نگره

نگره

نگره پاییز 1400 شماره 59 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

نقش طاووس در کاشی کاری حرم مطهر رضوی، با تأکید بر گنبد الله وردیخان از دوره صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۶
حرم امام رضا (ع) مهم ترین و بزرگترین جاذبه مذهبی در ایران است. در سراسر تاریخ اسلام، شخصیت ها و بزرگان هر عصر به نوسازی و توسعه این مکان مقدس پرداخته اند، از جمله بزرگان و شاهان صفویه که دلیل عمده آن را می توان به رسمیت شناختن مذهب شیعه دانست. الله وردیخان، فرمانده نظامی عصر صفویه، اقدامات فراوانی برای اعتلای فرهنگ و تمدن ایران انجام داده و توجه خاصی به معماری این دوران داشته است. گنبد الله وردیخان، از زیباترین ابنیه استان قدس رضوی است که آرتور پوپ در کتاب معماری ایران آن را کامل ترین قسمت مرقد امام رضا (ع) می داند. کاشی های معرق این رواق مزین به کتیبه ها، نقوش حیوانی، گیاهی و هندسی است. بسیاری از این نقوش دربردارنده مفهومی هستند، که جایگاهی خاص در فرهنگ و ادبیات این مرز و بوم دارند. از آن جا که کاربرد نقش طاووس به صورت عنصری تزئینی در معماری دوره صفویه به اوج رسید؛ هدف اصلی این نوشتار بررسی نقش طاووس در کاشی کاری های حرم مطهر و با تأکید بر رواق مذکور از دوره صفویه است. با این سوالات که 1 بیشترین نقش طاووس مربوط به کدام دوره تاریخی حرم است؟ 2 وضعیت قرارگیری این نقش در عصر صفوی و دوره های بعد از آن در حرم مطهر چگونه است؟ دراین راستا، پژوهش حاضر به روش آمار توصیفی و تحلیل محتوا، و شیوه جمع آوری اطلاعات براساس مشاهدات میدانی، عکاسی و داده های کتابخانه ای انجام شده است. در این پژوهش از میان 132 نقش طاووس از سه دوره تاریخی در حرم مطهر، این نقش با تأکید بر رواق الله وردیخان، مورد بررسی قرار گرفت. بیشترین حضور به دست آمده از این نقش در حرم مطهر مربوط به دوره جمهوری اسلامی (96 عدد) است، که این رقم در دوره صفوی 26 عدد و در دوره پهلوی 10 عدد است. از نظر وضعیت قرارگیری، در بیشترین حالت، طاووس از نمای جانبی 114 عدد، به عنوان عنصر محافظ و نگهبان است؛ و از نمای مقابل 18 نقش وجود دارد.
۲.

هندسه در نگارگری به مثابه هنر قدسی در آثار کمال الدین بهزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۲
دوره تیموری عصر شکوفایی انواع هنرها در حوزه نگارگری و معماری است. در این دوره نگاره هایی مصور شدند که ویژگی بارز آن ها پیروی از قواعد هندسی در ایجاد فضاهای خارجی و داخلی یک بنا و تزیینات به کار رفته در معماری آن ها بود. سرنمون نگارگری در این مکتب، کمال الدین بهزاد است. به تصویر کشیدن فضاهای خاص معماری و ترسیم تزیینات مختلف بناها به وسیله هندسه نقوش، از ویژگی های منحصر به فرد آثار او به شمار می رود. اهداف مقاله پیش رو الف- شناسایی هندسه نقوش به کار رفته در نگاره های بهزاد و تکرارپذیری آن ها در نگاره و نمود آن ها در معماری، ب- شناسایی هنر قدسی به واسطه حضور هندسه نقوش در آثار بهزاد است. لذا سؤال های این تحقیق عبارت اند از: 1- بهزاد تا چه اندازه از نقشمایه های هندسی در نگاره هایش بهره جسته است؟ 2- در کدام یک از نگاره های بهزاد، هندسه نقوش به صورت مستقل عمل کرده و برای نشان دادن ذات اقدس الهی به طور بصری بیان شده است؟ روش تحقیق به شیوه توصیفی-تحلیلی بر مبنای استدلال تطبیقی بوده و شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات، کیفی و با رویکرد استقرایی می باشد. روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای- اسنادی به دست آمده و چارچوب نظری تحقیق بر آراء فلاسفه سنت گرا و عرفا تکیه دارد. نتایج تحقیق نشان می دهد هر جا نگاره ای که مفهومی الهی و یا عارفانه در خود دارد، آکنده از هندسه است. در این نگاره ها، هندسه اهمیت بیشتری پیدا می کند به طوری که لزوم وجود هندسه، مهیای ظهور می شود. پس آن وجهی از معماری که در نگارگری بهزاد آمده است، جنبه ی قدسی بودن معماری اسلامی را نشان می دهد. با این اوصاف می توان نگاره های «گریز حضرت یوسف(ع) از زلیخا» و «حضرت محمد (ص) و صحابه هایش» را از لحاظ آکنده بودن از نقوش هندسی و مستقل بودن این هندسه نقوش، نوعی هنر قدسی دانست.  
۳.

مطالعه عناصر ساختاری نقاشی پرده بزرگ درویشی دوره قاجار براساس تاریخ نگاری بخش قدیم و جدید موجود در موزه آستان قدس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۵
پرده درویشی نقاشی است که به وقایع عاشورا می پردازد و با نقاشی قهوه خانه ای متفاوت است. پرده های درویشی در ابعاد بسیار بزرگ بوده و برای عزاداری رسمی شاه و به سفارش دربار تهیه می شده است. یکی از بهترین نمونه های تصویری پرده درویشی در موزه آستان قدس رضوی قرار دارد. این نقاشی دارای دو قسمت است و از آن به عنوان بزرگترین پرده نقاشی ایران یاد می شود و تا به حال مورد پژوهش قرار نگرفته است. قسمت راست نقاشی از ویژگی های رنگ گذاری، ترکیب بندی و طراحی بسیار دقیقی برخوردار است  ولی قسمت چپ تابلو بعدها اضافه شده و دارای نقاشی و قلم گذاری و رنگ بندی از ارزش بصری و کیفیت پایین تری برخوردار است. این نقاشی در بخش قدیم براساس  معیارهای نقاشی رسمی قاجاری، زاویه دید، زبان نمادین، حرکت محوری پیکره ها، نسبت های هندسی، واقع گرایی تصویر، دید چندوجهی، رنگ گذاری، عناصرانسانی، حیوانی، گیاهی کار شده است که این کیفیات در بخش جدید که در دوره دیگری به اثر اضافه شده دیده نمی شود. مفروض این پژوهش مطالعه عناصر ساختاری و ویژگی های بصری این نقاشی و مقایسه دو بخش قدیم و جدید در نقاشی است. در این راستا پژوهش حاضر در پی پاسخ به این دو سوال اساسی است که در پرده بزرگ درویشی از چه ویژگی های بصری و عناصر ساختاری استفاده شده است؟ تفاوت ویژگی ساختاری و بصری در بخش قدیم و جدید اثر چیست؟ محتوای پژوهش حاضر کیفی و بر مبنای تحلیل عناصر ساختاری در نقاشی است. این نقاشی براساس روش شناسی توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای صورت گرفته است. نتایج یافته ها حاکی از آن است که بخش اصلی و قدیم نقاشی توسط نقاشان درباری کار شده و دارای ویژگی نقاشی پیکره نگاری رسمی قاجار است و قسمت دیگر جدیدتر و بعدها به اثر اضافه شده و از کیفیت تصویری پایین تری نسبت به نقاشی بخش قدیم تر برخوردار است.
۴.

معراج سلطان محمد و ﺑرگرفتگی آن در سه نقاشی معاصر ایران با رویکرد بیش متنیت ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۵
مروری بر تاریخ هنر نقاشی نشان از توجه هنرمندان به دیگر آثار هنری از پیش موجود و اقتباس و الهام یا کپی برداری از آنها دارد. این امر به دلایل مختلفی انجام می پذیرد که از مهمترین آنها می توان به شیوه های آموزش و تجربه اندوزی یا نقد و تفسیر اشاره کرد. هنرمندان و نقاشان معاصر ایرانی نیز امروزه با الهام از دیگر آثار هنری به ویژه نگارگری سنتی به خلق آثار نوین می پردازند که می تواند عاملی در پیوستگی هنر معاصر با هنر سنتی ایران و انتقال مضامین و تجارب و سنت های هنری گذشتگان باشد. هدف از این پژوهش بررسی نحوه برگرفتگی سه نقاش معاصر از نگاره معراج سلطان محمد تبریزی و تجارب و مضامین به کاربرده شده ایشان برای خلق اثرو معنای نوین از این نگاره است و به این پرسشها پاسخ میدهد: چه رابطه ای میان نگاره سلطان محمد و آثار اقتباس شده از آن وجود دارد؟ روابط بیش متنی در هر یک از این آثار از چه سازوکاری برخوردار است و چگونه معنای جدید تولید کرده اند؟ برای این منظور از روش بیش متنیت ژنتی و گونه شناسی این روابط استفاده خواهد شد تا بتوان به مطالعه، تدقیق و تحلیل نمونه هایی از هنر معاصر ایران پرداخته و از ویژگیهای آن رمزگشایی کرد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی بوده و با گردآوری اطلاعات از طریق منابع اسنادی و مطالعهٔ کتابخانه ای و نیز مشاهده مستقیم آثار هنری صورت پذیرفته است. در نهایت مشخص می شود که نقاشان معاصر با الهام و برگرفتگی از یک نگاره و تغییر در کیفیت و کمیت آن و با بهره گیری از داده های هم زمانی، می توانند آثار متعدد و نوینی در قالب و سبک شخصی خود بیافرینند که ضمن پیوند با سنت نگارگری ایرانی اسلامی، بازتاب دغدغه ها و جهانبینی هنرمندان معاصر باشد.
۵.

بررسی مفهوم چندصدایی و گفتگومندی میخائیل باختین در نگاره های رضا عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۴
رضا عباسی، نگارگر مطرح مکتب نقاشی اصفهان، از معدود نگارگران ایرانی است که در حالیکه به عنوان «نقاش مردمی» به جامعه و مردم عادی توجه دارد به عنوان «نقاش درباری» در دربار صفوی تصویرگر سفارشات درباری و پیکره شاهان و اشراف است. از سوی دیگر میخائیل باختین، نظریه پرداز روس قرن بیستم، ایده «متون چندصدا و گفتگومند» را در مقابل «متون تک صدا» ارائه کرد. در نظر باختین متون چندصدا و گفتگومند غالباً در شرایط استبداد و خفقان گفتگو در جامعه به جهت نقد واقعیت استبدادگونه، تمامیت خواه و تک صدا که مسبّب نابودی گفتگو در جامعه شده است خلق می شوند تا به طور موقت چنین تضادهای اجتماعی و طبقاتی را به حالت تعلیق درآورد. احتمال می رود در برخی از آثار رضا عباسی شاهد فضای تعاملی، چندصدا و گفتگومند باشیم که برای نخستین بار در سنت نقاشی ایرانی ظهور می یابد. ازاین رو موضوع این پژوهش بررسی مفهوم چندصدایی و گفتگومندی میخائیل باختین در آثار رضا عباسی است و هدف از آن شناخت قابلیت های نگارگری ایرانی در تطابق پذیری و تفسیر براساس نظریه ها و مفاهیم فلسفی معاصر است. سؤالات تحقیق عبارتند از: 1. چندصدایی و گفتگومندی در آثار رضا عباسی چگونه است؟؛ 2. اوضاع اجتماعی عصر صفوی چگونه بر ماهیت چندصدایی و گفتگویی آثار رضا عباسی تأثیر گذاشت؟؛ 3. هدف رضا عباسی از ارائه تصاویر چندصدایی و گفتگومند چیست؟ با توجه به اینکه تاکنون آثار رضا عباسی با این دیدگاه نظری مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته است، لذا پژوهش در این زمینه ضروری می نماید. این پژوهش به لحاظ هدف در زمره پژوهش های توسعه ای قرار دارد و براساس ماهیت و روش، توصیفی–تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به شیوه اسنادی (کتابخانه ای) و با استفاده از ابزار فیش است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی و با رویکرد ایده چندصدایی و گفتگومندی میخائیل باختین است. این پژوهش نشان می دهد که مهم ترین ویژگی چندصدایی و گفتگومندی در آثار رضا عباسی تضاد و دوگانگی است که در قالب حضور همزمان پیکره های عامه با پیکره های درباری و اشراف ظهور می کند. از آن جا که از میان پیکره های عامه، دراویش، شیوخ و کُتّاب به عنوان شخصیت های ثابت و پایدار نگاره ها حضور دارند و سبب ایجاد فضای تعاملی و گفتگویی در نگاره ها می شوند، این پیکره ها در ارتباط با پیکره های درباری ممکن است چهار نقش «نظاره گر»، «پیر و مرید»، «راوی» و «مغازله گر» داشته باشند. مهم ترین تأثیری که شرایط اجتماعی عصر صفوی بر رضا عباسی گذاشت، ترک یکباره دربار شاه عباس و پیوستن او به مردم عامی و کوچه و بازار بود. افرادی که یا در جامعه عصر صفوی جایگاه اجتماعی خاص و مهمی نداشتند یا اینکه که به سبب شرایط و اوضاع اجتماعی و سیاسی کاملاً مطرود و منفور شمرده شده بودند. این گروه های اجتماعی در لایه های مخفی تر جامعه زیست می کردند و صدای آن ها جزء صداهای مسلط و غالب در گفتمان رایج و رسمی جامعه عصر صفوی نبود. ازاین رو می توان گفت که دوره های زمانی فعالیت هنری رضا عباسی، که متأثر از شرایط اجتماعی دوران اوست، می تواند بر ماهیت گفتگومندی و چندصدایی آثار او نیز تأثیرگذار باشد. تعداد آثار گفتگومند و چندصدایی رضا عباسی در دوره سوم نسبت به دوره اول و دوم او بیشتر است، بعد از آن بیشترین تعداد تصاویر گفتگومند مربوط به دوره زمانی اول فعالیت هنری اوست و تعداد تصاویر در دوره دوم یعنی دوره کناره گیری او از دربار در کم ترین حد ممکن(0 %) است. هدف رضا عباسی از خلق این دست از تصاویر، بیان ضدیت با حکومت و قدرت مسلط بوده است که عرصه نبردی میان نیروهای مرکزگرا یا تک گویانه در قالب پیکره های درباری با نیروهای مرکزگریز یا چندگویه در قالب پیکره های درویشی است.
۶.

مطالعه نقشمایه درفش های موجود در شاهنامه شاه طهماسبی بر مبنای ابزارهای تحلیلی رویکرد نشانه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
درفش، به دلیل ارتباط و نسبت با باورهای ملی، مذهبی و اسطوره ای دارای فرم ها و نقشمایه های متعددی است که می تواند به عنوان عامل شناسایی هویت و طرز تفکر یک ملت و دوره خاص عمل نماید. در این میان، نسخه های کتاب آرایی شده از شاهنامه فردوسی به دلیل ماهیت حماسی و ملی، در حوزه مطالعاتی نقوش، فرم و رنگ های بکار رفته در درفش های ایرانی منبعی ارزشمند محسوب می شوند. شاهنامه شاه طهماسبی نیز به عنوان یکی از شاهکارهای نگارگری ایران، دارای فاخرترین نگاره های دوره صفوی بوده و نقش های متعدد و متنوعی از درفش های ایرانی در نگاره های آن موجود می باشد که می تواند اطلاعات ارزشمندی را در اختیار محققان قرار دهد. اهداف این پژوهش شناسایی همه درفش های موجود در شاهنامه شاه طهماسبی و بررسی نقوش بکار رفته در آنها با رویکرد نشانه شناسی می باشد که میزان ارتباط آنها را با حکومت شیعی صفوی و متن شاه نامه مورد بررسی قرار دهد. دو پرسش اساسی پژوهش حاضر بدین صورت است که: 1- درفش های موجود در شاهنامه شاه طهماسبی از لحاظ نقوش دارای چه مفاهیم نمادشناسی می باشند؟ 2- میزان ارتباط درفش های نگاره های شاهنامه طهماسبی با متن شاهنامه و همچنین با دستگاه حکومت شیعی صفوی چگونه است؟ حال این پژوهش در نظر دارد به روش توصیفی– تحلیلی و با رویکرد نمادشناسی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، نقشمایه درفش های موجود در شاهنامه طهماسبی را مورد مطالعه و تحقیق قرار دهد. براساس این مطالعه مشخص گردید که نقوش موجود در درفش های شاهنامه طهماسبی به چهار دسته: نقوش گیاهی(شامل نقوش ختایی و اسلیمی)، حیوانی( شامل: نقوش اژدها، سیمرغ، شیر، روباه و مرغابی)  و کتیبه ای تقسیم بندی می شوند که همه آنها با مفاهیم اعتقادی شیعی دوره صفوی هم خوانی دارند. همچنین براساس این مطالعه مشخص گردید که نقشمایه برخی درفش های موجود در نگاره شاهنامه طهماسبی، با متن های موجود در شاهنامه نیز دارای ارتباط می باشد و به گونه ای هنرمند بصری سازی متون شاهنامه را در شیوه کار خود رعایت کرده است.
۷.

مطالعه تطبیقی تزئینات و اجزای ساختار محراب گچ بری امامزاده ربیعه خاتون اشترجان با منبر چوبی مسجد جامع نائین در قرن هشتم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۸
وجوه اشتراک بین نقوش به کار رفته در یک حرفه و صنعت در میان یک خاندان، باعث تأثیرگذاری تعدادی از آن نقوش بر صعنت و حرفه یی دیگر از آن خاندان می شود. شاهدی از این مدعا را، در میان هنرمندان گچ بر و نجار کرمانی در قرن هشتم هجری می توان ملاحظه نمود. وجود خاندان هنرمند گچ بر کرمانی که چند نسل در نقاط مختلف به سفارش بزرگان و حاکمان، کارهای شاخص گچ بری از خود بر جای گذاشته اند، باعث تأثیر گذاری بر سایر حرف و صنایع آن خاندان، همچون نجاری شد. بازشناسی و شناخت ویژگی های بصری محراب گچ بری امامزاده ربیعه خاتون اشترجان و منبر چوبی مسجد جامع نائین و همچنین مطالعه تطبیقی نقوش، اجزای ساختار و کتیبه های محراب گچ بری امامزاده ربیعه خاتون با منبر چوبی مسجد جامع نائین اهداف اصلی این پژوهش است. در این راستا، سوالاتی که در این مقاله پاسخ داده می شود؛ 1. چه ویژگی های بصری را، می توان برای محراب امامزاده ربیعه خاتون و منبر مسجد جامع نائین، در قرن هشتم هجری برشمرد؟ 2. چه وجوه اشتراکی بین نقوش، اجزای ساختار و کتیبه های محراب امامزاده ربیعه خاتون با منبر مسجد جامع نائین وجود دارد؟ روش یافته اندوزی بر پایه مطالعات میدانی، و با استناد به منابع مکتوب صورت گرفته که به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تطبیقی، به تحلیل داده های به دست آمده از نمونه های مطالعاتی می پردازد. دستاوردهای حاصل از این پژوهش؛ تعدادی از نقوش، اجزای ساختار و کتیبه های محراب گچ بری امامزاده ربیعه خاتون همانند؛ مشابهت در قاب های احاطه کننده نقوش، فرم قرارگیری اسلیمی ها، کاربرد گل ختایی چندپَر، استفاده از نوعی اسلیمی ساده، کاربرد فرم دایره ای شکل، مشابهت در فرم تیزی قوس طاق نما و مماس بودن آن با خطوط محیطی لچکی، اختصاص یافتن دیواره های سمت راست به کتیبه هنرمند سازنده محراب/منبر و سمت چپ به کتیبه تاریخ ساخت محراب/منبر، فشردگی و شلوغی زمینه کتیبه ها؛ مشابه و قابل قیاس با نقوش، اجزای ساختار و کتیبه های منبر چوبی مسجد جامع نائین است.
۸.

تحلیل نگاره های معمارانه در اسکناس های دوره جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۹
معماری از قدیمی ترین هنرهای ایرانی محسوب می شود و جایگاه ویژه ای در تاریخ و مطالعات هنر دارد. آثار معماری باستانی ایران و ابنیه سنتی و اسلامی بخش عمده ای از گنجینه ی ارزشمند فرهنگ و هنر جهان را دربرمی گیرد. اماکن معماری همواره از جمله نقوش چشم نواز در طراحی پول ایرانی بوده و نقش هویت محور در تعریف اسکناس های ایرانی را داشته است. اصلی ترین هدف مقاله تدقیق و تحقیق برروی نگاره های معماری عرضه شده از طریق اسکناس های ایرانی است. مقاله به دنبال یافتن پاسخ سؤالات ذیل است:۱- بیان تصویری چگونه می تواند در طراحی اسکناس یک کشور برای نمایش مفاهیم و معیارهای ارزشی نقش داشته باشد؟۲-نگاره های معمارانه در تعریف اسکناس یک کشور چگونه می تواند در تبادلات فرهنگی موثر باشد؟ روش تحقیق اتخاذ شده در این پژوهش روش تحقیق تحلیل محتواست. ابزار گردآوری اطلاعات در این مقاله کتابخانه ای است. تصاویر، مستندات و اطلاعات مرتبط با نوشتار از طریق کتب، مقالات و سایت های اینترنتی و آرشیوهای مربوطه جمع آوری شده اند. جامعه آماری شامل اسکناس های چاپ شده بعد از انقلاب درکشور ایران و روش نمونه گیری غیرتصادفی و به شکل نمونه گیری هدفمند بوده که با مطالعه روی تک تک نمونه ها به توصیف، تشریح و تحلیل آنها پرداخته شده است. نتایج حاصل از تحقیق گویای ارتباط عمیق اعتقادات دینی و سیاستگذاری کلان حکومت در انتخاب تصاویر معماری های باستانی،سنتی و معاصر ایران در ترکیب بندی ساختمان اسکناس ایرانی است. بیشترین نگاره های مورد استفاده، مربوط به آرایه های معماری اسلامی و تصویر معماری حرم رضوی است. مهم ترین نتیجه این مقاله نمایش تفکر متعالی ایرانیان در قالب خلق آثار فاخر معماری، کاربرد اجزا نمادین معماری ایرانی و تأکید بر آرایه ها و موتیف های معمارانه در تنظیم و طراحی اسکناس های دوره انقلاب اسلامی ایران بوده و باستفاده از نگاره های مورد استفاده در اسکناس ها بر تعمیم و گسترش همان اندیشه ی عالی در جهان تلاش می کند.
۹.

مطالعه تطبیقی نقوش هندسی تزئینات مسجد جامع کرمان با مسجد جامع یزد با تأکید بر ایوان ها و ورودی ها(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۱
بهره گیری از تزئینات هندسی در ساخت بناها به خصوص بناهای اسلامی از دیرباز تا به امروز مورد توجه معماران و هنرمندان مسلمان ایرانی بوده است. در این مقاله تحقیقی سعی شده برخی نقوش شاخص دو بنای مسجد جامع کرمان (755ه ق) و مسجد جامع یزد (724 ه ق)، به لحاظ فرمی مقایسه شوند. با توجه به خلاء نسبی علمی  تحقیقاتی در رابطه با معماری ایلخانی  مظفری کشورمان بخصوص در حوزه ی آرایه های هندسی گردد. هدف این پژوهش وسعت بخشی به عرصه شناخت و معرفی ذخائر فرهنگی کشورمان از طریق آنالیز و معرفی نقوش هندسی شاخص این دو بنا باتوجه به ظرائف نهفته در نقوش هندسی بکار رفته در این مساجد وکشف رمز و راز نهفته درآن ها است. پرسش های این مقاله عبارت اند از: 1. چگونه می توان از طریق مقایسه ی نقوش هندسی بکار رفته در مساجد جامع کرمان و یزد به شاخص های نقوش هندسی این دو مسجد دست یافت؟ 2. با توجه به مرمت، بازسازی و الحاق قسمت هایی به بناهای هر دو مسجد جامع یزد و کرمان، طی ادوار مختلف تاریخی مهم ترین شاخص های سبکی حفظ شده در نقوش هندسی هر دو مسجد کدام است؟ با استفاده از روش تحلیلی  توصیفی و انجام تحقیقات کتابخانه ای در عرصه آرایه های معماری این دو بنا و تحقیقات میدانی به ارزیابی و مطالعه تطبیقی نقوش هندسی این دو بنای شاخص معماری ایران پرداخته شده است. شیوه ی گردآوری اطلاعات، اسنادی و بر پایه پژوهش های میدانی تصویری (عکاسی) است و با توجه به ارزش مشاهدات، برای تبیین مراحل بصری از روش نگاشت ادراکی، استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد، ساخت هر دو مسجد جامع یزد و کرمان فقط شامل یک دوره تاریخی نبوده مشتمل بر ادوار مختلف است اما در این بین شاخصه های اصلی نقوش در مسجد جامع یزد بیشتر مبتنی مشخصه های ایلخانی و تیموری است اما سبک غالب نقوش هندسی در مسجد جامع کرمان ایلخانی و مظفری است. اگر بخواهیم نقوش هندسی این دو بنا را به لحاظ سبکی ارزیابی کنیم مسجد جامع یزد بیشتر ملهم از معماری ایلخانی و تیموری است که به سبک آذری نزدیکی دارد و به لحاظ نقوش هندسی «منطق گرا و بغرنج»تر از جامع کرمان است. از دیگر سوی نقوش هندسی مسجد جامع کرمان بیشتر ملهم از معماری ایلخانی و مظفری است و به لحاظ شاخص های فرمی نقوش هندسی در حوزه ی «بیان حالات احساسی» در فرم و رنگ نمونه ی ارزشمندی محسوب می گردد. 
۱۰.

گونه شناسی، طبقه بندی و تحلیل سنگ مزارهای اسلامی شمال غرب ایران (مطالعه موردی دوره ایلخانی تا پایان دوره صفویه)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۸
سنگ مزارها یکی از اجزاء جدایی ناپذیر تفکر مرگ در میان تمامی جوامع از روزگاران کهن تا به امروز بوده و ابزاری اساسی برای نمودهای عینی و معنوی آن به کار رفته است. اگرچه در زمینه ساخت مَزار و نشانه های مرتبط با آن در جوامع گوناگون دیدگاه های متفاوت وجود دارد، این پدیده در جهان بینی ایرانی – اسلامی جایگاه ویژه ای داشته است و در شکل های مختلف و نقش مایه های تزیینی متنوع ایجاد شده اند. منطقه شمال غرب ایران (آذربایجان ایران) به دلیل حکمرانی اقوام سلجوقی، ایلخانی، آق قوینلو، قره قوینلو و صفوی یکی از مناطق مستعد برای این گونه آثار مادی است. این پژوهش با هدف شناسایی، گونه شناسی و تحلیل برخی از سنگ مزارهای این منطقه انجام گرفته و به دنبال پاسخ به پرسش های اساسی زیر است: سنگ مزارهای شمال غرب ایران از نظر گونه شناسی و شکل در چه اشکالی ایجاد شده است؟ تحلیل ریشه شناختی برخی از شکل سنگ مزارهای شمال غرب ایران به کدام مناطق بر می گردد؟ نقوش تزیینی سنگ مزارهای شمال غرب ایران در چند دسته قابل تقسیم بندی است؟ این پژوهش به روش، توصیفی – تحلیلی بر اساس مطالعات اسنادی، تجزیه و تحلیل کیفی و از روش میدانی برای ثبت و ضبط برخی گورستان های دوره اسلامی شمال غرب ایران استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد که سنگ مزارها از منظر نحوه  قرارگیری در سه نوع عمودی، افقی و ترکیبی با گونه های مختلف قابل دسته بندی است؛ همچنین مطالعات تطبیقی سنگ مزارها نشان می دهد که از نظر ریشه شناختی برخی از اشکال سنگ قبرها با فرهنگ های آسیای میانه ارتباط نزدیکی دارد که نشان از تاثیر و تاثرات فرهنگی میان حکومت های دوره اسلامی ایران با آسیای میانه است. سنگ مزارهای مورد مطالعه از لحاظ آرایه های تزیینی دارای انواع مختلفی با مفاهیم متنوعی است از جمله: الف) انسانی، ب) گیاهی، ج) حیوانی، د) هندسی - نمادین، ه) اشیاء و ابزارآلات است. هم اکنون بسیاری از این آثار دچار آسیب انسانی و طبیعی شده و تنها تعدادی از آن ها از وضعیت نسبتاً مطلوبی برخوردارند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۷