ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۱۲۶۱.

بازاندیشی مفهوم میانجی گری رفتار بر سلامت شهر و شهروندی و درک ساز وکارهای مؤثر بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۷
رفتار بازتابی از تعامل پیچیده میان ساختار کالبدی، اجتماعی و فرهنگی محیط شهری با سبک زندگی و سازوکاری پویا برای سازگاری و بقاست و به طور مستقیم و غیرمستقیم بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی انسان اثر می گذارد. اما چگونگی تأثیر رفتار بر سلامت شهروندان تاکنون به صورت جامع بررسی نشده است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل عوامل میانجی رفتار و سلامت فردی و شهری انجام شده است. روش تحقیق مرور نظام مند است و مجموعه ای از مطالعات بین المللی مرتبط با رفتار و سلامتی در شهرها گردآوری و تحلیل شده است. سپس با تحلیل محتوا به بررسی تکرار کدها پرداخته شد. یافته ها نشان می دهد رفتار شهروندان تحت شش دسته از عوامل اجتماعی–فرهنگی، فردی و خانوادگی، کالبدی–فضایی، اقتصادی، مدیریتی و زیست محیطی بر سلامت آن ها مؤثر است. در این میان، عوامل اجتماعی–فرهنگی و ویژگی های فردی و خانوادگی بیشترین نقش را داشته اند. ترکیب خانوار، مهاجرت، سواد سلامت و سبک زندگی از مؤلفه های اثرگذار شناسایی شدند. در نتیجه سلامت شهری حاصل برهم کنش چندلایه ای میان فضا، رفتار و ساختارهای اجتماعی است. رویکردهای صرفاً کالبدی یا زیرساخت محور در ارتقای سلامت ناکافی اند؛ زیرا رفتار شهروندان در بستر خانواده، ارزش ها، روابط اجتماعی و شرایط اقتصادی شکل می گیرد. ارتقای رفتارهای سلامت محور مستلزم سیاست گذاری جامع و یکپارچه در سه سطح فرد و خانواده، جامعه و مدیریت شهری است. در این چارچوب، تقویت تغییر اجتماعی در رفتار، عدالت، حس تعلق مکانی، گسترش حمل ونقل فعال و دسترسی برابر به فضاهای سلامت مدار از ارکان کلیدی شهر سالم محسوب می گردد. گزاره مهم این پژوهش آن است که تغییر رفتار می تواند بسیاری از «نظام مسائل پزشکی» در حوزه «نظام مسائل سلامت» را که علم کنونی بشر آنها را متاثر از انتقال ژن و وراثتی تلقی می کنند، درمان کند. یعنی اینکه در شهر موج چهارم بخش زیادی از سلامت انسانی در محیط زندگی از مسیر تغییر رفتار اتفاق خواهد افتاد.
۱۲۶۲.

پیش بینی نوسانات بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از مدل خودرگرسیو شرطی مولفه ای مبتنی بر دامنه (CCARR)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۸
هدف از انجام این پژوهش دستیابی به یک مدل مطلوب جهت پیش بینی نوسانات شاخص بورس اوراق بهادار تهران است. در این مقاله مدل CCARR برای پیش بینی نوسانات پیشنهاد شده است و نتایج تخمین آن با مدل های معروف GARCH، CGARCHو CARR مورد مقایسه قرار گرفته است.برای اجرای این مدل از روش تخمین حداکثردرست نمایی بهره گرفته شده است که اجرای مدل را بسیار راحت می کند و همچنین شهودی تر است. مدلGARCH و CGARCH از بازدهی قیمتی و مدلCARR و CCARR از دامنه قیمتی برای پیش بینی نوسانات استفاده می کنند. مدل CCARR و CGARCH، هر دو مولفه بلندمدت (روند) و کوتاه مدت (گذرا) را در نظر می گیرند و قابلیت ضبط حافظه بلندمدت نوسانات را دارند. برای تخمین مدل از داده های روزانه شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران شامل کمترین قیمت، بیشترین قیمت و قیمت پایانی طی سال های 1388 تا 1400 استفاده شده است. مطابق نتایج، مدل های مبتنی بر دامنه نسبت به مدل های مبتنی بربازدهی، و مدل های دومولفه ای نسبت به مدل های تک مولفه ای پیش بینی های درون نمونه ای و برون نمونه ای دقیق تری داشته اند. به طورکلی مدل CCARR نسبت به سایر مدل ها پیش بینی های دقیق تری داشته است.
۱۲۶۳.

ارائه الگویی جهت تعیین تأثیر مولفه های رفتاری حسابرسان بر نوع اظهارنظر آنان در گزارش های حسابرسی با اتکا بر فناوری هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۷۲
نویسنده مسئول ، جناب دکتر امیررضا کیقبادی، استادیار- دانشگاه آزاد واحد تهرانa.keyghobadi@iauctb.ac.ir ORCID : 0000-000217717257 =====================================================================================پروین کریمی دانشجو شماره دانشجویی 400101301004 parvinkarimi4410@gmail.com https://orcid.org/0000-0002-6975-587X tel: 09123897281 چکیده ادغام هوش مصنوعی در الگوی اظهارنظر حسابرسان بهبود قابل توجهی در قابلیت اعتماد گزارش های مالی ایجاد می کند. الگوریتم های هوش مصنوعی قادر به شناسایی خطاها، ناهنجاری ها و فعالیت های تقلبی احتمالی هستند که ممکن است در بررسی دستی مشاهده نشوند. این افزایش دقت یافته های حسابرسی، بهبودی در نتایج حسابرسی ایجاد می کند و اعتماد سهامداران را بالاتر می برد. هدف اصلی این تحقیق ارائه الگویی برای تعیین تأثیر مولفه های رفتاری حسابرسان بر نوع اظهارنظر آنان در گزارش های حسابرسی، با اتکا بر فناوری هوش مصنوعی، می باشد. جامعه آماری این تحقیق در دو بخش مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری بخش کیفی شامل خبرگان سازمان حسابرسی است که برای غربالگری و شناسایی مولفه های رفتاری از آن ها استفاده می شود، این بخش شامل مصاحبه هایی با 15 نفر از خبرگان سازمان حسابرسی است. جامعه آماری در بخش دوم شامل تمامی حسابرسان سازمان حسابرسی و شرکت های حسابرسی مستقل می باشد. بر اساس بررسی ها، تعداد حسابرسان سازمان حسابرسی در سال 1402، 191 نفر و تعداد شرکت های حسابرسی مستقل 208 شرکت است که هر کدام حداقل سه حسابرس دارند، که تعداد 261 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد که مدل پژوهش توانست اهداف اصلی، یعنی شناسایی تأثیر مؤلفه های رفتاری و کیفیت حسابرسی بر اظهارنظر حسابرسی را محقق کند. ضرایب به دست آمده از معادلات ساختاری نشان دهنده تأثیر معنادار این متغیرها بر نتایج حسابرسی است، ویژگی هایی نظیر ارزیابی مناسب کنترل های داخلی، دانش حرفه ای و انعطاف پذیری حسابرسان به عنوان مؤثرترین عوامل بر اظهارنظر حسابرسی شناسایی شدند.
۱۲۶۴.

پیش بینی بازده سهام مبتنی بررویکرد مدل های میانگین گیری بیزین؛ کوانتوم مالی و تحلیل موجک پیوسته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۴۳
مدل های خطی با توجه به عدم استخراج صحیح شکل توزیع شرطی داده ها؛ عدم ثبت رفتار پویای توزیع شرطی داده ها؛ وجود فرض های محدود کننده خلاف واقعیت؛ توانایی مناسبی جهت پیش بینی بازدهی در دنیای امروز را ندارند. هدف اصلی پژوهش حاضر رفع ابهام در تعیین مدل مناسب جهت پیش بینی بازدهی سهام در بازه های زمانی مختلف در بازار سرمایه تهران است. این پژوهش از نوع کاربردی می باشد. نمونه پژوهش حاضر بازار بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1/07/1397 تا 1/07/1401 با داده های روزانه است. مدل سازی بازدهی سهام با استفاده از 8 دسته از الگوهای 1-کلاسیک یا ساختاری، 2-رگرسیون های غیرساختاری؛ 3-رگرسیون های بیزین پارامتر متغیر زمان، 4-مدل های تبدیل موجک گسسته و پیوسته، 5-رویکردهای فراابتکاری، 6- شبکه عصبی مصنوعی ساده و عمیق 7-دیفرانسیل تصادفی 8- کوانتوم مالی صورت گرفته است. بر اساس نتایج در بازه زمانی کوتاه مدت 1 روزه، مدل های میانگین گیری بیزین؛ در میان مدت 16 روزه مدل های کوانتوم مالی و در بلندمدت 32 روزه مدل های موجک پیوسته از دقت بالاتری برخوردار بودند. بر اساس یافته های پژوهش می توان اذعان داشت برای پیش بینی بازدهی سهام لازم است در بازه های زمانی مختلف از مدل های مختلفی بهره گرفته شود و استفاده از رویکردی یکسان موجب کاهش دقت در بازدهی سهام خواهد شد.
۱۲۶۵.

نقش اقتصاد دیجیتالی در آموزش عالی بر قصد کارآفرینی بر مبنای نظریه رفتار برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۲
هدف این پژوهش تبیین تاثیر اقتصاد دیجیتالی در آموزش عالی بر قصد کارآفرینی بر مبنای نظریه رفتار برنامه ریزی شده است. این پژوهش از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی به شمار می آید و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی و از نوع علی است. جامعه آماری این تحقیق را 500 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران تشکیل دادند که با استفاده از فرمول کوکران 209 نفر از آن ها به عنوان نمونه تعیین و از طریق روش نمونه گیری تصادفی برای مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد قصد کارآفرینانه لینان و چن (2009) و برای سنجش نگرش فردی و کنترل رفتاری درک شده از پرسشنامه (اوزارالی و رونبرگ،2016)و برای پشتیبانی های اقتصاد دیجیتال از مقیاس های توسعه داده شده در بررسی بن یوسف و همکاران (2020) استفاده شد. پایایی پرسشنامه با محسابه ضریب آلفا کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت. روایی پرسشنامه با دو روش روایی صوری-محتوایی و روایی سازه تایید شد. یافته ها نشان دادند که نگرش فردی و کنترل رفتاری عوامل تعیین کننده ی اصلی قصد کارآفرینی هستند؛ به طوری که کنترل رفتاری درک شده تأثیر قوی تری نسبت به نگرش های فردی دارد. همچنین مدل ساختاری نشان داد که این دو عامل حدود 88 درصد از کل واریانس را تبیین می نمایند . بر اساس نتایج بدست آمده توصیه می شود که دانشگاه ها توجه و تمرکز بیشتری بر آموزش ها و تقویت مهارت های علمی و تجربی دانشجویان داشته باشند.
۱۲۶۶.

ارتباط تأمین مالی سبز و نوآوری سبز در ریسک پذیری شرکت ها با رویکرد نظریه بازی ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۷۹
در دهه های اخیر یکی از دغدغه های جوامع انسانی حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار زیست محیطی است. در این میان صنعت بانکداری با در نظر گرفتن ریسک زیست محیطی در تأمین مالی شرکت ها، نقش مهمی در حفظ محیط زیست و حرکت به سوی اقتصاد سبز دارد. تأمین مالی سبز به عنوان یکی از ابعاد بانکداری سبز است که می کوشد تا تعادل زیست محیطی را با توسعه صنایع و رشد اقتصادی بهبود بخشد. هدف این مقاله بررسی ارتباط تأمین مالی سبز و نوآوری سبز در ریسک پذیری شرکت های لبنیات با رویکرد نظریه بازی است. در این پژوهش با استفاده از روش دلفی و مصاحبه با خبرگان مولفه های مؤثر بر تأمین مالی سبز از دید صنعت بانکداری در شرکت های لبنیات در قالب 19 مقوله شناسایی و رتبه بندی گردید. سپس با استفاده از نظریه بازی تکاملی در دو شرکت لبنیات انتخابی، این نتیجه حاصل می شود که تأمین مالی سبز نقش مهمی در ترویج نوآوری سبز از هر دو جنبه نظری و تجربی دارد. در نهایت این مقاله شواهدی در سطح خرد برای بررسی تأثیر ریسک پذیری شرکتی بر رابطه بین تأمین مالی سبز و نوآوری سبز مشخص نموده و نشان می دهد که شرکت هایی که سطح ریسک پذیری پایین تری دارند، تأمین مالی سبز تأثیر مثبت قوی تری بر نوآوری سبز آنها خواهد داشت. نتیجه گیری پس از آزمون پایداری با تغییر روش های اندازه گیری متغیرهای توضیحی، توضیح متغیرها و به کارگیری مدل های مختلف برای برآورد معتبر است.
۱۲۶۷.

ارائه چارچوب مفهومی رشد بر اساس آموزه های قرآن کریم و دلالت های آن در تصمیم گیری در سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه و اهداف: اراده، اساس هنر تصمیم گیری است که نقش کلیدی در زندگی فردی و اجتماعی دارد. تصمیم گیری نماد اختیار و مسئولیت انسان است و حتی شرایط به ظاهر خارج از اختیار با اراده و بینش قابل تغییر می شوند. در مدیریت نیز، تصمیم گیری به عنوان نبض سازمان، سرنوشت آن را رقم می زند. این فرایند، جوهره علم مدیریت است و بر پایه ارزیابی گزینه ها برای تحقق اهداف، مقاصد و ارزش ها شکل می گیرد. باورها و نظام های ارزشی، به ویژه نظام ارزشی دین اسلام، چهارچوبی جامع و منحصربه فرد برای تصمیم گیری فراهم می آورد که از نظر فرهنگی و کارآمدی برای جوامع مسلمان اهمیت فراوان دارد. یکی از مبانی رایج در مدیریت، «فایده گرایی» است؛ اما در تصمیم گیری اسلامی، مفهوم «رشد» به عنوان مبنایی جایگزین معرفی می شود. رشد در نظام فکری اسلامی، معادل مدیریت و رهبری است و ارتقاء آن وظیفه اصلی مدیران است. این پژوهش با رویکرد قرآنی به بررسی نقش رشد در تصمیم گیری اسلامی در سازمان می پردازد. هدف اصلی تحقیق، شناخت جایگاه رشد در تصمیم گیری اسلامی از دیدگاه قرآن و بررسی دلالت های این مفهوم در فرآیند تصمیم گیری سازمانی است. این پژوهش می کوشد معادل «فایده گرایی» در پارادایم مدیریت متداول را با مفهوم «رشد» در تصمیم گیری اسلامی تبیین کند. روش: در این پژوهش، روش تحقیق موضوعی در قرآن برای استخراج دلالت های مفهوم «رشد» در تصمیم گیری اسلامی در سازمان به کار گرفته شده است. ابتدا موضوع تحقیق با دقت مشخص و پس از بررسی ادبیات موضوع و مشورت با صاحب نظران، خلأ موجود در عرصه تصمیم گیری اسلامی تعیین شد. سپس کلیدواژه های مرتبط با مفهوم رشد اسلامی و نظریات مرتبط در مدیریت انتخاب و با اجرای جلسات گروه تمرکز، فهرست نهایی کلیدواژه ها مشخص شد. در ادامه با استفاده از منابع معجم المفهرس، آیاتی جمع آوری شد که کلیدواژه ها در آنها به کار رفته بود. سیاق آیاتی که شامل کلیدواژه ها بودند، تعیین و آیات به صورت مکرر مطالعه و نکات استخراج شده یادداشت شد. همچنین، آیات در سیاق های خود تحلیل شدند تا مفاهیم عمیق تری به دست آید. ابهامات موجود در این فرایند جمع آوری و با مراجعه به تفاسیر معتبر مانند البرهان و نور بررسی و رفع شد. در مرحله بعد، برای استخراج دلالت های رشد در تصمیم گیری اسلامی، روش دلالت پژوهی برایشی به کار رفت که شامل یازده مرحله غیرخطی است. این روش با طرح یک سؤال کلی و بدون چهارچوب مفهومی ازپیش تعیین شده، دلالت ها را به صورت ناگهانی استخراج می کند. با این رویکرد، دلالت های مرتبط با رشد در تصمیم گیری اسلامی شناسایی و تحلیل شدند. این ترکیب روش های موضوعی قرآنی و دلالت پژوهی، به درک دقیق و علمی از مفهوم رشد در چهارچوب تصمیم گیری اسلامی کمک کرده است. نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که مفهوم «رشد» در قرآن با معنای فقهی آن متفاوت است. در فقه رشد بیشتر به توانایی حفظ و مصرف درست مال و نمو اشاره دارد؛ اما در قرآن، رشد به معنای هدایت، نجات، صلاح و کمال است. بررسی نوزده آیه ای که کلمات مشتق از رشد در آنها به کار رفته، بیانگر ابعاد متعددی از این مفهوم است. رشد در قرآن نه تنها به بلوغ عقلی و هدایت الهی اشاره دارد، بلکه شامل مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی، تبعیت از الگوهای هدایتگر، شایسته سالاری و ضرورت توکل و دعا برای دستیابی به رشد می شود. رشد صرفاً یک امر فردی نیست؛ بلکه فرآیندی است که با هدایت الهی، رعایت عدالت در تخصیص منابع و مبارزه با انحرافات اخلاقی تحقق می یابد. همچنین، رشد در قرآن با ایمان و تقوا ارتباط تنگاتنگ دارد و کسانی که راه رشد را نپذیرند، گرفتار ضلالت و گمراهی می شوند. ازسوی دیگر، رشد در سازمان اسلامی می تواند به عنوان مبنایی کارآمد مطرح شود؛ زیرا قرآن به وضوح ضرورت رشد و صلاح در تصمیم گیری و رفتار فردی و جمعی را تأکید کرده است. این یافته ها نشان می دهد که رشد در تصمیم گیری اسلامی فراتر از فایده گرایی متداول است و با توجه به نقش هدایت الهی و شایسته سالاری، می تواند چهارچوبی جامع برای تصمیم گیری در سازمان های مسلمان فراهم آورد. رشد به عنوان یک فرایند مستمر و وابسته به ایمان، توکل و مسئولیت اجتماعی، پایه گذار مسیر توسعه و کمال در سازمان های اسلامی است. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با روش دلالت پژوهی برایشی به بررسی دلالت های مفهوم «رشد» در ابعاد مختلف تصمیم گیری اسلامی پرداخته است. نتایج نشان می دهد که اهداف تصمیم گیری رشدمحور، بلندنظرانه، صبورانه، یکپارچه و وظیفه محور بوده و تمرکز توأمان بر فرد، خانواده و جامعه دارد؛ برخلاف فایده گرایی که بیشتر بر منافع کوتاه مدت و جمعی تأکید می کند. در قوانین و قواعد تصمیم گیری، رویکرد رشدمحور بر پیروی از قواعد منسجم اسلامی، اصول ثابت اخلاقی، عدالت و رعایت حقوق فردی تأکید دارد؛ درحالی که فایده گرایی ممکن است به نقض این اصول برای بیشینه سازی منافع بپردازد. در فرایند تصمیم گیری، رشد به اصالت مشورت، سادگی طراحی فرایند، توکل، تحقیق و بررسی پیش از تصمیم، پاداش دهی و مجازات براساس عملکرد، شایسته سالاری، مدیریت بهینه منابع و اصلاح مستمر توجه می کند. همچنین، در اخلاق و روابط بین فردی، تأکید بر حفظ کرامت انسانی، مسئولیت پذیری اخلاقی و انصاف در تخصیص منابع وجود دارد. نتایج تصمیم گیری رشدمحور باید به رشد فردی، توسعه انسانی، تأثیرات بلندمدت اجتماعی مثبت، ارتقای کیفیت روابط بین فردی و افزایش تعهد اجتماعی و مسئولیت پذیری منجر شود. این دلالت ها نشان می دهد تصمیم گیری مبتنی بر رشد، فراتر از منافع کوتاه مدت اقتصادی، به تعالی اخلاقی، اجتماعی و معنوی توجه دارد و می تواند چهارچوبی جامع، منسجم و اخلاق محور برای سازمان ها و جوامع مسلمان فراهم کند، که در تضاد با برخی محدودیت های رویکرد فایده گرایی متداول است. تقدیر و تشکر: از همه بزرگوارانی که ما را در انجام این پژوهش یاری نمودند، صمیمانه سپاسگزاریم. تعارض منافع: هیچ تعارض منافعی در این پژوهش وجود ندارد.
۱۲۶۸.

آسیب شناسی مأموریت های هوایی فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶
زمینه و هدف: شناسایی آسیب های هر سازمانی موجب تولد فرصت ها در اجرای بهینه مأموریت ها خواهد شد. سازمان ها و دستگاه های انتظامی نیز از این امر مستثنی نیستند؛ ازاین رو تحقیق حاضر با هدف آسیب شناسی مأموریت های هوایی فرماندهی کل انتظامی جمهوری اسلامی ایران انجام شد. روش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی؛ از لحاظ روش، آمیخته و از لحاظ گردآوری آمار و اطلاعات به صورت میدانی اجرا شد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل خبرگان و متخصصین فرماندهی هواپیمایی و فرماندهی یگان پهپاد انتظامی کل جمهوری اسلامی ایران بود که پژوهشگران در مصاحبه شانزدهم به اشباع نظری رسیدند. جامعه آماری بخش کمّی، کلّیه کارکنان فرماندهی هواپیمایی و فرماندهی یگان پهپاد انتظامی کل جمهوری اسلامی ایران بود که با بهره گیری از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، تعداد 251 نفر به عضویت نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه و در بخش کمّی، پرسش نامه محقق ساخته روا و پایا بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون در بستر نرم افزار مکس کیودی ای و برای تحلیل داده های حاصل از بخش کمّی از نرم افزار اس پی اس اس استفاده شد. یافته ها: مطابق با یافته ها، آسیب های مرتبط با مأموریت های هوایی فراجا در قالب 82 مضمون پایه، 15 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر دسته بندی شد. براساس نظرات پاسخگویان در بخش کمّی، آسیب های شناسایی شده دارای اعتبار کافی بوده و باید موردتوجه مسئولین یگان های هوایی فراجا قرار گیرد تا سیاست گذاری لازم در جهت رفع آن ها صورت پذیرد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آسیب ها در قالب آسیب های ساختاری، رفتاری و زمینه ای قرار می گیرند. در این راستا، راهکارهای زیر به عنوان مهم ترین پیشنهادهای تحقیق حاضر مطرح شد: تجهیز و تقویت یگان های هوایی به تجهیزات و فناوری های نوین، بهره گیری از سیستم ارزیابی مناسب در سازمان، شناسایی شیوه های اصلاح ساختار و فرایندها، مدیریت صحیح و اصولی و همچنین توجه به فرایند گزینش و آموزش.
۱۲۶۹.

طراحی الگوی اثرات اجرای حسابداری مدیریت زیست محیطی و استراتژی زیست محیطی بر عملکرد شرکت ها به کمک تئوری داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۷۳
پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی اثرات اجرای حسابداری مدیریت زیست محیطی و استراتژی زیست محیطی برعملکردشرکت ها به کمک تئوری داده بنیاد انجام شده است.یافته های پژوهش طی سه گام محقق شده است.گام اول:تجزیه وتحلیل کتابخانه ای؛گام دوم:انجام مصاحبه با 15 نفر ازخبرگان(بازه زمانی سالهای1401-1402)؛وگام سوم:کدگذاری مؤلفه های شناسایی شده براساس تئوری داده بنیاد به روش استراوس و کوربین.نهایتاً الگوی پارادایمی پژوهش شامل شرایط علّی،شرایط زمینه ای،عوامل محوری، عوامل مداخله گر،راهبردهاوپیامدهاارائه گردید.شرایط علّی شامل:مدیریت منابع انسانی،تعهد مدیریت ارشد،عدم اطمینان زیست محیطی،مسئولیت پذیری اجتماعی،نوآوری سبز،گزارشگری هزینه های زیست محیطی،افشای هزینه های زیست محیطی،قوانین و مقررات زیست محیطی،عملکرد مدیریت ارشدوبودجه ریزی زیست محیطی؛شرایط زمینه ای شامل: تعریف حساب های زیست محیطی در شرکت، وارد ساختن هزینه های زیست محیطی در گزارش های مالی شرکت ها، طراحی و استفاده از سیستم حسابداری مدیریت زیست محیطی، و هماهنگی بین بخش های مختلف سازمان؛ عوامل محوری شامل: پیاده سازی استراتژی توسعه قابلیت های زیست محیطی، پیاده سازی استراتژی شفافیت زیست محیطی، پیاده سازی استراتژی توزیع عادلانه منابع، پیاده سازی استراتژی ترویج مسئولیت پذیری زیست محیطی، و پیاده سازی استراتژی مشارکت جمعی؛ شرایط مداخله گر شامل: ردیابی، سنجش و گزارش صحیح و دقیق هزینه های زیست محیطی، تخصیص صحیح هزینه های زیست محیطی به محصولات و خدمات شرکت، کنترل مستمر و نظارت بر هزینه های زیست محیطی، انتشار دوره ای و منظم گزارش های زیست محیطی، و مدیریت هزینه های زیست محیطی؛ و راهبردها شامل: تدوین استانداردها و آیین نامه ها از سوی سازمان های مربوطه، برگزاری دوره های آموزشی مستمر، گنجاندن مباحث در سرفصل های درسی دانشگاهی و رتبه بندی شرکت ها و نهایتاً پیامدها شامل: ارتقای سطح عملکرد مالی و بهبود عملکرد زیست محیطی شرکت ها می باشند. این پژوهش ازحیث هدف،یک پژوهش اکتشافی بوده وازنظرنتیجه، پژوهش بنیادی محسوب می شودوازداده های کیفی استفاده می کند.همچنین از روش نمونه گیری نظری هدفمند باتوجه به سطح اشباع بهره جسته است.روایی و پایایی،براساس معیارهای قابلیت اعتباریاباورپذیری تأیید شده است.
۱۲۷۰.

شناسایی موانع و ارائه راهکارهای توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان: مطالعه ای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۱۰۸
مقدمه: در ورزش، فرصت های بی شماری نهفته است و بهره برداری از این فرصت ها، مستلزم وجود افراد خلاق و نوآور و برخورداری از زیرساخت و زمینه مناسب برای بروز و ظهور فعالیت های کارآفرینانه می باشد. از جمله دانش های کاربردی که اخیراً در حوزه علوم ورزشی مطرح شده و قابلیت های آن به عنوان یکی از شاخه های علوم ورزشی مورد توجه پژوهشگران و سیاست گذاران قرار گرفته، کارآفرینی ورزشی است. کارآفرینی ورزشی در سالیان اخیر از رشد سریعی برخوردار بوده و شامل استفاده از دانش فنی، دانش مدیریت کسب وکار، نوآوری، خلاقیت و ریسک پذیری برای ارائه محصولات و خدمات جدید در حوزه ورزش می باشد. ارائه محصولات و خدمات جدید، فرآیندهای جدید، ساختارها و رویکردهای جدید اداری و توسعه کسب وکارهای جدید، از جمله بارزترین نوآوری های قابل طرح در حوزه ورزش است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع و راهکارهای توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان به انجام رسید. روش شناسی: این پژوهش با استفاده از پارادایم کیفی و با رویکردی اکتشافی انجام شده و مشارکت کنندگان آن شامل صاحب نظران حوزه کارآفرینی ورزشی، برنامه ریزان و مدیران دستگاه های فعال در سازمان های ورزشی و صاحبان کسب وکارهای شناخته شده به عنوان کارآفرین ورزشی در استان سمنان بودند. نمونه گیری از آن ها به روش هدفمند انجام شد. برای گردآوری داده ها، مصاحبه عمیق با 15 نفر از خبرگان و صاحب نظران صورت گرفت و مصاحبه با آن ها تا جایی ادامه پیدا کرد که اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل داده ها از دو روش در فرآیند تحقیق استفاده شد. در گام اول، مبانی نظری و پیشینه پژوهش به طور عمیق بررسی شد. بدین منظور از روش مرور متون استفاده گردید و مؤلفه ها و متغیرهای مرتبط با توسعه کارآفرینی ورزشی در متون علمی شناسایی شدند و گام دوم، با هدف شناسایی مؤلفه ها و متغیرهای حاصل از مصاحبه با خبرگان و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و از طریق فرآیند کدگذاری طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی، انجام گرفت. تأمین روایی و پایایی یافته ها نیز از طریق تکنیک کنترل اعضا، مثلث سازی و خودبازبینی محقق در طی فرآیند جمع آوری و تحلیل داده ها، حاصل شد. یافته ها: در مرحله کدگذاری باز، تعداد 424 کد شناسایی شد. سپس در فرآیند کدگذاری محوری، با بررسی دقیق تر کدهای شناسایی شده، کدها تجمیع و دسته بندی شدند و 44 کد محوری به دست آمد. پس از دسته بندی، تجمیع و تقلیل کدها، در نهایت 10 مورد به عنوان مهم ترین موانع توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان شناسایی و مدلی سه بُعدی که شامل ابعاد فردی-رفتاری، ساختاری-مدیریتی و محیطی-زمینه ای است، طراحی شد. موانع اصلی توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان را می توان در حوزه های ده گانه شامل فقدان توانایی های کارآفرینانه فردی، نبود برنامه برای توسعه و توانمندسازی افراد، فقدان مهارت های تخصصی کارآفرینانه، فقدان بازاریابی و توسعه محصول، کمبود تعامل و روابط برون سازمانی، ضعف فناوری و انتقال تکنولوژی، فقدان فرهنگ کارآفرینی، نقصان در سیاست گذاری، شرایط نامناسب محیط کسب و کار و کمبود حمایت مالی و تقویت زیرساخت ها برشمرد. نتیجه گیری/ دستاوردها: نتیجه این پژوهش، طراحی مدلی سه بعدی از موانع توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان بود. در سطح موانع فردی-رفتاری، برای توسعه کارآفرینی ورزشی می توان پیشنهادهایی از جمله آموزش و توسعه نیروی انسانی توانمند، بهبود کیفیت منابع انسانی، ایجاد نگرش های کارآفرینانه، مشاوره تخصصی برای تشخیص و بهره برداری از فرصت های کارآفرینانه و ارتقاء ویژگی های کارآفرینانه اشاره نمود.
۱۲۷۱.

تأثیر تحریم ها، بر فرار مالیاتی معاملات اشخاص وابسته ، ترکیب رویکرد گراف کاوی-فراابتکاری فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۱
در این تحقیق به بررسی تأثیر تحریم ها، بر فرار مالیاتی معاملات اشخاص وابسته بر اساس ترکیب رویکرد گراف کاوی-فراابتکاری فازی پرداخته شد. در این پژوهش تعداد1،780 شرکت دارای معاملات وابسته شامل 523 شرکت واقع در مناطق آزاد تجاری و 1،257 شرکت واقع در خارج از مناطق آزاد که دارای عضو هیأت مدیره مشترک و فعالیت اقتصادی تولیدی یا بازرگانی بوده انتخاب شده اند. دراین پژوهش داده های مالی ومالیاتی سال های 1395 لغایت 1399 ازاظهارنامه های مالیاتی و سامانه های سازمان امور مالیاتی کشور مورد استفاده قرار گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی می باشد. جهت برآورد مدل از نرم افزار پایتون و پکیج NetworkX و متلب 2021 بهره گرفته شده است. جهت پیش بینی فرار مالیاتی معاملات اشخاص وابسته از الگوریتم های فراابتکاری فازی غیرخطی از نوع لجستیک نوع 3 شفر نوع 4 بهره گرفته شد. بر اساس نتایج رویکرد مدل جگوار در مدل سازی گراف مابین شاخص های معاملات اشخاص وابسته با فرار مالیاتی از دقت بالاتری برخوردار بود؛ بر اساس نتایج معاملات اشخاص وابسته قبل از ورود مدل به تحریم موجب افزایش 389/0 درصد در فرار مالیاتی و بعد از ورود تحریم موجب افزایش 414/0 درصدی در فرار مالیاتی گردید. به عبارتی ورود تحریم به مدل موجب گردیده است؛ معاملات بیش تری در حوزه معاملات وابسته مشکوک در حوزه فرار مالیاتی شناسایی نموده است.
۱۲۷۲.

Investigating the Effects of Cost Leadership Strategy and Product Differentiation on the Comparability of Financial Statements of Firms(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۲
Objectives: This study aims to investigate the impact of cost leadership and product differentiation strategies on the comparability of financial statements among firms listed on the Tehran Stock Exchange (TSE). As two major strategic approaches, these methods are expected to reduce costs, diversify products, and enhance the evaluation of firms by users of financial information. Methodology/Design/Approach: A sample of 142 firms listed on the TSE during the period 2014–2022 was analyzed. The research hypotheses were tested using multivariate regression and panel data methodology, implemented through EViews-13 software. Findings: The empirical results reveal that both product differentiation and cost leadership strategies are positively and significantly associated with financial statement comparability. Specifically, product differentiation enhances comparability by emphasizing unique characteristics, while cost leadership improves comparability through systematic cost reduction. Innovation: This study contributes to the accounting literature by demonstrating how strategic management choices influence financial reporting quality. The findings highlight that cost leadership and product differentiation strategies not only strengthen operational efficiency but also provide measurable benchmarks that facilitate comparability in financial statements.
۱۲۷۳.

طراحی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش در شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه و اهداف : امروزه شرکت های دانش بنیان در بستر اقتصاد دیجیتال با چالش ها و فرصت های متعددی مواجه اند. افزایش پیچیدگی های فناورانه، ضرورت همکاری بین بازیگران مختلف و رشد سریع تقاضای بازار، طراحی اکوسیستم های نوآوری باز را به یک ضرورت راهبردی بدل کرده است. این اکوسیستم ها بستری برای بهره گیری از منابع دانشی درونی و بیرونی، توسعه محصولات جدید و ارتقای رقابت پذیری سازمانی فراهم می سازند. با وجود ظرفیت های بالای شرکت های دانش بنیان، فقدان چارچوبی بومی و منسجم برای شکل دهی و پایداری اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال، یکی از موانع جدی توسعه آن ها محسوب می شود. از این رو، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بومی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش و با تمرکز بر شرکت های دانش بنیان شهر سمنان انجام شد تا ضمن کشف تعاملات پیچیده میان عوامل اثرگذار، چارچوبی نظری و عملی برای توسعه پایدار این شرکت ها ارائه کند. روش : این تحقیق از نوع کاربردی-اکتشافی و با رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) انجام شده است. جامعه آماری شامل مدیران و خبرگان شرکت های دانش بنیان فعال در حوزه های فناوری اطلاعات، بیوتکنولوژی، کشاورزی و صنایع پیشرفته در شهر سمنان بود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۱ نفر از مدیران تحقیق و توسعه، توسعه بازار و مدیران عامل جمع آوری شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و قضاوتی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس الگوی نظام مند استراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت که حاصل آن استخراج ۱۶۹ کد باز، ۴۹ مقوله فرعی و ۱۱ مقوله اصلی بود. به منظور افزایش روایی و پایایی پژوهش، توافق درونی بین دو کدگذار مستقل محاسبه و تأیید شد. یافته ها : نتایج کدگذاری نشان داد که اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال در بستر مدیریت دانش تحت تأثیر مجموعه ای از شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها قرار دارد. در میان عوامل علّی می توان به نقش فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، سیستم های مدیریت محتوا، ایجاد زیرساخت های ارتباطی، توسعه مراکز نوآوری و شکل گیری فرهنگ سازمانی مبتنی بر دانش اشاره کرد. عوامل زمینه ای شامل حمایت مدیران، ارائه تسهیلات مالی، پشتیبانی از استارتاپ ها، جذب ایده های مشتریان، کاهش هزینه ها و توسعه فرهنگ نوآوری در سازمان بودند. عوامل مداخله گر نیز بر امنیت اطلاعات، حفظ محرمانگی دانش، رعایت حقوق مالکیت فکری و وجود مقررات شفاف تأکید داشتند. در بخش راهبردها، مجموعه ای از اقدامات چون تشویق به همکاری و تفکر باز، شناسایی چالش های صنایع نوپا، تبادل دانش با مشتریان، استفاده از ایده های بیرونی، ایجاد بسترهای انتقال دانش و همکاری پژوهشی با سازمان های تحقیقاتی شناسایی شد. پیامدهای حاصل از استقرار این اکوسیستم شامل توسعه شبکه های همکاری دو و چندجانبه، افزایش سرمایه گذاری مشترک، تقویت ارتباط با رقبا، ارتقای محصولات و خدمات شرکت ها، حضور رقابتی در بازار و رشد پایدار سازمان بود. در نهایت، مقوله هسته ای پژوهش تحت عنوان «همگرایی دانش بنیان در فرآیندهای نوآوری باز دیجیتال» شناسایی شد که بر یکپارچه سازی جریان های دانشی درونی و بیرونی و انعطاف پذیری اکوسیستم تأکید دارد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با طراحی مدل بومی اکوسیستم نوآوری باز دیجیتال، نشان داد که موفقیت شرکت های دانش بنیان در گرو توانایی آن ها در بهره گیری از فناوری های نوین، مدیریت دانش یکپارچه، ایجاد شبکه های همکاری و ارتقای فرهنگ نوآوری است. یافته ها بیانگر آن است که برای دستیابی به توسعه پایدار و مزیت رقابتی، شرکت های دانش بنیان باید رویکردی چابک، منعطف و مشارکتی اتخاذ کنند. این مطالعه علاوه بر غنای نظری در حوزه مدیریت دانش و نوآوری، می تواند برای سیاست گذاران، مدیران و سرمایه گذاران به عنوان راهنمایی عملی در زمینه طراحی و تقویت اکوسیستم های نوآوری باز دیجیتال مورد استفاده قرار گیرد.
۱۲۷۴.

معاملات با اشخاص وابسته و حق الزحمه حسابرسی: معاملات عادی در مقابل معاملات فرصت طلبانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۳۹
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر حجم معاملات با اشخاص وابسته بر حق الزحمه حسابرسی است. با توجه انگیزه طرفین درگیر در این نوع معاملات، می توان آن ها را به عادی و فرصت طلبانه تفکیک کرد. بنابراین، تأثیر نوع معاملات با اشخاص وابسته بر حق الزحمه حسابرسی نیز در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1397 الی 1402 می باشد که در نهایت 87 شرکت (522 مشاهده) مورد بررسی قرار گرفتند. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی، در زمره پژوهش های توصیفی-همبستگی قرار دارد. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از روش رگرسیون چند متغیره مبتنی بر داده های پانل استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد معاملات با اشخاص وابسته با حق الزحمه حسابرسی تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، تفکیک معاملات به عادی و فرصت طلبانه نشان داد که معاملات عادی اثر معناداری بر حق الزحمه حسابرسی ندارند؛ اما معاملات فرصت طلبانه دارای تأثیر مثبت و معنادار بر حق الزحمه حسابرسی هستند. با بررسی نوع معاملات با اشخاص وابسته در بازار سرمایه ایران، نوآوری جدیدی بر ادبیات موضوعه اضافه شده است.
۱۲۷۵.

رهبری زنان در سازمان های آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۶۸
مطالعات آینده در رهبری سازمان ها نشان داده است که در دنیای آینده، زنان سهم قابل توجهی در نقش های مدیریتی و رهبری خواهند داشت. تامین این نیروی انسانی کلیدی و آماده سازی ایشان برای پذیرش نقش های رهبری مستلزم شناسایی چالش های رهبری زنان در آینده و ارائه راهبردهایی جهت غلبه بر چالش ها می باشد. لذا هدف پژوهش حاضر کشف چالش های رهبری زنان در سازمان های آینده در ایران و شناسایی راهبردها است. در این راستا پژوهش حاضر در فضای آینده پژوهی، از روش اکتشافی با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظر خبرگان بهره گرفت. پس از انجام مصاحبه با 21 نفر خبرگان دانشگاهی و اجرایی و تحلیل محتوای مصاحبه ها، سه تم اصلی شامل یک دسته چالش و دو دسته راهبرد شناسایی شدند. چالش ها شامل "چالش های رهبری زنان ناشی از ویژگی های سازمان های آینده" مانند مواجهه با انتظارات دشوار و متناقض حاصل شدند. راهبردها نیز در دو دسته اصلی "راهبردهای بستر سازی رهبری زنان" مانند ساختار و فرهنگ حامی و "راهبردهای رشد زنان" شامل بزرگ اندیشیدن و دنیال کردن اهداف بزرگ حاصل شدند. در نهایت پژوهش حاضر پیشنهاد بر انجام مطالعات گسترده تر آینده پژوهانه در رهبری دارد.
۱۲۷۶.

واکاوی مؤلفه ها و شاخص های الگوی حکمرانی دانشگاهی بازارگرا: رویکرد نوین در اقتصاد سبز آموزش عالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۹۱
پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص ها و مؤلفه های الگوی حکمرانی دانشگاهی بازارگرا انجام گرفت. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن فراترکیب براساس مدل اروین و همکاران(2011) است. جامعه پژوهش، متشکل از 187 مقاله و پایان نامه تحصیلات تکمیلی درباره حکمرانی دانشگاهی بازارگرا است که بین سال های 1392 شمسی و 2008 میلادی تا 1402 شمسی و 2023 میلادی ارائه شده اند. نمونه پژوهش شامل 32 مقاله پژوهشی است که به صورت هدفمند جمع آوری و براساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شده اند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه، گردآوری شده اند. : بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها، مؤلفه های حکمرانی دانشگاهی بازارگرا در 4 بُعد و 49 عامل طبقه-بندی شدند. این ابعاد شامل عوامل ارتباطی-تعاملی (مشتمل بر مؤلفه هایی چون ارتباطات درون سازمانی و ملی، ارتباطات برون سازمانی و بین المللی و استانداردهای بازخوردی-نظارتی)، بُعد سیاسی – قانونی (مشتمل بر مؤلفه هایی چون توسعه قانونی فرابخشی و اختیارات سیاست گذاری)، فنی-ساختاری (مشتمل بر مؤلفه هایی چون مدیریت داده و اطلاعات، بلوغ سازمانی-حرفه ای و مبنای توسعه ساختاری) و زمینه ای – محیطی (مشتمل بر مؤلفه هایی چون محرک-های اقتصادی و محرک های اجتماعی-فرهنگی) می باشد.
۱۲۷۷.

نقش هوش مصنوعی در ارتقای دانش مدیریت منابع انسانی مثبت گرا: یک مدل علّی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۷۸
هدف: هدف این مطالعه، بررسی نقش هوش مصنوعی در ارتقاء شیوه های مدیریت منابع انسانی و تقویت مدیریت دانش در این حوزه ، به منظور بهبود نتایج مثبت سازمانی و بهزیستی کارکنان است. در مدیریت منابع انسانی، ادغام هوش مصنوعی می تواند فرآیندهای تصمیم گیری را بهبود بخشد، کارایی را افزایش دهد و انصاف را در مدیریت استعدادها ارتقا دهد. این مطالعه همچنین به چگونگی تعامل هوش مصنوعی با شیوه های مدیریت دانش منابع انسانی مثبت گرا می پردازد، این مطالعه همچنین به اهمیت بهزیستی کارکنان در دستیابی به موفقیت های پایدار و نحوه بهبود آن از طریق مدیریت دانش منابع انسانی مثبت گرا اشاره دارد. روش پژوهش: این مطالعه از رویکردی ترکیبی استفاده کرده است که شامل روش های تحقیق کیفی و کمی برای تحلیل جامع نقش هوش مصنوعی در منابع انسانی می باشد. مرحله اول پژوهش شامل یک مرور گسترده از ادبیات موجود در زمینه هوش مصنوعی در منابع انسانی، روانشناسی سازمانی و بهزیستی کارکنان با استفاده از رویکرد متن کاوی و ابزار تحت وب ویانت و نرم افزار رپیدماینر بوده است. مرور ادبیات به شناسایی عوامل کلیدی که بر اجرای موفقیت آمیز هوش مصنوعی در شیوه های منابع انسانی تأثیر می گذارند، مانند شفافیت، انصاف و شخصی سازی تجربیات کارکنان، کمک کرده است. مرحله دوم شامل استفاده از روش های دیمتل فازی (تحلیل و ارزیابی تصمیم گیری) و نگاشت شناخت فازی بود که از روش های پرکاربرد در پژوهش هایی است که به تجزیه و تحلیل روابط پیچیده بین عوامل می پردازند. یافته ها: این تحقیق در راستای تحلیل کاربرد هوش مصنوعی در بهبود فرآیندهای منابع انسانی و تاثیر آن بر بهزیستی کارکنان، از روش های ترکیبی نگاشت شناختی فازی و دیمتل فازی استفاده کرده است. در ابتدا، 188 مقاله نهایی به منظور استخراج شاخص های کلیدی مورد بررسی قرار گرفت. پس از تبدیل محتوای مقالات به فرمت متنی و حذف لغات غیرمرتبط، از ابزار ویانت برای استخراج پرتکرارترین کلمات استفاده شد. این کلمات به طور دستی پالایش و خوشه بندی شدند و در نهایت 22 شاخص کلیدی برای مدل مفهومی انتخاب گردید. سپس با استفاده از روش دیمتل فازی روابط علّی بین شاخص ها تعیین و براساس درجه اثرگذاری و اثرپذیری، روابط میان عوامل مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. در پایان، نگاشت شناختی فازی به منظور رسم شبکه بصری از شاخص ها و روابط آن ها به کار گرفته شد که در آن مدل سازی استراتژیک منابع انسانی دارای بیشترین اثرگذاری و نیروی کار با پشتیبانی هوش مصنوعی بیشترین اثرپذیری و درجه مرکزیت را دارا بود. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی با پشتیبانی از چرخه های مدیریت دانش سازمانی، شامل خلق، اشتراک، ذخیره سازی و به کارگیری دانش، می تواند هم زمان موجب بهبود کارایی سازمانی و شکوفایی کارکنان شود. به ویژه، سیستم های هوش مصنوعی قادرند از طریق شناسایی و تقویت ویژگی های روان شناختی مثبت در کارکنان، همچون تاب آوری، خوش بینی، و امید، تجربه ی کاری را شخصی سازی کرده و بهره وری را بهبود بخشند. مدل علّی پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی از طریق افزایش ظرفیت خلق دانش و بهبود اشتراک دانش، به ویژه با استفاده از تحلیل های پیش بینی کننده منابع انسانی و الگوریتم های یادگیری ماشین، می تواند فرآیندهای منابع انسانی را کارآمدتر کرده و به بهبود تجربه کارکنان کمک کند.
۱۲۷۸.

نسل های مدیریت دانش با تمرکز بر نسل چهارم: بازنگری مدل SECI(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: بشر از دیرباز به دنبال راه هایی برای حفظ، انتقال و بهره برداری از دانش بوده است. ظهور فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، اینترنت اشیا و متاورس، نحوه ی مدیریت، تبادل و خلق دانش را به طور بنیادین دگرگون کرده است. نسل چهارم مدیریت دانش، پاسخ مستقیمی به تحولات سریع و گسترده در دنیای دیجیتال است. با وجود این پیشرفت ها ادبیات علمی مدیریت دانش همچنان فاقد چارچوبی جامع برای تبیین نسل چهارم مدیریت دانش و ادغام آن با فناوری های نوظهور است. این پژوهش با تعریف مرز روشنی میان نسل های مدیریت دانش به ارائه مدلی نوین برای مدیریت دانش از طریق بازنگری مدل نوناکا و تاکوچی در عصر هوش مصنوعی عمومی می پردازد. روش پژوهش: این پژوهش کیفی با رویکرد مرور سیستماتیک ادبیات و بر اساس استانداردهای گزارش دهی PRISMA انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ در پایگاه های علمی Scopus، Web of Science، SID، Noormags و Civilica بود. از میان ۱۵۵۰ منبع شناسایی شده، پس از نمونه گیری هدفمند و غربالگری سه مرحله ای (حذف ۱۰۰ مقاله تکراری، ۱۰۰ مقاله غیرمرتبط در مرحله اولیه، و ۱۱۰۰ مقاله در مرحله ثانویه با استفاده از ابزارهای ارزیابی کیفیت CASP و AMSTAR)، ۶۴ مقاله انتخاب شد. داده ها با استفاده از فرم استاندارد استخراج و از طریق تحلیل مضمونی با نرم افزار NVivo و تحلیل کتاب سنجی با نرم افزار VOSviewer بررسی شدند. روایی پژوهش از طریق روش triangulation و پایایی آن با کدگذاری مستقل توسط دو پژوهشگر تأمین شد. یافته ها: نخست، هوش مصنوعی عمومی از طریق پردازش داده های غیرساختاریافته و کشف الگوهای پیچیده، خلق دانش سازمانی را تسهیل می کند؛ دوم، فناوری های نوظهور فرصت هایی نظیر ارتقای چابکی سازمانی و شخصی سازی یادگیری را فراهم می سازند، اما با چالش هایی از قبیل سوگیری های الگوریتمی، نگرانی های مرتبط با حریم خصوصی، و محدودیت های زیرساختی مواجه اند؛ سوم، بازنگری مدل نوناکا و تاکوچی نشان داد که هوش مصنوعی عمومی با شبیه سازی تعاملات انسانی و تحلیل پیشرفته داده ها، مراحل اجتماعی سازی، بیرونی سازی، ترکیب، و درونی سازی را به طور قابل توجهی بهبود می بخشد. نتیجه گیری: نسل چهارم مدیریت دانش با ادغام هوش مصنوعی عمومی و فناوری های مکمل، پارادایمی هوشمند و پویا ایجاد کرده که کارایی فرآیندهای دانشی را ارتقا داده و مزیت رقابتی پایدار فراهم می کند. اصالت/ارزش: این پژوهش نخستین مطالعه در سطح ملی است که با تمرکز بر هوش مصنوعی عمومی و فناوری های نوظهور، ضمن مرزبندی دقیق نسل های مدیریت دانش، به بازتعریف مدل نوناکاو تاکوچی در بستر نسل چهارم پرداخته و چارچوبی نوآورانه برای مدیریت دانش در عصر دیجیتال ارائه می دهد؛ امری که در ادبیات پژوهشی پیشین مغفول مانده است.
۱۲۷۹.

کاربردهای آموزشی استعاره دستوری در آموزش زبان: رویکردی نقش گرا برای توانمندسازی زبانی و شناختی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۱
زمینه و هدف: استعاره دستوری بر اساس چارچوب نقش گرای نظام مند هلیدی، ابزاری کلیدی برای فشرده سازی اطلاعات و تقویت انسجام متنی است که می تواند درک و تولید متون پیچیده را تسهیل کند. هدف این پژوهش، تحلیل کاربردهای آموزشی استعاره دستوری در آموزش زبان: رویکردی نقش گرا برای توانمندسازی زبانی و شناختی می باشد. روش تحقیق: این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی انجام شد و داده ها از 1709 بند متنی به صورت هدفمند جمع آوری شدند. استعاره های دستوری با استفاده از چارچوب هلیدی تحلیل شدند. تحلیل کیفی برای شناسایی ساختارهای معنایی و تحلیل کمی با آزمون خی دو در نرم افزار SPSS برای بررسی بسامد استعاره ها انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که استعاره های دستوری در متون علمی (77%) بیش از متون ادبی (31%) کاربرد دارند. اسم سازی (55% علمی، 23% ادبی) و وجهیت (12% علمی، 5/4% ادبی) غالب بودند و به ترتیب به فشرده سازی مفاهیم انتزاعی و بیان نگرش های غیرقطعی کمک کردند. آزمون خی دو تفاوت معناداری در کاربرد وجهیت و وجه بین ژانرها نشان داد (p=0.003). نتیجه گیری: استعاره های دستوری، به ویژه اسم سازی و وجهیت، ابزارهایی مؤثر برای آموزش زبان ترکی آذری هستند که درک متون، نگارش منسجم، و تفکر انتقادی را تقویت می کنند. برنامه های آموزشی می توانند با تمرکز بر این ساختارها، توانمندسازی زبانی و شناختی دانش آموزان را بهبود بخشند و به توسعه روش های تدریس این زبان کمک کنند.
۱۲۸۰.

تاثیر امضا و دانش برند بر ارزش ویژه برند با نقش میانجی نگرش و شهرت برند در بین مصرف کنندگان لوازم خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۷۷
هدف: اگر امضای برند به خوبی تبیین و طراحی شده باشد می تواند در قدرت حضور برند در ذهن مصرف کنندگان اثرگذار باشد. علاوه بر این، دانش برند یک موضوع اصلی مرتبط با برند سازی است که به شناخت برند در ذهن مصرف کننده اشاره دارد. مطالعاتی که به ادراک مصرف کننده نسبت به امضا برند پرداخته اند کمتر مورد توجه قرار گرفته است زیرا این موضوع حوزه تحقیقاتی پیچیده با موضوعات مختلفی را در بر می گیرد. از این رو هدف مطالعه حاضر، توسعه دانش و بررسی تاثیر امضا و دانش برند بر افزایش ارزش ویژه برند در صنعت لوازم خانگی است. این صنعت برای کشورهای در حال توسعه که درآمد متوسطی دارند بسیار جذاب است. از دو تئوری اسناد و ارزش انتظار جهت تبیین فرضیه ها استفاده شده است.روش: از نظر هدف توصیفی؛ جهت گیری، کاربردی؛ استراتژی، پیمایش؛ شیوه پژوهش، کمّی؛ قلمرو زمانی، تک-مقطعی و روش جمع آوری داده، پرسش نامه است. با توجه به این که حجم جامعه نامعلوم بود از جدول مورگان برای تعیین حجم نمونه استفاده شد که تعداد 389 نفر به دست آمد. همچنین از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. در این مطالعه به منظور تنظیم پرسش نامه نهایی، در ارتباط با متغیرهای مدل مفهومی از پرسش نامه استاندارد شده مستخرج از ادبیات استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش مصرف کنندگان یک برند فعال در صنعت لوازم خانگی می باشد. هدف از انتخاب صنعت لوازم خانگی این است که این صنعت برای کشورهای در حال توسعه که درآمد متوسطی دارند بسیار جذاب است ه

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان