مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۳۶۱ تا ۲۸٬۳۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
قاضی نعمان مغربی (د. ۳۶۳ق) از برجسته ترین دانشمندان اسماعیلی مذهب است که دارای تألیف های پرشماری در شاخه های گوناگون علوم اسلامی بوده و نقش مهمی در استوارسازی حکومت فاطمیان داشته است. به تازگی، پژوهش مفصلی دربارهٔ وی با عنوان «سیر تاریخی آثار قاضی نعمان» به خامهٔ اسماعیل پُوناوالا اسماعیلیه پژوه مطرح معاصر منتشرشده و در آن، تلاش شده تا فراز و فرود اندیشه های قاضی نعمان در دوره های گوناگون زندگی اش و اوج یافتن وی در دوران مُعِزّ فاطمی (د. ۳۶۵ق) و تغییر موضوع تألیف های وی پس از دعائم آشکار شود. مقالهٔ پیش رو کوشیده تا با روش توصیفی -تحلیلی به نقد محتوایی، ساختاری و منابع این اثر بپردازد. روی هم رفته، به نظر می رسد پیشینهٔ پربار نویسنده در اسماعیلیه پژوهی، بهره گیری از منابع دست اول و نیز، اشراف بر نسخه های خطی چاپ نشده از آثار قاضی نعمان از نقطه های قوت این مقاله است. از آن سو نیز، لغزش در تاریخ گذاری برخی آثار، ترجمهٔ نادرست برخی عبارت های عربی به انگلیسی، تکرارهای بی جای فراوان، خروج از موضوع و درازه گویی در نقل قول عین عبارت های طولانی از منابع از مهم ترین کژی های این اثر است.
تحلیل انتقادی دیدگاه کولوسکا در تفسیر داستان یونس(ع) در قرآن (مطالعه موردی: آیات (48-50) سوره قلم)
حوزههای تخصصی:
حضرت یونس (ع) یکی از پیامبران الهی است که داستان وی به صورت هدفمند در چهار سوره قرآن بیان می شود. بیان داستان حضرت یونس (ع) در قرآن، هانلیس کولوسکا را بر آن داشته که در مورد خاستگاه این داستان و عوامل مؤثر بر آن، به تحقیق و بررسی بپردازد. مقاله حاضر با در پیش گرفتن روش توصیفی-تحلیلی به نقد و بررسی دیدگاه کولوسکا در باب تفسیر داستان یونس (ع) در سوره قلم اختصاص دارد.دیدگاه کولوسکا پنج محور اصلی دارد که نخست به بررسی آنها می پردازیم. این پنج محور عبارتند از : تاریخ گذاری نزول، ساختارشناسی، بررسی مفردات و مفاهیم، بررسی ارتباطات میان سوره ای و پیوندهای ارتباطی داستان حضرت یونس (ع) با سنت و هنر یهودیت و مسیحیت. ذیل هر محور، ابتدا به تبیین دیدگاه کولوسکا، و سپس مفسران مسلمان می پردازیم، و از آن به عنوان معیاری برای نقد و ارزیابی دیدگاه کولوسکا بهره می جوییم. در قسمت هایی که در تفاسیر اسلامی مطالب مطرح شده از سوی کولوسکا وجود نداشته، ناگزیر به دیگر منابع اسلامی مراجعه کرده ایم. دیدگاه های کولوسکا در مواردی نظیر مکی بودن سوره قلم، و مقصود از آیات 48-50 سوره قلم با اندیشمندان مسلمان مشابه است و از جمله نقدهایی که بر کار وی وارد است: استفاده از منابع اندک اسلامی و برداشت های اشتباه از آنها، عدم استناد مطالب و ادعاها و دخیل شدن پیش فرض های دینی با رویکرد مسیحی، ابهام در عبارات و سطحی نگری است.کولوسکا در برداشت های اشتباه خود حضرت یونس (ع) را نبی معرفی نمی کند و وی را فردی فراموشکار و دارای غفلت و نسیان می داند.
