فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۳
301 - 332
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل مفهوم و ابعاد چندمنظوره سازی دانشگاه به عنوان یک رویکرد نوین در آموزش عالی بوده است. پژوهش از لحاظ هدف جز تحقیقات توسعه ای و از لحاظ شیوه گردآوری یافته ها با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون اجرا شده است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید و متخصصین حوزه آموزش عالی، مدیریت آموزشی، روانشناسی و علوم اجتماعی شهر تهران در سال 1403 بودند. با روش نمونه گیری هدفمند معیار تعداد 20 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری یافته ها از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و با استفاده از راهبرد کدگذاری سه مرحله ای در محیط نرم افزاری MAXQDA مورد تحلیل قرار گرفتند. بر اساس نتایج پژوهش در مرحله کدگذاری باز تعداد 478 مضمون پایه، 52 مضمون سازمان دهنده 9 مضمون فراگیر شناسایی و طبقه بندی شدند. بدین ترتیب ابعاد مدل استحصال شده این پژوهش شامل آموزش چندوجهی، پژوهش کاربردی و نوآورانه، توسعه کارآفرینی و همکاری با صنعت، پاسخگویی به نیازهای جامعه و مسائل زیست محیطی، فناوری و دیجیتالی شدن، بین المللی سازی و تنوع فرهنگی، اسلامی سازی و تربیت اصول اخلاقی، مدیریت و حکمرانی مؤثر، توسعه مهارت های بین رشته ای بود. توجه به این ابعاد می تواند دانشگاه ها را از نهادهای صرفاً آموزشی به سازمان هایی چندمنظوره و تأثیرگذار در سطح جامعه و بین المللی تبدیل کند. بنابراین، مدیران و سیاست گذاران آموزش عالی با اتخاذ این رویکرد می توانند به بهبود پاسخگویی دانشگاه ها به نیازهای روزافزون جامعه و ارتقای نقش آن ها در پیشبرد توسعه پایدار کمک شایانی نمایند.
Optimizing HRM Practices and Decision-Making Quality through Big Data Quality Components(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This research aims to examine the impact of Big Data Quality (BDQ) components, including completeness, accuracy, format, and currency, on Big Data-driven Human Resources (BDHRP) management practices and Decision-Making Quality (DMQ) from the viewpoint of HR managers. It also seeks to identify the most impactful components among completeness, accuracy, format, and currency in the context of BDHRP and DMQ. A survey of HR professionals in 108 French organizations deploying Big Data Analytics systems revealed positive relationships between BDQ, BDHRP, and DMQ. Statistical analyses conducted with the Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLSEM) method showed a positive relationship between BDQ components and BDHRP, with currency and accuracy emerging as the most influential factors. Additionally, a strong positive relationship was found between BDQ components and DMQ, with currency and accuracy leading the way. The research also found a significant connection between BDHRP and DMQ, further underscoring the importance of effective HRM practices in enhancing decision-making quality. These findings contribute significantly to understanding the crucial role played by big data quality in BDHRP and decision-making, highlighting the potential for organizations to improve outcomes by focusing on currency and accuracy-related concerns. In practical terms, this research offers insights that can guide data quality practices, resource allocation, and strategic decision-making within organizations.
بررسی اصلاح ساختار بودجه مبتنی بر گزارشات تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
186 - 208
حوزههای تخصصی:
باتوجه به اصل (55) قانون اساسی، گزارش تفریغ بودجه عامل اساسی اعمال جایگاه نظارتی مجلس شورای اسلامی بوده و این گزارش مبنای مناسبی برای ارزیابی عملکرد دولت و شاخصی برای نظارت و شفافیت مالی، ایجاد انسجام در مدیریت مالی، ثبات و حفظ تعادل اقتصادی و اصلاحات بودجه ریزی محسوب می گردد، در راستای تحقق هدف این پژوهش، از روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا به بررسی گزارش های تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشورر استفاده گردید. جامعه آماری مجموعه اسنادی است که با سوال و متغیر پژوهش ارتباط دارد و نمونه اسناد مورد بررسی در پژوهش حاضر گزارش های تفریغ بودجه چهار سال اخیر (سال های 1399-1402) می باشد و پس از اطمینان از روایی و پایایی نتایج تحقیق توسط جمعی از خبرگان ذیربط، مدل مفهومی اصلاح ساختار بودجه مبتنی بر گزارشات تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور پیشنهاد گردید. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که مولفه های اشاره شده بر تأمین منابع پایدار، مصرف اثربخش اعتبارات، ثبات اقتصادی و اصلاحات نظام -بودجه ریزی موثر بوده که تمامی این موارد از شاخص های اصلی اصلاح ساختار بودجه می باشد.
تاثیرحرفه ای شدن ورزشکاران ( فوتبالیست ) بر فرهنگ اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۷
1-15
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ابعاد الگوی حرفه ای شدن ورزشکان ( فوتبالیست) بر فرهنگ اجتماعی صورت گرفته است. روش تحقیق از نوع کیفی براساس نظریه داده بنیاد است.در بخش تحلیل محتوی کیفی از نظر خبرگان و ورزشکاران استفاده شده است، روش تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی با استفاده از کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی بود شاخص های اساسی استخراج شد .سوال های مصاحبه زیر نظر کمیته علمی طراحی و بصورت مصاحبه باز پاسخ یافته طراحی شد.جامعه آماری خبرگان و ورزشکاران در ورزش فوتبال بودند که با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند به روش گلوله برفی 13 نفر آنها به عنوان نمونه تا اشباع نظری انتخاب شدند. محتوی گرد آوری شده با استفاده از نرم افزار مکس کیودا (MAXQDA) پردازش شد. نتایج پژوهش حاضر منجر به شناسایی و 3 کد انتخابی شدو 12 کد 264 کد باز قرار گرفت.شاخص اصلی بر اساس مدل سه شاخگی شامل (تحلیل ساختاری جامعه شناختی حرفه ای شدن، تحلیل رفتای (فردی)جامعه شناختی حرفه ای شدن و تحلیل زمینه ای (محیطی) جامعه شناختی حرفه ای شدن فوتبالیست ها)بود. در دور دوم پرسشنامه ای با لطف لیکرت برای 13 نفر از خبرگان ارسال شد تا شدت اثر هریک از مولفه ها مشخص شود .نتایج نشان داد که تحلیل (ساختاری)جامعه شناختی ، تحلیل رفتای ( فردی)تحلیل زمینه ای (محیطی) جامعه در شکل گیری فرهنگ فوتبالیست ها تاثیر دارد و همچنین فوتبالیتس ها با استفاده از رسانه ها بر افراد جامعه تاثیر گذارند .
Authentic Leadership and the Dimensions of Thriving at Work: The Roles of Insecure Attachment Styles(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Authentic leaders are dedicated to achieving their goals with integrity, honesty, a strong sense of responsibility, and awareness, which builds trusting relationships with their employees. This trust boils down to numerous positive outcomes such as higher levels of thriving at work. Drawing on attachment theory, this study mainly investigates how authentic leadership can decrease attachment insecurity through which authentic leadership can impact their employees’ learning and vitality (i.e. two dimensions of thriving at work). This quantitative research has a deductive approach with a descriptive and correlational nature and employs a descriptive-survey methodology for data collection. Using A-priori sample size calculator for Structural Equation Models, the minimum statistical sample of the research was estimated to be 321 people. The data were collected from 330 employees of public service organizations in Kerman and Yazd through an online survey encompassing five scales with five-point Likert scales. The content and structure validities of the questionnaire were verified, and the reliability of all the scales was above the threshold of 0.7. The collected data were analyzed using SPSS, AMOS, and PROCESS Module. The results revealed that authentic leadership was negatively associated with both employees’ attachment anxiety and attachment avoidance. Meanwhile, these two attachment styles play mediating roles in determining how authentic leadership can affect employees’ learning and vitality. Notably, a leader’s authenticity, which features self-awareness, relational transparency, internalized moral perspective, and balanced processing, is more likely to reduce attachment insecurity and thus influence their thriving at work. This research extends our understanding of authentic leadership, attachment styles at work, and thriving at work. Practical implications and limitations are also discussed.
Unconditional Conservatism and Capital Cost: Explaining the Role of Corporate Social Responsibility(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۳, No ۲, Summer ۲۰۲۵
61-69
حوزههای تخصصی:
Objectives: This study aims to investigate the effect of unconditional conservatism on capital cost, considering the role of corporate social responsibility. The research seeks to understand how these factors interact and influence the overall cost of capital for firms. Methodology/Design/Approach: To achieve this purpose, the modified model by Givoly and Hayn (2000) was employed to calculate unconditional conservatism, following the methodologies of previous studies such as Krishnan and Viswanathan (2008) and Ahmed and Dolman (2007). This model emphasizes the estimation of unconstrained conservatism based on standardized accruals relative to total assets (TA). The criteria used to measure corporate social responsibility were adapted from Anis and Utah (2016). Data were collected from a sample of 102 firms listed on the Tehran Stock Exchange over a five-year period from 2018 to 2022. Multivariate regression analysis of panel data was utilized for data analysis. Findings: The results of the hypothesis testing revealed that social responsibility has a negative and significant effect on corporate capital cost, while unconditional conservatism does not exhibit a significant effect on the cost of capital. Additionally, a positive and significant relationship was found between unconditional conservatism and social responsibility. Innovation: This research contributes to the existing literature by exploring the interplay between unconditional conservatism, corporate social responsibility, and capital costs within the context of Iranian firms. It highlights the importance of understanding how social responsibility initiatives can influence financial metrics, thereby providing practical insights for managers aiming to optimize capital costs through enhanced corporate governance practices.
نقش هوش مصنوعی در بهبود بودجه ریزی بر مبنای عملکرد با رویکرد گزارشگری یکپارچه در بخش عمومی
حوزههای تخصصی:
در عصر تحول دیجیتال، دولت ها و نهادهای عمومی با چالش های پیچیده ای در مدیریت منابع مالی و تخصیص بودجه روبه رو هستند. یکی از راهکارهای نوین در این حوزه، بودجه ریزی بر مبنای عملکرد است که به ارزیابی خروجی ها و تأثیرات اقتصادی و اجتماعی تخصیص منابع توجه دارد. در این میان، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری قدرتمند، امکان تحلیل داده های مالی و غیرمالی، پیش بینی روندها و بهینه سازی تصمیم گیری های بودجه ای را فراهم می کند. همچنین، گزارشگری یکپارچه به عنوان رویکردی نوین، با ترکیب اطلاعات مالی و غیرمالی، به افزایش شفافیت و پاسخگویی سازمآن های عمومی کمک می کند. ترکیب این رویکرد با فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی، می تواند دقت و سرعت گزارش گیری را بهبود بخشیده و به مدیران امکان دهد تصمیماتی مبتنی بر داده های واقعی اتخاذ کنند. این پژوهش با بررسی نقش هوش مصنوعی در بهینه سازی بودجه ریزی بر مبنای عملکرد و افزایش شفافیت از طریق گزارشگری یکپارچه، نشان می دهد که این فناوری می تواند به تخصیص بهینه منابع، کاهش فساد مالی، بهبود نظارت و افزایش اعتماد عمومی به عملکرد نهادهای دولتی منجر شود. یافته های این پژوهش می توانند مسیرهای جدیدی را برای تصمیم گیری های راهبردی در مدیریت مالی بخش عمومی ارائه دهند.
ارائه مدل آینده نگاری و سناریونویسی صنعت نشر با رویکرد ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
597 - 650
حوزههای تخصصی:
صنعت نشر، به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه فرهنگی و انتقال دانش، با تحولات سریع فناوری، تغییرات رفتار مصرف کنندگان و ظهور پلتفرم های دیجیتال مواجه است. این پژوهش با هدف ارائه مدلی ترکیبی برای آینده نگاری و سناریونویسی صنعت نشر ایران در افق 1414 انجام شد. با بهره گیری از رویکرد ترکیبی کیفی و کمی، شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته، روش دلفی، تحلیل اسنادی و پرسشنامه، پیشران های کلیدی (دیجیتالی شدن، تغییر رفتار مصرف کننده، افزایش هزینه های تولید، رشد پلتفرم های آنلاین و مدل های درآمدی جدید) و عدم قطعیت های بحرانی (تحولات فناورانه، بحران های اقتصادی و آینده نشر سنتی/دیجیتال) شناسایی شدند. تحلیل های کیفی با استفاده از نظریه داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA، مقوله هسته ای «تحولات فناورانه» را استخراج کرد که سایر مقوله ها را تحت تأثیر قرار می دهد. تحلیل های کمی با نرم افزارهای SPSS و Vensim، مدل پویایی سیستم را طراحی و شبیه سازی کرد که کاهش 40% کتاب های چاپی و رشد 140% کتاب های دیجیتال تا 1414 را نشان داد. سه سناریوی مرجع (رشد دیجیتال با 300% رشد دیجیتال، رکود اقتصادی با 30% افت درآمد و تعادل با 100% رشد دیجیتال) تدوین شدند که مسیرهای محتمل آینده را ترسیم می کنند. مقایسه با مطالعات پیشین (نوروزی و احمدی، 1401؛ ماگادان و گارسیا، 2022) نشان داد این پژوهش با مدل سازی پویا و بومی سازی مفاهیم، تحلیل عمیق تری ارائه کرده است. پیشنهادات اجرایی شامل سرمایه گذاری ناشران در فناوری، حمایت دولتی از نشر سنتی و توسعه پلتفرم های محلی توسط فعالان فناوری است. این مطالعه با پر کردن خلأهای ادبیات داخلی، چارچوبی جامع برای پیش بینی و برنامه ریزی استراتژیک ارائه داد و راهنمایی عملی برای هدایت صنعت نشر ایران به سمت آینده ای پایدار و نوآور فراهم آورد.
تبیین مکانیسم آشفتگی روان شناختی بر تعهد منابع انسانی با تأکید بر نقش هدایت گری هم نوا و معنویت سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدایت گری هم نوا با تجسم اصالت و ایجاد جو احساسی مثبت می تواند فرهنگ سازمانی متعهد، باانگیزه و مقاوم را پرورش دهد. هدف از این پژوهش، بررسی نقش تعدیل کننده هدایت گری هم نوا و معنویت سازمانی، در ارتباط بین مکانیسم آشفتگی روان شناختی و تعهد منابع انسانی است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش براساس هدف کاربردی و براساس گردآوری داده ها از نوع توصیفی-پیمایشی است. تعداد جامعه آماری پژوهش که شامل همه کارکنان دانشگاه بیرجند می شود 288 نفر است. حجم نمونه براساس فرمول کوکران 165 نفر تعیین گردید و سپس براساس روش نمونه گیری ساده، داده ها جمع آوری شد. در این پژوهش از پرسشنامه های هدایت گری هم نوای واگنر (2010)، تعهد سازمانی الن و مایر (1993)، آشفتگی روان شناختی کسلر و همکاران (2002) و معنویت سازمانی آشموس و دوچون (2000) بهره گرفته شده است. پس از تجزیه و تحلیل داده ها، فرضیه های پژوهش با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری از طریق نرم افزار اسمارت پی ال اس نسخه 3 مورد آزمون قرار گرفتند. یافته ها: براساس یافته های پژوهش، آشفتگی روان شناختی با تعهد کارکنان، همبستگی معکوس دارد و اثر تعدیل کننده هدایت گری هم نوا و معنویت سازمانی، باعث کاهش آشفتگی روان شناختی و افزایش تعهد کارکنان می گردد. نتایج این پژوهش می تواند هم در حیطه عملکردی و هم در حوزه تئوری، راهنمایی برای مدیران منابع انسانی سازمان ها باشد. ارزش/ اصالت پژوهش: این پژوهش از منظر نظری و تجربی دارای اصالت است. ازدیدگاه نظری، با وارد کردن هم زمان هدایت گری هم نوا و معنویت سازمانی به عنوان متغیرهای تعدیل گر، چارچوب های موجود در حوزه آشفتگی روان شناختی و تعهد منابع انسانی بسط می یابد و نشان می دهد که عوامل عاطفی و معنایی چگونه می توانند اثرات منفی آشفتگی روان شناختی را تعدیل کنند. از منظر تجربی، نتایج پژوهش شواهد بومی معتبری از جامعه کارکنان دانشگاه ارائه می دهد و نقش حفاظتی هدایت گری هم نوا و معنویت سازمانی در افزایش تعهد کارکنان را تأیید می کند. پیشنهادهای اجرایی/ پژوهشی: مدیران با توسعه هدایت گری هم نوا از طریق آموزش مهارت های همدلی، آگاهی هیجانی و ارتباطات اثربخش و همچنین از طریق ایجاد معنا در کار و ارزش های مشترک و فضای حمایتی زمینه کاهش آشفتگی روان شناختی کارکنان و افزایش تعهد آنان را فراهم می آورند.
The Influence of Social Media on Public Health Protection against the COVID-19 Pandemic through Public Health Awareness and Changes in Behavior: An Integrated Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the case of COVID-19, researchers have found a statistically significant improvement in public health protection against COVID-19 with social media platforms. Multiple studies suggest that evidence of social media's influence on health knowledge, behaviors, and outcomes indicates its potential benefits in meeting the needs of individuals and populations. Therefore, this study aims to investigate the influence of social media on public health protections against COVID-19 in terms of public health awareness and behavioral changes. It adopted a quantitative research design to identify the relationship and used questionnaires to collect the data. Data was collected throughout Malaysia using convenience sampling. The results underscore the potential of social media as a valuable tool for disseminating crucial health information and promoting positive behavioral changes during public health crises like the COVID-19 pandemic.
ارزیابی زنجیره تأمین انرژی در صنعت پتروشیمی با استفاده از شاخص بهره وری مالمکوئیست هزینه ای و تحلیل کیفی تعاملی (IQA)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زنجیره تأمین انرژی به عنوان بخش مهمی از کارکردهای رقابتی صنایع به ویژه صنایع مادر همچون پتروشیمی، نقش مهمی برای حفظ رقابت و بهبود مستمر شرکت های فعال در این صنعت ایفا می کند لذا ارزیابی الگوی زنجیره تأمین انرژی در صنعت پتروشیمی، با استفاده از شاخص بهره وری مالمکوئیست منجر به کاهش هزینه های تولید و ارزیابی بهتر صنعت و تدوین سیاست های آتی شرکت های فعال در این عرصه می شود. ابتدا ورودی و خروجی های زنجیره تأمین انرژی با استفاده از روش تحلیل کیفی تعاملی شناسایی شده و با توجه به جنس ورودی مدل ریاضی جهت برآورد هزینه های ورودی جهت تأمین خروجی و کارایی زنجیره تأمین در دو سال متوالی نوشته شده سپس شاخص مالمکوئیست هزینه ای با توجه به خروجی های مدل برآورد می شود و پتروشیمی که بیشترین مقدار شاخص هزینه ای مالمکوئیست و کمترین مقدار هزینه های خروجی را داراست به عنوان جواب بهینه موردنظر مدل انتخاب می شود
فهم چالش های پژوهش های مدیریت منابع انسانی با استفاده از روش قوم نگاری (شاهد تجربی: صنعت نفت ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه فهم چالش های فراروی پژوهش های مدیریت منابع انسانی در صنعت نفت ایران بوده است. فلسفه پژوهش از نوع تفسیری، روش پژوهش کیفی با رویکرد قوم نگاری و هدف پژوهش توصیفی است، زیرا پژوهشگر درصدد بیان و تشریح نظام مند از وضع موجود چالش های فراروی پژوهش های مدیریت منابع انسانی در صنعت نفت ایران بوده است و جهت گردآوری داده ها از ابزار مشاهده غیرمشارکتی و مصاحبه استفاده شد. براساس یافته های پژوهش تعداد 73 مفهوم استخراج شد و با طبقه بندی مفاهیم دارای بار معنایی مشابه، تعداد 17 مقوله فرعی و با طبقه بندی مقوله هایی که دارای قرابت معنایی نزدیک بودند، تعداد 6 مقوله اصلی تبیین شد و پژوهشگر براساس انگاره های ذهنی خویش، الگوی شش وجهی پژوهش را ترسیم کرد.
Enhancing Decision-Making in Healthcare Systems: Lean, Agile, Resilient, Green, and Sustainable (LARGS) Paradigm for Performance Evaluation of Hospital Departments under Uncertainty(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Industrial Management Journal, Volume ۱۷, Issue ۲, ۲۰۲۵
85 - 116
حوزههای تخصصی:
Objective : This research aims to propose a multi-criteria decision-making model for ranking hospital departments. The primary purpose of this model is to assist managers in the optimal allocation of limited resources, thereby reducing costs while increasing patient satisfaction. The ranking results help managers in decision-making processes such as equipment development, staff training, and addressing patient complaints. Methods : This study evaluated the performance of five hospital departments (Emergency, Ophthalmology, Cardiovascular, Infectious, and Neurology) in Shiraz, Iran, using the fuzzy DEMATEL-MARCOS multi-criteria decision-making method. Firstly, criteria were prioritized using the fuzzy DEMATEL method, after which hospital departments were ranked using the fuzzy MARCOS method. A sensitivity analysis was conducted to validate the results. Results : Performance metrics for the hospital departments were identified based on the Lean, Agile, Resilient, Green, and Sustainable (LARGS) paradigm. The results revealed that patient satisfaction and job satisfaction had the most substantial influence on performance, while reducing excess transportation and over-processing had the least impact. Utilizing the fuzzy MARCOS method, the hospital departments were ranked according to their overall desirability. The sensitivity of these rankings was assessed by adjusting the weights of the criteria. A comparative analysis with four other fuzzy methods (ARAS, COCOSO, EDAS, and WASPAS) confirmed that the fuzzy MARCOS method was the most effective tool for prioritizing hospital departments. Conclusion : The fuzzy MARCOS results indicated that the “Infectious Department” performed well, while the “Ophthalmology Department” required improvement. Enhancing the “Infectious Department” hinged on better staff training, cost reduction, and safe waste management. This research introduces a novel approach using the fuzzy DEMATEL-MARCOS model, enabling hospitals to assess performance through modern methodologies, such as Lean, Agile, Resilient, Green, and Sustainable, even in uncertain conditions
الگوی تاب آوری کسب وکارهای مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی: یک پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
93 - 114
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای تاب آوری کسب وکارهای مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی انجام شده است تا بتواند چارچوبی کاربردی برای تقویت ظرفیت های این شرکت ها در مواجهه با چالش ها و بهره برداری از فرصت ها ارائه دهد.
روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد آمیخته (کیفی و کمی) است. در مرحله کیفی پژوهش، ابتدا با مطالعه عمیق و نظام مند متون و اسناد علمی و تحلیل آن ها به روش تحلیل مضمون، عوامل اولیه مؤثر بر تاب آوری کسب وکارهای کارآفرینی اجتماعی شناسایی شدند. سپس، این عوامل با استفاده از روش دلفی و مشارکت 11 نفر از خبرگان که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، پالایش و نهایی گردیدند. درمرحله کمی، به منظور اعتبارسنجی مدل کیفی، داده ها از طریق پرسش نامه و از نمونه ای متشکل از 210 نفر از مدیران و کارشناسان فعال درحوزه کارآفرینی اجتماعی که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند، جمع آوری گردید. تحلیل داده های کمی با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی و به کمک نرم افزار Amos نسخه 24 انجام شد تا ساختار عاملی مدل و روابط بین متغیرها مورد آزمون و تأیید قرار گیرد.
یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 65 شاخص در قالب هشت بعد اصلی تاب آوری برای کسب وکارهای مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی شد. این ابعاد عبارت از: سرمایه انسانی و توانمندسازی سازمانی، چابکی و سازگاری استراتژیک، تاب آوری جامعه و مسئولیت اجتماعی، رقابت در بازار و تعامل با مشتری، پایداری و سازگاری محیطی، مشارکت و تعامل با ساختارهای سیاسی و حاکمیتی، نوآوری برای تأثیر اجتماعی و پیشرفت فناوری، توسعه کارآفرینی و سرمایه گذاری های اجتماعی هستند.
نتیجه گیری/ دستاوردها: یافته های این پژوهش بر اهمیت ایجاد ساختارهای سازمانی منعطف و چارچوب های مدیریت استراتژیک برای تقویت تاب آوری در کسب وکارهای کارآفرینی اجتماعی تأکید می کند. نتایج نشان می دهد که تاب آوری این شرکت ها مستلزم رویکردی چندبعدی است که در آن، عوامل درون سازمانی همچون توانمندسازی نیروی انسانی و چابکی استراتژیک، با عوامل برون سازمانی مانند تعامل با ذی نفعان، مسئولیت پذیری اجتماعی و پایداری زیست محیطی درهم تنیده می شوند. همچنین، این پژوهش بر نقش کلیدی نوآوری و فناوری در ایجاد راه حل های پایدار برای چالش های اجتماعی و زیست محیطی تأکید می ورزد. دستاوردهای این مطالعه می تواند به عنوان راهنمایی برای مدیران و سیاست گذاران در جهت طراحی و اجرای برنامه های تقویت تاب آوری کسب وکارهای کارآفرینی اجتماعی مورداستفاده قرار گیرد. علاوه براین، مدل ارائه شده، چارچوبی نظری برای پژوهش های آتی درزمینه تاب آوری سازمانی و کارآفرینی اجتماعی فراهم می آورد. درنهایت، این پژوهش بر ضرورت همکاری و هم افزایی میان بخش های مختلف جامعه، از جمله کسب وکارها، دولت، سازمان های مردم نهاد و دانشگاه ها، برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار و ایجاد اکوسیستمی حمایتگر برای کارآفرینی اجتماعی تأکید می کند.
Providing sustainable energy consumption solutions based on behavioral patterns in a shared space using system dynamics methodology (Case Study: University of Tehran Student Dormitories)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Industrial Management Journal, Volume ۱۷, Issue ۳, ۲۰۲۵
18 - 55
حوزههای تخصصی:
Objective : Changing energy consumption habits is fundamental to promoting sustainable development. This study simulates energy consumption patterns in shared spaces at the University of Tehran using a dynamic model, focusing on residents’ behaviors to reduce electricity use and improve system efficiency. Methods : To address the complex energy consumption system in student dormitories—shaped by behavioral, technical, environmental, and policy-related factors—a system dynamics approach was adopted. Experts in energy management and systems modeling contributed through collaborative meetings and interviews. Data were gathered from national institutions and questionnaires covering 2011–2021. Using Vensim DSS 6.4E, a dynamic model was built and simulated for 2021–2041. Sensitivity analysis helped identify effective energy management policies based on residents’ behavior, and the model’s outputs were analyzed to evaluate key variables. Results : The model identified four key strategies for managing electricity consumption based on behavioral factors: management through economic investments, residents’ energy-saving behaviors, the actions and behaviors of dormitory staff and administrators, and increased investment in building infrastructure and equipment upgrades. Subsequently, each strategy's individual and combined implementation was examined and compared regarding its impact on the target variables. Combining the first and third strategies was ultimately identified as the most effective approach to electricity consumption management, considering the residents' behavioral patterns. Conclusion : The study shows that combining economic investments with behavioral strategies is the most effective way to manage electricity consumption and improve environmental and social outcomes.
تاثیر حاکمیت قانونی بر اشتیاق سرمایه گذاری و تحریف حسابداری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۲ (جلد ۳)
250 - 263
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تاثیر حاکمیت قانونی بر اشتیاق سرمایه گذاری و تحریف حسابداری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. در این پژوهش کاربردی، توصیفی- همبستگی از شیوه پس رویدادی استفاده شده است. بررسی متغیرهای پژوهش نیز با استفاده از اطلاعات صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شد. دوره زمانی مطالعه شامل سال های 1396 تا 1402 و نمونه برگزیده به روش جامعه در دسترس، متشکل از 136 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردید. در طبقه بندی داده های گردآوری شده از نرم افزار اکسل و در بررسی و آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون چندگانه در نرم افزار آماری ایویوز استفاده شده است. یافته ها در سطح خطای مورد انتظار نشان داد که بین حاکمیت قانونی بر اشتیاق به سرمایه گذاری تاثیر دارد و حاکمیت قانونی بر تحریف حسابداری نیز تاثیر دارد.
ارزیابی تأثیر شیوه های زیست محیطی سبز بر عملکرد کسب و کارها با توجه به بحران اقتصادی کسب و کارهای کوچک و متوسط کشاورزی استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحران اقتصادی ناشی از یک موقعیت پیش بینی نشده است، بنابراین باید تصمیمی سریع و دقیق اتخاذ کرد تا به عنوان گامی جسورانه برای به حداقل رساندن پیامدهای ناخواسته بر عملکرد کلی شرکت ها باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر شیوه های زیست محیطی سبز بر عملکرد کسب و کار با توجه به بحران اقتصادی در کسب و کارهای کوچک و متوسط کشاورزی استان کرمان در سال 1402 می باشد. این پژوهش از منظر هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش 544 نفر از صاحبان کسب و کارهای کشاورزی استان کرمان است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 225 نفر برآورد شده است. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده گردید. روش تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری صورت گرفت. یافته ها نشان داد که تأثیر بین شیوه های زیست محیطی سبز بر عملکرد زیست محیطی در دوره قبل و در طول بحران اقتصادی معنادار شده است مقادیر ضرایب این تأثیر به ترتیب 48/0 و 36/0 واحد می باشد. اتخاذ شیوه های زیست محیطی سبز بر عملکرد کسب و کار در دوره قبل و در طول بحران اقتصادی تأثیر معناداری داشته است به طوری که مقادیر ضرایب این تأثیر به ترتیب برابر با 67/0 و 28/0 واحد به دست آمد. همچنین مشخص شد که بحران اقتصادی تأثیر بین شیوه های زیست محیطی سبز با عملکرد محیط زیست و عملکرد کسب و کار را تضعیف می کند. بنابراین شیوه های زیست محیطی سبز که با استراتژی های شرکت مرتبط هستند، به بهبود عملکرد کسب و کار حتی در شرایط بحران اقتصادی نیز کمک می کنند.
نقش جریان نقد آزاد شرکت بر رابطه بین توانایی رهبری مدیران و مخارج بازاریابی و فروش بر رشد اقتصادی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از راه هایی شناسایی چگونگی بهبود رشد اقتصادی شرکت ها، شناخت توانایی مدیریت و مخارج بازاریابی و فروش است. در این راستا نمی توان از نقش جریان نقد آزاد شرکت نیز غافل شد. روش: در این پژوهش داده های مربوط به ۱۵۲ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ جمع آوری شده است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، از روش داده های ترکیبی (پنل دیتا) بهره گرفته شده و با توجه به ماهیت داده ها، مدل اثرات ثابت به عنوان مدل مناسب انتخاب شده است. تحلیل داده ها از طریق رگرسیون چندگانه صورت گرفته تا روابط میان متغیرهای مستقل، وابسته و تعدیل گر به طور دقیق بررسی شود. یافته ها: نتایج نشان داد که افزایش توانایی رهبری مدیران موجب بهبود رشد اقتصادی شرکت ها می شود. همچنین افزایش مخارج بازاریابی و فروش موجب کاهش رشد اقتصادی شرکت ها می شود. نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که توانایی مدیریت و مخارج بازاریابی و فروش به طور مستقیم بر رشد اقتصادی شرکت ها تأثیرگذارند. در عین حال، جریان نقد آزاد می تواند به عنوان یک عامل تعدیل گر، اثرات منفی مخارج بازاریابی و فروش را کاهش دهد، اما توانایی رهبری مدیران را تعدیل نمی کند. این یافته ها می توانند به مدیران و تصمیم گیرندگان شرکت ها کمک کنند تا در تخصیص منابع و اتخاذ استراتژی های مالی و بازاریابی خود هوشمندانه تر عمل کنند.
اثر خون آشام: تبیین پیامدهای منفی استفاده از چهره های مشهور در تبلیغات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
133 - 152
حوزههای تخصصی:
اثر خون آشام پدیده ای در تبلیغات است که در آن حضور پررنگ یک فرد مشهور یا ویژگی جذاب بصری باعث می شود توجه مخاطب از برند یا پیام اصلی تبلیغ منحرف شود. این اثر می تواند به کاهش یادآوری یا تاثیرگذاری برند منجر گردد و اثربخشی تبلیغات را کاهش دهد. پژوهش حاضر با هدف تبیین اثر خون آشام جهت تحلیل پیامدهای منفی استفاده از چهره های مشهور در تبلیغات انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف یک مطالعه کاربردی است که در قالب یک تحقیق پیمایشی انجام می شود. جامعه آماری شامل کلیه مشتریان پوشاک ال سی من در تهران می باشد که از این میان نمونه ای به حجم 384 نفر به صورت در دسترس انتخاب شده است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه ای شامل 7 بعد و 31 گویه استفاده شده است. روایی پرسشنامه با دو روش صوری-محتوایی و روایی سازه مورد تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه با دو روش محاسبه ضریب آلفا کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت. تحلیل داده ها با تکنیک حداقل مربعات جزئی (PLS) و نرم افزار Smart PLS 3 انجام شد. یافته ها نشان داد که اثر خون آشام تاثیر منفی و معناداری بر نگرش برند، دسترسی به حافظه، توجه بصری و قصد خرید دارد؛ همخوانی سلبریتی و برند رابطه بین اثر خون آشام و نگرش برند را تعدیل می کند؛ نگرش برند، دسترسی به حافظه و توجه بصری تاثیر مثبت و معناداری بر قصد خرید دارند؛ تصاویر با کیفیت بالا رابطه بین توجه بصری و قصد خرید را تعدیل می کند
کاوش هوشمندی مشتری در سینما: پیش بینی تکرار خرید تماشاگران با مدل درخت تصمیم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
313 - 331
حوزههای تخصصی:
سینما به عنوان یکی از مهم ترین محصولات فرهنگی و هنری، نقش مهمی در شکل دهی به ذائقه فرهنگی و پرکردن اوقات فراغت جامعه دارد. استفاده از داده کاوی و تحلیل نقاط تماس مشتری در سفر خرید، ابزاری مؤثر برای درک هوش مشتری، شناسایی الگوهای رفتاری و پیش بینی نرخ بازگشت تماشاگران فراهم می آورد. هدف پژوهش، توسعه مدلی تحلیلی مبتنی بر هوش مشتری و استخراج الگوهای تصمیم گیری تماشاگران سینما بر اساس شاخص های نگهداشت مشتری بود. این مطالعه به صورت توصیفی–تحلیلی، مقطعی و با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شد. در گام نخست، با مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل محتوا، شاخص های نگهداشت مشتری شناسایی و در هشت مقوله دسته بندی شد. در گام دوم، داده های کمی با مدل درخت تصمیم گیری تحلیل شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل ۱۸ تماشاگر بزرگسال و بخش کمی شامل تماشاگران سینمای گرگان بود که با نمونه گیری تصادفی، ۴۵۰ پرسشنامه توزیع و ۴۱۹ مورد تحلیل شد. یافته ها نشان داد تصمیم گیری تماشاگران برای تکرار خرید حاصل تعامل چند شاخص است. از میان ۳۲ شاخص، قیمت محصولات غذایی مهم ترین عامل پیش بینی کننده بود. مدل درخت تصمیم با دقت 0.896 و قواعد «اگر–آنگاه» توانست الگوهای مشخصی برای هر دو حالت تکرار و عدم تکرار خرید ارائه کند. رضایت از قیمت، تصمیم مخاطبان را به طور متفاوت تحت تأثیر عواملی چون کیفیت فیلم، تجربه پیشین، سهولت پرداخت و تبلیغات مجازی قرار داد.نتایج تأیید کرد که رویکردهای داده کاوی، به ویژه مدل های پیش بینی مانند درخت تصمیم، می توانند درک عمیق تری از هوش مشتری ایجاد و استراتژی های هدفمند بازاریابی و نگهداشت مشتری را ممکن سازند.