فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۸۲۱ تا ۸٬۸۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از انجام این تحقیق، تدوین مدل بومی بازاریابی رسانه های اجتماعی فروشگاه های آنلاین است، لذا پژوهش حاضر از نظر هدف در حیطه تحقیقات توسعه ای می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل 10 نفر از خبرگان بازاریابی و اساتید دانشگاهی بوده است که به صورت هدفمند و غیرتصادفی و بر اساس رسیدن به اشباع نظری انتخاب شده است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. داده های حاصل از مصاحبه با استفاده از تئوری داده بنیاد و در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی انجام شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیو دی ای ورژن 20 استفاده شد. از کلیه شاخص های به دست آمده از تحلیل کیفی از 10 مصاحبه ، شامل 11 مقوله و تعداد 52 شاخص، جهت تدوین مدل بومی بازاریابی رسانه های اجتماعی فروشگاه های اینترنتی به کار گرفته شده است. ماحصل تحلیل داده ها، ارائه الگوی پارادایمی شامل شش مؤلفه شرایط علی (فناوری اطلاعات و ارتباطات، مدیریت زمان و مدیریت هزینه)، شرایط زمینه ای (زیرساخت فروشگاه های اینترنتی)، شرایط مداخله گر (تحریم و مشکلات اقتصادی و مدیریت ریسک)، راهبردها (استفاده از نیروی انسانی متخصص و استفاده از تاثیرگذاران)، پدیده محوری (بازاریابی رسانه های اجتماعی) و پیامدها (پایداری در استفاده از شبکه اجتماعی، ارزش ویژه برند) بوده است. برای هر یک از مقوله های اصلی شناسایی شده نیز تعدادی شاخص شناسایی شد.
مدل حکمرانی منابع انسانی در سازمان های دولتی: مورد مطالعه سازمان تأمین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
42 - 70
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تغییرات سریع محیطی، سازمان ها را به اعمال تغییرات انطباقی برای بقا و رشد ملزم می کند. ایجاد زمینه های انطباق کارکنان به منظور پاسخ گویی به تقاضا و الزامات محیط های ناپایدار، یکی از مشکلات اصلی سازمان های امروزی است و وجود حکمرانی منابع انسانی در سازمان ها، ضمن حفظ استقلال بخش ها، زمینه تعامل و همکاری بین واحدها را نیز ایجاد می کند. هدف اصلی پژوهش، ارائه مدل حکمرانی منابع انسانی در سازمان های دولتی (سازمان تأمین اجتماعی) است.
روش: این پژوهش از نوع کیفی، تفسیری و استقرایی است که در آن، رویکرد مطالعه تک موردی با روش تحلیل تجانس اجرا شده است. در فرایند جست وجو، فقط مطالعاتی مدنظر قرار گرفتند که به پرسش پژوهش پاسخ دهند. در نهایت، با استفاده از روش نمونه گیری ملاک محور، پژوهش هایی انتخاب شدند که با پرسش یا هدف پژوهش ارتباط دارند.
یافته ها: پس از بررسی نتایج مطالعات منتخب مرورشده، 14 مقوله فرعی در چهار قالب اصلی مدیران عالی، مدیران صف، متخصصان منابع انسانی و کارکنان مشخص شد. این مقوله ها در کنار مفاهیمی همچون ایفای نقش یک رهبر تحول آفرین، خط مشی گذاری و... مدل حکمرانی منابع انسانی در سازمان تأمین اجتماعی را می سازند.
نتیجه گیری: با توجه به مصاحبه های انجام شده در دو سطح مدیران و کارشناسان، مفاهیمی همچون ایفای نقش رهبر تحول آفرین، ایفای نقش فعال و برتر در کمیته های منابع انسانی، ایجاد توازن بین ثبات و نوآوری، توسعه بینش فردی و سازمانی و ارتباطات شفاف بین واحدها تکمیل کننده مدل نهایی هستند. همچنین، مقوله متخصصان منابع انسانی، در سازمان تأمین اجتماعی، مهم ترین نقش را ایفا می کند.
نقش فناوری در آماده بکاری بالگردهای تهاجمی هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران در دوران دفاع مقدس (مطالعه موردی: پایگاه یکم رزمی هوانیروز کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶
1 - 22
حوزههای تخصصی:
قدرت آتش و انجام مأموریت های انهدامی، نیازمند برخورداری از بالگرد تک ور قدرت مندی است که این مهم در هوانیروز توسط بالگرد کبرا و در قالب تیم های آتش، پوشش داده شده است و مستلزم پشتیبانی قوی، به موقع و بهره ور در سیستم آماد رسانی (سوخت هوایی، مهمات هوایی) و نگهداری و تعمیر می باشد. با توجه به کارآمدی هوانیروز در دوران دفاع مقدس با بیش از سی صد هزار ساعت پرواز عملیاتی و شرکت در بیش از صدو سی چهار عملیات آفندی و پدافندی، هدف از این پژوهش بررسی نقش فناوری در آماده بکاری بالگردهای تهاجمی هوانیروز در دوران دفاع مقدس(مطالعه موردی: پایگاه یکم رزمی هوانیروز کرمانشاه) می باشد؛ لذا از حیث هدف، توسعه ای و به لحاظ نوع، روش و ماهیت توصیفی است. جامعه آماری تحقیق متشکل از فرماندهان و خلبانان و مهندسین پرواز پایگاه یکم رزمی هوانیروز کرمانشاه را تشکیل می دهند؛ که در دوران دفاع مقدس از تجربیات فراوان و ارزنده ای برخوردار می باشند. جامعه آماری پژوهش تعداد 150 نفر برآورد گردید که بر اساس فرمول کوکران تعداد 78 نفر با شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردیدند.
نقش تفکر راهبردی در موفقیت سازمان ها (مطالعه موردی استقرار نداجا در سواحل مکران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف محققین در این پژوهش بررسی نقش تفکر راهبردی در موفقیت نیروی دریایی ارتش ج.ا.ایران در استقرار در سواحل مکران است.روش:روش تحقیق انجام شده از نوع کاربردی-زمینه ای با روش توصیفی و رویکرد آمیخته است. جامعه آماری این تحقیق فرماندهان و مدیران عالی یکی از بخش های ارتش جمهوری اسلامی ایران هستند که به منظور دست یابی به هدف محققین، اثر متغیر مستقل تفکر راهبردی بر متغیر وابسته موفقیت نیروی دریایی ارتش ج.ا. ایران در استقرار در ساحل مکران مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که تفکر راهبردی با استفاده از مؤلفه های خلاقیت، آینده نگری، جستجوگری، فرصت جویی هوشمندانه، خطرپذیری، رصد و پایش محیط داخلی و خارجی، عینیت گرایی، ترسیم چشم انداز، تدوین راهبرد، تفکر سیستمی، تفکر مفهومی، تفکر تحلیلی، تمرکز بر هدف، تفکر در زمان، ایمان و تلاش آگاهانه و شناخت سازمان در موفقیت نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در استقرار در سواحل مکران نقش مؤثری دارد.نتیجه گیری: نتایج به دست آمده حاکی از آن است که، اکثریت مطلق معتقدند تفکر راهبردی در موفقیت استقرار نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در سواحل مکران نقش بسزایی دارد.
طراحی مدل آینده نگاری حاکمیت الکترونیک با شفافیت سازمانی مدیران بانک صادرات استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش رابطه آینده نگاری حاکمیت الکترونیک با شفافیت سازمانی مدیران (مطالعه موردی: بانک صادرات استان تهران) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی)، با ماهیت اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان که شامل اساتید دانشگاه، مشاورین سازمانی، و مدیران ارشد بانک صادرات در استان تهران و روش نمونه گیری غیرتصادفی گلوله برفی می باشد و جامعه آماری در بخش کمی شامل کلیه کارکنان بانک صادرات در استان تهران به تعداد 7170 نفر می باشد که براساس جدول کرجسی و مورگان، تعداد 365 به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده می باشد. برای گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از مصاحبه و ادبیات پژوهش و در بخش کمی از دو پرسشنامه ساخته محقق و برگرفته از بخش کیفی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد در مجموع 101 شاخص و 6 بعد برای آینده نگری حاکمیت الکترونیک و 6 بعد شفافیت سازمانی مدیران شناسایی گردید. تمامی مؤلفه های آینده نگاری حاکمیت الکترونیک بر شفافیت سازمانی مدیران ارتباط معنادار و مثبت داشت و مدل پیشنهادی شکل گرفت. نتایج آزمون روابط بین متغیرهای مدل رابطه آینده نگاری حاکمیت الکترونیک با شفافیت سازمانی مدیران را نشان می دهد که متغیرهای مستقل توانسته است سطح قوی از تغییرات متغیرهای وابسته را پیش بینی کند و در نهایت تمامی روابط بین متغیرهای مدل رابطه آینده نگاری حاکمیت الکترونیک با شفافیت سازمانی مدیران تأیید شده است.
بررسی و تبیین الگوی بهینه خط مشی گذاری سیستم مدیریتی در تصمیم گیری سازمانی جمعیت هلال احمر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سازمان ها و نهادهای مختلف که مأموریت ها و وظایف اجتماعی دارند؛ مقوله خط مشی گذاری و تصمیم گیری سازمانی حساسیت و اهمیت ملی و در برخی مواقع بین المللی خواهد داشت. برای اتخاذ تصمیم های معقول و بهینه، باید الگوهای خط مشی گذاری ارزیابی و در نهایت بهترین و مناسب ترین آن انتخاب و پیاده شود. از آنجا که جمعیت هلال احمر در شرایط مختلف عادی تا بحرانی مأموریت های مختلفی بر عهده دارد و بسیاری از مأموریت های آن در شرایط اضطراری و بحرانی است، مسئله تصمیمگیری از حساسیت زیادی برخوردار است و این حساسیت به خاطر تبعات و پیامدهای تصمیم است. به همین منظور در این تحقیق الگوهای مختلف خط مشی گذاری در سیستم مدیریتی سازمانی جمعیت هلال احمر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل نخبگان شاغل در جمعیت هلال احمر می باشند. اطلاعات موردنیاز با بهره گیری از دو روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شدند که در نتیجه آن، 11 الگوی خط مشی گذاری و 13 شاخص و معیار برای ارزیابی این الگوها شناسایی شد. پرسشنامه بین بیست وسه نفر از صاحب نظران با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی توزیع شد. فرایند تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار TOPSIS انجام شد. براساس یافته ها مشخص شد که مدنظر قرار دادن امکانات و منابع موجود (عقلانیت اقتصادی) و توجه به مبانی علمی و منطقی در مراحل مختلف (عقلانیت حرفه ای) بالاترین وزن را در بین معیارهای ارزیابی الگوها دارند. همچنین براساس نتایج پژوهش الگوی درخت اخذ تصمیم به عنوان بهینه ترین راهبرد در بین راهبردهای خط مشی گذاری سیستم مدیریتی برای جمعیت هلال احمر معرفی شد.
اثربخشی برنامۀ آموزشی هوش سازمانی بر سازگاری شغلی و تعهد سازمانی کارکنان فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۲شماره ۳
41 - 71
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: عملکرد سازمان ها ازجمله سازمان کل انتظامی که وظیفه خطیر ایجاد امنیّت و اجرای قانون برعهده اوست، به طور چشمگیر با عملکرد منابع انسانی کارکنان و عملکرد فرایندها تعیین می شود. این پژوهش با هدف سنجش اثربخشی برنامه آموزشی هوش سازمانی بر سازگاری شغلی و تعهد سازمانی کارکنان فراجا انجام شد.روش: این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و ازلحاظ روش پژوهشی، نیمه تجربی با پیش آزمون پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کارکنان فراجا تشکیل دادند. (در این پژوهش منظور از کارکنان فراجا آن گروه از کارکنانی بودند که برای گذراندن مقطع کاردانی به دانشگاه علوم انتظامی امین در سال 1401-1400منتسب شده بودند). با استفاده از نمونه گیری در دسترس، 32 نفر انتخاب و به دو گروه شانزده نفره تقسیم و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدنَدَ. گروه آزمایش برنامه آموزشی هوش سازمانی را در یازده جلسه دریافت کردند ولی گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. هر دو گروه، پرسش نامه های سازگاری شغلی دیویس و لاف (1984) و تعهد سازمانی آلن و مایر (1990) را به عنوان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسش نامه سازگاری شغلی دیویس و لاف (1984) و پرسش نامه تعهد سازمانی آلن و مایر (1990) و بسته آموزشی هوش سازمانی یزدانی و همکاران (1400) بودند. داده های پژوهش با به کارگیری از روش های آمار توصیفی (مانند فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس چند متغیری و آزمون تعدیل شده بنفرونی) و با بهره گیری از نرم افزار آماری 24 SPSS تحلیل شدند.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که در مراحل پس آزمون و پیگیری، بین گروه های آزمایش و کنترل در متغیرهای سازگاری شغلی و تعهد سازمانی تفاوت معناداری وجود داشت. میانگین نمرات گروه آزمایش در این مؤلفه ها در مرحله پس آزمون و پیگیری از گروه کنترل بیشتر بود. همچنین تأثیرگذاری آموزش ها بر تعهد سازمانی بیشتر از سازگاری شغلی بود(001 /0 P≤).نتیجه گیری: ازجمله عواملی که بر افزایش بهره وری سازمان ها و عملکرد مطلوب کارکنان تأثیر دارد، سازگاری شغلی و تعهد سازمانی می باشد؛ بنابراین برای افزایش سطوح این متغیرها، انجام اقداماتی همانند آموزش هوش سازمانی در کارکنان ضروری است.
بررسی رابطه بین نگهداشت وجه نقد و کارایی سرمایه گذاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با بررسی نقش تعدیلگری بیش اطمینانی مدیریتی
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۸۵ (جلد ۲)
268 - 281
حوزههای تخصصی:
قلمرو موضوعی تحقیق، مطالعه رابطه بین نگهداشت وجه نقد و کارایی سرمایه گذاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با بررسی نقش تعدیلگری بیش اطمینانی مدیریتی بوده است؛. قلمرو زمانی تحقیق، از سال 1394 تا سال 1400 به مدت 7 سال در نظر گرفته شده است. قلمرو مکانی تحقیق، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها و اطلاعات، از روش کتابخانه ای استفاده شد. در بخش داده های پژوهش از طریق جمع آوری داده های شرکت های نمونه با مراجعه به صورت های مالی، یادداشت های توضیحی و ماهنامه بورس اوراق بهادار انجام پذیرفت. بر اساس روش حذف سیستماتیک تعداد 115 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. به منظور توصیف و تلخیص داده های جمع آوری شده از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شده است. به منظور تحلیل داده ها ابتدا پیش آزمون های ناهمسانی واریانس، آزمون F لیمر، آزمون هاسمن و آزمون جارک – برا و سپس از آزمون رگرسیون چند متغیره برای تایید و رد فرضیه های تحقیق (نرم افزار ایویوز) استفاده گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد، بین نگهداشت وجه نقد و کارایی سرمایه گذاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی داری وجود دارد. بیش اطمینانی مدیریتی بر رابطه بین نگهداشت وجه نقد و کارایی سرمایه گذاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر گذار است.
Designing a Qualitative Model for Critical Conditions of Covid-19 in Helal Houses in the Red Crescent Society(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
INTRODUCTION: Lack of a comprehensive classification of crisis and emergency management in Helal houses has caused many losses in the Red Crescent Society of Iran. Therefore, the root of these problems can be identified and investigated with a thorough investigation. METHODS: This applied research was conducted using a hybrid design. In this research, field and library methods were used. The data were collected by using questionnaire and conducting in-depth interviews with managers, specialists, and experts of the country's crisis management organization and professionals until theoretical saturation. In the first stage, 24 interviews were conducted and we reached theoretical saturation in the 20th interview. In the second stage, relying on inferential statistics methods, 422 questionnaires were distributed. The statistical population of the research is the Red Crescent Society of Iran and its time domain is the second half of 2022. FINDINGS: After performing the three stages of open, central, and selective coding, the final research model was obtained in which, 6 general categories, 15 subcategories, and 49 main concepts are mentioned. CONCLUSION: The results demonstrated that the categories of human resources, organizational communication, and government policies are among the effective factors on crisis management in Helal houses in the Iranian Red Crescent Society in the critical condition of Covid-19 and the consequences of these categories have a significant impact. There are other problems and crises in the formation.
Impact of Information and Communication Technology on Self-directed Learning among Employees at Red Crescent Society of Tehran(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
INTRODUCTION: The achievement of organizational goals depends on the ability of employees to perform the assigned tasks and adapt to the changing environment. The implementation of training and improvement of human resources allow people to effectively continue their activities and increase their efficiency in accordance with organizational and environmental changes. The present study aimed to assess the impact of information and communication technology on self-directed learning among Employees at the Red Crescent Society of Tehran. METHODS: This research was applied-descriptive and survey-type. The statistical population of the current research included all 1800 employees at the Red Crescent Society of Tehran. Based on Cochran's formula, 317 subjects were selected by simple random sampling and answered the questionnaires. To check the variables of the research, a 73-item questionnaire was used, which assesses the two variables of information and communication technology and self-directed learning. The validity of the questionnaire was confirmed by experts' opinions, and its reliability was assessed by Cronbach's alpha method. Research hypotheses were tested by structural equation modeling using LISREL software. Confirmatory factor analysis was used to measure the indicators of the questionnaire, and the model of path coefficients and significant coefficients was applied to examine the hypotheses. FINDINGS: The results of the analyses demonstrated that information and communication technology and each dimension of using computers, media (radio and television), the Internet, educational software, and mobile phones had a significant positive effect on self-control, willingness to learn, and self-management among the employees at Red Crescent Society of Tehran. CONCLUSION: In every organization, the management must make sure that the employees recognize the importance of learning since it is a key factor in the success of the organization. It is necessary for the management of every organization to remove mental models and old beliefs and, considering the role of information technology in learning and creating transformations in learning methods, provide the grounds for its application among employees.
Identifying and Ranking Hospital Suppliers and Choosing the Right Supplier in Supply Chain Management(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
INTRODUCTION: Identifying and classifying hospital suppliers and choosing the right hospital supplier are based on some criteria, such as price, quality, timely product delivery, and after-sales service. METHODS: The research method was to select a suitable supplier through multi-criteria decision-making methods, including fuzzy TOPSIS and fuzzy Delphi. This research analyzed the selection criteria of hospital suppliers using fuzzy TOPSIS and fuzzy Delphi methods. The weight of the selected criteria and their importance were determined by holding interviews with hospital experts. In the next stage, the suppliers were evaluated, and finally, they were ranked using the TOPSIS fuzzy method. FINDINGS: In this research, the criteria for selecting suppliers were based on the criteria determined by Dickson. According to the fuzzy Delphi method, 7 criteria of product quality, timely delivery, final product price, after-sales service, technical ability, product position among competitors, and easy-to-use product were selected for supplier evaluation. CONCLUSION: The selection of a reliable supplier is becoming increasingly crucial given the critical role played by the healthcare sector, which includes hospitals and the Red Crescent as its constituents, the expanding development of technology, and the growing variety of medical equipment. According to the results obtained by the fuzzy Delphi method, the criterion of product quality with a score of 0.88 was chosen as the most important criterion, while the ease-to-use product index with a score of 0.7 was chosen as the least important criterion. The selection and evaluation of suppliers were accomplished through several different quantitative and qualitative indicators, such as cost, quality, timely delivery, and after-sales service. As a result, companies must choose key indicators and suitable suppliers because the right supplier leads to a reduction in purchase costs, as well as an increase in the quality of the products and ultimately the success of the organization in reaching its goals.
بررسی کارآمدی مدل های بهینه سازی؛ میانگین-نیم واریانس، ارزش در معرض خطر مشروط و الگوریتم ژنتیک چند هدفه( NSGAII) تحت معیار ریسک CVAR و MSV در تعیین سبدسهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۱
101 - 120
حوزههای تخصصی:
انتخاب سبدسهام بهینه به عنوان مسئله ای مهم در اقتصاد مطرح است. تکنیک و ابزارهای متعددی برای حل مساله سبد بهینه سهام وجود دارد. در این پژوهش داده های 15 سهام از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران شامل نمادهای؛ خپارس، خزامیا، وپاسار، فولاد، اخابر، کگل، فملی، تاپیکو، سپاها، فاذر، فخاس، شبهرن، شفن، قمرو و قثابت با روش نمونه گیری خوشه ای و حذف سیستماتیک انتخاب شدند. ابتدا بازده این سهام بصورت روزانه در بازه زمانی 31/3/1394-31/3/1399 طی 5 سال به مدت 1183 روز محاسبه گردید. سپس با استفاده از مدلهای ریسک "میانگین-نیم واریانس، ارزش در معرض خطر مشروط، ریسک سبد سرمایه گذاری آنها محاسبه می-شوند. و این دو معیار از روش حل کلاسیک با هم مقایسه می شوند. خروجی بهینه سازی سبد با هر یک از این ریسک ها وزن متفاوتی از هر سهم را نشان می دهد. سپس مدل های ریسک میانگین-نیم-واریانس و ارزش در معرض خطر مشروط از روش فرا ابتکاری الگوریتم ژنتیک چند هدفه با هم مقایسه می شوند. نتایج حاکی از آن است که روش الگوریتم ژنتیک چند هدفه در مقایسه با روش کلاسیک بازدهی سبد بیشتری در معیار میانگین-نیم واریانس به نمایش گذاشت. لذا روش بهتری برای بهینه سازی سبد سهام می باشد.
ارائه مدلی برای سیاست گذاری بودجه در برنامه های ارتباط دانشگاه با جامعه با رویکرد پویایی شناسی سیستم (موردمطالعه: دانشگاه فردوسی مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
9 - 39
حوزههای تخصصی:
تاکنون در ایران اقدامات مختلفی در راستای افزایش همکاری های دانشگاه و جامعه، به خصوص صنعت انجام شده است؛ اما نبود نگاه سیستمی و پویایی های موجود باعث شده است تا ارتباط دانشگاه با جامعه به خوبی بررسی نشود و بسیاری از زوایا نادیده گرفته شود. در این راستا هدف مطالعه حاضر، ارائه مدل پویای ارتباط دانشگاه با جامعه با رویکرد پویایی شناسی سیستم برای رفع موانع و تعارضات با توجه به داده های تاریخی است. برای این منظور سه متغیر اصلی مقاله نویسی، کیفیت آموزش و طرح های برون دانشگاهی در نظر گرفته شده است. ارتباط بین این شاخص ها در مدل پژوهش حاضر از طریق متغیر ظرفیت در دسترس اعضای هیئت علمی است که منبع مشترک بین هر سه متغیر اصلی نیز است. برای اعتبارسنجی مدل از آزمون بازتولید رفتار و تحلیل حساسیت مدل استفاده شد. پس از تأیید اعتبارسنجی مدل سیاست های مختلف بررسی و بهترین سیاست به منظور بهبود سه متغیر اصلی با توجه به منبع مشترک ظرفیت در دسترس اعضای هیئت علمی انتخاب شد. یافته های شبیه سازی نشان داد که تسهیم بودجه دانشگاه در شاخص های اصلی مقاله نویسی، کیفیت آموزش و طرح های برون دانشگاهی تحت تأثیر اختلاف مقاله نویسی، کیفیت آموزش و طرح های برون دانشگاهی با مقدار هدف گذاری شده نتایج قابل قبولی داشته است.
بودجه ریزی عملیاتی و کنترل عملکرد در دستگاه های اجرایی ایران با استفاده از ارزیابی متوازن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به بررسی نظام بودجه ریزی عملیاتی دستگاه های اجرایی ایران در قالب چهار گروه عوامل زمینه ای، عوامل ساختاری، عوامل انسانی و سایر عوامل مؤثر بر بودجه ریزی عملیاتی و تلفیقی با الگوی تکامل یافته روش ارزیابی متوازن، می پردازد. جامعه آماری شامل کلیه دستگاه های اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری است. داده ها با استفاده از روش پیمایشی و استفاده از 182 پرسشنامه به دست آمد و با کمک روش معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش، ترکیبی از الگوهای سه عاملی شه و سه شاخگی مدیریت جهت بودجه ریزی عملیاتی استفاده شد. عملکرد دستگاه های اجرایی بر اساس ارزیابی متوازن مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که سازه های «عوامل ساختاری»، «عوامل انسانی» و «سایر عوامل مؤثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی، بر عملکرد دستگاه های اجرایی تأثیر مثبت و معناداری دارند ولی سازه «عوامل زمینه ای» تأثیر معناداری بر عملکرد ندارد. همچنین، نتایج آزمون الگوی مذکور بر جامعه هدف، نشان داد که متغیرهای بودجه ریزی عملیاتی بر عملکرد دستگاه های اجرایی از طریق فن ارزیابی متوازن تأثیر مثبت و معنا داری دارند. این یافته ها مبانی نظری بودجه ریزی عملیاتی به ویژه عوامل ساختاری، عوامل انسانی، عوامل زمینه ای و سایر عوامل تاثیرگذار را تایید می کنند.
شناسایی و پیاده سازی شاخص های عملکردی با رویکرد مکالمات و متد سقراطی: کاربست یک مطالعه شبه تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۰
35 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش طراحی و پیاده سازی نظام مدیریت عملکرد اثربخش در یک موسسه قرض الحسنه در بخش دولتی است. به منظور تحقق این هدف، از روش گفتگو و رویکرد پرسشگری سقراطی به عنوان تکنیک مداخله ای برای مداخلات فرایند عملکرد، استخراج معیارهای کلیدی و شاخص های عملکرد استفاده شد. پیش از انجام مداخلات داده های پیش آزمون گردآوری و تحلیل شد. براساس مداخلات و یافته های حاصل از شاخص های عملکردی، تاثیر مداخلات بر عملکرد پرسنل، برداشت کارکنان از بهبود در رفتارهای فرایند مدیریت عملکرد و پیامدهای مرتبط رفتاری و نگرشی در پس آزمون مورد سنجش قرار گرفت. همچنین، به منظور بررسی تاثیر مداخلات، طرح شبه تجربی با گروه های نامساوی متشکل از سه گروه آزمایش، کنترل 1 و کنترل 2 با طرح پیش آزمون-پس آزمون بکارگرفته شد. در مرحله کیفی، علاوه بر مداخلات گفتگویی در کل فرایند مدیریت عملکرد با تکنیک پرسشگری سقراطی از رهگذر آن معیارهای عملکردی شناسایی، بازنگری و اصلاح شد و در نهایت شاخص ها و معیارهای عملکردی کلیدی برای ارزیابی بکار گرفته شد. در مرحله کمی، نمونه ای متشکل از 166 نفر به نسبت سه گروه مورد مطالعه انتخاب گردید به طوریکه 53 نفر برای گروه مداخله، 68 نفر برای گروه کنترل 1 و 45 نفر برای گروه کنترل 2 انتخاب شدند. نتایج پس آزمون نشان داد کارکنانی که در فرایند طراحی و پیاده سازی نظام مدیریت عملکرد به طور موثر مشارکت کردند، عملکرد بهتری نسبت به گروه های کنترل داشتند.
تحلیل کیفیت فضایی محیط پیاده روهای خیابان تجاری با تأکید بر نیازهای راحتی زنان (نمونه موردی: خیابان مصدق و نوبهار شهرکرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۰
۱۲۹-۱۱۱
حوزههای تخصصی:
در شهرسازی معاصر، توسعه و سلطه حرکت سواره و حجم زیاد ترافیک، کم تر توجه برنامه ریزان و طراحان شهری را برای حرکت پیاده و نیازها و حقوق طبیعی انسانی او، برانگیخته و به تدریج اولویت دادن به نقش عابرپیاده و فضاهای پیاده محور شهری کم رنگ شده است. خیابا های تجاری و پیاده روهای آن به عنوان نمونه ای از فضاهای تجاری که از گذشته تا کنون جایگاه خود را در شهرها حفظ نموده اند، از محورهای پر رفت وآمد شهری محسوب می شوند، که توجه به نیاز آسایش و راحتی زنان به عنوان بخش بزرگی از مخاطبان این فضا امری ضروری است و این عرصه ها برای موفقیت باید پاسخگوی کاربران خود باشند. کلانشهر کرمانشاه نیز از این قاعده مستثنی نبوده و غلبه فضاهای سواره بر مسیرهای پیاده خیابان های تجاری مصدق و نوبهار عرصه را بر حضور شهروندان به ویژه زنان تنگ نموده است. لذا هدف این پژوهش دو جانبه و به دنبال پاسخ به این پرسش ها است: چه عواملی بر کیفیت فضایی پیاده روهای خیابان تجاری مؤثر بوده و چه میزان از نیاز آسایش و راحتی زنان با توجه به امکانات موجود در پیاده رو تأمین می شود؟ این تحقیق به روش کیفی و برای ارزیابی نهایی از تحلیل داده ها بهره گرفته شده است. این پژوهش ابتدا به شناخت عناصر تشکیل دهنده پیاده رو، شاخص های کیفیت فضا و مؤلفه های راحتی زنان با استفاده از مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای می پردازد. سپس براساس مفاهیم مستخرج از بخش نظری و رابطه نیاز آسایش زنان و شاخص های کیفیت فضای پیاده رو، ارزیابی میزان آسایش زنان به روش میدانی و حضور در پیاده روها و پرسشنامه محقق می گردد. سنجش داده ها با استفاده از درصد و ارزیابی پایایی با نرم افزار SPSS انجام گرفته است. نتایج حاکی از آن است که بیشترین مشکلات زنان در پیاده روها، تأمین نشدن آسایش فیزیکی و فیزیولوژیکی در حوزه عبور، حوزه سواره رو و حوزه مبلمان (نورپردازی نامناسب) است و آسایش روانی زنان در هر دو خیابان به ویژه نوبهار وضعیت قابل قبولی دارد.
پلتفرم های خبری و دروازه بانی اخبار
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
277-278
حوزههای تخصصی:
پلتفرمهای خبری با توسعه الگوریتمهایی که میتوانند محتواهای خبری را به کاربران توصیه کنند، بهعنوان واسطهای تأثیرگذار در اکوسیستم خبری جهان نقش بسزایی ایفا میکنند. در واقع، آنها مفهوم سنتی دروازهبانی خبر را متحول کردهاند و تغییری را در این بخش از صنعت رسانه به وجود آوردهاند که در آن، دیدهشدن یک محتوای خبری برای مخاطبان، تحت تأثیرِ این پلتفرمها و الگوریتمهای آنها قرار میگیرد. در این زمینه، گوگل با پلتفرم گوگل نیوزِ[1] خود، بازیگر پیشروی دنیا محسوب میشود که اکنون بهعنوان یک پلتفرم تجمیع کننده[2] اخبار فعالیت میکند. در سال 2017، گوگل پُرکاربردترین پلتفرم تجمیعکننده اخبار در دنیا بود (ایوانز، جکسون و مورفی[3]، 2023) که کلیه اخبار جهان را پوشش میداد. علیرغم کاهش جزئی سالهای اخیر، در ترافیک این پلتفرم خبری، گوگل نیوز همچنان هدایتکننده کلیدی جریان اخبار در مقیاس بینالمللی است. بر اساس اعلام گوگل، این پلتفرم در سال 2021، هر ماه 24 میلیارد بار کاربران را به سایتهای خبری مختلف هدایت کرده است.
مدل سازی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی (مورد مطالعه: روستاهای شهرستان هشترود)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
18 - 1
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکردی ترکیبی و در سه گام اساسی به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی شهرستان هشترود بود. در گام نخست با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته عوامل مؤثر بر کارآفرینی روستایی مناطق مورد نظر از دیدگاه خبرگان شناسایی شدند. در مرحله دوم و با رویکرد کمی عوامل مذکور از دیدگاه سرپرستان خانوار روستاهای مورد مطالعه بررسی گردیدند. نتایج این گام نشان داد که گویه های «وجود زیرساخت های تکنولوژیکی مناسب روستا (مثلIT و ICT در روستا)»، «تمایل به انجام ریسک های حساب شده»، « مشارکت در تصمیم گیری و اجرای فعالیت های مختلف در روستا»، «دسترسی به خدمات حمایتی» و «حمایت های مالی و مشوق های قانونی» و مؤلفه های اقتصادی بیشترین تأثیر را در بروز و توسعه کارآفرینی روستایی داشتند. در گام سوم مدل عوامل تأثیرگذار بر توسعه کارآفرینی روستایی منطقه مورد مطالعه طراحی گردید. نتایج نشان داد از میان عوامل سیاسی و تکنولوژیک گویه «وجود زیرساخت های تکنولوژیکی مناسب روستا (مثل IT و ICT در روستا)»، از میان عوامل فردی گویه «تمایل به انجام ریسک های حساب شده»، از میان عوامل اجتماعی گویه « مشارکت در تصمیم گیری و اجرای فعالیت های مختلف در روستا»، از میان عوامل اقتصادی گویه «دسترسی به خدمات حمایتی» و از میان عوامل سیاسی و قانونی گویه «حمایت های مالی و مشوق های قانونی» بیشترین تأثیر را در بروز و توسعه کارآفرینی روستایی در روستاهای شهرستان هشترود داشتند. بر اساس نتایج، واگذاری وام های بانکی با بهره کم و دوره بازپرداخت بلندمدت، کمک بلاعوض به افراد پیشرو در زمینه فعالیت های کارآفرینی و خرید تضمینی محصولات پیشنهاد می گردد.
تأثیر کارآفرینی استراتژیک بر مزیت رقابتی (مورد مطالعه: شرکت های دانش بنیان شهرستان بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
34 - 19
حوزههای تخصصی:
عصر جدید، عصر رقابت بر سر منابع کمیاب و کارکنان خلاق و مستعد می باشد. سازمان ها و شرکت هایی در این عرصه موفق هستند که حداکثر بهره را از منابع کمیاب برده و به کمک افراد تحصیل کرده، دانش جدید را به کالاها و خدمات جدید تبدیل کنند. دسترسی به بسیاری از نوآوری ها نیازمند توجه به کارآفرینی استراتژیک است. کارآفرینی استراتژیک در سازمان ها و شرکت های دانش بنیان موجب توسعه کالاها، خدمات و فرایندهای جدید، بهبود و رشد سوددهی، تداوم برتری رقابتی، افزایش کارایی مالی، خلق ثروت و مهم تر از آن ها، موجب ایجاد و حفظ مزیت رقابتی می شود؛ لذا این پژوهش با هدف بررسی تأثیر کارآفرینی استراتژیک بر مزیت رقابتی در شرکت های دانش بنیان شهرستان بوشهر انجام گردید. این پژوهش، به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ گردآوری داده ها از نوع توصیفی-همبستگی بوده و داده های مورد نیاز از طریق توزیع پرسشنامه بین 150 نفر از کارکنان شرکت های دانش بنیان فعال در پارک علم و فن آوری بوشهر گردآوری گردید. برای آزمون فرضیه های پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری بر مبنای روش حداقل مربعات جزئی استفاده گردید. بر اساس نتایج فرضیه اصلی پژوهش و همچنین سه فرضیه فرعی، تأثیر فرهنگ و رهبری کارآفرینانه، به کارگیری خلاقیت و نوآوری و ذهنیت کارآفرینانه بر مزیت رقابتی تأیید گردید و فرضیه تأثیر معنادار مدیریت منابع استراتژیک بر مزیت رقابتی رد شد. در صورتی که کارآفرینی استراتژیک به درستی پیگیری شود و بهبود فرهنگ و رهبری کارآفرینانه، نوآوری و خلاقیت و بهبود ذهنیت کارآفرینانه در سازمان ها و شرکت ها توسط مدیران تشویق گردد، از طریق کسب مزیت رقابتی می توانند از رقبای خود سبقت بگیرند. بنابراین پیگیری ایده های جدید و سودمند با هدف ایجاد مزیت رقابتی پایدار در یک چشم انداز بلندمدت پیشنهاد می گردد.
مدل مدیریت استراتژیک هوشمند پرتفوی در راستای بهینه سازی سبد سهام در فضای حباب بازار سرمایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال دوم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
51 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدلی جامع برای بهینه سازی سبد سهام در شرایط حباب بازار سرمایه با استفاده از مدیریت استراتژیک هوشمند است؛ الگویی که بتواند به کاهش ریسک های ناشی از نوسانات شدید بازار و ارتقای بازدهی بلندمدت سرمایه گذاری ها منجر شود. در فضای پرتلاطم بازارهای مالی و حضور فزاینده فناوری های نوین، سرمایه گذاران و مدیران سرمایه نیازمند نگاهی فراتر از روش های سنتی مدیریت پرتفوی هستند و باید با اتکا بر مفاهیم هوشمند، داده محور و تحلیل های پیشرفته، استراتژی های سرمایه گذاری خود را شکل دهند. در این راستا، پژوهش حاضر با تمرکز بر توسعه ابزارها و روش های هوشمند، سعی دارد تا ساختار و فرآیندهایی را شناسایی کند که با کمک فناوری های پیشرفته و تحلیل داده، امکان شکل دهی رویکردی نظام مند و مقاوم در مواجهه با حباب های بازار سرمایه را فراهم آورد. این تحقیق از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است و از طریق مصاحبه های هدفمند با مدیران سرمایه، کارشناسان خبره مالی و اساتید دانشگاهی حوزه مدیریت مالی و سرمایه گذاری انجام گرفته است. یافته ها نشان می دهد که طراحی یک مدل هوشمند برای مدیریت پرتفوی در شرایط حباب بازار، ضمن ایجاد همگرایی در فرآیند تصمیم گیری سرمایه گذاری و بهره مندی اثربخش از اطلاعات محیطی، می تواند رفتار مشارکتی را در تیم های سرمایه گذاری ارتقا دهد و ساختارهای انگیزشی نوینی را تعریف کند. بدین ترتیب، سرمایه گذاران قادر خواهند بود، همگام با کاهش ریسک های سرمایه گذاری و افزایش بازدهی، سبدهای سرمایه گذاری خود را در بلندمدت بهینه سازی کرده و از قابلیت های رقابتی خود بهره مند شوند.