مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰٬۴۸۱ تا ۴۰٬۵۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
93 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر استخراج اهداف و اصول یادگیری بر اساس مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی است. در این پژوهش با روش اسنادی و تحلیل مفهومی، مبانی نوع اول و نوع دوم معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی تبیین شده اند و سپس از روش استنتاجی پیش رونده (اصلاح شده فرانکنا)، اهداف و اصول یادگیری بر اساس مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی، با استفاده از دو قیاس عملی حاصل گردیده اند. برخی از اهداف به دست آمده از این روش عبارت اند از «مرتبط با زندگی، توصیف راه حل های مسئله و یادگیری، مطالعه ذهن در همه ابعاد، یادگیری بهینه، آموزش بر اساس تفاوت های فردی، تولید دانش معتبر و مفید»، و برخی اصول به دست آمده باتوجه به این اهداف و مبانی نوع دوم شامل: اصل بدنمندی، اصل یادگیری غیرخطی، اصل تغییر مغز، اصل هوشیاری آرمیده، اصل یکپارچگی مغز، اصل ایجاد توجه و تمرکز بر یادگیری است. از نتایج این پژوهش می توان برای بهبود و بهسازی فرایند یادگیری فراگیران در کلاس استفاده نمود. هرچند برای اعتباربخشی بیشتر، نیاز به ترکیب این یافته ها و علوم تربیتی است به این ترتیب می توان با ترکیب این دو عرصه، پیشرفت های بزرگی در زمینه یادگیری به عمل آورد.
ارزیابی میزان رضایت ساکنان از کیفیت معماری مسکن مهر شهر جدید سهند(مورد مطالعه: مسکن مهر الزهرا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۷
۵۲-۳۳
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از مباحث مهم در زمینه معماری و شهرسازی مطالعه شاخص های کیفیت زندگی و کیفیت سکونتی در رابطه با میزان رضایت ساکنان از محیط زندگی خودشان است. هدف این تحقیق بررسی و ارزیابی میزان رضایت ساکنان مسکن مهر از لحاظ کیفیت معماری می باشد. روش تحقیق حاضر بصورت توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها بصورت مطالعات پیمایشی و کتابخانه ای انجام شد. جامعه آماری تحقیق نیز شامل ساکنان مسکن مهر الزهرای سهند که برابر 25394 هستند که با روش نمونه گیری کوکران 378 نفر به عنوان نمونه جهت توزیع پرسشنامه انتخاب شدند. برای روایی سوالات از روایی صوری و برای پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با نرم افزار Spss و Amos استفاده شد. نتایج نشان داد که بر اساس تحلیل عاملی مرتبه دوم بارهای عاملی تمام عوامل کیفیت معماری بر میزان رضایت ساکنین مسکن مهر بزرگتر از 4/0 بوده و در سطح احتمال 99% باهم معنی دار هستند. نتایج تحقیق نشان داد بیشترین تأثیرات مربوط به عوامل کالبدی-عملکردی بوده با بار عاملی (70/0) و بعد آن به ترتیب عوامل اجتماعی-معنایی با بار عاملی(63/0) کیفیت ساختاری-فضایی با بار عاملی(58/0) و کیفیت محیطی با بار عاملی (45/0) قرار دارند. می توان نتیجه گرفت دولت در پروژه توسعه مسکن مهر در شهر جدید سهند، به واسطه نوع فضای تولید شده، مفهوم برساختی جدیدی را درباره مسکن شهری می توان مطرح نمود؛ برساختی دوگانه از ساخت مسکن شهری و تظاهر شکل علیه محتوا، در این مجموعه ها، کالبد فیزیکی واحد مسکونی توسعه یافته، اما به ارائه خدمات، امکانات و رفاه ضروری آن توجه چندانی نشده است.
Presentation of a Structural Model of Preparedness for Disasters and Its Relationship with Personality Traits, the Mediating Role of Fatalism and the Behavioral Consequences of Citizens(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
INTRODUCTION: Due to its geographical location, Iran has frequently faced natural disasters, especially earthquakes, which highlight the need to use the disaster management process. The aim of this study was to structural equation modeling of disaster preparedness in relation to personality traits, mediation of fate and behavioral consequences of citizens.
