ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۵۸٬۹۹۰ مورد.
۲۰۰۱.

واکاوی نقش سرمایه فکری در ارتقاء کارایی زنجیره ارزش، افزایش جریان های نقدی و کاهش ریسک ورشکستگی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۱
در شرایط اقتصادی پیچیده و مدرن کنونی، شرکت هایی می توانند به مزیت رقابتی دست پیدا کنند که علاوه بر دارایی های مشهود از دانش، تجربه و توانایی های کارکنان بهره بیشتری ببرند. شرکت هایی که سرمایه فکری بالاتری دارند می توانند با بهره گیری از همه توانمندی های خود، استراتژی مطلوبی برای موفقیت شرکت اتخاذ کنند و ضمن بهبود عملکرد شرکت به نتایج عملیاتی پایدار دست پیدا کنند. بر این اساس، ابتدا میزان کارایی زنجیره ارزش شرکت با استفاده از تابع مرزی تصادفی اندازه گیری شده و سپس، تأثیر سرمایه فکری بر کارایی زنجیره ارزش، جریان های نقدی و ریسک ورشکستگی آن بررسی شده است. اگرچه جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده است، اما با توجه به محدودیت هایی که برای دستیابی به نتایج قابل اتکای پژوهش اعمال شده است با استفاده از غربالگری تعداد 142 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شده که داده های آن ها در دوره زمانی یازده ساله از سال 1392 تا سال 1402 موردبررسی قرار گرفته است. فرضیه های پژوهش نیز با استفاده مدل سازی معادلات ساختاری توسط نرم افزار SmartPLS موردبررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش در سطح اطمینان 95 درصد نشان داد، سرمایه فکری شرکت بر کارایی زنجیره ارزش و جریان های نقدی آن تأثیر مثبت دارد، اما بر ریسک ورشکستگی شرکت تأثیر منفی دارد. از طرفی، کارایی زنجیره ارزش، جریان های نقدی را افزایش می دهد، درحالی که ریسک ورشکستگی شرکت را کاهش می دهد. نتایج پژوهش حاضر می تواند برای پژوهشگران در پژوهش های آتی، برای تحلیلگران و سرمایه گذاران در پیش بینی قیمت سهام بر اساس ارزیابی جامع سرمایه و منابع شرکت، برای مدیران در جهت برنامه ریزی، تدوین و تغییر استراتژی شرکت و هم چنین برای دولت مردان در جهت دهی به بازار سرمایه مفید باشد.
۲۰۰۲.

تأثیر فرهنگ سازمانی بر حکمرانی خوب در ادارات ورزش و جوانان با توجه به نقش میانجی ساختار سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۱
این پژوهش به منظور تأثیر فرهنگ سازمانی بر حکمرانی خوب در ادارات ورزش و جوانان با توجه به نقش میانجی ساختار سازمانی طراحی و اجرا شده است. نوع این تحقیق توصیفی و کاربردی است و به لحاظ روش گردآوری داده ها، از رویکرد پیمایشی استفاده گردیده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان ادارات ورزش و جوانان در استان های جنوب شرقی ایران می باشد (497 نفر). نمونه گیری به روش کل شمار انجام شد. در این پژوهش، برای اندازه گیری متغیرهای اصلی، از پرسشنامه های استاندارد استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها نیز با تأیید شش تن از اساتید مدیریت ورزشی مورد ارزیابی قرار گرفت و روایی سازه نیز از طریق تحلیل عاملی مرتبه اول و دوم تأیید گردید. برای بررسی پایایی ابزارها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار آن برای تمامی متغیرها بیشتر از 0.70 به دست آمد و به همین دلیل تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده با نرم افزار PLS Smart استفاده شد. نتایج نشان داد ساختار سازمانی به عنوان یک عامل تأثیرگذار، با ضریب تأثیر 0.331 و فرهنگ سازمانی با ضریب تأثیر آن 0.712 بر حکمرانی خوب تأثیر دارند. همچنین نتایج آزمون سوبل که نقش میانجی ساختار سازمانی را در ارتباط بین فرهنگ سازمانی و حکمرانی تأیید گردید. این یافته ها نشان می دهند که برای بهبود حکمرانی خوب در ادارات ورزش و جوانان، توجه به توسعه فرهنگ سازمانی و ساختارهای سازمانی مؤثر امری حیاتی است. بنابراین، ارتقاء فرهنگ سازمانی که بر همکاری، شفافیت و پاسخگویی تأکید دارد، می تواند به بهبود فرآیندهای تصمیم گیری و در نهایت به ارتقای کیفیت حکمرانی کمک کند.
۲۰۰۳.

تأثیر معاملات با اشخاص وابسته و اجزای آن بر بهای خدمات حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۵
مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر معاملات با اشخاص وابسته بر بهای خدمات حسابرسی انجام شده است. بر اساس نظریه تضاد منافع، این معاملات ممکن است به صورت فرصت طلبانه مورداستفاده قرار گیرند و ریسک ذاتی شرکت ها را افزایش دهند. ازاین رو، پژوهش حاضر به تحلیل رابطه بین اجزای مختلف این معاملات، شامل خرید، فروش، تسهیلات و مبالغ دریافت و پرداخت، با میزان حق الزحمه حسابرسی می پردازد. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و با رویکرد پس رویدادی است که بر داده های مالی ۱۲۷ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲ متمرکزشده است. اطلاعات موردنیاز از منابع مالی رسمی جمع آوری شده و با استفاده از مدل های رگرسیونی پانلی تحلیل شده است. نتایج نشان داد که معاملات با اشخاص وابسته ارتباط مستقیم و معناداری با حق الزحمه حسابرسی دارند. به طور خاص، افزایش مبلغ خرید، فروش، تسهیلات و دریافت ها و پرداخت های فی مابین با افزایش هزینه های حسابرسی همراه بوده است. این نتایج تأیید می کند که پیچیدگی و حجم بالای معاملات با اشخاص وابسته موجب افزایش ریسک حسابرسی و درنتیجه، افزایش هزینه های مرتبط با آن می شود. بر اساس یافته های پژوهش، شرکت هایی که حجم بیشتری از معاملات با اشخاص وابسته دارند، هزینه های حسابرسی بالاتری متحمل می شوند. این افزایش هزینه به دلیل نیاز به بررسی دقیق تر، افزایش ریسک تحریف صورت های مالی، و تلاش بیشتر حسابرسان برای ارزیابی صحت اطلاعات گزارش شده است. بنابراین، کاهش معاملات با اشخاص وابسته می تواند به مدیریت بهتر هزینه های حسابرسی کمک کند. پژوهش حاضر با بررسی تفکیکی اجزای معاملات با اشخاص وابسته (خرید، فروش، تسهیلات مالی و دریافت و پرداخت های فی مابین) و تأثیر آن ها بر بهای خدمات حسابرسی، دیدگاهی دقیق تر نسبت به رابطه میان این متغیرها ارائه می دهد. درحالی که اغلب مطالعات پیشین صرفاً به بررسی اثر کلی این معاملات پرداخته اند، پژوهش حاضر با لحاظ متغیرهای کنترلی متنوع و دوره زمانی ده ساله، تحلیلی جامع تر ارائه کرده است. نتایج حاصل می تواند در بهبود تصمیم گیری حسابرسان، ارتقای شفافیت مالی و مدیریت هزینه های حسابرسی مؤثر واقع شود.
۲۰۰۴.

ارزیابی کارایی ارائه محصول تامین مالی زنجیره ای به مشتریان بر مدیریت نقدینگی و ریسک بانک های تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۴
در سال های اخیر، تأمین مالی زنجیره ای به عنوان ابزاری کلیدی برای تسهیل جریان های فیزیکی، اطلاعاتی و مالی در زنجیره های تأمین در سطح جهانی موردتوجه قرارگرفته و نقش آن در افزایش سودآوری و بهبود عملکرد زنجیره به اثبات رسیده است. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان تاثیر محصول تامین مالی زنجیره ای بر مدیریت نقدینگی و ریسک در بانک های تجاری است. پرسشنامه ها به 150 نفر از مدیران و کارشناسان بانک های تجاری (شامل؛ تجارت، سپه و شهر) به روش نمونه گیری در دسترس توزیع گردید. سپس، داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای اس پی اسس و استاتا تجزیه وتحلیل شد. در این فرآیند، از ابزارهایی همچون ضریب همبستگی و آزمون های آماری برای بررسی روابط بین متغیرها استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان می دهند که در تأمین مالی زنجیره ای، ریسک های مختلفی وجود دارند که به طور قابل توجهی بر عملکرد بانک ها تأثیر می گذارند. این ریسک ها شامل مشکلات فناوری مانند نقص های سخت افزاری و امنیتی، خطاهای اطلاعاتی، مشکلات بین نهادی، ریسک های عملیاتی و ریسک های اعتباری هستند. هر یک از این ریسک ها می توانند چالش های قابل توجهی برای شناسایی و مدیریت مؤثر ریسک ها در سیستم های مالی ایجاد کنند. به طورکلی، تمامی ریسک های مطرح شده تأثیر منفی و معناداری بر عملکرد بانک ها دارند. از میان این ریسک ها، ریسک فناوری بیشترین تأثیر منفی را بر نقدینگی و کارایی عملیاتی دارد، درحالی که ریسک های اطلاعات نادرست، بین نهادی، عملیاتی و اعتباری نیز به ترتیب بر کیفیت خدمات، هماهنگی زنجیره تأمین، هزینه های عملیاتی و سودآوری بانک ها تأثیرگذار هستند.
۲۰۰۵.

پایداری محیطی در عمل: عملکرد رهبری مولد و سبزشویی در بهبود عملکرد زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۹
هدف این پژوهش بررسی تأثیر افکار پایداری محیطی بر عملکرد زیست محیطی با بررسی نقش تعدیل گری سبزشویی و نقش میانجی گری رهبری مولد است. این پژوهش از نظر روش تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی بوده و از نظر گردآوری داده ها از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران کسب و کارهای کوچک و متوسط ایران است. حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 396 نفر از مدیران رده میانی و عالی رتبه برآورد شد. در نهایت پرسشنامه استانداردی بر اساس طیف لیکرت توزیع و جمع آوری شد و با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و SMART PLS4 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از تأثیر مثبت و معنی دار افکار پایداری محیطی بر عملکرد زیست محیطی است. همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد که رهبری مولد این ارتباط را میانجی گری می کند و سبزشویی این ارتباط را تعدیل نمی کند. با توجه به نتایج این پژوهش، شرکت ها می توانند با ایجاد و توسعه افکاری که موجب پایداری محیطی می شوند، عملکرد منفی زیست محیطی خود را کاهش داده و در جهت حفظ محیط زیست گام هایی را بردارند که رهبری مولد می تواند در اجرای این امر تأثیرگذار باشد. از سویی دیگر این پژوهش می تواند برای سیاست گذاران این امر مفید بوده و با ایجاد درک و بینش ی در این خصوص آن ها را راهنمایی کند.
۲۰۰۶.

