مقالات
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدیریت پسماند بیمارستانی به دلیل ماهیت عفونی و خطرناک، از چالش های مهم نظام سلامت است و بی خطرسازی آن علاوه بر پیامدهای بهداشتی و زیست محیطی، هزینه زیادی ایجاد می کند. با وجود اجرای این خدمات به صورت برون سپاری یا درون سپاری، شواهد کافی برای مقایسه اقتصادی و تعیین روش کم هزینه تر وجود ندارد. این پژوهش با هدف مقایسه اقتصادی دو روش بی خطرسازی پسماند در بیمارستان های منتخب یزد انجام شد. روش ها: این مطالعه ارزشیابی اقتصادی جزئی از نوع تحلیل هزینه بود که در چهار بیمارستان دولتی شهر یزد انجام شد. داده ها با فرم پژوهشگرساخته از طریق مصاحبه با کارشناسان و بررسی اسناد مالی گردآوری شد. هزینه ها به صورت کل سالانه، به ازای هر کیلوگرم پسماند و به ازای هر تخت فعال محاسبه شد. تحلیل ها با نرم افزار Excel 2016 صورت گرفت. یافته ها: بیمارستان "الف" با 432000 کیلوگرم پسماند در سال بیشترین حجم تولید را داشت. بیشترین پسماند به ازای تخت فعال در بیمارستان "د" (917/2 کیلوگرم در سال) مشاهده شد. از نظر هزینه کل سالانه و هزینه به ازای هر تخت فعال، به ترتیب بیمارستان "الف" و بیمارستان "د" (حدود ۴ میلیون ریال) بیشترین هزینه را داشتند. بالاترین هزینه به ازای هر کیلوگرم پسماند در بیمارستان "ج" با 51527 ریال ثبت شد. تفاوت هزینه ها میان دو روش از نظر آماری معنادار بود(p<0.05). نتیجه گیری: یافته ها نشان داد روش برون سپاری بی خطرسازی پسماندهای بیمارستانی از نظر هزینه مقرون به صرفه تر از روش دولتی است. بااین حال، استفاده نادرست از برون سپاری می تواند موجب آسیب و هزینه های اضافی شود. انجام مطالعه های مقدماتی و رعایت گام های مدیریتی پیشنهادی مانند مراحل ده گانه مؤسسه گارتنر پیش از اجرای برون سپاری توصیه می شود.
تعیین حداقل مجموعه داده برای پیاده سازی سامانه ثبت زنان مبتلا به ویروس پاپیلومای انسانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ویروس پاپیلومای انسانی یکی از شایع ترین ویروس ها در سطح جهان است که نقشی مهم در بروز سرطان دهانه رحم دارد. ثبت داده های مرتبط با این ویروس از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا می تواند در کنترل عفونت نقش مؤثری ایفا کند. این مطالعه با هدف تعیین حداقل مجموعه داده برای پیاده سازی سیستم ثبت زنان مبتلا به ویروس پاپیلومای انسانی در ایران انجام شد. روش ها: این پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی است که در سال ۱۴۰۴ در سه مرحله انجام شد. در مرحله اول، عناصر داده مرتبط از طریق بررسی متون علمی و پرونده پزشکی بیماران مراجعه کننده به بیمارستان کوثر در نیمه اول سال 1404 استخراج شد. در مرحله دوم، حداقل داده در یک جلسه گروه متمرکز با حضور پنج متخصص (انکولوژیست زنان، بهداشت باروری و مدیریت اطلاعات سلامت) طبقه بندی شد. در مرحله سوم، پرسشنامه دلفی طراحی و در اختیار ۲۰ نفر از متخصصان مرتبط قرار گرفت. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و نرم افزار اکسل تحلیل شد. یافته ها: از 160 عنصر داده در مجموعه اولیه، 110 عنصر در دور اول دلفی و 20 عنصر در دور دوم دلفی به توافق جمعی بیش از 75 درصد دست یافتند. 30 عنصر داده نیز با توافق کمتر از 50 درصد حذف شدند. در مجموع، 130 عنصر داده در پنج رده اصلی جمعیت شناختی، سابقه بیمار، اطلاعات بالینی، اطلاعات آزمایشگاهی و پیگیری نهایی شد. نتیجه گیری: ثبت کامل داده های مربوط به ویروس پاپیلومای انسانی می تواند امکان ارزیابی الگوهای انتقال ویروس، شناسایی جمعیت در معرض خطر، پایش تمام ابعاد مرتبط با پیشگیری و مراقبت را فراهم کند. با توجه به لزوم حفظ محرمانگی و امنیت داده های مربوط به بیماران مبتلا به ویروس پاپیلومای انسانی ضروری است اطلاعات هویتی بیماران به کدهای رمزگذاری شده تبدیل شوند.
الگوی روابط علی عوامل موثر بر حکمرانی خوب در نظام سلامت ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حکمرانی خوب در نظام سلامت نقشی بنیادین در بهبود کیفیت خدمات، افزایش عدالت و ارتقای بهره وری ایفا می کند. شناسایی عوامل مؤثر بر حکمرانی خوب و درک روابط علت و معلولی میان آن ها چالشی اساسی در سیاست گذاری سلامت است. این مطالعه با هدف بررسی الگوی روابط علت و معلولی میان عوامل تأثیرگذار بر حکمرانی خوب در نظام سلامت ایران انجام شد. روش: این مطالعه با رویکرد ترکیبی کیفی-کمی انجام شد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ متخصص دانشگاهی و مدیران نظام سلامت جمع آوری و با تحلیل مضمون بررسی شدند. در بخش کمی، با استفاده از روش DEMATEL، روابط علی بین مؤلفه های شناسایی شده تحلیل شد. یافته ها: تحلیل کیفی نشان داد حکمرانی خوب در نظام سلامت ایران تحت تأثیر هفت بعد کلیدی شامل اثربخشی، کارایی، عدالت، شفافیت و پاسخگویی، مشارکت، قانونی بودن و رهبری است. تحلیل DEMATEL نشان داد «پاسخگویی سریع» بیشترین تأثیر را در نظام حکمرانی دارد ولی «بهینه سازی فرآیندها و استفاده از فناوری» بیشترین وابستگی را دارد. همچنین، مولفه هایی مانند تحقق هدف، رضایت بیماران و بهره وری به عنوان عوامل علّی، و زیرساخت، شفافیت تصمیم گیری و رهبری راهبردی به عنوان عوامل وابسته شناسایی شدند. نتیجه گیری: ضرورت تمرکز بر شتاب بخشی به سازوکارهای پاسخگویی، افزایش بهره وری، توسعه زیرساخت ها و بهینه سازی فرآیندهای سلامت از طریق فناوری از نکات کلیدی چارچوب پیشنهادی است. این چارچوب ابزاری کاربردی برای سیاست گذاران برای تدوین اصلاحات موثر به شمار می آید تا نظام سلامت ایران در مقابله با چالش ها کاراتر و عادلانه تر عمل نماید.
برآورد بار اقتصادی بیماری های غیرواگیر؛ برگرفته از مطالعه کوهورت شمال شرقی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماری های غیرواگیر به یکی از مهمترین بحران های سلامت جهانی تبدیل شده اند و حدود 71 درصد از کل مرگ ومیرها در سراسر جهان را به خود اختصاص می دهند. این روند به ویژه در کشورهای با درآمد کم و متوسط نگران کننده تر است. هدف این مطالعه برآورد بار اقتصادی اختلالات عصبی منتخب و دیابت در میان شرکت کنندگان مطالعه کوهورت سبزوار در شمال شرقی ایران بود. روش ها: در این مطالعه، بار اختلالات عصبی و دیابت در کوهورت سبزوار در استان خراسان رضوی با جمعیتی بیش از 370 هزار نفر بررسی و داده های ۴۲۴۱ فرد بزرگسال تحلیل شد. بار بیماری ها با استفاده از شاخص سال های تعدیل شده عمر بر اساس ناتوانی و مرگ (DALY) و بار اقتصادی با رویکرد سرمایه انسانی و بر مبنای تولید ناخالص داخلی سرانه ایران برآورد شد. یافته ها: سردردهای مزمن و سپس صرع و دیابت بیشترین بار بیماری را ایجاد می کنند . زنان به طور ملموسی بیشتر تحت تأثیر این بیماری ها بودند. همچنین، عوامل اجتماعی اقتصادی مانند نرخ بالای بی سوادی و بیکاری به عنوان عوامل محتمل مؤثر بر وضعیت سلامت در جمعیت مورد مطالعه مطرح می شوند. بیشترین بار اقتصادی نیز مربوط به سردردهای مزمن، صرع و دیابت بود. نتیجه گیری: بار اقتصادی تحمیل شده به دنبال بیماری های مورد مطالعه قابل توجه است و بر ضرورت راهبردهای مؤثر پیشگیری و مدیریت بیماری ها تأکید می کند. برای کاهش تاثیر فزاینده بیماری های غیرواگیر در جمعیت های آسیب پذیر به مداخلات هدفمند سلامت عمومی در برگیرنده عوامل جمعیت شناختی، اجتماعی اقتصادی و جنسیتی نیاز است.
موانع دسترسی افراد دارای معلولیت به خدمات در ایران: مرور دامنه ای و گفتمان ذی نقشان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افراد دارای معلولیت با موانع متعددی برای دسترسی به خدمات روبه رو هستند. بنابراین، لازم است با آگاهی از شواهد، موانع دسترسی و استفاده از خدمات برای افراد دارای معلولیت شناسایی شود و رفع آنها در دستور کار سیاست گذاران قرار گیرد. هدف از انجام این مطالعه، ترکیب شواهد موجود درباره موانع افراد دارای معلولیت برای دریافت خدمات در ایران و راه کارهای پیشنهادی بود. روش اجرا: پژوهش شامل دو مرحله متوالی بود. ابتدا مرور دامنه ای با انتخاب کلیدواژه های مناسب و جستجو در پنج پایگاه انگلیسی و دو پایگاه فارسی انجام شد. جستجو، غربالگری و استخراج داده ها با توجه به معیارهای ورود توسط یک نفر انجام گرفت. از 7985 مطالعه، 82 مورد به مرور وارد شد. داده های استخراج شده به طور داستان وار و در قالب جداول تحلیل شد. در مرحله دوم برای تکمیل یافته های مرور، جلسه گفتمان ذی نقشان با حضور 14 نفر از مطلعین ، برگزار شد. یک نفر تسهیل گر بی طرف جلسه را به مدت دو ساعت مدیریت کرد. در جلسه، یافته های مرور ارایه و بحث شد. یادداشت برداری و ضبط جلسه با رضایت شرکت کنندگان انجام و داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شد. یافته ها: 71 مطالعه (86درصد) انگلیسی و 44 مطالعه (53درصد) بعد از سال 2021 انجام شده بود. هدف اصلی در 67 مطالعه، شناسایی موانع دسترسی و ارائه راه کارها بود. یافته های مرور و گفتمان ذی نقشان منجر به شناسایی هفت طبقه اصلی موانع و راه کارها (شامل موانع فردی، اجتماعی فرهنگی، اطلاعاتی ارتباطی، اقتصادی، مدیریتی سازمانی، فیزیکی محیطی و سیاستی قانونی) شد. نتیجه گیری: برای بهبود دسترسی افراد دارای معلولیت به خدمات، پیشنهاد می شود سیاست گذاران توسعه زیرساخت های فیزیکی و تجهیزاتی مناسب، ایجاد فرصت های شغلی، توانمندسازی حرفه ای افراد دارای معلولیت، افزایش آگاهی عمومی و تقویت حمایت های قانونی را در برنامه های گسترش رفاه اجتماعی در اولویت قرار دهند.
نقش ها و مهارت های مورد نیاز دانش آموختگان کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کتابداران پزشکی برای ارائه نقش های جدید حاصل از تحولات و روندهای نوظهور نیازمند توانمندی ها و مهارت های جدیدی در برنامه آموزشی خود هستند. هدف از انجام این مطالعه، شناسایی نقش ها و مهارت های مورد نیاز دانش آموختگان کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی در ایران بود. روش ها: این مطالعه کیفی با روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. نمونه گیری به صورت هدفمند از بین اعضای هیأت علمی، مدیران و سیاست گذاران، دانش آموختگان و دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای رشته کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی انتخاب شدند (35 نفر). داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA و تحلیل محتوای کیفی مرسوم تحلیل و دسته بندی شدند. یافته ها: تحلیل داده ها موجب شناسایی چهار نقش اصلی شامل نقش های پژوهشی، اجرایی-مدیریتی، آموزشی، و فناوری و اطلاع رسانی سلامت شامل 36 نقش فرعی شد. همچنین، پنج حیطه مهارتی شامل مهارت های پژوهشی، عمومی، آموزشی، اجرایی-مدیریتی، و فناوری و اطلاع رسانی سلامت شامل 17 مهارت فرعی شناسایی شد. نتیجه گیری: مهارت های شناسایی شده می تواند برای تدوین یا بازنگری برنامه های درسی مقطع کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی در جهت تحقق آموزش پاسخگو مورد استفاده سیاست گذاران و برنامه ریزان درسی قرار گیرد. همچنین، نقش های شناسایی شده در این مطالعه می تواند برای تعیین پست های سازمانی، شرح وظایف شغلی و شرایط احراز شغل برای کتابداران و اطلاع رسانان پزشکی مورد توجه برنامه ریزان حوزه مهندسی مشاغل قرار گیرد.
تأملی بر نقش ها و صلاحیت های فناورانه متخصصین کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی و فناوری اطلاعات سلامت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
بازنگری برنامه های درسی و آموزشی رشته های مختلف و تعریف یا بازتعریف صلاحیت ها، مهارت های حرفه ای، نقش ها و پست های سازمانی موضوعی رایج برای تمام رشته ها است. در مطالعه ای، صلاحیت های حرفه ای، نقش ها و ردیف های شغلی چون مدیر اطلاعات سلامت و کارشناس فناوری اطلاعات سلامت به عنوان بخشی از صلاحیت ها و ردیف های شغلی برای دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی مورد تاکید قرار گرفته است. رشته هایی مانند فناوری اطلاعات سلامت، مدیریت اطلاعات سلامت و انفورماتیک پزشکی به صورت رسمی و به طور مشخص برای پاسخ به نیازهای اجرایی، فنی، تحلیلی و مدیریتی داده ها/اطلاعات سلامت، و سامانه ها و فناوری های اطلاعات سلامت طراحی شده اند که لازم است این موضوع در تعریف مسئولیت های حرفه ای مدنظر پژوهشگران، دانش آموختگان و سیاست گذاران حوزه آموزش و منابع انسانی سلامت قرار گیرد.
ارزیابی عملکرد کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی ایران بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ارزیابی عملکرد سازمانی ابزاری مهم برای مدیریت کارآمد و پایش میزان تحقق اهداف راهبردی سازمان ها است. پژوهش حاضر با بهره گیری از مدل «کارت امتیازی متوازن»، در صدد ارزیابی عملکرد کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی ایران در سطح ملی بود. روش ها: این مطالعه در سال ۱۴۰۳ با رویکرد کمی و به روش پیمایش توصیفی در میان کتابداران شاغل در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، دو پرسشنامه خوداظهاری مخصوص کارکنان و مدیران بود که بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن کاپلان و نورتون بومی سازی شده اند. روایی پرسشنامه ها از طریق نظرات ۱۰ متخصص حوزه کتابداری و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ بررسی شد. کلیه مدیران و ۱۳۶ نفر از کتابداران وارد مطالعه شدند. پرسشنامه ها ابتدا از طریق ایمیل ارسال شدند و از طریق ایمیل یادآوری و تماس تلفنی پیگیری، جمع آوری و تحلیل شدند. یافته ها: تفاوت معنی داری بین دیدگاه مدیران و کارکنان از هر چهار منظر کارت امتیازی متوازن وجود داشت (P-Value=0.001). بیشترین میانگین در زمینه عملکرد مالی مربوط به دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان (میانگین 17) بود. دانشگاه علوم پزشکی فارسی بهترین نمرات را در سایر حوزه ها به ترتیب فرایندهای داخلی (36)، یادگیری و رشد کارکنان (28) و مشتری (17)، به دست آورد. نتیجه گیری: عملکرد کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی ایران از دیدگاه کارکنان و مدیران از منظر مؤلفه های مدل کارت امتیازی متوازن در سطح ضعیف و وضعیت نامطلوب قرار دارد. لازم است مدیران با بهره گیری از مدل کارت امتیازی متوازن در کتابخانه ها منجر به بهبود کیفیت خدمات و رضایت کاربران، افزایش کارایی داخلی، شفافیت و نوآوری شوند.