METHODS: This descriptive research is one of the structural equation correlational one. All people aged 18 to 60 living in Tehran city were studied and finally 384 people were selected as a sample based on Morgan table by multi-stage cluster sampling using these questionnaires including: a) NEO 5-Factor Inventory (Costa & McCrae, 1985); b) Fatalism (Shamsoddini & Maghsoodi, 2021); c) Behavioral consequences (researcher-made); and d) Household preparedness index for disasters (Nouri, 2016). Cronbach's alpha coefficient (0.79) was used to assess the reliability of the questionnaires and data were analyzed using SPSS-24, Amos and Lisrel 8.8.
FINDINGS: The results showed that personality traits (p<0.01) has a positive and significant effect on disaster preparedness. Also, the indirect effects of fatalism (p<0.01) have a negative effect and behavioral consequences (p<0.01) have a positive and significant effect on people's preparedness against disasters.
CONCLUSION: According to the research findings, the components of personality traits, fatalism and behavioral consequences have a great impact on people's tendency to prepare for natural disasters.
نقش میانجی باورهای سلامت در رابطه شیوه های والدگری و پریشانی روان شناختی فرزندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی باورهای سلامت در رابطه شیوه های والدگری و پریشانی روان شناختی فرزندان بود. روش پژوهش حاضر توصیفی_ همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری را والدین دارای فرزند نوجوان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تبریز در سال 1401-1402 تشکیل دادند. تعداد 220 نفر به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه استرس، اضطراب و افسردگی (21-DASS) لاویبوند و لاویبوند (1995)، مقیاس بازخورد نسبت به بیماری(IAS) کلنر (1987) و پرسشنامه والدگری آلاباما (APQ) شلتون و همکاران (1996) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد که شیوه والدگری مشارکت و باورهای سلامت اثر مستقیم معناداری بر پریشانی روان شناختی دارند (009/0=P) و نظارت ضعیف و انضباط ناپایدار نیز اثر مستقیم معناداری بر باورهای سلامت دارند (009/0=P)، ولی اثر مستقیم مشارکت، والدگری مثبت و تنبیه بدنی به بر باورهای سلامت معنادار نبود (05/0<P). شیوه های والدگری نظارت ضعیف (01/0=P) و انضباط ناپایدار (005/0=P) اثر غیر مستقیم معناداری بر پریشانی روان شناختی داشتند، اما مشارکت، والدگری مثبت و تنبیه بدنی اثرغیرمستقیم معناداری نشان ندادند (05/0>P). این نتایج نشان می دهد که باورهای سلامت نقش میانجی معناداری در رابطه شیوه های والدگری نظارت ضعیف و انضباط ناپایدار با پریشانی روان شناختی فرزندان نوجوان دارد.
Investigating the Relationship Between Talent Management Implementation Categories in the Basra Province Education Organization(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Talent management plays a crucial role in enhancing the quality of education and learning, especially within education organizations. Therefore, this study aimed to explore the relationship between the categories of talent management implementation in the education organization.
Methodology: This research was applied in its objective and descriptive-correlational in its execution. The study population consisted of managers and employees of the Basra province education organization, from which 385 individuals were selected as the sample using Cochran's formula and a convenience sampling method. The research tool was a researcher-made questionnaire on talent management implementation in the education organization, comprising 63 questions. The data obtained from its administration were analyzed using exploratory factor analysis and partial least squares regression in SPSS and Smart PLS software.
Findings: The findings indicated that the implementation of talent management in the education organization comprised six categories: causal conditions (with two components), contextual conditions (with three components), intervening conditions (with three components), the central phenomenon (with one component), strategies (with two components), and outcomes (with one component). The factor loading of all components was above 0.50 and significant, the content validity ratio above 0.70, and the Cronbach's alpha and composite reliability above 0.80. Moreover, the correlation coefficients of causal conditions, contextual conditions, intervening conditions, the central phenomenon, strategies, and outcomes were less than 0.45, indicating their distinctiveness. Additionally, considering the indices of communality and redundancy, the talent management implementation model in the education organization fitted well, and the effect of causal, contextual, and intervening conditions on the central phenomenon, the effect of the central phenomenon on strategies, and the effect of strategies on outcomes were significant (P<0.05).
Conclusion: The designed model of talent management implementation in the education organization can assist managers, officials, and education planners in designing programs suitable for implementing talent management within the education organization.
Identifying the Dimensions and Components of Internet of Things (IoT) Development in Schools Based on Futurology(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Futurology plays a significant role in advancing organizational goals and mitigating organizational problems and challenges. Therefore, the aim of this study was to identify the dimensions and components of Internet of Things development in schools based on future studies.
Methodology: In a descriptive qualitative study, 19 academic and organizational experts from the educational sector of Tehran were interviewed in the academic year 2020-2021 using a semi-structured method. In this study, the sample size was determined according to the principle of theoretical saturation and was selected through purposive sampling. The research tool was a semi-structured interview, whose validity was confirmed through triangulation and whose reliability was calculated at 0.88 using the agreement coefficient between two coders. The data of this study were analyzed using thematic analysis in MAXQDA software, version 2020.
Findings: The analysis indicated that the development of the Internet of Things in schools based on future studies encompasses 26 components across 7 dimensions. These dimensions include the elimination of time constraints (with 3 components), elimination of spatial constraints (with 4 components), reduction of infrastructure costs (with 4 components), knowledge management (with 3 components), professional competence (with 3 components), information technology (with 3 components), and effectiveness of the educational system (with 6 components). Ultimately, a thematic network for the development of the Internet of Things in schools based on future studies was established.
Conclusion: The model of dimensions and components designed in this study can assist specialists and educational system officials in improving the development of the Internet of Things in schools.
The Impact of Philosophizing Training on Students' Inquisitiveness and Creative Thinking(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
iranian journal of educational sociology, Vol ۷, Number ۲ (۲۰۲۴)
150 - 157
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present study aimed to investigate the impact of philosophizing training on the inquisitiveness and creative thinking of sixth-grade students in Bushehr County.
Methodology: This research method was among quasi-experimental studies. The statistical population consisted of 4,263 sixth-grade students in Bushehr County. The sample size included 40 students, obtained through cluster random sampling. The tools for data collection in this study were the Heydari Inquisitiveness Questionnaire (2013) and the Wiles and Dowell Creative Thinking Questionnaire (2002). The obtained data were analyzed using univariate and multivariate covariance analysis.
Findings: The findings showed that the adjusted mean score of the inquisitiveness variable in the experimental group's post-test stage was higher than that of the control group. Therefore, it can be said that philosophizing training led to an increase in the inquisitiveness of the experimental group compared to the control group, indicating the positive impact of philosophizing training on the inquisitiveness of the experimental group relative to the control group. Additionally, the adjusted mean score of the creative thinking variable in the experimental group's post-test stage was higher than that of the control group. Therefore, it can be said that philosophizing training led to an increase in the creative thinking of the experimental group compared to the control group, indicating the positive impact of philosophizing training on the creative thinking of the experimental group relative to the control group.
Conclusion: Therefore, philosophizing training were effective for improving inquisitiveness and creative thinking in sixth-grade students.
Presenting an E-Learning Model with Emphasis on Psychological Capital at Mellat Insurance(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
iranian journal of educational sociology, Vol ۷, Number ۳ (۲۰۲۴)
170 - 180
حوزههای تخصصی:
Purpose: The objective of this research was to present an e-learning model with an emphasis on psychological capital at Mellat Insurance.
Methodology: This research is qualitative in nature and employs thematic analysis as its method. The qualitative section of the study population included experts in education, e-learning, and psychology, focusing on psychological capital. Through purposive sampling, criterion-based, the desired sample was selected, and sampling continued until theoretical saturation of the data was reached. Thus, the participants in the study included 18 experts and managers. The data collection tool in this research was semi-structured interviews. It is noteworthy that the extraction of these indices was conducted by reviewing existing theoretical foundations and implementing interview transcripts using the thematic analysis method of Braun and Clarke in ATLAS.ti software.
Findings: Based on the qualitative technique of thematic analysis, 141 initial codes were identified in 20 initial themes, and finally, 6 constructive themes were determined. The 6 constructive themes are: educational content, e-learning infrastructure, institutionalization of psychological capital, intra-organizational factors, extra-organizational factors, and effectiveness.
Conclusion: One of the main necessities for implementing an e-learning model with an emphasis on psychological capital at Mellat Insurance is to increase organizational productivity. Organizational maturity refers to the ability of the organization to respond to challenges, adapt to changes, and continuously improve. This concept addresses the organization's ability to utilize internal and external knowledge, experiences, and resources to enhance processes, improve performance, and create added value. The primary necessity is that Mellat Insurance must seek to establish an advanced and flexible educational structure that enables employees to acquire the necessary knowledge, skills, and abilities to face emerging challenges and opportunities.
بررسی و تحلیل مثل در اشعار قائم مقام فراهانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مثل ها عباراتی هستند که در گذشته به صورت شفاهی و سینه به سینه در بین مردم وجود داشته اند و بعدها نویسندگان، شاعران و بزرگان هر عصری آن ها را به صورت مکتوب در آورده اند. دلیل رایج بودن امثال ویژگی هایی همچون ایجاز، وزن و آهنگ مطلوب، ریشه های داستانی و تاریخی که براساس تجربیات و ... است،. هدف از انجام پژوهش حاضر شرح و توضیح مَثَل ها در دیوان اشعار قائم مقام فراهانی، معرفی و شناساندن این شخصیت ادبی، سیاسی و اجتماعی و شناخت بیشتر شعر و اندیشه او بوده است. او از مَثَل-های فارسی در حکم اسلحه ای در کارزا سیاست استفاده می کند. وی برخلاف معاصران خود که هیچ گونه اشاره ای به حوادث زمان خود نمی کنند. در بیشتر اشعار خود از وقایع و پیشامدهای روز سخن می گوید. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته است. نتایج حاصل از بررسی و تحلیل چگونگی کاربرد مثل در اشعار قائم مقام نمایانگر این امر است که قائم مقام به ضرب المثل های رایج اشاره داشته است . از آنجایی که شاعر قصیده را برای اظهار مقاصد خود مناسب تر یافت؛ بنابراین بیشترین حضور مثل و ضرب المثل در دیوان اشعار قائم مقام در قالب قصیده مشاهده گردید.
طراحی مدل قابلیت های پویای کارکنان سازمان با رویکرد چابکی فکری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل قابلیت های پویای کارکنان سازمان با رویکرد چابکی فکری است. پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش پیمایشی است. نوع پژوهش کیفی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کتاب ها و سخنرانی های علمی مابین سال های 2012 تا 2023 در حوزه قابلیت های پویای کارکنان سازمان با رویکرد چابکی فکری می باشد. همچنین، پژوهش هایی که در مجلات علمی پژوهشی و علمی ترویجی معتبر که در سال های 2012 تا 2023 چاپ شده و موضوع آنها مربوط به نقش قابلیت های پویای کارکنان سازمان با رویکرد چابکی فکری می باشد نیز به عنوان جامعه این پژوهش در نظر گرفته شده است. همچنین، شامل پایان نامه های مقطع کارشناسی ارشد و دکترا دانشگاه های دولتی و آزاد در حوزه قابلیت های پویای کارکنان با رویکرد چابکی فکری می باشد. حجم جامعه در این پژوهش، 109 مقاله علمی-پژوهشی، 6 پایان نامه و 5 کتاب در زمینه قابلیت های پویای کارکنان سازمان و رویکرد چابکی فکری بود. پژوهش کیفی بر اساس تکنیک فراتحلیل در نرم افزار CMA انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد 5 بعد اصلی استخراج شده است، که شامل عامل مدیریتی، عامل خلاقیت، عامل سازمانی، عامل شغلی و عامل فناورانه می باشد. این مقاله بر اساس یافته ها، توسعه فرهنگ یادگیری مداوم، ایجاد تیم های چند تخصصی، استفاده از تکنولوژی و ابزارهای دیجیتال را برای سازمان ها پیشنهاد کرده است.
پیش بینی پرخاشگری نوجوانان بر اساس عوامل شخصیتی و الگوی ارتباطات خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
81 - 91
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی پرخاشگری بر اساس عوامل شخصیتی و الگوی ارتباطات خانواده نوجوانان شهر کره ای فارس انجام شده است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه نوجوانان دوره متوسطه اول و دوم در سال تحصیلی 99 – 98 به تعداد (1014 نفر) بود که از آن میان، تعداد 150 نفر از نوجوانان (85 نفر نوجوان دختر و 65 نفر نوجوان پسر)، با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شد. پرسشنامه های ویژگی های شخصیتی کاستا و مک کری (1992) و الگوهای ارتباطات خانواده ریچی و فیتزپاتریک (1990) و پرخاشگری بأس و پری (1992) توسط افراد نمونه تکمیل شد. روش آزمون همبستگی پیرسون بمنظور بررسی رابطه بین متغیرها و آزمون رگرسیون چند متغیره به روش همزمان بمنظور پیش بینی متغیر ملاک توسط متغیر های پیش بین، با استفاده از نرم افزار spss نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد عوامل شخصیتی بر حسب مؤلفه های روان نژندی بصورت مثبت در سطح معناداری 05/0، توافق گرایی در سطح معناداری 01/0 و مسئولیت پذیری در سطح معناداری 05/0 بصورت منفی قادر گردیدند، پیش بینی کننده متغیر پرخاشگری نوجوانان باشند. الگوهای ارتباطات خانواده بر حسب مؤلفه های جهت گیری گفت و شنود بصورت منفی در سطح معناداری 01/0، جهت گیری همنوایی بصورت مثبت در سطح معناداری 01/0، قادر گردیدند، پیش بینی کننده متغیر پرخاشگری نوجوانان باشند.
بررسی وضعیت سواد حقوقی معلمان ناحیه 2 زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوق اداری سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
۱۲۷-۱۰۷
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت سواد حقوقی معلمان ناحیه 2 شهر زنجان انجام شده است. از نظر هدف، پژوهش حاضر کاربردی و شیوه جمع آوری اطلاعات از نوع توصیفی-پیمایشی است. بدین منظور، پرسشنامه ای براساس سه حوزه قانون مدیریت خدمات کشوری، قانون رسیدگی به تخلفات اداری و قانون نظام رتبه بندی تهیه شد. با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، نمونه ای مشتمل بر 320 نفر (زن و مرد) از معلمان ناحیه 2 زنجان انتخاب و پرسشنامه میان آن ها توزیع شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته سواد حقوقی با 30 گویه است که برای تعیین روایی سازه از آزمون تحلیل عاملی تاییدی، و اعتبار (محاسبه آلفای کرونباخ) و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی یک نمونه مستقل، تی دو نمونه مستقل و تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. نتایج پژوهش مؤید آن است که میزان سواد حقوقی معلمان در حد پایین تر از حد متوسط است و در ارتباط بین میزان سواد حقوقی با جنسیت و میزان تحصیلات معلمان، تفاوت معناداری وجود ندارد؛ اما بین میزان سواد حقوقی و سابقه تدریس معلمان، تفاوت معنادار وجود دارد. درنهایت، برای افزایش سطح سواد حقوقی معلمان، تدابیری پیشنهاد شده است.
مقایسه طبقات نویسی و تذکره نویسی و امکان در نظر گرفتن آن ها به عنوان دو گونه متفاوت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژانر یا نوع ادبی را الگوها، فرم ها، سبک ها و ساختارهایی تعریف کرده اند که از چهارچوب محصولات هنری منفرد فراتر می روند و بر خوانش مخاطبان تأثیر می گذارند. نخستین بار در روم و یونان باستان انواع ادبی را بر سه نوع دانسته اند؛ اما امروزه اغلب پژوهشگران برآن اند که تعداد بیشتری از انواع در ادبیات هر فرهنگی دیده می شود. در این مقاله دو نوع از زندگی نامه ها، طبقات و تذکره، و امکان اینکه آیا می توان عنوان ژانر را بر آن ها اطلاق کرد یا خیر، بررسی شده است. نتیجه این مطالعه که به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است، نشان می دهد با توجه به اختلافاتی که در شکل، انگیزه نگارش، وجه، مخاطبان احتمالی، کارکرد و هدف آثار طبقات و تذکره دیده می شود، می توان گفت دو ژانر مختلف هستند. بدین ترتیب فروکاستن انواع به تعداد محدود و مطالعه نکردن آن ها به طور جزئی باعث می شود تا جوهره انواع ادبی در آثار به درستی شناخته نشود. همچنین آثار طبقات در قرن های نخستین اسلامی و بنا بر مقتضیات زمان به وجود آمده اند. پس از آن کتب تذکره رواج یافته اند و نگارش آثار در این ژانر هنوز به شیوه های مختلف و در مناطق مختلف ادامه دارد. واژگان کلیدی: طبقات، تذکره، ژانر، شاخص ها.
«هویت بخشی» در شعر سید اشرف الدین گیلانی (نسیم شمال) (بر اساس الگوی کارگزاران اجتماعی ون لیوون)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سید اشرف الدین گیلانی (1249 1312 ش) از شاعران تأثیرگذار عصر مشروطه است که با انتشار روزنامه سیاسی اجتماعی و سراسر منظوم نسیم شمال نقش موثری در بیدارسازی مردم روزگار خود داشت. «هویت بخشی» یکی از مؤلفه های گفتمان مدارِ سروده های اوست که خود زیرشاخه مؤلفه کلی تری به نام «طبقه بندی» محسوب می شود. در پژوهش حاضر نگارندگان با بهره گیری از الگوی بازنمایی کارگزاران اجتماعی ون لیوون (1996) به بررسی این مؤلفه گفتمان مدار در شعر سید اشرف الدین گیلانی پرداخته اند و کوشیده اند به این پرسشها پاسخ دهند: مؤلفه گفتمان مدار «هویت بخشی» در شعر سید اشرف منجر به بازنمایی کدام کارگزاران اجتماعی شده است؛ این مؤلفه چه کاربردی در شعر سید اشرف داشته است. نگارندگان برای پاسخ دادن به پرسش های پژوهش ابتدا به شیوه استقرای تام انواع هویت بخشی را از کلیات نسیم شمال استخراج و طبقه بندی کرده و سپس داده های پژوهش را با بهره گیری از شیوه توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار داده اند. مطابق داده های پژوهش مؤلفه گفتمان مدار «هویت بخشی» در شعر نسیم شمال منجر به بازنمایی کارگزاران متعددی شده که برخی از این کارگزاران عبارتند از: مردم ایران، زنان و دختران، تهیدستان، کودکان و جوانان، مسلمانان، بیوه زنان، اطفال فقیران، بچه های یتیم، مادران داغدار و... . او با بهره گیری از «هویت بخشی» افزون بر این که موضع خود نسبت به گروه ها و طبقات مختلف و رابطه متقابل این گروه ها و طبقات را با خود و سروده هایش نشان داده است، به ترسیم و بازنمایی وضعیت نامطلوب بسیاری از کارگزاران اجتماعی هم روزگار خویش پرداخته و ضمن انتقاد از وضع موجود، این کارگزاران را که اغلب عامه مردم و مخاطب اصلی شعر نسیم شمال بوده اند به تلاش برای کسب وضعیتی مطلوب فراخوانده است.
بررسی ویژگی های سبکی و محتوایی نسخه خطی ثَلاثَهُ العَرایِس وَ لِذَّهُ النَفایِس اثر حاجی علی بن حاجی الله وردی کاشی ساز مشهدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ گذشته این سرزمین در بطن خود حاوی حوادث و وقایعی است که به قطع و یقین بسیاری از پژوهش ها به آن اشاره ای نکرده اند؛ بنابراین پرواضح است که معرّفی متون تاریخی گذشته، نقش بسیار مؤثری در آشکار ساختن زوایا و خفایای مبهم و تاریک گذشته را دارد. نسخه خطی ثَلاثَهُ العَرایِس وَ لِذَّهُ النَفایِس، اثر حاجی علی بن حاجی الله وردی کاشی ساز مشهدی، یکی از نویسندگان گمنام عصر صفوی در قرن دوازدهم هجری قمری است. نویسندگان در این مقاله به روش اسنادی و کتابخانه ای و به شیوه توصیفی- تحلیلی به معرّفی نویسنده و اثر ارزشمند وی پرداخته اند. موضوع کتاب، حکایاتی است که نویسنده آنها را از جرح و تعدیل و تحریف وقایع معروف تاریخی و روایات مشهور فراهم آورده است. در قسمت هایی از حکایات، توجّه به ائمه (ع) به چشم می خورد. نویسنده در کتاب خود، همانند گذشتگان سعی نموده است از شیوه زبانی آنان، تقلید نماید تا اثرش مورد عنایت اهل فضل قرار گیرد؛ به همین سبب به وفور از کاربردهای قدیم زبان، استفاده کرده است. نثر این کتاب از نمونه های نثر مرسل قرن یازدهم است. نثری آمیخته به نظم دارد و سرشار از عبارت پردازی، ابیات و اشعار دیگر شاعران است. از ویژگی های مهم متن، اطناب و به کارگیری جملات طولانی است و از میان صناعات ادبی، می توان به انواع سجع، موازنه، جناس و هم آوایی اشاره نمود که نقش بسیار گسترده ای در ایجاد موسیقی کلام دارد. همچنین از میان صورخیال، تشبیه و استعاره هم زیاد به کار رفته است. اکثر اشعار به کار رفته در متن، از شاعران گذشته همچون فردوسی، سعدی و حافظ است.
