ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۸۱ تا ۲٬۱۰۰ مورد از کل ۵۸٬۹۹۰ مورد.
۲۰۸۱.

تاثیرکیفیت کارکنان بر مسئولیت پذیری اجتماعی: شواهدی از شرکت های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۱
کارکنان به عنوان با ارزش ترین دارایی یک شرکت و منبع کلیدی مزیت رقابتی آن محسوب می شوند، دیدگاهی که در محافل نظری و تجاری به یک اجماع تبدیل شده است. وجود کارکنان با کیفیت می تواند در بهبود قدرت نرم شرکت ها و کمک به آنها برای دستیابی به توسعه پایدار مفید واقع شود. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین کیفیت کارکنان و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها صورت پذیرفت. بدین منظور، برای سنجش کیفیت کارکنان از سطح تحصیلات آنان و برای اندازه گیری مسئولیت اجتماعی از چک لیستی مشتمل بر 39 قلم افشاء که با محیط گزارشگری کشور سازگار می باشد، استفاده گردید. فرضیه تحقیق با استفاده از نمونه ای متشکل از 95 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1397 تا 1401 و با بهره گیری از مدل رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر تکنیک داده های ترکیبی مورد آزمون تجربی قرارگرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که با افزایش کیفیت کارکنان، مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها افزایش می یابد.
۲۰۸۲.

نقش میانجی عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیت شرکتی در رابطه بین حضور مدیران زن و سطح مالی شدن شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: هدف این پژوهش بررسی تاثیر حضور مدیران زن در هیئت مدیره بر سطح مالی شدن شرکت هاست. همچنین این مطالعه به بررسی نقش میانجی عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیت شرکتی در رابطه بین مدیران زن و میزان مالی شدن شرکت ها می پردازد. روش: به منظور دستیابی به هدف پژوهش، نمونه ای برابر با 121 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1396 تا 1401 معادل 726 سال- شرکت، با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه مبتنی بر داده های ترکیبی مورد بررسی قرارگرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که افزایش مدیران زن در هیئت مدیره به طور قابل توجهی مانع از مالی شدن شرکت می گردد. همچنین یافته ها نقش میانجی عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیت شرکتی بر رابطه بین حضور مدیران زن و مالی شدن شرکت را تایید کرد. نتیجه گیری: حضور مدیران زن در هیئت مدیره، می تواند سطح مالی شدن شرکت را کاهش دهد. همچنین بهبود عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیت شرکتی تاثیر منفی مدیران زن بر سطح مالی شدن شرکت را تقویت می کند. در واقع با حضور مدیران زن و سرمایه گذاری بخشی از منابع شرکت در مسائل زیست محیطی و اجتماعی میزان مالی شدن شرکت ها تنزل می یابد. این مورد می تواند هم به دلیل کاهش منابع در دسترس باشد و هم به دلیل افزایش نظارت خارجی بر شرکت. دانش افزایی: به طورکلی، این مطالعه روشی موثر برای کاهش ریسک مالی شدن شرکت ها از منظر ساختار حاکمیت داخلی شرکت ارائه داده و ادبیات رفتار اقتصادی زنان در حاکمیت شرکتی را توسعه می دهد.
۲۰۸۳.

پیامدهای بکارگیری تکنولوژی بلاکچین در حسابداری مدیریت: رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۲
با توجه به اهمیت روزافزون شفافیت و امنیت در فرآیندهای مالی، بررسی تاثیرات بلاکچین به عنوان یکی از نوآورانه ترین تکنولوژی های دهه اخیر بر حسابداری مدیریت ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش حاضر بررسی شرایط و عوامل مؤثر بر نقش فناوری بلاکچین در بهبود حسابداری مدیریت می باشد. جامعه پژوهش شامل خبرگان حسابداری و استادان دانشگاهی در رشته حسابداری مدیریت در سطح بین المللی است. به منظور استخراج مؤلفه های مؤثر بر تکنولوژی بلاکچین در حسابداری مدیریت، از رویکرد مرور نظام مند مبانی نظری و مصاحبه نیمه ساختاریافته با 7 خبره بین المللی استفاده شد. روش پژوهش، رویکرد داده بنیاد بوده و نمونه گیری خبرگان بر مبنای اشباع نظری داده ها صورت گرفت. این پژوهش در سال 1403 انجام شد. نتایج نشان داد که الگوی پژوهش را می توان در شش مقوله محوری (1 مقوله)، شرایط علّی (22 مقوله)، شرایط زمینه ای (21 مقوله)، راهبردها (14 مقوله)، شرایط مداخله ای (24 مقوله) و پیامدها (11 مقوله) طبقه بندی نمود. نتایج نشان داد که فناوری بلاکچین با افزایش شفافیت، کاهش هزینه ها از طریق حذف واسطه ها، و بهبود کارایی با خودکارسازی فرآیندها، به بهبود عملکرد سازمان ها کمک می کند. همچنین، بلاکچین با رمزنگاری داده ها، امنیت اطلاعات را تقویت می کند و تغییر نقش حسابداران مدیریت از فعالیت های سنتی به تحلیل داده ها و مشاوره تخصصی را تسهیل می نماید.
۲۰۸۴.

برآورد بار اقتصادی بیماری های غیرواگیر؛ برگرفته از مطالعه کوهورت شمال شرقی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه: بیماری های غیرواگیر به یکی از مهمترین بحران های سلامت جهانی تبدیل شده اند و حدود 71 درصد از کل مرگ ومیرها در سراسر جهان را به خود اختصاص می دهند. این روند به ویژه در کشورهای با درآمد کم و متوسط نگران کننده تر است. هدف این مطالعه برآورد بار اقتصادی اختلالات عصبی منتخب و دیابت در میان شرکت کنندگان مطالعه کوهورت سبزوار در شمال شرقی ایران بود. روش ها: در این مطالعه، بار اختلالات عصبی و دیابت در کوهورت سبزوار در استان خراسان رضوی با جمعیتی بیش از 370 هزار نفر بررسی و داده های ۴۲۴۱ فرد بزرگسال تحلیل شد. بار بیماری ها با استفاده از شاخص سال های تعدیل شده عمر بر اساس ناتوانی و مرگ (DALY) و بار اقتصادی با رویکرد سرمایه انسانی و بر مبنای تولید ناخالص داخلی سرانه ایران برآورد شد. یافته ها: سردردهای مزمن و سپس صرع و دیابت بیشترین بار بیماری را ایجاد می کنند . زنان به طور ملموسی بیشتر تحت تأثیر این بیماری ها بودند. همچنین، عوامل اجتماعی اقتصادی مانند نرخ بالای بی سوادی و بیکاری به عنوان عوامل محتمل مؤثر بر وضعیت سلامت در جمعیت مورد مطالعه مطرح می شوند. بیشترین بار اقتصادی نیز مربوط به سردردهای مزمن، صرع و دیابت بود. نتیجه گیری: بار اقتصادی تحمیل شده به دنبال بیماری های مورد مطالعه قابل توجه است و بر ضرورت راهبردهای مؤثر پیشگیری و مدیریت بیماری ها تأکید می کند. برای کاهش تاثیر فزاینده بیماری های غیرواگیر در جمعیت های آسیب پذیر به مداخلات هدفمند سلامت عمومی در برگیرنده عوامل جمعیت شناختی، اجتماعی اقتصادی و جنسیتی نیاز است.
۲۰۸۵.

الگوی تأمین منابع انسانی الکترونیک در راستای ارتقاء سلامت نظام اداری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۲۹۱
نظام اداری سالم و کارآمد عامل اصلی پیش برنده برنامه های توسعه است و نیروی انسانی متخصص و شایسته نقش کلیدی در ارتقا آن دارد. تأمین منابع انسانی الکترونیک از طریق برخورداری از پیکربندی های سخت افزاری، نرم افزاری و منابع شبکه الکترونیکی کامپیوتری باعث کاهش زمان و هزینه های سازمانی، بهبود ارتباطات اثربخش و ایجاد شفافیت می شود؛ و از طریق تمرکز بر انتخاب و استخدام افراد شایسته، کاهش فساد اداری و توسعه سلامت نظام اداری را به همراه دارد. هدف پژوهش حاضر تبیین معیارهای سیستم تأمین منابع انسانی الکترونیک در راستای ارتقا سلامت نظام اداری در شرکت ملی نفت ایران است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی انجام شده و از روش تحلیل تم برای تحلیل داده ها استفاده کرده است. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان شرکت ملی نفت ایران هستند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای شناسایی شاخص ها و طراحی مدل پژوهش از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته و کدگذاری با نرم افزار مکس کیودا استفاده شد. اندازه گیری پایایی به روش پایایی بازآزمون و روایی از طریق چهار معیار اعتبارپذیری، تعمیم پذیری، اطمینان پذیری، و تاییدپذیری انجام گرفت و تأیید شد. الگوی نهایی در قالب 7 تم اصلی، 17 تم فرعی و 42 مفهوم استخراج شد. سیستم تأمین منابع انسانی الکترونیک در شرکت ملی نفت ایران در صورتی منجر به ارتقای سلامت نظام اداری می شود که دارای معیارهای: سیستم الکترونیک همه جانبه و یکپارچه، حمایت مدیریت، شایستگی، شفافیت، قانون مداری، عدالت محوری و پاسخگویی باشد.
۲۰۸۶.

بررسی تأثیر اقتصاد سایه بر عملکرد بازار مالی و بخش بانکی کشورهای عضو BRICS (رویکرد Panel SUR)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۶۱
عملکرد بخش مالی و بانکی کشورها نقش تعیین کننده برای اهداف رشد و توسعه اقتصادی دارد. اندازه اقتصاد غیررسمی می تواند تأثیر مهمی بر عملکرد بازار و مؤسسات مالی داشته باشد؛ ولی بااین حال مطالعات قبلی به این موضوع کمتر توجه کرده اند. مطالعه حاضر تأثیر اندازه اقتصاد سایه یا غیررسمی را بر عملکرد بازارهای مالی و بانک ها در کشورهای عضو بریکس طی دوره 2000-2020 بررسی کرده است. باتوجه به ارتباط بازارهای مالی و بخش بانکی و برای بررسی هم زمان اثر اقتصاد سایه بر این دو بخش، از سیستم معادلات هم زمان بهره گرفته شده است. برای این منظور از تکنیک معادلات هم زمان رگرسیون به ظاهر نامرتبط به صورت پانل استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که اندازه اقتصاد سایه تأثیر منفی هم بر عملکرد بازارهای مالی و هم بر عملکرد بانک ها داشته است؛ بنابراین، می توان گفت اقتصاد سایه از مهم ترین تعیین کننده های عملکرد بازارها و نهادهای مالی است. سایر نتایج پژوهش نشان می دهد که ثبات سیاسی، رشد درآمد سرانه و توسعه انسانی تأثیر مثبت، ولی تورم و رانت منابع طبیعی تأثیر منفی بر عملکرد بازارهای مالی و بانک ها دارد. تأثیر جهانی شدن با اینکه بر عملکرد بازار مالی مثبت بوده است، ولی بر عملکرد بخش بانکی منفی بوده است؛ بنابراین، برنامه ریزی در جهت کاهش حجم اقتصاد غیررسمی، شفافیت و ثبات سیاسی، بهبود شاخص توسعه انسانی و کنترل تورم می تواند عملکرد بازارها و مؤسسات مالی را تقویت کند.
۲۰۸۷.

تهیه نگاشت فازی عوامل موثر بر بالندگی مسیر شغلی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۶
هدف: در محیطِ پُر از تغییر و با دانش امروزی، سازمان ها برای توسعه و موفقیت، نیازمند تصمیم گیری های استراتژیک، در زمینه مدیریتِ منابع انسانی هستند. شغل و اشتغال نیروی انسانی، نقشِ بسیار مهمی در ابعاد مختلفِ زندگی افراد، و جوامع ایفا می کند. لذا پژوهش حاضر، با هدفِ تهیه نگاشتِ فازی عوامل موثر، بر بالندگی مسیرِ شغلی کارکنان، صورت پذیرفت. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش، از نظرِ هدف، کاربردی، و از حیثِ روش، گردآوری داده ها، و از نوعِ پیمایشی، اکتشافی و همچنین دارای فلسفه پژوهشی قیاسی - استقرایی است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان مشتمل بر مدیرانِ ارشد و مدیران حوزه منابعِ انسانی سازمان های دولتی خرم آباد، هستند که اعضای نمونه آن، با استفاده از روشِ نمونه گیری هدفمند، و بر اساسِ اصل اشباعِ نظری، انتخاب شده اند. ابزارِگردآوری داده ها، در بخش کیفی، مصاحبه و در بخش کمی، پرسشنامه است. یافته ها: در این پژوهش، یافته های بخشِ کیفی، مشتمل بر شناسایی انواعِ عواملِ موثر بر بالندگی، مسیر شغلیِ کارکنان است و یافته های بخش کمی، مرتبط با اولویت یابی این عوامل است. بر این اساس، مهم ترین عواملِ موثر، بر بالندگی مسیرِ شغلی کارکنان، پیوندِ شغل و هویت فردی، اشتیاق شغلی، خلقِ سازمان با قابلیت پویا، در سازمان است.
۲۰۸۸.

بررسی اثرات تغییرات اقلیمی، تغییرات آب و هوایی و تجارت بین الملل بر امنیت غذایی در کلان شهر تبریز در سال های ۱۴۰۲- ۱۴۰۳(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۹
با توجه به رشد سریع جمعیت در قرن حاضر، مسئله ی غذا به یکی از چالش های بسیار مهم و حیاتی تبدیل شده است. بر این اساس، مفهوم امنیت غذایی در جهان مطرح شده است. هدف از نگارش این پژوهش نیز بررسی اثرات تغییرات اقلیمی، تغییرات آب و هوایی و تجارت بین الملل بر امنیت غذایی در کلان شهر تبریز در سال های 1402 و 1403 بود. در این راستا، جامعه آماری، شامل افراد بالای 18 سال شهر تبریز بوده و نمونه آماری، بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده، از بین افراد بالای 18 سال، 100 نفر انتخاب شد. ابزار این پژوهش، پرسشنامه ای با 5 درجه لیکرت (از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم) و 30 سؤال می باشد که توسط محقق ساخته شده است. برای تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS26 استفاده شده است. این پژوهش، از نوع توصیفی و میدانی بوده و از روش همبستگی پیرسون برای بررسی تغییرات اقلیمی، آب و هوایی و تجارت بین الملل در سال های مورد بررسی بر امنیت غذایی شهر تبریز استفاده شده است تا همبستگی بین آن ها مشخص گردد. تحلیل داده های این پژوهش، نشان می دهد که تغییرات اقلیمی اخیر در منطقه تبریز تأثیرات قابل توجهی بر بهبود امنیت غذایی داشته است. نتایج حاصل از همبستگی پیرسون، تأثیر مثبت و معنادار افزایش دما را بر طولانی تر شدن فصل رشد (با ضریب ۰.۵۲۲) و کاهش خسارات ناشی از سرمازدگی (تا ۳۰ درصد) نشان داد که این عوامل به افزایش ۱۲ درصدی تولید محصولات استراتژیک مانند گندم و جو و بهبود کیفیت محصولات باغی منجر شده است. همچنین، تغییر الگوی بارش ها به سمت باران های سنگین اما کوتاه مدت، ذخیره آب در سدها را افزایش داده و امکان کشت محصولات باارزش را فراهم نموده است. از سوی دیگر، توسعه تجارت بین الملل با ضریب همبستگی ۰.۵۷۸ بیشترین تأثیر را بر امنیت غذایی نشان داد که ناشی از افزایش ۳۵ درصدی واردات غلات و رشد صادرات محصولات باغی بوده است. سیاست گذاری های دولت نیز با اعطای یارانه به نهاده های کشاورزی، توسعه سیستم های آبیاری تحت فشار (با افزایش راندمان آبیاری از ۴۵ به ۶۸ درصد) و حمایت از کشت گلخانه ای (با رشد ۲۵ درصدی تولید سبزیجات)، نقش مکملی در تقویت امنیت غذایی ایفا کرده است. در مجموع، این عوامل باعث بهبود شاخص امنیت غذایی و کاهش قیمت سبد کالاهای اساسی در تبریز شده اند.
۲۰۸۹.

طراحی چارچوب مفهومی سنجش تحقق هوش مصنوعی مسئولیت پذیر در مدیریت منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۶
فناوری هوش مصنوعی با ایجاد تحول بنیادین در مدیریت منابع انسانی، به ابزاری راهبردی در تصمیم گیری های کلیدی از جمله استخدام و ارتقا تبدیل شده است. با این حال، گزارش های بسیاری از تخلفات و آسیب های ناشی از تصمیم گیری خودکار حکایت دارند. براین اساس، هدف اصلی این پژوهش، طراحی چارچوب مفهومی سنجش تحقق هوش مصنوعی مسئولیت پذیر در حوزه مدیریت منابع انسانی است. در راستای تحقق این هدف، از رویکردی کیفی بهره گرفته شده است. در گام نخست، با مرور نظام مند ادبیات نظری و تجربی مرتبط، چارچوب مفهومی اولیه استخراج شد. سپس، به منظور تعمیق و غنای آن، مصاحبه های نیمه ساختار یافته ای با ۱۰ تن از خبرگان حوزه های منابع انسانی و هوش مصنوعی انجام شد. داده های گردآوری شده با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی و تفسیر شد تا ابعاد مفهومی هوش مصنوعی مسئولیت پذیر به شکلی دقیق و مبتنی بر شواهد استخراج شود. یافته ها نشان داد که ابعاد هوش مصنوعی مسئولیت پذیر در شش حوزه اصلی شامل اخلاق با 7 شاخص، قابلیت اطمینان و اعتمادپذیری با 5 شاخص، پاسخ گویی و مسئولیت پذیری با 6 شاخص، شفافیت با 7 شاخص، عدالت و عدم تبعیض با 7 شاخص و همچنین امنیت و حریم خصوصی با 8 شاخص تعریف می شوند که با مجموعه ای از ۴۰ شاخص مشخص شده اند. این چارچوب می تواند مدیران منابع انسانی را در طراحی و پیاده سازی سیستم های هوش مصنوعی کمک کند تا نه تنها این فناوری را به شکلی مسئولانه و منطبق بر ارزش های انسانی و سازمانی به کار ببرند، بلکه با درک و به کارگیری هم زمان شش بعد کلیدی مسئولیت پذیری از پیامدهای ناخواسته جلوگیری کنند.
۲۰۹۰.

The Effectiveness of Combining Empirical Decomposition Mode and Machine Learning Tools on Bitcoin Volatility Prediction(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۵۹
This study explores whether combining Empirical Mode Decomposition (EMD) with machine learning models Artificial Neural Networks (ANN), Recurrent Neural Networks (RNN), and Long Short-Term Memory (LSTM)—can improve the accuracy of Bitcoin price volatility (VBTC) predictions. Utilizing daily Bitcoin price data from September 2011 to December 2024, the research, conducted using R software, compares the performance of hybrid models (EMD-ANN, EMD-RNN, EMD-LSTM) against standalone machine learning models and traditional time series methods like ARIMA. The results demonstrate that hybrid models significantly outperform their non-hybrid counterparts, with the EMD-RNN model achieving the highest accuracy, reducing Mean Absolute Error (MAE) by 95.76% and Root Mean Squared Error (RMSE) by 96.35%. The decomposition of VBTC into Intrinsic Mode Functions (IMFs) revealed distinct short-term and long-term volatility components, providing deeper insights into market behavior. The findings highlight the superiority of integrating EMD with machine learning for volatility forecasting, offering enhanced predictive accuracy and robustness. This research underscores the potential of advanced analytical techniques in improving risk management and investment strategies in highly volatile cryptocurrency markets.
۲۰۹۱.

تدوین مدل انتظارات فرد (به عنوان ارباب رجوع) از سازمان های دولتی شهر اصفهان و بررسی شکاف بین آنها با استفاده از تکنیک دیمتل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۸
هدف : هدف این پژوهش، تدوین مدل انتظارات ارباب رجوع از سازمان های دولتی شهر اصفهان و بررسی شکاف موجود بین انتظارات و خدمات ارائه شده است . روش شناسی پژوهش : پژوهش به صورت ترکیبی (کیفی و کمی) انجام شد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان، مدیران و ارباب رجوع جمع آوری و با روش تحلیل مضمون براون و کلارک تحلیل گردید. در بخش کمی، داده ها از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و با استفاده از تکنیک دیمتل و آزمون مقایسه زوجی تحلیل شد. یافته ها : مدل ارائه شده ابعادی از انتظارات و تقاضاهای ارباب رجوع و عرضه های سازمانی را به صورت منسجم تبیین می کند. شکاف معناداری بین انتظارات ارباب رجوع و عرضه های سازمان های دولتی شناسایی شد. این شکاف در برخی حوزه ها بیشتر و نیازمند توجه مدیریتی است. اصالت / ارزش افزوده علمی : پژوهش حاضر با ارائه مدلی بومی شده، نخستین گام علمی در شناخت و تحلیل انتظارات و ادراکات ارباب رجوع در حوزه خدمات دولتی در ایران است. یافته ها می توانند مبنای تصمیم گیری مدیران، سیاست گذاران و طراحان خط مشی عمومی قرار گیرند تا کیفیت تعامل میان مردم و دولت را بهبود بخشند.
۲۰۹۲.

تلفیق رویکردهای دیمتل و سناریونویسی در تبیین آینده ناترازی انرژی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۳
مقدمه و اهداف: طی سال های گذشته یکی از مسائل مهم و محوری کشور، ناترازی در بخش انرژی بوده که تمامی صنایع، اقتصاد کشور و رضایت اجتماعی در میان مردم را تحت تأثیر قرار داده است. از آن جایی که ایران یک کشور در حال توسعه محسوب می شود، نباید از رشد و توسعه در زمینه انرزی غافل شود و با توجه به ظرفیت مناسبی که در دست دارد باید به سمت رفع ناترازی انرژی حرکت کند. این پژوهش با هدف بررسی آینده ناترازی انرژی در ایران، رویکردهای دیمتل و سناریونویسی را به کار می گیرد تا چارچوبی برای درک بهتر عوامل مؤثر و مسیرهای پیش رو ارائه دهد. روش ها: این پژوهش با رویکردی کاربردی، به بررسی آینده ناترازی انرژی در ایران می پردازد و از منظر پارادایمی، مبتنی بر رویکرد پراگماتیستی است که بر حل مسائل واقعی و ارائه راهکارهای عملی تأکید دارد. از نظر نحوه گردآوری داده ها، این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد و خبرگان برجسته فعال در صنعت انرژی ایران است که دارای دانش و تجربه کافی در این زمینه هستند. فرآیند پژوهش با شناسایی پیشران های اولیه از طریق ادبیات موضوع، آغاز و در مرحله بعد با تعیین پیشران های کلیدی مؤثر بر آینده ناترازی انرژی با استفاده از روش دیمتل ادامه یافت. روش دیمتل امکان شناسایی روابط علت و معلولی بین عوامل مختلف و تعیین میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هر پیشران را فراهم می کند. پس از تعیین پیشران های کلیدی، تحلیل اثرات متقابل این پیشران ها با استفاده از نرم افزار تخصصی سناریو ویزارد انجام شده است. این نرم افزار، با تحلیل روابط پیچیده بین عوامل مختلف، امکان تدوین سناریوهای محتمل برای آینده ناترازی انرژی در ایران را فراهم می سازد. در نهایت، بر اساس تحلیل های انجام شده، چهار سناریوی متمایز برای آینده ناترازی انرژی در ایران استخراج و تشریح شدند. یافته ها: چهار سناریوی اصلی که برای آینده ناترازی انرژی در ایران شناسایی شده اند، عبارتند از: بهار انرژی: سناریویی مطلوب با حکمرانی یکپارچه، تاب آوری در برابر تحریم ها، بهینه سازی مصرف، همکاری های منطقه ای گسترده و سرمایه گذاری در زیرساخت های مدرن که منجر به رشد پایدار می شود. سراب انرژی: تلاشی ظاهری برای بهبود با وجود ناتوانی های نهادی، محدودیت در همکاری های منطقه ای و کمبود سرمایه گذاری که به نتایج ناپایدار منجر می شود. باتلاق انرژی: وضعیت فاجعه بار ناشی از ضعف ساختاری، تحریم های فلج کننده، الگوهای مصرف نامناسب، تنش های منطقه ای و بحران زیرساختی که به فروپاشی صنعت انرژی منجر می شود. زمستان انرژی: وضعیت بحرانی ناشی از ضعف های ساختاری، تحریم های جامع، عدم تغییر الگوهای مصرف، ناکافی بودن همکاری های منطقه ای و بحران زیرساخت ها به دلیل کمبود سرمایه گذاری که نیازمند بازنگری اساسی است. این سناریوها بر اساس تحلیل پیشران های کلیدی از جمله «ساختار حکمرانی و سیاست گذاری انرژی»، «تحریم های بین المللی»، «تحولات اجتماعی و الگوی مصرف انرژی»، «همکاری های منطقه ای» و «سرمایه گذاری و زیرساخت های انرژی» تدوین شده اند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که آینده ناترازی انرژی در ایران به شدت وابسته به حکمرانی یکپارچه و کارآمد در بخش انرژی و توسعه زیرساخت های مناسب است. سناریوهای بحرانی مانند «باتلاق انرژی» و «زمستان انرژی» نیازمند مداخلات فوری و جدی در سیاست گذاری ملی هستند، در حالی که سناریوهای مطلوب مانند «بهار انرژی» فرصت های ارزشمندی برای رفع ناترازی انرژی و توسعه پایدار در کشور فراهم می کنند. این پژوهش با ارائه یک چارچوب تحلیلی جامع، به سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان کمک می کند تا با شناسایی روندها، عدم قطعیت ها و پیامدهای محتمل، استراتژی های مؤثرتری را برای مقابله با چالش ناترازی انرژی در ایران اتخاذ نمایند. این پژوهش تاکید دارد که توجه به پویایی سیستم انرژی، شناخت تاثیر عوامل کلیدی و ایجاد آمادگی برای مواجهه با سناریوهای مختلف، لازمه مدیریت موفق ناترازی انرژی در ایران است.
۲۰۹۳.

ارائه الگویی جهت تدوین راهبرد بازاریابی پایدار در صنایع غذایی ایران (مورد مطالعه: تولیدکنندگان فرآورده های پروتئینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۵
در پرتو تحولات جهانی ناشی از توسعه پایدار و افزایش فشارهای محیط زیستی، اجتماعی و نهادی بر صنایع غذایی، بازاریابی پایدار به عنوان یک رویکرد راهبردی نوین برای پاسخ گویی به انتظارات ذی نفعان و ارتقا رقابت پذیری بنگاه ها مطرح شده است؛ لذا این پژوهش، با هدف طراحی و ارائه الگویی جامع برای تدوین راهبرد بازاریابی پایدار در صنایع غذایی ایران انجام شده است. از منظر روش شناسی، پژوهش حاضر در زمره مطالعات غیرآزمایشی (توصیفی) قرار می گیرد و با رویکرد پیمایشی - مقطعی طراحی و اجرا شده است. جامعه مشارکت کنندگان پژوهش متشکل از خبرگان نظری (اعضا هیئت علمی دانشگاه در حوزه مدیریت بازاریابی) و خبرگان تجربی (مدیران ارشد شرکت های تولیدکننده فرآورده های پروتئینی) بود. انتخاب مشارکت کنندگان به صورت هدفمند و براساس روش نمونه گیری نظری، با بهره گیری از معیارهای کلیدی بودن، سرشناس بودن، برخورداری از دانش تخصصی، تنوع دیدگاه ها و انگیزه مشارکت صورت گرفت و درمجموع 15 نفر در فرایند پژوهش مشارکت کردند. برای گردآوری داده ها از ابزارهای مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه دلفی فازی استفاده شد. داده های بخش کیفی با روش نظریه پردازی داده بنیاد و داده های کمی با روش دلفی فازی تحلیل شد. در بخش کیفی، روایی داده ها براساس معیارهای اعتبارپذیری، انتقال پذیری، تأییدپذیری و اطمینان پذیری و با نظر خبرگان تأیید و پایایی تحلیل کیفی نیز ازطریق روش هولستی بررسی شد و میزان توافق 802/0 به دست آمد که بیان کننده اعتبار مناسب تحلیل کیفی است. براساس الگوی پژوهش مشخص شد شرایط علّی (فناوری تحول آفرین، اقتصاد چرخشی و پایداری، روان شناسی مصرف کننده پایدار و مدیریت هوشمند زیست محیطی در بازاریابی پایدار) بر پدیده محوری (راهبرد بازاریابی پایدار) تأثیرگذارند. پدیده محوری، شرایط زمینه ای (دیجیتالی سازی دولت و تسهیل حکمرانی هوشمند و محیط کلان و بازار) و شرایط مداخله گر (چالش های ساختاری و تنظیم گری در نظام پشتیبانی از بازاریابی پایدار) بر راهبردها و اقدام ها ( راهبردهای عملیاتی بازاریابی پایدار ) اثرگذارند. در نهایت راهبردها و اقدام ها منجر به پیامدهای اقتصادی و بازاریابی، اجتماعی و فرهنگی و نیز زیست محیطی می شوند. این الگو، تصویری جامع از عوامل تأثیرگذار و سازوکارهای درونی توسعه بازاریابی پایدار در صنعت غذایی کشور ارائه می دهد.
۲۰۹۴.

تبیین مدل مفهومی کاربردهای هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال با تأکید بر تقویت وفاداری مصرف کننده: یک رویکرد ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۵۰
هدف اصلی این پژوهش، طراحی، تبیین و اعتبارسنجی یک مدل مفهومی برای کاربردهای هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال با تمرکز بر تقویت وفاداری مصرف کننده است. پژوهش در چهار مرحله انجام شد: ابتدا با استفاده از روش فراترکیب، مؤلفه های کلیدی از میان 53 منبع علمی معتبر استخراج و سپس در مرحله دوم، با بهره گیری از تکنیک دلفی فازی و نظرسنجی از 10 نفر از خبرگان، روایی محتوایی و توافق تخصصی مؤلفه ها سنجش و تثبیت شد. در مرحله سوم، با به کارگیری روش مدل سازی ساختاری-تفسیری (ISM)، روابط بین 26 مؤلفه کلیدی تحلیل و لایه بندی شدند. در مرحله نهایی نیز تحلیل MICMAC برای طبقه بندی مؤلفه ها براساس قدرت نفوذ و وابستگی صورت گرفت. مدل نهایی، تلفیقی از مؤلفه های فناورانه (نظیر یادگیری ماشین، NLPS، LLMS، سیستم های توصیه گر وGNNS) و ابعاد انسانی روان شناختی (نظیر تجربه جریان، ارزش درک شده، اعتماد، درگیری و رضایت) را در چهار لایه ساختاری ارائه می دهد. یافته ها نشان داد که مؤلفه هایی همچون «یادگیری تقویتی» و «پردازش زبان طبیعی» در لایه های پایه ای، و مؤلفه هایی چون «رضایت»، «وفاداری» و «حمایت از برند» در لایه های سطح بالا جای می گیرند. نوآوری این مدل در ترکیب ساخت یافته داده محورهای هوش مصنوعی با ادراکات انسانی مصرف کننده است که کمتر در پژوهش ها و منابع پیشین دیده شده است. در پایان، کاربردهای مدیریتی مدل در طراحی تجربه دیجیتال مشتری، پیاده سازی عملی سیستم های توصیه گر و تحلیل احساسات مشتری ازطریق NLP  تبیین شده است. همچنین، پیشنهادهایی برای توسعه مدل در صنایع خاص و چالش های اجرایی آن مطرح شد.
۲۰۹۵.

بررسی تأثیر گزارشگری پایداری بر عملکرد مالی: کاربست روش مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۴۰
افزایش اهمیت گزارشگری پایداری به عنوان یکی از آخرین و مهم ترین روندهای تحول در عرصه گزارشگری شرکتی، سبب افزایش قابل توجه پژوهش ها در این حوزه شده است. یکی از موضوعات کلیدی مورد توجه در پژوهش های مرتبط با گزارشگری پایداری، تأثیر آن بر عملکرد مالی شرکت ها است. با توجه به نتایج متنوع پژوهش های این حوزه، در این پژوهش به مرور سیستماتیک پژوهش های مرتبط با تأثیر گزارشگری پایداری بر عملکرد مالی پرداخته شده است. نمونه نهایی پژوهش شامل 95 مقاله نمایه شده در پایگاه های اسکاپوس و وب آف ساینس در بازده زمانی 2013 تا پایان ژوئن 2025 است. برای تدوین پروتکل مرور مقالات از چک لیست پریزما استفاده گردید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که 70 درصد از مطالعات نشانگر تأثیر مثبت گزارشگری پایداری بر نرخ بازده دارایی ها، 64 درصد نشانگر تأثیر مثبت آن بر نرخ بازده حقوق مالکانه و 72 درصد نشانگر تأثیر آن بر شاخص های ارزیابی عملکرد مبتنی بر بازار هستند. این نتایج نشانگر اجماع نسبی در خصوص تأثیر مثبت گزارشگری پایداری بر عملکرد شرکت ها است. یافته های پژوهش همچنین نشان می دهد برخی عوامل زمینه ای و متغیرهای تعدیلگر نظیر سطح توسعه یافتگی، سازوکارهای حاکمیت شرکتی، حضور سرمایه گذاران علاقه مند به پایداری، رعایت استانداردهای GRI، می توانند این رابطه را تحت تاثیر قرار دهند. علاوه بر این یافته های پژوهش نشان می دهد که اجزای مختلف افشای محیطی، اجتماعی و راهبری می توانند اثرگذاری های متفاوتی بر عملکرد شرکت ها داشته باشند. پژوهش های مورد بررسی در مجموع پیشنهاد می کنند که گزارشگری پایداری نه تنها یک الزام نظارتی، بلکه یک دارایی استراتژیک است و شرکت ها نیاز به توسعه استراتژی بلندمدت برای اجرای گزارشگری پایداری دارند.
۲۰۹۶.

واکاوی دلایل انفعال دولت در برخی از عرصه های عمومی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۷
هدف: هدف این پژوهش شناسایی و واکاوی دلایل انفعال دولت در برخی از عرصه های عمومی است تا به این پرسش بنیادین پاسخ داده شود که چرا دولت در ایران، در برخی حوزه های عمومی، با وجود شناسایی مسئله و وجود انتظار اجتماعی برای اقدام، راهبرد انفعال یا بی عملی را انتخاب می کند. روش: روش پژوهش این مطالعه، تحلیل محتوای کیفی بر اساس رویکرد الو و کینگاس (۲۰۰۸) است. نمونه گیری با رویکرد هدفمند صورت گرفته و در مجموع ۳۳ مصاحبه نیمه ساختاریافته با افرادی از جمله مسئولان دولتی، نمایندگان مجلس، استادان دانشگاهی با سابقه اجرایی و دانش پژوهان خط مشی انجام شده است. فرایند تحلیل شامل سه مرحله آماده سازی، سازمان دهی و گزارش دهی بوده و در نهایت با استخراج چهار مقوله اصلی (ساختاری و نهادی، شناختی و رفتاری، سیاسی و انتخاباتی و محیطی و زمینه ای) الگوهای جامع و چندبُعدی انفعال دولت تحلیل و تبیین شده است. یافته ها: دلایل انفعال دولت در ۴ مقوله اصلی و ۲۰ زیرمقوله شناسایی شد. در خصوص مؤلفه های ساختاری و نهادی، ناکارآمدی بوروکراسی، چسبیدگی به رویه های سنتی، وابستگی به سیستم های تاریخی و کاغذبازی، ناهماهنگی بین نهادهای دولتی و تداخل وظایف، به عنوان مهم ترین عوامل دخیل در ایجاد شرایط انفعال مطرح شده است. همچنین، نظام انتفاعات و تعارض منافع در محیط های دولتی، انگیزه های فردی و گروهی برای حفظ منافع خاص و جلوگیری از تحولات ساختاری را تقویت می کند. در بُعد شناختی و رفتاری، سوگیری های روانی مانند اجتناب از سرزنش، ریسک گریزی، سوگیری خوش بینانه به وضعیت موجود، میان بُرهای شهودی و نقص در ظرفیت تحلیل مسائل، باعث تثبیت نگرش مقابل تغییر و تشکیل چرخه ای از پاس کاری در میان خط مشی گذاران شده است. علاوه براین، در سطح سیاسی و انتخاباتی، محاسبات کوتاه مدت به دلیل فشارهای انتخاباتی، پوپولیسم، موضوع زدایی و نزدیکی سیاستی، به اتخاذ تصمیمات نمایشی وعدم ورود به عرصه های بلندمدت و اقدامات بنیادی منجر شده است. در نهایت، عوامل محیطی، از جمله بحران ها و بلایای طبیعی، شرایط اقلیمی و ژئوپلیتیکی، فشارهای بین المللی و رسانه ای، زمینه ای برای ناتوانی دولت در پاسخ گویی سریع به تحولات ایجاد کرده است. نتیجه گیری: انفعال خط مشی، یک پدیده چندبعدی و متأثر از تعامل عوامل ساختاری/نهادی، شناختی/رفتاری، سیاسی/انتخاباتی و محیطی/زمینه ای است. این انفعال نه تنها مانع پاسخ گویی به موقع به نیازهای اساسی جامعه می شود، بلکه مستلزم بررسی دقیق و بازنگری در رویه ها و ساختارهای اداری، بهبود قابلیت های تحلیلی و ارتقای هماهنگی بین نهادهای مختلف دولتی است. همچنین باید به سوگیری های موجود در فرایند اتخاذ تصمیم ها توجه ویژه شود تا سیاست مداران با بهره گیری از داده های دقیق و چارچوب های تحلیلی جامع، بتوانند علاوه بر کاهش ریسک های کوتاه مدت، چشم انداز بلندمدتی برای حل مسائل بنیادی ارائه دهند. از این رو، اصلاح روند عمل دولت و تغییر نگرش به انفعال، ضمن ایجاد فضای دانشی و فرهنگی مناسب، می تواند به ارتقای کارایی و مشروعیت نظام بینجامد. یافته ها همچنین نشان می دهد که طراحی استراتژی های اصلاحی متکی بر تقویت هماهنگی داخلی، کاهش تضاد منافع و پذیرش ریسک های منطقی، ضرورت دارد تا علاوه بر بهبود پاسخ گویی به مسائل فوری، بتوان از بروز پیامدهای بلندمدت ناشی از انفعال جلوگیری کرد. این پژوهش در نهایت، چارچوبی تحلیلی برای درک بهتر علل بی عملی دولت ارائه می دهد که می تواند راه گشای تحول در خط مشی گذاری های عمومی، به ویژه در کشورهایی با ساختارهای پیچیده و چالش های چندبُعدی باشد.
۲۰۹۷.

تأثیر انتخابات ریاست جمهوری بر ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری در شرکت های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۳
موضوع و هدف مقاله: این پژوهش باهدف بررسی تأثیر نوسان مالی و سیاسی بر ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری با تأکید بر نقش نوع مالکیت انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر ازنظر روش شناسی توصیفی همبستگی است و از روش تحقیق شبه تجربی و پس رویدادی برای تحلیل داده ها استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1392 تا 1402 می باشد. از میان این شرکت ها، با استفاده از روش نمونه گیری غربالگری، تعداد 151 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش رگرسیون چندمتغیره در سطح اطمینان 95 درصد و با بهره گیری از نرم افزار استاتا انجام شد. یافته های پژوهش: نتایج تحقیق نشان داد که انتخابات ریاست جمهوری بر ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری تأثیر معناداری دارد که این تأثیر به صورت مستقیم بوده است. در شرکت های دولتی این ارتباط تضعیف میشود و در سال های قبل انتخابات و سال انتخابات ریاست جمهوری،ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری کاهش می بابد. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: این نتایج می تواند به تصمیم گیری های مالی و سرمایه گذاری در بازارهای مالی کمک کند و همچنین در طراحی سیاست های اقتصادی و مالی مؤثر در محیط های با نوسان سیاسی بویژه در شرکت های دولتی مفید واقع شود. واژه های کلیدی: ارتباط اطلاعات حسابداری، انتخاب ریاست جمهوری، شرکت دولتی. طبقه بندی موضوعی: G18-M48-M41
۲۰۹۸.

تحلیل آینده نگر پیشران های موثر بر گسترش انرژی های تجدیدپذیر در برنامه هفتم توسعه با رویکرد سیاست گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۰
برنامه هفتم توسعه جمهوری اسلامی ایران ابزاری کلیدی برای دستیابی به اهداف بلندمدت اقتصادی، اجتماعی و علمی محسوب می شود. برنامه هفتم توسعه جمهوری اسلامی ایران در انرژی های تجدیدپذیر، تلاش دارد تا با به کارگیری ظرفیت های علمی و فناورانه، بسترهای لازم برای تحقق توسعه پایدار و افزایش توانمندی های ملی را فراهم کند. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی پیشران های موثر جهت اجرای موثر برنامه هفتم توسعه در حوزه انرژی های تجدیدپذیر بر پایه روش تحلیل اثرات متقاطع می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از حیث روش پیمایشی در سطح اکتشافی صورت گرفته است. در پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات کتابخانه ای پیشرانها شناسایی شده و از نرم افزار میک مک جهت بررسی تاثیرگذاری و تاثیرپذیری پیشران ها بر یکدیگر بهره گرفته شده است. 40 عامل از طریق مطالعات کتابخانه ای شناسایی و طبقه بندی شده که در 5 گروه به تایید خبرگان رسیده است و درجه اهمیت آنها توسط خبرگان بین 0 تا 3 در نظر گرفته شد. خبرگان پژوهش شامل پژوهشگران و اساتید دانشگاهی بودند که در حوزه سیاست گذاری و حکمرانی تجربه علمی و عملی داشتند. برای نمونه گیری از روش هدفمند گلوله برفی استفاده شد که یک روش نمونه گیری غیر تصادفی است. پیشران های شناسایی شده عبارت است از: (1) فناوری ها (2) سیاست ها و حمایت ها (3) اقتصادی و تجاری (4) محیط زیست و منابع طبیعی (5) مدیریت و بهینه سازی انرژی. لذا سیاست گذاران و دستگاه های اجرایی می توانند با در نظر گرفتن ابعاد فوق، برنامه هفتم توسعه در حوزه علم و فناوری را به طور موثری اجرا نمایند.
۲۰۹۹.

بررسی تقویت ماندگاری صادرات از طریق مشارکت در زنجیره ارزش جهانی: مورد مطالعه صنایع لبنی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۳
در سال های اخیر، پدیده جهانی شدن و شکل گیری زنجیره های ارزش جهانی ساختار تجارت بین الملل را دگرگون کرده و نقش کشورها را از صادرکنندگان صرف کالاهای نهایی به مشارکت کنندگان در فرآیند جهانی تولید تغییر داده است. در این چارچوب، ماندگاری صادرات به عنوان شاخصی کلیدی برای سنجش موفقیت صادرات پایدار، اهمیت فزاینده ای برای کشورها یافته است. با توجه به اهمیت صنعت لبنیات در صادرات غیرنفتی ایران و بروز چالش هایی همچون ناپایداری بازارهای مورد نظر، هدف این پژوهش بررسی تأثیر مشارکت در زنجیره های ارزش جهانی بر ماندگاری صادرات شرکت های لبنی ایرانی است. در این راستا، تحلیل نقش متغیرهای میانجی چون کیفیت محصول، دسترسی به فناوری و سرمایه، تنوع بخشی جغرافیایی و عضویت در توافق نامه های تجاری، و همچنین متغیرهای تعدیل گر مانند پیچیدگی محصول، عمودی بودن صنعت و نهایی بودن کالا نیز مورد توجه قرار گرفته اند. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، تحلیلی با رویکرد کمّی است. به منظور آزمون فرضیه ها، از روش معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته ای بود که با استفاده از پیشینه پژوهش و مطالعات نظری تدوین شده و همچنین روایی محتوایی این پرسشنامه با استفاده از نظر تعدادی از خبرگان سنجیده شد. جامعه آماری شرکت های لبنی ایران و نمونه آماری شامل 12 شرکت فعال در این صنعت می باشد و داده ها از مدیران، کارشناسان این شرکت ها (در مجموع 96 پاسخ دهنده) گردآوری شده است. همچنین در این پژوهش تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SmartPLS انجام شده است. نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که مشارکت در زنجیره های ارزش جهانی تأثیر مثبت و معناداری بر ماندگاری صادرات دارد. همچنین مشخص شد که برخی متغیرهای میانجی مانند دسترسی به فناوری و سرمایه، کیفیت محصول و تنوع بخشی جغرافیایی در انتقال این اثر نقش معناداری ایفا می کنند. همچنین عضویت در توافق نامه های تجاری نیز به عنوان متغیر میانجی (واسط)، مسیر اثرگذاری GVC را بر ماندگاری صادرات تقویت می کند. از سوی دیگر، متغیرهای تعدیل گری چون پیچیدگی محصول، عمودی بودن صنعت و نهایی بودن کالا، اثرگذاری معناداری بر رابطه بین مشارکت در GVC و ماندگاری صادرات نداشتند. یافته های پژوهش نشان می دهد که مشارکت در زنجیره های ارزش جهانی، به ویژه از مسیر بهبود کیفیت محصول، افزایش دسترسی به فناوری و توسعه بازارهای صادراتی، می تواند نقشی کلیدی در پایداری صادرات صنایع لبنی ایران ایفا کند. در عین حال، عدم معناداری برخی متغیرهای تعدیل گر نظیر پیچیدگی محصول و عمودی بودن صنعت بیانگر آن است که ساختار زنجیره تأمین و ویژگی های تکنولوژیکی محصولات لبنی در ایران نیازمند بازنگری و ارتقاء هستند. بر این اساس، تدوین راهبردهای صادراتی مبتنی بر ارتقاء مشارکت در GVC ها، توسعه زیرساخت های فناوری و ارتقاء استانداردهای کیفی می تواند در تقویت موقعیت ایران در بازارهای صادراتی مؤثر واقع شود
۲۱۰۰.

استراتژی معاملات زوجی با یادگیری ماشینی در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۱
هدف: جهت استفاده از کاربردهای هوشمندانه مالی در فرآیند طاقت‌فرسای شناسایی اوراق بهادار از نقطه‌نظر ارزش‌گذاری در تصمیم‌گیری معاملات با توجه به ایده قیمت‌گذاری نسبی، داشتن یک استراتژی قوی نسبت به شرایط مختلف بازار سرمایه پیشنهاد می‌شود. علاقه مشارکت‌کنندگان بازار به مدل‌های معاملاتی کمی، منجر به افزایش استفاده از استراتژی‌های آربیتراژ آماری، از جمله معاملات زوجی شد که طی دو مرحله، شناسایی دو ورقه بهادار (یک زوج) و کشف بی‌نظمی در شکاف قیمتی بین آن‌ها (انجام معامله) است. روش‌شناسی پژوهش: از یادگیری ماشینی می‌توان برای تعیین فضای جست‌وجو جهت گروه‌بندی اوراق بهادار مرتبط در خوشه‌ها و شناسایی زوج‌های برتر درون آن‌ها استفاده نمود. از طرفی پس از یافتن شکاف قیمتی زوج‌ها، امکان دارد حتی پس از باز کردن یک موقعیت در بازار، واگرایی وجود داشته باشد و احتمالا سرمایه‌گذار شاهد کاهش ارزش سبدش باشد. در این مورد می‌توان از یک مدل معاملاتی مبتنی بر پیش‌بینی سری‌زمانی استفاده نمود تا ضمن افزایش بازده، تعداد روزهای کاهش ارزش سبد کاهش یابد. یافته‎ها: در خوشه‌بندی با استفاده از مدل OPTICS، شاهد تعداد معاملات کم‌تری (4) در ازای شناسایی درصد بالاتر زوج‌های سودآور (100) همراه با نسبت شارپ بالاتر (10.25) بودیم. با استفاده از یادگیری عمیق و مدل LSTM در ارایه سیگنال‌های معاملاتی، نتایج خاطرنشان می‌سازند این مدل در مقایسه با مدل استاندارد پایه، در بازار سرمایه ایران چندان موفق عمل نکرده است. اصالت/ارزش‌افزوده علمی: تواتر زمانی 5دقیقه‌ای داده‌ها، بازده‌های خالص با احتساب هزینه‌های معاملاتی و استفاده از یادگیری ماشینی برای هر دو مرحله این استراتژی، از موارد نوآورانه این مقاله است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان