مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۲۱.
۴۲۲.
۴۲۳.
۴۲۴.
۴۲۵.
۴۲۶.
۴۲۷.
۴۲۸.
۴۲۹.
۴۳۰.
۴۳۱.
۴۳۲.
۴۳۳.
۴۳۴.
۴۳۵.
۴۳۶.
۴۳۷.
۴۳۸.
۴۳۹.
۴۴۰.
حافظ
حوزههای تخصصی:
تجربه زیباشناختی و ماهیت و ابعاد آن از دغدغه های مهم اندیشمندان فلسفه هنر و زیبایی شناسی در گفتگوهای معاصر است که نقطه ثقل توجه در اغلب توغلات در این زمینه، به هنرمند و محمل ظهور تجربه زیباشناختی او یعنی اثر هنری اختصاص دارد. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی ماهیت تجربه خاص زیباشناختی ظهور یافته در آثار حافظ است. از آنجا که حافظ از صنادید اصیل و بی مثال عرصه هنر این سرزمین و در عین حال، به عقیده بسیاری، لسان الغیب و دارای دریافت های ربانی است، مختصات تجربه زیباشناختی وی با هدف تنویر نقش عرفان و معنویت در تعالی نگاه زیباشناختی هنرمندان، دارای اهمیت پژوهشی است. برهمین مبنا پرسش پژوهش حاضر این است که تجربه زیباشناختی حافظ با توجه به بستر عرفانی ادراک او دارای چه ابعادی بوده و چگونه قابل تبیین است؟ مسئله مذکور از طریق منابع کتابخانه ای و به شیوه توصیفی تحلیلی و مبتنی بر آرای صاحب نظران عرصه زیباشناسی، ادبیات و عرفان مورد مداقه قرار گرفته و یافته ها حاکیست، نظر به سه مقوله موجود در فرایند تجربه زیباشناختی، یعنی گستردگی و عمق ادراکات، حضور عاشقانه در جهان و قرب به هستی و مراتب آن، و قرابت معنادار و عمیق این سه مفهوم با شرایط وحدت تبیین شده در عرفان اسلامی که در جان جهان جریان داشته و در ابیات حافظ و نوع نگاه زیباشناختی او نیز ساریست، می توان تجربه زیباشناختی شاعر را به یمن یگانگی تام با حقیقت واحد، صورتی از تجربه ای معنوی دانست. حافظ تمام امور جهان را به منزله پدیدارهای خوش منظری ادراک می کند که تنها در خدمت حکایت از رخ واحد حق بوده و سراسر از او می سرایند و از همین رهگذر سطح عالی وحدت عرفانی وی در تلاقی با تجربه زیباشناختی هنرمندانه، موجد صورتی صبیح از تجربه زیباشناختیِ معنوی است.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر اشعار حافظ بر درک مطلب ادبیات فارسی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۶
57 - 74
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش به بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر اشعار حافظ بر درک مطلب ادبیات فارسی در دانش آموزان مقطع دوم متوسطه پرداخته شد.روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه در رشته ادبیات و علوم انسانی منطقه ۵ شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. از روش نمونه گیری در دسترس برای انتخاب ۳۰ نفر استفاده شد که به دو گروه ۱۵ نفری تقسیم شدند. گروه آزمایش بسته آموزشی ذهن آگاهی مبتنی بر اشعار حافظ (محسنی هنجنی، 1403)، را به مدت ۱۰ جلسه و هر جلسه ۹۰ دقیقه دریافت کردند، در حالی که گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. آزمون درک مطلب ادبیات فارسی پیش و پس از دوره آموزشی برای هر دو گروه برگزار شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و نرم افزار SPSS28 تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان دهنده تأثیر مثبت آموزش ذهن آگاهی بر درک مطلب ادبیات فارسی دانش آموزان بود. این آموزش به تقویت توانایی های تحلیلی و درک مطلب آن ها کمک کرد و موجب افزایش یادگیری شد. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که میانگین گروه آزمایش و گواه به طور معناداری متفاوت و میانگین گروه آزمایش بالاتر از گروه گواه بود (p < 0.05).نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که آموزش ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در ارتقاء درک مطلب ادبیات فارسی دانش آموزان به کار گرفته شود. بر این اساس، به معلمان و برنامه ریزان آموزشی توصیه می شود که تکنیک های ذهن آگاهی را در برنامه های درسی خود گنجانده و از آن ها برای ایجاد محیطی پویا و تعاملی در کلاس استفاده کنند. این اقدام می تواند کیفیت یادگیری را ارتقا بخشد.
سرمقاله: نگاهی به شخصیت قرآنی حافظ
حوزههای تخصصی:
خواجه شمس الدین محمّد شیرازی مشهور به «حافظ» از ادیبان و شاعران شیعه در قرن هشتم هجری است. وی که بر علوم مختلف دینی تسلّط داشت، در شیراز از محضر عالمان زمانه خود خوشه چینی کرد؛ امّا غزلیات و مکتب و تسلّط شعری و ادیبانه اش بر سایر شؤون و زوایای علمی و شخصیّتی وی سایه افکنده است. با این حال او در زمانه خویش و پس از آن، تنها با یک عنوان به شهرت رسید و تخلّص شعری ای که برای خویش برگزیده نیز «حافظ» است. به راستی که او حافظ قرآن بود و روشن است که این توانمندی را ارزشمندترین ویژگی خود می دانست.
شرح اصطلاح «شاه رخ» زدن در بیتی از حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۲
169 - 185
حوزههای تخصصی:
حافظ یکی از مشهورترین شاعران سبک عراقی است که از اصطلاحات علوم مختلف و بازی های مرسوم زمان خود مانند نرد و شطرنج و... در اشعارش اندک، اما دقیق و با رعایت تمام جوانب استفاده کرده است. بهره بردن او از این اصطلاحات هیچ گاه تصنعی و غیرمنتظره نمی نماید و چهره لطیف و دلنشین غزل او را زمخت و مخاطب گریز نمی کند. او در برخی از ابیاتش از اصطلاحات شطرنج، مانند «شه انگیز»، «شاه رخ زدن» و... استفاده کرده است که فهم دقیق آن ها برای درک ظرافت این ابیات، الزامی است. در برخی موارد شارحان دیوان حافظ به درستی از عهده شرح اصطلاح و به تبع از شرح بیت برنیامده اند. در این مقاله به روش تحلیلی- توصیفی به شرح اصطلاح «شاه رخ زدن» در بیتی از حافظ پرداخته شده است. این اصلاح به معنی «جابه جایی شاه با رخ» یا «به قلعه رفتن شاه» است که باعث دور کردن خطر از شاه می شود و در هر بازی فقط طبق شرایطی یک بار امکان پذیر است و در صورت استفاده نکردن فرصت برای همیشه از دست می رود، اما در تمام شرح ها این اصلاح را با تکیه بر فرهنگ های لغت و... اشتباه معنی کرده اند.
نقد لکانی شخصیت های «زاهد»، «رند» و «محتسب» در دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
57 - 82
حوزههای تخصصی:
زاهد، رند و محتسب از مهم ترین شخصیت هایی هستند که در غزلیات حافظ به آن ها توجه شده است و هر کدام از این شخصیت ها به لحاظ روانکاوانه، نماینده سیمپتوم های مشخصی از ناخودآگاه هستند. در این پژوهش به روش تحلیل کیفی و بر مبنای آرای روانکاوانه لکان، این سه شخصیت در غزلیات حافظ تحلیل و تبیین شده است. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که زاهد در ساحت ناخودآگاه دال میل حقیقی خود را اخته و دال میل دیگری بزرگ را برآورده می کند و در پی احراز فالوس است و گمان می کند که می تواند به آن برسد؛ اما همواره ناکام می ماند. رند همانند سوژه هیستریک به جای احراز فالوس، قصد دارد از رانه های فاقد ابژه لذت ببرد. او به میانجی دال هایی مانند شراب خواری، عدم توجه به مصلحت اندیشی و میل به عافیت سوزی، ژوئیسانس را به نفع خود تصرف و دیگری بزرگ را از آن محروم می سازد. محتسب در مقام سوژه منحرف سادیستی است که از دال میل دیگری بزرگ محافظت و در مقام نگاه خیره او عمل می نماید و از قانون به هیچ وجه تخطی نمی کند. توجه به این نکته ضروری است که شرابخواری محتسب در خفا و درعین حال محروم ساختن زاهد و رند از دال شراب، در حقیقت برآوردن ژوئیسانس دیگری بزرگ است.
تصویر واقعیت های اجتماعی در آثار عبید زاکانی (اخلاق الاشراف، تعریفات، صد پند)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبید زاکانی اولین طنزپرداز جدی در معنای واقعی، و بزرگ ترین مبتکر گونه های نوآورانه در طنز است که نشان داده است، محتوا می تواند فرم های گوناگونی برای بیان داشته باشد. در یک جامعه ای که ارزش های اخلاقی و معنوی و انسانی به دلیل رفتارهای غیرانسانی ارکان قدرت، وضعیت وارونه ای یافته باشد، به گونه های مختلف می توان این دگردیسی ارزش ها و ارزشمندشدن ضد ارزش ها را نشان داد. در اخلاق الاشراف از روش کتاب های توضیحی و آموزشی برای نشان دادن این دگردیسی در رفتار جامعه استفاده کرده است. پاره ای از آن ارزش های اخلاقی که در رفتار مردم شکل وارونه ای پیدا کرده اند و بنیاد دین و ایمان و انسانیت را بر باد داده اند عبارت اند از: حکمت، شجاعت، عفت، عدالت، سخاوت، حلم و وقار، صدق و حیا و وفا و رحمت. در رساله تعریفات، دیگرگون شدن معنای کلمات در فرهنگ حاکم بر زبان زمانه نشان داده شده است تا مخاطب خود به عینه ببیند که وقتی فرهنگِ رفتاری جامعه دچار دگردیسی شد، کلمات رایج در زبان روزمره هم کاملاً از معنای اصلی خود تهی و معناهایی متفاوت تر از معنای قاموسی خود پیدا می کنند. رساله صد پند در عصر زاکانی، در حکم یک سیره فکری و راهنمای در جامعه ای است که رفتار و گفتار آن وضعیتی کاملاً وارونه پیدا کرده است. وقتی در جامعه ای اساس رفتار و گفتار بر بنیادی وارونه نهاده شده باشد، توصیه های اخلاقی، اعتقادی، و تعلیمی هم، در هم سویی با آن ها، به سوی منکرات و ضد ارزش ها سیر می کنند. این است که رساله صد پند، به شیوه معکوس و با معانی وارونه نوشته شده است.
بررسی شیوه های تعالی بخشی شعر در تضمین های حافظ از دیگران بر اساس دیدگاه تی. اس. الیوت نسبت به تقلید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
55 - 76
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر، با دستمایه قراردادن تعریف تی. اس. الیوت (۱۹۲۰) از شعرای بزرگ، سیری اجمالی در دیوان حافظ داشته و برخی به عاریت گرفتن های او از شاعران و سخنوران هم عصر و گذشته اش را بررسی کرده ایم. این مطالعه در پی پاسخ به این پرسش است که با توجه به نحوه استقبال حافظ از دیگر شعرا، جایگاه او در تقسیم بندی شعرا از نظر الیوت به چه صورت است و از چه تکنیک هایی برای تعالی اشعارش استفاده می کند. حافظ با آثار بزرگان شعر فارسی آشنا بوده و توانسته مواردی از آنها را برای بیان حالات و مضامین شعری خود به بهترین نحو وام بگیرد؛ ولی در هیچ یک از تضمین هایش، همچنان که از برداشت برخی ابیات عاریتی حافظ از سنایی، انوری، خاقانی، ظهیر فاریابی، نظامی، عطار، کمال الدین اسماعیل اصفهانی و عراقی و تطبیق آنها با ابیات حافظ برمی آید، رنگ وبوی تقلید دیده نمی شود، بلکه در تایید گفته تی. اس. الیوت، وی توانسته از گفته های دیگران فراتر برود و آنها را متعالی سازد. او با درآمیختن و واردکردن معانی متعدد در کنار معنای گرفته شده، تغییر صور خیال و درآمیختن تلمیح و تضمین با آنها ابیات عاریتی را تعالی می بخشد و در جایگاه شاعری بزرگ قرار می گیرد. مطالعه حاضر از حیث توجه به تعریف یک منتقد از معیار سنجش هنر شاعر بزرگ، با مطالعاتی که فقط به اقتباس های حافظ از پیشینیانش پرداخته اند، متفاوت است و بر جنبه های برتر شعر حافظ تأکید می کند.
خوانش سوررئالیستی شعر حافظ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
148 - 174
حوزههای تخصصی:
سوررئایسم (فراواقعگرایی)، جنبشی فرهنگی که در نیمه نخست قرن بیستم میالدی گسترش یافت، برخورد روانی با ادبیات است: به قلمرو وسیع احساس و خیال توجه ویژه دارد. شباهت بین سوررئالیسم غرب و عرفان شرق سبب شده که گاه بین آن ِن این دو گما همانی برند. هر دو در پی نگرش صحیح و کمال روحی و معنوی هستند. در مورد سوررئالیستها، بروز جنگ جهانی اول و در مورد عارفان، رواج مکتب اسالم و حملە مغول موجب گریز آنان از عینیت به ذهنیت شد. یکی از شخصیتهای برجسته تاریخ عرفان و تصوف در ایران، حافظ است که این امر در شعر او گویاست. در واقع، بیشتر عناصر سوررئالیستی در شعر حافظ حضور دارد. در این پژوهش، نُه مورد از اصول مشترک میان سوررئالیستهای غرب و عرفان شرق، بطور ویژه حافظ، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه شده اند: نگارش خودکار؛ تصادف عینی؛ نفی زمان و مکان؛ نامحرمی و نارسایی زبان؛ عشق و آزادی؛ خواب، رویا و تخیل؛ جنون و مستی؛ شعله واری بیان؛ و در نهایت، طنز.
بررسی نظریه عقلانیت و کنش ارتباطی هابرماس بر اساس اشعار انتقادی حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گذری انتقادی بر زندگی و حیات فکری و مروری بر آثار و تألیفات حافظ و هابرماس نشان از آن دارد که شرایط سیاسی و اجتماعی عصر آن ها، بستری لازم برای بروز و ظهور شخصیت هایی چون حافظ و هابرماس، فراهم ساخته است. فضای سیاسیِ سراسر خفقانِ مستبدی چون هیتلر، توام با تجربه شخصی نقش مؤثری بر شکل گیری افکار، اندیشه و آثار هابرماس برجای گذاشت. در عصر حافظ نیز چنین شرایطی حاکم است. به عبارت دیگر اوضاع روزگار حافظ که با ظهور پدیده ای مستبد به نام امیر مبارزالدین توأم است، نقش بسیار مهمی در سرودن اشعار انتقادی وی داشت. از این رو، این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و استعانت از مباحث رویکرد انتقادی، در صدد پاسخ به این سؤالات است که اساس ارتباط اندیشه هابرماس و حافظ بر چه اصلی استوار است؟ فصول مشترک اندیشه های هابرماس و حافظ بر چه محوری نهاده شده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد محور اصلی ارتباطی کنش ارتباطی هابرماس و اندیشه انتقادی حافظ زبان آن هاست. کنش ارتباطی هابرماسی در چهارچوب گفتمان انتقادی حافظ می تواند پیام آور بخشی از واقعیت های جامعه در حوزه عدالت اجتماعی، آزادی و رهایی، صلح و دوستی و چندصدایی باشد. اعضاء دنیای تک صدایی حافظ می توانند محتسب صوفی، واعظ، زاهد و مدعیان باشند و پیر مغان، رند و ساقی می توانند اعضاء دنیای چندصدایی وی تشکیل دهند. از طرفی گفتمان هابرماس برانگیزاننده میل به حقیقت است. حقیقتی که از طریق استدلال عقلانی تعیین می شود.
معناشناسی معناهای ضمنی چند واژه عربی در غزل های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
1 - 19
حوزههای تخصصی:
زبان شعر حافظ بسیار ظریف، هنرمندانه و همچنین اثرگذار و شاعرانه است. واژگانی که حافظ برمی گزیند و به شعر می آورد از ظرفیت معنایی بسیاری برخوردارند. او، واژگان را در چنان بافتی قرار می دهد که کلمه در آن شکوفا می شود و معناهای سایه وار متکثری را تداعی می کند. واژه های عربی غزل های او نیز به تمامی این ویژگی ها را دارایند. این واژگان از طرفی، به خاطر اینکه در زبان دیگری ریشه دارند، قابلیت خلق آشنایی زدایی را در شعر فارسی دارند. از طرف دیگر، بسیاری از این واژگان از متون و فرهنگ اسلام، وارد زبان شعر حافظ شده اند. ازاین رو، آن ها ظرفیت معنایی بسیاری دارند؛ این ظرفیت در سیاق شعر حافظ، به زیباترین شکل ممکن متبلور می شود. واژگان عربی در شعر او، به شکلی در بافت نشسته اند که هاله معناهای بسیاری از آن ها به ذهن می آید. در این اثر سعی شده معناهای سایه وار و ضمنی این واژگان کشف شود و در ضمن آن، زبان شعر حافظ، زیبایی ها و ژرفای آن نمایانده شود. واژگان عربی حافظ، در قیاس با مترادف های فارسی و دیگر هم معناهای عربی شان، بار معنایی عاطفی بیشتری دارند. برخی از آن ها، از جمله واژگان اضدادند. برخی دیگر، واژگان قرآن اند و به طور هم زمان هم معنای مرکزی واژه و هم معنای واژه در بافت قرآن را به ذهن تداعی می کنند. برخی از واژگان عربی، معناهای هاله واری را به ذهن می آورند. این معناها برخاسته از هم نشینی حروف و اصوات کلمه است که عمدتاً معنای مرکزی واژه را تأکید می کنند.
تحلیل و مقایسه سبک نوشتاری اشعار حافظ شیرازی با آیات متشابه قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حافظ، تخلص بزرگ ترین شاعر زبان و ادبیات فارسی می باشد؛ چرا که میان اشعار او و قرآن کریم پیوند ژرف و ناگسستنی وجود دارد. او حافظ قرآن بوده و تأثیر قرآن کریم بر اشعار او از زوایای مختلفی قابل بررسی است. اشعار نغز و دلکش او بسیار پررنگ و پرمایه است. وی در سبک معنایی اشعارش از کلام الهی به صورت تأویل بردار، ایهام آور و ... بهره مند گردیده است. در پژوهش پیش رو که به روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای انجام شده، تلاش بر این است تا سبک معنایی این شاعر با آیات متشابه قرآنی بررسی گردد.. هدف و مبنای کار در این پژوهش کشف و شناسایی تأثیرپذیری حافظ در نمونه ابیات ارائه شده از قرآن کریم می باشد. ماحصل این پژوهش آن شد که حافظ در شعر خود به طور گسترده و سرشاری از قرآن کریم بهره برده و در سبک معنایی او مضمون ابیات با آیات قرآنی مورد اشاره تناسب و همخوانی دارد.
شروط چشم عاشق در نگرش حافظ
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴
99 - 124
حوزههای تخصصی:
عاشقی روایتی ازلی و نامکرر است که هر چشمی به وجهی ابعاد بی پایان آن را بسته به بینش خویش می کاود و برگی دیگر بر این کتاب بی انجام می افزاید. حافظ که از صنادید اصیل و بی مثال ادب پارسیست از راویان درخشان این داستان بوده و این پژوهش در صدد تحلیل ساختار نگرش عاشقانه وی است. گستره تاثیر ادراک دیداری به دلیل ساختار صوری و فیزیکی آن و ارتباط وثیق با مغز و پردازش ذهنی و همچنین تاثیرات عمیق در ابعاد گوناگون اندیشه بسیار وسیع بوده و در ایجاد بینش انسانی موثر است. در باب ارتباط نظر و نگاه در سطوح مختلف حسی و فراحسی پژوهشهای شایانی موجود است. شرح حافظ از ساختار نظر خود به مدد ابیاتش نشانگر آن است که همه وجوه دید، نظر و نگرش حافظ اعم از حسی و فراحسی، منغمر در معشوق است و تمامی ارکان و اجزای ایجاد و بقای ساختار سازوار دیدار او حول محور معشوق گرد آمده اند. بررسی ابیات حافظ و تطبیق آن ها با امور متعدد مترتب بر ادراک دیداری نشان می دهد که ساختمان چشم و لوازم لازم در عملکرد عالی و صحت بینایی، مصالح ضروری در ارتقا و بهبود دیدار و نیز، سطح و سعه بینش و مراتب رسوخ دید در جوانب جهان، بنا بر روایت شاعر در ابیات، جملگی در ید اراده و تحت اشراف و استیلای کمال و جمال و جلال معشوق بوده و نمایانگر نظرگاه حافظ درباره شرایط چشم و نگرش عاشق است.
بررسی تطبیقی رندی در اندیشۀ حافظ و آیرونی در اندیشۀ ریچارد رورتی
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴
235 - 261
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به مطالعه ی تطبیقی دو مفهوم «رندی» و «آیرونی» در اشعار حافظ و ریچارد رورتی پرداخته شده است. با بررسی جهان شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی حافظ و ریچارد رورتی، این نتیجه به دست می آید که با وجود تفاوت های بنیادین فکری و علی رغم فاصله ی ششصد ساله میان حافظ و ریچارد رورتی آنجا که هدف رهایی ازدگماتیسم و ادعای دست یابی به حقیقت مطلق باشد،و آنجا که هدف زندگی بر پایه ی صلح و تساهل و مدارا و تأکید بر اهمیت نامشروط و بی قید و شرط آزادی و تحقق فردیت باشد،دو مفهوم کم و بیش مشابه «رندی» و «آیرونی» پیشنهاد داده می شود که به معنی گونه ای جهان نگری و شیوه ای زندگانی هستند، ومهم اینکه البته می توان مانند حافظ بدون انکار اصل حقیقت مطلق و راز هستی – برخلاف رورتی- با اذعان به عدم توانایی ما در دستیابی به آن حقیقت به جای شک در حیرت فرو رفت و از جزم اندیشی پرهیز کرد.
جوهر و وجوب شعر از دیدگاه داوری اردکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
235-252
حوزههای تخصصی:
تأمل در ماهیت و چیستی شعر، ذهن و زبان فیلسوفان، ادبا و زبان شناسان را در دوره های مختلف تاریخی به خود مشغول داشته است. این امر در دوره معاصر نیز محل تأملات جدی قرار گرفته است. رضا داوری در زمره معاصرانی است که با رویکردی فلسفی به چیستی و ماهیت شعر پرداخته و پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی نظرات او دراین باب می پردازد. نتایج این جستار نشان می دهد که داوری تحت تأثیر هایدگر و سنت حکمی عرفانی، کوشیده به پرسش چیستی شعر و عناصر مرتبط با آن پاسخ گوید. او شعر ناب و اصیل را موهبتی آن سویی می داند که از صافی کلام انبیا و اولیا گذشته است و بر فراز زمان، برای هر عصری و نسلی، نور و خرد و روشنی را به ارمغان می آورد. او اگرچه گونه های مختلفی برای شعر برمی شمارد، اما این شعر عرفانی و به طور مشخص شعر حافظ است که قدر می بیند و بر صدر می نشیند. داوری ضمن تأیید تعهد در شعر، تأکید می کند که شعر اصیل در خدمت ایدئولوژی یا مرامنامه خاصی قرار نمی گیرد. در نظر وی، زبانِ نخستین شعرست و شاعران واضعان اصلی زبان اند. زبان کنونی به زبان عبارت تقلیل پیدا کرده و از پشتوانه پیشین خود یعنی زبان اشارت تهی شده است. لذا زمانه جدید در نگاه او، زمانه عسرت است و زبان و شعر در نازل ترین سطح و حدّ خود نمود پیدا کرده و ناامیدانه بانگ برمی دارد که در آینه شعر شاعران زمانه حاضر، امروز و فردایی تاریک و سرشار از دشمنی و تباهی می بیند. از این رو، تلاش می کند با رجعت به شعر شاعرانی چون حافظ و مولانا و سعدی، به احیا و بازآفرینی زیست جهان شاعرانه ای بپردازد که جوهر شاعرانگی خود را وامدار عالم غیب است و سرشار از آموزه های حکمی و عرفانی است که ریشه در کلام وحیانی و سخنان پیشوایان دین دارد.
شعر حافظ و سعدی و شاب ظریف در پرتو بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
149 - 175
حوزههای تخصصی:
تحلیل و مقایسه متون با یکدیگر در حوزه نقد و نظریه یکی از روش های جدید و کاربردی تحقیق به شمار می رود، در این راستا نظریه بینامتنیت بسیار مورد توجه منتقدین آثار کلاسیک و جدید است که با ادبیات تطبیقی نیز ارتباط تنگاتنگی دارد، عمده ترین مسأله در نظریه بینامتنیت کشف شباهت های متون است و دانشمندان این نظریه معتقدند که متن نظامی بسته نیست و متون در حال گفت وگو با یکدیگر هستند و هیچ متنی بدون پیش متن به وجود نیامده و هر متنی بر پایه متون پیشین خلق شده است، از این رو تطبیق متون ادبی ملل گوناگون ممکن است سبب کشف مضامین مشترک میان آثار شاعران و نویسندگان با یکدیگر شود. یکی از شعرای غزل سرای عرب که در قرن هفتم می زیسته، شاب ظریف است که معاصر با سعدی و متقدم بر حافظ است. اصلی ترین مضمون در دیوان او عشق و بیان احوال عاشق و معشوق است. اشعار او شباهت های مضمونی گوناگونی با غزلیات حافظ و کلیات سعدی دارد که شامل مواردی مانند نصیحت ناپذیری عاشق، وفای عهد، اشک ریزی عاشق، دیدار عاشق و معشوق، فراق و... است. از این روی در این جستار با بهره جستن از نظریه بینامتنیت کریستوا به تحلیل و بررسی برخی از موارد قرابت و تشابه مضامین شاب ظریف با کلیات سعدی و حافظ پرداخته و نمونه هایی از وحدت و تقارب مضامین آنان را بیان کرده ایم.
تحلیل چند صدایی غزلی از حافظ با توجه به نظریه میخائیل باختین
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
82 - 107
حوزههای تخصصی:
جوهرِ اصلی نظریه باختین در تمام سطوحِ فکری، عنصر چندصدایی است. منطق مکالمه او سبب می شود که دریچه های جدیدی از جهان بینی مبتنی بر مکالمه، در ذهن مخاطب گشوده شود. این پژوهش بر مبنای روش توصیفی تحلیلی از طریق یادداشت برداری کتابخانه ای انجام شده و هدف اصلی آن تبیین چندصدایی در یکی از غزلیات دیوان حافظ، بر مبنای نظریه میخائیل باختین است که می توان این تحلیل را به سایر غزلیات او نیز تعمیم داد. نتایج حاکی از آن است که: در غزلیات حافظ فضایی گفتگو محور مشاهده می شودکه در آن ائتلاف اندیشه ها و صداهای متعدد آشکار است. چندصدایی متن غزل مورد نظر، نتیجه حضور صداهای متفاوت، با ارزش و اعتباری یکسان است که از طرق مختلف ایجاد می شود و در سطح معنایی، واژگانی و ساختاری قابل مشاهده است. همچنین به نظر می رسد که در تمام ابیات غزل یک گوینده واحد وجود ندارد؛ یعنی خود حافظ، طرفِ مکالمه حافظ است و هر بار در موضعی متفاوت، نقطه نظرات خود را ارائه می دهد. این گوینده گاه با حافظ در یک ردیف قرار می گیرد و گاه در مقابل او می ایستد و او را سرزنش می کند و گاه در جایگاه دانای کل، او را هدایت می کند. بنابراین در این غزل نه تنها صدای حافظ، بلکه صداهای دیگر با نقطه نظرهای گوناگون نیز وجود دارد که در لایه دیگر از متن، با خواننده تعامل دیالوگی برقرار می کند.
دلایل نگارش مکتوبات مولانا خالد نقشبندی به زبان فارسی و بررسی وجوه پیوند آن با شعر حافظ بر اساس نظریه گفتمان قدرت میشل فوکو
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
1 - 18
حوزههای تخصصی:
مولانا خالد نقشبندی(۱۲۴۳-۱۱۹۳ه .ش) که از او به عنوان سرسلسله ی طریقت نقشبندیه در کردستان یاد می کنند، یکی از ادیبان و شاعران کلاسیک کُرد است که دارای مجموعه ای از نامه ها و مکتوبات فارسی است. این مقاله به بررسی رابطه میان گفتمان قدرت و انتخاب زبان فارسی و بهره گیری از اشعار حافظ در نامه ها و مکتوبات مولانا خالد نقشبندی می پردازد. در این مقاله با بهره گیری از نظریه گفتمان میشل فوکو در زمینه قدرت، معرفت، حقیقت ، نشان داده می شود که پذیرش طریقت نقشبندیه از سوی مولانا خالد، نه تنها بر باورهای معنوی ایشان تأثیر گذاشته، بلکه این پذیرش، او را در معرض یک نظام گفتمانی قرار داد که در آن زبان فارسی به عنوان زبان اصلی تصوف و عرفان ترویج می شد.مولانا خالد با قرار گرفتن در این نظام گفتمانی به پیروی از بسیاری از اختصاصات زبانی و ادبی در آن دوره تاریخی پرداخت و در تولید بسیاری از متون به اسلوب دیگر نویسندگان این دوره، الگوی زبانی و ادبی خود را در آثار شاعران و نویسندگان بزرگ متصوفه جستجو می کرد. این مقاله نشان می دهد که مولانا خالد با قرار گرفتن در این گفتمان برای تعلیم آموزه های طریقتی به مخاطبین خود همواره به بسیاری از نشانه ها و دال های آیینی و طریقتی موجود در شعر و ادبیات فارسی به ویژه شعر حافظ استناد نموده و از همین رو در مکتوبات خود به بسیاری از رمزگان متصوفه و شعر فارسی ارجاع می داده است.
غزل حافظ؛ متن یا اثر؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳
97 - 128
حوزههای تخصصی:
با توجه به نظریه رولان بارت، نظریه پرداز و فیلسوف فرانسوی قرن بیستم در باب تفاوت اثر از متن، پرسش محوری مقاله این است که غزلیات حافظ متن به شمار می آید یا اثر؟ برای رسیدن به پاسخ، هفت سرفصلی که رولان بارت در نظریه «اثر تا متن» خود بیان کرده است بر بستر یکی از غزل های حافظ، غزل ۳۲۴ بر اساس دیوان حافظ به سعی سایه، (با مطلع: گر دست رسد در سر زلفین تو بازم/ چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم) بررسی شده است. گفتار این مقال از این مصداق یا شاهد مثال، عبور می کند و شواهد کلی تر و عام تری از غزلیات حافظ را نیز به یاری می گیرد. با روش تحلیل متن، و پیاده سازی نظریه رولان بارت بر غزل مذکور، این نتیجه به دست می آید که غزل حافظ، هم متکثر است و هم متناقض نما، هم دارای مدلول های نامتناهی است و هم در ارتباط با دال تجربه می شود؛ هم کالای مصرفی نیست و هم عنصر لذت بخش بودن را در خود دارد؛ هم دارای نیروی آشوبگر ضد طبقه بندی است و هم دارای نمادپردازی است. درنتیجه سزاوار است که جامه متن بر قامت او پوشیده شود نه اثر.
تحلیل استقبال های جامی از غزل اوّل دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استقبال از سروده های شاعران دیگر و جواب گفتن به آنها، یکی از شگردهای شاعران در سرودن شعر است؛ حافظ از شاعرانی است که اشعار او مورد استقبال شاعران بخصوص شاعران سده نهم قرار گرفته یکی از این شاعران جامی است که در میان تقلید کنندگان حافظ، یگانه و ممتاز است به گونه ای که برخی محققان، سبک غزلهای جامی را سبک حافظانه نامیده اند. از میان غزلهای حافظ، عزل اوّل دیوان او، بیش از همه مورد توجه جامی قرار گرفته و او هفت بار به استقبال این غزل رفته و آن را جواب گفته است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای است و هدف از انجام آن، بررسی استقبال های جامی از غزل اوّل دیوان و تحلیل چگونگی و چرایی توجه جامی به این غزل است. فرض نگارندگان بر این بوده که جامی توجه خاصی به غزل اوّل حافظ داشته است؛ مبتنی بر این ایده و براساس تعریف استقبال در کتابهای بلاغی و وام گیری از نظریه بینامتنیت، چگونگی و چرایی توجه جامی به غزل اوّل حافظ بررسی و این نتیجه حاصل شده است که جامی علیرغم تقلید ظاهری از حافظ و ستایش شعر او، در باطن، نوعی حسّ رقابت و معارضه با حافظ را داشته است به گونه ای که نسبت به برخی معانی و مضامین حافظ با نوعی آشنایی زدایی معنایی برخورد کرده است.
بازتاب عرفان و دین در نمادهای دوگانه حافظ: تحلیل نشانه شناختی بر اساس مدل معنایی آگدن و ریچاردز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
215 - 261
حوزههای تخصصی:
خواجه شمس الدّین محمّد، حافظ شیرازی، در اشعار خود از نمادهای دوگانه، استفاده کرده است که در بطن خود، ترکیبی از مفاهیم عرفانی و دینی را به نمایش می گذارند. این نمادها، که به طور هم زمان به مفاهیم متضّاد و مکمل اشاره دارند، بستر مناسبی برای بیان تعارضات ظاهری و هم زیستی مفاهیم عمیق معنوی و اجتماعی فراهم می کنند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی - تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، نویسنده درصدد آن است تا با بهره گیری از مدل معنایی آگدن و ریچاردز که سه عنصر اصلی نشانه، مصداق و اندیشه را به عنوان اجزای تشکیل دهنده معنا معرّفی کند و به تحلیل دقیق این نمادهای دوگانه در اشعار حافظ بپردازد. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که حافظ نه تنها تضّادهای ظاهری میان دین و عرفان را به تصویر کشیده؛ بلکه لایه های پنهانی از معانی عرفانی و دینی را آشکار ساخته است که در ورای این نمادها، نهفته اند. هدف اصلی این پژوهش، تبیین روش های نمادپردازی حافظ برای بیان تعارضات میان دین و عرفان و کشف چگونگی هم زیستی این مفاهیم در چارچوبی واحد است. این تحلیل نشان می دهد که حافظ چگونه با ترکیب این نمادها به ایجاد پلی میان ظاهر و باطن، و مادیّات و معنویّات پرداخته و در نهایت، مخاطب را به سوی درک عمیق تری از حقیقت معنوی و انسانیّت سوق داده است