تحلیل و پیش بینی تصمیم های استخدامی با استفاده از یادگیری ماشین و یادگیری عمیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۴۰
هدف: هدف این مقاله، بررسی استفاده از یادگیری ماشین و الگوریتم های یادگیری عمیق برای پیش بینی نتایج تصمیم های استخدام است. انتخاب نیروی انسانی مناسب، یکی از مسائل مهم و اساسی در همه سازمان ها و نهادهاست که بر ویژگی های عملکرد و بهره وری تأثیر مستقیمی دارد. از آنجایی که فرایند استخدام بسیار پیچیده و پیش بینی موفقیت در استخدام دشوار است، استفاده از تکنیک های مدرن مانند یادگیری ماشینی و یادگیری عمیق، برای بهبود دقت و صحت انتخاب پیشنهاد می شود. هدف این پژوهش بررسی توانایی این تکنیک ها برای کمک به سازمان ها در اتخاذ تصمیم های استخدامی بهتر و دور نگه داشتن آن ها از تصمیم گیری های پُرهزینه است. روش: در این پژوهش از داده های مختلف شامل سن، تحصیلات، سابقه کار، توانایی های فنی و مهارت ها و ویژگی های شخصیتی متقاضیان شغل استفاده شد. این داده ها به کمک الگوریتم های یادگیری ماشین و یادگیری عمیق، برای پیش بینی احتمال موفقیت متقاضیان در مشاغل مختلف تجزیه وتحلیل شدند. مدل های طبقه بندی برای شبیه سازی رفتارهای استخدام و پیش بینی تصمیم ها در سطوح مختلف ویژگی و به عنوان بخشی از مدل های یادگیری ماشین استفاده شد. علاوه براین، رابطه بین ویژگی های متقاضی و نتایج استخدام از طریق مدل های یادگیری عمیق، برای شناسایی هرگونه روابط غیرخطی و پیچیده مورد بررسی قرار گرفت. مدل ها روی تمام داده های به دست آمده از منابع مورد اعتماد و بازبینی شده ای به دقت پردازش شدند، آموزش دیدند و ارزیابی شدند.   یافته ها: نتایج این مطالعه نشان می دهد که استفاده از یادگیری ماشینی و مدل های یادگیری عمیق، در افزایش دقت پیش بینی تصمیم های استخدامی تأثیر بسزایی دارد. در بین مدل های ارزیابی شده، الگوریتم کتبوست (CatBoost) بهترین عملکرد را داشت و به صحت 9533/0، دقت 9540/0 ، بازیابی 8925/0 و امتیاز F1 برابر با 9222/0 دست یافت که به طور چشمگیری از سایر الگوریتم ها بهتر بود. به طور مشابه، مدل های جنگل تصادفی (Random Forest) و اکس جی بوست (XGBoost) نیز عملکرد خوبی داشتند و به ترتیب به دقت 9213/0 و 9500/0 دست یافتند. نتایج تحلیل ویژگی ها نشان داد که مهارت های فنی، استراتژی استخدام و امتیاز مصاحبه، مهم ترین عوامل مؤثر در تصمیم گیری استخدام بودند. علاوه براین، مدل های یادگیری جمعی، به ویژه کتبوست، قادر بودند اثرهای پیچیده تر ویژگی های شخصیتی متقاضیان را شناسایی کنند؛ در حالی که مدل های یادگیری ماشین سنتی قادر نبودند آن را درک کنند. نتیجه گیری: در این مطالعه استفاده از یادگیری ماشین و یادگیری عمیق برای کمک به تصمیم گیری بهتر درباره انتخاب نیروی کار نشان داده شده است. کتبوست بهترین عملکرد را داشت؛ زیرا می توانست روابط پیچیده تر و غیرخطی تر بین ویژگی های متقاضی و نتایج استخدام را شبیه سازی کند. این الگوریتم ها باعث کاهش هزینه ها، بهبود کیفیت استخدام و بهره وری سازمان می شوند. با این حال، برای دستیابی به بهترین نتایج، سازمان ها باید با دقت و به طور مداوم، داده های متقاضی را جمع آوری و پردازش کنند و به طور منظم، مدل های یادگیری ماشین را برای حفظ و بهبود دقت پیش بینی ها با تغییر بازار کار به روز کنند.
۲۰۰۷.

نقش اشتیاق شغلی بر رابطه اخلاق حرفه ای حسابرسان با عملکرد شغلی و اشتراک گذاری دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۹
با توجه به اینکه اخلاق حرفه ای و جو اخلاقی می توانند بر کیفیت برآیندهای سازمانی اثرگذار باشند، هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر اخلاق حرفه ای بر عملکرد شغلی و تمایل به اشتراک گذاری دانش حسابرسان با نقش تعدیلی اشتیاق شغلی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه حسابرسان(حسابداران رسمی)، به تعداد 3152 نفر بود. تعداد 347 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برای جمع آوری داده ها انتخاب شدند. برای سنجش اشتیاق شغلی کارکنان ازپرسشنامه استاندارد اسچافل و باکر (2006)، پرسشنامه اخلاق حرفه ای عزیزی (1389)، اشتراک دانش از پرسشنامه هوی و همکاران (2010) و عملکرد شغلی بر اساس عملکرد وظیفه ای بیرنه و همکاران(2005) و عملکرد زمینه ای کونوی(1999) استفاده شد. روش تحلیل داده ها، تحلیل آماری معادلات ساختاری می باشد. نتایج نشان داد، اخلاق حرفه ای حسابرسان بر عملکرد شغلی و اشتراک گذاری دانش تاثیر مثبت و معناداری دارد. رعایت اصول اخلاق حرفه ای بر عملکرد حسابرسان تاثیر بسزایی دارد. همچنین حسابرسان با تجربه و کارآمد، از لحاظ عملکردی، توانایی تحلیل، شناسایی و کشف تقلب، نس بت ب ه حسابرسانی که تازه وارد عرصه حسابرسی شده اند، برتری دارند. پایبندی به اصول اخلاقی منجر به نگرش مثبت حسابرسان نسبت به انتقال دانش و تجربه به دیگر حسابرسان شده و در رشد حرفه نقش بسزایی دارد. براساس یافته های پژوهش، اشتیاق شغلی تاثیر اخلاق حرفه ای بر عملکرد شغلی حسابرسان را تقویت می کند ولی بر رابطه اخلاق حرفه ای با تمایل به اشتراک گذاری دانش حسابرسان تاثیری ندارد.
۲۰۰۸.

