ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۱۲۶۱.

شناسایی الگوهای ذهنی مدیران نسبت به پیاده سازی اقتصاد اشتراکی در زنجیره تأمین (مورد مطالعه صنایع کوچک و متوسط استان مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۳
این پژوهش با هدف تحلیل و شناسایی ذهنیت مدیران صنایع کوچک در پذیرش و همکاری در اجرای اقتصاد اشتراکی به عنوان راهکاری موثر در بهینه سازی زنجیره تامین و با بهره گیری از روش شناسی کیو انجام شده است. نوع پژوهش بر حسب هدف کاربردی و از حیث ماهیت، اکتشافی و در قالب تحقیقات آمیخته (کیفی-کمی) طراحی گردیده است. در مرحله کیفی، ضمن مرور ادبیات، 11 مصاحبه نیمه ساختار یافته با مدیران صنایع کوچک مستقر در شهرک صنعتی شماره یک کلانشهر اراک و با روش نمونه گیری گلوله برفی انجام شد. از مجموع 124 گزاره اولیه، با تائید خبرگان 36 گزاره به عنوان عبارات کیو انتخاب گردید. این عبارات در اختیار 21 نفر از مدیران قرار گرفت و چیدمان کارت ها بر اساس الگوی کیو صورت پذیرفت. با توجه به یافته ها و تحلیل عاملی با نرم افزار SPSS نسخه 26 مشخص گردید 4 الگوی ذهنی«پیشرو و تحول محور»، « محتاط و مقاوم به تغییر»، «واقع گرا و داده محور» و «تعاملی و شبکه محور» در این جامعه آماری وجود دارد که در مجموع 77 درصد واریانس کل را تبیین و پوشش می دهند. یافته ها نشان می دهد که موفقیت در پذیرش و پیاده سازی اقتصاد اشتراکی در صنایع کوچک، مستلزم شناسایی دقیق چالش های زیرساختی، ریسک های حقوقی و نگرانی های رقابتی است و این موانع باید از طریق آموزش های تخصصی، اصلاح مقررات و شبیه سازی فرآیندها مدیریت شوند. نتایج پژوهش می تواند برای سیاست گذاران و فعالان اقتصادی در حوزه صنایع کوچک مفید باشد.
۱۲۶۲.

شناسایی و رتبه بندی عوامل تمرکززدایی دولتی در راستای تحقق توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۳
تمرکززدایی دولتی از طریق افزایش قدرت حکومت های محلی به شکل بالقوه می تواند باعث افزایش اثربخشی فعالیت های دولتی در راستای توسعه پایدار شود. با این وجود نقش عوامل بنیادینی که در تحقق توسعه پایدار ناشی از تمرکززدایی دولتی دخالت دارند کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی و رتبه بندی عوامل تمرکززدایی دولتی در راستای تحقق توسعه پایدار انجام شده است. این تحقیق یک مطالعه کاربردی است که به صورت توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش حاضر شامل 25 نفر از خبرگان اعم از اساتید دانشگاه و مدیران دولتی می باشد که به صورت هدفمند انتخاب شدند و از پرسش نامه خبرگان بر اساس طیف 9 درجه ساعتی استفاده شد. به منظور تعیین اولویت معیارهای تحقیق حاضر از روش تصمیم گیری چندمعیاره و فرایند تحلیل سلسله مراتبی استفاده گردید. براساس نتایج مشخص است که معیار رصد شرایط محلی با وزن 192/0 در اولویت نخست قرار دارد. معیارهای جذب سرمایه های محلی، تأمین مالی توسط دولت، تعیین اهداف بر اساس اصول پایداری، هم راستایی اهداف پایداری با نیازهای جامعه بومی، اعتماد به مدیران بومی، بودجه بندی بر اساس اهداف پایداری، التزام به پاسخگویی، افزایش اختیارات نهادهای محلی و آموزش مدیران محلی به ترتیب در اولویت های دوم تا دهم قرار دارند. همچنین اولویت بندی شاخص ها نشان داد که شاخص رصد شرایط محلی، جذب سرمایه های محلی، تأمین مالی توسط دولت به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار دارند.
۱۲۶۳.

فراتحلیل کارایی بازار اختیارات: رویکرد آزمون های مبتنی بر مدل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۷
دو رویکرد برای ارزیابی کارآیی بازار اختیارات وجود دارد. رویکرد مبتنی بر مدل و رویکرد مبتی بر آربیتراژ. مطالعات تجربی متعددی کارآیی مبتنی بر مدل (مقایسه قیمت های حاصل از مدل اختیار با قیمت بازار) را برای بازار اختیارات آزمون کرده اند و به نتایج متناقضی دست یافته اند. در عین حال تناقضات زیادی در نتایج این مطالعات مشاهده شده است.؛ به نحوی که برخی مطالعات حاکی از کارایی و برخی دیگر، حاکی از ناکارایی این بازار است. هدف این مطالعه، فراتحلیل کارایی بازار اختیارات با رویکرد مبتنی بر مدل در راستای تحلیل تناقضات مطالعات تجربی گذشته و عواملی است که باعث ایجاد این تناقض شده است. لذا، 30 مطالعه انتشار یافته در بین سال های 2003 تا 2022 در مجلات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس برگزیده و 6409 نمونه برای آزمون فرضیه ها از آن استخراج شد. جامعه آماری این فراتحلیل شامل کلیه آزمون های گزارش شده در مطالعات گذشته (منتشر شده در نشریات نمایه شده در اسکوپوس) در حیطه ارزیابی کارآیی بازار اختیارات با رویکرد مبتنی بر مدل است. نتایج حاکی از ناکارایی بازار اختیارات است. بدین معنا که قیمت قراردادهای اختیار از ارزش ذاتی آن فاصله معناداری دارد؛ ضمن اینکه کلیه آزمون های استواری نظیر معیار کارآیی، مدل قیمت گذاری اختیار، اعتبار نشریه، زمان تحلیل و عمق ارزشمندی نیز این نتیجه را تایید می کند.
۱۲۶۴.

نقش تعدیلی محدودیت مالی بر رابطه بین عدم اطمینان سیاست اقتصادی و مالی سازی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۶۴
مالی سازی شرکت ها پدیده ای اجتناب ناپذیر برای مدیریت است که می تواند سودهای فوق العاده را به عنوان مکمل عملیات به دست آورد یا نقدینگی را پوشش دهد تا کمبود موجود نقد را ازطریق نگهداری دارایی های مالی جبران کند. از سوی دیگر، اثرات نامطلوب مالی سازی بیش ازحد، ممکن است رشد پایدار اقتصاد را مختل کند؛ ازاین رو هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عدم اطمینان سیاست اقتصادی بر مالی سازی شرکت با نقش تعدیل گری محدودیت مالی است. با استفاده از روش نمونه گیری سیستماتیک تعداد 125 شرکت برای دوره زمانی 1401-1394 انتخاب می شود. برای آزمون فرضیه های پژوهش از رویکرد داده های ترکیبی به روش داده های تابلویی استفاده می شود. نتایج نشان داد که یک رابطه یوشکل بین عدم قطعیت سیاست اقتصادی و مالی سازی شرکت ها وجود دارد. افزایش عدم قطعیت سیاست اقتصادی در سطوح پایین به کاهش سرمایه گذاری بر روی دارایی های مالی منجر می شود؛ اما در سطوح بالا موجب افزایش سرمایه گذاری بر روی دارایی های مالی می شود. علاوه براین، یافته ها نشان می دهد که محدودیت مالی ارتباط بین عدم اطمینان سیاست اقتصادی و مالی سازی شرکت را تعدیل می کند. یعنی رابطه منفی در سطوح پایین و رابطه مثبت در سطوح بالای عدم قطعیت، سیاست اقتصادی را تضعیف می کند؛ بنابراین، شرکت هایی که با محدودیت های مالی قوی مواجه هستند، میزان سرمایه گذاری بر روی دارایی های مالی را به گونه ای تنظیم می کنند که باتوجه به شرایط اقتصادی، نقدینگی لازم را برای فعالیت های تجاری تأمین کند. پژوهش حاضر شواهد تجربی جدیدی را برای آشکارکردن رابطه یوشکل بین عدم قطعیت سیاست اقتصادی و مالی سازی شرکت ارائه می کند؛ به علاوه، این مطالعه متفاوت از پژوهش های پیشین در کشورهای توسعه یافته است و عدم قطعیت سیاست های اقتصادی را در ایران، به عنوان کشوری که قوانین و مقررات حاکمیتی در مدیریت اقتصاد نقش برجسته ای دارد، مطالعه می کند.
۱۲۶۵.

تأثیر تفکر طراحی بر عملکرد شرکت ها با میانجیگری نوآوری مدل کسب وکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۷
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین تفکر طراحی و عملکرد شرکت ها با میانجیگری نوآوری در مدل کسب وکار است. از آنجا که تفکر طراحی، یکی از رویکردهای مهم نوآوری شناخته می شود، این پژوهش تلاش کرده است تا سازوکارها و مسیرهای تفکر طراحی را در بهبود عملکرد شرکت ها بررسی کند. از طرفی، با تأکید بر نقش میانجی نوآوری در مدل کسب وکار، پژوهش حاضر تلاش کرده است تا به بررسی روندهای ارتقای عملکرد شرکت ها توسط فرایندهای نوآوری، به عنوان واسطی برای انتقال تفکر طراحی به عملکرد سازمانی بپردازد. در این راستا، این پژوهش به تحلیل روابط و تأثیرهای متقابل بین تفکر طراحی، نوآوری مدل کسب وکار و عملکرد شرکت ها پرداخته و نقش اساسی میانجیگری نوآوری مدل کسب وکار در ایجاد و انتقال ارزش از تفکر طراحی به عملکرد سازمانی را برجسته کرده است. روش: پژوهش حاضر بر حسب هدف کاربردی، از نظر ماهیت، کمّی و بر اساس روش گردآوری اطلاعات از نوع هم بستگی است. پرسش نامه پژوهش مشتمل بر ۴۵ سؤال با مقیاس پنج گزینه ای لیکرت (از خیلی کم تا خیلی زیاد) بود که متناسب با متغیرهای پژوهش، از مقاله های معتبر استخراج شد. بر این اساس، ۱۴۷پرسش نامه، به دست مدیران محصول و مدیران پروژه در شرکت های فناوری اطلاعات، در سال ۱۴۰۲، تکمیل و در نهایت ۱۰۹ پرسش نامه معتبر برای تحلیل انتخاب شد. به منظور اعتباریابی و تحلیل داده ها از نرم افزار اسمارت پی ال اس۳ و روش مدل سازی معادلات ساختاری و برای محاسبه آماره های توصیفی از نرم افزار اس پی اس اس۲۶ استفاده شده است. یافته ها: با توجه به مدل مفهومی ارائه شده در این پژوهش، ۹ فرضیه مطرح و از بین آن ها ۸ فرضیه تأیید شد. یافته ها نشان داد که انسان محوری، یادگیری از شکست، کشف نیاز مشتری، ایده پردازی، آزمایش ایده ها، نوآوری مدل کسب وکار و تفکر طراحی، همگی بر عملکرد کسب وکار تأثیر دارند. نتایج نشان داد که مدل مفهومی دقت و اعتبار مناسبی دارد. نتیجه گیری: این پژوهش به بررسی تأثیر عوامل چندگانه ای از جمله انسان محوری، استدلال استفهامی، یادگیری از شکست، کشف نیاز مشتری، ایده پردازی، آزمایش ایده ها، نوآوری مدل کسب وکار و تفکر طراحی بر عملکرد کسب وکار تمرکز کرده بود. نتایج پژوهش نشان می دهد که این عوامل، از طریق ارتقای فرایندها و راهبردهای مدیریتی، بهبود فرایندهای نوآوری و افزایش توانایی های سازمانی، بر عملکرد کسب وکار تأثیر مثبتی دارند؛ بنابراین، شرکت ها می توانند با بهره گیری از این یافته ها، استراتژی ها و رویکردهای جدیدی را برای بهبود عملکرد، افزایش رقابت پذیری و دستیابی به رشد پایدارتر در بازارهای پویا و پیچیده مدرن ارائه دهند. در پایان این پژوهش، چند پیشنهاد هم مطرح شده است.
۱۲۶۶.

الگوی مدیریت عملکرد سبز منابع انسانی در شرکت دولتی صنایع برقی و الکترونیک عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۱۸۶
هدف: این پژوهش به دنبال آن است که برای تحقق مدیریت منابع انسانی سبز در صنایع برق و الکترونیک عراق، الگویی از مدیریت عملکرد سبز را به عنوان یکی از زیرنظام های مهم مدیریت منابع انسانی سبز ارائه دهد و میزان استقرار آن را در این شرکت بررسی کند و راه کارهایی را برای تکمیل و استقرار کامل آن ارائه دهد. در بخش کیفی پژوهش، هدف استخراج الگوی مدیریت عملکرد سبز و در بخش کمّی نیز، هدف بررسی و آزمون الگوی استخراج شده است. روش: پژوهش حاضر بر اساس هدف، در دسته پژوهش های کاربردی و از حیث ماهیت، در دسته بندی پژوهش های ترکیبی یا آمیخته از نوع اکتشافی متوالی قرار می گیرد. در واقع این پژوهش در دو بخش کیفی و کمّی انجام شده است. در بخش کیفی پژوهش، از روش تحلیل مضمون استفاده شده و در بخش کمّی، الگوی به دست آمده آزمون شده است. جامعه آماری بخش کیفی پژوهش، اساتید صاحب نظر دانشگاهی و مدیران مطلع در شرکت دولتی صنایع برقی و الکترونیک عراق و در بخش کمّی، مدیران و کارشناسان شرکت دولتی صنایع برقی و الکترونیک عراق بودند. مشارکت کنندگان بخش کیفی با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب شدند و در بخش کمّی، از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برای انتخاب مشارکت کنندگان استفاده شد. ابزار جمع آوری داده های کیفی، مصاحبه نیمه سازمان یافته با ۱۲ نفر و در بخش کمّی، توزیع پرسش نامه محقق ساخته به تعداد ۴۵۰ نسخه بود. ابزار تجزیه وتحلیل داده های مربوط به روش کیفی، نرم افزار اطلس بود. همچنین برای آزمون کمّی الگو از نرم افزارهای اس پی اس اس ۲۲ و آموس ۲۴ استفاده شد. یافته ها: نتایج به دست آمده در بخش کیفی، در قالب یک الگوی کلی و چهار زیرالگو دسته بندی شد که عبارت اند از: تعیین اهداف عملکردی سبز (اهداف سازمانی سبز و اهداف اجتماعی سبز)، پایش و مربیگری عملکرد سبز (توسعه دانش سبز و توسعه عملکرد سبز)، ارزیابی عملکرد سبز (بازه زمانی ارزیابی عملکرد سبز، شاخص های ارزیابی عملکرد سبز و راهبرد عملکرد سبز) و بازبینی و مرور عملکرد سبز (ارائه بازخوردهای رفتارهای فردی سبز، مالی سبز و غیر مالی سبز). در بخش کمّی نیز با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته، ابعاد مدیریت عملکرد سبز سنجش و بررسی شد. یافته ها نشان دهنده پایایی قابل قبول تمامی متغیرهای پنهان (بالای ۰/۸) پرسش نامه بود. برای تعیین روایی هم زمان پرسش نامه، از روایی هم گرا و روایی واگرا استفاده شد که نتایج آن تأیید اعتبار ملاکی پرسش نامه مدیریت عملکرد سبز منابع انسانی را نشان داد. نتیجه گیری: در بخش کیفی، الگوی طراحی شده در این پژوهش نشان می دهد که در نظر گرفتن هر چهار بُعد مدیریت عملکرد سبز منابع انسانی با زیرمؤلفه های مربوطه، می تواند به ایجاد عملکرد و فرهنگ سبز در سازمان کمک کند. این پژوهش جزء اولین پژوهش هایی است که به بررسی و تدوین الگوی مدیریت عملکرد سبز، آن هم در یک کشور در حال توسعه (عراق) می پردازد. در بخش کمّی نیز نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که تمامی ابعاد و مؤلفه ها قابل قبول هستند و شاخص برازش کلی مدل (GOF) محاسبه شده با استفاده از نسخه ۲۴ نرم افزار آموس نیز نشان دهنده برازش خوب مدل و اعتبار مؤلفه ها و اجزای فرعی آن هاست.
۱۲۶۷.

تأثیر استراتژی های تحول دیجیتال بر رفتار خرید مصرف کنندگان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۱۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر استراتژی های تحول دیجیتال بر رفتار خرید مصرف کنندگان انجام شده است. این تحقیق از نوع پژوهش های کاربردی و به روش توصیفی-پیمایشی تحلیلی است. جامعه آماری شامل مشتریانی است که در سال 1403 از فروشگاه اینترنتی کورش خرید کرده اند و نمونه گیری به صورت غیرتصادفی دردسترس انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه جمع آوری و تحلیل های آماری از طریق نرم افزار Smart PLS 3.0 انجام شد. نتایج آزمون فرضیات نشان داد که استفاده از کانال های بازاریابی دیجیتال، تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار خرید مصرف کنندگان دارد. فرضیه اول که به تأثیر بازاریابی محتوا پرداخته بود، تأیید شد (ضریب مسیر 0.45). فرضیه دوم در مورد بازاریابی از طریق تلفن همراه نیز با ضریب مسیر 0.38 تأثیر مثبت و معنادار خود را نشان داد. همچنین فرضیه سوم که به تأثیر بازاریابی وابسته اشاره داشت، تأیید شد (ضریب مسیر 0.32). در نهایت، فرضیه چهارم که تأثیر بازاریابی هدف گذاری مجدد را بررسی می کرد، با ضریب مسیر 0.50 قوی ترین تأثیر را بر رفتار خرید مصرف کنندگان نشان داد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که استراتژی های تحول دیجیتال به ویژه بازاریابی محتوا، بازاریابی موبایلی، بازاریابی وابسته و هدف گذاری مجدد به طور مؤثری بر تصمیمات خرید مصرف کنندگان تأثیر می گذارند و می توانند در بهبود عملکرد برندها و افزایش تعامل مصرف کنندگان با برندها و محصولات مؤثر واقع شوند.
۱۲۶۸.

پادگان نوآوری: چارچوبی برای توسعه نوآوری دفاعی با نقش محوری سربازان وظیفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۲
استفاده بهینه از نیروهای وظیفه، یک مسئله شناخته شده در نیروهای مسلح کشور به شُمار می رود. وقفه های تحصیلی و شغلی، هدررفت استعدادها و عدم بهره برداری مؤثر از توانمندی های سربازان، به بروز نارضایتی هایی در میان جوانان و خانواده ها منجر شده و آسیب های اجتماعی را به دنبال داشته است. با توجه به ماهیت تخصصی و فناورانه تهدیدات نوین، توسعه فناوری های دفاعی و ارتقاء توانمندی های نیروهای مسلح، نیازمند استفاده بهینه از استعدادها و مهارت های موجود در میان نیروهای وظیفه است. در این چارچوب، مفهوم «پادگان نوآوری» به عنوان راه کاری برای سازماندهی و هدایت نیروهای وظیفه مستعد و متخصص به سمت پروژه های فناورانه و تحقیقاتی در حوزه دفاعی مطرح می شود. پژوهش کنونی، تلاشی برای شناسایی ابعاد و توسعه مفهوم پادگان نوآوری در بخش دفاعی کشور است که با استفاده از رویکردهای نوآورانه به چالش های خدمت سربازی و برنامه های امنیت ملی پاسخ می دهد. برای رسیدن به هدف پژوهش، مطالعات نظام مند و تحلیل محتوا با رویکردی ترکیبی اتخاذ شد. مطالعه نظام مند شامل بررسی منابع موجود در پایگاه های علمی و استخراج چارچوب نظری برای طراحی شیوه نامه مصاحبه و شناسه گذاری جهت دار یافته های میدانی حاصل از مصاحبه های نیمه ساختارمند تا رسیدن به اشباع نظری بوده است. یافته های پژوهش نشان دهنده سه بُعد سیاستی پادگان نوآوری به همراه مصادیق عملیاتی آنها در کنار الگویی مفهومی برای ایجاد پادگان نوآوری مبتنی بر اکوسیستم نوآوری و الگوی فرایندهای مرکز نوآوری دفاعی می باشد. درنهایت برون داد گفتمان و نقطه نظرات مدیران و سیاستگذاران ذی ربط، به صورت درس آموخته ها و توصیه ها پیشنهاد شده است.
۱۲۶۹.

طراحی مدل هوش مصنوعی در انجام فرآیندهای عملیاتی حسابداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
مسئله ی محوری این مطالعه از شکاف عمیق میان واقعیت های عمل حرفه ای و ادبیات علمی موجود ناشی می شود؛ در حال حاضر، شاهد آن هستیم که در شمار قابل توجهی از سازمان ها، هوش مصنوعی (AI) به عنوان مجری فرایند در هسته ی چرخه های عملیاتی حسابداری (به ویژه در حوزه های حساب های پرداختنی، حساب های دریافتنی و تطبیق بانکی) به کار گرفته می شود، در حالی که فقدان یک چارچوب منسجم برای طراحی این سامانه ها، سازگاری آن ها با منطق کنترل داخلی و الزامات حسابرسی پذیری را با چالش جدی مواجه ساخته است. هدف این مطالعه، تدوین، ارائه و ارزیابی معماری هوش مصنوعی کنترل سازگار است؛ معماری ای که به صورت چندلایه طراحی شده و تمامی جنبه ها را از پذیرش و آماده سازی داده ها، هسته ی مدل یادگیری ماشین (ML) و سازوکار آستانه های اطمینان، تا لایه ی لاگینگ حسابرسی پذیر و حاکمیت چرخه ی عمر مدل را دربر می گیرد. از نظر روش شناختی، پژوهش حاضر بر رویکرد علم طراحی بنا شده است؛ بدین معنا که ابتدا با ترکیب هدفمند ادبیات سیستم های اطلاعات حسابداری (AIS)، کنترل داخلی و هوش مصنوعی توضیح پذیر (XAI)، مدل مفهومی و اصول طراحی استخراج گردیده است. سپس، این معماری در قالب یک نمونه ی کاربردی متمرکز بر کدگذاری خودکار صورتحساب ها و تطبیق بانکی، پیاده سازی شده و بر روی داده های تاریخی، به صورت شبه تجربی، مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده به وضوح نشان می دهد که دستیابی هم زمان به کارایی عملیاتی بالا و سطح مطلوب کنترل، تنها مشروط به تعریف آگاهانه ی آستانه های اطمینان، طراحی جریان Human-in-the-loop و ثبت ریزدانه ی تراکنش ها امکان پذیر است؛ در مقابل، گسترش بدون قید و شرط اتوماسیون، اگرچه شاید اندکی به بهبود سرعت بیانجامد، اما به طور قابل ملاحظه ای به تضعیف ردیابی پذیری، تفکیک وظایف و اتکاپذیری حسابرسی منجر خواهد شد.
۱۲۷۰.

تأثیر برند گردشگری غذا بر درخشش برند رستوران های سبز با نقش میانجی دیدگاه شناختی مشتریان؛ مطالعه موردی رستوران های سبز شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۳
یکی از حوزه های جذاب در صنعت گردشگری، نوعی خاصی از آن با نام گردشگری غذا است. در این میان توجه به محصولات سبز موضوع مهمی است. در این میان برندسازی نقش حیاتی بازی می کند. بنابراین مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی اثر برند گردشگری غذا بر درخشش برند با نقش میانجی دیدگاه شناختی و دیدگاه برند در رستوران های سبز تهران می باشد. این تحقیق کاربردی بوده و جامعه آماری آن مشتری رستوران های سبز تهران می باشد که با توجه به نامحدود بودن 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه استاندارد بود که روایی صوری آن با استفاده از نظر اساتید گروه مدیریت و روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی و پایایی متغیرها نیز با استفاده از ضریب آلفا کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. با توجه به پیش بینی عدم بازگشت تعدادی از پرسش نامه ها، با استفاده از روش تصادفی در دسترس تعداد 400 پرسشنامه توزیع گردید که از این بین 396 مورد جمع آوری گردید و تعداد 384 پرسشنامه قابل استفاده بود. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS22 و Lisrel انجام شد. نتایج نشان داد که آگاهی و تصویر برند هر دو تأثیر معناداری بر ابعاد نگرش برند دارد. همچنین تأثیر مثبت و معنی دار ابعاد نگرش برند بر رضایت مشتری و وفاداری برند نیز مورد تایید قرار گرفت. در تأثیر دانش برند بر عملکرد برند نیز نقش میانجی بعد عاطفی مورد تایید قرار گرفت اما نقش بعد شناختی معنی دار نبود. به طور کلی نتایج حاکی از معنی داری تأثیر دانش برند بر نگرش برند و نگرش برند نیز بر عملکرد برند می باشد.
۱۲۷۱.

آینده نگاری توسعه صنعت فرآوری خرما (مطالعه موردی: استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۵۱
استان سیستان و بلوچستان دارای قابلیت هایی در زمینه خرما و میوه های گرمسیری است. از سوی دیگر نگاهی به شاخص های توسعه استان و مقایسه با میانگین کشور و سایر استان ها نشان می دهد که در برنامه های استان به منظور تحقق اهداف توسعه به استقرار فعالیت های اقتصادی مبتنی بر پتانسیل های استان توجه نشده است. اولویت بندی پیشران های توسعه صنایع فرآوری خرما در سیستان و بلوچستان با رویکرد آینده پژوهی می تواند در ترسیم چشم انداز استان در مسیر توسعه مؤثر باشد. از این رو در مطالعه حاضر، پس از شناسایی پیشران ها، سناریوهای مختلف تدوین و راهبردهای مؤثر برای توسعه صنعت فراوری خرما ارائه شده است. برای این منظور ابتدا پیشران های مؤثر توسط پانزده نفر از خبرگان حوزه کشت و صنعت خرما در استان شناسایی و سپس تجزیه وتحلیل اطلاعات به وسیله ماتریس آثار متقابل و نرم افزار میک مک انجام شد. در نهایت سناریوها با استفاده از روش پنل خبرگان و با نرم افزار سناریو ویزارد طراحی شده است. طبق یافته های مطالعه در سناریوی برگزیده، زیر ساخت های مناسب (آب، برق، گاز) در شرایط محتمل، پیشران دسترسی به جاده ها در شرایط بدبینانه، قوانین و مقررات کسب و کار در شرایط خوش بینانه، تمایل افراد سرمایه گذار جهت سرمایه گذاری در شرایط بدبینانه و دسترسی به بازارهای داخلی و خارجی در شرایط خوش بینانه قرار دارد. بنابراین احداث شهرک های صنعتی تخصصی خرما با رویکردی مبتنی بر تسهیل در راه اندازی صنایع فراوری خرما، اصلاح قوانین و مقررات به منظور تشویق سرمایه گذاران صنعت فراوری خرما و جهت استقرار صنعت فراوری خرما در استان پیشنهاد می شود.
۱۲۷۲.

دلالت های حکمرانی در اندیشه و عمل مولی عبدالصمد همدانی؛ تحلیلی فقهی- عرفانی بر اساس منابع شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۶
مولی عبدالصمد همدانی (متوفی، ۱۲۱۶ق / ۱۸۰۱م)، عارف، فقیه و متکلم شیعی قرن سیزدهم هجری، اندیشه هایی عمیق در حوزه حکمرانی ارائه کرده است که ریشه در تلفیق فقه، کلام و عرفان دارد. این مقاله با هدف بررسی دلالت های حکمرانی در اندیشه و عمل وی، بر اساس تحلیل اسنادی آثار او مانند بحرالمعارف و رسائل فقهی، به همراه منابع ثانویه فارسی، عربی و انگلیسی تدوین شده است. روش شناسی پژوهش بر پایه تحلیل محتوای کیفی با رویکرد تماتیک استوار است که شامل جمع آوری داده ها از منابع اولیه و ثانویه، شناسه گذاری تم ها و تحلیل دلالت های سیاسی اجتماعی می شود. یافته ها نشان می دهد اندیشه همدانی بر اصول ولایت عارفانه، عدالت فقهی و اخلاق حکمرانی تأکید می کند که می تواند الگویی برای حکومت اسلامی معاصر باشد. این پژوهش بر پایه شواهد تاریخی، دلالت های عملی حکمرانی را در عمل همدانی، مانند تعامل با قدرت های سیاسی و تربیت شاگردان، برجسته می کند. 
۱۲۷۳.

ارائه الگوی رشد کیفی گزارشگری پایدار شرکت ها بر اساس ویژگی داده های بزرگ با رویکرد ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۰
این تحقیق با هدف ارائه الگوی رشد کیفی گزارشگری پایدار شرکت ها بر اساس ویژگی داده های بزرگ با رویکرد ساختاری تفسیری انجام گرفت. زمان انجام پژوهش حاضر از خرداد 1402 تا تیرماه 1403 بوده است. اطلاعات مورد نیاز پژوهش برای مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) جهت ارائه الگو از میان خبرگان یعنی 18 نفر از خبرگان حسابداری گرداوری شد. در این پژوهش با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) الگوی رشد کیفی گزارشگری پایدار شرکت ها بر اساس ویژگی داده های بزرگ طراحی شد. بر اساس مدل سازی ساختاری تفسیری 17 عامل در 5 بعد اصلی در طراحی الگو شناسایی شد. به موقع بودن داده های بزرگ شامل عوامل بروزرسانی داده ها، سرعت دستیابی و قدمت داده ها به همراه کامل بودن داده های بزرگ شامل عوامل حجم داده ها، منبع داده و نسبت پوشش داده ها به همراه دقت داده های بزرگ شامل عوامل دقت اندازه گیری داده ها، سطح اعتبار سنجی، داده بدون خطا و دامنه داده ها و اعتبار سنجی منبع به همراه انطباق داده های بزرگ شامل عوامل انطباق با استانداردها، ادراک پذیری داده ها و قابلیت استفاده در شرایط مختلف منجر به رشد گزارشگری پایدار شرکت ها شامل عوامل ترویج حکمرانی خوب شرکت، استقرار نظام کنترل داخلی و گزارشگری اثربخش، ایفای مطلوب مسئولیت اجتماعی در شرکت و تدوین اصول و استانداردهای گزارشگری پایداری می شود.
۱۲۷۴.

بررسی الگوهای فضایی چند بعدی اثرات کمیته حسابرسی بر مدیریت سود با توجه به نقش بحران مالی و اندازه شرکت: مطالعه موردی شرکت های بورسی ایران و عراق با استفاده از مدل هیبریدی MSPAHM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶۲
این پژوهش به بررسی تأثیر کمیته حسابرسی و اندازه شرکت بر مدیریت سود در دوران بحران مالی کووید-19 برای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ایران و عراق با رویکرد الگوهای فضایی چندبعدی پرداخته است. از رویکرد الگوهای فضایی چندبعدی برای دوره زمانی اواخر 2018 الی اوایل 2023 استفاده شده است. وجود وابستگی فضایی با آزمون های تشخیصی اقتصادسنجی فضایی تأیید و با مدل هیبریدی فضایی چندبعدی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان داد که کمیته حسابرسی تأثیر منفی و معناداری بر مدیریت سود در هر دو کشور دارد، درحالی که اندازه شرکت تأثیر مثبت و معناداری بر آن دارد. همچنین، بازده دارایی قوی ترین تأثیر مثبت را بر مدیریت سود نشان داد، در حالی که اهرم مالی تأثیر منفی معناداری داشت. وابستگی فضایی معناداری بین شرکت ها در هر کشور و همچنین ارتباط فضایی بین کشوری در مدیریت سود مشاهده شد. شدت تأثیر تمامی متغیرها در ایران به طور معناداری بیشتر از عراق بود.کمیته حسابرسی نقش مهمی در کاهش مدیریت سود فرصت طلبانه در دوران بحران ایفا می کند، در حالی که شرکت های بزرگ تر و سودآورتر انگیزه بالاتری برای مدیریت سود دارند. وابستگی های فضایی درون کشوری و بین کشوری بر رفتار مدیریت سود تأثیرگذار است، که نشان می دهد رفتار مدیریت سود در یک شرکت تحت تأثیر رفتار شرکت های مرتبط داخلی و خارجی قرار دارد. این نتایج اهمیت تقویت ساختارهای نظارتی مانند کمیته های حسابرسی، توجه به ویژگی های شرکت در ارزیابی ریسک مدیریت سود و در نظر گرفتن وابستگی های فضایی درون کشوری و بین کشوری را در سیاست گذاری های حسابداری و نظارتی برجسته می سازد
۱۲۷۵.

پیش بینی روند شاخص کل با استفاده از شبکه های عصبی هیبریدی با تمرکز بر استخراج ویژگی مقیاس زمانی چندگانه در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۴۶
هدف: پیش بینی آینده در حوزه سرمایه گذاری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا به سرمایه گذاران کمک می کند تا تصمیم های بهتری اتخاذ کنند و ریسک های خود را کاهش دهند. در این راستا با بهبود قدرت مدل های پیش بینی، می توان به بازدهی های بهتری در بازار دست یافت. با این حال، پیش بینی بازار سهام به دلیل نوسان قیمت ها و عدم قطعیت، دغدغه بزرگی است. به طور کلی، پیش بینی دقیق حرکت سهام بسیار دشوار است و بسیاری از پژوهشگران به بررسی روش هایی می پردازند که فقط جهت حرکت سهام را پیش بینی می کنند. از جمله این روش ها، می توان به گشت تصادفی، پروبیت و لاجیت اشاره کرد. روش های جدیدتری مانند ماشین بردار پشتیبان، الگوریتم نزدیک ترین همسایگی و شبکه عصبی مصنوعی، برای بهبود پیش بینی آینده معرفی شده اند. به علت اهمیت پیش بینی روند بازارهای مالی برای پژوهشگران و سرمایه گذاران، این پژوهش با هدف پیش بینی روند شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از یک شبکه عصبی هیبریدی با تمرکز بر استخراج ویژگی مقیاس زمانی چندگانه انجام شده است. هدف از اجرای این پژوهش، بررسی قدرت پیش بینی روش معرفی شده و مقایسه آن با روش های رقیب است.روش: در این پژوهش، از یک شبکه عصبی هیبریدی که شامل شبکه عصبی کانولوشن (CNN) برای استخراج ویژگی ها و سه شبکه عصبی حافظه طولانی کوتاه مدت (LSTM) برای یادگیری وابستگی های زمانی است، استفاده شده است. داده های استفاده شده، مقادیر روزانه شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران از سال ۱۳۷۷ تا ۱۴۰۱ بود که پس از جمع آوری و نرمال سازی، به دو بخش آموزش و اعتبارسنجی تقسیم شد. این شبکه عصبی هیبریدی با بهره گیری از ویژگی مقیاس زمانی چندگانه، تلاش می کند تا پیش بینی دقیقی از روند شاخص ارائه دهد. همچنین، از روش های مهندسی استخراج برای بهبود دقت این شبکه ها استفاده شده که عبارت است از: ترکیب شبکه های عصبی مختلف در یک شبکه جامع.یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که مدل شبکه عصبی هیبریدی پیشنهادی که ترکیبی از شبکه های عصبی CNN و LSTM است، برای پیش بینی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران توانایی کافی را ندارد. دقت این مدل در مقیاس های زمانی هفتگی و ماهانه، کمتر از مدل های رقیب بود. در مقابل، مدل شبکه عصبی CNN که به عنوان یکی از مدل های رقیب بررسی شد، عملکرد بهتری داشت و توانست نتایج دقیق تری در پیش بینی شاخص کل بورس ارائه دهد. این نتایج با مطالعات قبلی که موفقیت مدل های هیبریدی در پیش بینی بازارهای مختلف را نشان داده بودند، در تضاد است.نتیجه گیری: مدل شبکه عصبی هیبریدی پیشنهادی نتوانست شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران را به درستی پیش بینی کند؛ در حالی که مدل CNN به تنهایی نتایج بهتری ارائه داد. این یافته ها نشان می دهد که شبکه های عصبی ساده تر، مانند CNN، ممکن است در مواردی عملکرد بهتری داشته باشند. برای پژوهش های آتی، پیشنهاد می شود با تغییر داده های روزانه به داده های بین روزی (مانند داده های دقیقه ای)، مدل شبکه عصبی هیبریدی مبتنی بر استخراج ویژگی زمانی چندگانه بار دیگر بررسی شود. همچنین، استفاده از شاخص های بیشتری مانند مقادیر آغازین، حجم، حداقل، حداکثر، میانگین متحرک و شاخص قدرت نسبی، می تواند بهبود دقت مدل های پیش بینی را به همراه داشته باشد.
۱۲۷۶.

ارتقاء عملکرد فردی در مسیر راهبردهای توسعه منابع انسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۵
در فضای رقابتی کسب وکارهای خدماتیِ نوپا، بنا بر ماهیت و ملزومات شرح شغل و شاغل، به منظور ارتقاء عملکرد و ماندگاری منابع انسانی صنعت زنجیره ای مواد غذایی خصوصاً در عرصه تأمین غذاهای به اصطلاح فست فودی با چالش های عدیده و بعضاً نوینی مواجه هستیم. بنابراین هدف از تحقیق کاربردی – پیمایشی حاضر معرفی پیشران های مؤثر بر ارتقا عملکرد فردی منابع انسانی شاغل در این صنف بوده است. به منظور شناسایی عوامل کلیدی مذکور درگام اول تحلیل محتوای اسناد پژوهشی پنج سال اخیر برگرفته شده از منابع معتبر علمی – اجرایی انجام گرفت و درگام دوم مدل فرض حاکم بر روابط این عوامل طراحی شد و از طریق سنجه ای محقق ساخته در جامعه آماری پژوهش شامل شاغلین در مجموعه رستوران های زنجیره ای سیب سیصد و شصتِ شعب شهر تهران مورد واکاوی قرار گرفت. نمونه آماری 242 نفر بودندکه با استفاده ازروش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و بر اساس جدول کریسی-مورگان انتخاب شدند. به منظور بررسی پایایی مدل اندازه گیری ، یافته های برازش مدل های اندازه گیری روایی واگرا فورنل و لارکر بررسی شدند. در تجزیه وتحلیل داده ها در ابتدا وضعیت نرمال بودن داده ها با استفاده از آزمون کلموگروف اسمیرونوف موردبررسی قرار گرفت؛ در ادامه آزمون های بارتلت، تحلیل بارهای عاملی و شاخص تورم واریانس اجرا شد. در نهایت آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار پیش بینی گرایانه تحلیلی صورت گرفت و برنامه کاربردی نرم افزار مدل سازی مسیر به کار برده شد. مطابق با یافته های تحقیق خط مشی هایی از قبیل بیش آموزی، توانمندافزایی، ارتقا فردی- سازمانی، افزایش تعلق خاطر کاری نسبت به سازمان و خدمت رسانی به مشتریان در کم و کیف عملکرد فردی کارکنان شاغل در فست فودهای سیب سیصد و شصت نقش آفرین هستند؛ بگونه ای که باعث تغییر نقش منابع انسانی این کسب وکار از چسبنده و وابسته به ایفای نقش منابع انسانی دلبسته می شوند. نتیجه آنکه ضمن تأیید فرضیات تحقیق، یافته ها حاکی از آن است که آموزش، توانمندسازی و ارتقای کارکنان به واسطه تعلق خاطر کاری بر عملکرد فردی کارکنان تأثیر دارد.
۱۲۷۷.

مدل سازی ساختاری- تفسیری چالش های نیروی انسانی در مؤسسات حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۸
این پژوهش باهدف شناسایی و مدل سازی چالش های نیروی انسانی در مؤسسات حسابرسی انجام شده است. مدیریت منابع انسانی در سازمان ها با چالش های بسیاری مواجه است و مؤسسات حسابرسی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. این پژوهش باهدف ارائه راهکارهایی برای مدیریت این چالش ها، در زمره پژوهش های اکتشافی قرار می گیرد و از منظر نتیجه، جزء پژوهش های توسعه ای محسوب می شود. همچنین ازنظر نوع داده، این پژوهش ترکیبی (کیفی-کمی) است. در ابتدا، عوامل مؤثر با بررسی ادبیات، تحلیل محتوا و تحلیل مضمون پژوهش های مرتبط استخراج شدند. سپس، با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری و بر اساس نظرات خبرگان دانشگاهی و اجرایی، روابط بین عوامل مختلف شناسایی و تحلیل گردید. ابزار گردآوری داده ها، جدول ماتریسی محقق ساخته و واحد تحلیل، مضمون های مستخرج از پیشینه بودند. نتایج بخش کیفی نشان داد که الگوی چالش های نیروی انسانی در مؤسسات حسابرسی شامل سه مضمون فراگیر (عوامل سازمانی، عوامل مرتبط بادانش و عوامل انگیزشی)، ۱۵ مضمون سازمان دهنده و ۶۸ مضمون پایه است. در بخش کمی، از تحلیل ساختاری-تفسیری برای تعیین مؤثرترین مؤلفه های چالش های نیروی انسانی استفاده شد. نتایج نشان داد که جبران خدمت کارکنان، سیستم انضباطی و عدم ایجاد رفتار کاری نوآورانه، اثربخش ترین مؤلفه های الگوی چالش های نیروی انسانی در مؤسسات حسابرسی هستند.
۱۲۷۸.

ارتباط تأمین مالی سبز و نوآوری سبز در ریسک پذیری شرکت ها با رویکرد نظریه بازی ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۷۸
در دهه های اخیر یکی از دغدغه های جوامع انسانی حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار زیست محیطی است. در این میان صنعت بانکداری با در نظر گرفتن ریسک زیست محیطی در تأمین مالی شرکت ها، نقش مهمی در حفظ محیط زیست و حرکت به سوی اقتصاد سبز دارد. تأمین مالی سبز به عنوان یکی از ابعاد بانکداری سبز است که می کوشد تا تعادل زیست محیطی را با توسعه صنایع و رشد اقتصادی بهبود بخشد. هدف این مقاله بررسی ارتباط تأمین مالی سبز و نوآوری سبز در ریسک پذیری شرکت های لبنیات با رویکرد نظریه بازی است. در این پژوهش با استفاده از روش دلفی و مصاحبه با خبرگان مولفه های مؤثر بر تأمین مالی سبز از دید صنعت بانکداری در شرکت های لبنیات در قالب 19 مقوله شناسایی و رتبه بندی گردید. سپس با استفاده از نظریه بازی تکاملی در دو شرکت لبنیات انتخابی، این نتیجه حاصل می شود که تأمین مالی سبز نقش مهمی در ترویج نوآوری سبز از هر دو جنبه نظری و تجربی دارد. در نهایت این مقاله شواهدی در سطح خرد برای بررسی تأثیر ریسک پذیری شرکتی بر رابطه بین تأمین مالی سبز و نوآوری سبز مشخص نموده و نشان می دهد که شرکت هایی که سطح ریسک پذیری پایین تری دارند، تأمین مالی سبز تأثیر مثبت قوی تری بر نوآوری سبز آنها خواهد داشت. نتیجه گیری پس از آزمون پایداری با تغییر روش های اندازه گیری متغیرهای توضیحی، توضیح متغیرها و به کارگیری مدل های مختلف برای برآورد معتبر است.
۱۲۷۹.

الگوی مدیریت پیشگیری انتظامی از جرم با رویکرد اطلاعات محور در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۸
زمینه و هدف: رویکرد اطلاعات محوری باعث شده است که مدیران، آگاهانه تر به ساماندهی وظایف واحدهای مختلف بپردازند، نظارت و کنترل خود را اثربخش تر کنند و درنهایت هوشمندانه تر به هدایت فعالیت های پیشگیرانه در حوزه های مختلف مأموریتی بپردازند. در حال حاضر در جمهوری اسلامی ایران، الگوی مدون بومی درخصوص موضوعات یادشده وجود ندارد و عمده اقدامات براساس رویه های سنتی و آیین نامه های داخلی انجام می شود؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف دستیابی به الگوی مدون بومی مدیریت پیشگیری انتظامی از جرم با رویکرد اطلاعات محوری در جمهوری اسلامی ایران انجام شد. روش: روش پژوهش از نظر هدف، توسعه ای کاربردی و از حیث روش و ماهیت، توصیفی است. جامعه مشارکت کنندگان کیفی شامل خبرگان و صاحب نظران حوزه پیشگیری انتظامی و اطلاعات محوری در وزارت کشور، ستادکل نیروهای مسلح، سپاه پاسداران، فرماندهی انتظامی، وزارت دفاع و نمایندگان مجلس شورای اسلامی بودند که براساس اصل اشباع نظری به 22 نفر رسید. در بخش کمّی، جامعه آماری شامل رؤسا و جانشینان پلیس ها و معاونت های تخصصی فرماندهی انتظامی و فرماندهان انتظامی استان ها و جانشینان آن ها به تعداد 89 نفر بودند که براساس جدول مورگان و روش نمونه گیری طبقه ای به صورت تصادفی 73 نفر انتخاب شدند. گردآوری داده ها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و در بخش کمّی نیز از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. میانگین پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 96/0 به دست آمد، همچنین برای سنجش روایی نیز از روایی محتوا استفاده شد که یافته ها بیانگر پایا و روابودن ابزار اندازه گیری است. تجزیه وتحلیل داده ها در مرحله کیفی با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و در بخش کمّی با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل عاملی و تی تک نمونه ای) انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش، نشان گر الگوی مدیریت پیشگیری انتظامی از جرم با رویکرد اطلاعات محوری در هفت بُعد «سیاست گذاری، برنامه ریزی، سازمان دهی، هماهنگی، هدایت و رهبری، اجرا و کنترل و ارزیابی» و همچنین 24 مؤلفه است. همچنین یافته ها نشان می دهد که در همه ابعاد الگوی مدیریت پیشگیری انتظامی از جرم با رویکرد اطلاعات محوری، بین میانگین نظرات پاسخگویان در وضع موجود و مطلوب تفاوت معناداری وجود دارد؛ به نحوی که میانگین نمرات در وضع مطلوب و در افق 1404 بالاتر از حد متوسط است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر مؤید این مهم بود که مدیریت پیشگیری انتظامی اطلاعات محور می تواند به عنوان الگوی مدیریت پیشگیری انتظامی در پلیس های تخصصی به کارگیری شود. باتوجه به یافته های تحلیل شکاف، لازم است فرماندهی انتظامی بر همه ابعاد به خصوص بُعد کنترل و ارزیابی و بُعد هماهنگی به دلیل شکاف بیشتر تأکید کند؛ بنابراین، با توجه به اینکه شکاف در وضع موجود و مطلوب این دو بُعد نسبت به بقیه ابعاد بیشتر است لازم است ابتدا شکاف بین وضع موجود و مطلوب این دو بُعد اصلاح شود و سپس با بررسی و پیگیری های لازم، وضعیت سایر ابعاد نیز ارتقاء یابد.
۱۲۸۰.

اکوسیستم حکمرانیِ هوش مصنوعی در آموزش: رویکردی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۶۰
هدف مطالعه حاضر شناسایی مولفه های اکوسیستم حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش است که با استفاده از رویکرد کیفی و روش گراندد تئوری(داده بنیاد) انجام شد. ابزار مورداستفاده، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و مشارکت کنندگان پژوهش، متخصصان، مجربان آموزشی، صاحب نظران، اعضای هیئت علمی حوزه های علوم تربیتی و علوم کامپیوتر بودند که از بین آن ها 18 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل داده ها با روش کدگذاری سه مرحله ای باز و محوری و انتخابی انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که اجزای اکوسیستم حکمرانیِ هوش مصنوعی در آموزش مشتمل بر: نهادهای دولتی(50.39%)، که از زیرمولفه های مانند: سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی؛ شورای عالی آموزش و پرورش؛ وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ شورای عالی فضای مجازی؛ پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش؛ معاونت های آموزشی وزارت آموزش و پرورش؛ معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری؛ سازمان های نظارتی؛ نهادهای تنظیم مقررات و حقوقی تشکیل شده است. سپس ذی نفعان نظام تعلیم وتربیت (20.14%)؛ که از مواردی چون: مدیران مدارس؛ معلمان؛ دانش آموزان؛ والدین و جامعه محلی تشکیل شده است. سپس نهادهای غیردولتی (15.87%) که از زیرمولفه هایی مانند: توسعه دهندگان نرم افزار؛ شرکت های نوآور؛ سازمان های غیردولتی؛ نهادهای تحقیقاتی؛ شرکت های فناوری؛ شرکت های تولید محتوا و مؤسسات مالی و سرمایه گذاران تشکیل شده است و در نهایت صاحب نظران نظام تعلیم وتربیت (13.66%) از موارد چون: پژوهشگران؛ طراحان برنامه های آموزشی؛ مشاوران آموزشی و متخصصان داده تشکیل شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان