۱.
هدف: مفهوم گسلایتینگ به تازگی وارد مباحث مدیریت و سازمان شده و به تاکتیک های فریبنده ای اشاره دارد که به منظور دستکاری روانی کارکنان و القای کنترل بر آنان از طریق زیر سؤال بردن سلامت عقل و ادراک از واقعیت بر آنان اعمال می شود. هدف این پژوهش فهم پدیده گسلایتینگ از دیدگاه افرادی است که آن را در بافتار سازمانی تجربه کرده اند.
روش: در پژوهش حاضر از روش پدیدارشناسی توصیفی مبتنی بر چارچوب کُلایزی برای فهم پدیده گسلایتینگ استفاده شد. مصاحبه و صدا و متن های ارسالی از چهارده شرکت کننده با استفاده از این روش تحلیل شدند. برای انتخاب افراد از سه سؤال غربالگر استفاده شد و در تحلیل متون پیش انگاشته های منتج از پیشینه پژوهش و تجارب و باورها آگاهانه براکت شد.
یافته ها: تجربه گسلایتینگ از طریق چهار تم در قالب پانزده خوشه بیان شد. یافته ها نشان داد در تجربه پدیده گسلایتینگ گفتمان سازمانی تحریف می شود، زمینه آسیب پذیری فراهم می شود، کنترل های رفتاری و سرکوب گفتاری به شیوه های مختلف اعمال می شوند، و پس از بحران بازسازی یا فروپاشی روانی تجربه می شود.
نتیجه: تجربه افراد از گسلایتینگ به صورت پدیده ای پویا قابل فهم است. گسلایتینگ نه تنها در سطح تعاملات فردی بلکه در سطوح ساختاری و فرهنگی سازمان نیز وارد می شود. ایجاد نظام شفافیت واقعی، آگاهی رسانی به مدیران و کارکنان درباره شناسایی و پیشگیری از پدیده گسلایتینگ، ایجاد سازکارهای حمایتی، و وجود سیستم های نظارت بی طرف در شناخت و کنترل این پدیده مؤثر است.
۲.
هدف: انتظارات فرهنگی از دانشگاه و لزوم برنامه ریزی مطلوب فرهنگی در این امر موجب شد تا پژوهش حاضر با هدف تبیین و مدل سازی پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه، برآمده از تحلیل مضمون، با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری، منطبق بر مبانی فقهی امامیه، انجام شود.
روش پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف اکتشافی و از لحاظ جهت گیری کاربردی است. روش پژوهش نیز از نوع آمیخته اکتشافی است. پس با توجه به روش آمیخته اکتشافی از روش تحلیل مضمون در بخش کیفی و روش مدل سازی ساختاری تفسیری در بخش کمّی استفاده شد. شیوه جمع آوری داده ها در بخش کیفی مطالعات اسناد شاملِ دستورالعمل های سیاستی در حوزه فرهنگی دانشگاه و در بخش کمّی نیز پرسشنامه استاندارد مقایسات زوجی است. قابلیت اعتبار و اطمینان در بخش کیفی از طریق راهبردهایی نظیر ضریب کاپای کوهن، که مقدار آن بالاتر از 70/0 به دست آمد، مورد تأیید است. جامعه نظری پژوهش به منظور تکمیل پرسشنامه مقایسات زوجی خبرگان و صاحب نظران حوزه برنامه ریزی فرهنگی شامل استادان، معاونان، و مدیران فرهنگی دانشگاه های دولتی است که در نهایت بر اساس ویژگی هایی از قبیل سابقه کاری، مدرک تحصیلی، و آشنایی با مفاهیم کلیدی بیست خبره به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گفتنی است برای تحلیل داده های پژوهش در بخش کیفی از نرم افزار اطلس تی آی و در بخش کمّی از نرم افزار اکسل استفاده شد.
یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان می دهد 85 مضمون پایه و 11 مضمونِ سازنده شکل دهنده مضمون فراگیر برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه اند. همچنین بر اساس یافته های بخش کمّی پیشران های استعدادپروری، اعتمادآفرینی، هم اندیشی، همبستگی و مشارکت، توسعه فرهنگی دانش محور، پشتیبانی و مانع زدایی، بصیرت افزایی، مدیریت عملکرد، دانشگاه اسلامی، دانشگاه تمدن ساز، سیاست گذاری فرهنگی آینده نگر، و امنیت فرهنگی پایدار در یک سطح قرار دارند و دارای قدرت نفوذ و وابستگی بالایی هستند که تعامل بالای آن ها را در سیستم نشان می دهد.
نتیجه : شناخت و تحلیل این پیشران های کلیدی توسط مسئولان دانشگاه می تواند به طور بالقوه موجب ارتقای بهره وری در برنامه ریزی فرهنگی و آمادگی لازم در مواجهه با آینده شود.
۳.
هدف: نظریه پویایی های فرهنگی در زمره پارادایم تفسیری است و تلاش دارد با ارائه فرایند چهار مرحله ای ایجاد و تغییرات فرهنگی را تبیین کند. هدف این پژوهش بررسی و تبیین کارکرد نظریه پویایی های فرهنگی بعد از جایگزینی مبانی اسلامی در آن است.
روش: در این پژوهش، از روش حِکمی اجتهادی استفاده می شود. در این روش، منظومه معرفتی اسلام بر نظریه های شکل گرفته در علوم انسانی عرضه می شود. در روش یادشده مبانی معرفت شناسی، هستی شناسی، و روش شناسی اسلامی جایگزین مبانی نظریه می شود.
یافته ها: با جایگزینی مبانی اسلامی فرایند جلوه گری و تفسیر از کار می افتد و چرخه قطع می شود. همچنین عنصرِ «ارزش ها» در فرهنگ و پویایی های فرهنگی در دام نسبیت گرفتار و فرایند یادشده با چالش مواجه می شود.
نتیجه: با جایگزین کردن مبانی معرفت شناسی و هستی شناسی و روش شناسی اسلامی فرایندهای پویایی فرهنگی قابلیت تداوم و استمرار خود را از دست می دهند. به طور خاص، فرایند تفسیر در مدل یادشده از بین می رود و دیگر چرخه پویایی های فرهنگی استمرار نمی یابد. همچنین با جایگزینی مبانی معرفت شناسی اسلامی که رویکردی رئالیستی دارد فرایند جلوه گری نیز فاقد معیار و ملاک برای ارزیابی خواهد بود. زیرا بر اساس مبنای معرفت شناسی پارادایم تفسیری هر ارزشی که متولد ذهنیت افراد باشد ارزشمند است. در این صورت در تعارض بین ارزش ها هیچ معیار و ملاکی برای ارزیابی و سنجش صحت و درستی ارزش های فرهنگی وجود ندارد.
۴.
تحقیق حاضر با هدف تبیین الگوی مدیریت از منظر حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) انجام گرفته است. نوع تحقیق، با توجه به ماهیت پژوهش، توصیفی تحلیلی و با توجه به هدف از نوع تحقیقات توسعه ای است. روش تحلیل منابع تحلیل مضمون است. از این روش برای به دست آوردن الگوهای موجود از داده های کیفی استفاده می شود. در این مطالعه برای تحلیل داده ها از روش تحلیل قالب مضامین و تحلیل شبکه مضامین استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها فیش برداری است. جامعه آماری کلیه بیانات حضرت آیت الله خامنه ای از سال 1368 تا پایان سال 1398 است. پس از تجزیه و تحلیل اسناد و فرایند کدگذاری، الگوی مدیریت و رهبری از منظر معظم له در چهار بعُد اصول، الزامات اخلاقی، الزامات رفتاری، و الزامات عملی شناسایی شد که هر یک از ابعاد خود از مجموعه ای از مؤلفه ها و شاخص ها تشکیل شده است. پس از احصای ابعاد و مؤلفه ها و شاخص ها جهت اعتباریابی مدل احصاشده نظرات و رهنمودهای خبرگان دریافت و بررسی شد و اصلاح نهایی انجام گرفت.
۵.
کژرفتاری سازمانی در نظام آموزش وپرورش، به عنوان چالشی اساسی، تأثیرات عمیقی بر کیفیت آموزشی، سلامت محیط کار، و عملکرد ذی نفعان دارد. این پژوهش با هدف شناسایی علل، ویژگی ها، و پیامدهای کژرفتاری سازمانی در محیط های آموزشی از روش فراتحلیل کیفی استفاده کرده است. جامعه آماری شامل 120 مقاله معتبر فارسی و لاتین (1990 تا 2023) بود که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با تحلیل تماتیک و نرم افزار MAXQDA کدگذاری شدند. یافته ها نشان داد 324 کد استخراج شده در سه محور اصلی (علل، ویژگی ها، پیامدها) و ۱۴ مقوله فرعی طبقه بندی می شوند. علل کژرفتاری شامل ضعف نظارتی، فشارهای روانی، نابرابری منابع، و فقدان نظام انگیزشی است. ویژگی های آن پنهان کاری، تنوع سطوح، و تداوم در بلندمدت است. پیامدها نیز کاهش اعتماد عمومی، افت کیفیت آموزشی، افزایش تعارضات، و آسیب به سلامت روان کارکنان را شامل می شود. الگوی نهایی رابطه پویا بین عوامل زمینه ای (ساختار سلسله مراتبی)، بسترهای سازمانی (فرهنگ بی تفاوتی)، و پیامدهای چندلایه کژرفتاری را ترسیم می کند. این پژوهش چارچوبی نظام مند ارائه می دهد تا مدیران با مداخلاتی مانند تقویت گزارش دهی شفاف و اصلاح فرهنگ سازمانی از بروز یا تشدید کژرفتاری ها پیشگیری کنند. نتایج زنجیره علّی میان علل و پیامدها را روشن می کند و مسیرهایی برای پژوهش های آتی پیشنهاد می دهد.
۶.
هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر سرمایه فکری پایدار بر عملکرد بین المللی پایدار با نقش واسطه ای قابلیت تاب آوری و نوآوری تحول آفرین در شرکت های کوچک و متوسط است که نقش مهمی در اقتصاد کشورهای مختلف توسعه یافته یا در حال توسعه دارند. مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها از نوع توصیفی و از شاخه پیمایشی است. برای گردآوری اطلاعات، روی شهرک ها و ناحیه های صنعتی استان قزوین تمرکز شده است. از بین حدود 830 مدیر ارشد شناسایی شده، نهایتاً 167 مدیر ارشد پرسشنامه را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده های گردآمده با استفاده از ابزار پرسشنامه، از روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که سرمایه فکری پایدار با تقویت قابلیت تاب آوری و زمینه سازی برای نوآوری باز می تواند به صورت غیر مستقیم منجر به بهبود عملکرد بین المللی پایدار شود. پس می توان با تکیه بر سرمایه فکری پایدار و بهره گیری از فناوری های به روز تاب آوری را افزایش داد و از فرصت های نوآوری بهتر استفاده کرد. مطالعه حاضر از آنجا که عوامل مؤثر در تعالی عملکرد بین المللی پایدار را در شرکت های کوچک و متوسط شناسایی کرده و می تواند باعث صرفه جویی در صرف منابع و زمان سازمان برای تحقق عملکرد پایدار در جامعه بین المللی شود در نوع خود نوآور است.
۷.
هدف: این پژوهش با هدف طراحی الگوی پیشران های شفافیت سازمانی اخلاق مدار در سازمان تأمین اجتماعی انجام شده است.
روش پژوهش: این پژوهش کیفی و از نوع کاربردی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. در این روش از ابزار مصاحبه برای استخراج مضامین فرعی و اصلی استفاده شد. نمونه آماری پژوهش حاضر چهارده نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران سازمان تأمین اجتماعی بود که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. روایی پژوهش با اجماع نظر خبرگان مورد تأیید قرار گرفت و به منظور بررسی پایایی از راهبرد تأیید همکاران پژوهشی (دو کدگذار) استفاده و پایایی نتایج تأیید شد.
یافته ها: پس از مصاحبه و تحلیل مضامین در مجموع سیصد کد باز اولیه و هجده مضمون فرعی شناسایی شد که در قالب شش مضمون اصلی شامل تأکید بر شفافیت اطلاعات و سیاست ها، تأکید بر اخلاق مداری و مسئولیت پذیری سازمانی، تأکید بر تعامل و اعتمادسازی با ذی نفعان، تأکید بر عدالت و شفافیت در عملکرد، تأکید بر آموزش و توانمندسازی اخلاقی کارکنان، و تأکید بر پایداری و ارزش های سازمانی دسته بندی شدند. این شاخص ها با مفاهیمی نظیر اعتمادسازی، کاهش فساد، و بهبود سلامت سازمانی ارتباط مستقیم دارند.
نتیجه: الگوی طراحی شده جامعیت بیشتری نسبت به مدل های پیشین دارد و بر ابعاد رفتاری و فرهنگی سازمان تأکید می کند. این الگو می تواند به عنوان یک چارچوب راهبردی برای ارتقای شفافیت و سلامت سازمانی در سازمان های مشابه استفاده شود و زمینه ساز افزایش اعتماد عمومی و بهبود عملکرد سازمانی باشد.