ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۶۱ تا ۲٬۹۸۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
۲۹۶۱.

آسیب شناسی و ارزیابی رویکرد بازدارندگی دیجیتال عقلانی جرایم جعل و کلاهبرداری در حوزه رمز ارزها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رمز ارز پیشگیری فناورانه جعل کلاهبرداری بازدارندگی دیجیتال عقلانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۹
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف شناسایی آسیب پذیری های زیرساختی و خلأهای قانونی در حوزه رمزارزها و همچنین بررسی آثار جرایم مرتبط بر حریم خصوصی، امنیت سایبری و سیاست های مالی انجام شده است . روش پژوهش: روش مورد استفاده در این تحقیق، توصیفی – تحلیلی است که از طریق تحلیل داده ها و مبانی نظری، به واکاوی جرایم نوظهور در حوزه رمزارزها پرداخته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که بر اساس چارچوب بازدارندگی دیجیتال عقلانی، مجرمان در فضای رمزارزها، رفتار خود را بر اساس محاسبه سود و خطر جرایم تنظیم می کنند. همچنین وجود خلأهای قانونی، ابهام در وضعیت حقوقی رمزارزها و دشواری های دادرسی در نظام عدالت کیفری ایران از موانع اصلی مقابله با این جرایم محسوب می شوند. نتیجه گیری: این پژوهش پیشنهاد می کند که اصلاح و تکمیل قوانین کیفری، تعیین مجازات های متناسب با سود حاصل از جرم، ایجاد نهادهای نظارتی تخصصی و بهره گیری از فناوری های پیشگیرانه و ردیابی دیجیتال، به عنوان راهبردهای اساسی در سیاست گذاری کیفری ایران مورد توجه قرار گیرد. این اقدامات می تواند ضمن افزایش هزینه ارتکاب جرم و ارتقای احتمال کشف، انگیزه مجرمان را کاهش داده و از حقوق شهروندان و ثبات نظام مالی حفاظت کند.
۲۹۶۲.

ارتباطات تغییر اقلیم؛ رویکردی میان رشته ای برای فهم مسئله تغییرات اقلیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارتباطات محیط زیست تغییرات اقلیمی ارتباطات تغییر اقلیم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۷
تغییرات اقلیمی یکی از مهم ترین چالش های زیست محیطی عصر حاضر است که بر سر مسئله بودن آن، توافق جهانی وجود دارد. بر اساس این اجماع جهانی و با توجه به ماهیت گسترده، چندلایه و درهم تنیدهٔ این معضل، علوم طبیعی به تنهایی قادر به حل آن نخواهد بود و نیاز به نقش آفرینی علوم دیگر از جمله علوم انسانی نیز دیده می شود. یکی از شاخه های علوم انسانی که می تواند در این زمینه موثر واقع شود، علوم اجتماعی به معنای عام و علوم ارتباطات به معنای خاص آن است. مسئلهٔ این پژوهش آن است که مطالعات ارتباطی چگونه می تواند به عنوان یک حوزهٔ میان رشته ای در علوم انسانی، به حل مسئلهٔ تغییرات اقلیمی کمک نماید. بدین منظور، در این پژوهش ابتدا چیستی مسئلهٔ تغییرات اقلیمی، ابعاد مختلف آن و به صورت خاص، بحث عدالت اقلیمی مورد توجه قرار گرفته است. سپس اهمیت و جایگاه ارتباطات و رسانه در مسئلهٔ تغییرات اقلیمی مورد بحث قرار گرفته است. رسانه ها به عنوان واسطه ای میان دانش علمی، سیاستگذاران و افکار عمومی، می توانند با طراحی موثر پیام های زیست محیطی، به ویژه از طریق چارچوب بندی، ادراک عمومی از مسئلهٔ تغییرات اقلیمی را شکل داده و سبب شوند شهروندان و سیاستگذاران این مسئله را به عنوان یک تهدید جدی تلقی کنند. در نتیجه، حل این معضل به مسئله ای دارای اولویت در مطالبات عمومی و دستورکار مسئولان مربوطه قرار خواهد گرفت و می تواند تسهیل گر کاهش سرعت تغییرات اقلیمی و پیامدهای ناشی از آن باشد. مرور تحقیقات انجام شده در این حوزه، بیانگر آن است که در اغلب کشورهای توسعه یافته، ارتباطات و رسانه ها هم در عرصه عمل و هم در عرصه تحقیقات، به عنوان یکی از عناصر مهم مسئلهٔ تغییرات اقلیمی مورد پذیرش قرار گرفته اند، اما در جامعهٔ ایران در هیچ سطحی، توجهی به نسبت رسانه ها و ارتباطات با تغییرات اقلیمی صورت نگرفته است. با توجه به نقش ایران در تولید گازهای گلخانه ای وشرایط سیاسی-اجتماعی ایران امروز، ضروری است این حوزهٔ نوپا بیش از پیش مورد توجه پژوهشگران علوم اجتماعی قرار گیرد.
۲۹۶۳.

مطالعه ی تأثیر مهارت های بومی دیجیتال بر سبک تدریس معلمان مهاجر دیجیتال دور ه ی ابتدایی شهرستان دره شهر با میانجی گری دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزشی و فناورانه دانش محتوایی سبک تدریس بومی دیجیتال مهاجر دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۲
 هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مهارت های دیجیتال بومیان دیجیتال بر سبک تدریس معلمان مهاجر دیجیتال در مقطع ابتدایی شهرستان دره شهر و با در نظر گرفتن نقش میانجی گری دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه (TPACK) انجام شد.  روش پژوهش: روش این پژوهش گردآوری داده ها، از نوع تحقیقات معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل ۵۹۰ معلم بود که با استفاده از جدول کرجسی-مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی، ۲۳۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل سه پرسشنامه استاندارد سبک تدریس، مهارت های دیجیتال و دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه بود که روایی محتوایی و پایایی آنها (با محاسبه آلفای کرونباخ) تأیید گردید. داده ها با نرم افزار SmartPLS تحلیل شد .  یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مهارت های دیجیتال بومیان با ضریب بتای ۰.۴۲۹ تأثیر مستقیم و معناداری بر دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه معلمان دارد (0.05>P). همچنین، هر دو متغیر دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه (با ضریب بتای ۰.۳۶۱) و مهارت های دیجیتال (با ضریب بتای ۰.۳۹۳) به طور مستقیم بر سبک تدریس مؤثر بودند (0.05>P). نقش میانجی دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه در رابطه بین مهارت های دیجیتال و سبک تدریس با ضریب کل ۰.۴۶۱ (شامل اثر مستقیم: ۰.۳۹۳ و اثر غیرمستقیم: ۰.۴۲۹) معنادار بود.  نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که معلمان بومی دیجیتال به دلیل تسلط بیشتر بر فناوری، از دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه قوی تر و در نتیجه سبک تدریس مولدتری نسبت به معلمان مهاجر دیجیتال برخوردارند. 
۲۹۶۴.

نقش شاخص های حکمرانی خوب دولت های اصلاحات، مهرورزی و اعتدال در توسعه سیاسی در دوره جمهوری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکمرانی خوب توسعه سیاسی جمهوری اسلامی خاتمی احمدی نژاد روحانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۴
هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی عملکرد دولت های خاتمی، احمدی نژاد و روحانی در ایران با تمرکز بر شاخص های «حکمرانی خوب» و «توسعه سیاسی» می پردازد. هدف اصلی، ارزیابی میزان موفقیت هر دولت در نهادینه سازی اصولی مانند شفافیت، پاسخگویی، مشارکت سیاسی و رعایت قانون مداری و تأثیر این اصول بر روند کلی توسعه سیاسی کشور است. روش پژوهش: تحقیق با رویکرد توصیفی – تحلیلی و با استفاده از روش تطبیقی انجام شده است. داده ها از طریق تحلیل اسناد رسمی، گزارش های بین المللی، شاخص های حکمرانی بانک جهانی و منابع علمی داخلی و خارجی گردآوری شده اند. با مقایسه سیاست ها، ساختار تصمیم گیری و عملکرد اجرایی سه دولت، تصویری واقع بینانه از وضعیت حکمرانی و روند توسعه سیاسی در دو دهه اخیر ارائه شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که میان شاخص های حکمرانی خوب (شفافیت، پاسخگویی، کنترل فساد و کیفیت تنظیم گری) و توسعه سیاسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در دولت خاتمی توجه بیشتری به جامعه مدنی، آزادی مطبوعات و مشارکت سیاسی مشاهده شد، اما در دولت احمدی نژاد تمرکز قدرت، اقتصاد رانتی و ضعف نهادهای مدنی، تحقق بسیاری از شاخص های حکمرانی مطلوب را محدود کرد. دوره روحانی نیز با وجود برخی گشایش های بین المللی، به دلیل محدودیت های نهادی و بوروکراسی فزاینده، به تحقق کامل حکمرانی خوب نینجامید. استمرار ساختار دولت رانتی، ضعف احزاب حرفه ای، محدودیت تکثر سیاسی و موانع نهادی در برابر جامعه مدنی، مهم ترین عوامل تأخیر در شکل گیری حکمرانی مطلوب در ایران هستند. دستیابی به توسعه سیاسی پایدار نیازمند اصلاحات نهادی، افزایش شفافیت و تقویت نهادهای نظارتی و مدنی است.
۲۹۶۵.

کشف ابعاد فرااخلاق در محیط های یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی: مطالعه ای فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرااخلاق هوش مصنوعی محیط یادگیری مطالعه فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: هوش مصنوعی با توانایی بی نظیر خود در نوآوری، انقلابی در محیط های یادگیری ایجاد کرده است. با این حال، می بایست چالشهای اخلاقی آن نیز در نظر گرفته شود. هدف این مطالعه، کشف ابعاد فرااخلاق در محیط های یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی با رویکرد فراترکیب بود. روش: این مطالعه بر اساس هدف، تحقیق کاربردی؛ با توجه به ماهیت داده ها، تحقیق کیفی و با توجه به اجرای آن، جزء پژوهشهای فراترکیب با رویّه هفت مرحله ای سندولوسکی و بارسو(2006) بود. کلیدواژه های مشخص در پایگاههای اطلاعاتی مجلات نور، مگیران، سیویلیکا، گنج، علم نت؛ آی جت، اریک، اسکوپس، ساینس دایرکت و گوگل اسکالر جستجو شد و پس از چندین مرحله غربالگری، در  نهایت 23 مقاله انتخاب و با کدگذاری و تحلیل مضمونی و متاسنتزی به شش مؤلفه ختم شد. یافته ها: مؤلفه های انصاف و برابری، حفظ حریم خصوصی و امنیت، عدم سوء استفاده، استقلال و خودمختاری، شفافیت و توضیح پذیری و همکاری میان رشته ای، در این مطالعه بررسی شد. بررسی ها نشان داد که ادغام ملاحظات فرااخلاقی با هوش مصنوعی، محیط های یادگیری اخلاقی تر و مؤثرتری را پرورش می دهد. این ترکیب منحصر به فرد، پیشرفتهای معناداری را در فنّاوری آموزشی امکان پذیر می کند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که این مؤلفه ها با ترکیب بینش فلسفی با اجرای عملی، مبنایی برای چارچوب آموزشی متحول کننده فراهم می کنند که مربیان و یادگیرندگان را نه تنها برای استفاده از ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی، بلکه برای ارزیابی انتقادی خروجی های آنها نیز آماده کرده و در نتیجه، نسل جدیدی از متخصصان اخلاق مدار و آگاه به فنّاوری را پرورش می دهند.
۲۹۶۶.

مطالعه موردی نقش میانجی گرانه کارگزاران استانداردسازی در بوم سازگان نوآوری ایران: تبیین یک خلأ نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میانجی ها کارگزار استانداردسازی بوم سازگان نوآوری خلأ نهادی مطالعه موردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۲
یکی از چالش های ساختاری کلیدی دربوم سازگان نوآوری ایران، فقدان نهادهای میانجی مؤثر برای همراهی و پشتیبانی عملیاتی از شرکت های دانش بنیان درمسیر انطباق با استانداردهاست. این مقاله، با بهره گیری از روش مطالعه موردی منفرد تعبیه شده، به بررسی یک شرکت تخصصیِ استانداردسازی می پردازد که طی سال های ۱۳۹۸-۱۴۰۲، به عنوان کارگزار معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری فعالیت داشته است. داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مشاهده مشارکتی و تحلیل اسناد گردآوری شده و با روش ردیابی فرایند و تحلیل مضمون بررسی شده اند. یافته ها حاکی که این نهاد با ایفای هشت نقش میانجی گرانه شامل شناختی، دانشی، فنی، تصدیق وصحه گذاری، نهادی، شبکه ساز، یادگیری و بازارساز درمسیر نوآوری و ورود به بازار شرکت ها نقش آفرینی کرده است. این نقش ها نه از پیش طراحی شده، بلکه پاسخی تدریجی و اقتضایی به خلأها و کاستی های بوم سازگان نوآوری ایران بوده اند. یافته ها نشان داد که شدت مداخلات کارگزار تحت تأثیر عواملی نظیر درجه پیچیدگی و مرحله توسعه محصول، حساسیت الزامات ایمنی و مقررات فنی، میزان پیشرفته بودن فناوری و نیاز های سازمانی شرکت ها بوده است. پژوهش حاضر با مفهوم پردازیِ گونه ای از نهادهای میانجی درتنظیم گری و استانداردسازی، نه تنها به توسعه نظری واسطه های نوآوری کمک کرده و خلأ نهادی موجود را دراین زمینه نمایان می سازد، بلکه بر ضرورت طراحی سیاست هایی برای حمایت از این گونه نهادها، یکپارچگی سیاست های نوآوری و استانداردسازی، بازنگری در مدل های تنظیم گری و ایجاد ترتیبات نهادی پایدار به منظور بهره برداری مؤثر از این الگو دربوم سازگان نوآوری ایران تأکید دارد.
۲۹۶۷.

مناظرات یهودیان و مسیحیان در قرون وسطی با نگاهی بر مناظره بارسلونا: از ریشه ها و علل تا فشارهای سیاسی و اجتماعی در این دوران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قرون وسطی مناظرات یهودیان و مسیحیان جرایم یهودیان در اروپا کلیسا مناظره بارسلونا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۹
هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی نقش مناظرات دینی در قرون وسطی به عنوان ابزاری برای کنترل جامعه یهودی و توجیه سیاست های ضدیهودی می پردازد. هدف اصلی، تحلیل نحوه بهره گیری کلیسا از این مناظرات برای محدودکردن نفوذ یهودیان و مشروعیت بخشی به اقداماتی مانند محاکمه و اخراج آنان است.   روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع تاریخی، به بررسی ارتباط میان اتهامات واردشده به یهودیان (ازجمله قتل های آیینی، رباخواری، توهین به مقدسات مسیحی و جادوگری) و نقش مناظرات دینی در تشدید این اتهامات می پردازد.  یافته ها: نتایج نشان می دهد که اتهامات علیه یهودیان، زمینه ساز اقدامات تنبیهی مانند محاکمه و اخراج آنان بوده و مناظرات دینی به عنوان ابزاری تبلیغاتی برای توجیه این سیاست ها استفاده می شد. همچنین، متون باقی مانده از این مناظرات که توسط یهودیان نگاشته شده اند، به دلیل دستکاری های تاریخی و اهداف تبلیغی، بازتاب دقیقی از واقعیت های آن دوره ارائه نمی دهند و بیشتر جنبه ای جدلی و کلامی دارند .  نتیجه گیری: کلیسا در قرون وسطی با استفاده از مناظرات دینی، هم در عرصه ی دینی و هم در حوزه های سیاسی-اجتماعی، به محدودکردن یهودیان پرداخت. این مناظرات نه تنها به عنوان ابزاری برای تقابل فکری، بلکه به عنوان مقدمه ای برای اقدامات عملی ضدیهودی عمل می کردند. همچنین، تحلیل محتوای این متون نشان می دهد که باید با احتیاط و در چارچوب اهداف تبلیغاتیِ آن دوره مورد بررسی قرار گیرند.
۲۹۶۸.

واکاوی امتناع ادغام علوم اجتماعی با حوزه انرژی در ایران؛ مطالعه موردی صنعت برق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: علوم اجتماعی صنعت برق مطالعات بین رشته ای عوامل امتناع

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۹
ادغام علوم اجتماعی با حوزه انرژی به پدیداری حوزه دانشی بین رشته ای علوم اجتماعی انرژی در کشورهای توسعه یافته و کاربست آن در عرصه کنشی انجامیده است. این موضوع در ایران با امتناع مواجه بوده که دلایل آن را در صنعت برق از دیدگاه خبرگان این عرصه و نیز حوزه علوم اجتماعی واکاوی کرده ایم. نظریات و پژوهش ها به موانع ایدئولوژیکی، نهادی، معرفتی و ظرفیتی اشاره کرده اند. ما در این چارچوب و استفاده از روش شناسی کیفی مبتنی بر مصاحبه در داده یابی و تحلیل مضمونی در داده کاوی، به پژوهش پرداخته ایم. خبرگان صنعت برق؛ شرایط آنومیک توسعه پایدار، فرهنگ سازمانی روزمرگی، غلبه تفکّر فنی-بوروکراتیک و حکمرانی غیرمشارکتی و خبرگان علوم اجتماعی؛ چالش های درون گفتمانی علوم اجتماعی، فقدان رویکرد بین رشته ای، فقدان بستر گفتمان مشترک صنعت برق با علوم اجتماعی و فرهنگ عمومی دارای عناصر محدودکننده را به عنوان موانع نام می برند. به لحاظ ماهیتی؛ این عوامل، ایدئولوژیکی، نهادی، معرفتی و ظرفیتی بوده که در عرصه های حکمرانی صنعت، دانشگاه و جامعه ایفای نقش می کنند. توسعه مطالعات میان رشته ای علوم اجتماعی انرژی در ایران مستلزم گفتمان سازی در این چارچوب می باشد.
۲۹۶۹.

توسعه روش تحقیق علم طراحی بر مبنای رویکرد معرفت شناختی مبناگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مبناگرایی معرفت شناختی معرفتشناسی علوم انسانی روششناسی علوم انسانی اسلامی روش شناسی مدیریت اسلامی روششناسی علم طراحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۱
مقدمه و اهداف: مبناگرایی معرفت شناختی با تأکید بر باورهای پایه و استنتاج منطقی، چهارچوبی برای تولید دانش منسجم در علوم انسانی و اجتماعی ارائه می دهد. این رویکرد در مواجهه با تعارض های معرفتی و ارزشی در پژوهش های میان رشته ای، به ویژه در حوزه هایی که ارزش های هنجاری نقش کلیدی دارند، اهمیت بسزایی دارد. باوجوداین، کمبود روش های پژوهشی نظام مند که بتوانند اصول مبناگرایانه را به صورت عملیاتی پیاده کنند، چالشی اساسی است. علم طراحی، به عنوان رویکردی مسئله محور و راه حل محور، ظرفیت بالایی برای عملیاتی سازی مبناگرایی دارد؛ اما نیازمند بازطراحی بر مبنای اصول معرفت شناختی است. هدف این پژوهش، توسعه روش تحقیق علم طراحی بر مبنای رویکرد معرفت شناختی مبناگرایی است که با تلفیق مبناگرایی معرفت شناختی و علم طراحی، چهارچوبی منسجم برای پژوهش های علوم انسانی اسلامی، به ویژه مدیریت اسلامی، فراهم کند. این روش با تمرکز بر ارزش محوری و مسئله محوری، به دنبال کاهش تعارض های معرفتی و تقویت انسجام نظری و عملی در طراحی مدل ها و چهارچوب های میان رشته ای است. این رویکرد برای پژوهش های تأسیسی در مدیریت اسلامی، که ارزش های اسلامی و اصول معرفتی در آنها محوری اند، طراحی شده است. تحقیق حاضر با معرفی و تشریح این روش و ارائه نمونه های کاربردی، قابلیت آن را در حل مسائل پیچیده میان رشته ای نشان می دهد و مسیر جدیدی برای تولید دانش نظام مند در علوم انسانی اسلامی باز می کند. روش: پژوهش حاضر با رویکردی انتقادی به روش های علم طراحی، به توسعه روش مبناگرایی طراحی محور اهتمام ورزیده است. ابتدا، پژوهش های پیشین با رویکرد مبناگرایی معرفت شناختی در حوزه مدیریت اسلامی بررسی و سازوکارهای عمومی آنها استخراج شد. سپس، روش های علم طراحی نقد شد و عناصری که با مبناگرایی همخوانی داشتند، برای توسعه روش جدید به کار گرفته شدند. این فرایند نیازمند تحلیل انتقادی مبانی پیدا و پنهان روش های علم طراحی بود تا چهارچوبی منسجم شکل گیرد. برای اعتبارسنجی، سه گروه کانونی تشکیل شد: یک گروه برای ارزیابی فرایند پژوهش و دو گروه برای بررسی خروجی نهایی. برای افزایش دقت، فرایند خویش بازخوری آگاهانه اجرا شد، که در آن تمام تصمیمات طراحانه با دلایل ثبت و در اختیار گروه های کانونی قرار گرفت. این فرایند شفافیت تصمیم گیری را تضمین کرد و امکان بازنگری دقیق را فراهم آورد. داده ها از طریق روش های کیفی مانند مرور نظام مند ادبیات، مصاحبه، و تحلیل های کیفی گردآوری و تحلیل شدند. تکنیک هایی مانند تحلیل ذینفعان و شناسایی مفروضات استراتژیک برای هم راستایی با ارزش های اسلامی و تقویت انسجام روش استفاده شد. این رویکرد تلفیقی، چهارچوبی نظام مند ارائه داد که هم با اصول معرفت شناختی مبناگرایی سازگار است و هم پاسخگوی نیازهای پژوهش های میان رشته ای در مدیریت اسلامی است. نتایج: خروجی پژوهش، توسعه روش تحقیق علم طراحی بر مبنای رویکرد معرفت شناختی مبناگرایی به عنوان چهارچوبی نوین برای پژوهش های علوم انسانی اسلامی، به ویژه مدیریت اسلامی است. این روش شامل هفت مرحله به هم پیوسته است: ۱. احصای نشانه های مسئله از دیدگاه ذینفعان با تحلیل نشانه ها و مفروضات؛ ۲. شناسایی هندسه لایه ای مسئله از طریق همدلی با آشفتگی و بررسی بسترهای تخصصی؛ ۳. تعیین اصول موضوعه طراحی با اجماع بر ارزش های اصلی و دسته بندی لایه ای اهداف؛ ۴. گردآوری و تحلیل داده براساس اصول موضوعه با استفاده از روش های کیفی مانند مصاحبه و متن کاوی؛ ۵. ارائه مصنوع اولیه با تکیه بر خلاقیت و نوآوری؛ ۶. ارزیابی و توسعه مصنوع براساس اصول موضوعه با تکنیک های نرم و شبیه سازی؛ و ۷. ارائه مصنوع نهایی با بازخورد ذینفعان و اصلاحات هدفمند. این روش با تأکید بر مسئله محوری، پاسخگویی به نیازهای واقعی مدیریت اسلامی را تضمین می کند و با ارزش محوری، اجماع بر ارزش های اسلامی را تسهیل و از تکثرگرایی پرهیز می کند. این چهارچوب امکان طراحی مدل های مفهومی و سیستم های اجرایی را در حوزه هایی مانند تصمیم گیری حکومتی و تحول سازمانی فراهم می کند. روش پیشنهادی با تلفیق واقع گرایی انتقادی و مبناگرایی، انسجام نظری و عملی را تقویت کرده و برای پژوهش های تأسیسی در مدیریت اسلامی مناسب است. خروجی های این روش شامل چهارچوب های نظام مند و مدل های عملیاتی است که قابلیت کاربرد در زمینه های متنوع علوم انسانی اسلامی را دارند. بحث و نتیجه گیری: روش تحقیق علم طراحی بر مبنای رویکرد معرفت شناختی مبناگرایی، چهارچوبی تأسیسی برای پژوهش های علوم انسانی اسلامی، به ویژه مدیریت اسلامی، ارائه می دهد که در مقایسه با روش های دیگر مانند دلالت پژوهی و سامانه های توصیفی، متمایز است. دلالت پژوهی بیشتر برای مطالعات تطبیقی مناسب است؛ زیرا به استخراج آموزه ها از منابع دیگر برای مدیریت متداول می پردازد؛ اما ناخودآگاه تحت تأثیر پارادایم های موجود قرار می گیرد. در مقابل، روش پیشنهادی با تکیه بر اصول موضوعه و ساختار استنتاجی، مدل های بدیلی برای مدیریت اسلامی طراحی می کند که از پیش فرض های مدیریت متداول آزاد است. سامانه های توصیفی نیز به دلیل ماهیت غیرتجویزی، جزئیات روش شناختی کافی ارائه نمی دهند؛ در حالی که این روش مراحل مشخصی برای پژوهش های تأسیسی فراهم می کند. با تأکید بر ارزش محوری، این روش اجماع بر ارزش های اسلامی را تسهیل و از تکثرگرایی پرهیز می کند؛ در حالی که مسئله محوری آن پاسخگویی به نیازهای واقعی را تضمین می کند. کاربردهای این روش شامل طراحی چهارچوب های مفهومی و سیستم های اجرایی در حوزه هایی مانند تصمیم گیری حکومتی و مدیریت سازمانی است. محدودیت های این روش شامل نیاز به صلاحیت های معرفت شناختی پژوهشگر و پیچیدگی اجرا در پژوهش های چندجانبه است. پیشنهاد می شود پژوهش های آتی، کاربرد این روش را در زمینه هایی مانند سیاست گذاری عمومی یا سایر علوم انسانی بررسی کنند. این روش به عنوان پلی بین مدیریت متداول و اسلامی، به توسعه دانش میان رشته ای کمک کرده و چهارچوبی نظام مند برای تولید دانش عملی و نظری ارائه می دهد. تقدیر و تشکر: از استادان و پژوهشگران دانشگاه امام صادقj و دانشگاه تربیت مدرس که در تشکیل گروه های کانونی و ارائه بازخوردهای سازنده مشارکت داشتند، تشکر می کنیم. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ تعارض منافعی در ارتباط با این پژوهش وجود ندارد.
۲۹۷۰.

علم سنجی و ترسیم نقشه دانش تولیدات علمی سیاستهای علم، فناوری و نوآوری در صنعت پتروشیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: علم سنجی نقشه دانش سیاست های علم فناوری و نوآوری صنعت پتروشیمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۹
علم سنجی در سیاست های علم، فناوری و نوآوری، ابزار مهمی برای ارزیابی و تحلیل تاثیرات این سیاست ها در بخش های مختلف صنعتی، از جمله صنعت پتروشیمی محسوب می شود. این حوزه به بررسی کیفیت و کمیت تولیدات علمی، میزان همکاری های بین المللی و تأثیرگذاری مقالات و اختراعات به ثبت رسیده در توسعه فناوری های جدید می پردازد. پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده و با رویکرد علم سنجی با استفاده از ترسیم نقشه های دانش انجام شد. در ابتدا، تعداد 37,987 پژوهش مرتبط با صنعت پتروشیمی با موضوعات مختلف، در پایگاه گوگل اسکولار طی سال های 2000 تا 2024 میلادی شناسایی شد. این داده ها از طریق نرم افزار Publish or Perish استخراج شدند. پس از انجام فرآیند استخراج، داده ها را وارد نرم افزار VOSviewer نموده و نقشه دانش بوسیله نرم افزار ترسیم گردید. کلید واژگان مورد استفاده در پژوهش عبارت است از: توسعه فناوری و نوآوری، سیاست گذاری، اقتصاد و بازار، محیط زیست و پایداری، فناوریهای اساسی در صنعت پتروشیمی، سایر مفاهیم در صنعت پتروشیمی بوده است. یافته ها نشان می دهد که شبکه دانش سیاست های علم و فناوری در صنعت پتروشیمی، دارای 6 خوشه اصلی می باشد. نتایج تحلیل نشان می دهد که واژه های «جهانی سازی» و «اقتصاد» در خوشه اول، «هندبوک» و «تولید» در خوشه دوم، «شیمی سبز» و «فرصت» در خوشه سوم، «بیومس» و «سوخت» در خوشه چهارم، «مدلسازی» و «پالایشگاه» در خوشه پنجم و «هوش مصنوعی» و «وضعیت» در خوشه ششم بیشترین امتیاز و وزن را به خود اختصاص داده که تحلیل ارتباطات بین واژگان هر خوشه ارائه گردید. همچنین تحلیل روندها نشان می دهد که تعداد پژوهشها در حوزه سیاست های علم، فناوری و نوآوری در ابعاد مختلف در صنعت پتروشیمی، طی سالهای اخیر روندی نزولی داشته است.
۲۹۷۱.

دیپلماسی علمی؛ واکاوی همکاری بین المللی ایران با عراق در عرصه آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دیپلماسی علمی عراق آموزش عالی بین المللی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۴
دیپلماسی علمی یک مفهوم میان رشته ای است، و به طور خاص در بحث عراق، حوزه هایی همچون علم و فناوری، روابط بین الملل، سیاست خارجی، حوزه نظامی و حوزه گفتمانی مهم ترین آبشخورهای مفهومی سازنده آن می باشند. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که دیپلماسی علمی جمهوری اسلامی ایران با عراق چگونه صورت بندی می شود و مهم ترین چالش های همکاری های علمی ایران و عراق چیست؟ این پژوهش چندبعدی و در پارادایم کیفی انجام شده است. روش جمع آوری داده ها و اطلاعات ترکیبی از منابع اسنادی و کتابخانه ای، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تعاملی، مشاهده همراه مشارکت، مصاحبه متخصصان، برگزاری پانل خبرگان، جلسات کارشناسی و کسب نقطه نظرات دستگاه ها و نهادهای مرتبط با موضوع بوده است. در این پژوهش ابعاد 4 گانه آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و اجرایی دیپلماسی علمی ایران و عراق مورد مداقه قرار خواهد گرفت. افزایش نقش آفرینی کارگزاران برون مرزی عرصه دیپلماسی به ویژه تقویت نقش رایزن علمی و رایزن فناوری در شناسایی ظرفیت های کشور مقصد و معرفی ظرفیت های ایران، تدوین نقشه راه با مرکزیت نهادهای مسئول بخش علم و فناوری، تنظیم بوروکراسی تعاملات بین المللی کنشگران دانشگاهی و صنعتی و تسهیل رویه های کنسولی برای اتباع غیر ایرانی، تدوین بانک داده ورودی و خروجی نهاد آموزش عالی به منظور تقویت شبکه سازی و بهره مندی از تخصص افراد، نیازسنجی مداوم از بازار و شرایط محیطی کشور مقصد، تلاش در جهت تعریف واحد و واقع بینانه از دنیا و روابط بین الملل، افزایش سواد فرهنگی بازیگران عرصه دیپلماسی علمی و بین المللی سازی دانشگاه ها به طور خاص، سرمایه گذاری بر افزایش کیفیت نیروی انسانی در این حوزه می تواند در پیشبرد دیپلماسی علمی ایران مؤثر باشد.
۲۹۷۲.

اثربخشی آموزش خودنظم دهی هیجانی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بین فردی نوجوانان دارای نشانه-های اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودنظم دهی هیجانی انعطاف پذیری شناختی حساسیت بین فردی اضطراب اجتماعی نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۲
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش خودنظم دهی هیجانی بر افزایش انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت بین فردی در نوجوانان دارای نشانه های اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دارای نشانه های اضطراب اجتماعی در شهر کوهدشت در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. از این جامعه، ۳۰ نفر که دارای پایین ترین سطح انعطاف پذیری شناختی و بالاترین سطح حساسیت بین فردی بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش، مداخله آموزشی خودنظم دهی هیجانی را در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد گردآوری و با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) در نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل از نظر متغیرهای وابسته، تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دقیق تر، آموزش خودنظم دهی هیجانی منجر به افزایش معنادار انعطاف پذیری شناختی و کاهش معنادار حساسیت بین فردی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد (p < 0.01). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه، می توان نتیجه گرفت که آموزش خودنظم دهی هیجانی یک مداخله مؤثر و مفید برای بهبود عملکرد شناختی-هیجانی نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی است و می توان از آن به عنوان یک روش درمانی مکمل برای ارتقای انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت در روابط بین فردی این افراد استفاده کرد.
۲۹۷۳.

الگوهای فضیلت در روایت های تلویزیونی؛ تحلیلی از منظر الگوگرایی اخلاقی زگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوگرایی اخلاقی تحسین اخلاقی تخیل اخلاقی روایت های تلویزیونی معرفت اخلاقی از راه مواجهه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۹
این مقاله، با تکیه بر نظریه «الگوگرایی اخلاقی» لیندا زگزبسکی، به بررسی ظرفیت های اخلاقی روایت های تلویزیونی، به ویژه سریال های ایرانی، در ارتقای معرفت اخلاقی و پرورش منش می پردازد. برخلاف نظریه های قاعده محور، زگزبسکی منشأ معرفت اخلاقی را در مواجهه زیسته با افراد فضیلت مند می داند؛ مواجهه ای که با تحسین اخلاقی آغاز می شود، با تخیل اخلاقی ادامه می یابد، و با تشبّه به الگو تکمیل می گردد. بر این اساس، روایت های داستانی، از جمله سریال های تلویزیونی، می توانند بستر مؤثری برای چنین مواجهه ای فراهم سازند. به لحاظ روش شناختی، مقاله ترکیبی از تحلیل مفهومی در فلسفه اخلاق و تحلیل روایت شناختی در مطالعات رسانه را به کار می گیرد. ابتدا مفاهیم بنیادین نظریه زگزبسکی همچون «تحسین اخلاقی»، «معرفت مواجهه ای»، و «تشبّه اخلاقی» تبیین می شود. سپس، پنج سریال شاخص ایرانی (هزاردستان، روزی روزگاری، قصه های مجید، امام علی، و روزگار قریب) بر اساس روایت تدریجی، شخصیت محوری، و پیچیدگی اخلاقی تحلیل می شوند. بنا بر این ها یافته ها نشان می دهند که این سریال ها با شخصیت پردازی تدریجی، بازنمایی تعارض های اخلاقی، و تحریک واکنش هایی چون تحسین یا انزجار شرایطی فراهم می سازند که مخاطب از موضع مشارکتی و همدلانه با شخصیت هایی چون مرادبیگ، رضا تفنگچی، دکتر قریب و بی بی روبه رو شود. این مواجهه، به ادراک غیرگزاره ای و درونی سازی فضیلت ها می انجامد. در نهایت، مقاله نشان می دهد که زمینه های فرهنگی-بومی سریال ها (زبان، تاریخ، حافظه جمعی) نقش مؤثری در تقویت الگوپذیری اخلاقی دارند.
۲۹۷۴.

پژوهشی نو در ماهیت تبرع در ادای شهادت و ارزش اثباتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهادت تبرعی حسبه شهادت حسبه شاهد شرعی شاهد عرفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۴
هدف پژوهش: بررسی ماهیت، قلمرو اثباتی و حجیت شهادت تبرعی (شهادتی که بدون درخواست قبلی ارائه می شود) در فقه امامیه و حقوق موضوعه ایران و تعیین این که آیا می توان به آن به عنوان یکی از ادله اثبات دعوا استناد کرد یا خیر.  روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای انجام شده است. در آن، نظرات و ادله فقها و حقوقدانان در مورد شهادت تبرعی گردآوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.  یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که: شهادت تبرعی، هم در حق الله (اموری که مربوط به خداوند است) و هم در حق الناس (اموری که مربوط به مردم است) حجت و قابل استناد است. صرف تبرعی بودن (داوطلبانه بودن) شهادت، باعث خروج شاهد از شرایط شرعی و بطلان ماهوی شهادت نمی شود. تنها نقد وارد بر این شهادت، عدم رضایت «مشهودٌله» (کسی که به نفع او شهادت داده می شود) است که این ایراد، شکلی و غیرماهوی است و به حجیت و اعتبار ذاتی شهادت لطمه نمی زند. حداقل می توان به شهادت تبرعی به عنوان شهادت عرفی استناد کرد که بر اساس ماده ۱۶۲ قانون مجازات اسلامی معتبر است و نیاز به دارا بودن تمام شرایط سختگیرانه شاهد شرعی ندارد.  نتیجه گیری: نتیجه نهایی این است که شهادت تبرعی دارای اعتبار و حجیت است و می توان در دادگاه به آن استناد کرد. عدم رضایت مشهودٌله فقط این حق را به او می دهد که نخواهد از این شهادت استفاده کند، اما این امر به صحت ماهوی شهادت خدشه ای وارد نمی کند.
۲۹۷۵.

ملاحظاتی نظری از میان رشتگی علم و دیپلماسی؛ الگواره اولیه، اهداف و مسائل آن در قرن بیست ویکم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دیپلماسی علم چالش های جهانی منافع ملی عصر اختلال نهادهای غیردولتی جذابیت و نفوذ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۵
دیپلماسی اساساً به روابط و تعاملات ارتباطی مرتبط است و این امر از اولین زیست بوم انسان اجتماعی قابل ردیابی است. چالش های پیچیده در کنار تغییرات بنیادین در ماهیت روابط بین الملل، اقتصاد و تکنولوژی با عاملیت علم و فناوری موجب گسترش نوعی از تعاملات و ارتباطات علم پایه شده که از آن به دیپلماسی علمی یاد می شود. در این مقاله، با درک الگواره و اهمیت دیپلماسی علمی به عنوان پژوهشی میان رشته ای، تبیینی از رویکرد نظری انجمن سلطنتی بریتانیا و انجمن امریکایی برای پیشرفت علم در قالب سه رکن «علم در دیپلماسی»، «علم برای دیپلماسی» و «دیپلماسی برای علم» با ملاحظاتی نظری ارائه می شود. عدم وضوح ارکان سه گانه، ظهور و افزایش نقش تعداد زیادی از بازیگران ملی و شرکت های چندملیتی و غول های فناوری، همچنین توسعه و پیشرفت قابل توجه و حیاتی در حوزه هوش مصنوعی (AI) خارج از کنترل دولت های ملی و سازمان های بین المللی و موارد مشابه دیگر، اساساً در این رویکرد نظری و سه گانه آن، در نظر گرفته نشده اند. تبیین دیپلماسی علمی در عصر پیچیده و دارای اختلال در حوزه های گوناگون، در این مقاله نشان می دهد، این رویکرد نظری و رویکردهای مکمل نظری دیگر همچون رویکرد نظری گلوکمن و همکاران، فاقد تبیین جدی در حوزه مأموریت های ذکر شده و نیازمند اصلاح رویکردی و تبیینی هستند. برای کمک به تبیین هر چه بیشتر ملاحظات نظری دیپلماسی علمی، دلایل و اهداف آن با استناد به مطالعات کتابخانه ای با رویکردی توصیفی مورد بررسی قرار می گیرند.
۲۹۷۶.

