مطالب مرتبط با کلید واژه

اختلال وسواس - اجبار


۱.

تأثیر درمان دیدگاه زمان بر شدت علائم وسواس و اجبار

کلید واژه ها: اختلال وسواس - اجبار درمان دیدگاه زمان علائم وسواس علائم اجبار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۱ تعداد دانلود : ۴۳۷
مقدمه: با توجه به محدویت های درمان های مواجهه ای در کاهش شدت علائم وسواس-اجبار، بررسی در مورد کاربندی روش های درمانی غیر مواجهه ای جدید ضروری به نظر می رسد. بر همین اساس هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان دیدگاه زمان، بر شدت علائم وسواس و علائم اجبار بیماران مبتلا به اختلال وسواس-اجبار بود. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری است. تعداد 30 بیمار که بر اساس ملاک های راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی تشخیص اختلال وسواس- اجبار دریافت می کردند، با استفاده از روش نمونه گیری سهل الوصول از بین سه مرکز خدمات روانشناختی و روانپزشکی شهر اصفهان در نیمه دوم سال 1392 انتخاب گردید. آزمودنی ها به صورت تصادفی در 2 گروه قرار گرفتند. این طرح شامل یک متغیر مستقل کاربندی درمان، در سطح 1-درمان دیدگاه زمان و 2-لیست انتظار بود. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس وسواس-اجبار ییل براون(Y-BOCS)جهت اندازه گیری شدت علائم وسواس و اجبار بود. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد درمان دیدگاه زمان باعث کاهش شدت علائم وسواس در مرحله پس آزمون می شود(05/0>P) ولی این اثر پایدار نیست. همچنین، درمان دیدگاه زمان بر شدت علائم اجبار اثربخش نبود (05/0P>). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها درمان دیدگاه زمان می تواند برای درمان علائم وسواس بکار برده شود. ولی با توجه به عدم تأثیر این شیوه بر کاهش علائم اجبار می توان اینگونه بیان کرد که با رفع محدودیت های پژوهش حاضر و انجام تغییرات لازم، از درمان دیدگاه زمان می توان به عنوان یک روش درمانی جدید و غیر مواجهه ای در زمینه کاهش شدت علائم وسواس و اجبار استفاده کرد.
۲.

اثر بخشی تکنیک کاهش استرسِ مبتنی بر ذهن آگاهی بر علایم اختلال وسواس – اجبار

کلید واژه ها: ذهن آگاهی اختلال وسواس - اجبار تکنیک کاهش استرس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۴ تعداد دانلود : ۳۰۶
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی تکنیک کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر علایم اختلال وسواس – اجبار است. بدین منظور سه آزمودنی (دو مرد و یک زن) به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و تحت درمان قرار گرفتند. در مطالعه حاضر ازطرح تجربی تک موردی و از نوع خط پایه چندگانه استفاده شد. آزمودنیها در مرحله ی پیش از درمان (خط پایه) و جلسه چهارم (حین درمان) و جلسه هشتم (انتهای درمان) ، مقیاس وسواس – اجبار مادزلی و مقیاس وسواس - اجبار ییل – براون را تکمیل کردند. علاوه بر این سه ماه پس از اتمام درمان (مرحله پیگیری)، مقیاس وسواس - اجبار ییل – براون تکمیل شد. نتایج این پژوهش نشان داد تکنیک کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی درکاهش علایم وسواس – اجبار بیماران مؤثر بوده است
۳.

فراوانی زیرگروه های اختلال وسواس- اجبار: نقش جنسیت

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۵۰ تعداد دانلود : ۲۳۱
شناخت زیرگروه هایی از مبتلایان به اختلال وسواس- اجبار که از ثبات و همگنی برخوردار باشند می تواند در فهم تنوع پاسخ درمانی، بهبود کارآیی درمان و همین طور در پیشرفت نظریه های سبب شناختی نقش مهمی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین فراوانی زیرگروه های اختلال وسواس- اجبار در نمونه ایرانی مبتلایان به این اختلال بود. طرح پژوهش یک طرح مقطعی- توصیفی بود. نمونه ای در دسترس از 50 درمانجوی مبتلا به اختلال وسواس- اجبار مراجعه کننده برای درمان انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها مقیاس وسواس- اجبار ییل براون (گودمن و همکاران، 1986) بود. جهت تجزیه و تحلیل آماری از روش های توصیفی، و استنباطی خی دو استفاده شد. نتایج نشان داد که شایع ترین زیرگروه های وسواس عبارتند از وسواس های پرخاشگرانه، آلودگی و مذهبی. همچنین اجبارهای آداب تکرار، پاک گردانی/ شستشو و وارسی کردن بیشترین فراوانی را در میان اجبارها داشتند. از طرفی زیرگروه وسواسِ نیاز به تقارن و صحت و زیرگروه اجبارِ انباشت گری/ جمع آوری کمترین فراوانی را داشتند. به علاوه، زیرگروه های وسواس ها و اجبارها با توجه به جنسیت آزمودنی ها توزیع فراوانی متفاوتی داشت. وسواس های پرخاشگرانه و آلودگی، و اجبار پاک گردانی/ شستشو در زنان، و وسواس های پرخاشگرانه و جنسی، و اجبارهای آداب تکرار و وارسی کردن در مردان فراوانی بیشتری داشت. این یافته ها از ایده جهانی بودن الگوی نشانه های این اختلال حمایت می کند. اما نکته قابل تأمل، تعلق گرفتن بالاترین فراوانی وسواس ها در هر دو جنس، و به ویژه با اختلاف قابل توجهی در زنان، به وسواس پرخاشگرانه است. در این پژوهش زنان بیش از دو برابر مردان وسواس پرخاشگرانه داشتند، که این موارد، متفاوت از الگوی شایع جهانی است.
۴.

مقایسه طرحواره های هیجانی در بیماران مبتلا به اختلال وسواس - اجبار، افسردگی اساسی و عادی

تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۲۵۹
زمینه: گرایش به اجتناب از هیجان های منفی، ممکن است در هر فرآیند درمان روانشناختی بروز پیدا کند. در این زمینه رابرت لیهی با ارائه مدل طرحواره های هیجانی این موضوع را بررسی کرده است. او معتقد است هیجان نوعی اطلاعات بشمار می رود. هیجان ها در اثر پردازش موازی اطلاعات گوناگون بوجود می آیند و اغلب آنها خارج از حوزه هوشیاری رخ می دهد، در این زمینه رابرت لیهی با ارائه یک مدل درمانی بر اساس طرحواره های هیجانی سعی کرده براین نقیصه فائق آید. مسئله پژوهش حاضر این است که آیا طرحواره های هیجانی بیماران مبتلا به وسواس اجبار، افسردگی اساسی و افراد عادی، چه تفاوتی با یکدیگر دارند. هدف: پژوهش با هدف مقایسه طرحواره های هیجانی در بیماران مبتلا به اختلال وسواس- اجبار، افسردگی اساسی و عادی انجام گرفت. روش: روش تحقیق حاضر توصیفی از نوع زمینه یابی بود. جامعه آماری تحقیق را تمامی افراد که دارای افسردگی، اختلال وسواس - اجبار و همچنین افراد عادی، تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 90 نفر (30 نفر دارای اختلال وسواس - اجبار، 30 نفر دارای اختلال افسردگی و 30 نفر از افراد عادی) به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. در پژوهش حاضر از پرسشنامه طرحواره های هیجانی لیهی LESS (لیهی 2002) و مصاحبه ساختاریافته استفاده شد. مدل آماری مورد استفاده تحلیل واریانس یک طرفه و تحلیل واریانس چندمتغیری بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که «نشخوار ذهنی»، «غیرقابل کنترل بودن» و «ارزش های والاتر» در سطح 0.01 = α معنی دار و در افراد دارای اختلال وسواسی - اجباری بالا بوده است. همچنین، «گناه» و «سرزنش» نیز در سطح 0.01 = α معنی دار و در افراد افسرده بالاتر از افراد دارای اختلال وسواسی - اجباری و عادی مشاهده شده است. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت در این مشاهدات افراد دارای اختلال وسواس - اجبار از طرحواره های هیجانی بیشتری برخوردار بودند .