مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۴۲۱ تا ۲۸٬۴۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
89 - 112
حوزههای تخصصی:
اخبار جعلی یکی از مهم ترین چالش های جهان امروز است، به گونه ای که این واژه در سال 20۱۷ به عنوان واژه سال انتخاب شد و همچنان نیز بر اهمیت و پیچیدگی مفهوم آن افزوده می شود؛ به این ترتیب، شناخت اخبار جعلی و راه های مقابله با آن امری ضروری است. که رسانه های جمعی می توانند نقش مهمی در خصوص آن ایفا کنند از این رو، پژوهش حاضر به دنبال ارائه راهبردی بوده است که نشان دهد مدیران رسانه های جمعی چگونه می توانند با اخبار جعلی مقابله کنند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد انجام شده و روش نمونه گیری هدفمند (نظری) بوده است. بر این اساس با ۱۴ نفر از افراد متخصص در حوزه خبر مصاحبه شده و اطلاعات به دست آمده با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مورد تحلیل قرار گرفته است (شامل 27 مقوله و 71 مفهوم) تا یافته ها و مدل پارادایمی به دست آید. در این پژوهش به 14 راهبرد برای مقابله با اخبار جعلی دست یافته ایم که عبارت اند از: برنامه ریزی راهبردی، نظارت سازمانی بر اخبار، برنامه ریزی منابع انسانی بخش خبر، صحت سنجی اخبار، رصد خبری فضای سایبری، بکارگیری نرم افزارهای اتاق خبر، مدیریت مشارکتی، ساختار مسطح در رسانه، تصمیم گیری صحیح و بموقع، توجه به نیازهای خبری، بهره گیری رسانه رسمی از ظرفیت رسانه های اجتماعی، تولید محتوای اثرگذار در تکذیب خبر جعلی، هماهنگی میان نقش های مدیریتی (سردبیری) و نقش های عملیاتی (خبرنگاری) و هماهنگی میان گروه های مختلف خبری.
پیامدهای اخلاقی پذیرش هوش مصنوعی (AI) در تصمیم گیری مالی
حوزههای تخصصی:
استفاده از هوش مصنوعی در بخش مالی، مسائل اخلاقی مهمی را ایجاد کرده که باید به آن ها رسیدگی شود. این مقاله به تحلیل پیامدهای اخلاقی استفاده از هوش مصنوعی در تصمیم گیری های مالی می پردازد و بر اهمیت یک چارچوب اخلاقی برای تضمین استقرار عادلانه و قابل اعتماد تأکید می کند. این مطالعه به بررسی ملاحظات اخلاقی مختلف، از جمله نیاز به بررسی و رفع سوگیری الگوریتمی، ترویج شفافیت و توضیح پذیری در سیستم های هوش مصنوعی، و رعایت مقرراتی که از عدالت، پاسخگویی و اعتماد عمومی محافظت می کنند، می پردازد. این مقاله با ترکیب تحقیقات و شواهد تجربی، رابطه پیچیده بین نوآوری هوش مصنوعی و یکپارچگی اخلاقی در امور مالی را برجسته می کند. برای مقابله با این موضوع، این مقاله یک چارچوب اخلاقی جامع و قابل اجرا ارائه می دهد که از دستورالعمل های روشن، ساختارهای حاکمیتی، ممیزی های منظم و همکاری بین ذینفعان حمایت می کند. هدف این چارچوب به حداکثر رساندن پتانسیل هوش مصنوعی ضمن به حداقل رساندن اثرات منفی و عواقب ناخواسته آن است. این مطالعه به عنوان یک منبع ارزشمند برای سیاست گذاران، متخصصان صنعت، محققان و سایر ذینفعان، تسهیل کننده بحث های آگاهانه، تصمیم گیری مبتنی بر شواهد و توسعه بهترین رویه ها برای ادغام مسئولانه هوش مصنوعی در بخش مالی می باشد. هدف نهایی تضمین عدالت، شفافیت و پاسخگویی ضمن بهره مندی از مزایای هوش مصنوعی برای هر دو بخش مالی و جامعه است.
شناسایی و ترکیب بندی عوامل مؤثر بر ترویج فرهنگ زکات با بهره گیری از سیستم استنتاج فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف زکات به عنوان یکی از ارکان اساسی اسلام، نقش حیاتی در بازتوزیع عادلانه ثروت و ریشه کنی فقر در جامعه ایفا می کند. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر ترویج فرهنگ زکات و تعیین مطلوب ترین ترکیب این عوامل برای نهادینه سازی این فرهنگ در میان افراد جامعه است. 2. مواد و روش ها این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی - اکتشافی است. ابتدا ابعاد و مؤلفه های مرتبط با موضوع از مبانی نظری استخراج شد. سپس برای پالایش و تأیید مدل از فن دلفی استفاده گردید. پانل خبرگی شامل ۳۰ نفر از مدیران و کارشناسان کمیته های امداد در استان های گلستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی، خراسان جنوبی، کردستان و سیستان و بلوچستان بود که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در ادامه، با بهره گیری از سیستم استنتاج فازی در نرم افزار متلب، ترکیب مطلوب ابعاد اصلی برای ترویج حداکثری فرهنگ زکات تعیین شد. 3.یافته های تحقیق براساس نتایج، مدل تحقیق شامل چهار بعد اصلی یعنی عوامل هنجاری، عوامل اجتماعی، عوامل ساختاری و عوامل ارتباطی است. در شرایط موجود، بیشترین سطح ترویج فرهنگ زکات در جامعه به میزان ۲٫۴۷ (از سطح ایده آل ۳) برآورد شد. این سطح زمانی حاصل می شود که سطح عوامل هنجاری ۲٫۷۵، عوامل اجتماعی ۲٫۶۴، عوامل ساختاری ۲٫۲۳ و عوامل ارتباطی ۲٫۵۴ باشد. 4. بحث و نتیجه گیری یافته ها نشان می دهد بعد هنجاری بیشترین امتیاز را در میان ابعاد دارد؛ بنابراین نخستین گام در ترویج فرهنگ زکات، تقویت مبانی ارزشی جامعه و هنجارسازی اجتماعی این فریضه الهی است. تمرکز بر این بعد، در کنار توجه به سایر ابعاد، می تواند به نهادینه سازی فرهنگ زکات و دستیابی به اهداف عدالت اقتصادی کمک کند.
نقش سازمان های بین المللی، در پیوند نظام آموزشی ایران با برنامه تجارت آزاد جهانی (۱۳۲۸-۱۳۵۷.ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام آموزشی جدید، یکی از مهمترین نهادها در فرآیند ساخت اجتماعی ملی و بین المللی در جوامع جدید است. تحولات نظام آموزشی ایران از زمان استقرار در دوره پهلوی اول تا انقلاب اسلامی، با مداخلات سیاسی و اقتصادی بیگانگان صورت گرفت. اما در زمینه تاثیر این مداخلات در شکل دهی به نظام آموزشی، و نقش این تحولات نهادی در ساخت اجتماعی ایران، مطالعات تحلیلی گسترده ای صورت نگرفته است. پرسش اصلی ما بررسی نقش برنامه سازمان های بین المللی تاسیس یافته پس از جنگ جهانی دوم، در ایجاد پیوند میان نظام آموزشی ایران با برنامه تجارت آزاد جهانی است. فرضیه این پژوهش، وجود ارتباط میان تحولات نظام آموزشی در ایران با برنامه تجارت آزاد جهانی در دوره پس از جنگ برای نظم جهانی دوم است و به لحاظ رویکرد، این مطالعه در حوزه رویکرد نهادی به مطالعات آموزشی قرار دارد. برای بررسی این فرضیه به روش کتابخانه ای و اسنادی، به ویژه با بررسی اسناد برجای مانده از طرح های توسعه ای که توسط سازمان ها و مشاوران خارجی در بازه سال های ۱۳۲۸ تا ۱۳۵۷ تدوین شده است مورد تحلیل قرار گرفته است. نتیجه اصلی این پژوهش یافتن خطوط برنامه ریزی آموزشی با محوریت «هدایت شغلی و تحصیلی» در زمینه ایجاد تقسیم کار مبتنی بر ضرورت های بین المللی، و همچنین تغییر در برنامه درسی مدارس در جهت گسترش سبک های زندگی مصرف گرای شهری، در جهت توسعه مصرف کالاهای صنعتی در بستر تجارت آزاد جهانی است.
دریافت هنجارهای فرهنگی توسط کودکان از برنامه های شبکه پویا؛ مورد مطالعه: دیدگاه مادران تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله بررسی دریافت هنجارهای فرهنگی توسط کودکان از برنامه های شبکه پویا از دیدگاه مادران تهرانی است. روش پژوهش به صورت کیفی با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق با 18 مادر تهرانی دارای فرزند 2 تا 7 ساله می باشد که به صورت نمونه هدفمند انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که این هنجارها شامل پنج مضمون فراگیر رفتاری، اعتقادی، هویتی، ارتباطی و روانی می باشد. بهداشت عمومی زدن ماسک و رعایت پروتکل های بهداشتی برای برخورد با بیماری کرونا ، صرفه جویی، قانون مداری، آشنایی با قرآن و نماز و خواندن آن، آشنایی با اماکن مذهبی و مناسبت های مذهبی، شناخت و پیامبر و اهل بیت و شهدا، حجاب و آشنایی با مفاهیم دینی مواردی بود که در رفتار کودکان کاملا مشهود بود. بر اساس نظریه دریافت هم باید اشاره نمود که مادران اذعان کردند صرفا همه پیام های ارائه شده توسط برنامه های شبکه پویا را کودکان به همان گونه که مدنظر تولیدکنندگان برنامه های شبکه بوده (موضع هژمونیک یا مسلط) رمزگشایی نکرده اند و گاها به صورت توافقی بدین گونه که ویژگی های شخصیتی و فرهنگی را در دریافت و رمزگشایی دخیل نموده اند
مدیریت اطلاعات در بررسی نقش تورم و نرخ ارز در سرمایه گذاری مستقیم خارجی طی دوره (1402-1382)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
241 - 271
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تورم و نوسانات نرخ ارز بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) در ایران و با استفاده از رویکرد مدل سازی کاپولا انجام شده است. این مطالعه به دنبال ارائه ی دیدگاه جدیدی از ارتباط پیچیده و غیرخطی میان این متغیرهای اقتصادی و سرمایه گذاری خارجی در ایران است.
روش: این پژوهش با استفاده از داده های مربوط به سرمایه گذاری مستقیم خارجی، نرخ تورم، و نرخ ارز در بازه زمانی ۱۳۸۲ تا ۱۴۰۲ صورت گرفته است. داده ها از منابع معتبر داخلی و بین المللی گردآوری شده و سپس با بهره گیری از روش کاپولا که امکان مدل سازی وابستگی های پیچیده بین متغیرها را فراهم می کند، مورد تحلیل قرار گرفته اند. در این راستا، از ۲۵ نوع تابع کاپولا، شامل توابع کلایتون و جو- فرانک چرخشی برای تحلیل وابستگی بین تورم، نرخ ارز، و سرمایه گذاری مستقیم خارجی استفاده شده است. پارامترهای این توابع با روش های بیزی و شبیه سازی زنجیره مارکوف مونت کارلو (MCMC) تخمین و ارزیابی شدند.
یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که ارتباط میان تورم و نرخ ارز با جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی به صورت نامتقارن و غیرخطی بوده و افزایش تورم با کاهش معنادار در سرمایه گذاری خارجی همراه است. همچنین، نوسانات نرخ ارز به عنوان یک عامل ریسک اقتصادی بر تصمیم گیری سرمایه گذاران خارجی اثر منفی داشته و باعث کاهش تمایل آنها به سرمایه گذاری در ایران شده است. نتایج مدل سازی کاپولا نشان داد که تابع کلایتون به بهترین شکل رابطه میان تورم و جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی را مدل سازی می کند، در حالی که تابع جو-فرانک چرخشی برای تحلیل رابطه میان نرخ ارز و سرمایه گذاری مستقیم خارجی مناسب تر است. معیارهای ارزیابی شامل حداکثر راستنمایی، معیار اطلاعاتی آکاییک (AIC)، و حداقل مجذورات خطا (RMSE) نشان دهنده ی دقت این توابع در مدل سازی داده های مورد بررسی است.
نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که تورم و نرخ ارز به طور قابل توجهی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در ایران تأثیر منفی دارند. تورم بالا به عنوان عاملی بی ثبات کننده، از جذابیت سرمایه گذاری می کاهد و نوسانات نرخ ارز به عنوان یک ریسک اقتصادی جدی، مانعی برای ورود سرمایه گذاران خارجی محسوب می شود. تحلیل کاپولا نیز وابستگی های نامتقارن و پیچیده میان این متغیرها را برجسته می سازد. در نتیجه، سیاست گذاران اقتصادی ایران می توانند با مدیریت مؤثرتر نرخ تورم و تثبیت نرخ ارز، بستر مناسب تری برای جذب سرمایه گذاری های خارجی فراهم آورند. پیشنهاد می شود در مطالعات آینده، دوره های زمانی کوتاه تری در کنار عوامل بیشتری مانند نرخ بهره و ثبات سیاسی مورد بررسی قرار گیرند تا دیدگاه دقیق تری از تأثیر این عوامل بر جذب سرمایه گذاری خارجی حاصل شود.
مدل سازی عوامل موثر بر توسعه کسب وکارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات در ایران با استفاده از روش معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
143 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مختلف موثر بر شکل گیری و رشد کسب وکارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات و نحوه ارتباط میان این عوامل در ایران است.
روش: پژوهش حاضر به صورت آمیخته، طی دو مرحله مختلف کیفی و کمّی، انجام شده است. در این پژوهش، پس از شناسایی و تعریف مسأله، مطالعات مرتبط پیشین مورد بررسی قرار گرفته و ابعاد مدل شناسایی شد. سپس، از طریق 12 مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق با مدیران و کارآفرینان، سیاستگذاران فناوری و صاحب نظران حوزه فناوری اطلاعات و همچنین رجوع به منابع آرشیوی، با رویکرد تحلیل محتوا و با استفاده از روش کدگذاری، مدل مفهومی پژوهش در قالب سه مقوله اصلی و نتایج حاصل از توسعه کسب وکارهای موضوع پژوهش استخراج گردید. در مرحله کمّی، مدل یاد شده با اعمال اصلاحاتی مختصر، مبنای طراحی پرسشنامه پژوهش قرار گرفت. پرسشنامه طراحی شده، پس از سنجش روایی محتوا، به جامعه ای متشکّل از سه گروه مختلف از فعالان این صنعت ارسال گردید. این سه گروه عبارتند از: 1) مدیران و عوامل اجرایی کسب وکارهای موضوع پژوهش، 2) کارآفرینان و صاحبان این دسته از کسب وکارها، و 3) خبرگان دانشگاهی و صاحب نظران. اطلاعات دریافتی از طریق این پرسشنامه ها، با استفاده از آزمون های آماری مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و اعتبار مدل و سازه های آن با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی و تأیید قرار گرفت.
یافته ها: پس از انجام مراحل نظام مند پژوهش و تحلیل داده های حاصل از تجارب مشارکت کنندگان در بخش کیفی پژوهش، سه مقوله ویژگی های درون سازمانی، محرک ها و موانع محیطی و عوامل سیاستی، به عنوان مقوله های اصلی شناسایی شدند. براساس نتایج بدست آمده، عوامل سیاستی در این مدل یک متغیر برون زا و مستقل است که نقشی کلیدی در توسعه این گروه از کسب وکارها ایفا می کند. این موضوع موید ضرورت حضور دولت و اتخاذ سیاست های حمایتی از توسعه این کسب وکارها است. بُعد دیگری که واجد اهمیت فراوان است و مطابق نتایج این پژوهش، مستقیماً از سیاست های دولت اثر می پذیرد، عوامل محیطی است. دسته سوم از عوامل که به صورت غیرمستقیم از سیاست های دولت اثر می پذیرند، عوامل سازمانی هستند. این عوامل شامل تیم مناسب پروژه و دسترسی به نیروی انسانی متخصص، مدل مناسب کسب وکار، تمرکز بر نوآوری و توان بازاریابی و قدرت نفوذ به بازار است.
نتیجه گیری: توسعه اقتصاد دیجیتال در کشور مستلزم توجه همزمان به عوامل محیطی و عوامل درون سازمانی است و دولت در مقام سیاستگذار نقشی کلیدی بر توسعه کسب وکارهای دیجیتال دارد. از دیدگاه فعالان و کارآفرینان این حوزه، تأمین مالی به عنوان یک گلوگاه جدی در توسعه این کسب وکارها شناسایی شده است، بنابراین، ضروری است نهادهای مربوطه، به سیاست های فعلی در حمایت از این مشاغل و تسهیل تأمین مالی برای این شرکت ها توجه ویژه ای داشته باشند.
بررسی ساختار ترکیب بندی نقوش سفالینه های شهر جرجان در دورۀ سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
215 - 232
حوزههای تخصصی:
نقوش تزیینی همواره بخش مهم و اصلی آثار هنری را تشکیل می دهند. این نقوش دربردارنده مفاهیمی همچون باورها و عقاید، امیال و آرزوها، آداب، رسوم و فرهنگ های مختلف هستند. نقوش بکار رفته در سفالینه ها دارای اصول، قواعد و نظم می باشند که نشان دهنده اهمیت و جایگاه نظام هندسی و ساختار ترکیب بندی در آثار هنری است. شهر تاریخی جرجان با پیشینه بلند مدت خود یکی از مراکز مهم سفالگری در دوره سلجوقی بوده و ارزش آثار سفالی آن به گونه ای است که در کنار دیگر مراکز مهم سفالگری آن دوران قرار می گیرد. هدف این پژوهش شناسایی ساختار ترکیب بندی نقوش روی سفالینه های شهر جرجان در دوره سلجوقی است و به دنبال پاسخ سوال ذیل می باشد: ساختار ترکیب بندی بکار رفته در نقوش سفال های جرجان در دوره سلجوقی چگونه است؟ این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی به توصیف و تحلیل نقوش برخی از سفالینه های شهر جرجان در دوره سلجوقی پرداخته است. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات بنیادی و کیفی و روش گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای می باشد. براساس یافته های تحقیق هنرمندان جرجان در این دوره با انواع ترکیب بندی ها آشنایی داشته اند و از نسبت ها در خلق آثار خود در انواع ظروف کاربردی از جمله بشقاب ها و کاسه ها بهره برده اند. نقوش بکار رفته در سفالینه های جرجان براساس ترکیب بندی چهار تایی، شش و هشت تایی، نامتقارن، معکوس، منتشر و متمرکز می باشند. مواردی چون قرینه سازی، وحدت و پراکندگی، حرکت بصری، تراکم نقوش و توازن سطوح مورد بررسی قرار گرفته است.
تفسیر مذهبی: چیستی، تشابه و تمایز با تفسیر تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از آسیب هایی که تفسیر تطبیقی را، به ویژه در آیات کلامی و فقهی، تهدید می کند درافتادن در ورطه تفسیر مذهبی است؛ از این رو، تمایز میان تفسیر تطبیقی و تفسیر مذهبی ضرورتی انکارناپذیر است. جستار پیش رو به دنبال آن است تا با بهره گیری از روش متن پژوهی، به این پرسش ها پاسخ دهد که تفسیر مذهبی چیست؟ چه شباهت ها و تفاوت هایی با تفسیر تطبیقی دارد؟ با بررسی ای که انجام گرفت، بعد از معرفی ریشه های تفسیر مذهبی و ارائه دو تعریف از آن، این نتیجه به دست آمد که تفسیر مذهبی با تفسیر تطبیقی، در دو محورِ وجود اشتراک و اختلاف، و مقایسه میان آرای تفسیر دو مذهب، با یکدیگر تشابه دارند و در چهار محورِ گستره، مبانی، روش، و غایت و نتیجه با تفسیر تطبیقی تمایز. به علاوه، عامل روانی، یعنی تعلق خاطر مفسر به روش خاصی در تفسیر، یکی از عوامل مؤثر بر مذهبی شدن تفسیر معرفی شده است. همچنین، با اشاره به اینکه هریک از تفسیر تطبیقی و مذهبی کارکرد خاص خود را دارند، بر ضرورت تفسیر مذهبی غیرمتعصبانه و مستدل تأکید شده است.
بررسی موانع، محدودیت ها و راهکارهای زراعت صنوبر در مناطق روستایی استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
191 - 218
حوزههای تخصصی:
صنوبر گونه ای جنگلی با کارکردهای اقتصادی و زیست محیطی کلیدی محسوب می شود که در مقیاس جهانی مورد استفاده قرار می گیرد. این گونه از انعطاف پذیری اقلیمی و خاکی بالایی برخوردار بوده و توان رشد در شرایط متنوعی از گرمای شدید بیابان ها تا بادهای سهمگین مناطق کوهپایه ای را دارد. استان گیلان با برخورداری از ظرفیت های طبیعی، اقلیمی و نیروی انسانی، به عنوان یکی از قطب های اصلی کشت صنوبر در ایران شناخته می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع، محدودیت ها و راهکارهای توسعه این صنعت در مناطق روستایی گیلان، با استفاده از رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه مبنایی انجام شد. جامعه آماری شامل صنوبرکاران پیشرو استان بود که با نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و منجر به انجام ۱۲ مصاحبه باز و نیمه ساختاریافته (با میانگین ۶۰ دقیقه) شد. داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد توسعه صنوبرکاری تحت تأثیر شرایط علی (دسترسی به نهاده ها و کود، تأمین نهال های اصلاح شده رایگان، حمایت های فنی و مالی دولت، تخصیص زمین)، شرایط مداخله گر (فساد در تخصیص اراضی دولتی، ناکارآمدی مسئولان محلی، نبود سازوکار قیمت گذاری، قوانین محدود کننده برداشت چوب) و شرایط زمینه ای (سازگاری اقلیمی/خاکی، سرمایه انسانی، گونه های پربازده، روش های علمی کشت، تنوع بازار فروش) است. در پایان، الگویی ارائه شد که چارچوبی کامل و جامع از عوامل مؤثر بر پیشرفت و توسعه زراعت صنوبر در استان گیلان را به تصویر می کشد. راهکارهای پیشنهادی شامل مانند انجام تحقیقات کاربردی و انتقال نتایج به صنوبرکاران، حمایت آموزشی و فنی از سوی جهاد کشاورزی و نهادهای مرتبط، ساماندهی و شفاف سازی قیمت گذاری چوب، توسعه صنایع وابسته و ایجاد زنجیره ارزش در منطقه، مدیریت صحیح اراضی و آمایش سرزمین، تسهیل تأمین زمین و رفع موانع حقوقی و اداری، برون سپاری به بخش خصوصی و کشت قراردادی، تشکیل انجمن های صنفی و تقویت تشکل های حرفه ای، بازنگری قوانین مرتبط با زراعت چوب و حذف مالیات های مضاعف بر درآمد صنوبرکاران خرده پا است.
الگوی حکمرانی اسلامی با تأکید بر عدالت و حقوق شهروندی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۱۲
593 - 616
حوزههای تخصصی:
حکمرانی در اسلام فراتر از نیازهای مادی و روزمره است و هم زمان به نیازها و حقوق مادی و معنوی توجه می کند. در این راستا، سیاست سعادت گرا به عنوان الگویی برای حکمرانی، شامل تعاملات میان حکومت و شهروندان است و به عنوان بنیادی برای تحقق حکومت سعادت گرا عمل می کند. این پژوهش به بررسی مؤلفه های الگوی حکمرانی اسلامی بر مبنای عدالت و حقوق شهروندی در سیاست سعادت گرا پرداخته است. نتایج نشان می دهد که حکمرانی اسلامی، نیازهای مادی و معنوی را در راستای سعادت اخروی انسان تعریف می کند. بنابراین، حکومت باید نیازها و حقوق شهروندان را در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و مدنی تأمین کند. شهروندان نیز باید بر اساس تعامل حق و تکلیف، روابطی مبتنی بر اخوت و حسن ظن برقرار کنند و حکومت را در اجرای احکام شریعت یاری دهند. سیاست سعادت گرا در فقه سیاسی و منابع دینی تعریف شده است و حکومت سعادت گرا حکومتی است که بر مبنای احکام شریعت بنا شده و مطابق با نیازهای زمانه تغییر می کند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی این مؤلفه ها پرداخته و پیشنهاداتی برای بهبود حکمرانی در جوامع اسلامی ارائه می دهد.
Examining the Influence of Iranian and Chinese Strategic Cultures on Their Bilateral Strategic Partnership(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
425 - 443
حوزههای تخصصی:
Despite common interests, historical ties, and mutual needs in areas such as military and economic cooperation, Iran–China relations have not evolved into a decisive level of strategic partnership. Accordingly, the authors of the present article seek to explore this issue through the lens of strategic culture. By examining the key components of the strategic cultures of Both Countries, as well as the internal obstacles and challenges arising from them, this study aims to answer the question: How has the strategic culture of Iran and China, at the domestic level, influenced the development of their strategic partnership? It appears that the absence of a shared perspective among the political elites of Iran and China on various issues has hindered the formation of a decisive strategic partnership between the two countries. The research findings indicate that the role of security considerations and domestic issues—such as differing strategic cultures reflected in policymakers’ perceptions of elements like power, legitimacy, welfare, development, and security—along with internal constraints in both countries, have played a fundamental role in creating obstacles within Iran-China strategic relations. This study employs a qualitative-interpretive methodology with an explanatory approach.
The European Union's Strategic Autonomy: A Case Study of the Iran Nuclear Issue, the Ukraine War, and the Gaza Crisis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
285 - 309
حوزههای تخصصی:
This research seeks to address whether the European Union (EU) has successfully maintained its strategic autonomy in managing key global issues and crises, a critical element in its decision-making process and a fundamental aspect of the institution itself. The study's conceptual framework centers on the notion of the EU's strategic autonomy, which is analyzed through three case studies: Iran's nuclear issue, the war in Ukraine, and the Gaza crisis. The hypothesis posits that the EU's responses to Iran's nuclear program and the conflicts in Ukraine and Gaza reveal a deficiency in its strategic autonomy. Iran's nuclear issue, after two decades of extensive negotiations and agreements that ultimately failed, represents a key instance where the EU's inability to assert strategic autonomy is most evident. Moreover, the EU's handling of the Ukraine and Gaza conflicts, marked by inconsistencies in its application of soft power and moral-value-based leadership, has further cast doubt on the Union's strategic autonomy. The research findings, derived from these case studies, suggest that without political coherence and a unified diplomatic and political strategy—critical elements of strategic autonomy—the EU will continue to be perceived as a dependent and subordinate actor. This condition is commonly referred to in the academic literature as a "strategic autonomy deficit" or a "political and military sovereignty deficit." The methodology of this research is descriptive and analytical, utilizing data collected from a range of sources, including books, peer-reviewed journal articles, online databases, and authoritative expert opinions.
بازتاب انسان شناسی کنفوسیوسی در سیاست خارجی چین
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
147 - 172
حوزههای تخصصی:
نظریه پردازی در روابط بین الملل تا حد زیادی به مباحث فلسفی مرتبط با ماهیت انسان گره خورده است. یکی از نگاه های انسان شناسانه که تحت تاثیر تقویت گرایش به نظریات غیرغربی و افزایش قدرت چین بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته متعلق به سنت فکری کنفوسیوسی است. در این مقاله تلاش شده به این پرسش پاسخ دهیم که چه تفسیری از ماهیت انسان در سنت کنفوسیوسی ارائه شده و این تفسیر تا چه حد در نگرش و کنش های دولت چین در نظام بین الملل ظهور و بروز یافته است. استدلال مقاله این است که در سنت کنفوسیوسی انسان موجودی ماهیتاً اخلاقی و ارتباطی فرض می شود به این معنا که خیرخواهی به مثابه یک فضیلت اخلاقی ریشه در ذات انسان دارد و موجودات بشری در بستر روابط، تعاملات و نقش های اجتماعی به وجود و کارکرد این فضیلت آگاهی یافته و لاجرم آن را در تصمیمات و کنش هایشان تحقق می بخشند. رگه های از آموزه خیرخواهی به عنوان برآیند روایت انسان شناسانه سنت کنفوسیوسی با دو معنای عشق به دیگری و مسئولیت پذیری در سیاست خارجی چین قابل پیگیری است و سبب برجسته شدن مؤلفه هایی چون پرهیز از جنگ، پرهیز از مداخله گرایی و مسئولیت پذیری محدود و محتاطانه شده است. این تحقیق در زمره مطالعات کیفی قرار دارد و با رجوع به اسناد و منابع کتابخانه ای به گردآوری داده ها مبادرت ورزیده است.
نگاهی بر ماجرا در عرفان و تصوف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
167 - 192
حوزههای تخصصی:
جامعه تصوف به عنوان نهادی اجتماعی دارای ادبیات و آیین ها و مناسک خاصی هستند که اجرای این قوانین و ضوابط حاکم در خانقاه ها بر مریدان و حتی بزرگان و پیر و مرشد ضروری و الزامی می باشد. یکی از این آیین ها و مناسک ماجرا گفتن است. «ماجرا» در اصطلاح صوفیه و نظام آموزش خانقاه و آداب آن، بازخواست از درویشی است که ترک ادبی نسبت به پیر یا درویش دیگر از او سر زده و او در حضور پیر باید خطای خود بپذیرد و عذرخواهی کند. با توجه به اینکه ماجرا و ماجرا گویی به صورت پراکنده در اشعار شاعران و همچنین برخی کتب صوفیه دیده می شود و تنها منابع معتبر که به طور مفصل تر به این آیین پرداخته، کتاب «اورادالاحباب و فصوص الآداب ابوالمفاخر باخرزی» و «انسان کامل عزیز الدین نسفی» است، نویسندگان در این جستار با تکیه بر این متون و دیگر متون عرفانی به بررسی و تحلیل آداب و قوانین «ماجرا گفتن» پرداخته اند که می توان به این موارد اشاره کرد: کینه به دل نگرفتن و آشکارا سخن گفتن سالک رنجیده، ماجرا گفتن در حضور پیر و جمع درویشان، پاکیزه و خالی بودن مکان ماجرا از اغیار، استغفار کردن مرید خطاکار، پرداختن غرامت و مجازاتی همچون ایستادن در صف النعال، دستار انداختن و سر و پای برهنه کردن توسط درویش خطاکار، برپا کردن جشن برای کدورت رفع شده.
تاویل های عطار از داستان یوسف (ع) و رستم در دیوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
193 - 222
حوزههای تخصصی:
تلمیح و کاربرد آن، تصویرساز است و سبب تغییر سبک و ایجاد سبک شخصی می شود. اندیشه ها و نکات دینی، تاریخی، اسطوره ای و حماسی، آبشخورهای تلمیح های شاعران هستند و عطار از شاعرانی است که تلمیح های دینی بسیار دارد اما از توجه به حماسه و اسطوره هم بازنمانده است. وی به شیوه معمول صوفیان، در اغلب اشارات و تلمیح ها به نام ها و القاب پیامبران، ، به تاویل گراییده و مطابق با گرایش و خواست و نیاز خویش آن را مطرح کرده است. در دیوان عطار، تلمیح دینی داستان یوسف (ع) و تلمیح حماسی داستان رستم، بسیار به کار برده شده است. این جستار توصیفی-تحلیلی با بررسی تاویل های این دو داستان در دیوان عطار، به این پرسش پاسخ داده که عطار به چه میزان و چگونه به تاویل این دو داستان پرداخته است. این در حالی است که بنیاد رمزی-تمثیلی مثنوی های عطار، فرض تاویل گرا بودن او را تقویت می کنند. یافته ها نشان می دهد که تاویل های عطار از این دو داستان، گاهی شطح آمیزاست و گرایش تعلیمی دارد و در سه حوزه: واژه ها، شخصیت افراد و کلیت داستان (در معناهایی مخالف یا متفاوت از معانی نخست)، اتفاق افتاده است. عطار، حماسه و عرفان را چون دو روی سکه هویت ایرانی به کار می گیرد و نشان می دهد که در کنار عرفان گرایی، روح حماسی در قرن ششم-هفتم هنوز زنده است و بخشی از اندیشه و خیالات مردم را نظم و نظام می بخشد.
مضامین عرفانی در غزل های حسین منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
223 - 256
حوزههای تخصصی:
حسین منزوی شاعری است که تحوّلات عمده ای در عرصه غزل به وجود آورده است و جزوِ نوآوران این عرصه محسوب می شود. در ژرفای غزل های منزوی بخش مهمی از اندیشه های او در رابطه با خدا، انسان و جهان هستی نهفته است، اما عواملی مانند کم رنگ بودن عرفان در دوران معاصر و بی ادعایی وی در حوزه عرفان، این تصوّر را ایجاد کرده که او شاعری صرفا عاشقانه سراست. جستار حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و با هدف صورت بندی اندیشه های معنوی منعکس شده در غزل منزوی، به بررسی چگونگی نگاه او به مباحث عرفانی، پرداخته و نگرش این شاعر درباره ه ر ک دام از مصادیق عرفان را از میان غزل های وی استخراج و مدوّن نموده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که مفاهیمی چون لزوم خود شناسی، رهایی از تعلقات، تحمل رنج، اعتقاد به عهد امانت، اهمیّت ترک دنیا و نفسانیات، صبر، شکر، تسلیم و رضا، اعتقاد به وحدت وجود، برتری عشق به عقل، در غزل های وی دیده می شود و عشق او بین مجاز و حقیقت در نوسان است. بسامد بالای مفاهیم عرفانی و اثرگذاری حسی قابل توجه آن، نشان می دهد که این مفاهیم، تنها وسیله مضمون پردازی و بازی های بیانی نبوده و بخش مهمی از دغدغه های ذهنی شاعر را به خود اختصاص داده است، اما کاملا منطبق با آن چیزی که در سنت عرفانی شعر فارسی دیده می شود، نیست؛ از این رو نشانه هایی از سلوک معنوی و حد و مرز آن را در دنیای امروز به دست می دهد.
ارائه چارچوب مفهومی برنامه درسی مسأله محور مبتنی بر رویکرد زیبایی شناسی: یک مطالعه مبتنی بر سنتزپژوهی
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
201 - 226
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی برنامه درسی مسأله محور مبتنی بر رویکرد زیبایی-شناسی است. در پژوهش حاضر با عنایت به تفکیک ناپذیری شناخت از عاطفه، رویکرد هنر و زیبایی-شناسی به عنوان یک رویکرد مبنا در برنامه درسی مسأله محور مطرح شد. داده ها بر اساس یک طرح پژوهش کیفی از نوع سنتز پژوهی جمع آوری شده اند. جامعه پژوهش منابع چاپی و الکترونیکی مرتبط با موضوع بود که در قالب رساله ها، مقالات و گزارش های پژوهشی در فاصله سال های (2007 تا 2022) انتشار یافته و به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. از بین آن ها مقالاتی که در عنوان آن ها برنامه درسی مسأله محور و برنامه درسی زیبایی شناسی بود انتخاب و تحلیل شدند. از 88 مقاله مورد بررسی قرار گرفته شده، 75 مقاله برای استخراج مؤلفه ها و مضامین مربوطه بهره گرفته شد. یافته های پژوهش که در قالب عناصر چهارگانه برنامه درسی تبیین شده است در بعد هدف شامل چهار مقوله اصلی (پرورش تفکر خلاق، پرورش تفکر هنری، پرورش تفکر شهودی و پرورش تفکر بصری) است، بعد محتوا شامل سه مقوله اصلی (مسأله سازی- نقش معلم و نقش یادگیرندگان) است. بعد روش های تدریس شامل سه مقوله اصلی (روش های ترکیبی- روش های هنری و روش های فعال) است و نهایتاً در بخش ارزشیابی دو مقوله اصلی (ارزش یابی کیفی و ارزش یابی عمومی) از منابع متعدد به دست آمدند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رویکرد هنری می تواند در برنامه درسی مسأله محور با مسائل و مفاهیم گوناگون همراه شود، درواقع، هنرها می توانند دانش را در قالب رویکردی تعاملی و تلفیقی ارائه دهند و به درک بهتر مفاهیم توسط دانش آموزان یاری رسانند و منجر به کشف و تولید ایده های نو و پاسخ های خلاق در جهت حل مسائل گوناگون پیرامون شود.
بحران های زیست محیطی جهانی تا 2030 و سناریوهای پیش روی ایران
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
1 - 38
حوزههای تخصصی:
بحران های زیست محیطی مثل افزایش دمای هوا، خشک سالی، گردوغبار، پاندمی ها، از بین رفتن سفره های زیرزمینی آب و...پیامدهای قطعی در حوزه های اجتماعی، سیاسی و امنیتی دارد و ضرورت همکاری های دولت ها، نهاد ها و گروه ها را در سطح منطقه ای و بین المللی دوچندان کرده است. این مقاله قصد دارد با شناسایی روندهای آینده ساز زیست محیطی در سطح نظام بین الملل؛ آینده های محتمل زیست محیطی در سطح بین المللی را تا سال 2030 ترسیم نماید و سناریوهای پیش روی جمهوری اسلامی ایران را در این حوزه نشان دهد. سؤال پژوهش این است که آینده های محتمل زیست محیطی در سطح نظام بین الملل تا سال 2030 کدامند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد؛ رشد شتابان فناوری های سبز، تغییر الگوهای جمعیتی، استمرار پاندمی ها، استمرار تغییرات آب و هوایی و افزایش رقابت دولت ها به دلیل محدودیت منابع، آینده های محتمل نظام بین الملل در حوزه زیست محیطی تا سال 2030 خواهد بود. نتایج پژوهش همچنین نشان می دهد جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با بحران های زیست محیطی جهانی با چالش های جدی مواجه خواهد شد و محدودیت های سیاسی و اقتصادی نیز در این چالش ها تنیده خواهد شد. در حالی که عموم کشورها در مواجهه با این چالش ها به فناوری سبز روی خواهند آورد، محدودیت های ایران برای استفاده از فناوری سبز پیشران مهمی تا سال 2030 خواهد بود. رویکرد روشی پژوهش، آینده پژوهی با فن برون یابی روندهای آینده ساز با استفاده از ماتریس «تحلیل تأثیر متقابل روندها» است.
مشکلات فرایند داوری در مجلات علمی وزارت علوم: علل و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
68 - 91
حوزههای تخصصی:
هدف: داوری همتا یکی از مهم ترین ابزارهای تضمین کیفیت مقالات علمی است که نقش اساسی در ارزیابی پژوهش ها و تامین اعتبار علمی مجلات ایفا می کند. با این حال، در مجلات داخلی، این فرایند با چالش های متعددی روبه رو است که می تواند بر کیفیت و اعتبار مقالات تأثیر منفی بگذارد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی در تجربه زیسته شرکت کنندگان به منظور شناسایی مشکلات موجود در فرایند داوری مجلات داخلی و ارائه راهکارهایی برای بهبود انجام شد. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از مُطلعان که تجربه ارسال و داوری مقالات برای مجلات علمی وزارت علوم را داشتند، گردآوری شد. تحلیل داده ها بر اساس راهبرد کُلایزی انجام شد. یافته ها: برپایه تجربه زیسته شرکت کنندگان، مشکلات داوری در مجلات علمی وزارت علوم در حوزه علوم رفتاری را می توان در چهار مضمون اصلی شامل مشکلات معطوف به اخلاق داوری، مشکلات معطوف به زیرساخت فناوری، مشکلات معطوف به سیاست های آموزشی پژوهشی و مشکلات معطوف به شفافیت دسته بندی کرد. در حوزه «مشکلات معطوف به اخلاق داوری» مواردی شامل سوگیری در داوری، مشکلات ساختاری در فرایند داوری، کیفیت پایین داوری، اعتبار سنجی و نمایه سازی؛ در حوزه «مشکلات معطوف به زیرساخت فناوری» مواردی شامل ضعف در رابط کاربری و عملکرد و سرعت؛ در حوزه «مشکلات معطوف به سیاست های آموزشی پژوهشی» مواردی شامل فقدان انگیزه داوری و تمرکز بر تعداد؛ و در حوزه «مشکلات معطوف به شفافیت» مواردی شامل ابهام در مسائل مالی و ذهنی بودن ملاک های ارزیابی، شناسایی گردید نتیجه گیری: فرایند داوری در مجلات علمی حوزه علوم رفتاری وزارت علوم به اصلاحاتی در حوزه های سیاست گذاری، فناوری، اخلاق پژوهشی و شفافیت فرایندها نیازمند است. بهبود نظام انگیزشی داوران، افزایش شفافیت در سیاست های داوری، به روزرسانی زیرساخت های فناوری و تدوین ملاک ها و استانداردهای یکپارچه و عادلانه در ارزیابی، اعتبارسنجی و تضمین کیفیت از جمله راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای کیفیت داوری مقالات در مجلات علمی است. اجرای این راهکارها می تواند ضمن افزایش کیفیت مقالات منتشرشده به بهبود اعتبار علمی مجلات داخلی و زمینه سازی حرکت به سمت مرجعیت علمی منجر شود.









