فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to develop a teaching competency framework for Iranian English Language Teaching (ELT) teachers by conducting interviews with 30 teachers and head teachers in the field of ELT across multiple regions in Iran. The study utilized MAXQDA 20.2.1 to conduct a thematic analysis in three phases. Intercoder reliability (ICR) testing demonstrated a significant level of agreement. The findings indicated that an effective contextualized teaching competency framework for ELT teachers should consist of six key components: professional attributes focusing on teaching-specific characteristics, skills representing practical teaching abilities, knowledge encompassing subject-matter expertise, general qualifications including foundational requirements, personal attributes, and goals and values. Fifty-nine indicators were identified and strategically linked to established reference frameworks for ELT teacher competencies. The developed framework contributes to a novel organization of ELT teaching competencies. Key findings revealed that linguistic competency, inclusivity, student bonding, pedagogical knowledge, organizational skills, and teaching passion emerged as critical indicators within the Iranian ELT context. The framework's strength lies in its systematically developed structure based on expert insights and comprehensive literature analysis that offers brevity in design while maintaining comprehensiveness. These features would make it particularly applicable for Iranian ELT settings while providing a replicable model for broader international contexts. Future research should explore longitudinal studies to understand the changes that transpire over time. Moreover, integrating the perspectives of English language learners and high school students could enhance the practicality and applicability of these frameworks.
نقش سبک های یادگیری تأملی و تکانشی در درک معنای تلویحی فارسی آموزان سطح میانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۰
19 - 43
حوزههای تخصصی:
درک معنای تلویحی یکی از چالش های مهم در زبان آموزی است و عوامل مختلفی نظیر تفاوت های فردی و به طور خاص سبک های یادگیری می توانند بر آن تأثیرگذار باشند. بااین حال، مطالعات کمی به بررسی رابطه سبک های شناختی و توانش منظورشناختی فارسی آموزان پرداخته اند. پژوهش پیش رو، با هدف بررسی تأثیر سبک های یادگیری تأملی و تکانشی بر درک معنای تلویحی فارسی آموزان انجام شده است. بدین منظور، 58 فارسی آموز سطح میانی (۱۸ تا 45 سال و 7/51 درصد زن، 3//48 درصد مرد) از مراکز مختلف آزفا، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده های این پژوهش ابتدا، از طریق آزمون شنیداری درک معنای تلویحی محقق ساخته و اعتبارسنجی شده است و سپس از طریق نسخه فارسی و اعتبارسنجی شده پرسشنامه تکانشگری بارت (۱۹۹۵) گردآوری شد. نتایج تحلیل داده ها از طریق آزمون تی و تحلیل واریانس در نرم افزار جامووی (نسخه 2.6.2) نشان داد بین دو گروه دارای سبک یادگیری تأملی و تکانشی از منظر درک معنای تلویحی تفاوت آماری معناداری وجود ندارد. همچنین، متغیر جنسیت و تعامل آن با متغیر سبک یادگیری تأثیر معناداری بر عملکرد فارسی آموزان نداشت. یافته های این پژوهش نشان داد سبک های یادگیری تأملی و تکانشی، برخلاف انتظار، نقش تعیین کننده ای در درک معنای تلویحی فارسی آموزان ایفا نمی کنند. این نتایج می تواند در طراحی ابزارهای سنجش درک منظورشناختی و تدوین برنامه های آموزشی متناسب با نیازهای زبان آموزان و متمرکز بر ابعاد منظورشناختی مفید واقع شود.
پردازش شناختی درک اصطلاحات زبان دوم: مطالعه تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
399 - 432
حوزههای تخصصی:
این مطالعه فرایندهای شناختی زیربنای درک عبارات اصطلاحی زبان دوم را با استفاده از دو تکنیک آموزشی بصری مختلف نمایش تصویری معانی تحت اللفظی در مقابل نمایش تصویری معانی مجازی هر عبارت اصطلاحی بررسی می کند. برای این امر دو محیط (موقعیت) (PFL در مقابل PSL)، دو نوع اصطلاحات مختلف (غیرشفاف (کدر) در مقابل شفاف) و دو سطح بسندگی متفاوت (متوسط در مقابل پیشرفته) در نظر گرفته می شود. این کار شامل شیوه های آموزشی رایج بود که از نظریه کدگذاری دوگانه به عنوان دو تکنیک بصری متفاوت با پشتیبانی کلامی برای آموزش انواع مختلف اصطلاحات استفاده می کند. 67 زبان آموز به عنوان زبان دوم و 63 زبان آموز به عنوان زبان خارجی در این مطالعه شرکت کردند. قبل و بعد از آموزش از آزمون درک اصطلاح استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس اندازه مکرر براساس مقایسه های پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که درک اصطلاحات زبان دوم با توجه به محیط یادگیری، تکنیک آموزشی و نوع اصطلاح متفاوت است. با وجود این، به نظر نمی رسد که سطح بسندگی تأثیری بر نتایج درک برای هیچ گروهی داشته باشد. نتایج آشکار می سازد که در محیط زبان دوم تکنیک مجاز موفق تر از تکنیک تحت اللفظی بوده است. در حالی که در محیط زبان خارجی به کارگیری تکنیک تحت اللفظی در مقایسه با تکنیک مجاز، نمرات بهتری برای زبان آموز به دست آورد. زبان آموزان PSL در یادگیری اصطلاحات با معانی غیرشفاف (کدر) بهتر از زبان آموزان PFL بودند در حالی که زبان آموزان PFL در یادگیری اصطلاحات با معانی شفاف عملکرد بهتری داشتند. نتایج این مطالعه از مدل بازنمایی اصطلاح دوگانه حمایت می کند که بیان می کند زبان آموزان PSL مدخل های اصطلاحات موجود خود را فعال می کنند و آن ها را به صورت مجازی درک می کنند در حالی که زبان آموزان PFL باید اصطلاحات را تجزیه کنند.
بررسی تأثیرات آموزش های چندحسی محیطی و موضوعی بر میزان تمایل به نگارش دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
186 - 155
حوزههای تخصصی:
نگارش دانشگاهی یکی از راه های مؤثر در انتقال دانش و اطلاعات در محیط دانشگاهی است؛ بااین حال مهارت نگارش در نهادهای آموزشی از مدرسه تا دانشگاه چندان جدی گرفته نمی شود. از طرفی دانشجویان نیز تمایل زیادی به این مهارت نشان نمی دهند و نگارش را یک فرآیند پیچیده می دانند. در پژوهش شبه آزمایشی حاضر با هدف نشان دادن اهمیت استفاده از حواس در آموزش مهارت نگارش، تأثیر آموزش های چندحسی محیطی و موضوعی بر میزان تمایل به نگارش دانشگاهی مورد ارزیابی قرار گرفت. 300 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه فردوسی مشهد به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از گذراندن 7 جلسه آموزش در 3 گروه (1- آموزش چندحسی محیطی، 2- آموزش چندحسی موضوعی 3- روش معمول تدریس) براساس پرسشنامه تمایل به نگارش دانشگاهی و نگارش یک متن توصیفی در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و برای معناداری نمرات پیش آزمون و پس آزمون نگارش از آزمون تی جفت نمونه ای استفاده شد. تحلیل آزمون تی جفتی نشان داد در گروهی که آموزش چندحسی محیطی دریافت کرده اند، تمایل به نگارش افزایش معناداری داشته است و تمایل دانشجویان زن در گروه چندحسی موضوعی نسبت به دانشجویان مرد دو گروه دیگر بالاتر بوده است؛ بنابراین به نظر می رسد تمایل به نگارش سازه ای چندبعدی است که بر روش های آموزش، انگیزه درونی و تجربیات پیشین و خودکارآمدی فرد در نوشتن بستگی دارد، ازاین رو روش های چندحسی در مقایسه با روش سنتی می تواند تعامل اجتماعی و حمایت گروهی را افزایش دهند و دانشجویان از طریق تعامل بیشتر با محیط، خودکارآمدی بالاتری را در نوشتن تجربه کنند.
Peer Modeling of Collaborative Writing: Effects on Language and Pair Dynamics(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Although pair work interaction gained substantial attention in recent decades, little is known about the best method to enhance its effectiveness. This study investigated the impact of peer modelling demonstration of collaborative writing tasks as a pedagogical intervention on Language-Related Episodes (LREs) and pair dynamics. Using a one-group pretest-posttest design with a delayed posttest, twenty intermediate learners were randomly paired up to complete three tasks (information-gap, story reconstruction, and jigsaw), which also involved a paragraph-level writing over a three-week period. Each session, the participants were required to work on one task while recording their voices. In the second session of the study, the pairs were provided with the peer modelling video to explore its contribution to their performances. The pairs' audio-recorded performances (about 15 hours) were carefully transcribed and later analyzed for a) the frequency, types, and resolution of LREs and b) pair dynamics. Results of Negative Binomial Regression revealed that peer modelling had a significant positive effect on pair performance, in a way that, after the provision of peer modelling, the pairs produced a significantly greater number of LREs and correctly resolved the majority of the conflicts. Additionally, analysis of McNemar's test revealed that the pairs demonstrated more collaborative pair dynamics subsequent to peer modelling. The findings are pedagogically important as they support peer modelling as a valuable pedagogical technique to be integrated into language learning classes to ensure L2 development and foster qualities of pair work.
Exploring Eco-translation Through Bachmann-Medick’s Model
حوزههای تخصصی:
The ecological turn in translation studies subverts anthropocentric perspectives and redefines translation as a multispecies, semiotic process that transcends human language. Eco-translation, a central concept within this turn, extends the field of translation to include non-human actors and ecological networks, allowing for a more inclusive description of meaning-making. Yet this turn has also brought academics a sense of disorientation and solastalgia as scholars have to grapple with the tension between preserving traditional disciplinary boundaries and embracing the expansive horizons of transdisciplinary approaches. The current article traces the ecological turn using Doris Bachmann-Medick’s three-stage model of disciplinary turn: thematic expansion, metaphorical application, and methodological refinement. It maps the evolution of eco-translation from narrowly defined practices focused on ecological themes to a broader, inclusive framework that challenges the field’s traditional foundations. The article also examines the emotional and intellectual consequences of this turn, particularly the solastalgic experience of scholars experiencing the loss of familiar disciplinary contours while adapting to new paradigms.
Interrelationships Between Perceptions of Social and Teaching Presences and Satisfaction of Basic Psychological Needs, Persistence, Intrinsic Motivation, and Negative Emotions in Online Education(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۸۹)
219 - 253
حوزههای تخصصی:
The common belief regarding the lack of interaction in online education raises some concerns about students’ psychological well-being and the satisfaction of their needs. The relations between teaching and social presences as the two major factors accounting for social-contextual conditions in online education with students' basic psychological needs satisfaction, persistence, and motivation are mostly ignored in the context of teaching English in higher education in Iraq. Therefore, the purpose of the present study was to examine the interrelationships between the perception of social and teaching presences and the satisfaction of basic psychological needs, persistence, intrinsic motivation, and negative emotions of Iraqi EFL learners in online courses. To this end, 200 intermediate Iraqi university students studying English at the English departments of several institutions of higher education were recruited to participate in the study. Then they were asked to complete self-report questionnaires on their perception of social and teaching presence, satisfaction of basic psychological needs, intention to persist, intrinsic motivation, and negative emotions. The link for questionnaires was shared among the participants via email. SEM analysis showed that the students’ perceptions of social and teaching presence had a positive relationship with their satisfaction of basic psychological needs, persistence, and intrinsic motivation. The results, however, showed that there was a negative relationship between the students’ perceptions of social and teaching presences and boredom, anxiety, and shame. The results imply that providing opportunities for students to interact effectively with their instructors and peers in online classes in a socially supportive environment can lead to positive outcomes. The implications for online teaching and learning are discussed, and suggestions for further research are proposed.
Analyse morphologique et narrative du conte de Zahhak, la légende du Roi serpent(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Vladimir Propp en tant que structuraliste et folkloriste russe, a bien essayé de formuler un système unique qui fonctionne dans tous les contes sans tenir compte de la divergence entre la langue, la littérature et la culture. Le Livre du Roi ou Shâhnâmeh de Ferdowsî est l’un des chefs-d’œuvre de la littérature persane qui est considéré comme l’héritage et l’identité culturels de notre passé historique. Cette étude a pour but de déterminer si toutes ces structures constantes et les fonctions permanentes proposées par Propp sont applicables à travers une partie de Shâhnâmeh intitulée Zahhak. Propp a développé sa théorie en étudiant les contes populaires, qui ont une structure narrative relativement simple. Shâhnâmeh, étant une œuvre épique, est beaucoup plus complexe. Il serait important d’examiner dans quelle mesure les fonctions de Propp se rapportent à cette narration épique et si certaines d’entre elles sont plus pertinentes que d’autres. En plus, étant donné l’aspect indissociable de la forme et du fond, nous allons mentionner l’impact de l’épopée sur la société iranienne. Cela nous amène à bien analyser aussi les caractéristiques du conte et les notions atemporelles au confluent de la forme et du contenu qui caractérisent l’œuvre de Ferdowsî. Il serait intéressant d’examiner comment une représentation allégorique de la société ainsi que l’imperfection humaine se manifestent à travers le conte de Zahhak.
سببی سازی در زبان پشتو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ بهمن و اسفند ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۹۰)
399 - 421
حوزههای تخصصی:
زبان پشتو یکی از زبان های ایرانی است که درباره آن پژوهش های زبان شناختی اندکی صورت گرفته است. سببی سازی در زبان پشتو نیاز به توضیح بیشتر دارد، زیرا این مسئله از اهمیت زیادی برخوردار است، اما در کتاب های دستور زبان پشتو و زبان شناختی این زبان توجه لازم به این مسئله نشده است. از این رو بررسی و پژوهش سببی سازی در این زبان از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف از این پژوهش توصیف مقوله سببی سازی زبانِ پشتو است. داده های مورد نیاز این تحقیق از آثار و گویشوران این زبان براساس پژوهشِ دبیرمقدم (1399) انجام شده است. روشِ تحقیق این نوشتار علاوه بر توصیف سببی سازی، مبتنی بر مثال های زبانِ پشتو است که آوانویسی و معنا گزاری شده است. نمونه های این متن از میان صدها جمله انتخاب شده و مورد تحلیل و تجزیه قرار گرفته است. مسئله مهم، بازنمایی ساخت سببی در زبان پشتو است که چگونه انجام می شود؟ زبان پشتو ازجمله زبان های فاعل مفعول فعل است و سببی سازی در این زبان به شکل صرفی و نحوی وجود دارد. این پژوهش بر اساس نظریه رده شناسی به تحلیل داده ها پرداخته است. سببی سازی زبان در پشتو نسبت به زبان فارسی پیچیده است؛ چون از یک اصل مشخص پیروی نمی کند. در سببی صرفی علاوه بر وند (aw) از پیش اضافه های (pӘ,pӘr) و(war bânde,pre) کار گرفته می شود. میزان زایایی سببی های کمکی در زبان پشتو بیشتر است چون با بیشتر افعال می آید و فعل را متعدی می سازد.
حذف مفعول و طبقات فعلی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
253 - 277
حوزههای تخصصی:
تناوب های گذرایی ساختارهای نحوی دوگانه ای هستند که در گذرایی افعال تغییر ایجاد کرده و در خلال آن ها فعل بسته به کاربرد خاصی که دارد و بدون تغییر قابل توجهی در معنا، با تعداد موضوع های متفاوت به کار می رود. در این پژوهش به جهت بررسی این فرضیه که افعال شرکت کننده در تناوب های نحوی یکسان، مؤلفه های معنایی یکسانی داشته و در یک طبقه معنایی قرار می گیرند، و به منظور به دست دادن اطلاعات دقیق تری پیرامون رفتار نحوی و ویژگی های معنایی افعالی که قادر به حذف مفعول هستند، 435 مورد از داده های حذف مفعول بافت آزاد که از منابع گوناگونی نظیر کتاب ها، مجلات، فیلم ها، سریال ها و مکالمات روزمره استخراج شده را با توجه به اینکه در کدام تناوب های گذرایی شرکت می کنند در طبقات معنایی مختلفی دسته بندی کرده ایم. یافته های این پژوهش نشان می دهد افعالی که بنا بر شرکت در تناوب های گذرایی مرتبط به حذف مفعول در طبقات معنایی مجزا دسته بندی شده اند، مؤلفه های معنایی یکسان داشته و نوع مفعولی که دریافت می کنند به لحاظ ماهیت، ویژگی های مشترک دارد. از این جهت است که رفتار نحوی افعال، مبنی بر شرکتشان در تناوب های گذرایی خاص را می توان عاملی برای پیش بینی اشتراکات معنایی افعال و گنجاندن آن ها در طبقات معنایی یکسان در نظر گرفت. علاوه بر این، ویژگی های افعال هر طبقه و نوع مفعولی که دریافت می کنند همچنین آشکار می سازد که عام، نامشخص و نکره بودن مفعول و پیش بینی پذیری مفهوم آن برای مخاطب، نمود غیرپایانی و غیرلحظه ای را می توان از مهم ترین شروط لازم جهت حذف مفعول تلقی کرد.
کلمات مرکب مختوم به ستاک گذشته فعل از منظر صرف ساختی: مورد ستاک «بست».(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
279 - 304
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی کلمات مرکب مختوم به ستاک گذشته «بست» در چارچوب صرف ساختی می پردازد. این پژوهش تلاش دارد تا تنوعات معنایی و نظام طرح واره ای در واژه های حاصل از این ساخت را در چهارچوب صرف ساختی بررسی کند. داده های پژوهش حاضر شامل 51 کلمه مرکب و ۱۷۹۱ جمله شاهد از پیکره درزمانی فرهنگیار زبان فارسی موجود در فرهنگستان زبان و ادب فارسی، پیکره هم زمانی پایگاه دادگان زبان فارسی موجود در پژوهشگاه علوم انسانی، پیکره بی جن خان، فرهنگ جغرافیای ایران، فرهنگ زانسو (1372)، فرهنگ دهخدا (1377)، وبگاه ویکی پدیای فارسی و جست وجوگر گوگل به دست آمده است. با بررسی داده ها مشخص شد که واژه های دارای ساخت [X- بست] می توانند به صورت بالفعل و بالقوه در سه مقوله معنایی اسم کنش، اسم مکان و اسم ابزار قرار بگیرند. این تنوعات معنایی ماهیتی نظام مند دارند، چراکه صرفاً متعلق به یک یا چند واژه نیستند، بلکه تمامی واژه های دارای این ساخت در دست کم یکی از این مقوله ها جای می گیرند و می توان شکل گیری آن ها را از رهگذر به کارگیری سازوکارهای شناختی توجیه کرد. براساس یافته های این پژوهش، نظام طرح واره ای ساخت [X- بست] به همراه زیرطرح واره های آن به دست داده شده است.
کارآیی نظام های معنایی و تعاملی لاندوفسکی در تحلیل گفتمان های داستان سوره یوسف(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
143 - 176
حوزههای تخصصی:
نظام معنایی و تعاملی اریک لاندوفسکی براساس چهار الگوی «برنامه مداری»، «مجاب سازی»، «تصادف» و «تطبیق» بنا شده است که به ترتیب براساس اصول «قاعده مندی»، «نیت مندی»، «شانس» و «امر احساسی» تعریف شده است، طبیعتاً امکان پیاده سازی این الگو در حوزه های معرفتی و دینی وجود دارد که در آن ها با پراتیک های تعاملی سوژه ها قابل انطباق است و بر این اساس می توان تنوع و تفاوت پراتیک های شخصیتی دینی با این الگو مورد خوانش قرار داد، از گفتمان هایی که در قرآن کریم وجود دارد، گفت گوها و پراتیک های تعاملی حضرت یوسف با دیگر اشخاص سوره است، این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با با تکیه بر چارچوب نظری اریک لاندوفسکی، گفت وگوها و پراتیک های تعاملی داستان یوسف را مورد بررسی قرار داده و ارتباط میان این الگو و شخصیت های سوره یوسف را تبیین کرده است، دستاورد کلی پژوهش نشان می دهد که سوژه ها و پراتیک های تعاملی براساس چهار نظام معنایی به صورت بیناتعریفی از یکدیگر تشخیص داده می شوند و هر کدام از شخصیت های داستان براساس یکی از چهار نظام معنایی قابل انطباق و رهگیری است؛ ازجمله: پراتیک های تعاملی حضرت یوسف(ع) است که براساس نوع بینش و ایدئولوژی که به مبدأ و مقصد هستی دارد، در چارچوب نظام معنایی برنامه مدار قرار می گیرد و دیگر شخصیت ها نیز براساس نوع بینش و اهدافی که دنبال می کنند در یک یا دو نوع از این نظام معنایی قابل بحث و انطباق اند،
تبیین تنوعات معنایی مشتقات « َ ک»: رویکردی شناختی - رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پسوند اشتقاقی « َ ک» به پایه های مختلف متصل می شود و معانی متنوعی حاصل می کند. شواهد تاریخی نشان می دهد علی رغم این تنوع رفتاری، تمامی مشتقات از وندی واحد، اما چندمعنا حاصل شده اند. نوشته حاضر از رهیافت شناختی رده شناختی پدیده چندمعنایی پسوند مذکور را دنبال کرده و ضمن معرفی (زیر)طرح واره های ساختی مشتقات و تعیین روابط سلسله مراتبی آن ها در چارچوب صرف ساخت، به فرایندهای استعاره و مجاز به عنوان دو بستر دخیل در این گسترش معنایی پرداخته است و سپس با پیوند دستاوردهای بخش نخست با ملاحظات رده شناختی نشان می دهد چه ارتباطی میان فرایندهای شناختی دخیل در چندمعنایی و انگیزه های رده شناختی مترتب بر آن ها یعنی اقتصاد و تصویرگونگی برقرار است و چگونه تبیین های رده شناختی و به طور خاص مفهوم نقشه معنایی نه تنها صحه ای بر دیدگاه های شناخت گرایان است، بلکه علاوه بر توضیح چندمعنایی کلان مترتب بر وندافزایی « َ ک»، می تواند موضوعات خاص تری چون وجود چندمعنایی در درون خود یک مشتقِ منفرد را نیز تبیین کند. در این بررسی فرضیه پیوستگی نقشه معنایی درمورد مشتقاتی که توأمان بر بیش از یک معنا دلالت دارند، یا در طول زمان دستخوش تغییر معنا شده اند نیز تأیید می شود.
مفهوم سازی استعاری "ازدواج" در زبان فارسی بر پایه زبان شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
109 - 142
حوزههای تخصصی:
بررسی مفهوم سازی های استعاری و دستیابی به شناخت فرهنگی سخن گویان یک جامعه زبانی، باعث درک عمیق فرهنگ حاکم بر جامعه می گردد و این مهم، نقش بسزایی در تفسیر و تعبیر درست گفتمان ها و بهبود روابط بینافرهنگی دارد. این مقاله، برپایه زبان شناسی فرهنگی شریفیان (2017) و با روش توصیفی-تحلیلی و پیکره مدار، به بررسی مفهوم سازی های استعاری “ازدواج” در زبان فارسی پرداخته است. مدت زمان 98 ساعت برنامه های ترکیبی چالشی تلویزیونی که با موضوع ازدواج و با حضور جوانان تهیه شده بودند، به عنوان پیکره پژوهش انتخاب گردید. به منظور محدودکردن دامنه پژوهش، سه مقوله «خواستگاری»، «نامزدی» و «ازدواج» از پیکره انتخاب و سپس طرح واره ها و استعاره های فرهنگی مربوط به هر مقوله بررسی شده است. طبق یافته ها، «ازدواج مبارزه است»، «ازدواج شراکت است»، «ازدواج مسیر است»، «ازدواج ساختمان است»، «ازدواج قمار است»، «ازدواج قرارداد است»، «ازدواج نیرو است» و «ازدواج معامله است» به ترتیب پرکاربردترین مفهوم سازی های استعاری ازدواج در زبان فارسی هستند. اگرچه برخی از این استعاره ها در پژوهش های مشابه در زبان های دیگر مانند انگلیسی و چینی نیز عنوان شده است، اما بررسی داده ها نشان می دهد که رد پای فرهنگ در عبارت های زبانی دربرگیرنده این استعاره ها در زبان فارسی کاملاً مشهود است. به عبارت دیگر مفهوم سازی های استعاری ازدواج در زبان فارسی به روشنی بازتاب دهنده انگاره فرهنگی ازدواج در جامعه فارسی زبان هستند. نتایج این پژوهش می تواند در پژوهش های علوم اجتماعی، تهیه و تدوین متون آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان و تعیین خط مشی ها و اولویت های تولیدات رسانه ای سودمند باشد.
شناسایی فرصت های توسعه گردشگری زبان فارسی با رویکرد زبان شناسی اجتماعی تعاملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری زبان در سطح بین المللی، یکی از حوزه های رو به رشد و جذابی است که می تواند فرصت های مناسبی برای رشد و توسعه جوامع محلی ایجاد کند. بررسی و شناسایی فرصت های توسعه گردشگری زبان فارسی نیز می تواند به توسعه گردشگری در ایران کمک شایانی کند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی فرصت های توسعه گردشگری زبان فارسی با رویکرد زبان شناسی اجتماعی تعاملی است. روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع پژوهش های اکتشافی است و از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی به شمار می آید. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل خبرگان و افراد مجرب در حوزه گردشگری زبان، استادان رشته گردشگری، زبان شناسی و راهنمایان تورهای گردشگری بودند و از روش نمونه گیری هدفمند در پژوهش استفاده شده است. برای گردآوری اطلاعات مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته ای با شرکت کنندگان انجام گرفت و با 27 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا با استفاده از نرم افزار MXQDA، استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که فرصت های توسعه گردشگری زبان فارسی از شش مقوله اصلی تشکیل شده است که شامل فرصت های محلی منطقه ای، ملی اجتماعی، توسعه بین المللی، محیطی، اقتصادی و رشد و توسعه است. برای استفاده از این فرصت ها باید برنامه های مناسبی تدوین کرد.
Exploring Research Designs, Purposes, and Tools of Data Collection in Applied Linguistics Mixed Methods Research(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۴, N. ۲, ۲۰۲۵
29 - 52
حوزههای تخصصی:
Evaluating research designs plays a pivotal role in promoting principled Mixed Methods Research (MMR). Although the quality of mixed methods designs has been among the most debated topics, scant attention has been drawn to the investigation of Applied Linguistics (AL) Islamic World Science Citation Center (ISC) journals. Informed by this gap, the present exploratory sequential mixed methods study aimed at analyzing the research designs, tools of data collection, and purposes of 303 MMR articles published in 12 leading ISC journals. This involved a qualitative content analysis using a code sheet based on established MMR typologies, followed by a quantitative frequency analysis to determine the prevalence of these coded categories. The findings indicated that sequential designs were more frequently used in the corpus. Moreover, as regards the tools of data collection, questionnaires and interviews were the most commonly utilized ones. Finally, exploration purpose was the prime purpose opted for by the researchers in the study corpus. The study highlights the importance of conducting principled MMR through the reconceptualization of designs from method to methodology level. It further argues for a systemic view of MMR in which there is a cyclic interaction among fully integrated stages of an MMR design. The implications of the findings are discussed throughout the paper.
Exploring the Components of Online Classroom Observation: insights from document analysis and EFL teacher observers’ perspectives(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
To identify the effectiveness of online observation for teaching, this study explored teachers’ conceptions of online classroom observation, focusing on the key components, instructional design considerations, and delivery strategies in virtual teaching environments. More particularly, in this multi-method qualitative research design study, the researchers did document analysis of a number of available classroom observation sheets to derive some themes and sub-themes regarding the components of online classroom observation. Subsequently, based on the derived themes, semi-structured interview items were composed. Through purposive sampling, eight Iranian experienced online classroom observers were selected to be interviewed. Using MAXQDA to do content and thematic analysis, the researchers found the eight components of instructional design and delivery, technology integration, student engagement and interaction, professional development and support, feedback provision, assessment of students’ learning and achievement, inclusive practices, and instructor presence and support in the data. Moreover, it was found that the integration of technology was highlighted to optimize observation experiences, student engagement, and instructional support. These findings have implications for professional development programs, re-evaluation of assessment practices, instructor presence, and technology integration in online learning contexts, all of which are crucial for equipping EFL instructors with the skills and knowledge necessary for effective online teaching.
Developments of Political Apologies over the Last Two Decades: A Sociopragmatic Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۴, N. ۳ , ۲۰۲۵
27 - 52
حوزههای تخصصی:
Political apologies serve as high-stakes communicative acts, addressing collective wrongdoing while seeking to repair damaged relationships between governments and affected groups. This study explored the evolution of political apologies in the 21st century, analyzing their role as public speech acts that respond to shifting societal and political norms. Despite their increasing prevalence in global politics, limited research has examined how these apologies have adapted linguistically and structurally over time to meet evolving public expectations. This research bridged this gap by employing a diachronic pragmatic approach. A corpus of 222 state-level political apologies, spanning two decades, was analyzed using the Cross-Cultural Speech Act Realization Project (CCSARP) framework, augmented with emerging pragmatic elements. Categorized into five sociopolitical periods, these apologies were coded and analyzed with Atlas.ti to identify shifts in their structural and linguistic components. The findings revealed a consistent use of Illocutionary Force Indicating Devices (IFIDs), alongside a growing emphasis on Explanation or Account and META (Reaffirmation). Novel elements, such as Commemorative Apologies and Forward-Looking Statements, demonstrated how political apologies are increasingly tailored to address systemic injustices and public demands for accountability and reconciliation. Theoretically, the study could enrich pragmatic frameworks by identifying new components of political apologies. Practically, it offers insights for crafting effective apologies that resonate with diverse audiences. This research underscored the adaptability of political apologies, positioning them as tools for fostering societal healing and advancing justice in a rapidly changing world.
The Effect of Flipped Learning on Concrete and Abstract Vocabulary Learning and Retention among Iranian Intermediate English Language Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۴, N. ۳ , ۲۰۲۵
153 - 180
حوزههای تخصصی:
The present study is an attempt to examine the impact of flipped language learning (FLL) on vocabulary learning and retention, focusing both on concrete and abstract words. In addition, the learners’ attitudes towards implementing FLL were surveyed. To this end, drawing on the mixed-methods design, a group of 40 intermediate language learners (n=20 for each gender), within the age range of 12 to 16, was selected through convenience sampling from Parseh English Institute in Zanjan, Iran. In line with the quantitative strand, the results of the pre-knowledge test and learning test for experimental and control groups were compared to evaluate their achievement. After a two-week interval, the participants’ scores were compared with the scores obtained in the retention test. After applying the treatment, a questionnaire about learners’ attitudes considering FLL was distributed to the experimental group. A semi-structured interview was also conducted to triangulate the survey results. The data were analyzed using a paired samples t-test, ANCOVA, and descriptive statistics. The findings revealed that FLL improved the performance of the experimental group in learning and retention of concrete and abstract words. The results of the analysis, nevertheless, do not substantiate the role of gender as a moderating variable. The analysis of the questionnaire and the interview also suggested learners’ favorable views regarding this kind of learning. Finally, it was concluded that FLL was efficiently applicable in English vocabulary didactics.
نگاهی رده شناختی به نظام نوع وجه در زبان ترکی آذری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
9 - 44
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در چارچوب دستور نقشگرای نظام مند و بر مبنای رده شناسی نقشگرای نظام مند و مشخصاً تعمیم های رده شناختی متیسن انجام یافته است. این پژوهش کوشیده است با استناد به نمونه هایی برگرفته از اسناد مکتوب متعدد در زبان ترکی آذری از جمله کتاب های دستور و مجموعه داستان ها و نیز نمونه هایی ساختگی، به توصیف رفتارهای رده شناختی نظام نوع وجه در دستور بند ترکی آذری با توجه به تعمیم های رده شناختی متیسن در خصوص آن نظام بپردازد. برخی نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر نشان می دهد که نظام نوع وجه زبان ترکی آذری (1) هر سه وجه خبری، پرسشی قطبی و امری را دارا است؛ (2) از پرسشی قطبیِ منفی برای بیان سوگیری مثبت گوینده استفاده می کند؛ (3) در رده زبانیِ زبان های برخوردار از مقوله پرسشی پرسشواژه ای جای می گیرد؛ (4) در پرسشی های پرسشواژه ای، تنها مشارک ها و افزوده های حاشیه ای را به عنوان عناصر سؤال پذیر مورد پرسش قرار می دهد؛ (5) به رده زبانی زبان های پرسشواژه در جای اصلی تعلق دارد و (6) وجه امری را از سایر وجوه متمایز می سازد.