تاملی بر توسعه سیستم های مدیریت کیفیت و نقش آن در بهبود تضمین کیفیت در موسسات آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت کیفیت موسسات آموزش عالی نظام تضمین کیفیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: این پژوهش درکی مقدماتی از مفهوم کیفیت و سیستم های مدیریت کیفیت را در راستای بهبود نظام تضمین کیفیت ارائه می دهد و در پایان مبادرت به تشریح مولفه های یک سیستم مدیریت کیفیت در جهت کیفیت بخشی در سیستم آموزش عالی کشور می نماید. روش پژوهش: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی است. به لحاظ ارائه داده ها روش مورد استفاده کیفی می باشد که از طریق مطالعه اسنادی انجام شده است. جهت مشخص کردن اسناد، از تمامی پژوهش های خارجی مرتبط در زمینه مدیریت کیفیت در بازه زمانی 1950 لغایت 2022 در پایگاه های اطلاعاتی جستجوی نظام مند صورت گرفت. پس از انجام جستجوها، جمعاً 180 مطالعه مورد بررسی قرار گرفت که پس از چندین مرحله غربالگری براساس بررسی تشابه، عنوان و چکیده و محتوای پژوهش، 15 واحد مطالعاتی جهت انجام تحلیل ها، انتخاب شد. در ادامه با بهره گیری از رویکرد تحلیل محتوای کیفی ساختاربندی (مایرینگ، 1993)، بعد از مقوله بندی و تفسیر 7 مدل مدیریت کیفیت جهت تحلیل انتخاب شد. یافته ها: یافته ها حاکی از این است که یک سیستم مدیریت کیفیت می بایست قبل از اجرایی شدن با نظام آموزش عالی آن کشور انطباق داده شود و از نظر محتوا و ساختار هم جهت، جامع و یکپارچه در جهت فرآیند و فعالیت های موسسه آموزش عالی مورد نظر باشد؛ همچنین همه ذینفعان باید در سیستم مدیریت کیفیت دانشگاه ها در جهت استمرار کیفیت در نظر گرفته شوند و سیستم مدیریت کیفیت باید در هسته خود مفهوم بهبود مستمر را به جای انطباق و التزام به مقررات داشته باشد و مبادرت به ایجاد فرهنگ کیفیت در موسسه نماید تا اطمینان حاصل شود که کیفیت بخشی در فعالیت ها، باورها و انتظارات روزانه هر یک از کنشگران ایجاد می شود. فلذا تمرکز باید بر تضمین کیفیت درونی باشد. نتیجه گیری: دانشگاه های کشور می بایست استراتژی های خاص خود را منطبق با یک سیستم مدیریت کیفیت سیستماتیک تعبیه نمایند تا بتوانند بر ارائه یک آموزش با کیفیت تمرکز کنند. زیرا آنها بدون کیفیت، قادر به ادامه فعالیت نخواهند بود و در نزد ذینفعان هیچگونه اعتباری نخواهند داشت. پس آنها باید فرهنگ بهبود کیفیت مستمر را در برنامه های خود بگنجانند، تا دانشگاه قادر شود به طور منسجم فعالیت نماید و به ماموریت های مورد نظر خود دست یابد.
۲۹۷۷.

الگوی زن مسلمان در آیینه شعر طاهره صفارزاده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دین اسلام زن الگوسازی صفارزاده زن معاصر ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۴
 هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، استخراج و شناسایی ویژگی های «زن الگوی مسلمان» از اشعار طاهره صفارزاده به عنوان یکی از نمادهای زن ایرانی-اسلامی است. این پژوهش در پی آن است تا با معرفی این ویژگی ها، الگویی عملی و بومی برای زن معاصر ایرانی ارائه دهد تا در عرصه های جنگ نرم و جنگ شناختی امروز بتواند نقش آفرینی مؤثر، پیروز و سربلند داشته باشد.  روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. بدین منظور، اشعار طاهره صفارزاده به عنوان داده های اولیه مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته اند. محقق با توصیف مضامین، درون مایه ها و مفاهیم موجود در اشعار، به تحلیل و استنباط ویژگی هایی پرداخته که بازتاب دهنده صفات زن آرمانی و الگوی اسلامی از منظر این شاعر است.  یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که اشعار طاهره صفارزاده، آیینه ای تمام نما از صفات و ویژگی های زن مسلمان آرمانی است. برجسته ترین این ویژگی ها که از شعر او استخراج شده اند، شامل مبارزه جویی، آگاهی بخشی، تعهد اجتماعی، پاسداری از ارزش های اسلامی، مقاومت در برابر استکبار و نفس اماره، و در عین حال حفظ کرامت و عزت نفس است. نتیجه گیری: نتیجه این تحقیق حاکی از آن است که اسلام با ارائه الگوهای متعالی، جایگاه رفیعی برای زن قائل شده که بسیار فراتر از نگاه مصرف گرایانه و کالامحور مکاتب مادی غربی است. انقلاب اسلامی نیز زاده این آیین و منادی چنین جایگاهی برای زن است. طاهره صفارزاده به عنوان یک الگوی برجسته، تجسمی از این آرمان ها در دوران معاصر است. بنابراین، الگوی استخراج شده از شعر و زندگی وی می تواند به عنوان نقشه راهی برای زن ایرانی مسلمان باشد تا با اتکا به آن، در میدان جنگ نرم دشمن، هویت اصیل خود را حفظ کند، به ایفای نقش سازنده بپردازد و به پیروزی دست یابد.
۲۹۷۸.

مرور نظام مند آیینه رتبه بندی دانشگاه های ایران: چالش ها، کاستی ها و مسیرهای بازسازی نهادی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانشگاه ایرانی رتبه بندی جهانی چالش های نهادی مستندسازی علمی وبومتریک استقلال دانشگاهی رسالت اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: در جهان امروز، رتبه بندی دانشگاه ها بیش از یک عدد ساده، آیینه ای از جایگاه علمی، فرهنگی و اجتماعی هر کشور است. دانشگاه ایرانی، با تاریخ طولانی و رسالت های اجتماعی پیچیده، در مواجهه با معیارهای جهانی با چالش های ساختاری و فرهنگی روبه روست. این مقاله با نگاهی تحلیلی و نظام مند، این چالش ها و راهکارهای ارتقای جایگاه دانشگاه های ایران را بررسی می کند. هدف، ارائه تصویری روشن و راهبردی برای بازسازی نهادی و فرهنگی دانشگاه و ارتقای اثرگذاری علمی و اجتماعی آن است. ازاین رو، هدف از این پژوهش، مرور نظام مند مطالعات انجام شده پیرامون رتبه بندی های دانشگاهی در آموزش عالی ایران و ارائه تصویری جامع از چشم انداز پژوهشی در این حوزه است تا با تحلیل و سنتز پژوهش های انجام شده داخلی، چالش های دانشگاه های ایرانی در نظام های رتبه بندی آکادمیک بین المللی و نیز راهکارهای بهبود و ارتقاء جایگاه و رتبه دانشگاه ها شناسایی و دسته بندی گردد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد دانشگاه های ایران با مجموعه ای از محدودیت های ساختاری، فرهنگی و نهادی مواجه اند که جایگاه آن ها را در نظام های رتبه بندی تضعیف می کند. مهم ترین چالش ها عبارت اند از: ناسازگاری نظام های رتبه بندی با شرایط بومی، ضعف در انتشار دیجیتال، تمرکز بر شاخص های کمّی، ساختارهای بوروکراتیک ناکارآمد، مستندسازی ضعیف و ابهام در تعریف وظایف اجتماعی دانشگاه. در پاسخ به این چالش ها، مقاله راهکارهایی را بر اساس تحلیل های جامعه شناسانه و نظریه های مدیریت آموزش عالی ارائه می دهد؛ از جمله بازاندیشی در آموزش و پژوهش، اصلاح ساختار و استقلال نهادی، ایجاد حافظه سازمانی از طریق مستندسازی شفاف، حضور فعال در فضای دیجیتال و بازتعریف رسالت اجتماعی دانشگاه. همچنین ۱۰ پیشنهاد کاربردی برای عملیاتی سازی این راهکارها ارائه شده است که شامل تقویت آزادی آکادمیک، تمرکز بر کیفیت پژوهش، توسعه همکاری های بین المللی و تربیت سرمایه انسانی مسئول و خلاق است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد ارتقای جایگاه دانشگاه های ایرانی در نظام های رتبه بندی نه یک هدف صرفاً عددی، بلکه پیامدی طبیعی از بازسازی نهادی، فرهنگی و اجتماعی دانشگاه هاست. دانشگاهی که خود را در تعامل سازنده با جامعه و جهان بازسازی کند، هم در عرصه جهانی اعتبار علمی خواهد یافت و هم در حافظه تاریخی و فرهنگی کشور ماندگار خواهد شد.
۲۹۷۹.

برنامه های اثربخش نهادهای ترویج صادرات در سیاستگذاری توسعه صادرات شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صادرات محصولات دانش بنیان نهادهای ترویج صادرات سیاست های نوآوری شبکه عصبی مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۵
تحقق اقتصاد دانش بنیان و افزایش پیچیدگی اقتصاد، بدون تمرکز بر ارتقای حجم و تنوع صادراتی محصولات دانشی امکان پذیر نیست. یکی از نوآوری های نهادی دولت ها که اخیراً برای تحقق این هدف، بسیار موردتوجه قرار گرفته، نهادهای ترویج صادرات هستند که برای غلبه بر شکست های بازار و توانمندسازی شرکت های صادراتی ایجاد شده اند. با توجه به محدودیت های کشورهای در حال توسعه، شناسایی و تمرکز بر مهمترین و اثربخش ترین برنامه های این نهادها از الزامات سیاستگذاری است. در این مقاله با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و الگوریتم Moving Backward، برنامه های اصلی این نهادها بر مبنای اثربخشی آنها اولویت بندی شده است. در این راستا، هشت برنامه اصلی این نهادها از ادبیات استخراج شد و با استفاده از داده های 150 شرکت دانش بنیان صادراتی، بر اساس میزان تأثیرگذاری آنها بر میزان صادرات، دستیابی به بازارهای جدید و نوآوری اولویت بندی شدند. نتایج نشان داد که سه برنامه ارائه اطلاعات بازار، شبکه سازی و شناسایی شرکا و تسهیل همکاری تحقیق و توسعه/نوآوری مهمترین برنامه هایی هستند که نهاد ترویج صادرات در ایران باید بر آن متمرکز باشند. در نهایت سیاست های نوآوری که این نهادها باید طراحی و اجرا نمایند نیز پیشنهاد شده است.
۲۹۸۰.

سیاستگذاری حافظه؛ مسائل، مناقشات و اولویت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سیاست حافظه سیاست یادبود نوستالژی تنش های حافظه ای تقویم نسل ها و حافظه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۹
گفت وگو بر سر روایت های حافظه ای به مؤلفه مهمی برای سیاست، دیپلماسی و نظام فرهنگ و سیاست جهانی تبدیل شده و بخشی از اقتصاد سیاسی و عاطفی دنیای امروز را شکل می دهد. چرخش حافظه ای همچنین به تناسب توجه به سیاست حافظه را به مثابه سازماندهی خاطره جمعی توسط حاکمیت و کارگزاران سیاسی برجسته کرده است. مقاله حاضر در سنتی بین رشته ای، پس از ارائه شرحی از استراتژی های سیاست حافظه و تشریح مفاهیم و مؤلفه های کلیدی مرتبط با این نوع سیاستگذاری (به ویژه در تقویم ملی)، به دنبال ارائه مدلی مفهومی از تعامل سطوح و عناصر مختلف دخیل در این فرایند است. بر پایه این مدل رژیم های حافظه ای و سیاست های مرتبط با آن را باید متأثر از سطوح چهار گانه فراملی (حافظه جهانی)، کلان (ناظر به تنگناهای ساختاری و تاریخی)، میانی (تنوعات و شکاف های فرهنگی) و خرد (مرتبط با تفسیر و انتخاب های کنشگران فردی) دانست که در تلاقی با یکدیگر اولویت ها و جهت گیری سیاست حافظه را شکل می دهند. توازن در توجه به اجزاء فوق تضمین دهنده تنش های حافظه ای کمتر و پویایی و همبستگی های قوی تر فرهنگی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان