انسان در همین بدن مادی اش خلاصه می شود و با پذیرش این اصل، تفسیر از مرگ و جاودانگی به راحتی صورت می گیرد در جستار پیش رو نگارنده بر آن است تا با شیوه تحلیلی- توصیفی به نقد و بررسی جاودانگی در الهیات فیزیکالیستی مسیحی بپردازد و مهمترین استدلال های طرفداران الهیات فیزیکالیستی که عبارتند از: امتناع تعامل امر مادی و امر مجرد، ارتباط و تعامل میان شخص و بدن و فیزیکالیسم و آموزه های مسیحی را به رشته تحریر در آورد. از مهم ترین دستاوردهای این پژوهش می توان به این مطلب اشاره کرد که فیزیکالیست ها معتقدند شخصی که زمانی وجود داشته است، برای همیشه باید وجود داشته باشد تا اینکه برای همیشه نابود شود، چرا که مسیحیان نوعأ به اموری اعتقاد دارند که نمی توانند آن ها را به نحو عقلانی توجیه کنند، واقعیت رستاخیز مثالی از این دست است. بنابراین الهیات فیزیکالیستی با تاکید بر قدرت لایزال الهی و معجزه می تواند جاودانگی را اثبات کند.
تحلیل برترین و بدترین اوصاف اخلاقی از منظر ارسطو، آکوئینی و خواجه نصیرالدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نشریه فلسفه سال ۴۵ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
85 - 103
حوزههای تخصصی:
ارسطو،آکوئینی و خواجه نصیرالدین طوسی هر یک نماینده سه دوران و جهان اندیشه هستند و هر سه نقش مهمی در تاسیس یا تحکیم نگرش اخلاق مربوط به خود ایفا کرده اند. در این نوشتار، تلاش شد تا برترین فضیلت و بدترین رذیلت اخلاقی از منظر هر یک از این سه حکیم و متخصص حکمت عملی مشخص و تحلیل شود. برترین فضیلت برای ارسطو عدالت و بزرگ منشی و بدترین رذیلت، ظلم به دوستان است. برای آکوئینی نیز برترین فضیلت کاریتاس و بدترین رذیلت، یأس است. خواجه نصیر نیز برترین وصف اخلاقی را جود حقیقی و بدترین را هم لجاجت می داند هرچند حسد و خشم را نیز با تعابیری نسبتا مبهم می توان گزینه او برای عنوان بدترین رذیلت قلمداد نمود.واکاوی و مقایسه نتیجه کار، اولا گویای قرابت نظر خواجه نصیر و آکوئینی در باب بهترین فضیلت است و ثانیا موید دید اجتماعی تر و کلان تر ارسطو به اخلاق و فضائل اخلاقی در قیاس با دو متفکر دیگر است.
شی ء طبیعی و مصنوعات تکنولوژیک: از دوگانه انگاری تا این همانی (بررسی و نقد چند دیدگاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیا می توان تمایزی میان امور طبیعی و مصنوعات قائل شد؟ و یا فارغ از دوگانة مصنوع طبیعی باید به جهان هستی نگریست؟ پاسخ به این سؤالات، جایگاه فلیسوف تکنولوژی را در مواجهه با مصنوع تکنیکی مشخص می کند و مسائل چال شبرانگیزی را با خود به همراه می آورد. در این مقاله تلاش م یشود تا به این سؤال ها از منظرهای مختلف پاسخ داده شود.ابتدا، دیدگاه فلاسفة معاصر در رابطه با تمایز میان امر مصنوع و طبیعی ارائه می شودکه تا حدی به نظر می آید مرز میان این دوجهان از نظر این فلاسفه لغزان است و این » نمی توان با قطعیت امور را در ذیل این دو دسته قرار داد؛ اکثر این فلاسفه در ذیل قرار م یگیرند. در بخش دوم این مقاله، با بررسی امر طبیعی و مصنوع در سنت « همانی حکمت اسلامی تا حدی سعی در ترسیم مرزی قطعی میان این دو جهان داریم. در این جهت تمایز میان امور طبیعی و مصنوعات استفاده م یشود « صورت نوعیه » سنت از مفهوم هستند. در پایان نیز به نقد « دوگانه انگاری » و م یتوان گفت فلاسفة اسلامی قائل به تمایز و برخی دیدگاه های مذکور خواهیم پرداخت
ارسطو و نظریه تصمیم (پروهایرسیس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲۰
249 - 264
حوزههای تخصصی:
مسئله تصمیم (پروهایرسیس) از جمله مسائل مهم در اندیشه اخلاقی ارسطو است. اصطلاح پروهایرسیس برای نخستین بار به صورت روشمند توسط ارسطو وارد مباحث فلسفی شد. مفاهیمی چون قصد، اراده، هدف، گزینش، گزینش هدفمند، گزینش عقلانی، گزینش متأملانه از جمله اصطلاحات آمده درخصوص ترجمه پروهایرسیس است که به نظر می رسد اصطلاح اخیر (گزینش متأملانه) تعریف ارسطو از پروهایرسیس باشد. درک مفاهیمی چون فرونسیس، فعل، قصد، باور، آرزو، اراده، و فضایل برای فهم ساختار درونی پروهایرسیس در ارسطو لازم و ضروری است. در واقع این مفاهیم ارتباط مستقیمی با مفهوم پروهایرسیس دارند. ارسطو تصمیم یا همان پروهایرسیس را به عنوان یک گزینش متأملانه برای انجام فعلی که در برابر ماست تعریف می کند. از نظر وی اگر یک فعل در نتیجه یک تصمیم محقق شود آن فعل اختیاری است، اما عکس و خلاف آن معتبر نمی باشد. وی معتقد است حیوانات و کودکان به طور ارادی عمل می کنند اما آنها تصمیم نمی گیرند، زیرا آنها فاقد تعمق و تأمل ورزی هستند.
What’s behind meaning?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۱
119 - 145
حوزههای تخصصی:
The paper addresses the main questions to be dealt with by any semantic theory which is committed to provide an explanation of how meaning is possible. On one side the paper argues that the resources provided by the development of mathematical logic, theoretical computer science, cognitive psychology, and general linguistics in the 20th Century, however indispensable to investigate the structure of language, rely on the existence of end products in the morphogenesis of meaning. On the other, the paper argues that philosophy of language, which, either in the analytic or the structuralist or the hermeneutical tradition, made little use of such resources (when they are not simply rejected). Left the main question unanswered. Though phenomenology intended to focus on the constitutive process, it ended up mostly with philology. Cognitive semantics paved the way to focus on patterns of bodily interaction within the natural environment out of which basic schemes emerge and are metaphorically “lifted” to any universe of discourse. The explanatory commitment is thus endorsed through two hypotheses: (1) these schemes, of topological and kinaesthetic structure, determine the range of forms of atomic sentences of any natural language, and (2) the category-theoretic notion of universality allows for a proper analysis of how such schemes are “lifted”.
کارکردهای تفکر نقدی در اخلاق از منظر آر. اِم. هِر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱۸
241 - 268
حوزههای تخصصی:
آر. اِم. هِر، فیلسوف اخلاق معاصر، بر این عقیده است که برای پاسخگویی به پرسش های اخلاقی، ما نیازمند تفکیک دو سطح از یکدیگر هستیم. سطح تفکر شهودی و سطح تفکر نقدی. از نظر هِر، سطح تفکر شهودی، دارای اصول بسیار ساده ای می باشد که افراد بصورت منفعلانه در تربیت اخلاقی آموخته اند. لیکن به علت تنوع موقعیت ها، و شرایط منحصر به فردی که افراد در طول زندگی با آن مواجه می شوند، تفکر شهودی کارکردی ندارد. با این اوصاف، فرد باید وارد عرصه تفکر نقدی شود. ورود به سطح تفکر نقدی، فاعلان اخلاقی را در تصمیم گیری ها، به عنوان عاملی فعال و به سوی خلاقیت توأم با عقلانیت، رهنمود می نماید. از کارکردهای درخور تفکر نقدی، می توان به حل معضلات اخلاقی، اصلاحات اخلاقی در جامعه، پرهیز از نسبیت گرایی در اخلاق، واقعیت پذیری وتن دادن به محدودیت معرفت انسان، اصلاح توصیه گرایی و آشتی میان مکاتب فایده گرایی و وظیفه گرایی، اشاره نمود.
معرفت شناسی اسطوره از منظر فروید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اسطوره، دنیای محسوس و مشهود از ذهن خلاق و خیال پرداز انسان، به نمادها گراییده است، و از آن رو، روایت های اسطوره ای، سرشتی نمادین یافته اند و بدین ترتیب در اسطوره، جلوه ای از معناهای پنهان عالم ماورا، بروزمی یابند. از جهتی سرشت و چگونگی نمادها نیز نسبت به اینکه در لایه های فرازین یا فرودین ناخودآگاهی پدید می آیند، متفاوتند و از این حیث آراء و نظرات فروید مورد توجه اسطوره شناسان قرار می گیرد. در قرن بیستم علم جدید از حیث مرجعیت جانشین الهیات گردید. از این پس هر زمان که در چند و چون طبیعت و اصرار گیتی سخن به میان می آید، مردم پاسخ خویش را در رسائل کلامی نمی جویند، بلکه مایل اند پاسخ های علمی را از زبان دانشمندان بشنوند و بدین ترتیب اعتبار نظریه های علمی در دوران جدید بسیار بیشتر شده. در این راستا از اعتبار علمی برای بحث درباره کلمه عرصه های غیر علمی نیز استفاده شد و همین امر سبب پیدایش و گسترش حوزه تازه ای از اساطیر علمی گردید، و این کار در خدمت مقاصد اخلاقی، فلسفی و کلامی انجام شد. ضمیر ناخوداگاه، رویا و اسطوره، تأویل نمادها و اسطوره ها، اندیشه اساطیری.
نظریه مکان، محمول و تفرّد در فلسفه ژاپنی از نیشیدا تا ایزوتسو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویّت انسان امری است نه جوهری و نه صلب بلکه متغیّر. فلسفه غربی، در دوره گذار خودشناسی، به ژاپن معرفی شده است و این عامل که سبب دگرگونی بنیادی در خودآگاهی و بازنمایی در ژاپن شده است، نقش مهمی ایفا کرده است. به یقین، اندیشمندان ژاپنی جهانبینی خود را به شیوه مدرن متفاوت از گذشته درک و اظهار می کنند. به عبارت دیگر، ایشان با بازاندیشی مصطلحات در سنت خود در دوران مدرن شدن در چارچوبی کلی تر زمینه را برای اندیشه متناسب با روزگار خود فراهم کردند. برخی از نمایندگان این مکتب، که از این منظر فلسفه ورزی می کنند، مسائلی نظیر مکان، محمول و تفرّد را به شیوه ای نوین مفهوم سازی کردند. با تمرکز بر چالش فیلسوفان ژاپنی نسبت به مدرنیته، در پژوهش حاضر به بررسی آراء چهرههای برجسته ای نظیر کیتارو نیشیدا، دائیستسو سوزوکی، شینیچی هیساماتسو، جوئیچی سوئه تسونا، کیجی نیشیتانی و توشیهیکو ایزوتسو می پردازم. از این میان، تأکید ویژه بر نیشیدا، سوزوکی، نیشیتانی و ایزوتسو خواهم داشت چرا که ایشان اندیشمندانی پرنفوذ هستند و گفتمان های فلسفی گسترده تری را در قلمرو فلسفی ژاپن پدید آوردند
تأملی معناشناسانه بر «پلورالیسم معنوی» با نظر به آرای کریشنامورتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۴
57 - 68
حوزههای تخصصی:
در غرب امروزی با عنایت به اضمحلال باورهای دینی، زوال امر قدسی، اصالت فاعل شناسا و تحقق سوبژکتیویته و از سوی دیگر، رونق معنویت گرایی جدید و افزایش قرائت های فردی از معنویت، این سؤال موجه به نظر می رسد که اگر در این شرایط پلورالیسم جدیدی قوام یابد، به چه معنا و بر چه بنیادی است. به زعم نگارنده، کثرت گرایی که از آن با عنوان «پلورالیسم معنوی» یاد می شود، بینشی در راستای حقانیت انواع قرائت های معنوی است که افراد با تجربه های درونی خویش به دست آورده اند و آن را حقیقت معنوی خود قلمداد می کنند. این نظریه در بستر دو پیش فرض شکل می گیرد: نخست اینکه حقیقت معنوی یک یافته فردی و فارغ از هرگونه توجیه بیرونی و سازمانی است. دوم اینکه برای رسیدن به چنین حقیقتی باید تمام باورهای از پیش آموخته را تعلیق کرد و با درون نگری و بر مبنای آگاهیِ خودبنیان خویش از زندگی بیرونی، حقیقت انحصاری خود را کسب کرد. پلورالیسم معنوی با نظر به آرای کریشنامورتی در باب دو پیش فرض گفته شده، همچنین با توجه به اوضاع معنوی معرفتی دوران جدید، دو نکته را تأیید می کند: نخست، صحه بر هر ادعای شخصی درباره حقیقت معنوی؛ از آن رو که حقیقت معنوی تنها از دل فردیت شخص ظهور می کند. دیگری، گسترش فزاینده قرائت های معنویت گرا؛ از آن رو که به کارگیری چنین رویکردی (نکته نخست) غیر از این را لازم ندارد.
بررسی تحلیلی تأثیر و جایگاه هیوم در نظام فلسفی دی. زد. فیلیپس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دی. زد. فیلیپس یکی از فیلسوفان سرشناس در حوزه ناواقع گرایی زبان دین است. او بسیار تحت تأثیر هیوم بوده و معتقد است هیوم توانسته در سه مرحله براهین خداشناسی را مخدوش کند. اگرچه او این نقدها را موفق می داند، با تمسک به هرمنوتیک تأمل معتقد است که می توان از هیوم فراتر رفت و به تأمل در مفاهیم دینی پرداخت. او از این طریق راه خود را از طرفداران هرمنوتیک سوءظن و احیاء جدا می کند. فیلیپس معتقد است برای فهم دین باید به تأمل فلسفی درباره مفاهیم دینی پرداخت و به سبک زندگی دین داران توجه داشت. اما بر خلاف ادعای خودش، تفاسیرش از آموزه های دینی مثل وجود خدا، دعا و جاودانگی مطابق باور دین داران نیست و با نظر آنها فاصله زیادی دارد. به علاوه وی به انواع تقریرهای برهان نظم توجه ندارد و لذا بررسی های او در این زمینه ناقص است. در نهایت می توان گفت، اگرچه وی سعی کرده در برابر پوزیتیویست ها به مخالفت برخیزد، ولی نظام فلسفی او به گونه ای نیست که بتواند از معیارهای آنها فراتر رود.