مطالعات میان رشته ای در علوم انسانی

مطالعات میان رشته ای در علوم انسانی

مطالعات میان رشته ای در علوم انسانی دوره 17 بهار 1404 شماره 2 (پیاپی 66) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

پیوستگی و ناپیوستگی دانشگاه های خصوصی از منظر کسب وکار در حوزه های اقتصادی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دانشگاه صنعت کسب و کار دانشگاه های خصوصی زیست بوم یادگیری جنبه اقتصادی و اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۹
فضای کسب وکار به ویژه در بخش صنعت با دگرگونی مواجه و چشم اندازهای شغلی به گونه ای پر شتاب در حال تحول است. تغییر شرایط اجتماعی و دگرگونی در اقتصاد جهانی، ملی و محلی، از جمله عوامل تأثیرگذار بر زیست بوم جدید کسب وکارها می باشد. درچنین شرایطی آموزش دانشگاهی به ویژه در دانشگاه های حرفه ای نیازمند بازسازی در برنامه ها و جهت گیری ها است تا پیوستگی کسب و کارها با نیازهای اقتصادی و اجتماعی زمینه ساز بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی شود. دانشگاه های بخش خصوصی(غیرانتفاعی) به دلیل ساختارهای چابک تر و استقلال مالی بیشتر واجد ویژگی هایی هستند که به نظر می رسد می توانند در این زمینه موفق و مؤثر عمل کنند. توان این دانشگاه ها در ایجاد زیست بوم یادگیری مبتنی بر نیازهای بومی، سرعت عمل این نوع از دانشگاه ها در طراحی و اجرای رشته های جدید و ظرفیت آنها در به کارگیری نیروی انسانی متنوع می تواند در این مسیر راهگشا باشد.در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا به مطالعه ابعاد این موضوع پرداخته شده است. به این معنا که ابتدا پس از مرور پیشینه تحقیق، شاخص های ارتباط دانشگاه و صنعت به عنوان هسته اصلی پیش برنده رابطه دانشگاه با کسب و کارها، تعیین و بر این اساس تلاش شد درجاتی از وجوه تأثیر این ارتباط با ابعاد اقتصادی، اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. در نهایت یافته های تحقیق نشان داد با فرض شکل گیری ارتباط مؤثر و کارامد میان دانشگاه و صنعت می توان انتظار داشت با شکل دهی ارتباط میان دانشگاه های برتر و بخش های بزرگ صنعتی و دانشگاه های متوسط و کوچک با بنگاه های کوچک و متوسط (SMALL) زیست بوم یادگیری پویاتری ایحاد و اثریخشی دانشگاه بر محیط اقتصادی و اجتماعی افزایش یابد.
۲.

تحلیل عاملیت و ساختار در بستر مجازی؛ پاییدن آزارگون مجازی از منظر تئوری کنش موقعیت مند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تئوری کنش موقعیت مند پاییدن آزارگون مجازی تمایلات کجروانه بستر جرم زا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۸
پاییدن آزارگون مجازی که با استفاده نادرست از فناوری های ارتباطی برای مزاحمت، تهدید یا نظارت آزاردهنده بر سایر کاربران بازنمایی می شود، یکی از اشکال نوپدید رفتارهای مخرب در شبکه های اجتماعی است. هدف اصلی این مقاله شناسایی تأثیر ارزش های اخلاقی، خودکنترلی، بازدارندگی ادراکی و بستر اخلاقی بر وقوع پاییدن آزارگون مجازی در دوگانه عاملیت و ساختار است. روش مقاله از نوع توصیفی-همبستگی است و جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تهران می باشند. با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 304 نفر از دانشجویان دانشکده های دانشگاه تهران انتخاب شدند. ابزارهای این مقاله عبارت اند از: مقیاس های پاییدن آزارگون مجازی، ارزش های اخلاقی، خودکنترلی، بستر اخلاقی و بازدارندگی ادراکی. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS نسخه 4 تحلیل شد. نتایج حاکی از آن بود که هر دو سازه تمایلات کجروانه (ضریب بتا: 41/0) و بستر جرم زا (ضریب بتا: 37/0) تأثیر معناداری بر مبادرت به پاییدن آزارگون مجازی دارند. به طور مشابه، مسیر تعدیل گر تمایلات کجروانه × بستر جرم زا بر مبادرت به پاییدن آزارگون مجازی (ضریب بتا: 17/0) نیز معنادار است. یافته ها نشان دهنده اهمیت هم زمان عاملیت، ارزش های اخلاقی و خودکنترلی، ساختار، بستر اخلاقی و بازدارندگی ادراکی در بروز پاییدن آزارگون مجازی است. بر این اساس، طراحی مداخلات آموزشی و فرهنگی با هدف ارتقای ارزش های اخلاقی و تقویت خودکنترلی در میان دانشجویان ضروری به نظر می رسد. همچنین، بازنگری در سیاست های نظارتی و آموزشی برای ایجاد بستری سالم تر در فضای مجازی توصیه می شود.
۳.

چیستی استحقاق؛ یک مردم نگاری گفت وگویی در کارآفرینی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استحقاق شایستگی کارآفرینی مردم نگاری گفت وگویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۰
مفاهیم استحقاق و شایستگی، همواره نسبتی با استعدادها و داشته های اجتماعی و طبیعی دارند و از زاویه دیدی که به استحقاق مرکزیت می دهد، هر شخص و سازمانی اخلاقاً مجاز به بهره مندی از ذخایر و ظرفیت هایش است. اما از نگاهی دیگر و در یک جامعه به سامان، بایستی به دنبال بهره مندی افراد از خیر یکدیگر بود. رد یا پذیرش استحقاق اخلاقی در فضای کارآفرینی، خود توأم با مشروعیت بخشی به شکلی از اقتصاد و رفتارهای فرهنگی است. براین اساس ایده استحقاق اخلاقی در رفتار بخش منابع انسانیِ سازمان های کارآفرین، منطق سود و شکل توزیع منابع، نمود می یابد. این پژوهش تلاش می کند به روش مردم نگاری گفت وگویی، دیدگاه های برخی از کنشگران اکوسیستم کارآفرینی را نسبت به موضوعات مرتبط با استحقاق بررسی و توصیف کند. بر اساس داده های تجربی، در فرهنگ اکوسیستم استارتاپی ایرانی، امر عادلانه اغلب در چارچوبی شایسته سالارانه و اختیارگرایانه درک، توصیف و بازتولید می شود و در این میدان، دیدگاه های جماعت گرایان و لیبرال های وظیفه گرا و برابری خواه، آینده روشنی در برابر خود نمی یابند. بازاندیشی و تردیدهای طرفین گفت وگوها نشان از آن دارد که این اکوسیستم پیرامون امر عادلانه چندان با تنوع دیدگاه ها روبه رو نیست و در نظر گرفتن عدالت به مثابه فضیلتی ترمیمی نیز با موانع بسیار مواجه است.
۴.

نقش ارزش ها در آینده پژوهی؛ رهنمودهایی برای بهبود کیفیت پژوهش های آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: علم ارزش بار آینده پژوهی داوری های ارزشی ارزش های شناختی ارزش های غیرمعرفتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۷
در چند دهه اخیر فیلسوفان علم به این موضوع پرداخته اند که چگونه علم متأثر از ارزش ها است و با ابتنا بر آن ها سامان می یابد. این دیدگاه در تضاد با آرمان «علم عاری از ارزش» است که دخالت درونی ارزش های غیرشناختی در علم ورزی را مخرب می داند. اما امروزه انتقادهای بسیاری به این آرمان وارد است و آن را آرمان بد می خوانند. اکنون پذیرفته شده است که ارزش ها و داوری های ارزشی به انحاء مختلفی در مراحل علم ورزی از تصمیم گیری در باب انتخاب پروژه های پژوهشی گرفته تا ارزیابی و پذیرش نتایج علمی دخالت می کنند. اهمیت این موضوع در آینده پژوهی به مثابه یک علمِ ارزش بار دوچندان است، چراکه علمی عمل گرا، انسانی و بین/فرا رشته ای است که به دنبال شکل بخشی و ساخت آینده است. بنابراین، این مقاله به بررسی جایگاه و نقش آفرینی های مهم ارزش ها در آینده پژوهی می پردازد که روشن کند کدام شکل از دخالت ارزش ها مشروع و کدام یک غیرمشروع است. برای پاسخ به این پرسش دو رویکرد در مقاله اتخاذ شده است: 1) ارائه یک نوع شناسی از ارزش ها با توجه اهداف آن ها؛ 2) تمایز گذاری بین نقش های مستقیم و غیر مستقیم ارزش ها. سپس سعی شده است که این رویکردها با ادبیات و مبانی آینده پژوهی انطباق داده شوند. توجه به این موارد می تواند چهارچوبی از چگونگی نقش ارزش ها و ساختار آن ها در اختیار آینده پژوهان قرار دهد و از این طریق بر کیفیت، اعتبار و اقتدار آینده پژوهی اثر گذار باشد.
۵.

اثربخشی آموزش ابراز وجود و مدیریت استرس بر فرایند خانواده و بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش ابراز وجود مدیریت استرس فرایند خانواده بهزیستی ‏ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۵
در سال های اخیر، زنان سرپرست خانوار به عنوان یکی از گروه های آسیب پذیر اجتماعی با چالش های روانی و اجتماعی متعددی روبرو هستند که مدیریت استرس و توانایی ابراز وجود، نقش مهمی در ارتقای سلامت روان و بهبود فرایند خانواده آنان ایفا می کند. با توجه به پیامدهای منفی ناشی از فشارهای متعدد، فقدان حمایت های کافی و تأثیر مستقیم این عوامل بر کیفیت زندگی این گروه، پژوهش های مداخله ای در زمینه آموزش مهارت های روان شناختی از ضرورت بالایی برخوردار هستند. هدف این مطالعه، بررسی اثربخشی آموزش هم زمان ابراز وجود و مدیریت استرس بر فرایند خانواده و بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار است. این پژوهش به صورت نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری را زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان کاشان در سال ۱۴۰۰ تشکیل دادند. از این میان ۳۰ زن به صورت در دسترس انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزارهای جمع آوری داده شامل مقیاس فرایند خانواده، مقیاس رضایت از زندگی و مقیاس عاطفه مثبت و منفی بود. گروه آزمایش طی ۸ جلسه آموزشی ۹۰ دقیقه ای آموزش ترکیبی مهارت ابراز وجود و مدیریت استرس را دریافت کرد. داده ها نهایتاً با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. نتایج حاصل نشان داد آموزش ترکیبی ابراز وجود و مدیریت استرس موجب بهبود معنادار فرایند خانواده و افزایش بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار شد؛ به طوری که تفاوت معناداری میان گروه آزمایش و کنترل از نظر فرایند خانواده و بهزیستی ذهنی مشاهده گردید (F=5.87)، (p<0.01). یافته های پژوهش بیانگر اثربخشی برنامه آموزشی در ارتقاء سلامت روان و بهبود عملکرد خانواده زنان سرپرست خانوار است. به نظر می رسد آموزش هم زمان این مهارت ها می تواند راهکاری مناسب برای کاهش آسیب های روانی و افزایش کیفیت زندگی این گروه آسیب پذیر باشد. از محدودیت های پژوهش می توان به حجم نمونه محدود، دسترسی دشوار به گروه هدف و تأثیر شرایط اجتماعی بر پاسخ دهی اشاره کرد. توصیه می شود مداخلات مشابه در سطح گسترده تر و با روش های مقایسه ای بیشتری اجرا شود تا زمینه حمایت روانی و اجتماعی مطلوب تر زنان سرپرست خانوار فراهم گردد.
۶.

واکاوی امتناع ادغام علوم اجتماعی با حوزه انرژی در ایران؛ مطالعه موردی صنعت برق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: علوم اجتماعی صنعت برق مطالعات بین رشته ای عوامل امتناع

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۰
ادغام علوم اجتماعی با حوزه انرژی به پدیداری حوزه دانشی بین رشته ای علوم اجتماعی انرژی در کشورهای توسعه یافته و کاربست آن در عرصه کنشی انجامیده است. این موضوع در ایران با امتناع مواجه بوده که دلایل آن را در صنعت برق از دیدگاه خبرگان این عرصه و نیز حوزه علوم اجتماعی واکاوی کرده ایم. نظریات و پژوهش ها به موانع ایدئولوژیکی، نهادی، معرفتی و ظرفیتی اشاره کرده اند. ما در این چارچوب و استفاده از روش شناسی کیفی مبتنی بر مصاحبه در داده یابی و تحلیل مضمونی در داده کاوی، به پژوهش پرداخته ایم. خبرگان صنعت برق؛ شرایط آنومیک توسعه پایدار، فرهنگ سازمانی روزمرگی، غلبه تفکّر فنی-بوروکراتیک و حکمرانی غیرمشارکتی و خبرگان علوم اجتماعی؛ چالش های درون گفتمانی علوم اجتماعی، فقدان رویکرد بین رشته ای، فقدان بستر گفتمان مشترک صنعت برق با علوم اجتماعی و فرهنگ عمومی دارای عناصر محدودکننده را به عنوان موانع نام می برند. به لحاظ ماهیتی؛ این عوامل، ایدئولوژیکی، نهادی، معرفتی و ظرفیتی بوده که در عرصه های حکمرانی صنعت، دانشگاه و جامعه ایفای نقش می کنند. توسعه مطالعات میان رشته ای علوم اجتماعی انرژی در ایران مستلزم گفتمان سازی در این چارچوب می باشد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۶