رویدادِ سفر به حج و زیارات با اتوبوسِ یک سره در سال 1352ق/ 1934؛ مسافت 5000 کیلومتریِ دهلی- مکه(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
میقات حج دوره ۳۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۸)
125 - 162
حوزههای تخصصی:
سفرِ حج همواره برای مسلمان هایِ هندوستانی از روحانیت ویژه ای برخوردار است حاجیان پیش یا پس از تشرّفِ حج، سعی شان بر این است که مقاماتِ مقدّسه کشورهایِ دیگر را هم زیارت کنند. حاجیانِ هندوستانی وقتی اصطلاحِ «پوری زیارت/ مکمل زیارت» را به کار می برند، مُرادشان: تشرّف حج، زیاراتِ شام، بیت المقدّس، عراق و ایران است. حاجیان با توجه به وسعتِ مالی و وقت، در یک سفر، «پوری زیارت/مکمل زیارت» می کنند یا به مرور در طولِ زندگی شان. در سال 1352ق/ 1934 «شرکتِ بازرگانی سهامی اسلامی با مسئولیت محدود» آگهی به زبان اردو چاپ کرد که با اتوبوسِ یک سره، هم حج می رود و هم به زیاراتِ کشورهایِ مختلف؛ یعنی مسافت 5000 کیلومتر. در این آگهیِ جذّاب: امکانات اتوبوس، مدیرانِ باتجربه، پزشک حاذق، مکانیک ماهر و مسیرهایِ زیارت توضیح داده شده بود: حرکت از دهلی، عبور از ایالتِ پنجاب، ورود به ایالتِ بلوچستان، ایران، عراق، شام، بیت المقدّس، مکه معظّمه (تشرّف به حج)، مدینه منوّره، جدّه، برگشت به دهلی، هندوستان. طبق برنامه شرکت، اتوبوس از شهر دهلی 24 شوال 1352/ 9 فوریه 1934 حرکت می کرد و 5 ذی الحجه 1352/ 21 مارس 1934 به مکه معظّمه می رسید. 44 نفر با اتوبوس هایی بی امکانات و مدیرانی بی تجربه و بی مسئول، «سفر» برایشان «سقر» شد و دو روز پس از حج، معجزه آسا به مکه رسیدند که رویدادش در سفرنامه یکی از این زائران آمده است. در این مقاله، ابتدا آگهیِ چاپ شده شرکت آورده می شود سپس سفرنامه بیان می شود.
واکاوی زیباسازی و تزیینات اماکن مقدسه و حرم های مطهَّر اهل بیت (ع) از منظر فقه، قرآن و سنت(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
میقات حج دوره ۳۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۸)
163 - 182
حوزههای تخصصی:
زمانی که انسان وارد اماکن مقدسه می گردد، تزیینات حرم و کاشی کاری ها و نقش نگاره ها به گچبری های استادانه و خلاقانه و نیز طلاکاری و نقره کاری ماهرانه وی را مبهوت می کند. مقاله پیشرو در نظر دارد به بررسی زیبایی حرم های مطهر از منظر فقهی و قرآن و روایات بپردازد که زیباسازی حرم های مطهر چه حکی داشته و مورد تایید اهل بیت (ع) است؟ آیا مصرف طلا و نقره در ساخت این اماکن جایزاست؟ با چه ادله ای این همه تزیین برای حرم های مطهر بکار بردند؟ همچنین شبهات مختلفی در این موضوع مطرح شده است و که ذهن بسیاری ار جوانان را به خود مشغول کرده است. پس بررسی نگاه فقهی و نیز ادله آن در روایات و .... به این نتیجه رسیدیم که این تزئینات در حرم های مطهر اشکالی ندارد ولی در مساجد ، طلا کاری و نقاشی تصویر موجود زنده دچار مشکل است حتی بعضی از فقهاء حکم حرمت و بعضی ها قائل به احتیاط در ترک این عمل شدند. اما فقهاء این حکم مسجد را به حرم های مطهر سرایت نداده و مختص به مسجد می دانند که از باب تعظیم شعائر تزیین حرم های مطهر، صحیح است.
Reporting the Direct Speeches of the Qur’anic Prophets: Rabb and Allāh as expressed by Hūd, Ṣāliḥ and Shu‘ayb(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Prophetology is certainly a very relevant topic in the Qur’an. Therefore, after having expounded this topic in general terms, the main purpose of this article is to examine the direct speeches of the prophets. In particular, the focus is on two words, namely Rabb and Allāh , as expressed by the so-called pre-Islamic Arab prophets: Hūd, Ṣāliḥ and Shuʿayb. Hence, the emphasis is on the type of discourse and the subjects involved in the dialogic context. In the specific case of these three messengers, both Rabb and Allāh in their discourses are used primarily when speaking to their people. This highlights the antagonism between the “Lord of good” (God) and the “lord of evil” (the unbelieving people), reinforcing the idea of God as “Lord” ( Rabb ) and “the God” ( Allāh ).
بررسی تاویلات مفسران پیرامون عبارت (بِیَدَیَّ) در آیه 75 سوره (ص)
حوزههای تخصصی:
تاویل از اموری است که با تاریخ عقیده و تفکر مسلمانان آمیخته شده و کمتر مفسری را می شود یافت که در بررسی آیات قرآن، اقدام به تاویل برخی از آنان ننموده باشد. از جمله این آیات که اغلب مفسران اقدام به تاویل آن نموده اند، آیه 75 سوره ص است.اما این ناویلات که جدای از خاستگاه فکری آنان، گوناگون است، نوعا عاری از هرگونه شواهد می باشد؛ لذا مساله مورد پژوهش این است که تاویلات مفسران پیرامون یَدَیَّ در آیه 75 سوره ص چگونه است؟ روش تحقیق بصورت توصیفی- تحلیلی و کتابخانه یی می باشد. نتائج تحقیق گویای این است که مفسران تاویلات گوناگونی از قبیل نهایت اهتمام و توجه، تشریف و تعظیم، قدرت و قدرت اضافی و نور محمدی و نور سیاه ابلیسی پیرامون آیه بیان نموده اند ارزیابی دیدگاه مفسران بیانگر این است که تاویلات مفسران بدون در نظر گرفتن شواهد زبانی سوره از جمله مساله سیاق است؛ زیرا در برخی از آیات این سوره از جمله در آیاتی که به خلقت و تسخیر اشاره شده است، شاهدی براین مطلب است که هدف خداوند از این آیات بیشتر بیان خلقت می-باشد نه کیفیت خلقت. نقد دیگر بر تاویلات، عدم در نظر گرفتن عرف زبان عربی است؛ زیرا تاویلت ارایه شده باید در راستای قواعد زبان بوده و از لحاظ دلالی باید در مطابقت با آن باشد
واکاوی اصل انحلال علم اجمالی به وسیله اصل مصحح(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های اصولی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
9 - 34
حوزههای تخصصی:
مباحث پیرامون علم اجمالی، از دسته مباحث بسیار پرثمر در دانش اصول فقه است که در دیدگاه دانشیان اصول، احتیاط در اطراف آن لازم است؛ ولی از راه هایی برای انحلال آن سخن به میان آمده است. یکی از این راه ها انحلال علم اجمالی به وسیله اصل مصحح است که به طور مستقل در علم اصول، مورد بحث قرار نگرفته و تنها در ضمن برخی از مباحث فقهی پیرامون آن سخن گفته شده است. توضیح آنکه اگر در یکی از اطراف، اصل مصحح جاری شده و طرف دیگر مورد اصل متمم باشد، علم اجمالی منحل است و فقط اصل مصحح بدون معارض جاری می گردد. در این نوشتار، وجوه تقدیم اصل مصحح بر اصل متمم و انحلال علم اجمالی مورد بررسی قرار گرفته و در پایان به این نتیجه رسیده است که اگر کارایی اصل متمم، تنها نفی وجوب ضمنی باشد، اصل متمم به خاطر لغویت جاری نبوده و اصل مصحح جاری است؛ اما اگر اثر نفی وجوب نفسی داشته باشد و اصل متمم، قاعده تجاوز نباشد، تعارض برجا بوده و در نتیجه علم اجمالی منحل نمی شود.
بررسی مسئله «لحوق بدن به نفس» در معاد جسمانی از دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
24 - 7
حوزههای تخصصی:
دیدگاه علامه طباطبایی در ارتباط با معاد جسمانی و پذیرش نظر ملاصدرا از سوی ایشان، یکی از موارد محل بحث و اختلاف در میان شاگردان ایشان و اندیشمندان معاصر است. دلیل این امر، از یک سو، نقل قولی از مخالفت ایشان با نظر ملاصدرا و از سوی دیگر، تعبیر به کار رفته در آثار ایشان دال بر «لحوق بدن به نفس» است، از همین رو، برخی، نظر ایشان را مخالف با ملاصدرا و گاه منطبق بر نظریه مدرس زنوزی دانسته اند؛ اما از دیدگاه پژوهش حاضر، توجه به قرائن خارجی و سخنان نقل شده از علامه، نشان دهنده نادرست بودن این نگاه و هماهنگ بودن دیدگاه ایشان، با نظر صدرالمتألهین در خصوص معاد جسمانی است. معاد جسمانی از نگاه ایشان، نوعی حرکت استکمالی و اشتدادی است و از همین رو، نمی توان آن را بازگشت به مرتبه قوه و انفعال تفسیر کرد و از سوی دیگر، ایشان بر طبق نظریه روح المعانی، معنای حقیقی الفاظ را منحصر در مصداق مادی آن نمی دانند. در این بین، آنچه اصل برای تفسیر سخنان ایشان قرار می گیرد، دیدگاه ایشان در بحث از قوه و فعل است که بر طبق حرکت جوهری بیان می کنند وجود بالقوه و وجود بالفعل، موجود به وجود واحد هستند و انسان، وجود واحد سیّال و مستمری است که در آن، نفس و بدن با یکدیگر متحد هستند و لذا فرض جدایی و انفکاک بدن از نفس ممتنع است. این امر، شاهدی معتبر بر نادرستی این تفسیر است که لحوق بدن از نفس را به معنای جدایی بدن از نفس و سپس الحاق آن به نفس در روز قیامت تفسیر می کند. با این حال، رجوع به سخنان علامه، مشخص می کند که لحوق بدن به نفس، به معنای زائل شدن ملکات و صفات قسری برای نفس در برزخ و ایجاد بدن متناسب با کمالات و صفات عقلی نفس در روز قیامت است. از نگاه ایشان، سیر حرکت جوهری بدن، به معنای ایجاد بدنی متناسب با ملکات و صفات برزخی و صفات قابل زوال و سپس حرکت به سوی ایجاد بدنی متناسب با صفات و ملکات عقلی و صورت ذاتی سعادت و یا شقاوت برای انسان در روز قیامت است. لحوق نامیدن این امر، از آن جهت است که بدن در برزخ، مراحل تبدّل و تکامل مختلف را -براساس اعمال و رفتاری که انجام داده- طی می کند تا در نهایت به صورت بدنی دائمی و ابدی براساس صورت عقلی ایجاد و انشاء می شود و از همین رو، بدن اخروی، مماثل بدن دنیوی است و نه عین آن. دیدگاه مذکور، هماهنگ و منطبق با دیدگاه ملاصدرا در بحث از معاد جسمانی است که در بحث معاد جسمانی، دخالت عنصر را در بدن انسان نفی کرده و بیان می کند که در هر نشئه ای متناسب با آن، نفس، بدنی را برای خود ایجاد می کند.
خوانش ملاصدرا از فخر رازی در نفی ماهیت از واجب(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
62 - 43
حوزههای تخصصی:
خوانش یک اندیشمند یا مکتب فلسفی از دیدگاه های رقیب، بیان گر میزان غنای فکری آن فرد یا مکتب و شاخصی در آزمودن قوت و ضعف او در برابر سایر نظرات است. اهمیت استخراج و بررسی این خوانش ها علاوه بر مزایای آموزشی، ضرورتی پژوهشی در پیشبرد مسائل فلسفی و قضاوتی صحیح برای انتخاب آرای برتر است. یکی از موضوعات مهم فلسفی که علاوه بر امور عامه، جایگاه مهمی در الهیات به معنای اخص و به دنبال آن مسائل کلامی دارد، بحث از احکام واجب تعالی است. هدف پژوهش حاضر این است که خوانش ملاصدرا از فخر رازی را در انتساب ماهیت به واجب الوجود مورد کاوش قرار دهد. پرسش اصلی پژوهش این است که: ملاصدرا به عنوان مدافع «نفی ماهیت از واجب»، چه خوانشی از دلایل و اشکالات فخر رازی در مخالفت با این آموزه فلسفی دارد؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که، ملاصدرا واجب را عین وجود و منزه از ماهیت می داند، اما برخی چون فخر رازی حقیقت او را ماهیتی می شمارند که وجود بر آن عارض شده است. صدرالمتألهین ضمن اقامه براهین گوناگون، دیدگاه رازی را هم نقد کرده است. در پژوهش حاضر رأی ملاصدرا در «نفی ماهیت از واجب» با اصولی چون بساطت واجب و امتناع تقدم شئ برخود اثبات شده است. ملاصدرا استدلال خود را با رد شبهه وارد شده از طرف رازی کامل کرده است. در مرحله بعد، نقدهای صدرا بر اشکالات چهارگانه و هستی شناسانه فخر رازی نسبت به این آموزه آمده است. اشکالات مذکور در واقع واکنش وی به مشائین است. رازی بدون اینکه مبنای خود را در اصالت ماهیت به صحنه بیاورد، تلاش کرده است با محور قرار دادن مبانی فکری مشائی در وجود و ماهیت، آموزه «نفی ماهیت از واجب» را به چالش بکشد. خوانش ملاصدرا در واقع به نقد و رد این اشکالات برمی گردد. مواجهه ملاصدرا با رازی تا نقد استدلال معرفت شناسانه فخر و پاسخ به قوی ترین دعاوی او در اثبات ماهیت برای واجب ادامه یافته است. مقایسه تطبیقی این دو اندیشمند نشان می دهد که ملاصدرا با تسلط بر پیشینه موضوع و استفاده از اصول صحیح، رأی خود را ثابت کرده است، تا جایی که با استفاده از آن اصول، پاسخی پیشنهادی به دو دلیل دیگر رازی که ملاصدرا به آن متعرض نشده نیز در خلال این پژوهش ارائه شده است. در نهایت باید گفت، ریشه نارسایی نظرگاه رازی را باید در قول به اصالت ماهیت در برابر اصالت وجود، غفلت از تشکیک در وجود و سرایت احکام مفهوم وجود به مصادیق آن جستجو کرد. مسائلی که فهم صحیح از آن، سبب توفیق ملاصدرا در ارائه خوانشی انتقادی از رازی شده است. پاسخ های مبنایی و بنایی او به صورتی است که در این نزاع فکری موفق به پوشاندن رخنه های براهین حکمای مشاء در نفی ماهیت از واجب می شود. وی این رسالت را با تکیه بر مبانی خاص خود در حکمت متعالیه و ناظر به هر دو جنبه هستی شناسانه و معرفت شناسانه به سرانجام رسانده است.
مبانی حکمی آموزش هنرهای تجسمی از دیدگاه سنت گرایان
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
83 - 110
حوزههای تخصصی:
نسبت آموزش، هنر و سنت در نزد سنت گرایان، بسیار مورد توجه است. از طرفی هم آموزش هنر به عنوان یک منبع درسی موثر در ساحت هنری و اخلاقیِ نظام تعلیم و تربیت از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر تبیین مبانی حکمی آموزش هنرهای تجسمی از نظر سنت-گرایان است. روش پژوهش، تحلیلی- استدلالی است. بدین صورت که ابتدا مبانی حکمی هنر و سنت تبیین شده و سپس به استنتاج اهداف آموزش هنرهای تجسمی پرداخته می شود. یافته ها بیانگر آن است که مبانی حکمی سنت گرایان دارای مشخصه هایی در ترسیم اهداف آموزش هنرهای تجسمی است. از جمله، اهدافی که به دست آمد عبارت از سودمندی، کاربردی بودن، معنویت، رازوارگی و ترویج اخلاق شایسته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که آموزش هنر در نگرش سنت گرایان از جایگاه بالایی برخوردار است و ترسیم دقیق مبانی حکمی آموزش هنرهای تجسمی می تواند به تعالی آموزش هنر جهت هم سویی با خرد جاودان کمک شایانی کند.
تبیین وجوه هنجارگریزی تصویری در مجموعه قصص القرآن از فرامرز پیلارام بر اساس الگوی ادبی هشتگانه جفری لیچ
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
189 - 227
حوزههای تخصصی:
«قصص القران»، نام مجموعه ای از تصویرسازی های فرامرز پیلارام از داستان های قرآنی با محوریت مضامین سوره یوسف(ع) است. مجموعه یادشده که در اواخر ادوار کاری هنری شکل گرفته، از کمال سبکی و نوآوری هنری برخوردار است و شامل پیوند دستاوردهای تجربی دوره نقاشی خط پیلارام، عناصر نمادین سقاخانه و مهارت هنرمند در ترکیب بندی فعال است. پیلارام در این مجموعه آثار با گسست از سنت نگارگری ایرانی در بازنمایی قصص القران به نوعی نظام فراهنجاری دست یافته است که در چهارچوب مفاهیم هنجارگریزی «جفری لیچ»، قابل تبیین است. از منظر لیچ، انواع هنجارگریزی در حوزه لفط و معنی، در هشت قالب واژگانی، آوایی، نوشتاری، نحوی، گویشی، معنایی، سبکی و زمانی قابل صورت بندی است. پرسش اصلی پژوهش حاضر ناظر به این مسیله است که چگونه می توان مفاهیم هشتگانه هنجارگریزی جفری لیچ را بر پیکره مجموعه قصص القران تحلیل کرد؟ این پژوهش کیفی با اخذ روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای، در صدد پیکربندی مفاهیم ادبی نظریه هنجارگریزی جفری لیچ در حوزه هنرهای تجسمی است. یافته های پژوهش بیانگر آن است، پیلارام با کاربست هندسه و ترکیب بندی فعال، استفاده از زبان بصری مستقل طراحی، کاربست تزیینی و غیرروایی از خط، بهره مندی نمادین رنگ و فضا، امتزاج سویه زیبایی شناسی مدرن و هنرهای سنتی، تبلور مفاهیم پیوند و وحدت ادیان، به گونه ای گسست از سنت مصورسازی قصص القران دست یافته است که با مفاهیم «هنجارگریزی» در پیوند و تناسب است.
رساله ای در باب مدارا: ممیزی دینی و اخلاقی کتاب در حقوق ایران
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
315 - 337
حوزههای تخصصی:
علی رغم حمایت از آزادی بیان در قانون اساسی ایران، کتاب وفق ماده 4 «مصوبه اصلاحی اهداف، سیاست ها و ضوابط نشر کتاب» مصوب 1389 شورای عالی انقلاب فرهنگی، در حقوق موضوعه با ممیزی مواجه است و مواردی ذیل عنوان «دین و اخلاق» به عنوان حدود بیان در قالب کتاب ذکر شده است. در این پژوهش، صرف نظر از عدم صلاحیت شورا در ایجاد محدودیت برای آزادی بیان، جهات ممیزی دینی و اخلاقی در مصوبه با قوانین انطباق داده شده است. نتیجه نشان دهنده آن است که مقرره شورا، در موارد «انکار یا تحریف مبانی اسلام»، «مخدوش کردن چهره شخصیت هایی که از نظر دین اسلام محترم شمرده می شوند»، «توهین، تخریب یا افترا به افرادی که حفظ حرمت آنها شرعاً و یا قانوناً لازم است»، «توهین به مقدسات»، «ترویج و تبلیغ ادیان، مذاهب و فرقه های منحرف و منسوخ، تحریف شده و بدعتگذار»، «بیان جزئیات مراودات جنسی، کلمات رکیک و مستهجن، به نحوی که موجب اشاعه فحشا شود» و «انتشار تصاویر به نحوی که موجب اشاعه فحشا شود»، مطابق با قوانین است. اما جهات ممیزی با عنوان «تبلیغ و ترویج الحاد و اباحه گری»، «انکار یا تحریف احکام اسلام»، «تحریف وقایع تاریخی دینی که مآلاً به انکار مبانی دین منجر شود»، «تبلیغ علیه تعالیم اصول و مبانی اسلام»، «ترویج خرافات و مخدوش کردن چهره اسلام»، «بیان جزئیات گناهان»، «استفاده از جاذبه جنسی با عنوان آثار هنری یا هر عنوان دیگر»، «نشان دادن چهره شخصیت های منفی»، «ترویج مادی گرایی فلسفی و اخلاقی و سبک های زندگی مخالف ارزش های اسلامی و اخلاقی» و «خشن جلوه دادن چهره اسلام و مسلمانان واقعی» با قوانین مغایرت داشته و شایسته اصلاحند.
معرفی کتاب علم المناظر در هندوستانِ اسلامیِ قرن هفدهم میلادی: رساله ابن صالح در باره آینه های سوزان سهموی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ علم دوره ۲۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۷)
183 - 186
حوزههای تخصصی:
پروفسور رشدی راشد، استاد بازنشسته دانشگاه پاریس، از پژوهشگران بنام در حوزه تاریخ ریاضیات در دوره اسلامی و از محققانی است که دهه ها است آثار متعددی در باره تاریخ ریاضی، نجوم و فیزیک منتشر کرده است، از مقالات پژوهشی تا تصحیح و ترجمه آثار علمی عربی به فرانسوی. بیشتر آثار او درباره ابن هیثم، ابن سهل، ثابت بن قره و دیگر ریاضی دانان سده های نخست دوران اسلامی است. او اخیراً متوجه آثار ریاضی دانان اواخر دوران اسلامی نیز شده و به آثار ایشان نیز می پردازد. یکی از جنبه های مهم پرداختن به این ریاضی دانان مربوط به روایت کلانی است که در باره تاریخ علوم در جهان اسلام مطرح است. در دهه های اخیر، با وجود انتشار آثار پژوهشی مختلف در باره دانشمندان سده های هفتم هجری به بعد در دوران اسلامی، چون نصیرالدین طوسی، قطب الدین شیرازی، غیاث الدین کاشانی، شمس الدین خفری و دیگران، همچنان روایت رایجِ «افول علم» در دوران اسلامی بر سر زبان ها است. این روایت هم از نظر شواهد تاریخی و هم از منظر عواملی که برای آن برمی شمارند، نادرست و ساده انگارانه است. واقعیت این است که پژوهشگران تاریخ علوم، دهه ها است به اهمیت آثار علمی دانشمندان قرون هفتم تا سیزدهم هجری پی برده اند و به تحقیق و شناسایی و معرفی آرا و آثار ایشان مشغولند. تمدن اسلامی از حدود قرن نهم و دهم هجری، به سه حوزه سلطنت بزرگ تقسیم شد: عثمانی، صفوی و گورکانی. از ریاضی دانان مهم دوران صفوی می توان از محمدباقر یزدی نام برد و از دوران عثمانی، میرم چلبی و از دوران گورکانیِ هند باید عبدالرحیم بن صالح را در نظر داشت. راشد در کتاب اخیر خود با عنوان علم مناظر در هند اسلامی قرن هفدهم [ میلادی ]، به تصحیح، شرح و ترجمه رساله ای در باره آینه های سوزان سهموی از ابن صالح پرداخته است.
تحلیل پویای عوامل مؤثر بر بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام بانک های عضو بازار سرمایه ایران با استفاده از مدل TVP-PVAR(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام از شاخص های اصلی سنجش عملکرد مالی بانک ها هستند و تحت تأثیر عواملی همچون ریسک اعتباری، متغیرهای کلان اقتصادی و ساختار سرمایه قرار دارند. هدف این پژوهش، تحلیل پویای عوامل مؤثر بر ROA و ROE بانک های عضو بازار سرمایه ایران طی سال های ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۰ است. برای این منظور از مدل خودرگرسیون برداری پانلی با پارامترهای متغیر در طول زمان (TVP-PVAR) استفاده شد تا تغییرات ساختاری و دینامیک روابط میان متغیرها در طول زمان بررسی شود. یافته ها نشان می دهد ریسک اعتباری و کیفیت دارایی ها از مهم ترین عوامل کاهش ROA و ROE هستند، در حالی که اندازه بانک ها موجب مدیریت بهتر ریسک و افزایش سودآوری می شود. همچنین، تورم در کوتاه مدت اثر منفی و رشد اقتصادی اثر مثبت بر بازدهی بانک ها دارد. به علاوه، تحولات مثبت بازار سرمایه و بهبود روابط بین المللی موجب افزایش دسترسی به منابع مالی و تقویت عملکرد مالی بانک ها شده است. نتایج پژوهش کاربردهای مهمی برای سیاست گذاران و مدیران بانکی دارد، از جمله: ضرورت تدوین استراتژی های بهینه برای کاهش ریسک اعتباری، استفاده مؤثر از ظرفیت بانک ها و بهره گیری از فرصت های ناشی از تحولات اقتصادی و بازار سرمایه برای ارتقای سودآوری و ثبات مالی بانک ها.
نقض غرض در مدیریت بازار ارز: تحلیل چرخه معیوب میان نااطمینانی سیاستی و شکاف نرخ ارز در اقتصاد ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت نرخ ارز در اقتصاد کلان و چالش های ناشی از شکاف بین نرخ ارز رسمی و بازار آزاد در اقتصاد ایران، این پژوهش با بررسی رابطه متقابل میان نااطمینانی سیاست اقتصادی و شکاف نرخ ارز در ایران طی دوره زمانی 1360 تا 1403 می کوشد بینش جدیدی در این زمینه فراهم کند. در این راستا، از روش تبدیل موجک پیوسته و علیّت گرنجر پنجره غلتان استفاده شده است تا پویایی های ارتباط میان متغیرها در طول زمان و حوزه زمان – فرکانس آشکار گردد. نتایج نشان می دهد که نااطمینانی سیاست اقتصادی، به ویژه در دوره های ناپایداری اقتصادی، تأثیر مثبت و معنی داری بر شکاف نرخ ارز دارد. همچنین، پویایی های این رابطه در افق های زمانی مختلف، متفاوت گزارش می شود. در بلندمدت نااطمینانی سیاست اقتصادی به طور مستقیم بر شکاف نرخ ارز اثرگذار است و به طور معکوس نیز از آن تأثیر پذیرفته است. بر مبنای تحلیل های ارائه شده در تحقیق، رویکرد مداخله گرایانه در بازار ارز، قادر نیست از افزایش نااطمینانی و شکاف نرخ ارز جلوگیری کند. بر این اساس، مطالعه حاضر بر لزوم بازنگری در سیاست های ارزی و حرکت به سمت سیاست های شفاف تر و مبتنی بر بازار تأکید دارد.
تأثیر سیاست های امام علی (علیه السلام) بر ماندگاری اسلام در میان ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازجمله سؤالات مطرح درباره حکومت 5 ساله امام علی(علیه السلام)، دستاورهای آن است. برخی از نویسندگان ازجمله ابن تیمیه ، حکومت آن حضرت را آغاز اختلاف و تشتت داخلی مسلمانان دانسته و مدعی هستند در مقایسه با سه خلیفه پیشین، هیچ دستاوردی نداشته است. این پژوهش توصیفی تحلیلی که بر اساس منابع کتابخانه ای انجام گرفته، تنها به بررسی یکی از دستاوردهای حکومت آن حضرت که همان ماندگاری دین اسلام در میان ایرانیان است، پرداخته است.یافته-های این پژوهش حکایت از آن دارد که یکی از دلایل نفرت ایرانیان ازسیاست های اواخر ساسانی وآیین زرتشتی تحریف شده، تبعیض های ناشی از آن بود. تداوم سیاست های خلفای پیشین مبنی بر برتری نژاد عرب بر عجم موجب می شد نژاد های غیر عرب به ویژه ایرانیان نه تنها از اسلام حمایت نکرده، بلکه به مقابله با آن بپردازند. سیاست ارائه شده از سوی امیرالمؤمنین(علیه السلام) مبنی بر مردود بودن تبعیض بین عرب و عجم در دین اسلام (درمقام گفتار و عمل)موجب شد ایرانیان تبعیض مذکور را نه ناشی از دین بلکه ناشی از نظر شخصی برخی خلفا بدانند و به مبارزه با آن بپردازند. پس از تسلط ایرانیان بر دستگاه خلافت و خارج شدن ایران از استیلای حاکمان عرب، ایرانیان نه تنها اسلام را از ایران بیرون ننمودند؛ بلکه با علاقه به نشر آن پرداختند.
گونه شناسی بهره گیری از عهدین در تفاسیر المیزان، الاثری الجامع و الفرقان با تأکید بر سوره بقره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
340 - 364
حوزههای تخصصی:
تفسیر آیات تاریخی به خصوص آیات مربوط به مسیحیت و یهودیت و کتب مقدس آنان، در مواردی نیازمند مراجعه به عهدین است و یا دست کم مراجعه به آن ها به فهم دقیق تر کمک می کند. پرسش آن است که آیا رجوع به عهدین برای تفسیر قرآن کریم با توجه به تحریف شدن آن ها ممکن است و اگر ممکن است چه کاربردهایی برای استفاده از عهدین در تفسیر قرآن کریم متصور است؟ این اثر تلاش دارد با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی-تحلیلی و در مقایسه میان سه تفسیر مهم معاصر شیعی که بعضاً بیشترین موارد استفاده از عهدین را هم داشته اند به این دو پرسش پاسخ دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد علی رغم اختلاف جدی در نوع تحریف عهدین میان آیت الله معرفت با علامه طباطبایی و آیت الله صادقی تهرانی، هر سه قائل به امکان استفاده از عهدین در تفسیر قرآن بوده هرچند برای آن ضوابطی قائل اند. درنهایت و با بررسی عملکرد این سه تفسیر تنها در سوره مبارکه بقره، درمجموع نه قسم کاربرد برای استفاده از عهدین در تفسیر قرآن کریم شناسایی شد که با بررسی های کامل تر در همه سور قرآن کریم می توان آن را تکمیل کرد.
روندهای موضوعی مطالعات آینده پژوهی در متون فارسی: تحلیل ساختار مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
170 - 191
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش قصددارد که ساختار علمی حوزه آینده پژوهی را از سال 1378 تا 1402 با استفاده از تکنیک های کتابسنجی ارائه کند تا خوشه های اصلی پژوهشی را شناسایی کرده و موضوعات کلیدی در هر خوشه، مسیر تحول خوشه ها در این حوزه و شکاف های موجود بین حوزه های پژوهشی را ارائه دهد. روش: با استفاده از فنون کتابسنجی و تحل هم رخدادی واژگان تعداد 690 مدرک از پایگاه استنادی پایش علم و فناروی جهان اسلام(ISC) استخرج گردید تا روند پژوهش های مربوط به آینده پژوهی در بازه زمانی 25 سال گذشته را شناسایی کند. از تحلیل خوشه ای و نمودار راهبردی برای ترسیم ساختاری مفهومی پژوهش های حوزه آینده پژوهی استفاده شده است.یافته ها: یازده خوشه در حوزه آینده پژوهی شامل: مبانی آینده نگاری (1)، آینده نگری و مهدویت (2)، روش ها و فنون آینده پژوهی (3)، آینده نگری در شهرسازی (4)، پیشران های حکمرانی شهری (5)، سناریوسازی و رسانه (6)، آینده نگری و امنیت ملی (7)، آینده پژوهی در آموزش عالی (8)، آینده پژوهی و امنیت (9)، سناریونگاری (10)، برنامه ریزی و توسعه روستایی (11)، شناسایی شدند. علاوه براین، با تحلیل محتوای مقالات، موضوعات نوظهور در حوزه آینده پژوهی شناسایی شدند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش به پژوهشگران کمک خواهد کرد تا درک جامعی از مفهوم آینده پژوهی داشته و محورهای آینده پژوهش در این حوزه را شناسایی کنند.
پژوهشی در رابطه با مشاوره امام علی علیه السلام به خلیفه دوم در خصوص فرش بهارستان
حوزههای تخصصی:
درباره مشاوره های امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام به خلیفه دوم، خطبه ها و حکمت هایی در نهج البلاغه وجود دارد که شاهدی بر همکاری مصلحت آمیز ایشان با خلفا می باشد. یکی از اخبار موجود در فتوحات و کسب غنایم توسط اعراب مسلمان که درباره وقایع سال 16 قمری در منابع تاریخی به ثبت رسیده، فرش معروف بهارستان است که در کاخ ساسانیان بوده و به مدینه فرستاده شده است. بنا بر گزارش منابع تاریخی، سعد بن ابی وقاص پس از فتح مدائن، این فرش را به مدینه فرستاد تا خلیفه درباره آن تصمیم گیری نماید. این فرش در نهایت با مشاوره امام علی علیه السلام و به دستور خلیفه دوم، به قطعات کوچک تقسیم و بین مسلمانان توزیع شد. پژوهش حاضر بر آن است تا به روش توصیفی-تحلیلی و به استناد شواهد تاریخی که برای نخستین بار در تاریخ طبری و سپس در منابع دیگر تکرار شده، به بررسی اخبار مربوط به این فرش بپردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد خبر انتقال این فرش به مدینه، مشورت بین خلیفه و امام علی علیه السلام و سرنوشت نهایی فرش، ضعیف و غیر محتمل است.
بررسی اندیشه های علامه طباطبایی در تحلیل چیستی و چرایی حکومت و حاکم
حوزههای تخصصی:
علامه سید محمدحسین طباطبایی (1360-1281ش)، عارف، مفسر، فقیه و فیلسوف بزرگ جهان تشیع در قرن معاصر بود که به جنبه سیاست و اجتماع توجهی ویژه داشت؛ مباحثی چون اولی الامر، سعادت و شقاوت انسان و جامعه و نظام مدنی. این مقاله با رویکردی توصیفی و تحلیلی به بررسی ماهیت حکومت در اندیشه علامه طباطبایی می پردازد. هدف تحقیق، بازنمایی ارتباط بین مؤلفه های مهمی همچون اعتباریات، فطرت، عقل و سعادت با اندیشه سیاسی علامه طباطبایی است. پرسش های فراروی این پژوهش عبارتند از: شیوه انتخاب حکومت از منظر علامه طباطبایی چیست. فطرت، دین و اصل استخدام و اعتباریات چه جایگاهی در تبیین ماهیت حکومت و حاکم دارند.
بر اساس یافته های تحقیق، عقل می تواند با محوریت «فطرت»، راهبر و راهنمای هدایت انسان باشد؛ بدین معنا که عقل غیر منقطع از وحی می تواند برای نظام های سیاسی اعتباریات سیاسی پسینی تولید کند که از جمله مهم ترین آن ها تعیین شکل حکومت و انتخاب حاکم به شیوه ای عاقلانه است. غایت این اعتباریات نیز بایستی حکومت الهی در راستای سعادت انسان ها باشد. با این دید، حاکم باید ویژگی هایی چند داشته باشد؛ از جمله آن که در مسیر الهی و با چراغ هدایت ائمه علیهم السلام حرکت نماید. همچنین بر مبنای اندیشه سیاسی علامه طباطبایی، حاکم به اراده عمومی جامعه و با معیارهایی که از سوی ائمه علیهم السلام ارائه شده انتخاب می شود و رسیدن به این نظریه سیاسی از طریق برخی پپش فرض های روشی و اعتقادی امکان پذیر است









