فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
1 - 40
حوزههای تخصصی:
در محیط پویای کنونی زنجیره های تأمین گردشگری باید چابک باشند، یعنی باید در موقعیتی باشند که بتوانند به سرعت به نیازهای مشتری پاسخ دهند. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف اولویت بندی عوامل زیربنایی چابک سازی زنجیره تأمین در صنعت گردشگری شهر اصفهان انجام شد. بدین منظور ابتدا با بررسی ادبیات موضوع و انتخاب 43 مقاله مرتبط، 6 عامل فناوری اطلاعات، منابع انسانی، عوامل اجتماعی، انعطاف پذیری، حساسیت و پاسخگویی به بازار و شایستگی به عنوان عوامل چابک سازی زنجیره تأمین گردشگری انتخاب شد. آنگاه با استفاده از تکنیک دیمتل اولویت بندی و نمودار علی عوامل به دست آمد. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان صنعت گردشگری در شهر اصفهان می باشند که به روش نمونه گیری غیراحتمالی و به شیوه گلوله برفی انتخاب شدند. در مجموع 34 پرسش نامه تکنیک دیمتل جمع آوری شد که بر اساس نتایج آن عوامل شایستگی، اجتماعی، منابع انسانی، فن آوری اطلاعات، انعطاف پذیری و حساسیت و پاسخ گویی به بازار اولویت های اول تا ششم را به دست آوردند.
معیارهای کیفیت حسابرسی و تاثیر آن ها بر ویژگی های دقت و حساسیت سود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
231 - 254
حوزههای تخصصی:
آنچه مطلوبیت سود را برای سهامداران افزایش می دهد کیفیت و پایداری آن است. اما، آنچه می تواند باعث کنترل رفتار فرصت طلبانه ی مدیریت شده و مشکلات نمایندگی بین سهامداران و مدیران را کاهش دهد و منجر به ثبات میزان سود شود، کیفیت حسابرسی است. حسابرسی هایی که با کیفیت بالاتری انجام شود می تواند بر میزان اقلام تعهدی اختیاری اعمال شده توسط مدیریت و کیفیت و دقت سود نقش داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر کیفیت حسابرسی بر ویژگی های دقت و حساسیت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ته ران طی دوره ی 10 ساله از 1391 الی 1400 با استفاده از اطلاعات 105 شرکت می باشد. آزمون فرضیه ها از طریق رگرسیون چندگانه و به روش حداقل مربعات تعمیم یافته با چیدمان داده های تابلویی صورت پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد که از بین معیار های مختلف کیفیت حسابرسی اندازه موسسه حسابرسی، تخصص حسابرس در صنعت، تداوم تصدی حسابرسی و استقلال حسابرس باعث افزایش دقت و حساسیت سود می شود. اما رابطه معناداری بین حق الزحمه حسابرسی و دقت و حساسیت سود مشاهده نشد. حسابرسان می توانند با افزایش کیفیت حسابرسی، کیفیت سود و دقت و حساسیت آن را افزایش دهند و باعث کاهش هزینه های نمایندگی شوند.
Effect of Carbon Tax Policies in Logistics Systems (Study: Pulp and Paper Industries)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Two policies of carbon tax are considered by many countries for reduce carbon emissions. First policy emphasized on tax and second policy notice subsidy for carbon emission control. The results show that according to conditions, two policies can effective on reducing carbon emissions and technology development. A carbon tax Policy is needed to reduce carbon emissions in logistics systems. The purpose of this paper is to present effect of carbon tax policies for logistics in Iran pulp and paper industry. The research method is descriptive and data collection is survey, Samples consists two groups. The first group are experts for proposing possible Policy and deter-mining evaluation indices and selecting the appropriate Policy. The second group are managers in pulp and paper company for choose an appropriate Policy. Effect of factors on carbon tax was determined by experts’ interviews and fuzzy mean. Two suitable policies that covers the fossil fuels, were selected for simulation by VENSIM software. We considered 10 years for test and 10 years for simulation. Results showed both policies affect pollution reduction, reducing the fossil fuels consumption, reduction of emissions and increase innovation in the logistics system. The second policy that is carrying out carbon tax is more effective than the first policy which paying subsidies to reduce emissions.
تأثیر نگرش های مالی و سواد مالی بر برنامه ریزی مالی پایدار با نقش میانجیگری رفتار مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی مالی به عنوان یکی از اصول اساسی در زمینه پایداری در فعالیت های مالی هر فرد یا شرکتی می باشد که لازمه آن برخورداری از سواد مالی می باشد که این موضوع رفتار مالی را دربر می گیرد. لذا هدف این پژوهش، تعیین تأثیر نگرش های مالی، سواد مالی بر برنامه ریزی مالی پایدار با نقش میانجیگری رفتار مالی بود. این پژوهش از لحاظ هدف از نوع کاربردی و از لحاظ انجام از نوع مطالعات توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل مشتریان شرکت های بیمه شهرستان تبریز می باشد. تعداد 385 نفر به عنوان نمونه آماری به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه وان مصطفی و همکاران (2023) استفاده شد. روایی صوری و سازه پرسشنامه بر اساس نظر خبرگان تایید شده و پایایی پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ به ترتیب برای نگرش های مالی 0.894، سواد مالی 0.788، برنامه ریزی مالی پایدار 0.815 و رفتار مالی 0.843 که مورد تایید قرار گرفته است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با نرم افزار SMART PLS بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که نگرش های مالی و سواد مالی بر رفتار مالی تاثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین رفتار مالی بر برنامه ریزی مالی پایدار تاثیر مثبت و معنی داری دارد و از سوی دیگر نیز رفتار مالی، تاثیر نگرش های مالی و سواد مالی بر برنامه ریزی مالی پایدار را به صورت مثبت و معنی داری میانجیگری می کند.
