نگره

نگره

نگره بهار 1398 شماره 49 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

گونه شناسی و تحلیل تزیینات حجاری مسجد جامع عتیق اصفهان با تأکید بر آثار دوره صفویه و قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۵۳۳
استفاده از تکنیک حجاری یکی از شیوه های متداول تزیینات معماری در بناهای دوره اسلامی است که نمونه های پرشماری از آن ها در مساجد شهر اصفهان مشاهده می شودکه بررسی، مطالعه و مقایسه هر یک ازآن ها می تواند بازشناسی هویت فرهنگیشان را در پی داشته باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی، طبقه بندی و تحلیل تزیینات حجاری بر اساس نوع نقوش در بنای مسجد عتیق اصفهان است و در پی پاسخگویی به سوالات زیر است: 1- تزیینات حجاری مسجد عتیق اصفهان به لحاظ نقوش و مضامین شامل چه مواردی است و چه ویژگی هایی دارند؟ 2- چه تفاوت ها و شباهت هایی به لحاظ نقوش بین تزیینات حجاری بنا در دوره صفویه و قاجار وجود دارد؟ این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی بر مبنای بررسی های میدانی و مطالعات کتابخانه ی و تجزیه و تحلیل کیفی انجام گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد تزیینات حجاری مسجد عتیق از نظر تکنیک، به سه گونه برهشته، برجسته و حکاکی منفی و از نظر کارکرد به کتیبه، سنگاب، محراب، تزیینات گلدانی، ستون و نیم ستون ها، پنجره های سنگی و کله قندی ها تقسیم می شود. بر این اساس، نقوش متنوعی که در حجاری ها به چشم می خورد به ترتیب فراوانی در گونه های هندسی (قابندی ها، گلدانی ها، مقرنس، پیچ تزیینی، گره و دیگر نقوش هندسی) ، خط نگاری (نستعلیق، ثلث و کوفی) و نقوش گیاهی (انتزاعی) دسته بندی می شود. غنای تزیینات حجاری بنای مسجد عتیق در دوره صفوی و قاجار دارای اشتراکاتی بوده است، اما کاربرد خط ثلث و نقوش گیاهیِ انتزاعی در حجاری دوره صفوی بیشتر و در مقابل خط نستعلیق و تلفیق نقوش گیاهی انتزاعی و طبیعتگرا در تزینات حجاری بنا در دوره قاجار بیشتر دیده می شود. این نقوش در موارد بسیاری تاریخ مشخصی را به همراه ندارد، اما موارد رقم دار به دوره صفویه و قاجار تعلق دارد.پراکندگی زمانی این آثار به گونه ای است که نمونه تاریخ داری از قبل و یا بین این دو دوره مشاهده نمی شود.
۲.

تحلیل مضامین بصری فالنامه های مصور عصر صفوی بر مبنای کاربرد در امر پیش گویی (مطالعه موردی: نگاره های نسخه فالنامه فارسی موزه توپقاپی سرای)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۳۱۶
فالنامه های مصور عصر صفوی دارای نگاره های متعدد با مضامین گوناگونی هستند که این نگاره ها در جهت هدف اصلی این نسخه ها در امر پیش گویی و فال گیری به تصویر درآمده اند. در این مقاله با هدف مطالعه و بررسی تنوع مضامین در نگاره های فالنامه های مصور دوره صفویه، نگاره های نسخه فالنامه فارسی موزه توپقاپی سرای مورد تحلیل و خوانش قرار گرفته است تا پاسخی به این مسئله داده شود که در سنت فالنامه نگاری عصر صفوی چه مضامینی تصویر شده؟ و این تصاویر چگونه در ساحت پیش گویی و فال گیری مورد استفاده قرار گرفته اند؟. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای صورت گرفته است. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان می دهد که مضامین نگاره های نسخه فالنامه فارسی موزه توپقاپی سرای در سه دسته اصلی دینی، ادبی و تنجیم به تصویر درآمده و مضامین دینی بیشترین تعداد نگاره های این نسخه را به خود اختصاص داده است. مضامین نگاره های این نسخه فالنامه از طریق کارکرد تمثیلی روایت تصاویر در جهت تعیین سعد و نحس امور و باورپذیری پیش گویی مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین در این نسخه تلاش شده است تا با القای مفهوم توسل و استخاره از طریق مضامین دینی نگاره ها به امر پیش گویی و فال گیری در برابر ممنوعیت نهادهای دینی، مشروعیت داده شود.
۳.

شناسایی و معرفی خوشنویسان کتیبه های نستعلیق در بناهای دوره صفوی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۲۶۷
رواج کتیبه های نستعلیق در تزئینات معماری صفوی، یکی از نوآوری های قابل توجه در این دوره به شمار می رود. این کتیبه ها، علاوه بر جنبه های زیبایی شناسانه، حاوی اطلاعات ارزشمندی مانند اسامی افراد تأثیرگذار در شکل گیری بناها و کتیبه ها هستند. از این منظر می توان کتیبه ها را اسناد معتبری در شناسایی بخشی از تاریخ هنر ایران قلمداد کرد. یکی از وجوه قابل پژوهش در این زمینه، معرفی خوشنویسان این کتیبه هاست که در تاریخ خوشنویسی کمتر بدان پرداخته شده یا اصلاً مورد توجه قرار نگرفته است. پرسش کلی پژوهش بدین قرار است: کدام خوشنویسان صفوی در زمینه کتیبه نگاری نستعلیق فعال بوده اند و تعداد آثار به جای مانده از آنان چه مقدار است؟ در این راستا، پژوهش بنیادی پیش رو، بر پایه مطالعات کتابخانه ای و میدانی در بیش از 150 بنای صفوی که حاوی حداقل 227 کتیبه نستعلیق بودند، انجام گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که 81 اثر حاوی رقم خوشنویس بوده و در این میان، 44 خوشنویس، در کتیبه ها رقم خود را بر جای گذاشته اند که می توان آن ها را در سه گروه دسته بندی نمود؛ گروه اول خوشنویسان مطرحی چون: میرعماد، علی رضا عباسی و محمدصالح اصفهانی هستند که شرح حال نسبتاً مفصلی از آنان در منابع موجود است. گروه دیگری از این خوشنویسان، هنرمندانی هستند که اطلاعات اندکی از احوال و آثار آن ها به جای مانده است؛ مانند: ابوالفتوح گلستانه، درگاهقلی شریف و ولایت الله گلپایگانی. سومین گروه از خوشنویسان کتیبه ها، کتیبه نگارانی هستند که متأسفانه تا کنون غیر از رقم انتهای کتیبه ها، نشان دیگری از احوال و آثار آنان در تذکره ها یا مجموعه ها یافت نشده است؛ مانند محمدخان، بمان علی، خلیل الله و ابوسعید امامی. بیشترین آثار موجود به ترتیب فراوانی متعلق به محمد صالح اصفهانی، محمدرضا امامی، علی نقی امامی و سلطان علی مشهدی است.
۴.

گونه شناسی شکلی آذین های بند کشی مهری در مساجد منتسب به دوره آل بویه تا ایلخانیان در استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۴۴۲
یکی از ویژگی های رایج در تزئینات شیوه رازی و آذری (بناهای منتسب به دوره آل بویه تا ایلخانیان)، استفاده از آذین هایی در فاصله بین بندکشی آجرکاری است. گونه شناسی این قسم از تزئینات معماری با معیار شکلی در کمتر پژوهشی به کار بسته شده است. لذا هدف اصلی این نوشتار، با درنظر گرفتن اهمیت موضوع و فقدان منابع کافی، ارائه گونه شناسی جامع و بررسی دگرگونی آذین های مهری بندکشی در مساجد شیوه رازی و آذری استان اصفهان، از دیدگاه شکلی است. از آنجا که بسیاری از نمونه های شاخص منتسب به این شیوه ها در اصفهان بنا شده اند، نمونه ها از این محدوده گزینش شده اند. از این روی پژوهش پیش رو به دنبال پاسخ گویی به این سوالات است:”1- گونه های مختلف آذین های بندکشی مهری (بر اساس نحوه ساماندهی در فواصل آجرها، شکل قاب، شکل نقوش و شیوه گسترش) در مساجد شیوه رازی و آذری اصفهان چیست؟ 2- با طبقه بندی تزئینات بندکشی در شیوه رازی و آذری چه شباهت ها و تفاوت هایی آشکار می شوند؟ 3 - دگرگونی شکلی مهرها از شیوه رازی به آذری چگونه بوده است؟”. روش تحقیق به صورت کیفی، از نظر هدف کاربردی، براساس استراتژی ترکیبی و به شیوه استقرایی تدوین گشته است. داده ها با استفاده از منابع کتابخانه ای و میدانی به دست آمده است. تحلیل ها آشکار ساخت تزئینات بندکشی از نظر نحوه قرارگیری در میان بندها و شکل نقش ها دارای دو گونه کلی و براساس شکل قاب اصلی، دارای هفت گونه هستند. مهرها در اکثر موارد شیوه رازی با نقوش هندسی شکسته و در شیوه آذری با نقوش هندسی گردان و با جزییات بیشتر بنا شده اند. کتیبه نگاری بر مهرها معمولاً به خط کوفی بنایی و گاهی به خط ثلث است. در شیوه آذری تنوع چینش آجرکاری بیشتر گشته و نقوش مهرها در برخی موارد به صورت بافته شده، کار شده است؛ در اواخر آن نیز گونه جدیدی از مهرها با خط ثلث و زمینه اسلیمی پدید آمده است.
۵.

مینیاتورهای دریایی مغولان هند، حلقه مفقوده فرش های پرتغالی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۳۷۳
سیزده فرش و فرشپاره شرقی از سده های شانزدهم و هفدهم که در تاریخ هنر به فرش های پرتغالی شناخته می شوند، از منظر طرح و نقش جالب توجه و چشمگیرند، چه یک صحنه دریایی شامل کشتی ها و اشخاص اروپایی به علاوه مردی مغروق و هیولایی سر از آب به در کرده را در بخش لچک ها جلوه گر می سازند. مطالعات فرش شناسی با تردید گاه این فرش ها را به ایران و گاه هند نسبت می دهند. در این جستار فرش های پرتغالی در پیوند با مینیاتورهای دریایی دربار مغولان هند به کارزار تحقیق و تفحص روانه شده اند. چشم انداز و هدف پژوهش حل معمای پیچیده کشف هویت فرش هاست، چنان که سؤال اصلی پیرامون مکان و زمان بافت آن ها مطرح شده است. در اینجا روش تحقیق تطبیقی با نگرش تاریخی به کار بسته شده است و اطلاعات حاصل از طریق مطالعه کتابخانه ای به دست آمده است. ماحصل پژوهش حاکی از آن است که نخستین فرش های پرتغالی، که از طرح و نقش ظریف تر و صحنه دریایی کامل تر برخوردارند، در دربار امپراطور اکبرشاه مغول در پنجاب طی دهه پایانی سده شانزدهم در لوای یک جریان قوی توجه به نقوش اروپایی که از چند دهه پیش آغاز شده بود، بافته شدند. فرش های ساده تر در طی چند دهه بعد، خارج از دربار و در مناطق بافندگی پررونق مغولان مانند آگرا، فتحپور سیکری و لاهور به قصد تجارت و عرضه به بازار اروپایی بافته شدند. در طراحی فرش های پرتغالی، لااقل نقش سه هنرمند دربار مغول، نقاشان مشکین و کیسو و دهرراس بازشناسی می شود که به نحو بارزی نقش مشکین پررنگ تر و مشخص تر از دیگران است.
۶.

مطالعه سیر تحولات فناوری ”ترصیع“ در دوره های میانی و متأخرِ تاریخ فلزکاری ایرانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۸۱
فن ”ترصیع“ یکی از محبوب ترین و پرکاربردترین فنون تزیینی فلزکاری ایرانی اسلامی در سده های میانی و متأخر آن است. کاربرد این فن، همراه با اسامی و اصطلاحات مربوط به آن، طی دوره های مختلف تاریخ این هنر دست خوش تغییر و تحولات متعددی شده است. هدف این مقاله، ضمن معرفی و تعریف تخصصی فن ترصیع در فلزکاری ایرانی اسلامی، ترسیم تصویری واضح تر و مشخص تر از تحولات تاریخی این فن در سده های میانی و متأخر دوره اسلامی است. درکنار این، نوشتار کنونی قصد دارد عوامل تأثیرگذار در شکل گیری و بروز این تحولات را نیز بررسی و تحلیل کند. بدین ترتیب، سؤالات پژوهش کنونی عبارت اند از: در فلزکاریِ سده های میانی و متأخر ایرانی اسلامی، فناوری ترصیع چه تحولاتی را پشت سر گذاشته است؟  چه عواملی در بروز این تحولات نقش داشته است؟ به منظور یافتن پاسخی برای این سؤالات، در اینجا، پس از گردآوری مطالب و داده های مورد نیاز به روش کتابخانه ای، از روش توصیفی تحلیلی برای رسیدن به اهداف تحقیق استفاده شده است. نتایج این بررسی نشان می دهد که فن ترصیع طی یک قرن، از اوایل سده ششم تا اوایل سده هفتم هجری، از سادگی و خامی به پیچیدگی و ظرافت قابل ملاحظه ای رسیده است. اما بعد از گذشت حدود یک سده، و در میانه های سده هشتم هجری، کاربرد این فن دوباره به سادگی گرایش پیدا کرده است. عوامل گوناگونی در ظهور و بروز این فن دخیل بوده اند. به نظر می رسد تقاضای اقشار توانگر جامعه مبنی بر استفاده از فلزات قیمتی، ولو به اندازه کم، در بدنه آثار نه چندان قیمتی در به کارگیری نوع ساده و اولیه این فن نقش مؤثری ایفا کرده باشد. اما در شکوفایی گونه پیچیده و ظریف این فن راه یابی نقوش انسانی و حیوانی در تزیینات بدنه آثار فلزی عاملی اساسی به شمار می رود. همچنین، شکوفایی کتاب آرایی در دوره ایلخانی از یک طرف و کاهش کاربرد برنجینه ها و مفرغینه ها، از طرف دیگر، موجب گرایش هرچه بیشتر به سادگی در کاربرد این فن پرطرفدار در سده های بعدی شده است.
۷.

بررسی تطبیقی رسم الخط میرعلی بن حسن تبریزی با میرعلی بن الیاس تبریزی بر اساس نسخه خسرو و شیرین نظامی (3134، گالری فریر) و سه مثنوی خواجوی کرمانی (18113، کتابخانه بریتانیا)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۸۲
میرعلی بن حسن تبریزی ملقب به «قدوه الکتاب معلی» و میرعلی بن الیاس تبریزی دو نستعلیق نویس معروف عصر جلایری در بغداد هستند. تنها اثر اصیل و رقم دار میرعلی بن حسن نسخه خسرو و شیرین نظامی محفوظ در گالری فریر (3134) است و شناخته شده ترین اثر میرعلی بن الیاس نسخه مصور سه مثنوی خواجوی کرمانی در کتابخانه بریتانیا (18113) است. احتمال می رود این دو خوشنویس همشهری، هم دوره و همنام که فقط در نام پدر اختلاف دارند، در شیوه کتابت و رسم الخط نیز متمایز باشند. از این رو در این پژوهش این دو نسخه خطی مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفته است. هدف این پژوهش شناسایی شیوه نگارش هر یک از این دو خوشنویس براساس نسخه خسرو و شیرین نظامی و سه مثنوی خواجو و در پی پاسخ به این پرسش است که چه تفاوت هایی میان رسم الخط این دو کاتب نستعلیق نویس وجود دارد؟ این پژوهش به لحاظ هدف در زمره پژوهش های بنیادین است و براساس ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی است. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی است. این پژوهش نشان می دهد که این دو خوشنویس در شیوه نگارشِ چهار دسته از حروف کشیدگی ها، دوایر، مفردات و نقطه ها با یکدیگر تفاوت دارند و رسم الخط میرعلی بن حسن از قاعده نسبتاً مشخص تری تبعیت می کند. شکل (ب) کشیده در حروف کشیده و (ن) در حروف گرد به عنوان الگوی پایه تکرار شده است. ارتفاع اکثر مفردات یکسان و برابر 5/1 نقطه است. زاویه نقطه گذاری 60 درجه است و نسبت به کرسی 15 درجه به سمت چپ تمایل دارد. در نگارش میرعلی بن الیاس حروف دارای تنوع بیشتری هستند و کشیدگی ها به نسبت بلندتر است. انحراف زیاد قسمت گردی دوایر به سمت مخالف، ارتفاع 2نقطه ای مفردات و زاویه نقطه گذاری 45 درجه به گونه ای که محور نقطه ها با کرسی موازی باشد، از دیگر مشخصات رسم الخط این خوشنویس است.
۸.

شناسایی نمونه پیکره های انگلیسی در نگارگری مکتب اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۳۴۹
تأثیرپذیری نگارگری مکتب اصفهان از وقایع و تحولات سیاسی، نظامی و تجاری دوره صفویه باعث پدیدارشدن نمونه پیکره های غیرایرانی در نگارگری مکتب اصفهان شد. این پژوهش به هدف شناسایی نمونه پیکره های انگلیسی و عوامل تأثیرگذار بر نگارگری مکتب اصفهان بر اساس مؤلفه های چهره و پوشاک انجام گرفته است. بر این اساس سؤال های اصلی تحقیق به این گونه است که: 1.چگونه پوشش های انگلیسی وارد نگارگری مکتب اصفهان شده است؟ 2.مشخصه های چهره انگلیسی در نگارگری مکتب اصفهان کدامند؟ روش تحقیق مقاله توصیفی-تحلیلی و تحلیل داده ها به صورت کیفی(شرح و تفسیر) است. همچنین فنون جمع آوری اطلاعات به صورت متن خوانی آمده است.  نتایج به دست آمده نشان می دهد که در آثار مورد بررسی (از جمله اروپایی با سگ از رضا عباسی، دیدار خسرو و شیرین از محمد قاسم و...) پوشاکی مانند لباس، چکمه و کلاه تأثیرات بیشتری از پوشش های دوره الیزلبت اول تا جیمز دوم انگلیس پذیرفته است. این در حالی است که چهره پردازی ها بیشتر به نمونه چهره های ایرانی وفادار بوده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۷