مطالعات اخلاق و رفتار در حسابداری و حسابرسی
مطالعات اخلاق و رفتار در حسابداری و حسابرسی دوره 5 پاییز 1404 شماره 3 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش مطالعه رابطه میان ارزش های انگیزشی مبتنی بر منافع فردی و عموم با رعایت آیین رفتار حرفه ای حسابرسان است. روش: حدود 212 نفر از حسابرسان شاغل در موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی کشور به عنوان نمونه آماری به صورت تصادفی انتخاب شدند. قلمرو زمانی پژوهش سال 1403 بوده و مبانی مبانی نظری پژوهش براساس مطالعات کتابخانه ای و داده های پژوهش از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. آزمون فرضیه های پژوهش نیز براساس روش همبستگی و با استفاده از رگرسیون چندمتغیره انجام شده است. یافته ها: هر دو ارزش های انگیزشی مبتنی بر منافع فردی و عموم، رابطه ای معنی دار و مثبت با رعایت آیین رفتار حرفه ای توسط حسابرسان دارند. جنسیت حسابرسان رابطه معنی داری با رعایت آیین رفتار حرفه ای حسابرسان ندارد. اما تحصیلات رابطه معنی دار و منفی با رعایت آیین رفتار حرفه ای دارد. نتیجه گیری: با افزایش تجربه کاری حسابرس، آیین رفتار حرفه ای به منظور افزایش منافع فردی توسط حسابرس رعایت خواهد شد.
تأثیر حسابداری مدنی بر ارتقاء پاسخگویی شرکت به ذینفعان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه حسابداری فراتر از وظایف قانونی، طبق نظریه هایی همچون حسابداری اجتماعی، به عنوان یک فرآیند کنشگر در مقابل انتظارات مطرح در بسترهای اجتماعی و بازار سرمایه مسئولیت فراساختاری دارد و در تقابل با ایدئولوژی هایی همچون سرمایه داری، درصدد توسعه برابری و رعایت حقوق ذینفعان در هر سطح و جایگاهی می باشد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر طراحی مدل حسابداری مدنی به عنوان یک رویه حسابداری اجتماعی و بررسی تأثیر آن بر ارتقاء پاسخگویی شرکت به ذینفعان می باشد. روش: پژوهش حاضر از لحاظ شیوه اجرا کمّی است. داده های جمع آوری شده با روش حداقل مربعات جزئی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری پژوهش در قلمرو زمانی سال 1404 شامل کارشناسان، روسای حسابداری و مدیران مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار است که با استفاده از شیوه نمونه گیری کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه استاندارد است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد الگوی 6 بُعدی حسابداری مدنی با ابعاد شناخت، مشارکت، سیستم اطلاعات، استراتژی ها، مشروعیت و آینده نگری بر پاسخگویی شرکت ها به ذینفعان در ابعاد قانونی، حرفه ای و فردی به صورت مستقیم و مثبت تاثیرگذار خواهد بود. نتیجه گیری: محرک اولیه توسعه حسابداری مدنی در احیای حقوق ذینفعان، زیرساخت های سیستم اطلاعات حسابداری می باشد که به واحدهای حسابداری کمک می کند تا شناخت فراگیرتری از بازار و تغییرات آن در راستای نیاز ذینفعان داشته باشند. بر این اساس، پژوهش حاضر به عنوان اولین پژوهش در حوزه پیاده سازی حسابداری مدنی نشان داد، پاسخگویی شرکت به ذینفعان در سایه چنین الگویی ارتقاء خواهد یافت که حصول مشروعیت اجتماعی بازار سرمایه از مهم ترین پیامدهای آن خواهد بود.
الگوی شکست حسابرسی با رویکرد فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شکست حسابرسی زمانی رخ می دهد که یک حسابرس مستقل نظر نادرستی درباره صورت های مالی یک شرکت بیان می کند. به طور کلی تر شکست حسابرسی زمانی اتفاق می افتد که حسابرس از استانداردهای حرفه ای قابل اجرا عدول کند، به نحوی که نظر مندرج در گزارش حسابرسی او نادرست باشد. این پژوهش با هدف طراحی الگویی برای تبیین شکست حسابرسی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کمّی و کیفی) بوده و با هدف بهره گیری همزمان از داده های کمی و شواهد کیفی طراحی شده است. در بخش کمّی، روش فراتحلیل به کار گرفته شد تا نتایج 71 مقاله داخلی (1390 تا 1403) و 81 مقاله خارجی (2000 تا 2024) به صورت سیستماتیک تجمیع و تحلیل شوند و اندازه اثر متغیرها با استفاده از معیار کوهن سنجیده گردد. در بخش کیفی، علاوه بر مرور نظام مند مقالات فارسی و لاتین، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 51 خبره حسابرسی انجام شد تا مولفه ها و عوامل اثرگذار بر موضوع پژوهش شناسایی شوند. ترکیب این دو رویکرد، امکان ارائه تحلیل جامع و معتبر از ابعاد مختلف موضوع را فراهم می آورد و به تقویت اعتبار علمی نتایج کمک می کند. یافته ها: شکست حسابرسی عمدتاً ناشی از خطر حسابرسی است که آن نیز متأثر از کیفیت پایین حسابرسی می باشد. در مدل طراحی شده، دو مؤلفه اصلی «کیفیت فنی» و «کیفیت خدمات حسابرس» شناسایی شدند که در مجموع شامل 81 زیرمولفه هستند. نتایج نشان داد که تخصص حسابرس، بیشترین تأثیر را بر کیفیت حسابرسی دارد. متغیرهای استقلال، اندازه، و حق الزحمه حسابرس تأثیر متوسط، و متغیرهای شهرت، تجربه، اخلاق، استرس و دوره تصدی تأثیر کمی بر کیفیت حسابرسی داشتند. همچنین کیفیت گزارش و اندازه حسابرس، اثر کمی بر خطر حسابرسی نشان دادند. نتیجه گیری: کاهش کیفیت حسابرسی مهم ترین عامل بروز شکست حسابرسی است. در میان مؤلفه های اثرگذار، تخصص حسابرس بیشترین نقش را در ارتقای کیفیت حسابرسی دارد، در حالی که استقلال، اندازه و حق الزحمه حسابرس اثر متوسط و متغیرهای شهرت، تجربه، اخلاق، استرس و دوره تصدی اثر اندکی دارند. همچنین، کیفیت گزارش حسابرس و اندازه مؤسسه حسابرسی رابطه منفی با خطر حسابرسی دارند؛ یعنی هرچه کیفیت گزارش و مقیاس مؤسسه بالاتر باشد، احتمال شکست حسابرسی کمتر است. به طور کلی، شکست حسابرسی تنها پیامد ضعف فنی نیست، بلکه از عوامل رفتاری و اخلاقی حسابرسان نیز تأثیر می پذیرد. بنابراین، تقویت تخصص، استقلال و رفتار حرفه ای حسابرسان و نیز ایجاد نظام های کنترل کیفیت مؤثر در مؤسسات حسابرسی می تواند به کاهش خطر حسابرسی و پیشگیری از شکست های احتمالی منجر شود.
تبیین تاثیر هشداردهی حسابرسان بر کیفیت حسابرسی با نقش میانجی هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کیفیت حسابرسی به توانایی حسابرسان مستقل در ارزیابی دقیق و بی طرفانه عملکرد مالی و کنترلی سازمان ها وابسته است. هشداردهی حسابرسان که شامل شناسایی و افشای ضعف های کنترلی و خطرات بالقوه است، تأثیر چشمگیری بر کیفیت حسابرسی دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هشداردهی حسابرسان مستقل بر کیفیت حسابرسی و با در نظر گرفتن نقش میانجی هوش هیجانی انجام شده است. روش: این پژوهش کاربردی و کمّی است. داده ها از طریق توزیع پرسشنامه در میان ۱۳۰ حسابرس فعال در مؤسسات حسابرسی تهران (از جامعه ۲۰۰ نفری) جمع آوری شد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان تعیین گردیده و داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار SMART PLS تحلیل شدند. یافته ها: هشداردهی حسابرسان مستقل تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت حسابرسی دارد (ضریب مسیر:0.472). تاثیر هشداردهی حسابرسان بر هوش هیجانی نیز با ضریب مسیر 0.996 مثبت و معنادار است. هوش هیجانی به طور مستقیم کیفیت حسابرسی را بهبود می بخشد (ضریب مسیر برابر است با 0.525). نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که هوش هیجانی در رابطه بین هشداردهی حسابرسان و کیفیت حسابرسی، نقش میانجی ایفا می کند. در ابعاد هشداردهی عامل «حرفه حسابرسی» با وزن ۰.۹۹۵ بیشترین اهمیت و عوامل مربوط به «ذی نفعان» با وزن ۰.۹۸۸ کمترین اهمیت را نشان دادند. در ابعاد کیفیت حسابرسی عامل «کیفیت حرفه ای» با وزن ۰.۹۹۴ به عنوان مهم ترین عوامل، «مدیریت و رهبری» و «ارزش مشتری» با وزن ۰.۹۹۰ کم اثرترین عوامل بودند. در مولفه های هوش هیجانی «خودتنظیمی» و «خودآگاهی» با وزن ۰.۹۹۵ بالاترین اهمیت، و «مهارت اجتماعی» با وزن ۰.۹۹۱ کمترین سطح اهمیت را نشان دادند. نتیجه گیری: توجه به ظرفیت هشداردهی حسابرسان، همراه با تقویت مهارت های هوش هیجانی آنان، نقش مهمی در ارتقای کیفیت حسابرسی دارد. از این رو، آموزش و توسعه هوش هیجانی در حسابرسان و فراهم سازی بسترهای سازمانی برای بیان مؤثر هشدارها، می تواند راهبردی مؤثر در بهبود عملکرد حسابرسی باشد.
تأثیر خودکنترلی حسابرسان بر کیفیت حسابرسی با نقش تعدیلی اخلاق حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر خودکنترلی حسابرسان بر کیفیت حسابرسی با نقش تعدیلی اخلاق حرفه ای است. روش: از نظر هدف، این تحقیق کاربردی بوده، از لحاظ روش میدانی محسوب می شود و از نظر شیوه گردآوری داده ها، در دسته تحقیقات توصیفی- پیمایشی قرار دارد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه حسابرسان شهرستان یزد بوده که برای تعیین حجم نمونه از روش نمونه گیری تصادفی و فرمول کوکران استفاده شده است. در مجموع، ۲۵۰ پرسش نامه بین اعضای جامعه حسابداران رسمی توزیع شد که از این تعداد، ۱۶۹ پرسش نامه قابل قبول مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. برای سنجش متغیرهای تحقیق، از پرسش نامه های استاندارد بومی سازی شده بهره گرفته شد و داده های گردآوری شده با استفاده از روش معادلات ساختاری و نرم افزار PLS3 تحلیل گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که خودکنترلی و اخلاق حرفه ای حسابرسان تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت حسابرسی دارند؛ اما تأثیر خودکنترلی بر کیفیت حسابرسی از طریق اخلاق حرفه ای، منفی و معنادار بوده است. نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده می توان گفت که خودکنترلی به عنوان یکی از ویژگی های فردی مؤثر، می تواند کیفیت حسابرسی را بهبود بخشد. با این حال، هنگامی که اصول اخلاق حرفه ای در سطح بالایی رعایت می شوند، این اثر مثبت تضعیف می شود. این موضوع نشان می دهد که در محیط های حرفه ای با الزامات اخلاقی قوی، ممکن است تأثیرگذاری ویژگی های فردی بر عملکرد کمرنگ تر شود و تصمیم گیری ها بیشتر تابع ساختارهای رسمی و هنجارهای سازمانی قرار گیرند.
نقش شیوه فعالیت مدیریت سود به عنوان معیاری برای خوش بینی به بازده های آتی در یک مدل تصمیم گیری منطقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اطلاعات حسابداری در سودمندی تصمیم به عنوان مفهومی از تئوری بازی مورد آزمایش قرار گرفته است که تأکید می کند تلاش برای حداکثر کردن بازده، امکان اجرای مدیریت سود مثبت را تقویت می کند. در حسابداری مثبت، موضوع مورد توجه نه ذاتاً شیوه گزارش سود و کیفیت آن، بلکه نحوه دستکاری آن و جنبه علامت دهی آن به سرمایه گذاران، همره با سیاست های مالیاتی و شیوه تقسیم سود و رشد فروش شرکت برای آگاهی بخشی به سهامداران از عملکرد آتی شرکت است. هدف این پژوهش بررسی نقش شیوه فعالیت مدیریت سود به عنوان معیاری برای خوش بینی به بازده های آتی در یک مدل تصمیم گیری منطقی است. به عبارتی کیفیت سود ناشی از حسابداری عاقلانه را به عنوان معیاری برای سنجش کیفیت خوش بینی و اعتماد به بازده های آتی مورد بررسی قرار داده است. روش: اطلاعات این پژوهش برگرفته از صورت های مالی 164 شرکت در بازه زمانی 1393-1402 است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، و از نظر ماهیت و محتوا از نوع همبستگی است. برای آزمون وجود رابطه بین متغیرها و معنادار بودن مدل برآورده شده از روش رگرسیون چندگانه مبتنی بر تحلیل پانل دیتا استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد کیفیت سود منتج از دستکاری، بر ادراک سرمایه گذاران تأثیر مثبتی دارد و در پیش بینی اطمینان به بازده آتی مؤثر است. همچنین مدیریت صحیح مالیاتی زمانی که انطباق با استانداردهای حسابداری در سطح بالایی است، بازده آتی را افزایش می دهد. به علاوه سود تقسیمی و رشد فروش به عنوان شاخص های همسانی بالای رشد کسب وکار به عنوان متغیرهای تعدیل کننده، تأثیر مثبت کیفیت فعالیت مدیریت سود و مدیریت مالیات بر بازده آتی را تقویت می کنند. نتیجه گیری: در حسابداری اثباتی، آنچه مهم است، روش گزارش سود هر سهم نیست، بلکه نحوه دستکاری آن و جنبه علامت دهی به سرمایه گذاران، همراه با سیاست های مالیاتی، روش های تقسیم سود و رشد فروش شرکت برای آگاه کردن سهامداران از عملکرد آینده شرکت است. در این حالت، تصویر جامعی از روابط متقابل بین سرمایه گذاران و مدیریت در نظریه بازی ها ارائه می شود که در آن احتمال تصمیم هر یک از طرفین در یک ارتباط دوطرفه در مورد باورهای مثبت در آینده تخمین زده می شود.