تاثیر بازاریابی دوستدار محیط زیست بر عملکرد استارت آپ های حوزه انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
155 - 174
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف ارزیابی تاثیر بازاریابی دوستدار محیط زیست بر عملکرد استارتآپ های حوزه انرژی انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و شکل اجراء، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان استارتآپ های انرژی در استان تهران می باشند (103 نفر) که از این میان، نمونه ای متشکل از 82 نفر با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شده است. در این مطالعه برای جمع آوری اطلاعات جهت آزمون فرضیات از پرسشنامه ای شامل هشت بعد و 29 سوال استفاده شده است که بر مبنای طیف لیکرت پنج درجه تدوین شده است. روایی پرسشنامه با روش روایی همگرا و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و روایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت. برای آزمون فرضیات از تکنیک حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که بازاریابی دوستدار محیط زیست تاثیر معناداری بر رضایت مشتری، اعتماد مشتری و شهرت سازمانی دارد. همچنین بر اساس نتایج بدست آمده مشخص شد که هر سه متغیر رضایت مشتری، اعتماد مشتری و شهرت سازمانی بر هر چهار بعد کارت امتیازی متوازن تاثیر مثبت و معناداری دارد.
بومی سازی الگوی حکمرانی خوب شهری بر اساس دیدگاه انتقادی (مطالعه موردی شهر کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
۸۴-۶۷
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بومی سازی الگوی حکمرانی خوب شهری بر اساس دیدگاه انتقادی، مطالعه ای بنیادی- توسعه ای با رویکرد کیفی و استراتژی موردکاوی در شهر کرج انجام داده است. داده ها از طریق بررسی اسناد فرادست، مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه با ۲۰ نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی، به شیوه نمونه گیری هدفمند جمع آوری شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از روش دلفی فازی و نرم افزار اکسل انجام شد و مؤلفه های کلیدی حکمرانی خوب شهری با تأکید بر رویکرد انتقادی تبیین گردید. نتایج نشان داد که تاب آوری شهری و مدیریت بحران با بیشترین وزن، محور اصلی حکمرانی مطلوب شهری بوده و ضرورت برنامه ریزی جامع برای مقابله با بحران های متنوع شهری را تأکید می کند. همچنین، هماهنگی منطقه ای، کارایی و اثربخشی مدیریت شهری و نوآوری سازمانی، از دیگر ابعاد اثرگذار در مدل بومی سازی حکمرانی شناخته شدند. یافته ها تأکید دارند که تحقق حکمرانی خوب شهری مستلزم رویکردی جامع، مشارکتی و چندجانبه میان نهادهای دولتی، شهرداری، بخش خصوصی و جامعه مدنی است. بومی سازی این مدل در کلان شهر کرج، با توجه به ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، می تواند الگویی کارآمد برای سایر شهرهای ایران باشد و زمینه ساز توسعه پایدار، عادلانه و هوشمند شهری شود. این پژوهش ضمن ارائه چارچوب نظری مبتنی بر داده های معتبر، نقش فناوری های نوین، شفافیت، پاسخگویی و عدالت اجتماعی را در ارتقای کیفیت حکمرانی شهری برجسته می کند.
رتبه بندی شاخص های تکنولوژی مالی دربانک ها مبتنی بر رویکرد فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی با گسترش استفاده از تکنولوژی به وجود آمد، از یک طرف مؤسسات مالی و بانک ها چاره ای جز پذیرش این روند نیافتند، از طرف دیگر در کشور ارزیابی عملکرد موسسات و نهادهای بانکی اهمیت خاصی پیداکرده است. شناسایی و تعیین میزان اهمیت (وزن) عوامل و شاخص های مهم تأثیرگذار بر بهبود عملکرد و افزایش کارایی نهادهای بانکی از مباحث بسیار مهم محسوب می شوند، بنابراین در این مطالعه با استفاده از نظر خبرگان در قالب پرسشنامه که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته و اطلاعات آمار جمع آوری شده و در دسترس برای دوره زمانی از مهر تا بهمن 1401، روش تجزیه و تحلیل فرآیند سلسله مراتب فازی، شاخص های بخش بانکی در 2 گروه نرم افزاری و سخت افزاری و شاخص های انتخابی 9 شاخص اصلی و پر اهمیت در عرصه بانکداری توسط خبرگان تعریف گردیده است. نتایج رتبه بندی تکنولوژی های مالی بخش پولی نشان می دهد که تمامی شاخص های سازگاری کمتر از 1/0 می باشند که مؤید پایایی و قابل اعتماد بودن ابزارهای اندازه گیری است. در میان وزن های به دست آمده ابزارهای نرم افزاری به ترتیب همراه بانک 0.256، اینترنت بانک 205/0 و بانکداری دیجیتال 193/0 و در میان ابزارهای سخت افزاری به ترتیب دستگاه های خودپرداز برون شعبه ی 290/0 و دستگاه خودپرداز درون شعبه ی 271/0 از بالاترین سطح اهمیت برخوردار هستند.
عوامل مؤثر بر ایجاد جو سازمانی سمی: مورد مطالعه ادارات ورزش و جوانان استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جو سازمانی سمی در واقع نوعی عارضه و بیماری سازمانی است که در صورت تداوم و پایداری می تواند پیامدهای منفی برای سازمان به همراه داشته باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین عوامل مؤثر بر ایجاد جو سازمانی سمی در اداره های ورزش و جوانان استان آذربایجان شرقی بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه دسترسی به داده ها از نوع تحقیقات پیمایشی می باشد. جامعه آماری را کلیه مدیران، معاونان، کارشناسان و کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان آذربایجان شرقی در سال ۱۴۰۱ تشکیل می داد (۲۹۳=N). نمونه آماری به کمک جدول مورگان و به شیوه تصادفی ساده و با استفاده از جدول مورگان، 166 تن انتخاب و در پژوهش مشارکت نمودند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه محققساخته استفاده شد که با بهره گیری و تعدیل پرسشنامه روستایی (۱۳۹۴) طراحی شده بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط 8 تن از اساتید مدیریت ورزشی مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. همچنین برای ارزیابی پایایی، از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. در این تحقیق تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS و Smart PLS مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از بررسی مدل ساختاری پژوهش نشان داد که عوامل ساختار شغلی مسموم و رهبری زهرآگین در سطح معنی دار (۰۰۱/۰>P) در ایجاد جو مسموم سازمانی نقش دارند. روابط بین فردی و نظام پاداش و جبران خدمت مسموم در سطح معنی دار (۰5/۰>P) در ایجاد جو سازمانی مسموم نقش دارد، اما ساختار فیزیکی مسموم بر ایجاد جو مسموم نقش معنی داری ندارد (۰۵/۰<P). براساس نتایج حاصل، عواملی چون: ساختار شغلی، شیوه مدیریت، نوع روابط بین فردی و نظام پاداش و جبران خدمت باید به گونه ای باشد که کارکنان جو سازمان های ورزشی را فاقد مسمومیت درک کنند تا نیت سازمان در حمایت و ارزش گذاری به کارکنان آشکار شود و همچنین سازمان بتواند از پتانسیل کامل کارکنان خود بهره ببرد و دستیابی به اهداف سازمان آسان تر گردد.
بررسی نقش هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت راهبردی در سازمان های مالی با روش ترکیبی دلفی فازی
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال ۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
22 - 45
حوزههای تخصصی:
امروزه سازمان های مالی به دنبال روش های نوین برای تقویت موقعیت رقابتی و بهینه سازی فرآیندهای تصمیم گیری هستند. هوش مصنوعی (AI) به عنوان یکی از پیشرفته ترین فناوری ها در این زمینه نقشی بی بدیل ایفا می کند. این مقاله به تحلیل نقش هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت راهبردی سازمان های مالی می پردازد و به بررسی چگونگی تأثیرگذاری این فناوری بر بهبود تجزیه و تحلیل داده ها، پیش بینی مالی، و تسهیل فرآیندهای تصمیم گیری استراتژیک می پردازد. با بهره گیری از الگوریتم های پیچیده و یادگیری ماشین هوش مصنوعی توانایی شناسایی الگوهای پنهان و پیش بینی سناریوهای مالی را دارد که می تواند در ارزیابی ریسک و فرصت های سرمایه گذاری مؤثر باشد. همچنین به پیامدهای فرهنگی و فنی ناشی از پیاده سازی فناوری هوش مصنوعی در ساختارهای حسابداری مدیریت می پردازد و چالش هایی از جمله نیاز به تغییر در مهارت های کارکنان و ادغام سیستم های هوش مصنوعی در فرآیندهای موجود را مورد بحث قرار می دهد. هدف تحقیق حاضر بررسی معیار های نقش هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت راهبردی در سازمان های مالی است.شناسایی و رتبه بندی معیار ها از طریق پیشینه پژوهش و سپس به روش دلفی فازی شناسایی وتایید خبرگان قرار گرفتند به منظور رتبه بندی معیارهای تأییدشده از روش تصمیم گیری چندمعیاره بهترین-بدترین استفاده شد و در نهایت نتایج بیانگر آن بود که معیار های هزینه های آموزش وتوسعه مهارت، کمبود منابع انسانی متخصص جهت پیاده سازی، هزینه های نگهداری وپشتیبانی به ترتیب از مهم ترین معیار های نقش هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت راهبردی در سازمان های مالی هستند.
Applications of the Internet of Things in the Sustainable Cement Industry(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The cement industry plays a crucial role in construction and infrastructure development, carrying significant economic implications. While demand in developed countries has declined due to environmental concerns, Iran remains self-sufficient and a leading exporter in the Middle East. The Fourth Industrial Revolution has introduced the Internet of Things (IoT) as a transformative technology, delivering economic, environmental, and social benefits. Although historically resistant to change, the cement industry has recently begun adopting IoT technologies, demonstrating notable progress in recent years. This study aims to identify and prioritize IoT applications within the sustainable cement industry in Iran. The research began by identifying IoT applications through a review of leading industry practices and academic literature. A sustainability-based framework was developed to evaluate these applications across economic, environmental, and social dimensions. The Best-Worst Method (BWM) was used to weight sustainability indicators, and the VIKOR method was applied to assess the relative attractiveness of each application. Capability indicators were also evaluated. A capability–attractiveness matrix was constructed to score and prioritize the applications accordingly. The study identified 13 relevant IoT applications for the cement industry. A set of 17 attractiveness indicators (grouped into economic, social, and environmental dimensions) and eight capability indicators (based on IoT architecture layers) were used in the evaluation. The applications were assessed using a capability–attractiveness matrix, and “Gas Monitoring” and “Temperature Measurement and Monitoring” were found to have the highest priority, indicating strong feasibility and strategic value for sustainable implementation.
واکاوی پیامدهای مدیریت قارچی در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت بهبود و تحول سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۱۷
241 - 282
حوزههای تخصصی:
مدیریت اثربخش در سازمان های دولتی نقشی کلیدی در انگیزه کارکنان و تحقق اهداف سازمانی دارد. با این حال، مدیریت قارچی به عنوان رویکردی ناکارآمد، می تواند پیامدهای گسترده ای بر جنبه های مختلف سازمانی ایجاد کند که بررسی آن ها برای بهبود نظام مدیریتی ضروری است. از همینرو هدف پژوهش حاضر واکاوی پیامدهای مدیریت قارچی در سازمان های دولتی استان لرستان بود. پژوهش حاضر از منظر فلسفه پژوهش در چارچوب پارادایم تفسیری قرار می گیرد و از نظر رویکرد، از نوع استقرایی است. این پژوهش در زمره تحقیقات کیفی دسته بندی می شود. مشارکت کنندگان پژوهش، اساتید دانشگاه و مدیران ارشد و میانی سازمان های دولتی استان لرستان بودند که با استفاده از روش نمونه گیری نظری انتخاب شده اند. از این رو، بر اساس قاعده اشباع نظری، در پژوهش حاضر با استفاده از 14 مصاحبه این مهم حاصل شد و داده های مورد نیاز با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید و تحلیل داده ها نیز با بهره گیری از روش تحلیل مضمون کلارک و براون صورت گرفته است.
تبیین رابطه اثرگذاری معنویت در محیط کار و جو اخلاقی بر وفاداری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات دین، معنویت و مدیریت سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
119 - 161
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: در عصر حاضر، کار به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی تبدیل شده و وفاداری کارکنان، به عنوان سرمایه های ارزشمند سازمان، نقش بی بدیلی در بقا و موفقیت سازمان دارد (خائف الهی و همکاران، 1396). وفاداری سازمانی به معنای حمایت از اهداف سازمان و تعهد عاطفی به ارزش های آن است (قلی پور و همکاران، 1400؛ حریری و همکاران، 1393). این وفاداری با معنویت و جو اخلاقی در محیط کار رابطه ای نزدیک دارد؛ به طوری که درک معنای عمیق در کار و همسویی با ارزش های سازمانی، تمایل به وفاداری را افزایش می دهد (مالک و بشارت، 2011). با توجه به اهمیت وفاداری سازمانی، شناسایی عوامل مؤثر بر آن مانند معنویت و جو اخلاقی در محیط کار برای آموزش و پرورش ضروری است. درک تأثیر این عوامل و اجرای راهکارهای بهبود آنها، می تواند وفاداری معلمان را افزایش دهد. نتیجه این فرآیند، پرورش معلمانی متعهد و دارای انگیزه درونی است که مسئولانه و فراتر از وظایف رسمی، در راستای اهداف مدرسه و ارتقای نظام آموزشی گام برمی دارند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف «تبیین رابطه مؤثر معنویت در محیط کار و جو اخلاقی با وفاداری سازمانی معلمان مدارس ابتدایی شهر قم» انجام می شود. اهداف ویژه مطالعه عبارت اند از: ۱. تعیین رابطه مؤلفه های معنویت در محیط کار (کار با معنا، احساس یکپارچگی و همبستگی و هم راستایی ارزش ها) و وفاداری سازمانی معلمان؛ ۲. تعیین رابطه بین مؤلفه های جو اخلاقی (علاقه مندی و توجه، مقررات، ابزاری، حرفه ای گرایی و مستقل) و وفاداری سازمانی معلمان؛ و ۳. تعیین رابطه بین مؤلفه های معنویت در محیط کار با جو اخلاقی معلمان. این پژوهش در پی ارائه چهارچوبی برای ارتقای تعهد و اثربخشی معلمان است. روش: این پژوهش با روش توصیفی-همبستگی و با هدف پیش بینی وفاداری سازمانی معلمان براساس معنویت در محیط کار و جو اخلاقی انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی ناحیه ۳ آموزش و پرورش شهر قم در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود که از میان آنان، با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده و براساس جدول مورگان، ۲۶۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ملاک های ورود شامل تمایل به مشارکت و حداقل ۵ سال سابقه خدمت در دوره ابتدایی بود. برای جمع آوری داده ها از سه پرسش نامه استاندارد استفاده شد که عبارت اند از: پرسش نامه معنویت در محیط کار میلایمن و همکاران (۲۰۰۳)، پرسش نامه جو اخلاقی کالن و همکاران (۱۹۹۳) و پرسش نامه وفاداری سازمانی ولز و همکاران (۲۰۰۸). در مرحله تحلیل، ابتدا فرض نرمال بودن توزیع داده ها برای همه متغیرهای اصلی و مؤلفه ها با آزمون کولموگروف-اسمیرنف بررسی شد. نتیجه این آزمون نشان می دهد سطح معناداری برای همه متغیرها بیشتر از ۰.۰۵ است که بر نرمال بودن داده ها دلالت دارد. با احراز این شرط، امکان استفاده از آزمون های پارامتریک فراهم آمد. براساس این، برای بررسی ارتباط بین متغیرها از همبستگی پیرسون و برای بررسی فرضیه اصلی تحقیق (براساس معنویت در محیط کار و جو اخلاقی می توان وفاداری سازمانی را در معلمان دوره ابتدایی پیش بینی نمود) از آزمون رگرسیون خطی چندگانه و تحلیل مسیر استفاده شد. تمامی محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ انجام شد. یافته ها: نمونه پژوهش متشکل از ۲۶۰ معلم ابتدایی شهر قم بود که عمدتاً مرد (۶۴درصد)، در بازه سنی ۳۱ تا ۴۰ سال (7/47درصد) و با سابقه خدمت کمتر از ده سال (7/57درصد) بودند. از نظر وضعیت متغیرهای اصلی پژوهش، میانگین و انحراف معیار نمرات معنویت در محیط کار 67/3±91/0 در حد متوسط، جو اخلاقی 08/3±69/0 از حد متوسط پایین تر، میانگین و انحراف معیار وفاداری سازمانی 09/4±83/0 بالاتر از حد متوسط بوده است. تحلیل همبستگی پیرسون نشان می دهد تمامی مؤلفه های معنویت در محیط کار (کار با معنا، احساس یکپارچگی و همسویی ارزش ها) و مؤلفه های جو اخلاقی (علاقه مندی، مقررات و حرفه ای گرایی) با وفاداری سازمانی رابطه ای مستقیم و معنادار (۰۱/۰>p) دارند. نتایج رگرسیون چندگانه نشان می دهد مؤلفه های معنویت در محیط کار در مجموع 2/23درصد از واریانس وفاداری سازمانی را تبیین می کنند که در این میان، احساس یکپارچگی و همبستگی (۳۴۹/۰=β) قوی ترین پیش بین بود. مؤلفه های جو اخلاقی نیز 1/27درصد از این واریانس را پیش بینی کردند که حرفه ای گرایی (۹۶۳/۰=β) بیشترین سهم را داشت. همچنین، معنویت در محیط کار 2/36درصد از واریانس جو اخلاقی را تبیین نمود که احساس یکپارچگی و همبستگی (۹54/۰=β) بیشترین سهم را داشت. تحلیل مسیر نهایی با شاخص های برازش مطلوب (۰۹/۰>GFI ،۱/۰RMSEA<) تأیید کرد که معنویت در محیط کار هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم و از طریق جو اخلاقی، بر وفاداری سازمانی معلمان تأثیر معنادار دارد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با هدف بررسی رابطه معنویت در محیط کار و جو اخلاقی با وفاداری سازمانی معلمان ابتدایی قم انجام شد و مدلی یکپارچه را برای نخستین بار آزمود. یافته ها نشان می دهد میانگین وفاداری سازمانی بالاتر از حد متوسط، معنویت در حد متوسط و جو اخلاقی پایین تر از متوسط است. تمامی مؤلفه های معنویت (کار با معنا، احساس یکپارچگی و همسویی ارزش ها) و جو اخلاقی (مانند حرفه ای گرایی و علاقه مندی) با وفاداری سازمانی رابطه ای مستقیم و معنادار داشتند. تحلیل رگرسیون مشخص کرد مؤلفه های معنویت 2/23درصد و مؤلفه های جو اخلاقی 1/27درصد از واریانس وفاداری سازمانی را تبیین می کنند. همچنین، معنویت در محیط کار 2/36درصد از واریانس جو اخلاقی را پیش بینی نمود. تحلیل مسیر نیز نشان می دهد معنویت هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم (از طریق جو اخلاقی) بر وفاداری تأثیر دارد. در تبیین نتایج می توان براساس نظریه معناسازی (ویک، ۱۹۹۵) اشاره کرد که معنویت با ایجاد کار معنادار، انسجام و همسویی ارزشی، ابهام نقش را کاهش داده و فرآیند معنابخشی مشترک و وفاداری را تقویت می کند. همچنین، طبق نظریه رفتار اخلاقی (رست، ۱۹۸۶)، جو اخلاقی مثبت، حساسیت و انگیزش اخلاقی معلمان را افزایش داده و از طریق تقویت اعتماد و تعهد، به وفاداری بلندمدت منجر می شود. این یافته ها با مطالعات پیشین داخلی و خارجی همسو است. در نتیجه، تقویت معنویت و جو اخلاقی در مدارس از طریق اقداماتی مانند آموزش مدیران، بازنگری در نظام پاداش و بهبود روابط انسانی می تواند به افزایش وفاداری، ماندگاری و بهره وری معلمان و در نهایت ارتقای کیفیت آموزشی بینجامد..
پژوهش های بین رشته ای در مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
1 - 21
حوزههای تخصصی:
پژوهش های بین رشته ای در مدیریت پتانسیل بالایی برای ایجاد بینش های نوآورانه و پیشبرد نظریه های مدیریتی از طریق ادغام دانش و روش ها از رشته های مختلف دارد. این مقاله، چالش ها و فرصت های پژوهش بین رشته ای را بررسی می کند و بر نقش آن در پاسخ به مسائل پیچیده اجتماعی تأکید دارد. پژوهش بین رشته ای از طریق نوآوری نظری، پیشرفت های روش شناختی و پژوهش مسئله محور، به خلق نظریه های جدید و حل مسائل چندوجهی کمک می کنند. با این حال، چالش هایی نظیر فقدان انگیزه روشن برای استفاده از نظریه های سایر رشته ها، نبود زبان مشترک بین رشته ای، نظریه پردازی ناکافی و ملاحظات عملی مانند محدودیت زمان و فضا، موانعی برای این نوع پژوهش ایجاد می کنند. برای غلبه بر این چالش ها، توصیه هایی شامل بیان شفاف انگیزه پژوهش، پر کردن شکاف زبانی با توضیح دقیق مفاهیم، نمایش عمق نظریه پردازی از طریق ترکیب و هم افزایی، حفظ وفاداری نظری با استفاده دقیق از منابع رشته های دیگر ارائه شده است. این مقاله با تأکید بر نقش پژوهش بین رشته ای در غنی سازی نظریه مدیریت، بر نیاز به محیط علمی حامی و آگاه به روش ها و نظریه های بین رشته ای برای تحقق مشارکت های تحول آفرین در مدیریت تأکید می کند.
تأثیر رفتار معاملاتی سرمایه گذاران بر ارتباط بین اجتناب مالیاتی و نوسانات قیمت سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
129 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، بررسی تأثیر اجتناب مالیاتی بر نوسانات بازده سهام با تأکید بر نقش تعدیل گر رفتار معاملاتی سرمایه گذاران در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. روش شناسی: جامعه آماری شامل کلیه شرکت های فعال در بورس طی دوره زمانی 1390 تا 1402 می باشد که پس از اعمال معیارهای غربال گری، نمونه ای متشکل از 168 شرکت انتخاب گردید. طرح تحقیق حاضر بر مبنای رویکرد پس رویدادی شکل گرفته است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی طبقه بندی می شود. با توجه به ماهیت داده های جمع آوری شده، این تحقیق در دسته تحقیقات کمی قرار می گیرد و از نظر هدف نیز به عنوان تحقیق کاربردی شناخته می شود. برای تحلیل داده ها و آزمون فرضیات، از نرم افزار ایویوز بهره برداری شده است و برای آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون چندمتغیره با استفاده از داده های تابلویی بهره گرفته شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که اجتناب مالیاتی تأثیر مثبت و معناداری بر نوسانات بازده سهام دارد. همچنین، رفتار معاملاتی سرمایه گذاران رابطه بین اجتناب مالیاتی و نوسانات قیمت سهام را به طور معناداری تشدید می کند؛ به گونه ای که در شرکت هایی با سطح بالاتر گردش معاملات، اثر اجتناب مالیاتی بر نوسانات سهام شدت بیشتری دارد. دانش افزایی: در راستای استفاده ازنتایج پژوهش، نهادهای ناظر بازار سرمایه با اعمال الزامات شفافیت مالیاتی، ارتقای سواد مالی سرمایه گذاران و کنترل نوسانات ناشی از رفتارهای هیجانی، می توانند در جهت افزایش کارایی بازار و کاهش بی ثباتی قیمتی گام بردارند.
کارآفرینی پایدار و مدیریت دولتی: مرور نظام مند بر چالش ها و سیاست های حمایتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
رویکردهای نو در مدیریت دولتی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
38 - 64
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل محرکه موتور توسعه اقتصادی و اجتماعی در فرآیند توسعه جوامع، کارآفرینی است. از سوی دیگر، ضرورت پایداری کارآفرینی به اندازه خود مقوله کارآفرینی اهمیت دارد. به گونه ای که امروزه مسائلی مانند تخریب محیط زیست، شکاف ثروت و دسترسی نابرابر به فرصت ها و منابع در حال افزایش است و این مسائل، نیاز به کارآفرینی پایدار را افزایش داده است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی مطالعات در زمینه چالش ها و سیاست های حمایتی کارآفرینی پایدار است که با توجه به ادبیات موجود در این زمینه، بیشتر از سایر عوامل مورد توجه قرار گرفته اند. مطالعه حاضر از نوع توصیفی می باشد، به لحاظ هدف کاربردی بوده و بر اساس روش، به صورت مرور نظام مند انجام گردید. تجزیه و تحلیل ادبیات نظری در پایگاه داده ای SCOPUS پیرامون کلمات کلیدی پایداری و کارآفرینی پایدار در بازه زمانی از ابتدای سال 2010 تا پایان سال 2023، انجام گرفت و بر اساس آن، 81 مطالعه علمی جهت بررسی نهایی مورد استفاده قرار گرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که همبستگی بین جنبه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی در پایداری به عنوان عوامل اصلی در کارآفرینی پایدار شناخته می شوند و به طورکلی فعالیت کارآفرینی با مفهوم مدل های کسب و کار پایدار مرتبط است که این مفهوم نیز با مفاهیم مسئولیت اجتماعی شرکتی، کارآفرینی پایدار و شیوه های مدیریتی در کارآفرینی پایدار درهم تنیده است. در نهایت اینکه فرآیند کارآفرینی پایدار دارای چالش هایی می باشد زیرا سیاست ها و سنت های مدیریت عمومی فعلی به نفع کارآفرینی سنتی است و نفوذ کارآفرینی پایدار به بخش های خاص را دشوار می سازد. همچنین سطح مطلوب پایداری در کارآفرینی نیازمند همکاری بین همه ذینفعان از جمله دولت می باشد و حرکت به سمت مدل های کسب و کار خدمات محور به رشد کارآفرینی پایدار کمک کرده است. با این وجود، نیاز به کارآفرینی پایدار برای آغاز تغییرات نهادی به دلیل سیستم های ناپایدار کنونی احساس می شود.
شناسایی و تحلیل کژرفتاری سازمانی در آموزش وپرورش استان گیلان: علل، ویژگی ها، و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۷۸)
443 - 462
حوزههای تخصصی:
کژرفتاری سازمانی در نظام آموزش وپرورش، به عنوان چالشی اساسی، تأثیرات عمیقی بر کیفیت آموزشی، سلامت محیط کار، و عملکرد ذی نفعان دارد. این پژوهش با هدف شناسایی علل، ویژگی ها، و پیامدهای کژرفتاری سازمانی در محیط های آموزشی از روش فراتحلیل کیفی استفاده کرده است. جامعه آماری شامل 120 مقاله معتبر فارسی و لاتین (1990 تا 2023) بود که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با تحلیل تماتیک و نرم افزار MAXQDA کدگذاری شدند. یافته ها نشان داد 324 کد استخراج شده در سه محور اصلی (علل، ویژگی ها، پیامدها) و ۱۴ مقوله فرعی طبقه بندی می شوند. علل کژرفتاری شامل ضعف نظارتی، فشارهای روانی، نابرابری منابع، و فقدان نظام انگیزشی است. ویژگی های آن پنهان کاری، تنوع سطوح، و تداوم در بلندمدت است. پیامدها نیز کاهش اعتماد عمومی، افت کیفیت آموزشی، افزایش تعارضات، و آسیب به سلامت روان کارکنان را شامل می شود. الگوی نهایی رابطه پویا بین عوامل زمینه ای (ساختار سلسله مراتبی)، بسترهای سازمانی (فرهنگ بی تفاوتی)، و پیامدهای چندلایه کژرفتاری را ترسیم می کند. این پژوهش چارچوبی نظام مند ارائه می دهد تا مدیران با مداخلاتی مانند تقویت گزارش دهی شفاف و اصلاح فرهنگ سازمانی از بروز یا تشدید کژرفتاری ها پیشگیری کنند. نتایج زنجیره علّی میان علل و پیامدها را روشن می کند و مسیرهایی برای پژوهش های آتی پیشنهاد می دهد.
ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری مبتنی بر افزایش وفاداری مشتریان صنعت خرده فروشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
96 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه به ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری با هدف افزایش وفاداری مشتریان در صنعت خرده فروشی می پردازد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است و بر اساس رویکرد داده بنیاد با ماهیت اکتشافی طراحی شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان و متخصصان صنعت خرده فروشی زنجیره ای در شهر تبریز جمع آوری شد که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. تحلیل داده ها بر اساس رویه های نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین انجام شد و مشتمل بر سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. برای اطمینان از روایی و اعتبار مدل، از روش تطبیق با اعضا و بازبینی همکاران استفاده شد و پایایی نیز با روش بازآزمون مصاحبه های نمونه تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها : تحلیل داده ها منجر به شکل گیری چارچوب مفهومی شامل شش مؤلفه مرتبط شد که عوامل علّی (استراتژیک در مقابل عملیاتی و ادراک در مقابل پیشنهاد)، پدیده محوری، عوامل مداخله گر (مشتری، شرکت، ایجاد مشترک و زمینه)، عناصر زمینه ای (شناسایی گزاره های ارزش مشتری رقابتی، توسعه خدمات و تخصیص منابع)، راهبردها (تسهیل خلق ارزش، تعیین اهداف و اندازه گیری گزاره های ارزش مشتری برای دستیابی به مزیت رقابتی) و پیامدها مرتبط با وفاداری مشتری را در بر می گیرد. این چارچوب نشان می دهد که چگونه شرکت ها می توانند گزاره های ارزش مشتری را طراحی و مدیریت کنند تا وفاداری مشتریان را ارتقا دهند و بین پژوهش های علمی و نیازهای عملی صنعت هم افزایی ایجاد کنند. نتیجه گیری : مدل ارائه شده پایه ای عملی برای ادغام مدیریت ارزش مشتری در استراتژی خرده فروشی فراهم می کند و همچنین به پیشرفت نظری و هم به کاربرد صنعتی کمک کرده و بینش های عملی برای افزایش وفاداری مشتری ارائه می دهد.
طراحی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش در شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
251 - 271
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف : امروزه شرکت های دانش بنیان در بستر اقتصاد دیجیتال با چالش ها و فرصت های متعددی مواجه اند. افزایش پیچیدگی های فناورانه، ضرورت همکاری بین بازیگران مختلف و رشد سریع تقاضای بازار، طراحی اکوسیستم های نوآوری باز را به یک ضرورت راهبردی بدل کرده است. این اکوسیستم ها بستری برای بهره گیری از منابع دانشی درونی و بیرونی، توسعه محصولات جدید و ارتقای رقابت پذیری سازمانی فراهم می سازند. با وجود ظرفیت های بالای شرکت های دانش بنیان، فقدان چارچوبی بومی و منسجم برای شکل دهی و پایداری اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال، یکی از موانع جدی توسعه آن ها محسوب می شود. از این رو، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بومی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش و با تمرکز بر شرکت های دانش بنیان شهر سمنان انجام شد تا ضمن کشف تعاملات پیچیده میان عوامل اثرگذار، چارچوبی نظری و عملی برای توسعه پایدار این شرکت ها ارائه کند.
روش : این تحقیق از نوع کاربردی-اکتشافی و با رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) انجام شده است. جامعه آماری شامل مدیران و خبرگان شرکت های دانش بنیان فعال در حوزه های فناوری اطلاعات، بیوتکنولوژی، کشاورزی و صنایع پیشرفته در شهر سمنان بود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۱ نفر از مدیران تحقیق و توسعه، توسعه بازار و مدیران عامل جمع آوری شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و قضاوتی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس الگوی نظام مند استراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت که حاصل آن استخراج ۱۶۹ کد باز، ۴۹ مقوله فرعی و ۱۱ مقوله اصلی بود. به منظور افزایش روایی و پایایی پژوهش، توافق درونی بین دو کدگذار مستقل محاسبه و تأیید شد.
یافته ها : نتایج کدگذاری نشان داد که اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش تحت تأثیر مجموعه ای از شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها قرار دارد. در میان عوامل علّی می توان به نقش فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، سیستم های مدیریت محتوا، ایجاد زیرساخت های ارتباطی، توسعه مراکز نوآوری و شکل گیری فرهنگ سازمانی مبتنی بر دانش اشاره کرد. عوامل زمینه ای شامل حمایت مدیران، ارائه تسهیلات مالی، پشتیبانی از استارتاپ ها، جذب ایده های مشتریان، کاهش هزینه ها و توسعه فرهنگ نوآوری در سازمان بودند. عوامل مداخله گر نیز بر امنیت اطلاعات، حفظ محرمانگی دانش، رعایت حقوق مالکیت فکری و وجود مقررات شفاف تأکید داشتند. در بخش راهبردها، مجموعه ای از اقدامات چون تشویق به همکاری و تفکر باز، شناسایی چالش های صنایع نوپا، تبادل دانش با مشتریان، استفاده از ایده های بیرونی، ایجاد بسترهای انتقال دانش و همکاری پژوهشی با سازمان های تحقیقاتی شناسایی شد. پیامدهای حاصل از استقرار این اکوسیستم شامل توسعه شبکه های همکاری دو و چندجانبه، افزایش سرمایه گذاری مشترک، تقویت ارتباط با رقبا، ارتقای محصولات و خدمات شرکت ها، حضور رقابتی در بازار و رشد پایدار سازمان بود. در نهایت، مقوله هسته ای پژوهش تحت عنوان «همگرایی دانش بنیان در فرآیندهای نوآوری باز دیجیتال» شناسایی شد که بر یکپارچه سازی جریان های دانشی درونی و بیرونی و انعطاف پذیری اکوسیستم تأکید دارد.
نتیجه گیری: پژوهش حاضر با طراحی مدل بومی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال، نشان داد که موفقیت شرکت های دانش بنیان در گرو توانایی آن ها در بهره گیری از فناوری های نوین، مدیریت دانش یکپارچه، ایجاد شبکه های همکاری و ارتقای فرهنگ نوآوری است. یافته ها بیانگر آن است که برای دستیابی به توسعه پایدار و مزیت رقابتی، شرکت های دانش بنیان باید رویکردی چابک، منعطف و مشارکتی اتخاذ کنند. این مطالعه علاوه بر غنای نظری در حوزه مدیریت دانش و نوآوری، می تواند برای سیاست گذاران، مدیران و سرمایه گذاران به عنوان راهنمایی عملی در زمینه طراحی و تقویت اکوسیستم های نوآوری باز دیجیتال مورد استفاده قرار گیرد.
مولفه های اخلاقی صاحبکار و حق الزحمه حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
منشور اخلاق حرفه ای در محیط کسب و کار بر عملکرد و رویه های سازمانی و نهایتا نگرش ذینفعان، تاثیر قابل توجهی دارد. حق الزحمه خدمات حسابرسی می بایست بر اساس پیچیدگی کار حسابرسی و محیط اخلاقی صاحبکار تعیین شود. هدف این مطالعه بررسی رابطه مولفه های اخلاقی با حق الزحمه حسابرس می باشد. بدین منظور تعداد 112 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در دوره زمانی 1393 تا 1402 به عنوان نمونه انتخاب شد. نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که با افزایش افشای مولفه های اخلاقی، حق الزحمه حسابرسی کاهش می یابد. نتایج بر اساس ابعاد جامعیت سیستم، پیاده سازی و حقوق بشر تأیید شد، بااین حال مولفه اخلاقی فساد با حق الزحمه حسابرسی رابطه معناداری ندارد. نتایج آزمون های تکمیلی حق الزحمه حسابرسی آتی و حق الزحمه حسابرسی تعدیل شده بر اساس تورم، نیز تأییدکننده نتایج اصلی بوده است. علاوه بر این، با تفکیک مولفه های اخلاقی به سطوح بالا و پایین مشاهده شد که در سطح بالا، مولفه های اخلاقی بر حق الزحمه حسابرسی تأثیر بیشتری دارد. بر این اساس فعالان بازار سرمایه همواره باید به سطح افشای مولفه های اخلاقی توجه جدی داشته باشند.
تأثیر تلنگرهای رفتاری بر ماندگاری کارکنان دانشی: آزمون نقش میانجی هویت فرهنگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۳
74 - 95
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مدلسازی ساختاری تأثیر قابلیت تلنگرهای رفتاری بر ماندگاری کارکنان دانشی و رفتارهای زیستمحیطی آنان در سازمانها انجام شده است. این مطالعه نقش میانجی هویت فرهنگی را در تقویت این ارتباطات بررسی میکند. با توجه به اهمیت حفظ سرمایه انسانی به عنوان رکن اصلی توسعه پایدار سازمانها و ضرورت ارتقای رفتارهای سبز کارکنان، این پژوهش با استفاده از رویکرد کمی و روش پیمایشی، دادهها را از طریق پرسشنامههای استاندارد جمعآوری و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل کرده است. نتایج نشان میدهد که استفاده هدفمند از تلنگرهای رفتاری میتواند ماندگاری کارکنان دانشی را به طور معناداری افزایش داده و رفتارهای زیستمحیطی آنان را نیز تقویت کند. همچنین نقش هویت فرهنگی به عنوان عاملی میانجی و مؤثر، اثربخشی سیاستهای منابع انسانی را افزایش میدهد و از طریق تقویت حس تعلق و مسئولیت اجتماعی، پذیرش مداخلات رفتاری را تسهیل میکند. این مدل ساختاری در واقع چارچوبی جامع و کاربردی برای مدیران منابع انسانی به شمار میرود که آنها را قادر میسازد ضمن تلفیق رویکردهای رفتاری و فرهنگی، سیاستهای کارآمدتر و پایدارتر را در سازمانها اجرا کرده و وفاداری کارکنان دانشی و ارتقای رفتارهای سبز را محقق نمایند. با در نظر گرفتن زمینه فرهنگی ایران، این مدل قابلیت کمک قابل توجه به توسعه سیاستهای نگهداشت منابع انسانی و ارتقای پایداری سازمانی در سطح ملی را داراست. یافتههای پژوهش میتواند راهنمای ارزشمندی برای پژوهشگران، مدیران و سیاستگذاران حوزه منابع انسانی باشد تا ضمن بهرهگیری از رویکردهای مبتنی بر تلنگر و هویت فرهنگی، بهبود مستمر عملکرد کارکنان و مسئولیتپذیری محیطزیستی سازمانها را به دست آورند. در نهایت، پژوهش پیشنهادهایی در زمینه تقویت آموزشهای فرهنگی، استفاده همزمان از تلنگرها و مشوقهای مالی، و توجه جدی به محدودیتهای بودجهای ارائه میکند تا سازمانها بتوانند چالشهای موجود برای ارتقای رفتارهای زیستمحیطی و ماندگاری کارکنان را به طور مؤثری مدیریت نمایند