ارزیابی و رشد سرمایه های انسانی

ارزیابی و رشد سرمایه های انسانی

ارزیابی و رشد سرمایه های انسانی دوره 2 پاییز 1404 شماره 3 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی تجارب زیسته ارزیابان حرفه ای از چالش های کانون های ارزیابی استخدامی داوطلبان آموزگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۳
زمینه و هدف : کانون های ارزیابی به عنوان رویکردی ساختاریافته و چندبعدی در مدیریت منابع انسانی نقش مهمی در استخدام و توسعه حرفه ای دارند، اما اجرای آن ها با چالش های متعدد همراه است. این پژوهش با هدف بررسی تجارب زیسته ارزیابان حرفه ای از چالش های کانون های ارزیابی استخدامی داوطلبان آموزگاری انجام شد تا با شناسایی موانع، زمینه ارتقای کارآمدی و روایی فرآیند گزینش فراهم شود . روش شناسی : این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ارزیابان حرفه ای و مدیران کانون های ارزیابی استخدامی آموزگاران بود. نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهایی همچون گذراندن دوره های تخصصی ارزیابی و حداقل یک سال تجربه عملی انجام گرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۰ مشارکت کننده گردآوری و پس از اشباع داده ها متوقف شد. تحلیل داده ها با نرم افزار MAXQDA (نسخه ۲۰۲۴) و روش تحلیل مضمون کلایزی ( ۱۹۷۸) صورت گرفت . یافته ها : در تحلیل داده ها ۶۹ کد اولیه استخراج شد که پس از پالایش به ۵۸ مفهوم نهایی کاهش یافت. این مفاهیم در قالب ۲۵ زیرمضمون و ۵ مضمون اصلی سازمان دهی شدند: چالش های ساختاری کانون، چالش های مرتبط با ارزیابان، چالش های فرآیند اجرا، چالش های تجزیه وتحلیل داده ها، و چالش های سازمانی و مدیریتی . نتیجه گیری : نتایج نشان داد که به کارگیری کانون های ارزیابی در گزینش آموزگاران با موانع ساختاری، انسانی، اجرایی و مدیریتی مواجه است. بازنگری در طراحی کانون ها، ارتقای صلاحیت ارزیابان، استانداردسازی اجرا و تحلیل داده ها و رفع کاستی های مدیریتی می تواند روایی، کارآمدی و عدالت استخدامی را بهبود بخشد و به جذب نیروهای شایسته در نظام آموزش وپرورش کمک کند .
۲.

سناریو پردازی به کارگیری هوش مصنوعی در کانون های ارزیابی و توسعه مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۱
زمینه و هدف: کانون های ارزیابی و توسعه مدیران یکی از ابزارهای کلیدی و نوین در حوزه مدیریت منابع انسانی به منظور شناسایی، ارزیابی و توسعه کارکنان به ویژه مدیران هستند. در سال های اخیر، ظهور فناوری های نوین به ویژه هوش مصنوعی، فرصت ها و چالش های جدیدی را برای کانون های ارزیابی و توسعه به همراه داشته است. هدف این مقاله، بررسی آینده های محتمل کاربرد هوش مصنوعی در این حوزه با بهره گیری از سناریونویسی است. روش: تحقیق از لحاظ هدف کاربردی-توسعه ای و از نظر ماهیت، آینده پژوهانه با رویکرد ترکیبی است (رویکرد اصلی پژوهش مبتنی بر سناریونویسی اکتشافی به روش GBN (شبکه جهانی کسب و کار) بوده و به منظور تعیین اهمیت و اثرگذاری عوامل و تحلیل آن ها از روش دلفی و تحلیل ساختاری MICMAC استفاده شده است. یافته ها: چهار سناریوی تدوین شده شامل:کانون های هوشمند انسان محور، کانون های الگوریتم محور ، کانون های محافظه کار سنتی، کانون های دوگانه و ناپایدار نتیجه گیری: آینده کانون های ارزیابی و توسعه نه به فناوری صرف، بلکه به حکمرانی هوشمند فناوری و ترکیب متوازن قضاوت انسانی و الگوریتمی وابسته است.
۳.

واکاوی مؤلفه های مهارت افزایی کارکنان آمادی در یک سازمان دفاعی: رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۹
زمینه و هدف: مهارت افزایی کارکنان، فرآیندی راهبردی برای ارتقای توانمندی های فردی و سازمانی در پاسخ به نیازهای عملیاتی سازمان محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی مؤلفه های مهارت افزایی کارکنان آمادی در یک سازمان دفاعی انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی انجام شد. داده ها از دو منبع مبانی نظری و مصاحبه با ۱۰ نفر از خبرگان علمی و سازمانی حوزه آماد و آموزش گردآوری گردید. نمونه گیری به صورت هدفمند قضاوتی انجام شد. روایی و پایایی با بهره گیری از معیارهای لینکلن و گوبا تأمین و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت. یافته ها: الگوی مفهومی استخراج شده شامل ۵ عامل اصلی و ۲۸ مؤلفه است: (۱) عوامل مؤثر و تسهیل کننده (شامل نظام برنامه ریزی آموزشی، توانمندسازی روان شناختی و انگیزش درونی، فرهنگ و رهبری سازمانی، پویایی محیط کار)؛ (۲) شایستگی های فردی و حرفه ای (شامل مهارت های فنی، فردی و شناختی، ارتباطی و اجتماعی، مدیریتی و رهبری، فناورانه و پژوهشی، اخلاقی و ارزشی)؛ (۳) راهبردهای یادگیری و توسعه (شامل یادگیری مبتنی بر تجربه و عمل، همیارانه و غیررسمی، فناورانه و ترکیبی، فردمحور، رسمی، سازمانی و برون سازمانی)؛ (۴) موانع فرهنگی و ساختاری (ضعف در طراحی و اجرای آموزش، کمبود منابع، موانع فرهنگی و مدیریتی، شکاف در نظام جبران خدمت، فقدان حمایت روانی و سازمانی)؛ و (۵) دستاوردهای مهارت افزایی (ارتقای عملکرد فردی و شغلی، بهبود بهره وری و چابکی سازمانی، افزایش انگیزش و تعلق سازمانی، توسعه سرمایه انسانی و رقابت پذیری). نتیجه گیری: الگوی ارائه شده چارچوبی جامع، بومی و کاربردی برای مهارت افزایی در سازمان دفاعی مورد مطالعه است که با تأکید بر نگاه سیستمی و تعامل میان ابعاد پنج گانه، می تواند مبنای طراحی نظام های آموزش و توسعه، ارزیابی و به روزرسانی مهارت های کارکنان آمادی قرار گیرد.
۴.

تحلیل فراترکیب خط مشی های سرمایه انسانی و تأثیر آن بر بهبود عملکرد سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۴
زمینه و هدف: با توجه به نقش تعیین کننده خط مشی های سرمایه انسانی در دستیابی به اهداف راهبردی و ارتقای عملکرد، پراکندگی مفهومی و تنوع شاخص های ارائه شده در مطالعات پیشین، نیازمند یکپارچه سازی و بازتفسیر شواهد است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل فراترکیب خط مشی های سرمایه انسانی و صورت بندی ابعاد و شاخص های آن در ارتباط با بهبود عملکرد سازمانی است. روش شناسی: پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر روش فراترکیب (فرآیند هفت مرحله ای ساندلوفسکی و باروسو) انجام شد. پس از جستجوی نظام مند، 457 منبع شناسایی گردید و در فرایند غربالگری عنوان، چکیده و متن کامل، در نهایت 29 مطالعه برای تحلیل نهایی انتخاب شد. داده ها با کدگذاری و تلفیق مفاهیم هم پوشان تحلیل گردید. یافته ها: خروجی فراترکیب به استخراج و دسته بندی مؤلفه های خط مشی سرمایه انسانی در قالب 7 مقوله اصلی انجامید: خط مشی جبران خدمات، خط مشی ارزیابی عملکرد، برنامه های آموزش و بهسازی، سیاست توسعه مسیر شغلی، مدیریت مشارکتی، خلاقیت و نوآوری، و استقلال کاری. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، چارچوب تلفیقی ارائه شده می تواند مبنایی برای طراحی و استقرار منسجم خط مشی های سرمایه انسانی قرار گیرد و به عنوان الگوی مفهومی پژوهش، راهنمایی عملی برای هم راستاسازی سیاست های منابع انسانی با هدف ارتقای عملکرد سازمانی فراهم آورد.
۵.

شناسایی عوامل موثر بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۴
زمینه و هدف: اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در سازمان ها و شرکت ها یکی از مسائل حیاتی در بهبود عملکرد و افزایش بهره وری منابع انسانی محسوب می شود. در دنیای امروز که تغییرات سریع و مداوم در فناوری و بازار کار وجود دارد، آموزش مستمر و مؤثر کارکنان به عنوان یک نیاز اساسی شناخته می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن انجام شد. روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی، به صورت آمیخته (کیفی از نوع تحلیل مضمون-کمی از نوع مدل سازی ساختاری تفسیری ) بود. مشارکت کنندگان تحقیق خبرگان شرکت خودروسازی بهمن می باشند. در این تحقیق با 15 نفر از افراد خبره برای جمع آوری داده ها به صورت فردی و تا حد اشباع نظری مصاحبه شد. . روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی بود. جامعه آماری در بخش کمی، مدیران وخبرگان منابع انسانی و آموزش شرکت خودروسازی بهمن به تعداد 15 نفر بودند که در این پیمایش شرکت کردند. تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی با مدل سازی ساختاری تفسیری( ISM ) انجام شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد 10 عامل حمایت مدیریت ارشد، تحلیل نیازهای آموزشی، برنامه ریزی آموزش، محتوا و کیفیت آموزش، روش های آموزشی، فرهنگ سازمانی، منابع مالی و انسانی، ارزیابی و بازخورد، فناوری اطلاعات، گزارش دهی و مستندسازی بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن تاثیر دارند. نتیجه گیری: مدیریت ارشد سازمانی به عنوان متغیر مستقل بیشترین تاثیر را بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن دارد که در سطح اول قرار گرفته بود. در سطح دوم منابع و سطح سوم فناوری اطلاعات به عنوان متغیرهای مستقل بعدی مطرح بودند، در سطح چهارم برنامه ریزی آموزشی، تحلیل نیازهای آموزشی و فرهنگ سازمانی قرار داشتند در سطح پنجم روش های اموزش و محتوا و کیفیت آموزش قرار دارند، متغیرهای سطح چهارم و پنجم متغیرهای پیوندی هستند در نهایت در سطح ششم متغیرهای گزارش دهی و مستندسازی و ارزیابی و بازخورد به عنوان متغیرهای وابسته قرار گرفتند. زمینه و هدف: اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در سازمان ها و شرکت ها یکی از مسائل حیاتی در بهبود عملکرد و افزایش بهره وری منابع انسانی محسوب می شود. در دنیای امروز که تغییرات سریع و مداوم در فناوری و بازار کار وجود دارد، آموزش مستمر و مؤثر کارکنان به عنوان یک نیاز اساسی شناخته می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن انجام شد. روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی، به صورت آمیخته (کیفی از نوع تحلیل مضمون-کمی از نوع مدل سازی ساختاری تفسیری ) بود. مشارکت کنندگان تحقیق خبرگان شرکت خودروسازی بهمن می باشند. در این تحقیق با 15 نفر از افراد خبره برای جمع آوری داده ها به صورت فردی و تا حد اشباع نظری مصاحبه شد. . روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی بود. جامعه آماری در بخش کمی، مدیران وخبرگان منابع انسانی و آموزش شرکت خودروسازی بهمن به تعداد 15 نفر بودند که در این پیمایش شرکت کردند. تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی با مدل سازی ساختاری تفسیری( ISM ) انجام شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد 10 عامل حمایت مدیریت ارشد، تحلیل نیازهای آموزشی، برنامه ریزی آموزش، محتوا و کیفیت آموزش، روش های آموزشی، فرهنگ سازمانی، منابع مالی و انسانی، ارزیابی و بازخورد، فناوری اطلاعات، گزارش دهی و مستندسازی بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن تاثیر دارند. نتیجه گیری: مدیریت ارشد سازمانی به عنوان متغیر مستقل بیشترین تاثیر را بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن دارد که در سطح اول قرار گرفته بود. در سطح دوم منابع و سطح سوم فناوری اطلاعات به عنوان متغیرهای مستقل بعدی مطرح بودند، در سطح چهارم برنامه ریزی آموزشی، تحلیل نیازهای آموزشی و فرهنگ سازمانی قرار داشتند در سطح پنجم روش های اموزش و محتوا و کیفیت آموزش قرار دارند، متغیرهای سطح چهارم و پنجم متغیرهای پیوندی هستند در نهایت در سطح ششم متغیرهای گزارش دهی و مستندسازی و ارزیابی و بازخورد به عنوان متغیرهای وابسته قرار گرفتند. زمینه و هدف: اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در سازمان ها و شرکت ها یکی از مسائل حیاتی در بهبود عملکرد و افزایش بهره وری منابع انسانی محسوب می شود. در دنیای امروز که تغییرات سریع و مداوم در فناوری و بازار کار وجود دارد، آموزش مستمر و مؤثر کارکنان به عنوان یک نیاز اساسی شناخته می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن انجام شد. روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی، به صورت آمیخته (کیفی از نوع تحلیل مضمون-کمی از نوع مدل سازی ساختاری تفسیری ) بود. مشارکت کنندگان تحقیق خبرگان شرکت خودروسازی بهمن می باشند. در این تحقیق با 15 نفر از افراد خبره برای جمع آوری داده ها به صورت فردی و تا حد اشباع نظری مصاحبه شد. . روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی بود. جامعه آماری در بخش کمی، مدیران وخبرگان منابع انسانی و آموزش شرکت خودروسازی بهمن به تعداد 15 نفر بودند که در این پیمایش شرکت کردند. تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی با مدل سازی ساختاری تفسیری( ISM ) انجام شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد 10 عامل حمایت مدیریت ارشد، تحلیل نیازهای آموزشی، برنامه ریزی آموزش، محتوا و کیفیت آموزش، روش های آموزشی، فرهنگ سازمانی، منابع مالی و انسانی، ارزیابی و بازخورد، فناوری اطلاعات، گزارش دهی و مستندسازی بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن تاثیر دارند. نتیجه گیری: مدیریت ارشد سازمانی به عنوان متغیر مستقل بیشترین تاثیر را بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن دارد که در سطح اول قرار گرفته بود. در سطح دوم منابع و سطح سوم فناوری اطلاعات به عنوان متغیرهای مستقل بعدی مطرح بودند، در سطح چهارم برنامه ریزی آموزشی، تحلیل نیازهای آموزشی و فرهنگ سازمانی قرار داشتند در سطح پنجم روش های اموزش و محتوا و کیفیت آموزش قرار دارند، متغیرهای سطح چهارم و پنجم متغیرهای پیوندی هستند در نهایت در سطح ششم متغیرهای گزارش دهی و مستندسازی و ارزیابی و بازخورد به عنوان متغیرهای وابسته قرار گرفتند.
۶.

بررسی مکانیزم تاثیرگذاری برند کارفرمایی بر انتخاب کارفرما توسط دانشجویان با تاکید بر نقش تناسب فرد با سازمان، تأثیرات رسانه های اجتماعی و جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۶۱
زمینه و هدف: در سال های اخیر، رقابت برای جذب و حفظ استعدادهای درخشان در میان کسب وکارها به چالشی اساسی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تصویر برند کارفرما بر انتخاب کارفرما توسط دانشجویان انجام شده است. این مطالعه به طور خاص به بررسی نقش تناسب فرد با سازمان به عنوان متغیر میانجی و همچنین نقش رسانه های اجتماعی و جنسیت به عنوان متغیرهای تعدیل کننده می پردازد. روش شناسی: این پژوهش با مشارکت ۴۰۰ نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و سال آخر کارشناسی رشته مدیریت در دانشگاه های سراسری شهر تهران انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: تناسب فرد با سازمان به عنوان یک متغیر میانجی در رابطه بین تصویر برند کارفرما و انتخاب کارفرما عمل می کند. برای اینکه یک سازمان به "کارفرمای منتخب" تبدیل شود، تصویر برند کارفرما باید با تناسب فرد با سازمان همخوانی و سازگاری داشته باشد. برخلاف یافته های برخی مطالعات پیشین، این پژوهش نشان داد که رسانه های اجتماعی و جنسیت تأثیر معناداری بر رابطه بین تناسب فرد با سازمان و انتخاب کارفرما ندارند و نقش تعدیل گری در این مدل ایفا نمی کنند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر اهمیت کلیدی همخوانی بین تصویر برند کارفرما و ادراک دانشجویان از تناسب خود با سازمان تأکید می کند. سازمان ها برای جذب استعدادهای برتر و تبدیل شدن به کارفرمای منتخب، باید تصویری مناسب از خود ارائه دهند که با ارزش ها، اهداف و ویژگی های دانشجویان همسو باشد.