واکاوی قابلیت های پویا در شرکت های دانش بنیان حوزه پالایشی صنعت نفت و گاز (با رویکرد ترکیبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۵۹
هدف: قابلیت های پویا به ظرفیت سازمان برای ایجاد، گسترش یا تغییر پایگاه منابع خود به طور هدفمند اشاره دارد. فرض اساسی چارچوب قابلیت های پویا این است که شایستگی های اصلی باید برای اصلاح موقعیت های رقابتی کوتاه مدت مورد استفاده قرار گیرد که می تواند برای ایجاد مزیت رقابتی بلندمدت استفاده شود. در تمام کشورهای جهان صنعت نفت و گاز هر کشور نقش مهمی در اقتصاد و رشد آن دارد و ما در عصری هستیم که تغییرات سریع جهانی و نوآوری های تکنولوژیکی رخ می دهد و پالایشگاه های نفت و گاز تحت تاثیر این تغییرات قرار می گیرند. دیدگاه قابلیت های پویا با هدف تبیین چگونگی دستیابی و حفظ مزیت های رقابتی شرکت های دانش بنیان به ویژه در محیط های ناپایدار، نامشخص، پیچیده و مبهم ایجاد شده است.صنایع نفت و گاز سهم قابل توجهی از اقتصاد ملی ایران را به خود اختصاص و توسعه و پیشبرد این صنعت نقش مهمی در رشد اقتصادی کشور ایفا می کند. بنابراین با توجه به اهمیت این صنایع در پیشبرد اهداف کشور، شناسایی قابلیت های پویا مختص این صنایع اهمیت دو چندان پیدا می کند. هدف این مطالعه پرداختن برای درک بهتر قابلیت های پویا و ادغام یافته های تجربی پراکنده با تئوری با معرفی یک طبقه بندی جامع و ملموس است که مبتنی بر بررسی ادبیات نظام مند تحقیقات تجربی به همراه مولفه-های شناسایی شده حاصل از مصاحبه با خبرگان شرکت های دانش بنیان صنایع نفت و گاز کشور است.
۲۰۰۹.

سنجش نگرش جامعه میزبان به توسعه گردشگری در مناطق خشک (مطالعه موردی: شهرستان طبس)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۳۸
یکی از عوامل موثر در توسعه گردشگری، توجه به جامعه میزبان در محیط های گردشگری و میزان رضایتمندی و خشنودی آنها از این فعالیت است. روابط بین جامعه محلی و گردشگران در یک مقصد بسیار پیچیده است و می تواند چالش های زیادی را برای ذینفعان ایجاد کند. سنجش نگرش و دیدگاه های جامعه میزبان نسبت به تاثیرات و نتایج گردشگری، در برنامه ریزی های مرتبط با گردشگری ضروری است. شهرستان طبس، با داشتن جاذبه های گردشگری طبیعی و انسانی، از مقصدهای گردشگری کشور به شمار می رود. در این پژوهش به سنجش و تحلیل نگرش های جامعه میزبان شهرستان طبس نسبت به گردشگری و پیامدهای آن پرداخته شده است. پژوهش از نوع کاربردی بوده و جامعه آماری آن، ساکنین محلی و نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران برابر با 347 نفر است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون ها و تحلیل های آماری شامل آزمون های سنجش معناداری، رگرسیون و همبستگی، استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که ساکنین شهرستان طبس، گرایش و نگرش مثبتی در رابطه با گردشگران و توسعه گردشگری در این شهرستان دارند. از دیدگاه جامعه میزبان ورود گردشگر به شهرستان طبس سبب افزایش فرصت های شغلی (60/3) افزایش درآمد (55/3) و افزایش تنوع شغلی (25/3) می شود. همچنین نگرش مردم نسبت به گردشگری در ابعاد زیست محیطی، کالبدی و اجتماعی - فرهنگی نیز تقریبا مثبت بوده و معتقدند که در مجموع گردشگری تاثیرات مثبتی بر جامعه داشته است.
۲۰۱۰.

بررسی تأثیر قابلیت های دیجیتال، شبکه ای و نوآوری بر چابکی و عملکرد کسب وکارهای کوچک و متوسط با نقش تعدیل گر منابع مالی در دسترس کارآفرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه: محیط کسب‌وکار ایران با عدم قطعیت‌ها و تلاطم‌های خاصی همراه است. کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در این محیط برای بقا و رشد به قابلیت‌ها و توانمندی‌هایی نیاز دارند که شناخت آن‌ها می‌تواند به بهبود عملکرد کمک کند. لذا، هدف این پژوهش بررسی تأثیر قابلیت‌های فناوری دیجیتال، شبکه‌های خارجی و ظرفیت نوآوری بر چابکی سازمانی و ارتباط آن با عملکرد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی نقش تعدیل‌گر منابع مالی در دسترس کارآفرین بر رابطه عوامل مؤثر بر چابکی می‌پردازد. این پژوهش تلاش می‌کند تا مدلی مفهومی برای چابکی و عوامل اثرگذار بر آن ارائه دهد. نتایج این تحقیق می‌تواند برای کارآفرینان و مدیران کسب‌وکارهای کوچک و متوسط مفید باشد. روش‌شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت کمی و از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل شرکت‌های کوچک و متوسط در شهر تهران با تعداد کارکنان بین ۱۰ تا ۲۴۹ نفر بود. پرسشنامه آنلاین به بنیان‌گذاران، مدیران ارشد یا اعضای هیئت‌مدیره ۳۵۰ شرکت ارسال شد و در نهایت، ۲۰۷ پرسشنامه صحیح و کامل جمع‌آوری گردید. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه‌های استانداردی است که متغیرهای پژوهش شامل قابلیت‌های فناوری دیجیتال، شبکه روابط خارجی، ظرفیت نوآوری، چابکی سازمانی، عملکرد و منابع مالی در دسترس کارآفرین را اندازه‌گیری کرد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزارهای SmartPLS و SPSS انجام شد. یافته‌ها: نتایج این پژوهش نشان داد که قابلیت‌های فناوری دیجیتال، شبکه روابط خارجی و ظرفیت نوآوری در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تأثیر مثبت و معناداری بر چابکی سازمانی دارد. افزون بر این، چابکی سازمانی بر عملکرد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تأثیر مثبتی دارد. یافته‌های این پژوهش از نقش تعدیل‌گری منابع مالی در دسترس کارآفرین در رابطه میان قابلیت‌های فناوری دیجیتال و ظرفیت نوآوری بر چابکی سازمانی حکایت دارد. نتیجه‌گیری / دستاوردها: این پژوهش بر اهمیت تقویت قابلیت‌های فناوری‌های دیجیتال، شبکه روابط خارجی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط و ظرفیت نوآوری آن‌ها تأکید دارد. از سوی دیگر، منابع مالی در دسترس کارآفرین را در این نوع از کسب‌وکارها برای بهبود تأثیرگذاری قابلیت‌های فناوری دیجیتال و ظرفیت نوآوری بر چابکی توصیه می‌نماید که یافته‌ای جدید در این حوزه به‌شمار می‌رود. در واقع، کارآفرینان برای تبدیل بهتر قابلیت‌های دیجیتال و ظرفیت نوآوری به چابکی نیاز به دسترسی به منابع مالی مازادی دارند که به‌سرعت برای اجرای تصمیمات آن‌ها در اختیارشان باشد. دستاوردهای این پژوهش از یک‌سو برای کارآفرینان و مدیران کسب‌وکارهای کوچک و متوسط قابل استفاده است تا بتوانند قابلیت‌های مورد نیاز برای چابکی و عملکرد بهتر را در کسب‌وکار خود ایجاد نمایند و از سوی دیگر، به سیاست‌گذاران ایده‌هایی برای بهبود عملکرد و چابکی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در محیط پرتلاطم و پیچیده کسب‌وکار ایران ارائه می‌کند.
۲۰۱۱.

ارائه مدل کارآمدی شوراهای محلی در مدیریت پایدار روستایی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۱
قرارگیری بیش از 30 درصد جمعیت کشور در مناطق روستایی و مواجه با تأثیرات تغییرات اقلیمی، کاهش منابع و نابرابری‌های اجتماعی، ضرورت تقویت شوراهای محلی را نشان می‌دهد. توسعه پایدار صرفاً به منابع طبیعی یا اقتصادی وابسته نیست؛ بلکه به توانایی مدیریت مؤثر نیز متکی است. برای مواجهه با این چالش‌ها، بهره‌گیری از یک رویکرد جامع به توسعه یعنی توسعه دیجیتال در مدیریت نیاز است. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل نظری-الگوریتمی کارآمدی شوراهای محلی در مدیریت پایدار روستایی مبتنی بر هوش مصنوعی انجام شد. این پژوهش از نظر پارادایم تفسیر-انتقادی، از نظر رویکرد آمیخته، از نظر روش جمع‌آوری داده‌ها توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری بخش کیفی مقالات مرتبط بود که با روش مرور حیطه‌ای، 25 مقاله انتخاب شد. مضامین با تکنیک تحلیل مضمون شناسایی شد. جامعه آماری بخش کمی، دهیاران و اعضای شوراهای محلی استان مازندران بودند. به‌صورت هدفمند و در دسترس، 20 نفر از اعضای شوراها انتخاب شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته، داده‌های میدانی و داده‌های ثانویه از 20 روستای در دسترس جمع‌آوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه با شاخص‌های مقادیر CVR و CVI، و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تاییدی و اکتشافی، پایایی با آزمون آلفای کرونباخ تایید شد. با استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی (شبکه عصبی، تحلیل چندمعیاره، رگرسیون فازی)، با تمرکز بر 3 محور بخش مدیریت پایدار (کشاورزی هوشمند، مدیریت منابع آب، انرژی‌های تجدید پذیر) مدل‌سازی کمی و پیش‌بینی الگوهای مدیریت پایدار روستایی در این 3 محور انجام شد. اعتبار مدل کمی با شاخص‌های آماری تایید شد. مدل نظری شامل 4 مضمون سازمان دهنده، 10 مضمون پایه و 28 کد بود. مدل نظری نشان داد کارآمدی شوراها با تقویت 4 عملکرد تصمیم‌گیری، پیش‌بینی، تقویت مشارکت، نظارت و ارزیابی ارتقا می‌یابد. این 4 عملکرد می‌تواند با بهره‌گیری از فرصت‌هایی که هوش مصنوعی ایجاد می‌کند، تقویت شود. مدل الگوریتمی نشان داد که از نظر دهیاران و شوراها، مدیریت منابع آب نسبت به کشاورزی هوشمند و انرژی تجدید پذیر اولویت دارد. نتایج این پژوهش نشان داد که هوش مصنوعی می‌تواند کارآمدی شوراهای محلی را در مدیریت پایدار به‌طور معناداری افزایش دهد. این نتایج ضمن همسویی با نتایج پژوهش‌های پیشین، با ترکیب دو مدل نظری و الگوریتمی، مدلی بومی ارائه داد. این مدل پیوند بین مفاهیم مدیریتی و فناورانه را ایجاد کرد که این ادغام سبب ارائه مدل یکپارچه شد که نسبت به روش مدیریت سنتی که دهیاران و شوراها قبلا داشته‌اند می‌تواند دقت و جامعیت بیشتری به تصمیمات و عملکرد آن‌ها برای ارائه خدمات روستایی و به‌ویژه مدیریت منابع آب بدهد.
۲۰۱۲.

نقش استراتژی های مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۳
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش استراتژیهای مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین صورت پذیرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث جمع آوری داده ها توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران شرکت های توزیع کننده نهاده های دامی در کشور (۳۰۰ نفر) می باشد، روش نمونه گیری سرشماری در دسترس است که با استفاده از پرسشنامه حاصل شده است، پرسشنامه این پژوهش از چهار بعد پایداری زنجیره تأمین، استراتژی های مدیریت تقاضا، پایداری شرکت و عملکرد شرکت تشکیل شده است. آزمون فرضیات با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری برمبنای روش حداقل مربعات جزئی و تجزیه وتحلیل داده های این پژوهش با استفاده از نرم افزار Smart PLS ورژن ۳ صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که استراتژی های مدیریت تقاضا بر پایداری و عملکرد شرکت تأثیرگذار است. همچنین مشخص گردید که پایداری زنجیره تأمین بر پایداری شرکت تأثیر می گذارد. نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین بر استراتژی های مدیریت تقاضا و پایداری و عملکرد شرکت اثبات گردید.
۲۰۱۳.

طراحی مدل رفتارشهروندی سازمانی پایدار در نظام بانکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۲
هدف این تحقیق طراحی مدل رفتارشهروندی سازمانی پایدار در نظام بانکی کشور می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع پژوهش های اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کارشناسان و کارکنان است که تجربه همکاری با پایداری سازمان را دارند, می باشد که نمونه آماری با توجه به نامحدود بودن جامعه, حجم نمونه از فرمول 5q<n<15q محاسبه شد و تعداد 384 نفر در نظر گرفته شد. نمونه گیری در این پژوهش بهصورت تصادفی می باشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و PLS انجام گرفت. یافته ها نشان داد که مدل مناسب رفتارشهروندی سازمانی پایداردرنظام بانکی منطبق بر الگوی پارادایمی شامل شش متغیر اصلی شرایط عِلّی، شرایط زمینه های، شرایط مداخله ای، راهبردها، پیامدها و پدیده محوری بوده و دارای 18 شاخص می باشد. مدل پارادایمی پژوهش بر اساس راهبرد نظریه داده بنیاد نمایش داده شده است که شامل 5 شاخص در متغیر اصلی «شرایط عِلّی» و زیرمجموعه سه مقوله، عوامل فردی، عوامل سازمانی قرار می گیرند. متغیر اصلی «شرایط زمینه ای» و یک مقوله توسعه مهارت ها، در متغیر اصلی «شرایط مداخله گر» یک مقوله ابزارها و منابع پایدار و مقوله عوامل سازمان-محور، رفتارشهروندی سازمانی پایداردر متغیر اصلی «راهبردها» رهبری تحول ساز محیطی در متغیر اصلی «پیامدها» عملکرد پایدار سازمانی می باشد و شاخص کلی برازش (GOF) عددی برابر 6534/0 به دست آمد که نشان از برازش کلی قوی مدل پژوهش دارد.
۲۰۱۴.

الزامات، چالش ها و پیامدهای اطمینان بخشی گزارشگری پایداری با روش تحلیل مؤلفه های اصلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۷
مسئولیت شرکت ها در قبال مسائل پایداری در سال های اخیر به دلیل فجایعی از جمله آلودگی و تخریب لایه اوزون توجه زیادی را در سطح جهانی به خود جلب کرده است. در این میان، تقاضا برای شرکت ها جهت پاسخگویی به عملکرد پایداری خود، همراه با رشد همزمان در اطمینان بخشی گزارش پایداری آغاز شده است. از این رو، این پژوهش درصد است به الزامات، چالش ها و پیامدهای اطمینان بخشی گزارشگری پایداری با روش تحلیل مولفه های اصلی در ایران از نظر صاحب نظران و خبرگان حرفه بپردازد. این پژوهش از طریق پرسشنامه با 151 خبره و صاحب نظر که شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه ، کارکنان سازمان حسابرسی و شاغلین در حرفه حسابرسی بودند، در سال 1403 انجام شد. داده های حاصل با روش تحلیل مولفه های اصلی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان داد که در میان مولفه های مربوط به الزامات اطمینان بخشی گزارشگری پایداری، مولفه های «تشویق»، «فرهنگ» و «قانون» ؛ همچنین در میان مولفه های مربوط به چالش ها، مولفه های «زیرساخت و فناوری»، «هزینه» و «فرهنگ» ؛ و در نهایت، در میان مولفه های مربوط به پیامد ها، مولفه های «عملکرد و ارزش شرکت»، «پیامدهای منفی» و «محیط زیست» به ترتیب در اولویت اول تا سوم قرار می گیرند. این پژوهش به بهبود آگاهی همه ذینفعان در مورد روندها در زمینه تأیید اطلاعات در زمینه توسعه پایدار کمک می کند.
۲۰۱۵.

تدوین مدل بومی شاخصه های ارزیابی آمادگی صادرات برای شرکت های کوچک و متوسط ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف: در سالیان اخیر اهمیت شرکت های کوچک و متوسط به عنوان رکن اصلی اقتصاد کشورها بر همگان روشن شده است. صادرات به عنوان یکی از استراتژی های این قبیل شرکت ها برای توسعه بازار، بیشتر برای بقا و بین المللی شدن مطرح شده است؛ اما شرکت های کوچک و متوسط به دلیل محدودیت هایی که دارند، کمتر از شرکت های بزرگ در این امر امکان موفقیت دارند، از این رو هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل بومی شاخصه های ارزیابی آمادگی صادرات برای شرکت های کوچک و متوسط ایران می باشد.روش پژوهش: مطالعه حاضر با استفاده از روش آمیخته (نظریه پردازی داده بنیاد به منظور نظریه سازی و آزمون نظریه با استفاده از مدل معادلات ساختاری) به ایجاد الگویی برای ارزیابی آمادگی صادرات شرکت های کوچک و متوسط می پردازد. در فاز نظریه پردازی 25 مصاحبه با افراد واجد شرایط انجام گرفت و الگوی مدنظر بر اساس 6 مقوله اصلی و 25 مقوله فرعی ساخته شد. سپس آزمون های مختلف آماری جهت تأیید مدل از ابعاد مختلف بر روی 198 نمونه انجام گرفت.یافته ها: کشف و شناسایی شاخصه های ارزیابی آمادگی صادراتی در شرکت های کوچک و متوسط ایرانی، در این پژوهش مورد حصول قرار گرفت.نتیجه گیری: شرکت های کوچک و متوسط باید حساسیت خود را نسبت به کسب اطلاعات بالا ببرند تا بتوانند از فرصت های صادراتی بهترین بهره را ببرند. از طرفی اخذ استانداردها و گواهی نامه های بین المللی هم برای بازار داخلی کشور جذاب است و هم برای موفقیت در بازارهای خارجی بسیار تأثیرگذار است، بنابراین، با توجه به اهمیت آن ها می بایست نسبت به اخذ آن ها تلاش مجدانه ای صورت گیرد.
۲۰۱۶.

ساخت و اعتباریابی پرسشنامه ذهنیت فلسفی به منظور تبیین کارکردهای فلسفه اسلامی در سیستم های کسب و کار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۸۴
پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابی پرسشنامه ذهنیت فلسفی به منظور تبیین کارکردهای فلسفه اسلامی در سیستم های کسب و کار با استفاده از روش دلفی و میانگین سازی به اجرا درآمده است. برای این منظور از تعداد 72 نفر متخصص فلسفه تعلیم و تربیت که از اساتید دانشگاه های استان تهران هستند، 12 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به پرسشنامه اولیه ای که بر اساس مطالعه منابع، پرسشنامه های موجود در ایران و خارج از کشور و نظر کارشناسان فلسفه تعلیم و تربیت در 108 گویه تهیه شده بود، پاسخ داده شد. در این پژوهش مقدماتی پرسشنامه ای 72 گویه ای شامل 12 شاخص برای 3 مؤلفه جامعیت، انعطاف پذیری و تعمق با ضریب آلفای کرونباخ 90/0 استحصال شد. خروجی SPSS برای پایایی بعد جامعیت 82/0، انعطاف پذیری 81/0 و تعمق 77/0 می باشد. در مجموع نتایج نشان داد که این پرسشنامه دقت و کیفیت اندازه گیری ابعاد سه گانه ذهنیت فلسفی را بیشتر از پرسشنامه های موجود دارد. در مجموع نتایج نشان داد که این پرسشنامه دقت و کیفیت اندازه گیری ابعاد سه گانه ذهنیت فلسفی را بیشتر از پرسشنامه های موجود دارد.
۲۰۱۷.

طراحی و تبیین مدل عوامل مؤثر بر توسعه مسکن شهری مبتنی بر عوارض کسب و کار (مطالعه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۳
این پژوهش با هدف طراحی مدل عوامل مؤثر بر توسعه مسکن شهری مبتنی بر عوارض کسب وکار در شهر مشهد انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه ذینفعان حوزه مسکن شهری مشهد، از جمله مدیران، کارشناسان، سرمایه گذاران و کسبه بود. در فاز کیفی، نمونه گیری به صورت هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی و حداکثر تنوع برای انتخاب 30 خبره انجام شد، در حالی که در فاز کمّی، حجم نمونه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده و با استفاده از فرمول کوکران، 384 نفر تعیین گردید. پژوهش حاضر از طرح ترکیبی اکتشافی متوالی بهره برده است. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شده و با روش تحلیل مضمون در نرم افزار NVivo 12 مورد بررسی قرار گرفته اند. در بخش کمّی، داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری و با به کارگیری نرم افزارهای SPSS 26 و SmartPLS 3 تحلیل شدند.یافته های پژوهش نشان می دهد که وابستگی 80 درصدی درآمد شهرداری به عوارض کسب وکار تأثیر قابل توجهی بر توسعه مسکن شهری در مشهد دارد. از سوی دیگر، عوامل سیاستی، به ویژه ناهماهنگی اسناد بالادستی، با ضریب تأثیر 0.42 یکی از مهم ترین موانع پیشبرد برنامه های مسکن محسوب می شود. سوداگری زمین نیز به عنوان یک عامل مخرب در فرآیند توسعه مسکن شناسایی شده که مانع از تخصیص بهینه زمین به پروژه های مسکونی می شود. علاوه بر این، پژوهش موفق به شناسایی 15 مضمون سازمان دهنده و 45 مضمون پایه شد که به عنوان عوامل کلیدی در شکل گیری وضعیت موجود بازار مسکن شهری نقش دارند. مدل ارائه شده با ساختار چهارسطحی (سیاستی، مدیریتی، عملیاتی و محیطی) به خوبی سلسله مراتب تأثیر عوامل مؤثر بر توسعه مسکن شهری را نمایش می دهد. بررسی نتایج نشان می دهد که برای حل این چالش ها، بازنگری اساسی در نظام عوارض کسب وکار، کاهش موازی کاری سازمانی و تحول دیجیتال در فرآیندهای مدیریتی ضروری است. مدل ارائه شده می تواند به عنوان یک چارچوب مؤثر در سیاست گذاری مسکن در کلان شهرهای با شرایط مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
۲۰۱۸.

تبیین ظرفیت های نقاشی قهوه خانه ای در تقویت تجربه گردشگری هنری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۵
زمینه و هدف : این مقاله با هدف تبیین ظرفیت های نقاشی قهوه خانه ای در پیوند با گردشگری هنری ایران، می کوشد از منظری زیبایی شناختی و فرهنگی به امکان بهره برداری از این هنر برای ارتقاء تجربه گردشگران توجه کند. روش شناسی : مطالعه حاضر به صورت کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دو اثر شاخص از نقاشی قهوه خانه ای— «نبرد رستم و دیو سپید» و «مصیبت کربلا» —با رویکرد تحلیل بصری و روایی و چارچوب نظری ابن هیثم در سه سطح حس، تمایز و قضاوت مورد بررسی قرار گرفته اند. تجربه گردشگران نیز در قالب سه تیپ فرهنگی فرضی (گردشگر ایرانی، غربی و شرقی) بازسازی شده تا نحوه ادراک آثار از منظر زمینه های فرهنگی گوناگون بررسی شود. در این چارچوب، به جای استفاده از ابزارهای کمی، از تحلیل نظری بهره گرفته شده که با هدف تبیین مفهومی ادراک زیبایی شناختی مبتنی بر چارچوب فلسفی انجام گرفته است. یافته ها : نتایج نشان می دهد نقاشی قهوه خانه ای از طریق عناصر بصری چون رنگ های زنده، ترکیب بندی های پویا و روایت های فرهنگی و مذهبی، قابلیت خلق تجربه ای چندلایه را برای گردشگران داراست. ادراک مخاطبان از این آثار به شدت وابسته به زمینه فرهنگی آن هاست. گردشگران ایرانی با درکی عمیق تر از نمادها، تجربه ای احساسی تر و فرهنگی تر دارند؛ درحالی که گردشگران خارجی عمدتاً بر جذابیت بصری تمرکز می کنند. این امر اهمیت بهره گیری از واسطه های فرهنگی مانند راهنماهای تخصصی، فناوری های تعاملی و روایت های چندزبانه را برجسته می کند. نتیجه گیری و پیشنهادات : برای بهره برداری مؤثر از نقاشی قهوه خانه ای در گردشگری هنری، پیشنهاد می شود طراحی مسیرهای تعاملی، تورهای روایت محور، کارگاه های مشارکتی و استفاده از واقعیت افزوده در دستور کار قرار گیرد. چارچوب ادراکی ابن هیثم می تواند مبنایی برای طراحی تجارب بصری-فرهنگی غنی فراهم کند. نوآوری و اصالت : پژوهش حاضر الگویی مفهومی برای تحلیل تجربه گردشگری هنری از طریق هنرهای سنتی ارائه داده است. بهره گیری از نظریه ادراک بصری ابن هیثم در تبیین تعامل میان اثر هنری، بستر فرهنگی و درک مخاطب، نوآوری اصلی این پژوهش محسوب می شود که می تواند مبنای مطالعات نظری و میدانی آتی قرار گیرد.
۲۰۱۹.

ارائه مدل ارتقاء توان رزمی ارتش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر تأمین مالی مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۵
ارتقاء توان رزمی در نیروهای مسلح از اهداف راهبردی و مهم برای کشور ها به شمار رفته و تامین مالی مطلوب همواره برای تحقق این هدف به عنوان یک عامل حیاتی و تاثیرگذار مورد توجه بوده است. لذا هدف از این پژوهش ارائه مدل ارتقاء توان رزمی ارتش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر تأمین مالی مطلوب می باشد. تحقیق حاضر، یک تحقیق آمیخته (کمی کیفی)، توصیفی،-پیمایشی با ماهیت کاربردی و از لحاظ زمانی مقطعی می باشد. جامعه آماری پژوهش ارتش جمهوری اسلامی ایران می باشد . در این پژوهش برای گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای، برای تحلیل آنها از پرسشنامه دلفی فازی و فرایند تحلیل رتبه ای است. نتایج تحقیق نشان داد که به طور کلی سه رویکرد دولت محور، مبتنی بر مشارکت عمومی – خصوصی و رویکرد مبتنی بر برون سپاری و خصوصی سازی برای تأمین مالی ارتش جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. طبق مدل استخراج شده، مهم ترین مؤلفه های دولت محور عبارتند از: تهاتر دارایی های راکد با بنگاه های اقتصادی زود بازده(تولیدی، خدماتی، بازدگانی) و کسب درآمد از محل آموزش و یاددهی فنون نظامی (المللی). در رویکرد مشارکت دولت با بخش خصوصی مهمترین مؤلفه ها عبارتند از، تولیدات دانش بنیان و بهره برداری از آنها با مشارکت بخش خصوصی، برون سپاری و ایجاد تامین مالی از طریق اوراق مشارکت. و مهمترین مؤلفه های برون سپاری و خصوصی سازی عبارت اند از: خدمات آموزشی، بهداشتی، نظامی در راستای کسب درآمد در بیرون از سازمان، ایجاد توانایی جدید در دارایی و امکانات، لذا استفاده از مؤلفه های به دست آمده در تامین مالی آجا، علاوه بر افزایش توان رزمی می تواند در شکوفایی اقتصادی کشور نیز کمک می نماید.
۲۰۲۰.

بررسی تأثیر انعطاف پذیری مالی و توانایی مدیریتی بر نوسان پذیری بازده سهام با مداخله ریسک نکول شرکت (با رویکرد رفتار دینامیکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۰
هدف: هدف این پژوهش، بررسی تأثیر انعطاف پذیری مالی و توانایی مدیریتی بر نوسان پذیری بازده سهام با مداخله ریسک نکول شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روش خطی و غیرخطی (رویکرد رفتارهای دینامیکی) است. روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، برای اندازه گیری انعطاف پذیری مالی از میانگین ۵ شاخص (نسبت وجه نقد به کل دارایی ها، نسبت دارایی های جاری به کل دارایی ها، نسبت دارایی های مشهود به کل دارایی ها، نسبت دارایی های نامشهود به کل دارایی ها و نسبت سرمایه به کل دارایی ها)، برای اندازه گیری توانایی مدیریتی از تکنیک تحلیل پوششی داده ها و برای اندازه گیری ریسک نکول شرکت از شاخص فالمر استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ است. ۸۲ شرکت، به عنوان نمونه انتخاب شد. فرضیه ها با استفاده از رگرسیون خطی آزمون شدند. یافته ها: نتایج حاکی از این است که تأثیر انعطاف پذیری مالی و توانایی مدیریتی بر نوسان پذیری بازده سهام شرکت ها معنادار است و ریسک نکول شرکت، تأثیر انعطاف پذیری مالی و توانایی مدیریتی بر نوسان پذیری بازده سهام را تعدیل می کند، همچنین، بر اساس بررسی مدل به روش غیرخطی مشخص شد که نمای لیاپانوف (LyE) برای تمامی متغیرها مثبت است و این نشان می دهد که متغیرهای سیستم در مسیرهای بی نهایت نزدیک، به طور سریع از یکدیگر جدا می شوند و در سیستم آشوب رخ می دهد. این موضوع را می توان چنین تحلیل کرد که انعطاف پذیری مالی، توانایی مدیریتی و ریسک نکول، بر نوسان پذیری بازده سهام تأثیر دارند؛ اما در آینده ممکن است این متغیرهای مستقل و تعدیلگر تأثیری بر متغیر وابسته نداشته باشند. از طرفی دیگر، ضرایب آنتروپی نمونه نیز نشان می دهد که انعطاف پذیری مالی در ریسک نکول، میزان تغییرات نوسان پذیری بازده سهام را پیش بینی نمی کند؛ ولی توانایی مدیریتی در ریسک نکول، میزان تغییرات نوسان پذیری بازده سهام را پیش بینی می کند. ضریب آلفا DFA نیز نشان می دهد که انعطاف پذیری مالی و توانایی مدیریتی و همچنین، انعطاف پذیری مالی در ریسک نکول و توانایی مدیریتی در ریسک نکول با نوسان پذیری بازده سهام، هم بستگی قوی دارند. ضریب بُعد هم بستگی نشان می دهد که انعطاف پذیری مالی، کمترین و توانایی مدیریتی، بیشترین میزان هم بستگی را با نوسان پذیری بازده سهام دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، می توان گفت که با افزایش انعطاف پذیری مالی سال قبل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، بر میزان نوسان پذیری بازده سهام سال جاری این دسته از شرکت ها افزوده می شود. همچنین، با افزایش ریسک نکول شرکت ها، تأثیر توانایی مدیریتی بر میزان نوسا ن پذیری بازده سهام سال جاری آن ها، کاهش می یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان