فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۲۱ تا ۵٬۲۴۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
علیت را مى توان به علیت خارجى و تحلیلى تقسیم کرد. در علیت خارجى، علت و معلول وجود منحاز و جداگانه اى از یکدیگر دارند؛ اما در علیت تحلیلى علت و معلول وجود جداگانه اى از یکدیگر ندارند؛ اعم از اینکه هر دو به وجود واحد بسیط موجود باشند و یا اینکه از معانى عدمى باشند. در کلمات فلاسفه به تقسیم علیت به خارجى و تحلیلى تصریح نشده است؛ اما مسائلى در فلسفه ایشان وجود دارد که جز با قبول علیت تحلیلى توجیه پذیر نیست. این مسائل را مى توان دلیل بر قبول ارتکازى علیت تحلیلى توسط فلاسفه اسلامى دانست. شاید مهم ترین دلیل بر اثبات علیت تحلیلى، جریان برهان لم در قیاس اقترانى حملى است. در برهان لم، حد وسط علت ثبوت الأکبر للاصغر است؛ با اینکه در قیاس اقترانى حملى همه حدود برهان به وجود واحد موجود شده اند. این مقاله به بررسى این دلیل و دیگر ادله اثبات علیت تحلیلى مى پردازد.
تحلیل «تشکیک وجود» صدرالمتألهین در چارچوب منطق فازى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نظریه مجموعه ها نه تنها صفر و یک، بلکه میزان عضویت مجموعه اى از اعداد میان صفر و یک مطرح است؛ این اصل اساسى تفکر فازى است. دیگر جهان پیرامون تنها سیاه و سفید نیست، بلکه خاکسترى نیز هست و هر عضوى در این مجموعه خاکسترى، داراى ارزش عددى میان صفر تا یک است. از سوى دیگر نظام فلسفى صدرالمتألهین بر پایه اصالت وجود شکل گرفته و نوآورى و نقطه اوج آن طرح تشکیک در مراتب حقیقت وجود است. با توجه به مبناى اصالت وجود، وجود حقیقت واحدى است که تمام هویت و متن خارج را تشکیل مى دهد. این حقیقت واحد وجود که در موجودات کثیر و حقایق خارجى مشترک است، به نحو تشکیکى و ذومراتب در خارج موجود است. بهره مندى از تفکر تشکیکى در حکمت متعالیه، داراى آثارى سودمند در شناخت موجودات خارجى به عنوان حقایق متکثر است و به نوعى با تفکر فازى قرابت دارد. اکنون پرسش این است که آیا میان تفکر فازى و اصل تشکیک وجود قرابت و رابطه اى هست یا نه؟ این جستار درصدد پاسخ به این پرسش، به مؤلفه هاى متعددى رسیده است که این قرابت را اثبات مى کند.
اراده انسان از ديدگاه فلاسفه اسلامي (ابن سينا، ملا صدرا، علامه طباطبايي، امام خميني)(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
همان اندازه که تصديق به وجود «اراده»، در انسان امري بديهي و وجداني است، شناخت معنا و حقيقت «اراده» امري پيچيده و مشکل است. به همين دليل علي رغم وحدت نظر متفکران در وجود اراده، در تفسير و بيان ماهيت کلي آن اختلاف نظر وجود دارد. برخي از فيلسوفان اسلامي «اراده» را از کيفيات نفساني مي دانند و ضد آن را «کراهت» مي دانند. ابن سينا معتقد است اراده کردن يک چيز به معناي تصور آن چيز است و در واقع ايشان اراده را به عنوان مبداء فعل مي داند و معتقد است که تصور در متصور، ميلي را براي انجام فعل بر مي انگيزاند. مرحوم صدراي شيرازي معتقد است که اراده «شوق شديد به کسب مراد و جزء اخير علّت تامّه است». علاّمه طباطبايي اراده را کيف نفساني مي داند امّا متفاوت با کيفياتي مثل علم و شوق، و معتقد است که اراده با فعل معيت داشته و قبل و بعد از آن، نمي تواند وجود داشته باشد. مرحوم امام خميني اراده را فعلي از افعال نفس مي دانند. اراده خود پديده اي است که علت مي طلبد، ملاصدرا علّت «اراده» را، اراده و يا طبيعت انسان نمي داند چون در اين صورت منجر به تسلسل مي شود، همچنانکه ابن سينا مي گويد: «نفس مضطري است در هيأت مختار». از اين جهت، برخي به اين نکته تصريح کرده اند که علت «اراده» عوامل بيروني است.
چالش های «آزادی» در کاوش های میل و فِینبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۹
107 - 142
حوزههای تخصصی:
جوئل فِینبرگ فیلسوفی پیش رو در فلسفه اخلاق، حقوق و سیاست معاصر است. او شیوه نگاه مردم را به بسیاری از مسایل دگرگون کرد و نظام قضایی آمریکا، در نیم قرن اخیر، بیش و پیش از هر نظریه ای، تحت تأثیر نظریه او درباره «چهارچوب های اخلاقیِ قوانین جزایی» است. او پروژه ای را به انجام رساند که میل، با طرح «اصل آزادی»، آغازگر آن بود. فِینبرگ، با پیروی از میل، بر این باور بود که فلسفه سیاست با یک پیش فرض هنجاری برای پاس داری از «آزادی فردی» آغاز می شود. او بسیاری از اصول «محدودکننده آزادی» را «نامعقول» و «ناروا» می دانست. فینبرگ، با ژرف کاوی، مفاهیمی مانند «آزار»، «رنجش» و «بزرگ تری کردن» را تحلیل و از آزادی گرایی دفاع کرد. آزادی گرایی فینبرگ، برخلاف «اجتماع گرایان» و «ساختارگرایان»ی مانند مک اینتایر و سندل، که سترونی و بی روحی آزادی گرایی را نقد می کنند، نظریه ای شاداب است که برپایه ارزش های مشترک یک جامعه و فرهنگ سیاسی مشخص، با ساختار تاریخی معینی، بنا نهاده شده است. این مقاله، پس از معرفی اندیشه فِینبرگ و تأثیر منحصربه فرد او، می کوشد:<br /> 1. شباهت ها و تفاوت های نگرش این دو فیلسوف را درباره «آزادی» تحلیل کند؛<br /> 2. اصول «محدودکننده آزادی» را از نظر این دو فیلسوف تحلیل کند؛ و<br /> 3. پاسخ های این دو فیلسوف را به پرسش های بنیادین و کاربردی زیر درباره «آزادی» با هم مقایسه کند:<br /> 1. بزرگ ترین «تهدید» برای «آزادی» چیست؟<br /> 2. چرا اصل بر «آزادی» است؟<br /> 3. آیا «آزادی» «خیر برتر» است؟ <br /> 4. در تقابل «آزادی» دو فرد، «حق» با کیست؟<br /> 5. چگونه می توان مشکل «دوسویه بودن آزادی» را حل کرد؟<br /> 6. آیا «آزادی» «مطلق» است؟
بررسی تطبیقی نظر امام خمینی(ره) راجع به اسامی خاص براساس نظریات ارجاع در فلسفه ی زبان معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، براساس دو پرسش اساسی در فلسفه زبان معاصر، یعنی پرسش در باب چیستی معنا و همچنین پرسش در باب چگونگی ارجاع الفاظ، سعی خواهیم کرد ارزیابی نقادانه ای از آرای اصولیِ امام خمینی(ره) درباب اسم های خاص ارائه کنیم. بدین منظور، ابتدا نظریه ی آخوند خراسانی(ره) را در باب معنای اسامی خاص و همچنین انتقادات امام خمینی در این رابطه را مورد بررسی قرار خواهیم داد. سپس به بررسی آرای امام خمینی(ره) درباب چیستی معنا و همچنین مکانیزم ارجاع درباب اسامی خاص خواهیم پرداخت. ما به طورخاص بر بازسازی نظریه ی ایشان درمورد مکانیزم ارجاع در باب اسامی خاص متمرکز خواهیم شد؛ بدین منظور که استدلال کنیم این نظریه با نظریه ای در فلسفه ی زبان معاصر که به اصطلاح «نظریه ی توصیفی ارجاع» نامیده می شود، مشابه است. در گام بعدی به تشریح انتقادات کریپکی، فیلسوف و منطق دان معاصر آمریکایی، علیه نظریه ی توصیفی ارجاع خواهیم پرداخت. مقاله را با این نتیجه گیری به پایان خواهیم برد که اگر نظریه ی ارجاع امام خمینی را بتوان به نحو معقولی با نظریه ی توصیفی ارجاع مشابه دانست، آنگاه انتقادات کریپکی بر هر دو نظریه وارد است.
ماهیت ادراک حسی و اعتبار آن از منظر حکمت عقلانی وحیانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۳۹۶ شماره ۷۰
113 - 142
حوزههای تخصصی:
ادراک حسی یکی از مسائل بسیار مهم در معرفت شناسی است. مسئله اصلی این مقاله بررسی ماهیت و اعتبار ادراک حسی در چارچوب حقیقت گرایی است. در این مقاله از برخی یافته های وحیانی بهره گرفته شده است. گرچه امروزه این یافته ها چندان پنهان نیستند که استناد به وحی در آنها ضروری باشد، اما یکی از اهداف مقاله نشان دادن این نکته است که اگر متفکران مسلمان به این یافته ها توجه می کردند، بیش از هزار سال پیش به یافته های این مقاله می توانستیم دست یابیم. در این مقاله هم از ماهیت ادراک حسی و هم اعتبار آن تحلیلی جدید ارائه شده است. شاید جذاب ترین یافته مقاله این نکته باشد که بدون انکار شخصی بودن مفاهیم شخصی، آنها را حاصل تجرید دانسته و عقل را عامل این تجرید شمرده است. نویسنده تلاش کرده است دو موضوع را به اثبات برساند: نخست اینکه ادراک حسی عبارت است از ادراک امری طبیعی با واسطه اندام حسی در حین تأثیر آن امر طبیعی بر یکی از اندام حسی ؛ دیگر اینکه ادراک حسی مسبوق به ادراکی اجمالی پیشین از همان شیء محسوس است. در این ضمن، تحلیلی جدید از اقسام مفاهیم نیز ارائه شده است.
The Necessity of Considering Folk Ethics in Moral Philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۱
163 - 174
حوزههای تخصصی:
Contemporary ethics and moral philosophy need a kind of revision due to their negligence in human moral capacities, ordinary life, and humans’ expectations of ethics. The assumptions and presuppositions of ethics result in their current unsatisfactory status. In this paper, we first explore and criticize those presuppositions. Then, instead of introducing ideal presuppositions of ethics, we introduce folk ethics and its components in order to show that contemporary ethics and moral philosophy should always begin with folk ethics. The most important advantage of folk ethics is its realistic foundation, which in turn will produce better results.
مقایسه انتقادی مدل های فرهنگی و مدل های آرمانی در علوم شناختی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۳۹۶ شماره ۷۱
117 - 141
حوزههای تخصصی:
در علوم شناختی این پیش فرض پایه ای حاکم است که دانش ذهنی اساساً دانشی دایره المعارفی است که به واسطه بدن مندی با جهان بیرون در ارتباط می باشد؛ ازاین رو ذهن فاقد سازه های ذاتی برای تولید معناست و تنها ابزاری است که به جهان اطراف و تجربیات ما معنا می بخشد. به این ترتیب است که در علوم شناختی فرایند معناسازی از طریق ذهن، مسئله ای مهم تلقی می شود و در همین راستا، برخی از رشته های علوم شناختی، مانند زبان شناسی و انسان شناسی شناختی، برای فهم این فرایند ابزار تحلیلی مختلفی را ابداع کرده اند. این مقاله به کمک بررسی انطباقی این ابزار تحلیلی بر آن است با معرفی مزایا و محدودیت های هر یک از این ابزار، درنهایت نشان دهد که چگونه زبان شناسی شناختی برای درک فرایند ساخت معنا در ذهن، به بافت مندی معنا در سپهر اجتماعی- فرهنگی زبان بی توجه بوده است و چه راه حلی برای رهایی از این مخمصه وجود دارد.
معناداری زندگی در پرتو جاودانگی نفس از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسش از معنای زندگی و جاودانگی انسان، از جملة دغدغه های بنیادینی است که از دیرباز ذهن اندیشه وران را به خود مشغول ساخته است. باور به حیات پس از مرگ و جاودانگی در نوع تفسیر انسان از زندگی و در معناداری یا بی معنایی آن نقش مهمی دارد. ملاصدرا بر اساس عناصری از نظام فلسفی خویش هم چون تجرد نفس، حرکت جوهری، حدوث جسمانی و بقای روحانی نفس و با ارائة تبیینی متفاوت از پدیدة مرگ، ایده ای را مطرح کرد که فهم دقیق آن بر پیوند میان اعتقاد به جاودانگی نفس و معناداری زندگی صحه می گذارد. رویکردی که ملاصدرا برای اثبات جاودانگی نفس انسان برگزیده، فلسفی است و نمود های آن در مسئلة معناداری قابل توجه است. با توجه به ابعاد جاودانگی انسان و معناداری زندگی در نظر ملاصدرا، انسان ایمانی، انسان عقلانی و انسان اخلاقی ملازم یکدیگرند. در این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی در ابتدا مؤلفه های مهم در جاودانگی و معناداری زندگی را بررسی خواهیم کرد، سپس نقش اعتقاد به جاودانگی نفس در معنای زندگی را با توجه به مبانی حکمت صدرایی تبیین می کنیم.
تبیین اعتباریت ماهیت در گرو مبادی تصوری و تصدیقی(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۴)
117-136
حوزههای تخصصی:
اثبات اصالت وجود در حکمت صدرالمتألهین، که اصالت هر دوی وجود و ماهیت را باطل می داند، به معنای اعتباریت ماهیت است. اما براهین ملاصدرا در اثبات اصالت وجود تنها تا اثبات موجود بودن ماهیت به حیث تقییدی وجود پیش می رود و عبارات ملاصدرا در بیان موجودیت ماهیت، گوناگون و گاه متضاد است که موجب تفاوت در تقریرهای مختلف از اعتباریت ماهیت نزد مقررین حکت صدرایی شده است. با این حال، دقت در مبانی حکمت متعالیه و پذیرش آن مبانی به عنوان مبادی تصوری و تصدیقی مؤثر در محل بحث، به این مهم رهنمون می شود که مراد از حیثیت تقییدی در موجودیت ماهیت نزد صدرالمتألهین، موجودیت به حیث تقییدی نفادی وجود است که حظی از تحقق، هرچند تحقق غیر اصیل، برای ماهیت دارد و هیچ گاه به معنای ذهنی محض بودن ماهیت یا موجود بودن ماهیت به حیث اندماجی وجود نیست.
مقایسه تطبیقى اندیشه ابن عربى و صدرالمتألهین در باب حدوث و قدم نفس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صدرالمتألهین بر آن است که نفس، از جهت کینونت عقلى خود در نشئات پیشین، به نحو عقلى موجود بوده است و در عین حال، از آن جهت که نفس مدبر بدن است و در نحوه وجود خود، تعلق ذاتى به بدن دارد، جسمانیه الحدوث است. او بین این دو نظریه به ظاهر متهافت، به خوبى جمع کرده است. اگرچه این نگاه صدرایى در حوزه فلسفى، کاملاً ابتکارى است، اما در آثار عارفانى همچون ابن عربى نیز به وضوح رد پاى این نظریه به چشم مى خورد؛ به این معنا که ابن عربى نیز از سویى بر وجود نفس در نشئات سابق بر دنیا تأکید دارد و از سوى دیگر، بر حدوث جسمانى نفس در نشئه دنیا اصرار مى ورزد.
تمایز فلسفه ابن سینا و ارسطو به روایت کتاب تهافت ابن رشد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم سقراط تا ارسطو ارسطو (384-322 ق.م)
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
درباره هویت وماهیت فلسفه ابن سینا سه مساله مهم را می توان مطرح ساخت :اول اینکه آیا این فلسفه ادامه فلسفه ارسطوست ؟ دوم اینکه اگر چنین است چه نوع ادامه ایی است، شرح است یا بسط ؟ ومساله سوم اینکه اگرچنین نیست، چه تفاوتی با فلسفه ارسطو دارد و با چه معیاری می توان این تفاوت را شناخت؟ مقاله برای پاسخ به این سه سؤال خوانش ابن رشد از فلسفه ابن سینا را به کمک گرفته و صرف نظر از انتقادهای ابن رشد به ابن سینا و پاسخی که می توان به آنها داد، اصل تفاوتها را به روایت ابن رشد که شارح مهم و معتبر ارسطوست بر می شمارد. مقاله، دیدگاه ابن رشد درباره تفاوت فلسفه ابن سینا و ارسطورا از سه جنبه مورد بررسی قرار می دهد: تعابیری که نشان از این تفاوت دارد، اصول کلی و مبنایی و جزئیات فلسفی مورد مناقشه در کتاب تهافت التهافت. بدین صورت، به نظر ابن رشد، فلسفه ابن سینا ادامه فلسفه ارسطو نیست و در بیش از پنجاه موضع مهم با آن متفاوت است.
نقدی بر معرفت شناسی مطالعات مربوط به آینده، با تأکید بر عقلانیت آینده نگاری راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرعت بالای تغییرات و افزایش عدم اطمینان و پیچیدگی در شرایط محیطی هزاره جدید، موجب پرهیز از برنامه ریزی و تصمیم گیری با پیش فرض خطی بودن تغییر در پارامترهای مختلف و روی آوردن هرچه بیشتر به آینده پژوهی در سطوح و حوزه های گوناگون شده است. اما مطالعات مربوط به آینده، همواره با چالش های معرفت شناسی مواجه بوده اند. در این پژوهش، ابتدا به نقد نظریه وندل بِل در معرفت شناسی آینده پژوهی، به عنوان یکی از شهیرترین نظریه پردازان در این عرصه، پرداخته شده و سپس عقلانیت آینده نگاری راهبردی به عنوان رویکردی عملگرا در آینده پژوهی، مورد واکاوی قرار گرفته است؛ بدین معنا که گزاره هایی که با رویکرد آینده نگاری راهبردی از مطالعات مربوط به آینده مستخرج می شوند، چقدر عقلانی هستند. یافته های پژوهش، ضمن احصاء مهم ترین ایرادات وارد بر نظریه بِل، نشان می دهند که «حلّ مسئله نمودن»، «دقت در پیش بینی»، «توازن بین موضوعات»، «سادگی»، «گستردگی» و «سازگاری» در کنار «ارزش گرایی» معیارهایی هستند که آینده نگاری راهبردی را به عنوان رویکردی موجّه و معقول معرفی می نمایند که می تواند به موفقیت دراز مدت مطالعات مربوط به آینده کمک شایانی نماید. بر این اساس، پیشنهاداتی در راستای توسعه و بکارگیری آینده نگاری راهبردی به متصدیان امر در دانشگاه ها و صنایع و متولیان دولتی ارائه شده است.
نخستین تکلیف انسان، خداشناس ی یا خودشناس ی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هستی و شناخت جلد چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
83 - 100
حوزههای تخصصی:
متکلمان مسلمان عموماً نخستین تکلیف انسان را تأمل درباره خدا دانسته اند. متکلمان اشعری این تکلیف را نقلی و برگرفته از آیات و روایات و نیز اجماع، و متکلمان معتزله و امامیه آن را عقلی دانسته و دو برهان برای آن اقامه کرده اند؛ یکی «دفع ضرر محتمل» و دیگری «وجوب شکر منعم». مدعای ما در این نوشتار این است که ادله هر دو طرف ناتمام است و نخستین تکلیف انسان، نه «خداشناسی»، بلکه «خودشناسی» است؛ و این تکلیف، عقلی است؛ چراکه عقل حکم می کند برای رساندن خود به کمال و سعادت، شناخت خود ضروری است و البته برای خودشناسی در گام های بعدی، نوبت به شناخت مسائل اساسی دیگر می رسد. مطابق سخن مشهور، خداشناس مدعی است و اگر نتواند مدعای خود را اثبات کند، مدعای ملحد اثبات می شود؛ اما طبق سخن دوم، همه انسان ها مدعی هستند و هر یک باید خویشتن را تبیین کنند و با عجز یکی مدعای دیگری اثبات نمی شود
«تصور کنید حقیقت زنی باشد» نگاهی به دیباچه نیچه بر فراسوی خیر و شر و دیباچه کانت بر نقد عقل محض(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۵۰)
100 - 115
حوزههای تخصصی:
با وجود تفاوت های بسیار میان کار فلسفی کانت و نیچه، شباهت های جالبی نیز در دیباچه های آن ها بر دو کتاب اصلی شان نیز به چشم می آید: فراسوی خیر و شر نیچه و نقد عقل محض کانت. در این دیباچه ها، این دو فیلسوف نقدهای خود از جزم باوری و متافیزیک را عرضه می کنند و از امیدهای خود برای فلسفه آینده سخن می گویند. این یک فلسفه آینده از نظر هر دو، از جزم باوری فاصله خواهد داشت. کانت اثر خود را در واقع تمهیدی بر این فلسفه می شمارد، در حالی که نیچه همچنان امید ظهور این فلسفه را در سر می پروراند. در این مقاله سعی شده است در سه بخش این مضامین بیان و شرح شود. در درآمد، صحنه شباهت های میان این دو دیباچه را ترسیم خواهیم کرد. در بخش دوم، منظور و مراد کانت و نیچه از جزم باوری را شرح داده، نشان می دهیم چرا آن ها از افول و مرگ جزم باوری سخن می گویند. بخش پایانی، نشان می دهد که چرا نیچه و کانت هر دو سودای یک فلسفه آینده را در سر دارند، فلسفه آینده ای که آثار خود را همچون تمهیدی بر آن تلقی می کنند.
نقش محبّت در کمال آدمی با تکیه بر آراء سهروردی و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سهروردی و ملاصدرا بر این باورند که بدون عنصر محبّت، کمال انسان دست نیافتنی است. از نظر سهروردی انوار سافل با محبّت و اشتیاق نسبت به انوار عالی، درصدد نیل به کمال و رفع کاستی های رتبی خود هستند. آدمی نیز با ادراک حقایق به عالم نور گرایش پیدا کرده و به نورالانوار نزدیک می گردد؛ زیرا محبّت ثمره معرفت است و هر چه محبّت به حق تعالی بیشتر شود، تقرّب به خدا و نهایتاً وصول به کمال آسان تر می شود. اما ملاصدرا با اثبات محبّت برای تمامی کائنات، بر این باور است که در هر موجود امکانی، عشق به کمال به ودیعه نهاده شده است تا بدین وسیله آن موجود امکانی، هم حافظ کمالات موجود خود باشد و هم مشتاق کمالات مفقود. از نظر وی، هر انسانی به اندازه بهره مندی از محبّت به کمال نائل می شود؛ چرا که تحوّل جوهری سالکان، یکسان و یکی نیست. از این رو، هر متحرّکی به اندازه سعه هستی خود و بر اساس محبّت، به سمتِ کمال حرکت می کند.
بررسی تطبیقی مسئله ذهن در اندیشه دکارت، ملاصدرا، لایبنیتس و برخی رویکردهای رایج درعلوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید دکارت تا کانت عقل باوری ( قرون 16 و 17)
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه ذهن
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
این پژوهش می کوشد تا نشان دهد اندیشه دکارت، لایب نیتس و ملاصدرا تا چه میزانی با رویکردها و نظریه های رایج و مسلط در علوم شناختی شباهت و قرابت دارد. نتایج این بررسی نشان داد که اگر چه فلسفه ذهن دکارت، ملاصدرا و لایب نیتس یک نگاه عمیق فلسفی و متافیزیکی است، اما همین نگاه عمیق، آغازی در جهت توسعه تبیین علمی از ذهن بوده که آثار و نشانه های آن را در جای جای نظریه های مطرح در علوم شناختی، به خصوص در قالب رویکرد پیوندگرایی مشاهده می-کنیم. تفاوتی که بین فیلسوفان و دانشمندان این علوم وجود دارد در روش رسیدن به ایده مدل سازی ذهنی می باشد که این مدلسازی ذهنی در فلاسفه فرایندی قیاسی – استدلالی را طی می کند، در حالی که در پژوهشهای علمی فرایند استقرایی – آزمایشی غلبه دارد. همچنین، تبیین مونادگرایانة لایب نیتس از عالم و نیز نظریة تشکیک وجود ملاصدرا، با ساختار هرمی معرفت در علوم شناختی مدرن یا پیوند گرایی شباهت انکارناپذیری دارد.
خطاپذیری علم حضوری و مکاشفات عرفانی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مسئله که آیا علم حضوری که از آن به عنوان سنگ بنای معرفت بشری یاد می شود، قابل اتصاف به صدق و کذب هست و می توان روزنه هایی برای ورود خطا بدان، یافت یا نه، معمولا با پاسخ منفی از سوی فیلسوفان مسلمان روبه رو است، اما در این نوشته بر خلاف دیدگاه مشهور حکما که علم حضوری را به دلیل فقدان واسطه و فاصله، خطاناپذیر می دانند، با روش تحلیلی، مورد بررسی قرار می گیرد و در گام نخست با اثبات حضوری بودن مشاهدات و مکاشفات عرفانی و در گام بعد با اثبات وجود خطا در مشاهدات عرفانی و در برخی موارد وجود خطا در خود علم حضوری، خطاپذیر بودن این علم دست کم در مورد انسان اثبات می شود، اما اثبات این مسأله موجب اسقاط حجیت و اعتبار علوم حضوری نمی شود، بلکه معیار حجیت در این ساحت از معرفت بشری عبارت است از رعایت شرط روش مندی و سلوک عقلایی که مورد پذیرش دانشمندان این علم است.
نقد رویکرد ناواقع گرایی ویتگنشتاین در باورهای دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲۰
179 - 196
حوزههای تخصصی:
به نظر ویتگنشتاین باور دینی استفاده از یک تصویر است، تعهدی راسخ و تزلزل ناپذیری که کل زندگی را نظم و نسق بخشیده است و مبتنی بر شواهد و دلایل نیست از این رو نه از جانب علم و فلسفه مددی می یابد و نه هرگز گزندی می بیند. پژوهش حاضر ضمن بررسی دیدگاه ویتگنشتاین متأخر در ارتباط با گفتارهای دینی نتیجه می گیرد که رویکرد ویتگنشتاین برای مقولات دینی هر چند نوعی معناداری فراهم می سازد، اما عدم واقعیت آن را نیز توجیه می کند. ناواقع گرایی در دین حتی امروزه پیروان خاصّی در بین روحانیون مسیحی از جمله دان کیوپیت پیدا کرده است که این موضوع خود با فضای حاکم بر جوامع دینی فرسنگ ها فاصله دارد. همچنین این نگرش با واقعیت های موجود در مجامع علمی و دینی که اساساً دین را مجموعه تصاویری از واقعیت دانسته که می توانند صادق باشند یا نباشند، منطبق نمی باشد. به نظر ویتگنشتاین اظهارات دینی و الهیاتی شواهدی هستند که ارجاع به واقعیت عینی در مورد آنها صدق نمی کند. این اظهارات تصاویری دینی و الهیاتی فراهم می کنند که اهمیت آنها در این نیست که درباره چیزی باشند یا از چیزی بگویند، بلکه در این است که در زندگی دینی نقش موٌثر ایفا کنند.
مقام خلافت از دید ملاصدرا و عزیزالدین نسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال بیست و دوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۸۶
129 - 148
حوزههای تخصصی:
مقام خلافت یکی از مقامات انسان کامل است. باری تعالی از بین تمام موجودات تنها انسان را بدین مقام منصوب نمود؛ اما آیا در دستیابی بدین مقام تمام انسان ها یکسان اند؟ چه تفاوتی بین خلافت حقیقی و اعتباری و خلافت کبری و صغری وجود دارد؟ در اینجا به بیان دیدگاه های صدرا به عنوان یک فیلسوف و نسفی به عنوان یک عارف می پردازیم. در این مقاله بر آن ایم که با روش تطبیقی به این پرسش بپردازیم که آیا نظریات صدرا و نسفی درباره مقام خلافت با یکدیگر هماهنگ است یا بین دو دیدگاه تفاوت وجود دارد؟ هرچند در بادی امر چنین می نماید نظریات این دو با یکدیگر هماهنگ است؛ اما با دقت در عبارات بدین نکته رهنمون می شویم که بین دو دیدگاه تفاوت وجود دارد.