مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۴۸۱ تا ۲۸٬۵۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
معرفت سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۱۸
103 - 117
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به کتاب شناسی تفاسیر موضوعی تالیف شده از سوی عالمان و دانش آموختگان حوزه علمیه قم در سده چهارده شمسی می پردازد و هدف آن، شناسایی و معرفی این نوع آثار از آغاز سده چهارده یعنی مقارن با تأسیس مجدد حوزه علمیه قم به دست آیت الله شیخ عبدالکریم حائری، تا پایان این سده است. ارائه کتاب شناختی این تفاسیر در قالب یک مقاله می تواند منبعی قابل استفاده جهت اطلاع از ماهیت و کمّیت تلاش مفسران و قرآن پژوهان حوزه قم در خلق آثار تفسیری به سبک موضوعی و مرجعی برای یافتن منابع لازم در پژوهش های تفسیری باشد.
یافته های این بررسی نشان می دهد که رهاورد علمی فضلای حوزه قم در تفسیر موضوعی قرآن طی سده اخیر، ۲۴۷ عنوان اثر تفسیری با حجم تقریبی 400 مجلد کتاب بوده که از این میان ۸۳ اثر تفسیری مشتمل بر موضوعات متعدد، و ۱۶۴ اثر محدود به تفاسیر تک موضوعی است. عمده این آثار در نیمه دوم سده اخیر تکوین یافته است و سهم شاگردان بلافصل مدرسه تفسیری علامه طباطبائی، به ویژه حضرات آیات مصباح یزدی، جوادی آملی، سبحانی و مکارم شیرازی و شاگردان آنها در تولید و آفرینش این آثار برجسته است.
واقع نمایی اثر هنری به مثابه منشأ انتزاع خارجی داشتن با تکیه بر دیدگاه علامه مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
97 - 111
حوزههای تخصصی:
درباره نحوه محاکات اثر هنری، این سؤال اصلی مطرح است که حکایت اثر هنری از واقع چگونه است؟ جریان کلان نظریات با حصر معنای واقع نمایی در محاکات از شیء، کنش یا پدیده بیرونی، دچار برخی اشکالات است؛ ازجمله: عدم جامعیت این نظریه برای برخی هنرها (نظیر موسیقی)، عدم تفاوت محاکات هنری با محاکات معرفتی صرف و نیز عدم تفاوت هنر با فن. این نوشتار با تدقیق در معنای «واقع نمایی» و استمداد از مفهوم «معقول ثانی فلسفی» در فلسفه اسلامی به طرح واقع نمایی اثر هنری به مثابه داشتن منشأ انتزاع خارجی پرداخته است. علامه مصباح یزدی از فیلسوفانی است که به طور ویژه اثر هنری را برآمده از انتزاع ذهنی هنرمند می داند، البته انتزاعی که به نحو معقول ثانی فلسفی و با کندوکاو در روابطی رخ می دهد که منشأ انتزاع خارجی دارد. ایشان نسبیت اثر هنری را نسبیت هستی شناختی و در ارتباط با کمال مدرِک و انتزاع وی می بیند. حاصل این نوشتار که با روش توصیفی تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای به تبیین واقع نمایی و نیز ماده و صورت اثر هنری پرداخته، نشان داده که نسبیت هنر از نوع نسبیت هستی شناختی است و با واقع نمایی اثر هنری منافاتی ندارد و با آن در تلائم است.
شناسایی و سنجش مؤلفه های شایستگی رهبری راهبردی مدیران سازمان آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
24 - 47
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: شناسایی و سنجش مؤلفه های شایستگی رهبری راهبردی مدیران سازمان آموزش و پرورش شهر شیراز.
روش شناسی پژوهش: این مطالعه با رویکرد ترکیبی و با استفاده از طرح پژوهش اکتشافی متوالی انجام گرفته است. در بخش کیفی از روش تحلیل اسنادی و در بخش کمی از روش توصیفی-پیمایشی بهره گرفته شده است. جامعه آماری بخش کمی، مدیران مدارس و کارمندان ادارات آموزش و پرورش شهر شیراز بودند که از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، نمونه های پژوهش شامل 105 نفر کارمند و 200 نفر مدیران آموزشی اعم از مدیران ادارات و مدارس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده جهت سنجش شایستگی های رهبری راهبردی مدیران آموزش و پرورش، پرسشنامه محقق ساخته بود که پس از سنجش و تأیید روایی و پایایی آن، پرسشنامه توزیع و داده ها جمع آوری گردید.
یافته ها: شایستگی های شناسایی شده در این پزوهش شامل شایستگی های ارزشی-منشی، هوشمندی راهبردی، عملکرد متعالی، بین فردی و فرهنگی بودند. میزان شیوع شایستگی های مذکور در بین مدیران قلمرو پژوهش، به جز شایستگی هوشمندی راهبردی که از سطح متوسط پایین تر بود، سایر شایستگی ها در حد متوسط یا بالاتر از متوسط بودند. همچنین نمره مجموع شایستگی های مذکور در حد بالاتر از متوسط ارزیابی گردید.
بحث و نتیجه گیری: برنامه ریزان و سیاستگذاران آموزش و پرورش کشور می توانند از یافته های این پژوهش، به منزله مبنایی برای تربیت، انتصاب و همچنین جانشین پروری مدیران آینده ی نظام آموزشی برپایه ی الگوی رهبری راهبردی استفاده نمایند.
تحلیل نشانه شناختی باب «شیر و گاو» کلیله و دمنه بر اساس نظریۀ سبک زندگی اریک لاندوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله سبک زندگی، یکی از مباحث مهمی است که در نشانه شناسی اجتماعی طرح می شود. جایگاه سوژه به منزله ساحتی گفتمانی بازنمایی می شود که در تعاملات بین سوژه ای زیسته و در بستری گفتمانی تحقق پذیرفته است. این ساحت گفتمانی، بر قراردادهای اجتماعی- فرهنگی استوار است که براساس آن، سوژه با ابژه ها و کنش های دیگر تعامل برقرار می کند. اریک لاندوفسکی، نشانه شناس اجتماعی، در بررسی ارتباطات اجتماعی، براساس ارتباط گروه «مرجع» و «دیگری»، چهار نوع «سبک مختلف زندگی» را شناسایی کرده است که عبارتند از سبک زندگی «اسنوب»، «داندی»، «آفتاب پرست» و «خرس». سابقه طولانی نظام طبقاتی در ایران و تداوم آن در دوران اسلامی تا پیش از مشروطیت، سبکهای زندگی متفاوتی را سازماندهی کرده است. در آثار ادبی و به ویژه آثار تعلیمی برخورد گروه حاکم با گروه های زیردست انعکاس یافته است. کلیله و دمنه نیز از جمله آثاری است که به شیوه ای تمثیلی و نمادین ارتباط گروه حاکم و زیردست در آن بازنمایی شده است. مقاله حاضر با استفاده از رویکرد اریک لاندوفسکی به بررسی سبک های مختلف زندگی در باب «شیر و گاو» کلیله و دمنه پرداخته است. نتیجه بررسی حاضر نشان می دهد که دمنه اسنوب وار با شبیه سازی خود با گروه مرجع دو نوع سبک زندگی درباریان( فدائیان و غدراندیشان) را بازنمایی می کند. کنش رفتاری کلیله نیز همانند «داندی» به تمایز از گروه مرجع درباری تمایل دارد. گاو نیز ابتدا همانند «آفتاب پرست» به ناچار به تقلید از گروه مرجع میپردازد و در پایان همانند «خرس» با رفتاری نابهنجار موجب هلاکت خویش می گردد. شیر که نماد قدرت مطلق است با در پیش گرفتن سبک رفتاری نابهنجار «خرس» از خصوصیات پادشاه مطلوب فاصله می گیرد.
حق بر تحدید قدرت از نظریه حاکمیت تا نظریه جهانی شدن و آثار آن در پرتو منابع فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
19 - 36
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بنا به گفته عالمان حقوق عمومی، در دموکراسی های نوین، تا جای ممکن از تمرکز قدرت و توالی فاسد آن جلوگیری می شود. در نتیجه ادعا می شود که در این دموکراسی ها قدرت یا حاکمیت به سود همگان است. هدف از پژوهش حاضر، تبیین حق بر تحدید قدرت در چهارچوب نظریه حاکمیت و نظریه جهانی شدن در پرتو منابع فقهی است.مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری و روش آن، توصیفی- تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتاب خانه ای و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.یافته ها: نظریه جهانی شدن دارای دو رکن مهم یعنی عدالت و صلح می باشد؛ هم نظریه جهانی شدن و هم دو رکن مهم آن در قرآن و سنت دارای تصریح می باشد. این امر نشان می دهد که منابع فقه به صراحت نظریه جهانی شدن و تعدیل حاکمیت را مورد پذیرش قرار داده است.ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.نتیجه : پژوهشگران پیرو نظریه جهانی شدن در راستای حق بشر بر تعدیل قدرت، به عواملی همچون حق مشارکت همگانی، اصل مدارا یا تساهل، اصل حکومت اکثریت و احترام به اقلیت، اصل برابری و اصل توزیع خردمندانه قدرت روی آورده اند که همگی در منابع فقه اعم از قرآن و سنت مورد پذیرش قرار گرفته اند.
امکان سنجی اعمال قاعده «تلازم حق و تکلیف» در حقوق مالی زوجین(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
قاعده تلازم حق و تکلیف، یک قاعده عقلی به منظور تنظیم مناسبات حقوقی در روابط اجتماعی است. از مهم ترین ساحت های قابل استناد به قاعده مذکور، روابط حقوقی زوجین به خصوص در حوزه مالی است. سؤال مطرح در این رابطه، قابلیت استناد و امکان اعمال قاعده مذکور، در مناسبات مالی زوجین است. اثر مهم متفرع بر سؤال، امکان اثبات عقلی تساوی حقوقی زوجین است. این مقاله که با روش توصیفی-تحلیلی به نگارش درآمده است، استناد به قاعده مذکور در روابط حقوقی زوجین را غیرقابل اثبات می داند. چالش اجرای قاعده تلازم در حقوق زوجین به صورت عام و حقوق مالی زوجین به صورت خاص، به موارد نقض قاعده برمی گردد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که با وجود موارد چالش برانگیزی همانند مهریه، اعتبار این قاعده محل تأمل است. راهکار بیان شده به منظور برون رفت از چالش مذکور، توسعه تکالیف به موارد سلبی و از سوی دیگر توسعه تلازم مدنظر به تمام چهار نسبت ادعایی مطرح در نظریه هوفلد است؛ اما هر دو توسعه، با نوعی تصرف در قاعده همراه شده است که دراصل، ماهیت قاعده را با ابهام مواجه می کند. بر اساس یافته های این مقاله، استناد به قاعده، جهت اثبات تساوی مالی زوجین غیرممکن است.
Comparative Analysis of Evaluation of Business Process Management Regarding Digital Transformation Using the COCOSO Method(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ ویژه نامه انگلیسی ۳ (پیاپی ۱۲۲)
167 - 189
حوزههای تخصصی:
Nowadays, business process management (BPM) contributes to the success of companies by ensuring that their processes are both effective and efficient. A comprehensive description of a business process can serve as a foundation for designing IT systems, ensuring data quality, establishing performance metrics, and implementing processes using Business Process Management Systems (BPMS), among other applications. Currently, many Iranian companies are also interested in evaluating their Business Process Management (BPM) practices. In recent decades, significant advancements in the digital realm have become increasingly vital for companies, making it essential to utilize these developments effectively to impact business processes. Consequently, the current research has ranked BPM measurement methods within the context of digital transformation, employing the COCOSO hierarchical analysis technique in Semnan Industrial Town. In this context, BPM measurement methods and measurement criteria with the digital transformation approach and data quality, are derived from a review of the research literature. Subsequently, an appropriate BPM evaluation method is identified using a multi-criteria decision-making approach. The results of this ranking indicate that BPM measurement models grounded in comprehensive quality management are the most appropriate. Additionally, a sensitivity analysis has been conducted to validate these findings.
زنان و تغییر ساختار اجتماعی؛ تحلیل روایت کنشگران زن فعال در اقلیم کردستان عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
1043 - 1068
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال روایت فعالان زن از نقش و جایگاه زنان در تغییر ساختار اجتماعی اقلیم کردستان است. با استفاده از نظریات فمینیست های سوسیالیست و شرابی به تشریح وضعیت تغییرات ساختاری در اقلیم کردستان و نقش و جایگاه زنان در این تغییرات پرداخته شده است. این پژوهش در سنت روش کیفی قرار دارد و در آن از تحلیل روایت استفاده شده است. بدین منظور راهبرد مصاحبه نیمه ساختاریافته و نمونه گیری هدفمند و همگن است. مصاحبه با هجده نفر از فعالان در انجمن ها صورت گرفت. داده ها در قالب ۱۲ مضمون اولیه و ۶ مضمون ثانویه تفسیر و تحلیل شدند. نتایج نشان داد تغییرات ساختار اجتماعی بعد از سال ۱۹۹۱، یعنی زمان تشکیل اقلیم کردستان به وقوع پیوسته که درنتیجه آن، نقش و جایگاه زنان نیز دستخوش تغییر شده است. از آن زمان تاکنون، احزاب سیاسی به خواسته ها و انجمن های زنانه شکل داده اند و در چارچوب اهداف حزبی به مسائل زنان نگریسته اند. با وجود این، زنان با مشارکت و تصاحب پست های مدیریتی و سیاسی توانسته اند جایگاه خود را در این ساختار به دست آورند. در این میان نقش آموزش، رسانه ها و انجمن ها مهم و تأثیرگذار بوده است. انجمن های زنان به عنوان یکی از مهم ترین تغییردهندگان ساختار و خود زنان فعال به عنوان عامل تغییر، اقدام به تصویب قوانین عادلانه، ریشه کنی الگوهای کهن اجتماعی فرهنگی و گسترش آگاهی، حمایت و بازنمایی مشکلات و چالش های زنان کرده اند.
درآمدی بر روش شناسی آینده پژوهی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۳۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۲۰
57 - 75
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین محورهای مطالعه رشته های علمی و تفاوت آنها با یکدیگر مسئله روش است. روش شناسی متکفل مطالعه و بررسی روش و قابلیت و اعتبار آن در دستیابی به واقعیت پدیده ها و تحقق اهداف دانشی است. برخلاف برخی دیدگاه ها که اهمیت روش را در شیوع استفاده آن نسبت به سایر ارکان علم (موضوع، غایت) می دانند، اهمیت یافتن روش و روش شناسی ناشی از جهان بینی مبتنی بر فلسفه دوره مدرن است. بنابراین، وقتی مبانی فلسفی مختلفی وجود داشته باشد، قلمرو موضوعات، مسائل، روش ها و در نتیجه روش شناسی نیز متفاوت خواهد بود. این پژوهش به تبیین روش شناسی آینده پژوهی اسلامی و برخی از روش های آن پرداخته است. روش و روش شناسی در آینده پژوهی اسلامی نیازمند چارچوبی از مبانی مبتنی بر مفاهیم اسلامی است. زیرا جهان بینی، معرفت شناسی و انسان شناسی متفاوت اسلام، قلمرو دیگری از معرفت را معرفی می کند و قلمرو موضوعات، مسائل و روش های معرفت را دگرگون می کند. در این راستا این پژوهش به بررسی مطالعات آیندهپژوهی اسلامی می پردازد و نسبت روش و روش شناسی آن را با آنچه در آینده پژوهی متعارف مطرح است، بررسی می کند. این کار در چند مرحله انجام می شود؛ ابتدا به معرفی مختصر جریان آینده پژوهی اسلامی و ماهیت آن پرداخته شده، سپس روش شناسی آن تبیین شده و موضوع تجربه و عقلانیت به عنوان دو روش رایج در آینده پژوهی اسلامی و آینده پژوهی رایج مورد بحث قرار می گیرد. در پایان، برخی روش های مبتنی بر چارچوب اندیشه اسلامی معرفی می شود. این مقاله از نظر داده ها و تحلیل آنها، پژوهشی کیفی است که بر اساس توصیف و تحلیل اطلاعات برگرفته از مطالعات آینده پژوهی اسلامی سامان یافته است.
تحلیل جامع روش شناسی آیندهپژوهی اسلامی مستلزم ایجاد چارچوبی شناختی-هنجاری مبتنی بر مفاهیم اسلامی است. این چارچوب مجموعه ای از اصول کلی متافیزیکی، اصول خاص مربوط به دانش، فرآیندها و در نتیجه روش ها و ابزار تحقق است که به عنوان پارادایمی منسجم می تواند مبنایی برای نظریه پردازی، روش، روش شناسی و روش های عمل باشد. بر اساس دیدگاه سورل، این چارچوب دارای چهار عنصر است:
ارکان چارچوب شناختی هنجاری سورل (2000, P.497)
مهمترین ویژگی های روش شناسی آینده پژوهی اسلامی عبارتند از:
- ابتنا بر مبانی معرفت شناسی اسلامی و عناصر علم شناختی مسلمانان
- اعتبار توأمان روش های وحیانی، عقلی و تجربی و عدم انحصار در تجربه
- تناسب روش با موضوعات مختلف
- سازگاری با ارزش ها، اهداف و هنجارهای زیست دینی.
اصل مشترک حاکم بر روش شناسی آینده پژوهی اسلامی، اعتبار توأمان روش های وحیانی، عقلانی و تجربی است و به دو دسته روش های «متن محور» و «غیرمتن محور» تقسیم می شود. روش شناسی دریافت از متن (متن محور) فنون جمع آوری اطلاعات از متون اسلامی و روش تجزیه و تحلیل و طبقه بندی آنهاست که مربوط به موضوع یا موضوعی از موضوعات و مسائل علوم انسانی است. هدف، کشف نظر و دیدگاه متون اسلامی در مورد آن موضوع یا موضوعات است. دو روش «تفسیر» و «تدبّر» از مهم ترین روش های این نوع روش شناسی هستند. روش شناسی غیرمتن محور به دنبال شناسایی ماهیت، علل و عوامل رویدادها، پدیده ها، کنش های انسانی و کشف روابط و همبستگی بین آن هاست. این روش شناسی بر محوریت عقل تأکید دارد. در قلمرو معرفت شناسی، عقل هم به عنوان منبع معرفت و هم به عنوان وسیله ای برای کسب معرفت مورد استفاده قرار می گیرد که خود در قالب انواع روش های توصیفی، تبیینی، استدلالی و تفسیری ظاهر می شود.
نسبت سنجی یافته های عقلی با آموزه های دینی باید در چارچوبی منسجم، منظم و برخوردار از معیار موجه باشد. «مقاصد شریعت» و شناخت «اصول دین» بر اساس نظام ارزشیابی از مهم ترین مبانی این چارچوب است. بنابراین در آینده پژوهی اسلامی نه تنها روش های عقلانی و غیرمتن محور نفی نمی شود بلکه انواع روش های تفسیری، توصیفی، استدلالی، نخبگانی، آماری و مشاهده ای نیز مورد توجه قرار می گیرد. درعین حال عقلانیت در چارچوب قلمرو دین و توجه به حضور آن تبیین و تفسیر می شود.
یادی از فرهنگ نگار برجستل معاصر، پروفسور راینهارد هارتمن (۱۹۳۸-۲۰۲۴)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۲۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
373-380
حوزههای تخصصی:
روز چهارشنبه ۱۹ مهرماه ۱۴۰۳ (۹ اکتبر ۲۰۲۴) مراسم خاکسپاری انسانی بزرگ در شهر اکستر انگلستان با حضور اعضای خانواده، دوستان و برخی از همکاران و دانشجویان دیرین او برگزار شد. پروفسور راینهارد هارتمن به معنای واقعی انسانی شریف و بزرگ بود. در اخلاق: مهربان، نرم خو، گشاده رو و بزرگ منش، در علم: پربار، بلندنظر و گشاده دست و در کار و زندگی: عاشق، سخت کوش، جدی، تاثیرگذار و جهانی. او در هشتم آوریل ۱۹۳۸ در شهر وین و در خانواده ای فرهنگی زاده شد. تحصیلات خود را تا دکتری در دانشگاه های وینِ اتریش و ایلینویِ آمریکا در رشته های اقتصاد عمومی و جهانی، ترجمه و زبان انگلیسی به انجام رساند و از سال ۱۹۶۴ در دانشگاه منچستر و از ۱۹۶۸ در دانشگاه ناتینگهام کشور انگستان به تدریس زبان های معاصر پرداخت. در همان سال ۶۴ با لین وارن ازدواج کرد که ثمره آن دختری با نام نسیم و پسری با نام اشتفن بود. دوران شکوفائی علمی و کاری او از زمانی آغاز شد که با تمرکز بر زبان شناسی و پژوهش و کار عملی در حوزه تخصصی فرهنگ نگاری به تدوین یکی از فرهنگ های بسیار مهم و ساختارمند زبان و زبان شناسی پرداخت. از سال ۱۹۷۴ که برای همیشه به دانشگاه اکستر آمد، با فعالیت های همه جانبه و چشمگیر او، به زودی این دانشگاه به عنوان قطب علمی فرهنگ نگاری اروپا شناخته شد.
تحلیل حقوقی فریب الگوریتمی در عصر هوش مصنوعی: چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست علم و فناوری سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
71 - 88
حوزههای تخصصی:
پیشرفت سریع فناوری هوش مصنوعی در عصر حاضر، چالش های حقوقی نوظهوری را ایجاد کرده است. از مهم ترین این چالش ها، موضوع فریب هوش مصنوعی و به تبع آن تولید و انتشار اطلاعات نادرست است. این پدیده نه تنها یک پیامد جانبی تکامل فناوری محسوب می شود بلکه مبین تغییری بنیادین در پویایی انتشار اطلاعات و اعتماد در جامعه است. بدین جهت ضرورت پرداختن به این مسأله ازآن جهت است که فریب هوشمند می تواند تهدیدی جدی برای امنیت ملی، ثبات اجتماعی و حقوق شهروندی محسوب شود. به دنبال چنین ضرورتی، پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و مطالعه تطبیقی، به بررسی ابعاد فریب در هوش مصنوعی پرداخته است. این پژوهش، ضمن شناسایی چالش های حقوقی موجود؛ راهکارهای مناسب برای مواجهه با این پدیده را نیز مورد تحلیل قرار داده است. در این مسیر مطالعه در چهار محور اصلی با ورود به مبانی نظری و تبیین ماهیت فریب در هوش مصنوعی آغاز شده و سپس سازوکار گمراه سازی الگوریتمی مورد تحلیل ساختاری قرار گرفته است. در گام بعد، چالش های حقوقی در مواجهه با فریب هوشمند مورد توجه است و در نهایت نیز، راهکارهای حقوقی برای مقابله ارائه شده است. نتایج حاصل از این پژوهش آشکار می سازد که نظام های حقوقی - به ویژه آن هایی که بنیان های حقوقی ضعیف تری در حوزه هوش مصنوعی دارند - در مواجهه با پیچیدگی های نوظهور فریب الگوریتمی، با چالش ها و کاستی های جدی رو به رو هستند که عمدتاً از انطباق نا پذیری مناسب قوانین موجود با تحولات سریع فناوری نشأت می گیرد. در چنین شرایطی، مقابله مؤثر با چالش های فریب هوش مصنوعی نیازمند بهره برداری هوشمندانه از ظرفیت های حقوقی موجود و تفسیر پویا از قوانین عمومیِ قابل تسری، است. افزون بر این، ضرورت طراحی نظام تنظیم گری نوآورانه و انعطاف پذیر به همراه ایجاد چارچوب های قانونی متناسب با ماهیت پویای فناوری های نوین، بیش ازپیش احساس می شود.
شناسایی ظرفیت ها و کارکردهای مساجد در حوزه فرهنگی و اجتماعی با استفاده از روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش، شناسایی ظرفیتها و کارکردهای مساجد در زمینه های فرهنگی و اجتماعی و ارائه راهکارهایی برای استفاده بهینه از این ظرفیتها بود. روش: در این مطالعه از روش تحلیل مضمون به عنوان رویکردی کیفی استفاده شده است تا با بررسی منابع دینی، دیدگاههای صاحب نظران و مطالعات پیشین، کارکردهای فرهنگی و اجتماعی مساجد تحلیل شود. یافته ها: در فرایند کدگذاری و پس از بازنگری مضامین، ۷۱ مضمون پایه شناسایی شد که پس از ترکیب و ادغام آنها، به هفت مضمون سازمان دهنده دست یافتیم. این مضامین در دو دسته فراگیر «فرهنگی» و «اجتماعی» طبقه بندی شدند. نتیجه گیری: در بخش فرهنگی، مضامین سازمان دهنده شامل سنگر مبارزه جنگ نرم، کانون جذب نوجوانان و جوانان و مرکز فرهنگ سازی و بیانگر نقش مساجد در ترویج ارزشهای فرهنگی و تقویت هویت دینی و اجتماعی نسل جوان است. در بُعد اجتماعی، مساجد بستری برای تعاملات اجتماعی، افزایش نشاط اجتماعی، انجام مسئولیت اجتماعی و تقویت انسجام اجتماعی شناخته شدند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مساجد می توانند به عنوان نهادهایی مؤثر در توسعه فرهنگی و اجتماعی جامعه ایفای نقش کنند و با برنامه ریزی صحیح، به ارتقای سلامت اجتماعی و فرهنگی کمک شایانی کنند.
هوش مصنوعی و کنترل معنادار بشری: سازوکارهای واکنش پذیر به دلایلِ نسبت-به-عامل-خنثی و امکانِ ردگیری عامل(های) مسئول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخشی از مسائل اخلاقی مرتبط با هوش مصنوعی به خصلت خودگردانی و مسئله شکاف مسئولیت مرتبط است. سیستم های خودگردانِ مجهز به هوش مصنوعی قادر به ایجاد رویدادهایی هستند که اگر انسان آنها را ایجاد کرده بود به آنها «تصمیم» گفته می شد؛ و اگر این «تصمیم ها» خسارتی به بار می آورد، انسانی مسئول آن می شد. اما وقتی تغییرات را ابزارهای تکنولوژیک خودگردان ایجاد می کنند، هرچند همچنان نیاز به پذیرشِ مسئولیت وجود دارد، اما ممکن است چیزی مسئول آن قلمداد نشود. لذا پیشنهاد شده که تکنولوژی های خودگردان در صورتی تحتِ مسئولیت انسان باقی بمانند که دو الزام را برآورده کنند: (1) این قابلیت که دلایل انسانی را «ردیابی» کنند؛ و (2) با دنبال کردن زنجیره دلایل انسانی یک عاملِ انسانی «ردگیری» شود. این شروط برای مصنوعات تکنولوژیک و هوش مصنوعی خودگردان ابهامات متعددی را ایجاد خواهد کرد. از آن جمله این است که دلایلِ اخلاقی ای که باید ردیابی شوند غالباً نسبت به عامل(ها) خنثی هستند، اما ردگیری یک عاملِ انسانی تنها از طریق دلایل وابسته-به-عامل امکان پذیر است. در این مقاله با تحلیل تعبیرهایی که از دو شرط مطرح شده ارائه می شود از یک تعبیر که پیش از این پیشنهاد نشده به عنوان کم مسئله ترین تعبیر از جهت حل مسئله ذکرشده دفاع خواهد شد. برای این کار استدلال می شود که شکاف مسئولیت زمانی پر می شود که تاریخچه رویدادهایی که توسط سامانه های خودگردان ایجاد می شود شامل فرایندی باشد که طی آن عامل مجموعه ای از دلایل هنجاری را به عنوان دلایل قابل قبول خود بپذیرید. اگر دلایلی که مطابق آنها سیستم به صورت خودگردان رفتار می کند متعلق به یک عامل بشری باشد، آنگاه مسئولیت رویدادهایی که ایجاد می شود نیز متعلق به آن عامل خواهد بود.
اخلاق فضیلت و اینستاگرام: تحلیلی از مسئله شکوفندگی کاربر در تعامل تدریجی با فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۲)
165 - 188
حوزههای تخصصی:
آیا طراحی خوب فناوری برای ارزیابی اخلاقی آن کفایت می کند؟ در این مقاله، در چارچوب نظریه اخلاق فضیلت و با چشم انداز نظریِ مطالعات علم و فناوری، به این سؤال پاسخ منفی خواهیم داد. این بحث را طرح خواهیم کرد که تمرکز روی طراحی اخلاقی فناوری، این که مثلاً فناوری تبعیضی را علیه گروهی روا ندارد، حق هیچ گروهی را نقض نکند و پیامدهای پیش بینی پذیر نامطلوبی نداشته باشند، کافی نیست، بلکه باید به این مسئله نیز پرداخت که آیا این فناوری به شکوفایی کاربر کمک می کند یا برعکس، منجر به نهادینه شدن عاداتی می شود که کاربر را از شکوفندگی دور می کند. یک فناوری اخلاقاً خوب طراحی شده ممکن است به تدریج عادات مخربی را تقویت و ویژگی های والایی را تضعیف کند و در نتیجه دست کم از زاویه دید اخلاق فضیلت، مسیر شکوفندگی فرد را با مشکل مواجه سازد. توجه به این مسئله ما را به نگاه متفاوتی در ارزیابی اخلاقی ارتباط فناوری-کاربر می رساند. به عنوان یک مورد مطالعاتی، روی برخی از ویژگی های شبکه اجتماعی اینستاگرام متمرکز خواهیم شد. می کوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که برخی از ویژگی های اینستاگرام چه نسبتی با شکوفندگی کاربر پیدا می کنند.
مطالعه تطبیقی- انتقادی مبانی و لوازم هستی شناختیِ تعالی خواهی در تفکر آبراهام مزلو و صدرالمتألهین: مبانی و لوازم اصل واقعیت ذو مراتبی و وحدت تشکیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
447 - 469
حوزههای تخصصی:
مسئله اساسیِ این پژوهش، بررسیِ مبانی هستی شناختی تعالی خواهی در دو نظام فکری مزلو و صدرالمتألهین با محوریت اصل واقعیت ذو مراتبی و وحدت تشکیکی و هدف از آن، کشفِ لوازمی است که برای ایجاد فلسفه ا ی متعالی، روان شناسی کمال گرا دارای اهمیت است. پژوهش حاضر با استمداد از معیارهای معرفت شناختی انسجام گروی و در برخی موارد مبناگرایی و نیز با شیوه تطبیقی – انتقادی و با استفاده از روش های استدلال قیاسی و بررسی تاریخی به این نتیجه می رسد که اصل واقعیت ذومراتبی با نام دیگر اصل تداوم در نظریه مزلو که برگرفته از متافیزیک فلوطینی برگسونی است، توسط اصل مکملیت بور و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ به اصل ناپیوستگی متافیزیک وایتهدی پیوند می خورد تا این-گونه تعالی نزد مزلو افزون بر سرشت جمعی و دیگر محور، شأنی فردی، نخبه گرایانه و خود محور نیز داشته باشد. اما وحدت تشکیکی در نظام صدرایی با تأکید بر اصالت وجود که از بین برنده کثرت هاست، تصویر گسسته ماهوی و ذره ای از عناصر هستی را با امتداد موجی و پیوسته از اجزاء جهان جایگزین می کند تا تعالی را از امری فردی و خودمختار بیرون آورده، آن را امری جمعی، جبری و وابسته به غیر گرداند. هر چند صدرالمتألهین به دلیل توجه به إشکالات درونی وحدت تشکیکی از علیّت سنتی روی برمی گرداند و با ارائه نظریه فقر وجودی و نیل به وحدت شخصی، فرایند تعالی سازی جبری حرکت اشتدادی را متوقف می کند اما با توجه به لوازم اصل کاملیت که هستی را تک ساحتی و نظام إلاهیاتی را پاِنن تئیستی می گرداند، تعالی را ذاتی انسان و جهان نشان می دهد و به تئوری فقر وجودی و حرکتِ اشتدادیِ تعالی بخش، وجه معرفت شناختی می بخشد.
نظریه عمل-نوع درباره سرشت گزاره ها و شگرد الغا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۹/۲
53 - 74
حوزههای تخصصی:
در سه دهه اخیر بسیاری از فیلسوفان زبان قانع شده اند که نظریه های سنتی درباره گزاره ها نمی توانند به نحوِ رضایت بخش توضیح دهند که چرا گزاره ها واجد ویژگی بازنمایی هستند و، بنابراین، ما نیازمند نظریه هایی بدیل برای توضیح بازنمایی گزاره ها هستیم. یکی از نظریه های بدیل که اخیراً پیشنهاد شده است نظریه عمل-نوع است. مطابقِ نظریه عمل-نوع، گزاره نوعِ عملِ حمل است. پیتر هنکس یکی از مدافعان اصلی این نظریه است. او استدلال می کند که عمل حمل عملی التزام آور است. اما مشکل این است که اگر حمل عملی التزام آور باشد، بلافاصله با مسئله ای به نام مسئله فرگه-گیچ مواجه می شویم. هنکس برای پاسخ به مسئله فرگه-گیچ از شگردی استفاده می کند که می توان آن را شگرد الغا نامید. من در این مقاله، پس از معرفی نظریه عمل-نوع از یک سو و توضیح درباره معنای التزام آور بودن عمل حمل، مسئله فرگه-گیچ و راهِ حل مبتنی بر شگرد الغا از سوی دیگر، دو نگرانی مهم را درباره این راهِ حل مطرح می کنم و نتیجه می گیرم که شگرد الغا در شکل فعلی اش پاسخی رضایت بخش برای مسئله فرگه-گیچ فراهم نمی کند. درنهایت، به دو مسیر متفاوت اشاره می کنم که شاید مدافع شگرد الغا بتواند ازآن طریق به مسئله فرگه-گیچ پاسخ دهد.
بررسی تطبیقی همبستگی دیدگاه های معرفت شناختی و نفس شناختی در دو مکتب مشایی و نو صدرایی (مطالعه موردی آرای ابن سینا و آیت الله جوادی آملی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
52 - 76
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های همه نظام های فلسفی، هماهنگی اجزا و خرده نظام های ذیل آنها مانند معرفت شناسی، هستی شناسی، نفس شناسی و ... است. توجه به چنین امری می تواند کمک شایانی در فهم نظریه های به ظاهر متشتّت و متفرق آنها کند. در همین راستا تحقیق حاضر در صدد بررسی نظریه های معرفت شناختی و نفس شناختی و نشان دادن همبستگی آنها در دو مکتب مشایی و نوصدرایی از طریق مطالعه آرای ابن سینا و علامه جوادی آملی است. نتایج تحقیق نشان می دهد دو مکتب مشایی و نوصدرایی علی رغم تفاوت های بنیادین در نظریه های معرفت شناختی مانند تجرد یا عدم تجرد ادراک، چگونگی حدوث و بقای ادراکات، تبیین مراتب ادراک، جوهر یا عرض بودن علم، نسبت ادراکات با نفس و نحوه اتحاد نفس با صور ادراکی، مواضع معرفت شناختی آنها با نظریه های نفس شناسی مانند تجرد نفس، حدوث نفس، مراتب نفس در عوالم هستی، انفعال یا خالقیت نفس نسبت به صور ادراکی و پذیرش تحولات جوهری یا عرضی نفس، ارتباط وثیق دارد. پژوهش حاضر از طریق منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته است
نقد نظریه تناقض باوری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
124 - 149
حوزههای تخصصی:
تناقض باوری نظریه ای است که با نشان دادن چند قضیه پارادوکسیکال در پی اثبات امکان تحقق اجتماع تناقض در جهان خارج است. تناقض باوران مدعی اند که در عالم واقع برخی تناقض ها هم صادق اند و هم کاذب. تناقض باوران پارادوکس های دروغگو، کارت تبریک، تقویت شده و یابلو را به عنوان دلیل برای اثبات تناقض باوری ارائه کرده اند. سؤال اصلی مقاله این است که ما چه ادله منطقی علیه پارادوکس های تناقض باوری داریم؟ ما در این مقاله با روش تبیینی-تحلیلی، ادله تناقض باوران را نقد کرده، مغالطات به کاررفته، در هر پارادوکس را نشان داده ایم و درنهایت به این نتیجه رسیده ایم که ادله تناقض باوری موجه به نظر نمی رسد. نقدهای این مقاله ابتکاری است و در کتاب ها و مقالات پیشنیان دیده نشده است
ارزش معرفت شناختی مفهوم وجود در فهم اصالت وجود(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۱
6 - 23
حوزههای تخصصی:
با توجه به تفاوت مفهوم وجود و حقیقت وجود و با عنایت به اینکه اصالت با حقیقت وجود است، در این مقاله با تکیه بر روش تحلیلی به دنبال آن هستیم ارزش معرفت شناختی «مفهوم وجود» در حکایت از حقیقت وجود را منقح کنیم. ملاصدرا و تابعان ایشان بر این باورند که حقیقت وجود به دلیل عینی و خارجی بودن نمی تواند به ذهن بیاید؛ لذا حقیقت وجود نمی تواند با مفهوم وجود درک شود و تنها راه شناخت آن شهود است. هرچند این سخن درباره شناخت ذات و کنه وجود صحیح است، اما چنین نیست که مفهوم وجود توانایی حکایت از تحقق و هستی اشیا را نداشته باشد. دلیل این مطلب آن است که اولاً در حکایت، اتحاد هستی شناختی بین حاکی و محکی شرط نیست؛ ثانیاً مفهوم وجود از علم حضوری گرفته می شود، پس مفهوم وجود به امری شهودی تکیه می کند و توانایی حکایت از واقع را دارد؛ ثالثاً ناتوانی مفهوم وجود در حکایت از حقیقت وجود موجب پدیدآمدن اشکال معرفت شناختی می شود. درنتیجه مفهوم وجود وقتی در قضیه ذکر شود، توانایی حکایت از هلیه بسیطه را دارد، اگرچه شناخت «ما حقیقیه» و کنه اشیا از طریق آن میسور نباشد.
بررسی معنای انتساب «احد» به خداوند در قرآن با نگاهی به آرای علامه طباطبایی، ملاصدرا و ابن سینا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۱
54 - 75
حوزههای تخصصی:
«احد» از الفاظی است که در قرآن به خداوند متعال نسبت داده شده و از ویژگی ها و صفات ذات حق تعالی قرار گرفته است. بررسی معنای «احد» که آیا در استعمال قرآنی به معنای وجودی است که هیچ کثرتی در ذات او نیست و بسیط است یا اینکه مراد از آن، وجودی است که مثل و شریکی ندارد یا اینکه امری فراتر از این دو معنا مقصود از آن است، موضوعی است که در این نوشتار بدان خواهیم پرداخت و معنایی فراتر از هر یک از دو معنای فوق را در دلالت استعمالی «احد» و همچنین به لحاظ ملازمات عقلی، برای «احد» اثبات می کنیم. همچنین در ادامه آرای برخی از حکیمانی که در این موضوع اظهار نظر کرده اند، همچون ابن سینا، ملاصدرا و علامه طباطبایی را بررسی خواهیم کرد. روش ما در این مقاله تتبع و پژوهش کتابخانه ای به همراه تحلیل لغوی و عقلی یافته های پژوهش است.









