آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۰۶

چکیده

در عصر حاضر جلوگیری از بی تفاوتی سازمانی و شیوع آن در میان کارکنان موضوعی مهم برای مدیران سازمانهاست. به همین سبب پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان رهبری موثق و بی تفاوتی سازمانی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی در میان معلمان دوره ابتدایی شهر کرمانشاه انجام شده است. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری آن همه معلمان دوره ابتدایی شهر کرمانشاه در سال تحصیلی97-1396 (5076 نفر) بودند. نمونه آماری 361 نفر بود که با فرمول کوکران و به روش طبقه ای با حجم متناسب انتخاب شده است. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. برای بررسی رهبری موثق از پرسشنامه والمبوا، آوولیو،گاردنر، ورنزینگ و پیترسون(2008)، برای بررسی بی تفاوتی سازمانی از پرسشنامه دانایی فرد، حسن زاده و سالاریه (1389) و برای بررسی توانمندسازی روانشناختی نیز از پرسشنامه توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر و میشرا(1995) استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها، روش مدل یابی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی smartpls2 به کار رفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که میان رهبری موثق و بی تفاوتی سازمانی(0/208- =β) رابطه وجود دارد. میان رهبری موثق و توانمندسازی روانشناختی(0/598=β) رابطه وجود دارد. میان توانمندسازی روانشناختی و بی تفاوتی سازمانی (0/726- =β) رابطه وجود دارد. همچنین میان رهبری موثق و بی تفاوتی سازمانی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی (0/641- =β)رابطه وجود دارد. در این رابطه، وقتی که توانمندسازی روانشناختی به مثابه متغیر میانجی وارد معادله می شود، دارای قدرت بیشتری است. به عبارت دیگر، می توان گفت که رهبری موثق با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی سبب کاهش بی تفاوتی سازمانی در میان معلمان می شود.