ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۵۹٬۰۲۱ مورد.
۶۶۱.

طراحی سیستم توسعه فراگیر منطقه ای مبتنی بر عدالت اجتماعی (مطالعه موردی: مناطق مرزی ایران و پاکستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۸۸
مقدمه استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرقی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. این استان از فقیرترین و محروم ترین استان های کشور ایران است. بیشتر روستاهایِ استان فاقد امکانات رفاهی اولیه مانند لوله کشی، آب آشامیدنی و برق بوده. این منطقه از لحاظ تاریخی توسعه نیافته است، اگرچه منابع طبیعی قابل توجهی از جمله منابع گازی و معدنی زیادی دارد. منطقه مرزی ایران و پاکستان منطقه ای با اهمیت ژئوپلیتیکی است و مرز بین دو کشور را نشان می دهد. به دلیل حجم زیاد عقب ماندگی ها در این استان و انباشت آن در سالیان پیاپی، آموزش و پرورش این استان نیز از حیث شاخص های گوناگون آموزشی، اختلاف قابل توجهی نسبت به سایر استان های کشور دارد. ازحیث بیشتر شاخص های آموزشی کشور، سیستان و بلوچستان محروم ترین استان کشور است. این استان با موقعیت راهبردی خود از ظرفیت بالایی در کشاورزی، شیلات و ذخایر ارزشمند معدنی برخوردار است، اما به دلیل ناکافی بودن سرمایه گذاریِ بومی و عدمِ وجود نیروی انسانی ماهر، از حیث توسعه نسبتاً از سایر نقاط کشور عقب افتاده است. یکی از موانع دیگر که در استان های مرزی هر دو کشور وجود دارد، عدم قابلیت شهروندان برای ابراز نظر و مشارکت در خط مشی گذاری ها و تصمیم های دولتی است. بدون فراگرد سیاسی مؤثر و حکمرانی مؤثر توسعه فراگیر امکان پذیر نیست. سیاست جهانی و اولویت های حکمرانی باتحولات زیادی مواجه شده،دولت ها را تشویق کند تا در مدیریت چالش های توسعه فراگیر با یکدیگر همکاری کنند. از سوی دیگر، مشکلاتی وجود دارد که موانعی جدی در روابط ایران و پاکستان محسوب می شوند و بر توسعه فراگیر استان های مرزی دو کشور تأثیر می گذارند. هر دو کشور به دلیل عدم هماهنگی درباره سازمان های توسعه استان های مرزی و نگاه متفاوت مقامات کشور و همچنین، سایر کشورهای منطقه در حوزه توسعه های فراگیر با چالش های ویژه ای مواجه اند. نظریه پردازان، در سال های  1950 تا 1969 فراگرد توسعه را مجموعه ای از مراحل متوالی رشد اقتصادی می دانستند که همه کشورها باید آن را طی کنند. این اولین تحول در نظریه اقتصادی توسعه بود که در آن مقدار مناسب و ترکیب مناسب پس انداز، سرمایه گذاری و کمک های خارجی فقط موارد ضروری برای ظرفیت سازی در کشورهای توسعه یافته تلقی می شدند. در آن دوران، توسعه را مترادف با رشد اقتصادی عمومی و سریع می دانستند. مهم ترین انتقادی که به این نظریه ها وارد می شد، آن بود که ضعف ترتیبات نهادی در کشورهای درحال توسعه را نادیده می گرفتند. از زمان ظهور تعداد زیادی از کشورهای تازه استقلال یافته در سال های اولیه پس از جنگ جهانی دوم و تلاش گسترده این کشورها برای غلبه بر عقب ماندگی و فقرزدایی و در یک کلام دستیابی به «توسعه»، این مفهوم دستخوش تحولات گسترده ای شد. در این امتداد، شاید مهم ترین تحول، بسط مفهوم توسعه از رشد صرفاً اقتصادی به نوعی تحول ساختاری بود که ابعاد درآمدی و غیر درآمدی رفاه را بهبود می بخشد و پایداری و توزیع عادلانه را مدنظر قرار دارد. یکی دیگر از جنبه های توسعه، توسعه پایدار است که نیازهای زمان حالِ افراد را بدون به خطر انداختن توانایی نسل های آینده در برآوردن نیازهای خود برآورده می کند. توسعه پایدار که ابتدا بر جنبه های زیست محیطی توسعه متمرکز بود، امروزه معنای وسیع تری یافته و بر توسعه فراگیر و همه جانبه دلالت دارد. توسعه انسان محور که حدود سال 1980-1990 پدیدار شد، بر نقش قابلیت های انسانی تأکید دارد و توسعه را ثمره رشد توانایی های انسان می داند. در این رویکرد، علاوه بر اینکه انسان مهم ترین وسیله دستیابی به توسعه است، مهم ترین هدف توسعه نیز تلقی می شود. نظریه های توسعه فراگیر به ما کمک می کند تا به طور سامان مند درباره چگونگی سازماندهی تلاش های خود برای تسهیل دستیابی به توسعه فراگیر بیندیشیم. توسعه فراگیر را می توان با سه تحول تبیین کرد: نخست از منظر توزیع فرصت های رشد، دوم توسعه فراگیر در امتداد رشد فقرزدایی و سوم رشد فراگیر. توسعه فراگیر توسعه ای است که ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و سیاسی را در بر می گیرد و به نحوه توزیع آن در سطوح فردی، گروهی و اجتماعی نیز حساس است. در پژوهش حاضر بیشتر مؤلفه های رفع نابرابری، دسترسی برابر به خدمات، برقراری امنیت، فقرزدایی و ایجاد شغل، توسعه اقتصادی و نقش مفید متخصصان و شهروندان در توسعه فراگیر مد نظر قرار گرفته اند. مواد و روش ها روش پژوهش حاضر دِلفی بوده، در امتداد پاسخ به چهار پرسش از 12 متخصص در زمینه موضوعِ مورد نظر، سامان یافته است: یک) سیستم توسعه فراگیر مبتنی بر عدالت اجتماعی منطقه ایِ مناطق مرزی ایران و پاکستان باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ دو) نهادهای هماهنگ کننده خط مشی توسعه فراگیر مبتنی بر عدالت اجتماعی ایران و پاکستان کدام اند؟ سه) کدام عوامل در طراحی سسیتم توسعه فراگیر مبتنی بر عدالت اجتماعی برای مناطق مرزی ایران و پاکستان مؤثرند؟ چهار) دلایل شکست برنامه های عدالت اجتماعی در مناطق مرزی ایران و پاکستان چه بوده اند؟ یافته ها هدف این پژوهش، طراحی سیستم توسعه فراگیر منطقه ای مبتنی بر عدالت اجتماعی در مناطق مرزی ایران و پاکستان بوده، هدف آن است که بتواند گامی مؤثر در جهت رفع نابرابری، دسترسی برابر به خدمات، برقراری امنیت، فقرزدایی و ایجاد شغل، توسعه اقتصادی و نقش مفید متخصصان برای ساکنان این مناطق برداشته باشد. بدون شک آموزش به منزله مبنایی برای توانمندسازی افراد عمل کرده و سطح آگاهی و مهارت جامعه را افزایش می دهد. سلامت جامعه نیز تأثیر مستقیمی بر تولید و بهره وری دارد. اگر مردم سلامت خوبی نداشته باشند، نمی توانند کار کنند و در تولید جامعه مشارکت کنند. امنیت اجتماعی و اقتصادی یکی از عوامل کلیدی در جذب سرمایه گذاری و نظام توسعه فراگیر مبتنی بر عدالت اجتماعی و تجلی آن در امنیت، رفاه و آگاهی عمومی است (Pourazat, 2012). وجود امنیت باعث ایجاد ثبات در جامعه می شود که لازمه رشد اقتصادی است. مناطق مرزی اغلب به کشاورزی، صنایع دستی و صنایع در مقیاس کوچک متکی اند. یک بازار مرزی برای تولیدکنندگان محلی دسترسی به بازارهای بزرگ تر و متنوع تر را هم در مرزهای ملی و هم در کشورهای همسایه امکان پذیر می سازد. این امر آن ها را قادر می سازد تا کالاها را با قیمت های بهتر بفروشند، درآمد خود را افزایش داده و فقر را کاهش دهند. روابط فرهنگی مثبت، به کاهش تنش ها و اختلاف های سیاسی کمک ی کند. زمانی که مردم دو کشور، بیشتر با یکدیگر آشنا شوند، احتمال بروز سوءتفاهم ها و تنش ها کاهش می یابد. روابط قوی فرهنگی امکانِ سرمایه گذاری مشترک در پروژه های اقتصادی را افزایش می دهد. مشارکت مردم محلی استان های مرزی ایران و پاکستان در تصمیم گیری ها و انتخابات برای توسعه فراگیر، بسیار مهم است. این مشارکت ممکن است تأثیر مثبت بسیاری بر توسعه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی این استان داشته باشد. عدالت اجتماعی می تواند به کاهش نابرابری های اقتصادی در مناطق مرزی کمک ی کند. با توزیع عادلانه منابع و فرصت های شغلی، ساکنان این مناطق از فرصت های اقتصادی بهره مند شوند و شرایط زندگی خود را بهبود بخشند. برقراری عدالت اجتماعی، باعث تقویت همبستگی و انسجام اجتماعی میان اقوام گوناگون ساکن در مناطق مرزی می شود. این همبستگی تنش های قومی را کاهش داده و همکاری های محلی را افزایش می دهد. در این پژوهش با تهیه شاخص ترکیبی توسعه فراگیر، مبتنی بر عدالت اجتماعی در قالب 5 بُعد، 30 مؤلفه فراگیر توسعه در مناطق مرزی ایران و پاکستان مورد بررسی قرارگرفتند. در نهایت، این مطالعه یک سیستم جامع توسعه منطقه ای مبتنی بر عدالت اجتماعی قابل اجرا در مناطق مرزی ایران و پاکستان را طراحی و آن را برای حل مشکلات منطقه ارایه داده است. نتیجه گیری بر اساس یافته ها، توسعه فراگیر اجتماعی با الزامات مذهبی، هویت اجتماعی، روابط فرهنگی، تنوع نژادی، عدم تبعیض و حقوق بشر رابطه دارد. همچنین بُعد حکمرانی، با مؤلفه های پاسخ گویی، آزادی بیان، کاهش مداخلات خارجی، استخدام مدیران و متخصصان محلی و هماهنگی بین استانداری های مرزی ایران و پاکستان، رابطه دارد. بُعد عدالت اجتماعی نیز با مؤلفه های برابری، دسترسی برابر به منابع، آموزش، بهداشت، زیرساخت ها و آزادی سیاسی رابطه دارد. بُعد رشد اقتصادی نیز با مؤلفه های ایجاد شُغل، کاهش فقر، بازارچه های مرزی، زیرساخت کشاورزی، مناطق تجاری آزاد و ابعاد اجتماعی اقتصادی رابطه دارد. همچنین، بُعد پایداری محیط زیست، با مؤلفه های مدیریت منابع، مقابله با حوادث طبیعی، مدیریت انرژی و پسماند، تغییرات اقلیمی، مشارکت مردمی برای حفظ محیط زیست رابطه دارد. بر اساسِ این پژوهش، باید بُعد و مؤلفه های یادشده را برای یک سیستم توسعه فراگیرِ منطقه ا ی مبتنی بر عدالت اجتماعی، در نظر گرفت؛ در غیر این صورت، توسعه فراگیر منطقه ای مبتنی بر عدالت اجتماعی، اتفاق نخواهد افتاد. با توجه به بررسی عوامل مؤثر بر توسعه فراگیر در مناطق مرزی ایران و پاکستان، می توان نتیجه گرفت که توسعه فراگیر در این مناطق، نیازمند رویکردی جامع و هماهنگ بوده، به طور هم زمان به ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و حکمرانی توجه دارد. انسجام اجتماعی، عدالت اجتماعی، رشد اقتصادی، پایداری محیط زیست و حکمرانی مطلوب، همگی نقش حیاتی در بهبود شرایط زندگی مردم و کاهش چالش های موجود در این مناطق دارند. همکاری های دوجانبه بین ایران و پاکستان، مشارکت فعال جوامع محلی و اجرای خط مشی های مؤثر و کارآمد، از جمله عوامل کلیدی دستیابی به توسعه فراگیر و پایدار در این مناطق مرزی اند. این پژوهش نشان می دهد که توسعه فراگیر در مناطق مرزی ایران و پاکستان، نیازمند رویکردی چندجانبه بوده، باید انسجام اجتماعی، حکمرانی شفاف و عدالت اجتماعی را تقویت کند.
۶۶۲.

ارائه مدل ارزش یابی خط مشی حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۳
هدف: با گذشت بیش از یک دهه از شروعِ اجرای قانون "حمایت از شرکت ها و مؤسساتِ دانش بنیان و تجاری سازی نوآوری ها و اختراعات"، مسأله ارزیابی میزانِ دست یابی به اهدافِ از پیش تعیین شده این قانون، و تحلیلِ کیفیت دستاوردها، و آثارِ مثبت و منفی آن، بر جامعه هدف، از اهمیتِ بسزایی برخوردار است. پژوهشِ حاضر، با هدفِ ارائه مدل ارزش یابی خط مشی حمایت از شرکت ها، و مؤسساتِ دانش بنیان، انجام شده است. طرح پژوهش/روش شناسی: جامعه آماری این پژوهش، کیفی، و بخش اسناد، طرح ها، متن قانون، آئین نامه ها، دستورالعمل ها، مکاتبات و دستوراتِ اداری مرتبط با این قانون، و بخشِ مدیران، کارشناسانِ متخصص، سیاست گذاران و مجریانِ این خط مشی را شامل می شود. گردآوری داده ها، به روش اسنادی-کتابخانه ای و میدانی، از طریقِ مصاحبه نیمه ساختار یافته، با خبرگانِ دانشگاهی، و اجرایی حوزه خط مشی گذاری، انجام پذیرفته است. نمونه گیری، به روشِ گلوله برفی و هدفمند، انتخاب، و با اخذِ نظرِ پانزده نفر از خبرگان، به اشباعِ نظری، دست یافته است. تحلیلِ داده ها، به روشِ تحلیلِ مضمون، و به کمکِ نرم افزار اطلس تی نسخه 7، صورت گرفته است. یافته ها: بر اساسِ نتایج، 363 مضمونِ پایه، 32 مضمونِ سازمان دهنده و 9 مضمونِ فراگیر، شناسایی و در قالبِ مدلی، با سازه های کلیدی؛ کارکردهای خط مشی ، ویژگی های مطلوب، ساختارِ ارزش یابی، عواملِ محیطی، زمان بندی ارزش یابی، تناسب، کارایی، اثربخشی و فایده مندی ارائه شده است. ارزش/اصالت پژوهش: در این پژوهش، اشتراک های معنایی ادبیاتِ ارزش یابی، مورد توجه قرار گرفته، و متناسب با زمینه و موضوعِ ارزش یابی، رویکرد و الگوی مطلوبِ ارزش یابی خط مشی حمایت از شرکت ها و مؤسساتِ دانش بنیان، ارائه شده است. پیشنهادهای اجرایی: تدوینِ اهدافِ کمی، مشخص و قابلِ اندازه گیری، مرتبط با ارزش یابی خط مشی حمایت از شرکت ها، و مؤسساتِ دانش بنیان، پیشنهاد شده است.
۶۶۳.

تأثیر همگرایی اقتصادی ایران و کشورهای منتخب خاورمیانه بر گردشگری سلامت در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۸
مقدمه: گردشگری سلامت از مهمترین شاخص های صنعت گردشگری و دارای منافع اقتصادی- اجتماعی می باشد. مطالعه حاضر بر آن است تا با رویکردی تحلیلی به بررسی تأثیر همگرایی ایران و کشورهای منتخب خاورمیانه بر گردشگری سلامت در ایران بپردازد. روش: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد مدل سازی و با استفاده از مدل جاذبه تعمیم یافته، اثرگذاری همگرایی ایران و کشورهای خاورمیانه بر گردشگری سلامت ایران را در دوره زمانی 1995-2020 مورد بررسی قرار داده است. برای تحلیل داده ها از روش داده های پانلی و نرم افزار Eviewes 13 استفاده شد. یافته ها: یک واحد افزایش در تولید ناخالص داخلی ایران و کشورهای منتخب خاورمیانه به ترتیب 1/5 درصد و 0/04 درصد، جمعیت ایران و دیگر کشورهای منتخب خاورمیانه به ترتیب 5/4 درصد و 0/5 درصد، هزینه سلامت کشورهای منتخب خاورمیانه 0/04 درصد و نرخ ارز کشورهای خاورمیانه به میزان قابل توجهی منجر به افزایش میزان گردشگری سلامت می شوند. هزینه سلامت در ایران و فاصله جغرافیایی بین ایران و کشورهای منتخب خاورمیانه به صورت معنی داری بر گردشگری سلامت تاثیر منفی دارند، به طوری که یک واحد افزایش در هزینه سلامت ایران به کاهش 0/07 درصدی در گردشگری سلامت منجر می شود و همچنین، فاصله جغرافیایی منجر به 0/03 درصد کاهش در این زمینه می شود. نتیجه گیری: عوامل اقتصادی و اجتماعی مختلف تأثیر قابل توجهی بر گردشگری سلامت دارند. بهبود تولید ناخالص داخلی، جمعیت، هزینه سلامت، نرخ ارز و فاصله جغرافیایی می تواند به افزایش گردشگری سلامت در ایران و کشورهای منتخب خاورمیانه منجر شوند. برای جذب بیشتر گردشگران سلامت باید بر بهبود شرایط اقتصادی و بهداشتی توجه شود.
۶۶۴.

واکاوی نقش میانجی سرمایه اجتماعی، رفتار شهروند سازمانی و چابکی سازمانی در رابطه بین سرمایه روانشناختی و نوآوری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۸۵
هدف کلی پژوهش حاضر واکاوی نقش میانجی سرمایه اجتماعی، رفتار شهروند سازمانی و چابکی سازمانی در رابطه بین سرمایه روانشناختی و نوآوری سازمانی در آموزش و پرورش دشت آزادگان می باشد. روش تحقیق، توصیفی -همبستگی و گردآوری داده ها به صورت میدانی بود. جامعه آماری پژوهش شامل فرهنگیان آموزش و پرورش دشت آزادگان می باشد که   تعداد 300 نفر از بین آنها انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، نوآوری سازمانی جیمنز-جیمنز و همکاران (2008)، سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (1998)، چابکی سازمانی شریفی و یانگ (2000)، رفتار شهروند سازمانی پودساکف و همکاران (1991)، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که امیدواری بر سرمایه اجتماعی، رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است، خودکارآمدی بر سرمایه اجتماعی، رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است. خوش بینی بر سرمایه اجتماعی، رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است همچنین تاب آوری بر سرمایه اجتماعی، رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است. سرمایه اجتماعی بر رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است، رفتار شهروندی بر چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است و چابکی سازمانی بر نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است.
۶۶۵.

شناسایی پیشران های مؤثر در برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه با رویکرد مدل سازی ساختاری- تفسیری و بررسی آنها در فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: انتظارات فرهنگی از دانشگاه و لزوم برنامه ریزی مطلوب فرهنگی در این امر موجب شد تا پژوهش حاضر با هدف تبیین و مدل سازی پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه، برآمده از تحلیل مضمون، با استفاده از مدل سازی ساختاری  تفسیری، منطبق بر مبانی فقهی امامیه، انجام شود. روش پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف اکتشافی و از لحاظ جهت گیری کاربردی است. روش پژوهش نیز از نوع آمیخته اکتشافی است. پس با توجه به روش آمیخته اکتشافی از روش تحلیل مضمون در بخش کیفی و روش مدل سازی ساختاری تفسیری در بخش کمّی استفاده شد. شیوه جمع آوری داده ها در بخش کیفی مطالعات اسناد شاملِ دستورالعمل های سیاستی در حوزه فرهنگی دانشگاه و در بخش کمّی نیز پرسشنامه استاندارد مقایسات زوجی است. قابلیت اعتبار و اطمینان در بخش کیفی از طریق راهبردهایی نظیر ضریب کاپای کوهن، که مقدار آن بالاتر از 70/0 به دست آمد، مورد تأیید است. جامعه نظری پژوهش به منظور تکمیل پرسشنامه مقایسات زوجی خبرگان و صاحب نظران حوزه برنامه ریزی فرهنگی شامل استادان، معاونان، و مدیران فرهنگی دانشگاه های دولتی است که در نهایت بر اساس ویژگی هایی از قبیل سابقه کاری، مدرک تحصیلی، و آشنایی با مفاهیم کلیدی بیست خبره به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گفتنی است برای تحلیل داده های پژوهش در بخش کیفی از نرم افزار اطلس تی آی و در بخش کمّی از نرم افزار اکسل استفاده شد. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان می دهد 85 مضمون پایه و 11 مضمونِ سازنده شکل دهنده مضمون فراگیر برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه اند. همچنین بر اساس یافته های بخش کمّی پیشران های استعدادپروری، اعتمادآفرینی، هم اندیشی، همبستگی و مشارکت، توسعه فرهنگی دانش محور، پشتیبانی و مانع زدایی، بصیرت افزایی، مدیریت عملکرد، دانشگاه اسلامی، دانشگاه تمدن ساز، سیاست گذاری فرهنگی آینده نگر، و امنیت فرهنگی پایدار در یک سطح قرار دارند و دارای قدرت نفوذ و وابستگی بالایی هستند که تعامل بالای آن ها را در سیستم نشان می دهد. نتیجه : شناخت و تحلیل این پیشران های کلیدی توسط مسئولان دانشگاه می تواند به طور بالقوه موجب ارتقای بهره وری در برنامه ریزی فرهنگی و آمادگی لازم در مواجهه با آینده شود.
۶۶۶.

بررسی تأثیر ادراک مصرف کننده از ارزش پرستیژی و کیفیت محصول مستیژ بر قصد خرید آن با میانجی گری ویژگی های محصول (نمونه مورد مطالعه بازاریابی مستیژ در شرکت درسا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۸
بازاریابان در تلاش برای ایجاد روشی متمایز برای بازاریابی کالاهای لوکس با توسعه مفهوم «لوکس جدید» براساس «مقرون به صرفه بودن»، «در دسترس بودن»، و «تکثیر» در بازار انبوه هستند. بر این اساس، بازاریابی مستیژ به ایده ای نوظهور تبدیل شده است؛ ازاین رو، هدف اصلی پژوهش حاضر این است که تأثیر مؤلفه های ادراک مصرف کننده اعم از ارزش پرستیژ و کیفیت محصول درک شده بر قصد خرید محصول مستیژ را بیازماید. در این باره نیز نقش میانجی ویژگی های محصول مستیژ را بررسی کرده است؛ لذا، پژوهش ازنظر هدف کاربردی و روش انجام، مطالعه ای توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری، مشتریان شرکت چرم درسا در شهر مشهد بودند و محقق نمونه ای ۳۸۴نفری از این افراد را به روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس، نمونه گیری کرده است. برای جمع آوری داده های پژوهش از ابزار پرسش نامه با 18 سؤال استفاده کرده که روایی و پایایی آن بررسی و تأیید شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار آموس (AMOS) تجزیه وتحلیل شد. نتایج آماری نشان داد که همه فرضیه های پژوهش تأیید شده اند. به طور خاص، ارزش پرستیژ درک شده بر قصد خرید محصول مستیژ اثر مستقیم داشت؛ کیفیت محصول درک شده مستقیماً بر قصد خرید محصول مستیژ اثر گذاشت. همچنین، ویژگی های محصول مستیژ رابطه بین مؤلفه های ادراک مصرف کننده و قصد خرید را به طور جزئی میانجی گری کرد.
۶۶۷.

رهبری خردمندانه در دوران آشوب: رهبری راهبردی و نوآوری برای دستیابی به مزیت پایدار

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۴
در تابستان ۲۰۲۵، رهبران راهبردی خود را با چالش ها و فرصت های بی سابقه ای روبرو می بینند که در محیطی  با اختلالات مداوم_از بازآرایی های ژئوپلیتیکی (Bretas & Tippmann, 2025) گرفته تا انقلاب های فناوری و تغییرات  بازار  (Atanassova et al., 2024)_رخ می دهند. برای سازمان های معاصر، پیمایش این محیط ناپایدار برای بقای بلندمدت و مزیت رقابتی ضروری است  (Pregmark & Beer, 2025). پیام این شرایط این است که رهبران باید ذهنیت جدیدی اتخاذ کنند_ذهنیت ای که از مدیریت واکنشی فراتر رود و رهبری را  به معماری سازمان های پویا و مقاومی تبدیل می کند که قادر به رفتار اثر بخش در میان تغییرات مداوم باشند  (Hernes et al., 2025). رهبری راهبردی امروز نیازمند تعادل بین نوآوری جسورانه و تعهد خالصانه به هدف سازمانی، تعامل ذی نفعان، و عملکرد پایدار است (Tessema, 2025). نوآوری دیگر اختیاری نیست، بلکه نیروی محرکه اصلی رشد و تاب آوری است. رهبران باید فرهنگ های سازمانی را پرورش دهند که آزمایش، همکاری، و یادگیری مداوم را ترویج کنند_ و سازمان ها را قادر سازند تا به طور یکپارچه با محیط های سریع التغییر سازگار شوند. در قلب رهبری مؤثر در این دوران، توسعه چابکی سازمانی و هوش جمعی نهفته است  (Mignenan et al., 2024). دامنه و سرعت فزاینده اختلالات، گذار از کنترل سنتی از بالا به پایین به سمت رویکردهای رهبری فراگیر و توانمندساز را الزامی می سازد  (Mohamad et al., 2025). سازمان هایی که محیط های توانمندسازی را فراهم می کنند که تیم ها در تمام سطوح می توانند به سرعت و نوآورانه به چالش ها پاسخ دهند، موقعیت بهتری برای حفظ تعامل، ساخت تاب آوری، و حفظ هم ترازی راهبردی_حتی در زیر سایه عدم قطعیت_دارند (Syamsir et al., 2025). علاوه بر این، تصمیم گیری آینده محور به امر اصلی تبدیل می شود  (Welch, 2025). رهبران باید به طور فعال قابلیت ها را در حوزه هایی مانند تحول دیجیتال، پایداری شرکتی، و مدیریت استعدادها بسازند، و سازمان ها را قادر سازند تا فرصت های نوظهور را پیش بینی و از آن ها بهره برداری کنند  (Chen et al., 2024). رهبری همدلانه، انرژی را به سازمان تزریق می کند تا اختلال را به عنوان محرکی برای تجدید و رشد ببینند، نه صرفاً یک تهدید. برجستگی رهبری راهبردی و نوآوری به عنوان موتورهای تاب آوری سازمانی و مزیت رقابتی آشکار است. شرکت هایی که با هدایت رهبران آینده نگر پیش می روند-رهبرانی که کنش جمعی را برمی انگیزند، انگاره های بنیادین را واکاوی می کنند و فرهنگی از «همیشه آماده بودن» را ترویج می دهند- بیشتر در شکل دادن به آینده نقش خواهند داشت تا اینکه تنها به آن واکنش نشان دهند. برای توسعه درک و کنش در این حوزه سرنوشت ساز، از پژوهندگان دعوت می شود تا دستاوردهای پژوهشی خود را در زمینه هایی مانند تکامل سازمانی، نوآوری فناورانه، رهبری سازگار، راهبردهای رقابتی، پایداری و مدیریت ریسک ارائه دهند. تأکید بر پژوهش های تجربی استوار، نوآوری نظری و بینش های کاربردی، به غنای ادبیات مدیریت راهبردی خواهد انجامید. رویکردهای میان رشته ای که فناوری، علوم رفتاری و اقتصاد را درمی آمیزند، بر رسایی و تأثیر پژوهش های آینده- به ویژه آنگاه که با اصول رهبری اخلاقی و پایدار گره خورده باشند- خواهند افزود. این یادداشت، فراخوانی است به جامعه دانشگاهی برای متمرکز کردن کوشش های پژوهشی در قلمرو رهبری راهبردی و نوآوری در روزگار آشوب. ژرفا بخشیدن به دانش جمعی ما در این زمینه، سازمان ها را با خرد و ابزارهای لازم برای کامیابی در چشم اندازی جهانی- که هر روز پیچیده تر می شود-مجهز خواهد کرد.
۶۶۸.

شناسایی و اولویت بندی چالش های نظام حکمرانی صنعت داروی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳
صنعت دارو، صنعتی حیاتی و راهبردی برای هر کشوری است که در کنار انجام وظیفه تأمین داروی کافی، مؤثر و با کیفیت برای مصارف بیمارستانی و شهروندی، به عنوان یکی از حوزه های اصلی مسؤلیت دولت ها و حکومت ها، زمینه ثروت آفرینی از طریق تولید محصولات مبتنی بر دانش و فناوری را فراهم می کند. با توجه به اینکه شناسایی چالش ها و آسیب های هر حوزه و صورت بندی صحیح مسأله، اولین گام در برنامه ریزی مناسب برای بهبود آن و طراحی اقدام های اجرایی است، پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های نظام حکمرانی صنعت داروی ایران، در قالب یک پژوهش کاربردی و با رویکرد تحلیلی، اکتشافی و روش تحقیق آمیخته به صوت کیفی- کمی انجام شده است. در گام اول با استفاده از استراتژی تحلیل تم، داده های کیفی حاصل از بررسی پیشینه نظری و مصاحبه با ذینفعان نظام حکمرانی صنعت داروی کشور تحلیل و چالش های مرتبط شناسایی شدند. این چالش ها در هشت مقوله اصلی دسته بندی شد. در گام بعدی این چالش ها در چهار سطح از طریق مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد که نشان می دهد چهار چالش؛ «ضعف در ساختار و سازوکارهای سیاست گذاری کلان حوزه دارو»، «تزاحمات و خلأهای موجود در قوانین و مقررات حوزه دارو»، «ضعف در تنظیم گری حوزه دارو در کشور» و نهایتاً «انجام همزمان امور حاکمیتی (سیاست گذاری و تنظیم گری) و غیرحاکمیتی (تأمین دارو) توسط سازمان غذا و دارو» چالش های اصلی حکمرانی صنعت دارو هستند و سایر چالش ها به نحوی ریشه در آنها دارند.
۶۶۹.

گونه شناسی مدیران در روایت معنابخشی به ابهام محیطی (مورد مطالعه: شرکت کشاورزی رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۰
روش هایی که مدیران برای اتخاذ تصمیمات خود استفاده می کنند، از ادراک و معنابخشی آن ها به محیط و ابهامات محیطی سرچشمه می گیرد، لذا نحوه فهم مدیران از ابهامات محیطی نقش به سزایی در تصمیم گیری آن ها دارد. بر این اساس هدف این مطالعه شناسایی نحوه فهم مدیران از ابهام محیطی در تصمیمات استراتژیک بوده و بدین منظور با به کارگیری روش روایت پژوهی پس از مصاحبه با 18 نفر از مدیران شرکت کشاورزی رضوی که همگی با پدیده واحد مبهمی ذیل عنوان "ادغام" مواجه بوده اند به بررسی روایت های مدیران از ابهام محیطی در تصمیمات استراتژیک پرداخت. براین اساس سه روایت برای فهم و معنابخشی مدیران به ابهام محیطی شناسایی شد و مدیران ابهام محیطی را ذیل شش مضمون اصلی فقدان اطلاعات، عدم تجانس، تازگی و جدید بودن موضوع، عدم شفافیت و عدم اطمینان معنا کرده اند.علاوه براین بر مبنای تحلیل روایت سه گونه شناسی از روایت های مدیران در معنابخشی به ابهام محیطی به دست آمد.
۶۷۰.

بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر بهره وری کل صندوقهای حمایت از توسعه سرمایه گذاری در حوزه کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۳
صندوق های حمایت از توسعه کشاورزی، نهادهای کلیدی در ارتقای بهره وری و توسعه دانش بنیان در بخش کشاورزی هستند. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر بهره وری کل صندوق های حمایت از توسعه سرمایه گذاری در بخش کشاورزی انجام شده است. این تحقیق از نوع کاربردی بوده و با رویکرد تحلیل شکاف و با استفاده از داده های جمع آوری شده از خبرگان و مدیران صندوق ها، به بررسی نه عامل اصلی مؤثر بر بهره وری پرداخته است. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و طراحی شاخص های ترکیبی و نوآورانه در تحلیل نتایج صورت پذیرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که اگرچه صندوق ها در برخی زمینه ها نظیر عوامل فرهنگی و اقتصادی عملکرد مناسبی دارند، اما در حوزه های مدیریتی و آموزش کارکنان با چالش جدی و شکاف قابل توجهی بین وضعیت موجود و مطلوب مواجه هستند. افزون بر این، صندوق های حمایت از بخش کشاورزی لازم است در برخی جنبه های مدیریتی مانند پاسخ گویی به مشتریان نیز اقدامات اصلاحی مناسبی را برنامه ریزی و اجرا نمایند. برای ارتقای بهره وری، تمرکز بر تقویت عوامل مدیریتی و بهبود سطح آموزش کارکنان از اولویت بالایی برخوردار است. این پژوهش بر این نکته تأکید دارد که برای حل ریشه ای مشکلات، اصلاحات باید فراتر از اقدامات فردی و به سمت اصلاحات نهادی و ساختاری هدایت شوند. وضعیت مطلوب عوامل فرهنگی (مانند نگرش مثبت کاری، همکاری و نظم) نشان دهنده وجود یک سرمایه اجتماعی قوی در میان کارکنان است. این سرمایه اجتماعی، که از مفاهیم کلیدی در تحلیل نهادی است، می تواند به عنوان یک مزیت اساسی برای صندوق ها عمل کند.
۶۷۱.

طراحی و اعتبارسنجی مدل بهینه سازی فروش با پیاده سازی برنامه ریزی منابع سازمانی منطبق بر چرخه عمر سازمان (مورد مطالعه: صنعت پتروشیمی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۱
هدف از این پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی مدل بهینه سازی فروش با پیاده سازی برنامه ریزی منابع سازمانی منطبق بر چرخه عمر سازمان در صنعت پتروشیمی است. رویکرد پژوهش تفسیری و روش آن قیاسی-استقرایی بود. این مطالعه کاربردی-توسعه ای با طرح توصیفی پیمایشی مقطعی انجام شد. در مرحله طراحی مدل، از نمونه گیری هدفمند برای انتخاب مدیران، اساتید دانشگاه و نخبگان صنعت پتروشیمی استفاده شد. در مرحله اعتبارسنجی، حجم نمونه کارکنان صنعت پتروشیمی با فرمول کوکران تعیین و به صورت تصادفی انتخاب شدند. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. روابط بین مضامین اصلی با روش مدل سازی ساختاری-تفسیری و نرم افزار Mic Mac شناسایی شد. اعتبارسنجی مدل با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار LISREL انجام گرفت. یافته ها نشان داد بهینه سازی فروش متغیر وابسته سطح اول است. مشتری گرایی و کسب مزیت رقابتی در سطح دوم، چرخه عمر سازمان در سطح سوم، مدیریت تحول سازمانی در سطح چهارم، برنامه ریزی منابع سازمانی و فرهنگ سازمانی در سطح پنجم، و مدیریت استراتژیک و رهبری سازمانی در سطح ششم قرار گرفتند. تحلیل قدرت نفوذ-وابستگی نشان داد مدیریت استراتژیک و رهبری سازمانی متغیرهای مستقل، چرخه عمر سازمان، مدیریت تحول سازمانی، برنامه ریزی منابع سازمانی و فرهنگ سازمانی متغیرهای پیوندی، و کسب مزیت رقابتی، مشتری گرایی و بهینه سازی فروش متغیرهای وابسته هستند.
۶۷۲.

Evaluation of Digital Library User Interfaces Worldwide to Propose Design Criteria(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۰
Purpose: This research aims to evaluate the user interfaces of the English web pages of selected national digital libraries, based on the established criteria found in the resources to propose a suitable interface for the Payame Noor University digital library. Method: This research employed a survey and descriptive methodology. A checklist included 10 main criteria and 114 sub-criteria was used for evaluation. The study population included digital libraries from various countries including America, Australia, France, Swiss, New Zealand, Netherland, Poland, Japan, India and Italy. Data analysis was performed using SPSS software and Excel. The hypotheses and questions were tested by t-test and Friedman-test. Findings: The conclusions indicated that 50% of criteria were met by 50% of libraries. The American library ranked first, meeting 70.40% of criteria, followed by France at 62.07% and Swiss at 40.12%. Also the interface language criterion was the most frequently implemented, with a usage rate of 6.68%. User control was the least implemented used also at 6.68%. Conclusion: The research findings indicate that the most libraries have been successful with the general criteria, and the majority of points earned pertain to adherence to these general criteria on their website pages. In particular, no attention has been paid to the criteria encompassing the scope of digital libraries’ duties, as per definitions. As observed in the findings, the interface language criterion shows the highest level of compliance. One possible reasons for this consistency across all libraries may be that the primary language in these countries is not English, leading to efforts aimed at enhancing user convenience and greater interaction of the user through careful attention to writing-related aspects on the pages. Furthermore, compliance with writing points and brevity of sentences is a key category in web pages design.
۶۷۳.

طراحی مدل مفهومی شکوفایی کارکنان با تمرکز بر بلوغ هوش مصنوعی در منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۷۲
زمینه و هدف: با گسترش فناوری‌های هوشمند در منابع انسانی، دغدغه‌هایی در خصوص آثار روان‌شناختی و ادراکی آن بر کارکنان شکل گرفته است. بیشتر مطالعات گذشته با رویکردهای کمی، بر پذیرش فناوری تمرکز داشته‌اند؛ اما ابعاد عمیق‌تری همچون تجربه زیسته و عدالت ادراک‌شده کمتر بررسی شده‌اند. هدف این پژوهش، طراحی مدل مفهومی شکوفایی کارکنان با تمرکز بر بلوغ هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و اکتشافی انجام شده و داده‌ها از طریق ۲۵ مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته با کارکنان و خبرگان فناوری، در سازمان‌هایی با سطوح مختلف بلوغ فناوری گردآوری شده است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و تحلیل داده‌ها با روش تحلیل مضمون صورت گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که شکوفایی کارکنان تحت تأثیر پنج مؤلفه است: ادراک شناختی ـ عاطفی از هوش مصنوعی، تجربه روان‌شناختی فناورانه، زیرساخت‌ها و حمایت سازمانی، سازوکارهای انطباق فردی و عدالت ادراک‌شده و اعتماد فناورانه. مدل مفهومی طراحی‌شده، تعامل چندلایه میان فناوری، ساختار سازمانی و سرمایه روانی فرد را نشان می‌دهد. نتیجه‌گیری: این پژوهش با تلفیق چارچوب‌های روان‌شناسی مثبت، مدل تقاضا ـ منابع شغلی و سرمایه روانی، مدل بومی‌‏ای را برای شکوفایی کارکنان در بستر هوش مصنوعی ارائه می‌دهد. این مدل می‌تواند مبنای تدوین سیاست‌های منابع انسانی، آموزش‌های دیجیتال و راه‌کارهای پیاده‌سازی مسئولانه هوش مصنوعی در سازمان‌ها باشد.
۶۷۴.

عوامل تأثیرگذار بر رضایتمندی شهروندان از شهرداری ها

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۲
این مطالعه مروری به بررسی عوامل مؤثر بر رضایتمندی شهروندان از شهرداری ها می پردازد. رضایت شهروندان یکی از شاخص های کلیدی در ارزیابی کیفیت خدمات عمومی و عملکرد مدیریت شهری است که بر مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار شهری تأثیرگذار است. در این پژوهش، عوامل مختلفی همچون کیفیت خدمات شهری، فضای کالبدی و محیطی، شفافیت و پاسخ گویی مدیریت شهری، و مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم گیری مورد بررسی قرار گرفته اند. مرور ادبیات نشان می دهد که رضایت شهروندان به طور مستقیم با کیفیت خدمات ارائه شده، از جمله حمل ونقل، فضای سبز، مدیریت ترافیک، و فرآیندهای ارتباطی شهرداری ها مرتبط است. همچنین، شفافیت و پاسخ گویی مسئولان و فراهم آوردن فرصت های مشارکت فعال شهروندان، نقش مهمی در افزایش اعتماد و رضایتمندی دارند. این مطالعه چارچوبی مفهومی برای شناخت بهتر عوامل مؤثر بر رضایتمندی شهروندان فراهم کرده و اهمیت رویکردی جامع و چندبعدی را در مدیریت شهری نشان می دهد که می تواند به بهبود سیاست ها و عملکرد شهرداری ها منجر شود.
۶۷۵.

سیاست های مالیاتی و رشد اقتصادی در ایران: تحلیلی بر مبنای نقش ذی نفعان و فرآیند تغییر خط مشی های مالیاتی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۶
مالیات به عنوان محور اصلی تأمین منابع عمومی و ابزار سیاست گذاری اقتصادی، نقش مهمی در جهت دهی به رشد اقتصادی و توزیع درآمد دارد. در ایران، ساختار نهادی و سیاسی، وابستگی تاریخی به درآمدهای نفتی و نقش مؤثر گروه های ذی نفع باعث شده است که تغییرات در خط مشی های مالیاتی پیچیده و چندوجهی باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سیاست های مالیاتی و رشد اقتصادی ایران، رویکردی کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون (داده بنیاد) اتخاذ کرده و نقش ذی نفعان در فرآیند تغییر خط مشی های مالیاتی را مورد تحلیل قرار می دهد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان اقتصاد عمومی، مدیران و کارشناسان سازمان امور مالیاتی و نمایندگان بخش خصوصی و نهادهای مدنی گردآوری شد و طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که (1) توزیع منافع میان گروه های ذی نفع و توازن قوا، تعیین کننده جهت و سرعت تغییرات مالیاتی است، (2) ناکارآمدی های نهادی، ضعف اطلاعات و مقاومت اجتماعی از موانع اصلی اصلاحات مالیاتی هستند، و (3) سیاست های مالیاتی کارا که مبتنی بر شفافیت، عدالت و مشارکت ذی نفعان طراحی شوند، می توانند منجر به افزایش درآمدهای پایدار و ارتقای رشد اقتصادی شوند. مقاله پیشنهاد می دهد که برای حصول به رشد اقتصادی متکی بر منابع داخلی، سیاست گذاران باید فرآیند خط مشی گذاری را بازطراحی کنند و نقش آموزه ها و ارزش های اجتماعی (از جمله آموزه های اسلامی در بستر ایران) را در قالب چارچوبی عملیاتی مورد توجه قرار دهند.
۶۷۶.

تأثیر به کارگیری هوش مصنوعی بر کارآمدی سازمانی (مورد مطالعه سازمان امور مالیاتی شهر تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۰
در عصر تحول دیجیتال، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری کلیدی برای ارتقای بهره وری، شفافیت و دقت در نظام های اداری و اقتصادی مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر به کارگیری فناوری های هوش مصنوعی بر کارآمدی سازمان امور مالیاتی کشور انجام شده است. در این مطالعه، مفهوم کارآمدی در دو بُعد کارآیی (Efficiency) و اثربخشی (Effectiveness) مورد بررسی قرار گرفته و تأثیر هوش مصنوعی بر شاخص هایی مانند سرعت و دقت پردازش داده ها، کاهش خطا و فساد اداری، و افزایش رضایت و اعتماد عمومی مؤدیان تحلیل شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که سطح معناداری روابط کمتر از ۰۵/۰ بوده و ضرایب همگی مثبت هستند؛ بدین معنا که هوش مصنوعی تأثیر مثبت و قابل توجهی بر بهبود عملکرد و کارآمدی سازمان امور مالیاتی دارد. به ویژه، بیشترین اثرگذاری مربوط به ارتقای رضایت مؤدیان و افزایش اعتماد عمومی، سپس افزایش سرعت و دقت در فرایندها و در نهایت کاهش خطا و فساد اداری می باشد. این یافته ها بر ضرورت توسعه زیرساخت های داده، آموزش نیروی انسانی متخصص و گسترش سامانه های هوش محور در نظام مالیاتی کشور تأکید دارد.
۶۷۷.

بازآفرینی آموزش حسابداری در عصر هوش مصنوعی و پایداری: ارائه یک چارچوب یکپارچه مبتنی بر شایستگی های دیجیتال، قضاوت حرفه ای و یادگیری تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۹
تحولات شتابان فناوری های دیجیتال، به ویژه هوش مصنوعی، در کنار گسترش الزامات پایداری و گزارشگری غیرمالی، آموزش حسابداری را با چالش ها و الزامات بنیادینی مواجه ساخته است. آموزش حسابداری سنتی که عمدتاً بر انتقال دانش فنی ایستا متمرکز بوده، دیگر پاسخ گوی نیازهای حرفه ای آینده نیست و ضرورت بازآفرینی آن بر مبنای رویکردی آینده نگر، هوشمند و پایدار بیش از پیش احساس می شود. هدف پژوهش حاضر، تبیین و ارائه یک چارچوب یکپارچه برای بازآفرینی آموزش حسابداری در عصر هوش مصنوعی و پایداری با تأکید بر شایستگی های دیجیتال، قضاوت حرفه ای و یادگیری تطبیقی است. این پژوهش از نظر هدف بنیادی–کاربردی و از حیث ماهیت، کیفی و اکتشافی–تبیینی است و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مطالعه نظام مند ادبیات علمی بین المللی و اسناد نهادی حرفه حسابداری در بازه زمانی ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ و نیز انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان آموزش حسابداری، اساتید دانشگاه، حسابداران حرفه ای و متخصصان حوزه فناوری های مالی گردآوری شده اند. تحلیل داده ها بر اساس رویکرد نظام مند براون و کلارک صورت گرفته و منجر به استخراج کدهای اولیه، مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد بازآفرینی آموزش حسابداری آینده نگر مستلزم هم افزایی میان هوش مصنوعی آموزشی، آموزش حسابداری پایداری، توسعه شایستگی های دیجیتال و استقرار یادگیری تطبیقی و مادام العمر است. نتایج همچنین بر نقش محوری قضاوت حرفه ای انسان–ماشین به عنوان سازوکاری تنظیم گر در حفظ بعد انسانی، اخلاق حرفه ای و کیفیت تصمیم گیری های حسابداری در محیط های آموزشی هوشمند تأکید دارد. افزون بر این، الزامات نهادی و حرفه ای به عنوان عامل جهت دهنده و مشروعیت بخش، نقش تعیین کننده ای در هم راستاسازی برنامه های آموزش حسابداری با تحولات فناورانه و الزامات پایداری ایفا می کنند. برآیند این یافته ها در قالب یک مدل مفهومی یکپارچه ارائه شده است که می تواند به عنوان نقشه راهی نظری و کاربردی برای دانشگاه ها، سیاست گذاران آموزشی و نهادهای حرفه ای در طراحی و اجرای آموزش حسابداری هوشمند، پایدار و آینده نگر مورد استفاده قرار گیرد.
۶۷۸.

شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه و اهداف: در عصر کنونی، انقلاب اسلامی ایران با تأکید بر گسترش عدالت محوری، اخلاق مداری و فضیلت های انسانی در عرصه های اجتماعی و سازمانی، رویکردی متمایز نسبت به سایر الگوهای مدیریتی ارائه کرده است و در این چهارچوب، سازمان های برآمده از این انقلاب موظف به نهادینه سازی رفتارهای عدالت محور و فضیلت مدار در ساختارها، فرآیندها و تصمیم گیری های خود هستند. طی دهه های اخیر، سازمان های دولتی با تدوین منشورهای اخلاقی، وضع قوانین و استانداردهای رفتاری، آموزش اخلاق حرفه ای و تقویت فرهنگ و جو اخلاقی، تلاش کرده اند زمینه تحقق عدالت سازمانی و فضیلت محوری را فراهم آورند، باوجوداین، شواهد پژوهشی نشان می دهد که نقش مدیران به عنوان مهم ترین عامل تحقق یا تضعیف فضیلت سازمانی، بیش از سایر مؤلفه ها بر ادراک ذینفعان از عدالت و انصاف اثرگذار است. عدالت محوری به عنوان یکی از فضایل بنیادین سازمان های فضیلت محور، نه تنها رفتار و تصمیم گیری مدیران را جهت دهی می کند، بلکه بر انگیزه، تعهد و اعتماد کارکنان نیز تأثیر مستقیم دارد؛ به گونه ای که ضعف در سازوکارهای عادلانه ارزیابی و ارتقای مدیران می تواند موجب شکل گیری ادراک بی عدالتی، کاهش انگیزش، بروز رفتارهای غیرسازمانی و تضعیف فرهنگ فضیلت مدار شود. نظام ارزیابی و ارتقای مدیران به عنوان یک چهارچوب نظام مند و توسعه محور، با هدف سنجش شایستگی ها، عملکرد و تعهد مدیران به ارزش های سازمانی طراحی می شود و در صورت استقرار شفاف و منصفانه، می تواند زمینه شایسته سالاری، توسعه سرمایه انسانی و افزایش اثربخشی سازمان را فراهم کند. باوجوداین، در بسیاری از سازمان های فضیلت محور، چالش هایی نظیر ابهام معیارها، ناپایداری فرآیندهای ارتقا و عدم هم راستایی ارزیابی ها با ارزش های اخلاقی مشاهده می شود. ازاین رو، شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران، ضرورتی راهبردی برای همسوسازی عملکرد مدیریتی با ارزش های فضیلت محور و تحقق اهداف کلان سازمانی به شمار می آید. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی-کمّی) و با رویکرد آینده پژوهی راهبردی انجام شده و از نظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. این مطالعه بر مبنای تحلیل ساختاری ماتریس اثرات متقابل (MICMAC) طراحی شده است که ابزاری کارآمد برای شناسایی و اولویت بندی پیشران های کلیدی و تحلیل پویایی های سیستم در سناریوهای آینده محسوب می شود. پیشران ها ابتدا از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد و مقالات معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ شناسایی شدند و سپس داده ها از طریق مصاحبه های ساختاریافته با خبرگان گردآوری شد. امتیازدهی پیشران ها در ماتریس اثرات متقابل در مقیاس صفر (بدون تأثیر) تا سه (تأثیر زیاد) و براساس میزان تأثیر هر پیشران بر سایر پیشران ها انجام شده و برای قطر اصلی ماتریس امتیازی در نظر گرفته نشده است. جامعه آماری پژوهش شامل ۲۵ نفر از خبرگان متشکل از ۱۳ عضو هیئت علمی دانشگاه های دولتی با سابقه تخصصی در حوزه مدیریت منابع انسانی و عدالت سازمانی و ۱۲ مدیر منابع انسانی سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در نهایت، داده های حاصل با استفاده از نرم افزار MICMAC تحلیل و پیشران اصلی تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور شناسایی و براساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری اولویت بندی می شوند. نتایج: مطابق با یافته ها و تحلیل روابط مستقیم و غیرمستقیم بین پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور ج.ا.ایران، مشاهده می شود که پیشران های پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور در ارزیابی و ارتقاء منصفانه، به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء، تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه جهت ارزیابی و ارتقاء به عنوان پیشران های تأثیرگذار هستند. همچنین، مشاهده می شود که پیشران های گسترش شفافیت اطلاعات در راستای پیشگیری از تصمیمات ناعادلانه، نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری، تبیین و توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی به عنوان پیشران های تأثیرپذیر هستند. در نهایت، مشاهده می شود که پیشران های نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی در فرآیندهای اجرایی ارزیابی و ارتقاء، کاربست نظام انگیزشی و پاداشی جهت تشویق عدالت محوری و پاسخگویی به عنوان پیشران های مستقل هستند. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران از اهمیت راهبردی بالایی برخوردار است؛ زیرا این پیشران ها نقش تعیین کننده ای در ارتقای شفافیت، کاهش تبعیض، تضمین تصمیم گیری منصفانه و افزایش کارآمدی سازمانی دارند. نتایج تحلیل یافته ها بیانگر آن است که پیشران های «پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور»، «به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء» و «تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه» به عنوان پیشران های تأثیرگذار، بیشترین نقش را در پایداری و تقویت عدالت محوری ایفا می کنند. در مقابل، پیشران های «گسترش شفافیت اطلاعات»، «نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری» و «توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی» در زمره پیشران های تأثیرپذیر قرار دارند که تحقق آنها وابسته به فعال سازی پیشران های کلیدی است. همچنین، پیشران های «نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی» و «کاربست نظام انگیزشی و پاداشی» به عنوان پیشران های مستقل، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری پایین تری داشته و نقش کمتری در پایداری سیستم دارند. در مجموع، نتایج پژوهش تأکید می کند که تمرکز راهبردی بر پیشران های تأثیرگذار، زمینه نهادینه سازی عدالت سازمانی، افزایش اعتماد نهادی و ارتقای اثربخشی نظام ارزیابی و ارتقای مدیران در سازمان های فضیلت محور را فراهم می کند. تقدیر و تشکر: نویسندگان مقاله از تمامی خبرگان شامل استادان دانشگاه و مدیران سازمان های فضلیت محور ج.ا.ایران که در مراحل مختلف تحقیق همکاری داشته اند، صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایند. تعارض منافع: تعارض منافع نداریم.
۶۷۹.

شناخت و فهم چابکی هیجانی منابع انسانی؛ تحلیل عوامل موثر و پیامدها با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف: چابکی هیجانی، ظرفیتی حیاتی در منابع انسانی برای انطباق مؤثر با تغییرات، حفظ تعادل در شرایط پراسترس و تقویت سازگاری سازمانی است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر و پیامدهای چابکی هیجانی منابع انسانی انجام شد . روش: این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی ( کیفی کمی) با رویکرد قیاسی استقرایی است. در بخش کیفی با ۱۵ خبره، مصاحبه نیمه ساختاریافته تا حد اشباع نظری انجام شد. این افراد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. روایی ابزار، از طریق روایی محتوایی و نظری و پایایی آن با روش توافق درون کدگذار و بین کدگذار تأیید شد. داده های کیفی با تحلیل محتوای موضوعی تحلیل شدند. در بخش کمّی، نقشه شناختی فازی ( FCM ) بر مبنای یافته های کیفی و با تکمیل پرسش نامه ای معتبر (دارای روایی محتوایی و پایایی بازآزمون) توسط همان خبرگان، طراحی و تحلیل شد .   یافته ها: بر اساس تحلیل ها، دو عامل کلیدی پیش برنده چابکی هیجانی، عبارت اند از: 1. افزایش قدرت پذیرش واقعیت و تغییرات و 2. آموزش تاب آوری مبتنی بر ذهن آگاهی. همچنین، مهم ترین پیامدهای این چابکی، تقویت تمرکز ذهنی و کاهش تعلل در نیروی انسانی و جلوگیری از تأثیر مخرب هیجان های منفی بر قضاوت و حل مسئله شناسایی شدند . نتیجه گیری: توسعه چابکی هیجانی در منابع انسانی، توانایی سازگاری با تغییرات و مدیریت هیجان های منفی را افزایش می دهد و به حفظ و بهبود عملکرد فردی و سازمانی منجر می شود.
۶۸۰.

بررسی تجارب زیسته ارزیابان حرفه ای از چالش های کانون های ارزیابی استخدامی داوطلبان آموزگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه و هدف : کانون های ارزیابی به عنوان رویکردی ساختاریافته و چندبعدی در مدیریت منابع انسانی نقش مهمی در استخدام و توسعه حرفه ای دارند، اما اجرای آن ها با چالش های متعدد همراه است. این پژوهش با هدف بررسی تجارب زیسته ارزیابان حرفه ای از چالش های کانون های ارزیابی استخدامی داوطلبان آموزگاری انجام شد تا با شناسایی موانع، زمینه ارتقای کارآمدی و روایی فرآیند گزینش فراهم شود . روش شناسی : این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ارزیابان حرفه ای و مدیران کانون های ارزیابی استخدامی آموزگاران بود. نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهایی همچون گذراندن دوره های تخصصی ارزیابی و حداقل یک سال تجربه عملی انجام گرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۰ مشارکت کننده گردآوری و پس از اشباع داده ها متوقف شد. تحلیل داده ها با نرم افزار MAXQDA (نسخه ۲۰۲۴) و روش تحلیل مضمون کلایزی ( ۱۹۷۸) صورت گرفت . یافته ها : در تحلیل داده ها ۶۹ کد اولیه استخراج شد که پس از پالایش به ۵۸ مفهوم نهایی کاهش یافت. این مفاهیم در قالب ۲۵ زیرمضمون و ۵ مضمون اصلی سازمان دهی شدند: چالش های ساختاری کانون، چالش های مرتبط با ارزیابان، چالش های فرآیند اجرا، چالش های تجزیه وتحلیل داده ها، و چالش های سازمانی و مدیریتی . نتیجه گیری : نتایج نشان داد که به کارگیری کانون های ارزیابی در گزینش آموزگاران با موانع ساختاری، انسانی، اجرایی و مدیریتی مواجه است. بازنگری در طراحی کانون ها، ارتقای صلاحیت ارزیابان، استانداردسازی اجرا و تحلیل داده ها و رفع کاستی های مدیریتی می تواند روایی، کارآمدی و عدالت استخدامی را بهبود بخشد و به جذب نیروهای شایسته در نظام آموزش وپرورش کمک کند .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان