آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۱

چکیده

شناخت زیرگروه هایی از مبتلایان به اختلال وسواس- اجبار که از ثبات و همگنی برخوردار باشند می تواند در فهم تنوع پاسخ درمانی، بهبود کارآیی درمان و همین طور در پیشرفت نظریه های سبب شناختی نقش مهمی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین فراوانی زیرگروه های اختلال وسواس- اجبار در نمونه ایرانی مبتلایان به این اختلال بود. طرح پژوهش یک طرح مقطعی- توصیفی بود. نمونه ای در دسترس از 50 درمانجوی مبتلا به اختلال وسواس- اجبار مراجعه کننده برای درمان انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها مقیاس وسواس- اجبار ییل براون (گودمن و همکاران، 1986) بود. جهت تجزیه و تحلیل آماری از روش های توصیفی، و استنباطی خی دو استفاده شد. نتایج نشان داد که شایع ترین زیرگروه های وسواس عبارتند از وسواس های پرخاشگرانه، آلودگی و مذهبی. همچنین اجبارهای آداب تکرار، پاک گردانی/ شستشو و وارسی کردن بیشترین فراوانی را در میان اجبارها داشتند. از طرفی زیرگروه وسواسِ نیاز به تقارن و صحت و زیرگروه اجبارِ انباشت گری/ جمع آوری کمترین فراوانی را داشتند. به علاوه، زیرگروه های وسواس ها و اجبارها با توجه به جنسیت آزمودنی ها توزیع فراوانی متفاوتی داشت. وسواس های پرخاشگرانه و آلودگی، و اجبار پاک گردانی/ شستشو در زنان، و وسواس های پرخاشگرانه و جنسی، و اجبارهای آداب تکرار و وارسی کردن در مردان فراوانی بیشتری داشت. این یافته ها از ایده جهانی بودن الگوی نشانه های این اختلال حمایت می کند. اما نکته قابل تأمل، تعلق گرفتن بالاترین فراوانی وسواس ها در هر دو جنس، و به ویژه با اختلاف قابل توجهی در زنان، به وسواس پرخاشگرانه است. در این پژوهش زنان بیش از دو برابر مردان وسواس پرخاشگرانه داشتند، که این موارد، متفاوت از الگوی شایع جهانی است.