میزان زایایی ضمایر زبان فارسی در ساخت واژگان مشتق مرکب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر کدام از مقوله های هفتگانه زبان فارسی، این ظرفیّت و توانایی را دارند که در ترکیب با اجزای دیگر، واژگان ترکیبی جدیدی بسازند. در این رهگذر، ضمیر، جزو مقوله هایی از زبان فارسی است که سهم چندانی در مطالعات زبانشناسی و دستوری نداشته است. به خصوص بررسی ساختمان ضمایر زبان فارسی و میزان زایایی و گسترش آنها در زبان فارسی، تاکنون مورد پژوهش و مطالعات تحقیقاتی قرار نگرفته است. واژه-سازی از راه ترکیب معمول ترین و اصلی ترین راه در زایایی و گسترش واژگان در زبان فارسی است. تمام مقوله های هفت گانه ی زبان فارسی، ظرفیت ترکیب سازی را دارند. درباره ی ساختمان واژگان ترکیبی مقوله-های فعل، اسم، صفت، قید، حرف و شبه جمله پژوهش های فراوانی صورت گرفته است اما ضمیر تنها مقوله ای است که به آن هیچ اشاره ای نشده است. در این مقاله سعی برآن است که ظرفیت ترکیب پذیری همه ی ضمایر زبان فارسی و میزان زایایی آنها از دیرباز تاکنون، در حیطه ی اسم مشتق مرکب، صفت مشتق مرکب، قید مشتق مرکب و حرف مشتق مرکب مورد بررسی قرار بگیرد. با ذکر شاهد مثال هایی از نظم و نثر فارسی.
بررسی مدرنیته و سبک اندیشه عطار و مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرن چهاردهم میلادی، اروپا، قرون وسطی را پشت سر نهاد و مبنای زندگی را خرد و تعقل انسان ها و تجربه گرائی قرار داد. این روند را اومانیسم نام نهادند. این اندیشه چهار دوره رنسانس، رفورماسیون مذهبی یا لوتریسم، روشنگری و انقلاب صنعتی را پشت سر نهاد تا در اواخر قرن 19 میلادی به مدرنیته یا تجدد تبدیل گشت. مدرنیته انسان را از درون خویش جدا و به بیرون از خود معطوف کرد. در حالی که در سنّت ادبی ما عارفانی چون عطار و مولوی می کوشیدند انسان را به فطرت خدا نهاده و درون خود بازگردانند. به نظر می رسد بسیاری از نابسامانی های جهان امروز در این تقابل قرار می گیرد معضلی که اندیشه وران امروز دنیای غرب نیز به آن اذعان کرده اند. هدف این مقاله توصیفی- تحلیلی یافتن راهی است که بتواند قرابتی میان اندیشه مدرنیته و تفکر عطار و مولوی بیابد تا گشایشی برای مشکلات انسان مدرن باشد. تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای انجام شده است و نتایج نشان می دهد که مدرنیته برای انسان پوچی، تنهایی، سردرگمی، بریدن از درون خویش و جستن سعادت بیرون از خود را به ارمغان می آورد. عطار در الهی نامه آرزوی شش پسر پادشاه را آرزوهای مادی (بیرونی) می داند: (در جستجوی پریان، جادوگری، جام جم، آب حیات، انگشتری سلیمان، کیمیاگری). در حالیکه او معتقد است که مرکز ثقل آرزوهای آدمی درون اوست. مولانا تمام هستی انسان را در «درون» او می یابد. درونی که بازگشت به سوی تعالی دارد. اندیشه های عطار و مولانا که در تقابل با تفکرات مدرنیته اند، می توانند راه گشایی برای رهایی انسان مدرن از بن بست پوچی و پوچ انگاری باشند. امری که هم اکنون غرب نیز راه چاره را در آن یافته و به انحای گوناگون در جستجوی طلوع مجدد حقیقت قدسی در «درون» آدمی است.
تأثیر تعامل معلم و زبان آموز در پیشرفت تحصیلی و یادگیری زبان: بررسی شیوه های خودتنظیمی در بستر تغییرات اجتماعی - فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی تعامل بین معلم و زبان آموزان که نقش مهمی در یادگیری و موفقیت تحصیلی آنها در مطالعه زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی دارد، انجام شده است. به این منظور راهکارهای یادگیری خودتنظیمی و تاثیر غیر مستقیم آن در بستر تغییرات اجتماعی – فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است. نمونه ای متشکل از ۲۱۸ زبان آموز )۱۰۲ مرد و ۱۱۶ زن( از میان ۶۴۵ زبانآموز انتخاب شده اند.این افراد بین دامنه سنی ۱۸ الی ۴۵ و از بین دانشجویان رشته زبان انگلیسی دانشگاه آزاد تبریز انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های یادگیری خودتنظیمی و تعامل بین معلم و دانش آموز و هم چنین از معدل آنها استفاده شد و داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های همبستگی و تحلیل عاملی بررسی و تحلیل شدند. روش آزمون فرضیه مدل معادلات ساختاری نشان داد که رابطه بین معلم و زبان آموز به صورت مستقیم و چشمگیری بر روی پیشرفت تحصیلی آنها تأثیر می گذارد (0.45=r). به علاوه، نتایج به دست آمده نشانگر این بود که تأثیر رابطه بین تعامل معلم و زبان آموز در پیشرفت زبان آموزان به واسطه تأثیر یادگیری خود تنظیمی انجام شده است(0.47 =r) . مشارکت سببی عوامل اجتماعی که شامل تعامل بین معلم و زبان آموز و یادگیری خودتنظیمی است در پیشرفت تحصیلی آنها اثبات شد. این نتایج ضرورت توجه جدی برنامه ریزان آموزشی، مشاوران، و معلمان به موضوع پیشرفت تحصیلی فراگیران با استفاده از راهکارهایی چون افزایش میزان تعامل و یادگیری خودتنظیمی را نشان می دهد
بررسی تاثیر ادراک از خوش بینی آموزشی معلم بر خودکارآمدی ریاضی با نقش میانجی نگرش نسبت به ریاضی در دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر الیگودرز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر ادراک از خوش بینی آموزشی معلم بر خودکارآمدی ریاضی با نقش میانجی نگرش نسبت به ریاضی در دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر الیگودرز در سال تحصیلی 1401-1400، انجام شد. پژوهش توصیفی - علی با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر الیگودرز به تعداد 5718 نفر (2799 دانش آموز دختر و 2919 دانش آموز پسر) بود. حجم نمونه آزمودنی ها با استفاده از برآورد نمونه از جامعه کرجسی و مورگان ، تعداد 360 مشخص شد و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای پرسشنامه در اختیار پاسخگویان قرار داده شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه نگرش نسبت به ریاضی آیکن (1978)، پرسشنامه خوش بینی آموزشی معلمان (ولفولک هوی و همکاران، 2008) و پرسشنامه خودکارآمدی ریاضی (لئو و کویرالا، 2009) بود. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه های فوق به ترتیب 76/0، 75/0 و 79/0 محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار های Spss و SmartPls انجام شد. ادراک از خوش بینی آموزشی معلم بر خودکارآمدی ریاضی با توجه به نقش واسطه ای نگرش نسبت به ریاضی دانش آموزان تاثیر غیرمستقیم دارد. نتایج نشان داد که ادراک از خوش بینی آموزشی معلم بر خودکارآمدی ریاضی و نگرش نسبت به ریاضی دانش آموزان تاثیر مستقیم دارد. همچنین نگرش نسبت به ریاضی ببر خودکارآمدی ریاضی دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر الیگودرز تاثیر مستقیم دارد.
برابرسنجی «غم غربت روح» در اشعار مولانا و نغمه نی از آنه ماری شیمل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
39 - 63
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو در پی آن است تا مسأله غم غربت روح و بازتاب آن را در سروده های شیمل ومولانا کاویده و از این طریق ضمن آگاهی از میزان تأثیرپذیری شیمل از آموزه های مولانا و چگونگی پرداختن به این موضوع (همراه با متعلقات عرفانی دیگر) را وارسی کرده و به رؤیت خواننده برساند. آنچه از این جستجو به دست آمد عبارت از آن است که: شیمل نیز همچون مولانا در آغاز مثنوی موضوع فلسفی / عرفانی غم غربت را از زبان «نی» آغاز می کند. در این راستا شیمل با گفتن «شنیدم» در عین حال، دعوت مولانا را که گفته بود «بشنو»، اجابت کرده و در پاسخ به او می گوید: من به نوای نی گوش فرا دادم و غم غربت همراه با حسرت اشتیاق به بازگشت روح را با جان و دل دریافتم. شیمل آنگاه این غم را نه تنها از زبان «نی»، که از زبان دیگر عناصر هستی نیز به تصویر کشانده، می گوید: این درد در دیگر ذرات و اجزای کاینات مانند بلبل، درخت و بهار نیز به گوش می رسد. شیمل آنگاه به تأسی از مولانا جلال الدین رومی «غم غربت» را با داستان هبوط آدم و زمان (وقت یا حال) پیوند داده و با توجه به زمینه های یاد شده نیز، موضوع را به کند و کاو می نشیند.









