زهرا علیپور درویش

زهرا علیپور درویش

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

تاثیرحرفه ای شدن ورزشکاران ( فوتبالیست ) بر فرهنگ اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: جامعه فرهنگ اجتماعی حرفه ای شدن فرهنگ فوتبالیست ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ابعاد الگوی حرفه ای شدن ورزشکان ( فوتبالیست) بر فرهنگ اجتماعی صورت گرفته است. روش تحقیق از نوع کیفی براساس نظریه داده بنیاد است.در بخش تحلیل محتوی کیفی از نظر خبرگان و ورزشکاران استفاده شده است، روش تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی با استفاده از کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی بود شاخص های اساسی استخراج شد .سوال های مصاحبه زیر نظر کمیته علمی طراحی و بصورت مصاحبه باز پاسخ یافته طراحی شد.جامعه آماری خبرگان و ورزشکاران در ورزش فوتبال بودند که با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند به روش گلوله برفی 13 نفر آنها به عنوان نمونه تا اشباع نظری انتخاب شدند. محتوی گرد آوری شده با استفاده از نرم افزار مکس کیودا (MAXQDA) پردازش شد. نتایج پژوهش حاضر منجر به شناسایی و 3 کد انتخابی شدو 12 کد 264 کد باز قرار گرفت.شاخص اصلی بر اساس مدل سه شاخگی شامل (تحلیل ساختاری جامعه شناختی حرفه ای شدن، تحلیل رفتای (فردی)جامعه شناختی حرفه ای شدن و تحلیل زمینه ای (محیطی) جامعه شناختی حرفه ای شدن فوتبالیست ها)بود. در دور دوم پرسشنامه ای با لطف لیکرت برای 13 نفر از خبرگان ارسال شد تا شدت اثر هریک از مولفه ها مشخص شود .نتایج نشان داد که تحلیل (ساختاری)جامعه شناختی ، تحلیل رفتای ( فردی)تحلیل زمینه ای (محیطی) جامعه در شکل گیری فرهنگ فوتبالیست ها تاثیر دارد و همچنین فوتبالیتس ها با استفاده از رسانه ها بر افراد جامعه تاثیر گذارند .
۲.

مفهوم سازی رهبری عصب شناختی (نورولیدرشیپ) مبتنی بر روش پدیدار شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: رهبری عصب شناختی نورولیدرشیپ علوم اعصاب مدیریت شناختی پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
تحقیق حاضر با هدف مفهوم سازی رهبری عصب شناختی (نورولیدرشیپ) و شناسایی مؤلفه های آن بر پایه تجربه زیسته مدیران و صاحب نظران دانشگاهی، با بهره گیری از روش کیفی پدیدارشناسی کلایزی انجام شده است. در این راستا، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از مدیران ارشد و اساتید دانشگاهی جمع آوری گردید و با روش هفت مرحله ای کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها منجر به استخراج ۱۵ مضمون اصلی در قالب چهار بُعد کلی شامل: ۱) توانمندی های شناختی و عصبی (نظیر خودآگاهی عصبی، تصمیم گیری شناختی و خودتنظیمی)، ۲) ارتباطات و تعاملات اجتماعی (همدلی، تنظیم هیجان و آینه سازی عصبی)، ۳) آگاهی و هماهنگی ذهنی (ذهن آگاهی و انسجام مغزی)، و ۴) قضاوت و اخلاقیات (عدالت عصبی) گردید. یافته ها نشان داد که رهبری عصب شناختی مفهومی میان رشته ای است که با اتکا به علوم اعصاب و شناخت، می تواند به بهبود تعاملات سازمانی، افزایش کارایی، ارتقاء انگیزش کارکنان و بهبود تصمیم گیری های مدیریتی منجر شود. مقایسه یافته های تحقیق با مطالعات پیشین، حاکی از هم سویی نتایج با اغلب تحقیق های داخلی و خارجی در زمینه تأثیر علوم اعصاب بر رفتار رهبری و عملکرد سازمانی است. در پایان، بر اساس یافته ها، پیشنهادهایی جهت بهره برداری عملی در محیط های سازمانی و نیز مسیرهای پیشنهادی برای تحقیقات آتی ارائه گردیده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان