نگره

نگره

نگره زمستان 1401 شماره 64 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تطبیق و تحلیل صوری آرایه های به کاررفته در صفحات تزیینِ اولین نسخ خطی قرآن و اناجیل اینسولار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 528 تعداد دانلود : 687
هنر تزیین و تذهیب کتب مقدس در مسیر تاریخی خود، تحت تأثیر اندیشه و باورهای دینی و همچنین نقش مایه های فرهنگ پیشین خود بوده است. بخش مهمی از کتاب آرایی کتب مقدس، به صفحات بدون متن و سرشار از تزیینات و انواع نقوش اختصاص یافته که صفحات تزیین نامیده می شوند. از نمونه های نخستین این صفحات در کتب مقدس، می توان به اناجیل اینسولار (7 تا 9 میلادی) و نسخ خطی قرآن های سده های نخست اسلامی (قرن 9 میلادی) اشاره نمود. با توجه به شباهت ماهوی میان انجیل و قرآن (ازآنجاکه هر دو متن معیار دینی در ادیان ابراهیمی به شمار می روند)، هدف پژوهشِ حاضر تبیین وجوه اشتراک و افتراق میان نقش مایه های صفحات تزیین این نسخ مذهّب بوده و به این سؤال پاسخ می دهد که: «تشابهات و تمایزات صوری در نقوشِ صفحات تزیینِ اولین نسخه های مذهّب قرآن و اناجیل اینسولار کدام است؟» این پژوهش ماهیتاً کیفی بوده و با روشی توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و استفاده از محفوظات موزه ها، به تجزیه وتحلیل استنتاجی داده ها پرداخته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که انواع نقوش گیاهی، درهم بافته ها و هندسی (با غلبه خطوط منحنی بر شکسته) در تزیین هر دو نسخه مذهّب اسلامی و مسیحی به کاررفته و نقوش هندسی مشبک و درهم بافته ها، بیشترین تطابق را با یکدیگر داشته اند، درحالی که نقوش حیوانی را تنها می توان در نسخه های اناجیل یافت. همچنین از تمایزات آشکار میان نقوش نسخه های قرآن و اناجیل، می توان به نقوش دایره ای سلتی، گره های سلتی و نقوش مارپیچ و نواری جانورسان در نسخه های خطی اناجیل اینسولار اشاره کرد که در قرآن های مذهّب وجود ندارد. این تمایز می تواند به تأثیر سبک هنری گذشته نسخه های مسیحی و اسلامی برگردد که بیشترین وجه اشتراک آن در تأثیرپذیری از هنر مصری و قبطی و بارزترین وجه افتراق آن در انعکاس هنر سلت در نسخه های اینسولار پدیدار است.
۲.

خوانش نگاره های نسخ معراج نامه بر اساس آرای نورتروپ فرای(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 556 تعداد دانلود : 556
در دوره های تاریخ و در بین اقوام مختلف، باورهای متنوعی در مورد سفر به جهان های دیگر رواج داشته که گستره ی وسیعی از داستان های اسطوره ای را در برمی گیرد. یک نمونه از این سفرها، عروج به قلمرو آسمان هاست؛ همچون سفر شبانه پیامبر(ص) به آسمان های هفت گانه که نسخ مصور معراج نامه ایلخانی (772-762 ه.ق) و معراج نامه تیموری (840 ه.ق) به بازگو کردن و نمایش آن پرداخته اند. با توجه به این که روایت معراج پیامبر(ص) از طریق پیش متن ها و بیش متن ها با مفاهیم و عناصر کهن الگویی و اسطوره ای مرتبط است، در این مقاله با فرض این که روایات مختلف معراجیه در نوع ادبی-تلفیقی به واسطه عملکرد اصل جابه جایی و نماد کهن الگویی موجود در نظریه نورتروپ فرای قرارگرفته به بررسی، شناسایی و طبقه بندی نماد کهن الگویی در نگاره های مذکور پرداخته شده که از اهداف اصلی این پژوهش نیز می باشد. رویکردهای اصلی این پژوهش، پاسخگویی به این سؤال ها است که چگونه با کاربست نظریه فرای، روایات معراجیه از یک سطح تاریخی-عرفانی به یک سطح فرا تاریخی و کهن الگویی قابل شناسایی است؟ معانی و سمبل کهن الگویی در نگاره ها کدم اند؟ و چگونه بازنمود یافته اند؟ در ادامه با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نگاره ها در سه وجه دنیای بهشتی، دوزخی (اسطوره های نامتبدل) و دنیای قیاسی (اسطوره های متبدل و پوشیده) پرداخته شده است. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل کیفی نشان داد که 26 نگاره در بخش وجوه بهشتی و دوزخی و 6 نگاره در بخش وجوه قیاسی، از برخورد دو محور زنجیره ی بزرگ هستی و تصاویر کهن الگویی، در هفت سطح وجودی اعم از الوهیت، انسان، حیوان، نبات، جماد، آب وآتش قابل دسته بندی و بررسی هستند.
۳.

تفسیر ساختاری از مبانی فلسفیِ «نظام فیض» به عنوان یکی از عوامل حرکت ساز بر بازیابی آرایه اسلیمی در عصر عباسیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : 835 تعداد دانلود : 827
مقاله بابیان این فرضیه که حرکتِ «ساختار ساختارها» عاملی بر جنبشِ ریزساختارهای تابعه و نظاماتی مانند آرایه های معماری است؛ به تفسیر موضوع می پردازد. برای این منظور، ضمن بررسی دوران زمامداری عباسیان، به عنوان عصری که حرکت ساختار ساختارها به حد مطلوبی از شکوفایی رسید؛ به نمودهایی از ساختارهای شکوفا در این عصر همچون فلسفه و نظاماتِ آن، به طور خاص «نظامِ فیض» می پردازد. هدف این تحقیق، تفسیر و بررسی نظامِ فلسفی فیض در قالبِ ساختاری محرکْ بر ریزساختارها و اختصاصاً به عنوان عاملی بر بازیابی اسلیمی است. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که آیا رابطه ای بین مبانی فلسفی نظام فیض و آرایه اسلیمی قابل کاوش است؟ روش پژوهش، تاریخی-تفسیری است که در قالب استنباطی از نوع داده بنیاد به بیان موضوع می پردازد. داده های مورد استناد به صورت اسنادی و مروری، جمع آوری شده اند. نظام استدلال پژوهش، استقرایی-قیاسی است. الزام به شناخت جنبه های نظری، عملی و ساختاریِ رواج دهنده اسلیمی در عصر عباسیان به عنوان ضرورت اجرایی این تحقیق در نظر گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان داد که شکوفایی ساختار ساختارها، عاملِ بر جنبشِ ساختارهای تابعه است. هنر و به طور خاص آرایه های معماری هم به عنوان یک ریزساختارِ متأثر از کلان ساختارها، به تأسی از نظامات مختلف به تکاپو و حرکت می آیند. منشأ اسلیمی در عصر عباسیان که بر دو ریشه پالمت و ساسانی قابل تمییز است، دارای شباهت هایی از جنبه های جوهری، صدوری و حرکتی با نظام فلسفی فیض است؛ که نتایج این تحقیق در سه مقام حرکتی به آن ها می پردازد. نهایتاً، این مقاله بیان می کند یکی از دلایلِ بازیابیِ اسلیمی در عصر عباسیان می تواند متأثر از حرکت سایر نظامات و ساختارها، بالأخص نظام فیض، به عنوان عاملی صورت ساز و حرکت آفرین در نظامِ اسلیمی بوده باشد. این موضوع با ارائه سه قالبِ فرمی در صورت اسلیمی تفسیر می گردد.
۴.

مطالعه خط کانجی بر روی سفالینه های چینی به دست آمده از حفاری های باستان شناسی قلعه الموت قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 19 تعداد دانلود : 165
قلعه های اسماعیلی در ارتفاعات البرز به دو گروه اصلی تقسیم می شوند؛ دژهایی که احداث آن ها به زمان اسماعیلیان باز می گردد و دیگری قلعه هایی که به دست فدائیان تسخیر و الحاقاتی به آن ها افزوده شد همچون قلعه الموت. بعد از تسخیر قلعه الموت در دوره دومین ایلغار مغول، این قلعه توسط اسماعیلی (نو دولت)، سادات کیایی مورداستفاده قرار گرفت و در دوره صفوی از این قلعه به عنوان محلی برای نگهداری مطرودان فراموشخانه استفاده می شود. از آثار با ارزشی که در قرون 14 -16 میلادی و به ویژه دوره مینگ از چین به مناطق دیگر صادر می شد، چینی آبی و سفید است. در ایران دوره صفوی سفالگران موفق به تولید چینی هایی مشابه چینی های دوره مینگ شدند. ازاین رو با به دست آمده آمدن 4 قطعه چینی آبی و سفید با واژگان چینی از کاوش های قلعه الموت این پژوهش ضرورت یافت. هدف این پژوهش بازخوانی متن کانجی روی سفال ها و استفاده از آن ها جهت شناخت وضعیت باستان شناسی قلعه الموت بود تا به کمک آن بتوان دوره ای که این آثار به آن تعلق دارد را شناسایی کرد. سؤال اصلی پژوهش این است که چینی های الموت به چه دوره ای تعلق دارند و تحلیل این یافته ها بر اساس بافت باستان شناسی و تاریخی قلعه الموت گویای چه اطلاعاتی است؟ روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات بر پایه مطالعات میدانی و کتابخانه ای است. نتایج نشان داد این قطعات به ترتیب با اوزون حسن آق قویونلو و دو پادشاه صفوی شاه طهماسب اول و شاه عباس هم دوره است. دریکی از قطعات نام فغفور چنگ خوا دیده می شود و دو قطعه دیگر متعلق به جیاجینگ و نواده اش وانلی است و عبارت Chang ming fu gui به معنای طول عمر زیاد توأم با شادی، ثروت و تندرستی و Yong bao chang chun به مفهوم همیشه جوان بودن روی این قطعات نوشته شده است. کشف این آثار نشان داد که حیات سیاسی و اجتماعی در قلعه الموت با حمله مغول پایان نیافته و این مکان تا دوره صفوی همچنان مورداستفاده قرار داشت و برخلاف آنچه که در منابع آمده در دوره صفوی از الموت صرفاً به عنوان زندان استفاده نمی شد و تداوم حیات سیاسی و اجتماعی در قلعه الموت خاصه در دوره ترکمانان آق قویونلو و صفویه وجود داشته است.
۵.

مطالعه تحلیلی همنشینی نقش گیاه زنبق و خشخاش بر ظروف زرینفام عصر صفوی از منظر اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 468 تعداد دانلود : 32
ظروف زرین فام عصر صفوی جزئی از آخرین شاهکارهای زرین فام ایرانی است که با عرصه ای متفاوت در تصویرگری تظاهر یافت. نقوش گیاهی و بخصوص تلازم نقش دو گیاه خشخاش و زنبق در ظروف زرین فام این دوران به وفور قابل مشاهده است. تکرار نقش گیاه خشخاش را می توان مرتبط با وضعیت جامعه ی عصر صفوی در مصرف آرام بخش هایی از جنس مخدرات دانست. تداول استعمال انواع افیون ها در این عصر سبب شد تا اطبا و عطاران آن دوره برای کاهش مضرات مخدرات به فکر چاره ا ی دارویی باشند. نقش گیاه زنبق نیز از پربسامدترین نقوش این دوران است که در آثار هنری متفاوت مشاهده می شود. هدف این جستار دست یابی به دلالت های مفهومی نقش خشخاش و زنبق با توجه به اوضاع اجتماعی و تبیین علت همراهی نقش این دو گیاه بر ظروف زرین فام است. بر این اساس تحقیق به سؤالات ذیل پاسخ می دهد؛ 1. کدام جریان اجتماعی مرتبط با تصویرگری این دو نقش بر ظروف زرین فام صفوی بوده است؟ 2. جایگاه نقش دو گیاه زنبق و خشخاش در تاریخ پزشکی دوران صفوی چگونه تبیین می گردد؟ روش تحقیق در این پژوهش توصیفی– تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات بر پایه مطالعات کتابخانه ای، با استناد به منابع دست اول صورت یافته است. نتایج کلی پژوهش حاکی از انتساب دو نقش خشخاش و زنبق پیوسته با رفتارهای اجتماعی چون رواج مخدرات عصر صفوی است. از سوی دیگر التزام این دو نقش را می توان تبلوری از تاریخ پزشکی دانست زیرا با استناد به منابع موثق طبی کهن در دوره اسلامی و منابع پیش از اسلام، گیاه زنبق به جهت ویژگی زایل کنندگی افیون کاربرد داشته است. درنتیجه هم جواری این دو نقش نه به لحاظ زیبایی بلکه در تظاهر ارتباطات پزشکی است که از ساختاری اجتماعی منبعث گشته است.
۶.

مطالعه و تحلیل نقوش هندسی گسسته در ظروف فلزی دوره سلجوقی (نمونه موردی 4 اثر فلزی موجود در موزه آرمیتاژ)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 979 تعداد دانلود : 866
هندسه از سالیان دور موردتوجه معماران، صنعت گران و هنرمندان بوده و در دوره سلجوقی پیشرفت زیادی داشته است. در این دوره علاوه بر هندسه، فلزکاری نیز به اوج خود رسید. نمونه های ظروف فلزی این دوره دارای نقوش هندسی هستند و برخلاف نقوش هندسی که گسترده و قابل تکثیر هستند در قاب واگیره دایره محصورشده و جزو نقوش گسسته محسوب می شوند. علیرغم اهمیت این نقوش در هنر اسلامی به نظر می رسد تاکنون مطالعات زیادی بر روی این نقوش هندسی که دارای ترسیم هندسی متنوعی هم هستند صورت نگرفته است. پژوهش پیش رو به دنبال پاسخگوی به این سؤالات است: 1. نقش هندسی موجود در آثار فلزی دوره سلجوقی از چه الگوها و تناسبات هندسی، بهره گرفته شده است؟ 2. با چه شیوه ترسیمی می توان به آن نقش هندسی دست یافت؟ بر همین اساس در این مقاله 4 نمونه از آثار فلزی موجود در موزه آرمیتاژ که دارای تزیینات نقش گسسته هندسی است به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، موردمطالعه قرارگرفته و شیوه ترسیمی آن ها بررسی شده است. بر اساس این مطالعه مشخص گردید بیشتر این نقوش بر پایه ستاره شش پر هستند که با چندضلعی ها و دایره ها ترکیب شده اند. ترکیب این نقش ها بر مبنای شش ضلعی است و با توجه به تقسیمات شش ضلعی ها بر مبنای ستاره شش پر می توان به نحوه ترسیم این نقوش پی برد.
۷.

سیر تحول دیونگاری در نگارگری ایرانی با تأکید بر شاهنامه نگاری از دوره ایلخانی تا پایان دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 417 تعداد دانلود : 461
دیوان به عنوان موجوداتی اهریمنی در بسیاری از داستان های شاهنامه نقش آفرینی می کنند. بر همین اساس تحلیل دیونگاری ها درگذر زمان می تواند موجبات شناخت شرایط فرهنگی هنری دوره های تاریخی مختلف و مکاتب نگارگری را فراهم آورد. این مقاله باهدف شناخت سیر تاریخی و تحلیلی مفهوم و نقش دیو در ادبیات و شاهنامه و پیرو آن در شاهنامه نگاری در پی پاسخ به این سؤالات است: 1. در یک سیر تاریخی، نگاره دیو در شاهنامه نگاری ها در تقابل با نقش آن در ادبیات دچار چه تحولاتی شده است؟ 2. ویژگی های فرمی و بصری نقش مایه دیو در نگاره های شاهنامه چیست؟ روش تحقیق ، توصیفی و تحلیلی بوده و روش جمع آوری داده ها، کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان می دهد دیونگاری، با تکرار سنت های بصری نگارگران دارای هویت خاص گردید. صفات ظاهری چون شکل دست وپا، نحوه ی پوشش دیو، نوع زیورآلات و به کارگیری ترکیبات نیمه انسانی نیمه حیوانی در شکل جمجمه و سیمای دیو به صورت اشتراکاتی تکرارشونده درآمده و درگذر زمان ویژگی های دیوان را در نگاره های شاهنامه تا حدی به هم نزدیک کرده است. از سویی نگارگران در کنار پایبندی به خصوصیات دیوان در متن شاهنامه و همین طور روایات شفاهی موجود، در مواردی سنت نگارگری و خلاقیت هنری را مقدم تر دانسته اند. همچنین صفات منفی چون خشونت و پلیدی دیو با بهره گیری از اجزاء حیوانات درنده مانند شیر یا گربه سانان و سگ سانان ایجادشده اند و به کارگیری ویژگی های انسانی در دیوان را می توان در جهت القاء صفات مثبت دیوان، مانند معلم، موسیقیدان بودن و فرماندهی دانست.
۸.

تحلیلی بر صُور تحول در هنر فلزکاری دوره صفوی (با تأکید بر کاسه ها و جام ها)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 171 تعداد دانلود : 729
 هنر فلزکاری یکی از شاخه های مهم در هنرهای صناعی محسوب می شود که با توجه به پیشینه طولانی آن در ساخت و تولید در بازه های تاریخی مختلف، تغییرات متعدد و قابل توجهی داشته است. این تغییرات در دوره صفوی به صورت مشخص و تحت تأثیر عوامل مؤثر بر ساختار حکومت و اجتماع، قالب منسجم و متفاوتی به خود گرفت. آنچه در پژوهش پیش رو مورد تحلیل قرارگرفته، واکاوی تأثیر مؤلفه های تحول بر اشیای فلزی با تأکید بر کاسه ها و جام ها است. هدف از این تحقیق مشخص نمودن ارکان تغییر و تحول در ساختار فرم و کارکرد هنر فلزکاری در بستر دو رویکرد مهم دوره صفوی یعنی مذهبی و اجتماعی؛ همچنین راستی آزمایی محتوای معنادار و یکپارچه در هنر فلزکاری این دوره در کاسه ها و جام های فلزی است. سؤالات طرح شده بدین شرح است: 1. تأثیرات رویکردهای مذهبی و اجتماعی بر فلزکاری دوره صفویه چگونه تبیین می گردد؟ 2. شکل تحول در قالب فرم و عملکرد اشیای فلزی دوره صفویه حاوی چه مضامینی است؟ روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و شیوه انتخاب نمونه و تحلیل داده ها منتج از داده های کتابخانه ای و نمونه های موزه ای است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد تبیین تحول تحت تأثیر شاخص مذهبی در دوره صفوی به شکل مضامین شیعی در کتیبه ها و نقوش، آشکار می گردد. درعین حال، شاخص اجتماعی نشان داد مضامین ایران باستان در نزد اصناف و صنعتگران در فرم و معنا بروز نموده است؛ اما آنچه این نتایج را به سمت شکل متفاوتی در اشیای فلزی این دوره سوق می دهد، عملکرد معنایی مشابه در اشیایی است که به ظاهر در فرم و کارکرد متفاوت هستند. لایه های عمیق تر محتوای معنادار در مقاطع مختلف تاریخی به ویژه دوره صفوی قابل واکاوی است.
۹.

جایگاه کتیبه نگاری در حکومت های شیعی سده های سوم تا پنجم هجری قمری با تأکید بر آثار فاطمیان و آل بویه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 176 تعداد دانلود : 605
آغاز گسترش و رونق کتیبه نگاری در قلمرو اسلامی با دوران حکومت های شیعی به خصوص حکومت آل بویه و فاطمیان مقارن بوده است. نگاه به تاریخ شکل گیری نهادهای شیعی و آغاز فعالیت های سازمان یافته آن ها به همراه تأثیرگذاری این فعالیت ها بر استقرار حکومت های شیعه در سده های سوم تا پنجم (ﻫ.ق) این چالش را در ذهن برمی انگیزد که ممکن است میان فعالیت ها و اهداف این گروه ها و نهادها بارونق کتیبه نگاری در دوران حکومت های شیعی در ایران و نواحی دیگر قلمرو اسلامی ارتباطی وجود داشته باشد. پژوهش حاضر باهدف واکاوی نقش حکومت های شیعه در تحولات کتیبه نگاری انجام شده است تا از این طریق بتواند بستری برای بازخوانی جایگاه شیعیان در مطالعات هنر آغازین اسلامی فراهم آورد و در این راستا، به این پرسش اساسی پرداخته است که «دلایل گسترش کتیبه نگاری در حکومت های شیعی سده های سوم تا پنجم (ﻫ..ق) چیست؟» این پژوهش جزو پژوهش های بنیادی است و به روش تاریخی و توصیفی-تحلیلی انجام شده و اطلاعات موردنیاز، به شیوه کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. در این پژوهش، اطلاعات کمی توسط جدول ها و نمودارها ارائه شده و سپس به روش کیفی مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. نتایج تحقیق بیانگر این است که شکل گیری جریان نظام مند تبلیغ و رونق بحث های کلامی در قلمرو حکومت های شیعی دلیل اصلی رشد گسترده کتیبه نگاری و تنوع بی سابقه مضامین آن در سده های سوم تا پنجم (ﻫ. ق) و رواج مضامین مذهبی شیعی در کتیبه ها بوده است و شیعیان در این راه، علاوه بر آن که بر بسط معارف اسلامی و شیعی به تبلیغ اندیشه ها و باورهای شیعی اهتمام داشتند از کتیبه نگاری نیز به عنوان ابزاری تبلیغی بهره جستند.
۱۰.

تحلیل نشانه شناختی بازنمایی مضمون «مرگ» در نگاره های مکتب هرات و تبریز دوم (مطالعه موردی: نگاره مرگ سیاوش در دو شاهنامه بایسنقری و شاه طهماسبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 944 تعداد دانلود : 73
با مرور مضامین آثار نگارگری مکاتب هرات و تبریز دوم مشخص شد نزدیک به صد و پنجاه نگاره به صورت مستقیم و غیر مستقیم به مضمون مرگ اشاره دارند و نمونه های شاخص آن را می توان در دو شاهنامه بایسنقری و شاهنامه طهماسبی مشاهده کرد. هدف این تحقیق مطالعه نشانه شناسانه نگاره هایی منتخب با این مضمون در دو نسخه مصور شاهنامه بایسنقری و شاهنامه طهماسبی، به منظور گام برداشتن در جهت شناختی غنی تر و عمیق تر از شاخصه های فرمی، مضمونی و محتوایی نگارگری ایرانی بوده است. سؤالات پژوهش عبارت اند از 1. نشانه های زبانی و بصری مرتبط با مضمون مرگ، در نگاره های موردمطالعه، چگونه باهم منطبق شده اند؟ 2. آیا می توان به شناختی واحد از چگونگی بازنمایی مضمون مرگ در آثار موردمطالعه دست یافت؟ تحقیق حاضر با رویکرد نشانه شناسی پساساختارگرا و روشی توصیفی تحلیلی در جهت پاسخ به این سؤالات انجام شده است. گردآوری اطلاعات با روش کتابخانه ای و اسنادی و تحلیل آن ها کیفی و با استفاده از روش دلفی است که با کمک مصاحبه های باز و اکتشافی با پنج نفر از صاحب نظران دو حوزه نگارگری و نشانه شناسی صورت پذیرفته است. نمونه های موردمطالعه در این پژوهش به صورت موردی و هدفمند انتخاب شده اند و شامل 2 نگاره با روایتی مشترک و مرتبط با مضمون مرگ هستند. از نتایج این پژوهش می توان به این نکته اشاره داشت که باوجود تفاوت هایی در بیان نشانه های زبانی و بصری و نوع انطباق این نشانه ها با یکدیگر در نگاره های موردمطالعه، در بررسی لایه شناختی نگاره ها سهم شناخت های مشترک از هر دونگاره قابل تأمل بود و بااینکه هنرمندان این آثار از دو دوره مجزا و با آگاهی ها و توانایی های سبکی متفاوت این آثار را به تصویر کشیده اند، هر دو در نمایش مرگی حزن انگیز و درعین حال جاویدان و اسطوره ای موفق بوده اند.
۱۱.

نوگرایی نگارگری در گفتمان های اجتماعی ایران معاصر با تمرکز بر رویکرد تحلیل گفتمان ارنست لاکلا و شانتال موفه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 455 تعداد دانلود : 28
 نگارگری ایران، هنری سنتی با قدمتی دیرین شناخته شده که همواره متناسب با سنت ها و در بستر تحولات فرهنگی جامعه عصر خویش شکل گرفته است. ازاین رو در هر دوره تاریخی نوگرایی هایی نسبت به دوره های پیشین مشاهده می گردد. نگارگری همانند دیگر هنرها در جامعه امروز ایران تنها با ترسیم فضای یکپارچه ای از حاکمیت یک اندیشه مواجه نیست. مقاله پیش رو با هدف تحلیل تحولات گفتمانی در ایجاد نوگرایی در نگارگری معاصر ایران سعی در پاسخ گویی به این پرسش دارد که «در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی چه خوانش متفاوتی از نوگرایی در نگارگری معاصر ایران نمایان شده است؟» پژوهش پیش رو این فرضیه را دنبال می کند که نوگرایی در نگارگری در رقابت و منازعه با گفتمان های رقیب شکل گرفته است. با بهره گیری از رویکرد تحلیل گفتمان[i] «ارنست لاکلا وشانتال موفه» نشان داده خواهد شد که در این منازعه چگونه برخی از دال های مرکزی[ii] برجسته و برخی به حاشیه رانده شده است و درنهایت صورت بندی گفتمانی آن ارائه می گردد. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی با بررسی اسناد کتابخانه ای و میدانی با ابزار فیش و تصویربرداری به گردآوری داده ها پرداخته است. نمونه های موردبررسی از میان نگارگری های معاصر بعد از دوره مشروطه (1285-1398 ه.ش) به روش انتخابی گزینش شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد نیروهای مولد مرتبط با دال های مرکزی تداوم سنت در گفتمان «سنت-گرای متجدد»، بازگشت به سنت در گفتمان «تجدد سنت-گرا»، خوانش ایدئولوژیک از سنت در گفتمان «سنت-گرایی ایدئولوژیک» و سنت گرایی بیرون از متن سنت در گفتمان «واگرایی سنت» منجر به نوگرایی در نگارگری معاصر می گردد . [i] - Discourseanalysis [ii] - Nodal Point
۱۲.

تحلیل بیش متنی روابط دین و اسطوره در نقاشی شکار بهرام گور(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 906 تعداد دانلود : 762
نقوش «شکار بهرام گور» دارای مضامین و جوهره «دینی» و «اسطوره ای» در «نقاشی ایرانی» است و علی رغم وجود پژوهش های متعدد در خصوص نقاشی های مرتبط با شکارگری بهرام گور، آثار یادشده تاکنون از دریچه امکان بازنمایی مفاهیم دینی و باورهای اسطوره ای کمتر موردتوجه و بررسی قرارگرفته اند. هدف از انجام پژوهش حاضر، پر کردن خلأ مطالعاتی موجود و فهم چیستی و چگونگی روابط دین و اسطوره با آثار نقاشی منتخب است. پرسش های پژوهش عبارت اند از 1. شکل روابط ممکن در «مفاهیم دینی و باورهای اسطوره ای» به عنوان پیش متن، با «نقوش شکار بهرام گور» در «نقاشی ایرانی» به عنوان «متن های نهایی» چگونه است؟ 2. کدام یک از پیش متن های ممکن، دینی و یا اسطوره ای تأثیرات و جایگاه مهم تری در شکل گیری و غنای درون مایه آثار نقاشی با موضوع شکارگری بهرام گور داشته اند؟ در این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی و با استفاده از رویکرد «بیش متنیت»، صرفاً به تحلیل جایگاه موارد «دین و اسطوره» در محتوای آثار منتخب پرداخته شده است. همچنین گردآوری داده ها با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و نیز مطالعه بصری آثار نقاشی منتخب، صورت گرفته است. ترکیب هفت اثر منتخب، شامل دو اثر برگرفته از شاهنامه فردوسی، دو اثر برگرفته از هفت پیکر نظامی، یک اثر از تاریخ بلعمی، یک اثر از کلیات امیر علیشیر نوایی و یک اثر با منبع نامشخص است. بررسی ها نشان داد دین و اسطوره در یک رابطه مؤثر «بیش متنی»، شکل گیری نقوش اولیه شکارگری بهرام گور در دوره ساسانی و سپس بازتولید و تداوم حضور این نقوش در نقاشی ایرانی را در پی داشته اند. در این حالت در بستر روابط بیش متنی و بینامتنی، شرایط موجود به سمت دگرگونگی (تغییر) در پیش متن های دینی و اسطوره ای متمایل بوده است. همچنین دین در مفاهیم و کلیات و اسطوره در صورت و جزئیات آثار نقاشی و در مواردی با هم پوشانی، موجبات ارتقاء کیفی آثار را فراهم ساخته اند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۶